نسخه
PDF
شماره ۵۹۱۲ - ۱۰ تير ۱۳۸۸ - - ۱ جولاى ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
آغاز عصرى جديد براى عراق 
122328.jpg
بنا بر مفاد توافق نامه امضا شده بين عراق و آمريكا قرار است نيروهاى آمريكايى عقب نشينى از شهرها و روستاهاى عراق را آغاز كنند و كنترل امنيتى اين مناطق را به نيروهاى عراقى واگذار نمايند. به گزارش ايسنا، اين در حالى است كه شش سال جنگ و اشغالگرى آمريكا در عراق تبعات زيادى را براى اين دو كشور به دنبال داشته است. دولت نومحافظه كار آ مريكا در دوره حكومت جورج بوش، رييس جمهور سابق اين كشور به بهانه واهى وجود سلاح هاى كشتار جمعى در عراق و در راستاى ادامه جنگ عليه تروريسم كه پس از حملات ۱۱ سپتامبر در آمريكا آغاز شد، به يكى از كشورهاى مهم منطقه يعنى عراق حمله كرد. اين جنگ ويرانگر نه تنها اهداف اعلام شده اش را محقق نساخت، بلكه به جاى تحقق امنيت و ثبات، اين كشور را دستخوش ناامنى ها و چالش هاى زيادى كرد كه قربانى شدن دهها هزار غيرنظامى و حتى بنا به گزارش هاى غيررسمى بيش از يك ميليون تن، يتيم شدن پنج ميليون كودك عراقى، ويرانى ساختارهاى زيربنايى و بر افروختن آتش جنگ طايفه  اى و مذهبى را بايد از برجسته ترين نتايج ويرانگر اين جنگ دانست. آمريكا به واقع با حمله به عراق اين كشور را دستخوش دو جنگ ويرانگر كرد؛ جنگ اول، جنگ گروه هاى مقاومت و بويژه سنى ها بود كه به كشته و زخمى شدن بيش از ۳۵ هزار سرباز آمريكايى منجر شد و ديگرى جنگ طايفه  اى كه كشته شدن دهها هزار عراقى و آوارگى حدود ميليون ها تن ديگر را به دنبال داشت. تاثير منفى اين جنگ بر وضعيت اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى عراق تا حدى بود كه آمار و ارقام منابع رسمى از متزلزل شدن كانون خانواده ها، ترس و نگرانى از ازدواج در بين جوانان، بيوه شدن هزاران زن عراقى، يتيم شدن ميليون ها كودك و شرايط سخت و دشوار معيشتى براى كودكان و نوجوانان عراقى در داخل و خارج از اين كشور حكايت دارد. بر اساس اين آمار، بيش از يك سوم كودكان عراقى قادر به ثبت نام در مدارس و ادامه تحصيل نيستند. اين گزارش ها همچنين نشان مى دهد كه بيش از نيمى از يتيم هاى به جاى مانده از جنگ آ مريكا عليه عراق بدون سرپناه هستند و دو ميليون كودك نيز از سوء تغذيه و مشكلات آموزشى رنج مى برند. تبعات منفى جنگ عراق همچنين موجب روان پريشى در كودكان شده است. اين آمار و ارقام همچنين نشان مى دهد كه بيش از يك ميليون كودك و نوجوان عراقى وارد بازار كار شده اند كه بيشتر آنها قربانى خشونت هستند. با توجه به اين آمار و ارقام، چگونه مى توان ادعا و وعده آ مريكا پيش از حمله به عراق را مبنى بر برقرارى آ زادى و دموكراسى در اين كشور كه به همين بهانه پا به عراق نهاد، پذيرفت در حالى كه اين جنگ تاكنون دهها هزار غير نظامى عراقى را به كام مرگ فرستاده است. علاوه بر پيامدهاى اجتماعى، در عرصه اقتصادى نيز عراق با چالش هاى زيادى روبه رو شد. صنعت نفت به عنوان مهمترين منبع درآمدزايى براى كشور نفت خيزى همچون عراق به دليل ناامنى هاى ناشى از جنگ آمريكا عليه اين كشور با ركود روبه رو شد و عدم اداره صحيح و كاهش سرمايه گذارى ها در بخش