|
آغاز عصرى جديد براى عراق
|
|
|
بنا بر مفاد توافق نامه امضا شده بين عراق و آمريكا قرار است نيروهاى آمريكايى عقب نشينى از شهرها و روستاهاى عراق را آغاز كنند و كنترل امنيتى اين مناطق را به نيروهاى عراقى واگذار نمايند. به گزارش ايسنا، اين در حالى است كه شش سال جنگ و اشغالگرى آمريكا در عراق تبعات زيادى را براى اين دو كشور به دنبال داشته است. دولت نومحافظه كار آ مريكا در دوره حكومت جورج بوش، رييس جمهور سابق اين كشور به بهانه واهى وجود سلاح هاى كشتار جمعى در عراق و در راستاى ادامه جنگ عليه تروريسم كه پس از حملات ۱۱ سپتامبر در آمريكا آغاز شد، به يكى از كشورهاى مهم منطقه يعنى عراق حمله كرد. اين جنگ ويرانگر نه تنها اهداف اعلام شده اش را محقق نساخت، بلكه به جاى تحقق امنيت و ثبات، اين كشور را دستخوش ناامنى ها و چالش هاى زيادى كرد كه قربانى شدن دهها هزار غيرنظامى و حتى بنا به گزارش هاى غيررسمى بيش از يك ميليون تن، يتيم شدن پنج ميليون كودك عراقى، ويرانى ساختارهاى زيربنايى و بر افروختن آتش جنگ طايفه اى و مذهبى را بايد از برجسته ترين نتايج ويرانگر اين جنگ دانست. آمريكا به واقع با حمله به عراق اين كشور را دستخوش دو جنگ ويرانگر كرد؛ جنگ اول، جنگ گروه هاى مقاومت و بويژه سنى ها بود كه به كشته و زخمى شدن بيش از ۳۵ هزار سرباز آمريكايى منجر شد و ديگرى جنگ طايفه اى كه كشته شدن دهها هزار عراقى و آوارگى حدود ميليون ها تن ديگر را به دنبال داشت. تاثير منفى اين جنگ بر وضعيت اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى عراق تا حدى بود كه آمار و ارقام منابع رسمى از متزلزل شدن كانون خانواده ها، ترس و نگرانى از ازدواج در بين جوانان، بيوه شدن هزاران زن عراقى، يتيم شدن ميليون ها كودك و شرايط سخت و دشوار معيشتى براى كودكان و نوجوانان عراقى در داخل و خارج از اين كشور حكايت دارد. بر اساس اين آمار، بيش از يك سوم كودكان عراقى قادر به ثبت نام در مدارس و ادامه تحصيل نيستند. اين گزارش ها همچنين نشان مى دهد كه بيش از نيمى از يتيم هاى به جاى مانده از جنگ آ مريكا عليه عراق بدون سرپناه هستند و دو ميليون كودك نيز از سوء تغذيه و مشكلات آموزشى رنج مى برند. تبعات منفى جنگ عراق همچنين موجب روان پريشى در كودكان شده است. اين آمار و ارقام همچنين نشان مى دهد كه بيش از يك ميليون كودك و نوجوان عراقى وارد بازار كار شده اند كه بيشتر آنها قربانى خشونت هستند. با توجه به اين آمار و ارقام، چگونه مى توان ادعا و وعده آ مريكا پيش از حمله به عراق را مبنى بر برقرارى آ زادى و دموكراسى در اين كشور كه به همين بهانه پا به عراق نهاد، پذيرفت در حالى كه اين جنگ تاكنون دهها هزار غير نظامى عراقى را به كام مرگ فرستاده است. علاوه بر پيامدهاى اجتماعى، در عرصه اقتصادى نيز عراق با چالش هاى زيادى روبه رو شد. صنعت نفت به عنوان مهمترين منبع درآمدزايى براى كشور نفت خيزى همچون عراق به دليل ناامنى هاى ناشى از جنگ آمريكا عليه اين كشور با ركود روبه رو شد و عدم اداره صحيح و كاهش سرمايه گذارى ها در بخش نفتى، موجب كاهش ميزان استخراج نفت از چاه هاى اين كشور شد و مسلما تبعات مستقيم اين امر گريبانگير اقتصاد عراق و اخلال در خدمت رسانى صحيح به شهروندان عراقى شد. ناامنى ها در عراق و ادامه خطر حملات و عمليات هاى تروريستى در اين كشور كه زاييده شش سال اشغالگرى آمريكاست، همچنين موجب شده كه سرمايه گذاران براى سرمايه گذارى در اين كشور دچار ترديد شوند و هنوز به رغم تاكيد مكرر مقامات امنيتى و دولتى عراق مبنى بر بهبود اوضاع اين كشور، جلب سرمايه گذارى ها جهت بازسازى ويرانى هاى جنگ كه بنا به گزارش ها تاكنون بيش از ۱۱۷ ميليارد هزينه دربرداشته است، با اقبال چندانى روبه رو نشود. درعرصه سياسى نيز با وجود تصويب قانون اساسى، تشكيل پارلمان و دولت منتخب و تلاش دولتمردان عراقى جهت نزديك تر ساختن احزاب سياسى اين كشور به يكديگر از طريق طرح هايى همچون طرح آشتى ملى، شاهد نوعى از هم گسيختگى سياسى در عراق هستيم كه با توجه به تعدد قومى و مذهبى در اين كشور، قانونگذاران آن هنوز نتوانسته اند در خصوص تصويب قوانين مهمى همچون قانون نفت و گاز به توافق برسند. از سوى ديگر، جنگ آ مريكا مشكلات زيادى را نيز گريبانگير اقتصاد و سياست خود اين كشور به ويژه در عرصه سياست خارجى كرده است؛ به طورى