|
سفرنامه
وضعيت سياسى و اقتصادى چين
|
|
|
نظام امپراتورى چين با چند هزار سال سابقه در انقلاب سال ۱۹۱۱ به رهبرى دكتر سون يات سن سرنگون گرديد. اين انقلاب به تدريج در اثر پراكندگى و انشعاب نيروهاى موثر در آن راه ضعف پيمود و پس از يك دوره درگيرى و جنگ داخلى در سال ۱۹۴۹ با پيروزى نيروهاى كمونيست، جاى خود را به رژيم جمهورى خلق چين به رهبرى مائوتسه دونگ داد. جمهورى خلق چين طى اولين سال هاى تاسيس خود به كمك هاى اقتصادى و نظامى اتحاد جماهير شوروى متكى بود اما مائوتسه دونگ كه درصدد تعقيب خط مشى سوسياليستى براساس افكار خود و الزامات جامعه چين بود به تدريج با اتحاد شوروى كه خود را رهبر و پيشرو كشورهاى سوسياليستى در جهان مى دانست اختلاف پيدا كرد و سرانجام اين اختلاف ها منجر به تيرگى روابط دو كشور در سال ۱۹۶۰ و بروز درگير ى هاى مرزى در اواخر دهه ۱۹۶۰ گرديد. در پى اين رويدادها، درصدد تقويت مناسبات خود با آمريكا و كشورهاى غربى برآمد و در اوايل دهه ۱۹۷۰ اغلب كشورهاى صنعتى غرب، دولت جمهورى خلق چين را به رسميت شناختند. سرانجام در نتيجه اين تلاش ها و بهبود روابط با غرب بود كه در سال ۱۹۷۱ اين كشور به جاى تايوان كرسى چين در سازمان ملل متحد را در اختيار گرفت. مقارن با تيرگى روابط چين و شوروى و خروج كارشناسان روسى از اين كشور، مائوتسه دونگ اقدام به اجراى برنامه هايى در جهت خودكفايى اقتصادى كرد كه مهمترين آنها برنامه «جهش بزرگ به پيش» بود كه توفيق چندانى نيافت. مائو در سال ۱۹۶۶ به منظور مبارزه با انديشه هاى بورژواليبرالى و به عبارت ساده تر براى مقابله با مخالفان خود كه گرايش هايى به سرمايه دارى داشتند، انقلاب فرهنگى را اعلام كرد. در دوره ده ساله انقلاب فرهنگى، گاردهاى سرخ، متشكل از دانشجويان و كارگران طرفدار مائو، دست به اقدامات افراطى زده و بسيارى از روشنفكران، اساتيد دانشگاه و مقام ها را براى انجام بيگارى به روستاها و اردوگاه هاى كار اجبارى اعزام كردند. رهبران فعلى چين دوران انقلاب فرهنگى را دوره هرج و مرج و ركود فعاليت هاى اقتصادى و اجتماعى قلمداد مى كنند. در اين ايام ليوشائوچى رئيس جمهور و دنگ شيائو پينگ معاون وقت نخست وزير از مناصبات خود عزل گرديدند. كودتايى كه توسط لين پيائو وزير دفاع ترتيب يافته بود با شكست مواجه شد و مائو و چوئن لاى به صورت دو رهبر مقتدر باقى ماندند. با درگذشت دو رهبر فوق در سال ،۱۹۷۶ خوا كوفنگ قدرت را به دست گرفت و همسر مائو و يارانش (باند چهارنفره) كه از عناصر افراطى انقلاب فرهنگى بودند دستگير شدند و دنگ شيائو پينگ مجدداً زمام امور سياسى كشور را به عهده گرفت. در مارس ۱۹۸۲ تشكيلات حكومتى دستخوش تغييرات زيادى شد و از جمله پست دبيركلى حزب كه در انقلاب فرهنگى حذف شده بود مجدداً ايجاد و خو يائوبانگ عهده دار آن گرديد. در سال ۱۹۸۳ پست رياست جمهورى نيز كه در انقلاب فرهنگى حذف شده بود مجددا برقرار شد، و آقاى لى شيان نيان به اين سمت برگزيده شد و بدين ترتيب پايه هاى قدرت دنگ شيائو پينگ كه طرفدار سياست اصلاحات بود مستحكم شد.