نفتى، موجب كاهش ميزان استخراج نفت از چاه هاى اين كشور شد و مسلما تبعات مستقيم اين امر گريبانگير اقتصاد عراق و اخلال در خدمت رسانى صحيح به شهروندان عراقى شد. ناامنى ها در عراق و ادامه خطر حملات و عمليات هاى تروريستى در اين كشور كه زاييده شش سال اشغالگرى آمريكاست، همچنين موجب شده كه سرمايه گذاران براى سرمايه گذارى در اين كشور دچار ترديد شوند و هنوز به رغم تاكيد مكرر مقامات امنيتى و دولتى عراق مبنى بر بهبود اوضاع اين كشور، جلب سرمايه گذارى ها جهت بازسازى ويرانى هاى جنگ كه بنا به گزارش ها تاكنون بيش از ۱۱۷ ميليارد هزينه دربرداشته است، با اقبال چندانى روبه رو نشود. درعرصه سياسى نيز با وجود تصويب قانون اساسى، تشكيل پارلمان و دولت منتخب و تلاش دولتمردان عراقى جهت نزديك تر ساختن احزاب سياسى اين كشور به يكديگر از طريق طرح هايى همچون طرح آشتى ملى، شاهد نوعى از هم گسيختگى سياسى در عراق هستيم كه با توجه به تعدد قومى و مذهبى در اين كشور، قانونگذاران آن هنوز نتوانسته اند در خصوص تصويب قوانين مهمى همچون قانون نفت و گاز به توافق برسند. از سوى ديگر، جنگ آ مريكا مشكلات زيادى را نيز گريبانگير اقتصاد و سياست خود اين كشور به ويژه در عرصه سياست خارجى كرده است؛ به طورى كه شاهد بوديم شديدترين مخالفت مردم آمريكا با سياست هاى جنگ طلبانه نومحافظه كاران جمهورى خواه، در انتخابات رياست جمهورى اين كشور و با گرايش به دموكرات ها تجلى يافت. مردم آمريكا به رغم گرايش هاى نژادپرستانه در غرب، حتى حاضر شدند براى اثبات اين مخالفت و انزجار براى اولين بار در تاريخ سياسى آ مريكا، كليد كاخ سفيد را به دست رييس جمهورى سياه پوست بسپارند. گزارش هاى منتشر شده از سوى مركز مستقل تحقيقاتى امور دفاعى آ مريكا، حاكى از آن است كه جنگ عراق براى آمريكا حدود ۶۷۸ ميليارد دلار هزينه در برداشته و اين مبلغ بيش از هزينه هاى تمامى جنگ هاى قبلى آمريكا به جز جنگ جهانى دوم بوده است. تاثير منفى اين امر بيش از هر چيز موجب بحران اقتصادى شديد در آمريكا شده است كه بالطبع اقتصاد جهان را نيز تحت الشعاع خود قرار داده است. علاوه بر آن، نارضايتى مردم آمريكا از حضور فرزندانشان در مناطق ناامنى همچون عراق موجب شد كه در دوران جورج بوش اعمال فشارها و تظاهرات هاى ضد جنگ عليه دولتمردان كاخ سفيد افزايش يابد و به يكى از مهمترين دلايل پيروزى دموكرات ها به عنوان مخالفان جنگ عراق در انتخابات رياست جمهورى اين كشور تبديل شود. باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا از همان دوران مبارزات انتخاباتى اش دريافت كه رمز پيروزى در انتخابات، جلب نظر مردمى است كه از ادامه جنگ افروزى هاى بوش به ويژه جنگ در عراق به تنگ آمده اند لذا با مبارزات داغ انتخاباتى و تاكيد بر ضرورت عقب نشينى هر چه سريع تر نيروهاى آمريكايى آراء اكثريت آ مريكا را به خود جلب كرد. در عرصه سياست خارجى نيز شاهد هستيم كه آمريكا بودجه هنگفتى را به دليل ترميم وجهه مخدوشش متحمل شده است. امروز انزجار مردم منطقه از سياست هاى آمريكا به دليل جنگ هاى اين كشور در عراق و افغانستان و كشاندن منطقه به بحران و چالش بيش از هر زمان ديگرى به چشم مى خورد تا جايى كه اوباما