در پى قتل فجيع زنى سالخورده در شرق تهران، همسر وى به عنوان متهم به جنايت بازداشت شد و با اقرار به قتل به تشريح حادثه پرداخت. ساعت هفت صبح دوشنبه، ماموران كلانترى ۱۲۷ نارمك از طريق گزارش همكاران خود در مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ در جريان كشف جسد زنى حدودا ۶۰ ساله در جوى آبى واقع در ميدان نبوت خيابان بختيارى قرار گرفتند و بلافاصله طى تماسى با قاضى محمد شهريارى -بازپرس كشيك قتل پايتخت- وى را از اين حادثه باخبر كردند. به دنبال حضور بازپرس ويژه قتل به همراه اكيپى تخصصى از عوامل بررسى صحنه جرم در محل كشف جسد، يكى از تجمع كنندگان در آن منطقه كه خود را همسايه مقتوله معرفى مى كرد، گفت: ساعت ۵/۴ صبح كه براى خواندن نماز بيدار شدم شنيدم كه زن همسايه با فرياد مى گفت «حاجى ترا به خدا نزن» و بعد ديگر صدايى نشنيدم. پس از اظهارات اين زن، دخترى سراسيمه نزد بازپرس ويژه قتل آمد و به او گفت كه جسد پيرزن متعلق به مادر او به نام زهرا است و مادرش فقط به همسر خود «حاجى» مى گفته است. با به دست آمدن اين سرنخ و با توجه به آنكه خانواده مقتوله اظهار كردند پدرشان به گلپايگان رفته است، نيابت قضايى از سوى بازپرس جنايى تهران جهت بازداشت اين متهم صادر شد و نهايتا ماموران توانستند وى را بازداشت و صبح ديروز به مقام قضايى در دادسراى امور جنايى تهران تحويل دهند. اين مرد ۶۰ ساله به نام عباس با اعتراف به قتل، گفت: حدود ۲۰ سال بود كه با همسرم درگيرى داشتم. او مدام مى خواست بر من تسلط داشته باشد. به من و فرزندانم خيلى اهانت مى كرد. دوشنبه صبح از گلپايگان به تهران آمده بودم تا تكليف ملكى را كه بر سر آن با هم اختلاف داشتيم، روشن كنم. نيمه هاى شب در مورد خانه مشغول صحبت بوديم كه شروع به فحاشى كرد. من ديگر نتوانستم خودم را كنترل كنم و به همين دليل با چاقويى كه به همراه داشتم به جان او افتادم تا انتقام تمام مصيبت هايى را كه طى اين سال ها بر سر من و فرزندانم آورده بود، بگيرم. به همين خاطر بيش از ۲۰ ضربه به گلو و چانه اش وارد كردم و سپس جسدش را روى جدول كنار جوى آب انداختم. بعد لب جوى نشستم و با يك بطرى آب دست هايم را شستم. پس از آن چاقو را برداشتم و با يك اتوبوس از ترمينال به سمت گلپايگان رفتم. به گزارش ايسنا، در پى اعترافات تكان دهنده اين متهم به قتل براى وى به اتهام يك فقره قتل عمدى قرار بازداشت موقت از سوى قاضى شهريارى صادر شد و پرونده وى جهت تكميل تحقيقات در اختيار ماموران اداره دهم آگاهى قرار گرفت.