رسانه هاى گروهى
در حال حاضر داراى بيش از ۲۳۰۰ روزنامه با شمارگان ۲۱ ميليارد نسخه در سال، ۸۰۰۰ مجله، ۷۳۰ ايستگاه راديويى، حدود ۸۰ ميليون مشترك تلويزيون هاى كابلى، ۱۲۸۳ ايستگاه تلويزيونى ماهواره اى در سطوح كشور، استانى و محلى، ۳۰۰۰ شبكه كابلى با پوشش بيش از چهارصد ميليون نفر وبيش از ۱۲۴ ميليون خط اينترنتى با بيش از ۲۲۱ ميليون كاربر اينترنتى (سال ۲۰۰۷) مجموعه غول آساى مطبوعات و رسانه هاى گروهى چين را تشكيل مى دهند كه حداقل در شرايط فعلى و تاكنون به طور كامل در اختيار وكنترل دولت بوده و بخش خصوصى و يا سرمايه گذاران خارجى حق سياست گذارى و دخالت در امور اجرايى آن را ندارند. در چين چيزى به نام قانون مطبوعاتى مدرن و رسمى وجود ندارد. با الحاق اين كشور به سازمان تجارت جهانى و ضرورت رعايت قوانين و مقررات بين المللى كه موجب شده بخش خصوصى سرمايه گذاران و شركت هاى خارجى براى ورود به صنعت مطبوعات و رسانه هاى گروهى چين تلاش كنند، دولتمردان اين كشور نيز براى رويارويى با چالش هاى پيش روى خود، برنامه بلند مدتى را با هدف ادغام كليه شركت ها و موسسات مطبوعاتى و رسانه اى (غير از فيلم و سينما) در سه بنگاه بزرگ رسانه اى در دستور قرار دادند كه حداقل سرمايه هريك از آنها بيش از ۱۰ ميليارد يوان (۲/۱ ميليارد دلار) خواهد بود. اين طرح، كليه موسسات رسانه اى اعم از شبكه هاى تلويزيونى، راديويى، اينترنتى، روزنامه ها و مطبوعات و چاپخانه ها و به طور كلى تمام بخش هاى رسانه اى دولتى را شامل خواهد شد. رسانه هاى مكتوب در چين در حال حاضر با شمارندگان (تيراژ) سالانه ۲۶ ميلياردى همچنان با اتكا به پشتوانه دولت مركزى، قدرت هدايت و جهت دهى افكار عمومى اين كشور را برعهده دارند.
سياست خارجى چين
سياست خارجى چين با اصل اولويت توسعه و اصلاحات اقتصادى كشور و اجراى سياست درهاى باز بر گسترش رابطه با همه كشورها (جدا از گرايشات ايدئولوژيك آنها) و پرهيز از هرگونه درگيرى استوار است. پايه ها و اصول اعلام شده سياست خارجى اين كشور را ۵ اصل ذيل تشكيل مى دهد:
احترام متقابل به حاكميت و تماميت ارضى كشورها:
عدم تجاوز؛عدم مداخله در امور داخلى كشورها؛برابرى و منافع متقابل؛همزيستى مسالمت آميز؛
اما در واقع سياست خارجى چين بر ۴ محور ادامه توسعه اقتصادى، الحاق تايوان به چين، ايفاى نقش بيشتر در سازمان هاى بين المللى و افزايش نقش و مسئوليت پذيرى آن كشور در نظام بين الملل استوار است. چين به عنوان يك كشور در حال توسعه براى پيشرفت و دستيابى به اهداف استراتژى توسعه ملى خود نيازمند ثابت و آرامش در همسايگى خود و همچنين محيط بين المللى است و در اين راستا تلاش مى نمايد از هرگونه برخورد نظامى و حتى مناقشات سياسى با ديگر كشورها پرهيز نمايد. اين كشور همزمان با توسعه مناسبات خود با كشورهاى جهان سوم به ويژه كشورهاى آسيايى و آفريقايى، براى تحكيم روابط خود با كشورهاى توسعه يافته صنعتى نظير ژاپن، آمريكا، اروپا و روسيه اهميت ويژه اى قائل است. زيرا علاوه بر ملاحظات منطقه اى و بين المللى، كشورهاى مذكور منابع اصلى تأمين سرمايه و دانش فنى مورد نياز چين براى اجراى برنامه اصلاحات اقتصادى آن كشور هستند. البته چين در روابط خود با كشورهاى غربى با مشكلاتى نظير مسأله حقوق بشر، دموكراسى و تفاوت نظام سياسى با نظام هاى دموكراتيك غربى مواجه است. چين همچنين مايل است در نظم نوين جهانى جايگاه مطلوبترى را به خود اختصاص دهد. علاوه بر آن، موضوع تايوان و الحاق آن به چين به عنوان يكى از مهمترين مسايل و اهداف سياست خارجى چين به حساب مى آيد. در توافقنامه هاى برقرارى روابط سياسى با ساير كشورها، موضوع تعلق تايوان به چين و اينكه تنها يك چين در جهان وجود داشته و كشور مقابل از استقلال تايوان حمايت به عمل نمى آورد گنجانده شده است. موضوع تايوان در كنار چالش هاى اقتصادى و تجارى به حساس ترين موضوع در روابط سياسى چين و آمريكا تبديل شده است.
|