نيز دريافت براى ترميم اين وجهه مخدوش چاره اى جز عمل كردن به توافق نامه خروج نيروهاى آمريكايى از عراق و ايراد سخنانى در جلب اعتماد مردم منطقه ندارد. هر چند تا زمانى كه شعارهاى اوباما به مرحله عمل نرسد آمريكا شانسى براى بهبود وجهه اش در خاورميانه نخواهد داشت. عقب نشينى نيروهاى آمريكايى از عراق مى تواند تا حدودى موجب جلب اعتماد عراقى ها و برخى از كشورهاى منطقه به آمريكا شود؛ هر چند كه هنوز شك و ترديدهاى زيادى نسبت به تحقق جدى اين امر وجود دارد. از سوى ديگر، با توجه به اين كه اخبار و گزارش هاى زيادى مبنى بر احتمال حضور نيروهاى آمريكايى در عراق به عنوان نيروهاى مشورتى و حمايتى منتشر شده است، حتى دولتمردان عراقى نيز به رغم تاكيد بر اجراى طرح عقب نشينى نيروهاى آمريكايى و توانايى شان براى پر كردن شكاف به وجود آ مده بر اثر اين عقب نشينى، نسبت به حقيقت اين امر ترديد دارند زيرا مسلما همه دريافته اند كه دليل اصلى حمله آمريكا به عراق برقرارى دموكراسى در اين كشور و نجات آن از حكومت ديكتاتورى نبوده است، بلكه موقعيت استراتژيك عراق و سرمايه هاى نفتى آن مهمترين دليل براى انتخاب اين گزينه از سوى آمريكا بوده است. اكنون با توجه به اين حقايق بايد ديد آيا آمريكايى ها حقيقتا از عراق خارج مى شوند و يا به نحوى ديگر براى ادامه حضورشان در اين كشور بهانه تراشى خواهند كرد. پيش از اين بى ثباتى امنيتى و عدم وحدت سياسى بزرگترين بهانه آمريكا براى اين حضور بود، اما اكنون با توجه به تاكيد دولتمردان عراقى اعم از رييس جمهور، نخست وزير، وزيران دفاع و كشور و ديگر رهبران سياسى اين كشور بر آمادگى جهت پذيرش مسووليت هاى امنيتى و نزديكى موضع گيرى هاى سياسى، بهانه چندانى براى حضور آمريكا در عراق وجود ندارد. از سوى ديگر، عراقى ها بايد از فرصت به وجود آمده استفاده كنند و با حفظ وحدت داخلى و كنار گذاشتن گرايش ها ى حزبى و طايفه  اى و اختلافات سياسى، كشورشان را از يوغ اشغالگرى خارج سازند. بزرگترين شانس براى عراقى ها جهت ترميم ويرانى هاى به جاى مانده از حكومت ديكتاتورى صدام و شش سال جنگ و اشغالگرى و حمايت از رشد و توسعه دموكراسى نوپا در اين كشور، تحكيم وحدت ملى و حمايت از تماميت ارضى اين كشور است. عراقى ها بايد اين فرصت را براى تحقق آرمان هاى ملت شان كه پيامدهاى فاجعه بار و دشوارى را از اين جنگ متحمل شده اند، به غنيمت بشمارند.
تقسيمات كشورى چين
122322.jpg
جمهورى خلق چين به ۲۲ استان (بدون تايوان)، ۵ منطقه خود مختار(كه دو منطقه آن مسلمان نشين است)، چهار منطقه مستقل شهردارى (تحت نظارت دولت مركزى)، دو منطقه ويژه ادارى و بيش از دو هزار شهرستان تقسيم مى شود. استان هاى چين عبارتند از: سيچوان، شاندونگ، خون نان، جيانگسو، خه بى، گواندونگ، آنخويى، جه جيانگ، ليايونينگ، يون نان، شاآنسى، جيانگشى، شنسى، هيلونگ جيانگ، گوئيجو، فوجيان، چينگ خاى، جى لين، گانسو، خنان، خاينان، و خوبى. مناطق خود مختار عبارتند از: تبت، مغولستان داخلى، گوانشى، سين كيانگ و نين شيا (دو منطقه اخير الذكر مسلمان نشين هستند). مناطق ويژه شهردارى عبارتند از: پكن، شانگهاى، تين جين و چونگ چينگ. مناطق ويژه ادارى شامل هنگ كنگ و ماكائو.