برگزارى اولين جلسه صلح و سازش در پرونده شهلا جاهد
اولين جلسه صلح و سازش در پرونده شهلا جاهد با حضور پدر، مادر و دو فرزند لاله سحرخيزان به همراه ناصر محمدخانى به عنوان ولى قهرى فرزند كوچكتر از سوى معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراى امور جنايى برگزار شد. قاضى فخر الدين جعفرزاده،سرپرست دادسراى امور جنايى تهران كه اولين قاضى رسيدگى كننده به پرونده قتل لاله سحرخيزان همسر ناصر محمدخانى بود در مورد جلسه صلح و سازش ديروز گفت: من زمانى به عنوان رئيس دادگاه رسيدگى كننده به پرونده شهلا جاهد وظيفه داشتم كه حقيقت را كشف كنم و با كمك خدا همين اتفاق افتاد و پس از شناسايى متهم به قتل بازسازى صحنه جنايت انجام شد كه اين بازسازى با همه قرائن موجود در پرونده منطبق بود. وى افزود: پس از طى مراحل مختلف قضايى و رسيدگى به اين پرونده در شعب ديوان عالى كشور و همچنين رسيدگى مجدد به اين پرونده در دادگاه بعثت، راى صادره قطعى شد و در حال حاضر به واحد اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران ارجاع شده است. معاون دادستان تهران خاطرنشان كرد: ما حسب وظيفه ذاتى خود مانند ساير پرونده هاى قتل از اولياى دم پرونده خواستيم كه در دادسرا حضور يابند تا ضمن گوشزد كردن حق قصاص براى آنها تلاش خود را جهت برقرارى سازش در پرونده و اخذ رضايت از اولياى دم آغاز كنيم. جعفرزاده با بيان اين كه اولياى دم بر قصاص شهلا جاهد اصرار دارند، اظهار كرد: به هر حال قصاص حق اولياى دم است و نمى توان اين حق شرعى و قانونى را ساقط كرد منتها تكليف ما دعوت به سازش است و از اولياى دم درخواست مى كنيم كه براى رضاى خدا اعلام رضايت كنند. سرپرست دادسراى امور جنايى تهران گفت: قطعا جلسات صلح و سازش ديگرى نيز برگزار خواهيم كرد. البته رويه جلسات صلح و سازش اين نيست كه محكوم عليها در آن حضور يابد اما اگر حضور شهلا جاهد مورد درخواست اولياى دم باشد او را نيز به جلسات دعوت مى كنيم. به گزارش ايسنا، مادر لاله سحرخيزان به عنوان يكى از اولياى دم اين پرونده با بيان اين كه مى خواهم شهلا اعدام شود، اظهار كرد: يكى از آرزوهاى بزرگ دو نوه من اين است كه از قاتل مادرشان انتقام بگيرند. وقتى اسم عفو و گذشت مى آيد، حالم بد مى شود. طولانى شدن پرونده شهلا، خيلى اذيت مان كرد. مگر شهلا از خون فرزند من گذشت كه ما بخواهيم از او بگذريم. ناصر محمدخانى نيز كه در اين پرونده به ولايت قهرى از عرفان محمدخانى فرزند لاله سحرخيزان حضور دارد، گفت: شهلا بايد قصاص شود و طولانى شدن اين پرونده نيز به دليل عملكرد خود شهلا بود. على محمدخانى فرزند ارشد لاله سحرخيزان نيز اظهار كرد: من صددرصد درخواست قصاص دارم و مى خواهم قاتل مادرم اعدام شود. همچنين عرفان محمدخانى فرزند كوچك لاله سحرخيزان كه ناصر محمدخانى به ولايت قهرى از وى تقاضاى قصاص شهلا را دارد، گفت: من چيزى جز قصاص قاتل مادرم نمى خواهم. قاضى عصمت الله جابرى داديار اجراى احكام و سرپرست واحد صلح و سازش دادسراى امور جنايى تهران نيز گفت: ما تلاش خود را جهت برقرارى سازش در اين پرونده ادامه خواهيم داد.