كه شاهد بوديم شديدترين مخالفت مردم آمريكا با سياست هاى جنگ طلبانه نومحافظه كاران جمهورى خواه، در انتخابات رياست جمهورى اين كشور و با گرايش به دموكرات ها تجلى يافت. مردم آمريكا به رغم گرايش هاى نژادپرستانه در غرب، حتى حاضر شدند براى اثبات اين مخالفت و انزجار براى اولين بار در تاريخ سياسى آ مريكا، كليد كاخ سفيد را به دست رييس جمهورى سياه پوست بسپارند. گزارش هاى منتشر شده از سوى مركز مستقل تحقيقاتى امور دفاعى آ مريكا، حاكى از آن است كه جنگ عراق براى آمريكا حدود ۶۷۸ ميليارد دلار هزينه در برداشته و اين مبلغ بيش از هزينه هاى تمامى جنگ هاى قبلى آمريكا به جز جنگ جهانى دوم بوده است. تاثير منفى اين امر بيش از هر چيز موجب بحران اقتصادى شديد در آمريكا شده است كه بالطبع اقتصاد جهان را نيز تحت الشعاع خود قرار داده است. علاوه بر آن، نارضايتى مردم آمريكا از حضور فرزندانشان در مناطق ناامنى همچون عراق موجب شد كه در دوران جورج بوش اعمال فشارها و تظاهرات هاى ضد جنگ عليه دولتمردان كاخ سفيد افزايش يابد و به يكى از مهمترين دلايل پيروزى دموكرات ها به عنوان مخالفان جنگ عراق در انتخابات رياست جمهورى اين كشور تبديل شود. باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا از همان دوران مبارزات انتخاباتى اش دريافت كه رمز پيروزى در انتخابات، جلب نظر مردمى است كه از ادامه جنگ افروزى هاى بوش به ويژه جنگ در عراق به تنگ آمده اند لذا با مبارزات داغ انتخاباتى و تاكيد بر ضرورت عقب نشينى هر چه سريع تر نيروهاى آمريكايى آراء اكثريت آ مريكا را به خود جلب كرد. در عرصه سياست خارجى نيز شاهد هستيم كه آمريكا بودجه هنگفتى را به دليل ترميم وجهه مخدوشش متحمل شده است. امروز انزجار مردم منطقه از سياست هاى آمريكا به دليل جنگ هاى اين كشور در عراق و افغانستان و كشاندن منطقه به بحران و چالش بيش از هر زمان ديگرى به چشم مى خورد تا جايى كه اوباما نيز دريافت براى ترميم اين وجهه مخدوش چاره اى جز عمل كردن به توافق نامه خروج نيروهاى آمريكايى از عراق و ايراد سخنانى در جلب اعتماد مردم منطقه ندارد. هر چند تا زمانى كه شعارهاى اوباما به مرحله عمل نرسد آمريكا شانسى براى بهبود وجهه اش در خاورميانه نخواهد داشت. عقب نشينى نيروهاى آمريكايى از عراق مى تواند تا حدودى موجب جلب اعتماد عراقى ها و برخى از كشورهاى منطقه به آمريكا شود؛ هر چند كه هنوز شك و ترديدهاى زيادى نسبت به تحقق جدى اين امر وجود دارد. از سوى ديگر، با توجه به اين كه اخبار و گزارش هاى زيادى مبنى بر احتمال حضور نيروهاى آمريكايى در عراق به عنوان نيروهاى مشورتى و حمايتى منتشر شده است، حتى دولتمردان عراقى نيز به رغم تاكيد بر اجراى طرح عقب نشينى نيروهاى آمريكايى و توانايى شان براى پر كردن شكاف به وجود آ مده بر اثر اين عقب نشينى، نسبت به حقيقت اين امر ترديد دارند زيرا مسلما همه دريافته اند كه دليل اصلى حمله آمريكا به عراق برقرارى دموكراسى در اين كشور و نجات آن از حكومت ديكتاتورى نبوده است، بلكه موقعيت استراتژيك عراق و سرمايه هاى نفتى آن مهمترين دليل براى انتخاب اين گزينه از سوى آمريكا بوده است. اكنون با توجه به اين حقايق بايد ديد آيا آمريكايى ها حقيقتا از عراق خارج مى شوند و يا به نحوى ديگر براى ادامه حضورشان در اين كشور بهانه تراشى خواهند كرد. پيش از اين بى ثباتى امنيتى و عدم وحدت سياسى بزرگترين بهانه آمريكا براى اين حضور بود، اما اكنون با توجه به تاكيد دولتمردان عراقى اعم از رييس جمهور، نخست وزير، وزيران دفاع و كشور و ديگر رهبران سياسى اين كشور بر آمادگى جهت پذيرش مسووليت هاى امنيتى و نزديكى موضع گيرى هاى سياسى، بهانه چندانى براى حضور آمريكا در عراق وجود ندارد. از سوى ديگر، عراقى ها بايد از فرصت به وجود آمده استفاده كنند و با حفظ وحدت داخلى و كنار گذاشتن گرايش ها ى حزبى و طايفه اى و اختلافات سياسى، كشورشان را از يوغ اشغالگرى خارج سازند. بزرگترين شانس براى عراقى ها جهت ترميم ويرانى هاى به جاى مانده از حكومت ديكتاتورى صدام و شش سال جنگ و اشغالگرى و حمايت از رشد و توسعه دموكراسى نوپا در اين كشور، تحكيم وحدت ملى و حمايت از تماميت ارضى اين كشور است. عراقى ها بايد اين فرصت را براى تحقق آرمان هاى ملت شان كه پيامدهاى فاجعه بار و دشوارى را از اين جنگ متحمل شده اند، به غنيمت بشمارند.
|