مركز كشور:
مركز ادارى و سياسى چين، هشر تاريخى پكن (خان بالغ) است كه وسعت آن با احتساب حومه ۱۶۸۰۰ كيلومتر مربع و جمعيت آن بيش از ۱۲ ميليون نفر است. پكن براى مدت بيش از ۸۰۰ سال پايتخت سلسله هاى مختلف امپراطورى چين بوده است ولى قبل از پيروزى انقلاب چين، شهر نانجينگ به عنوان پايتخت اين كشور معرفى شده است. منطقه ويژه ادارى هنگ هنگ (HKSAR) هنگ كنگ نزديك به ۷ ميليون نفر جمعيت و ۱۰۹۸ كيلومتر مربع وسعت دارد و از ۲۳۰ جزيره كوچك و بزرگ تشكيل شده است. در سال ۱۸۳۹ به دنبال جنگهاى ترياك، اين بخش از خاك چين به انگلستان تسليم شد و در سال ۱۸۹۸ جزيره هنگ كنگج و تعدادى از جزاير اطراف آن براى مدت ۹۹ سال يعنى تا سال ۱۹۹۷ به اجاره انگلستان درآمد. پس از مذاكرات مفصل و طولانى ميا چين و انگليس سرانجام دو كشور در سال ۱۹۸۴ موافقتنامه اى امضاء كردند كه براساس آن چين پس از پايان مدت مذكور حاكميت خود را در اول جولاى سال ۱۹۹۷ در اين جزيره، مجددا به دست آورد. مطابق اين قرارداد دولت چين متعهد شده است كه نظام موجود سرمايه دارى، قضايى و آزادى هاى سياسى و اجتماعى در هنگ كنگ را تا مدت ۵۰ سال حفظ نمايد. اين منطقه در حال حاضر به شكل يك منطقه ويژه ادارى در حاكميت و قلمرو چين قرار گرفته و براساس سيستم «يك كشور، دو نظام» اداره مى شود. به اين معنا كه به غير از امور نظامى و سياست خارجى در ساير موارد به شكل مستقل عمل مى كند. ساختار سياسى هنگ كنگ شامل سه بخش عمده رياست و دستگاه اجرايى، شوارى قانونگذارى و بخش قضايى است. رييس اجرايى در رأس شوراى اجرايى SAR قرار دارد و در برابر دولت مركزى جمهورى خلق چين پاسخگو است. شوراى اجرايى SAR مسئوليت كليه امور اجرايى «منطقه ويژه ادارى هنگ كنگ» HKSAR (Hong Kong Special Administrative Region) شامل بخش هاى ادارى، مالى و قضايى را به عهده دارد. شوراى قانونگذارى HKSAR درخصوص مسائل مربوط به قانونگذارى منطقه فعاليت مى كند. در بخش قضايى نيز دادگاه هاى اين منطقه در تمامى سطوح وابسته به دادگاه HKSAR بوده و به دور از دخالت ديگر عوامل به كار قضاء مى پردازند. قدرت قضاوت عالى HKSAR به دادگاه استيناف نهايى منطقه محول گرديده است. ذخاير ارزى هنگ كنگ تا پايان ژوئن ،۲۰۰۶ معادل ۶/۱۲۶ ميليارد دلار بوده است كه هشتمين رتبه درجهان به شمار مى رود. در حال حاضر هنگ كنگ به عنوان يك مركز بزرگ مالى جهانى شناخته مى شود. حدود ۲۰۲ شعبه بانك هاى معتبر به همراه ۸۴ دفتر بانك هاى معتبر ديگر در اين بندر فعاليت دارند. از اين تعداد، ۸۲ بانك، از مجموعه ۱۰۰ بانك بزرگ جهانى هستند. ضمن آنكه اين منطقه، دومين بازار سرمايه دارى آسيا و هفتمين بازار سرمايه در جهان است. هنگ كنگ چهارمين بازار طلاى جهان را نيز در خود جاى داده است. چنانچه ملاحظه مى شود اين منطقه يك مركز مالى جهانى با شرايط جغرافيايى مطلوب و به عنوان پل ارتباطى مناطق مختلف و داراى ارتباطات قوى با سرمزين مادرى و ديگر بخشهاى آسياست. عدم هرگونه محدوديت براى گردش سرمايه به عنوان عاملى مهم براى رشد صنعت بانكى اين منطقه درآمده است. بازار سهام هنگ كنگ به عنوان يك منبع مهم مالى براى شركت هاى آسيايى به ويژه سرمايه گذاران چينى در سراسر جهان فعاليت مى كند. همچنين قانون اساسى HKSAR اين امكان را ميسر مى سازد كه هنگ كنگ در سازمان هاى تجارى جهانى مشاركت نمايد. هنگ كنگ در حال حاضر از اعضاء سازمان تجارت جهانى (WTO) سازمان گمرگات جهانى، (WTO) و سازمان همكارى هاى اقتصادى آسيا پاسيفيك (APEC) است. شرايط فوق موجب گرديده كه حجم مبادلات خارجى اين منطقه در سال ۲۰۰۴ معادل ۵۵۳ ميليارد دلار و در سال ،۲۰۰۵ ۷۵/۵۹۴ ميليارد دلار و در سال ۲۰۰۶ ميلادى به ۸/۶۴۸ ميليارد دلار بالغ گردد كه ۲/۱۷ ميليارد دلار صادرات محصولات داخلى، ۳/۲۹۸ ميليارد دلار صادرات مجدد و واردات آن ۳/۳۳۳ ميليارد دلار بوده است.