اعتراف تبهكاران به شكنجه وكيل
چهار اوباش اجيرشده كه يك وكيل دادگسترى را تا سرحد مرگ شكنجه كرده بودند در اداره آگاهى «زرنديه» استان مركزى لب به اعتراف گشودند. يك وكيل دادگسترى به نام «ج - ش» اول خرداد ۱۳۸۷ از دادگاه «زرنديه» بيرون رفته بود كه ناگهان چند مرد درشت اندام، راهش را بستند.آنان با قمه و قداره به جان مرد تنها افتادند، تا جايى كه مى توانستند شكنجه اش كردند و گريختند. «ج - ش» كه ۹ قسمت از بدنش شكسته و بى هوش بود با كمك يك رهگذر نيكوكار به نزديك ترين بيمارستان برده شد و با تلاش نفسگير پزشكان، معجزه آسا به زندگى برگشت. اين وكيل پس از بهبودى نسبى توضيح داد: عضو كانون وكلاى دادگسترى استان مركزى هستم و به دنبال اختلاف ملكى دو نفر با يك شركت كشت و صنعت وكيل مدافع شده بودم. وى اضافه كرد: آن روز قرار بود حكم خلع يد از ۱۰۰ هكتار زمين مرتبط با اين پرونده اجرا شود و از دادگاه خارج شده بودم تا به يكى از پاسگاه هاى «زرنديه» بروم كه چند نفر در ميدان مركزى شهرستان به من حمله كردند.در آن بين، مرگ را به چشم خود ديدم و هنوز باور ندارم كه زنده ام. پليس با چهره نگارى رايانه اى كه به كمك شاكى صورت گرفت نخستين سرنخ را كشف كرد و به رديابى مجرمان پرداخت.بدين ترتيب پس از ماه ها كار اطلاعاتى، تلاش كارآگاهان به نتيجه رسيد و چهار اوباش كه مسلحانه به وكيل حمله كرده بودند شناسايى شدند. در همين رابطه دادستان «زرنديه» گفت: پليس اطلاعات و امنيت اين شهرستان با تحقيق گسترده، پى برد يكى از تبهكاران به نام «ر- ج» به كرج گريخته و پنهان شده است.بنابراين با هماهنگى دادستانى كرج و صدور نيابت قضايى، مجرم رديف اول به همراه سه همدستش طى عمليات ضربتى دستگير شدند. «حسينى» ادامه داد: همچنين از مخفيگاه اعضاى اين شبكه، سلاح گرم غير مجاز كشف شد و آنان با ديدن مدرك هاى دادگاه پسند به شكنجه وكيل با قمه و قداره اعتراف كردند.به گزارش ايسكانيوز، مردان خشن با صدور قرار بازداشت موقت، زندانى شده اند و قرار است به زودى محاكمه شوند. بررسى هاى كارآگاهان نشان مى دهد اين تبهكاران براى اجراى نقشه كينه جويانه، اجير شده بودند.
دستگيرى مجرم حرفه اى در بندرعباس
رئيس پليس اطلاعات وامنيت عمومى هرمزگان گفت، يكى از مجرمان حرفه اى بندرعباس كه ما ه ها تحت تعقيب قانون بود در عمليات غافلگيرانه دستگيرشد. به گزارش ايسكانيوز، «احمد دادستانى» توضيح داد: پليس اطلاعات وامنيت عمومى هرمزگان وقتى از زورگيرى زنجيره اى يك تبهكار سابقه دار به نام «ايرج» معروف به «گرگى» درسطح شهرستان بندرعباس باخبر شد عمليات ويژه اى را دردستوركار خود قرارداد. وى اضافه كرد: ماموران كه به طور نامحسوس در تعقيب «ايرج گرگى» بودند سرانجام اين مخل امنيت را دربلوار امام حسين (ع) شهرك «انديشه» رديابى و بازداشت كردند. اين مقام ناجا اظهار داشت: «ايرج گرگى» كه زندگى را به كام برخى از شهروندان تلخ كرده بود در بازجويى ها به آدم ربايى، مشروب خوارى، چاقوكشى، تخريب اموال عمومى و مزاحمت براى نواميس اعتراف كرد. رئيس پليس اطلاعات وامنيت عمومى هرمزگان از شاكيان خواست براى پيگيرى پرونده خود به شعبه اول داديارى دادسراى عمومى وانقلاب بندرعباس بروند.
قتل زنجيره اى خبرنگاران در فيليپين
«جاناتان پيتالوروى» خبرنگار راديوى فيليپين به دنبال حمله مسلحانه در جنوب اين كشور از پا درآمد. «جاناتان» ۴۳ ساله، خبرنگار ايستگاه راديويى شهر «بايوگان» استان «اگوسان دل سور» فيليپين بود كه ديروز با شليك گلوله يك موتورسوار كشته شد. هنوز مجرم شناسايى نشده و تلاش پليس براى رديابى او بى نتيجه بوده است.«جاناتان پيتالوروى» پنجمين خبرنگارى بود كه امسال در فيليپين كشته شد.نمايندگان افكار عمومى به خاطر افشاى جنايت هاى قاچاقچيان مواد مخدر، قماربازان حرفه اى، مفسدان مالى و... خود را در معرض خطر قرار مى دهند و بيشتر وقت ها پاى مقام هاى دولتى نيز به ميان كشيده مى شود. سال ۲۰۰۷ نيز چهار خبرنگار و سال ۲۰۰۸ ميلادى هفت خبرنگار ديگر به طور زنجيره اى در فيليپين كشته شدند. همچنين ۱۳ خبرنگار طى سال ۲۰۰۶ در همين كشور قربانى جنايت هاى مرتبط با كارشان شدند اما هنوز معماى اين پرونده ها حل نشده است. به گزارش ايسكانيوز، پيش از «جاناتان پيتالوروى» همكارش «ارتئو پادريگائو» در ماجرايى مشابه به دست جنايتكاران ناشناس ترور شد. اين مرد ۳۶ ساله پس از پياده كردن فرزندان خردسالش از خودرو، مقابل مدرسه اى در جنوب فيليپين با دو جانى ناشناس رو به رو شد.تبهكاران موتورسوار، خبرنگار راديوى فيليپين را به گلوله بستند و بلافاصله از محل حادثه گريختند.
ريزش پاركينگ طبقاتى در آتلانتا
اورژانس مركزى ايالت «جورجيا» در آمريكا اعلام كرد كه بر اثر فرو ريختن يك پاركينگ طبقاتى در «آتلانتاى» اين ايالت ۳۵ خودرو به طور كامل منهدم شد. «تامى راتلج»- رئيس آتش نشانى منطقه «آتلانتا» خاطر نشان كرد: بر اثر فرو ريختن يك پاركينگ شش طبقه در اين منطقه، ۳۵ خودرو در زير آوار اين پاركينگ مانده و منهدم شدند. وى يادآور شد: خوشبختانه در اين حادثه كسى آسيبى نديده و گزارشى مبنى بر مرگ شخصى را دريافت نكرده ايم. به گزارش ايسنا، كارشناسان آتش نشانى «آتلانتا» در حال بررسى چگونگى علت وقوع اين حادثه هستند. گفته مى شود، از عمر ساخت اين پاركينگ تنها هفت سال مى گذرد و اين مساله غير قابل باور است كه اين پاركينگ كه با مصالح استاندارد ساخته شده به يك باره فرو بريزد.
خودكشى پس از ورشكستگى
مقامات پليس انگلستان از كشف جسد يك مولتى ميليونر اهل لندن در اعماق جنگل هاى اين منطقه خبر دادند. سخنگوى پليس لندن گفت: ماموران پليس، جسد «هيوبرت بوميستر»، ۴۹ ساله را در حالى كه به سرش شليك شده بود، در اعماق جنگل هاى لندن يافتند. وى خاطر نشان كرد: اين مرد، پدر دو كودك و يكى از مولتى ميليونرهاى لندن به شمار مى رفت و احتمال مى رود به دليل آن كه ورشكسته شده بود، اقدام به خودكشى كرده باشد. با اين حال تحقيقات بازرسان پليس لندن در مورد چگونگى مرگ اين مولتى ميليونر لندنى ادامه دارد. گفته مى شود، بازرسان پليس مركزى انگلستان اين مساله را شديدا تكذيب مى كنند كه اين مرد ميليونر به قتل رسيده باشد، چرا كه گفته مى شود اين مرد در زندگى خود هميشه يك تاجر موفق بوده كه ركود اقتصادى همه گير در جهان، باعث ورشكستگى و در نهايت خودكشى وى شده است. به گزارش ايسنا، طى دو سال اخير از آغاز ركود اقتصادى در جهان، تاكنون صدها نفر يا توسط ديگران كشته شدند يا اين كه خودكشى كرده اند. به عقيده كارشناسان مسايل اجتماعى، بحران اقتصادى تحمل مردم را به ويژه در كشورهاى صنعتى و پيشرفته به شدت پايين آورده است و به همين دليل آن ها از هر فرصتى استفاده مى كنند تا تلافى اين بحران اقتصادى را با كشتن و آسيب رساندن به خود يا يكديگر تلافى كنند.