نسخه
PDF
شماره ۵۹۸۲ - ۴ مهر ۱۳۸۸ - - ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اتحاديه اروپا و سياست راهبردى در آسياى مركزى
001344.jpg
درآستانه سومين سالگرد انتصاب «پير ماويل» بعنوان نماينده ويژه اروپا در آسياى مركزى هستيم. اكنون دو سال است كه اين اتحاديه براساس برنامه راهبردى خويش در جمهورى هاى آسياى مركزى فعاليت مى كند. نماينده ويژه اتحاديه اروپا در آسياى مركزى درمورد نتيجه دوسال فعاليت خويش درآسياى مركزى مى گويد:« اتحاديه اروپا در مراحل اوليه راهبرد واحدى در قبال جمهورى هاى آسياى مركزى نداشت و هركشورى جداگانه اقدام به سرمايه  گذارى در طرح هاى مشترك با اين كشورها مى كرد دو سال قبل اتحاديه اروپا برنامه راهبردى تقويت روابط با جمهورى هاى آسياى مركزى را تدوين كرد. محور اين راهبرد برقرارى همكارى نزديك با اين كشورها بود. پنج سال قبل مسئولين اتحاديه اروپا به اين نتيجه رسيدند كه بايد براى همكارى سازنده با پنج جمهورى آسياى مركزى روش ها و نوع روابط خويش را تغيير دهند و به شريك مطمئن اين كشورها تبديل گردند». به گزارش ايران شرقى با توجه به شرايط سياسى جمهورى هاى آسياى مركزى، اتحاديه اروپا چند محور مهم همكارى دوجانبه را به اين كشورها ارائه كرد. از جمله اين محورها مى توان به ضرورت رعايت حقوق بشر، اصلاحات مديريتى، دموكراسى سازى جامعه، همكارى امنيتى و رشد اقتصادى و اجتماعى اشاره كرد. « ماويل » معتقد است:« در دو سال گذشته در تمامى اين زمينه ها موفقيت هايى به دست آمده است. چراكه به تدريج اتحاديه اروپا توانسته از راه گفتگوى سازنده به شريك مورد اعتماد جمهورى آسياى مركزى تبديل شود. چنانچه سال گذشته اين اتحاديه با پنج جمهورى آسياى مركزى بحث و تبادل نظر درموردموضوع حقوق بشر را آغاز كرده است. ما دامى كه تمامى پنج جمهورى ازبكستان، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و تركمنستان عضو سازمان امنيت و همكارى اروپا هستند منطق اقتضاء مى كند كه اين جمهورى ها به اصول واحد تعريف شده در باره رعايت حقوق بشر پايبندى نشان دهند و در راه اصلاحات دموكراسى گام بردارند». نماينده ويژه اروپا در آسياى مركزى مى افزايد:«يكى از مهم ترين دستاوردهاى اتحاديه اروپا درآسياى مركزى كه به ابتكار آلمان و فرانسه مورد توافق كشورهاى منطقه قرار گرفت، تامين جايگاه والاى قانون مى باشد. در چارچوب اين برنامه درسال جارى برگزارى دوهمايش بين المللى در تاشكند و پاريس در نظر گرفته شده است. از ديگر دستاوردهاى همكارى سازنده اتحاديه اروپا با كشورهاى آسياى مركزى مى توان به اصلاحات در آموزش و پرورش كشورهاى آسياى مركزى اشاره كرد. برنامه همكارى اين
جمهورى ها در اين زمينه كه از سوى كميسيون اروپا تدوين شده به دانشجويان آسياى مركزى امكان استفاده از امتيازات ويژه اى براى تحصيل در دانشگاه هاى اروپايى مى دهد. در راهبرد اتحاديه اروپا تاكيد شده است، اكثر جمعيت جمهورى ها آسياى مركزى را افراد ۲۵ سال تشكيل مى دهند كه جوان هستند و نياز به آموزش دارند. از نظر اين اتحاديه نظام آموزش و پرورش جمهورى هاى اين منطقه بايد با معيارهاى قرن جديد مطابقت داده شوند. اتحاديه اروپا براى گسترش همكارى هاى اقتصادى با كشورهاى آسياى مركزى نيز برنامه ريزى كرده است. هدف اساسى اين برنامه كمك به ايجاد اقتصادبازارآزاد در اين جمهورى ها است». « ماويل » دراين زمينه مى گويد: « بررسى ها نشان مى دهند كه اتحاديه اروپا درحال حاضر به عنوان شريك مهم اقتصادى قزاقستان مطرح است. از سوى اتحاديه اروپا برنامه مشخص همكارى اقتصادى با هر يك از كشورهاى آسياى مركزى تدوين شده است. در زمينه فراهم ساختن حضور بانك هاى اروپايى در طرح هاى مهم حمل ونقل ساخت جاده ها جديد، انرژى و مخابرات و ارتباطات كشورهاى آسياى مركزى نيز برنامه ريزى شده است. اتحاديه اروپا آماده امضاء منشور انرژى با جمهورى هاى آسياى مركزى است». وى معتقداست: « اروپا تمايل زيادى به انتقال انرژى از آسياى مركزى دارد و مى خواهد با احداث خطوط لوله هاى جديد انتقال نفت و گاز از آسياى مركزى به اروپا ميزان وابستگى اروپا از واردات انرژى روسيه را بكاهد. باتوجه به مهم بودن مسأله انرژى اتحاديه اروپا در سال ۲۰۰۶ با قزاقستان و در سال ۲۰۰۸ با تركمنستان منشور انرژى امضا كرده و خواستار توافق با ساير جمهورى هاى آسياى مركزى در زمينه انرژى است». مقام اروپايى تاكيد كرد: « در حال حاضر اتحاديه اروپا به غير از بخش هاى نفت، گاز و برق تمايل به همكارى با جمهورى آسياى مركزى در زمينه مديريت آب منطقه اى نيز است. اما در اين مورد بايد تلاش هاى زيادى انجام داد. مشكل اساسى در اين زمينه اختلاف ميان جمهورى هاى آسياى مركزى در مورد نحوه استفاده از ذخاير آب منطقه است كه با موضوع حفظ محيط زيست ارتباط داده مى شود. با اين حال اتحاديه اروپا با تشكيل دفترهاى نمايندگى منطقه اى در جمهورى هاى آسياى مركزى با هدف آموزش اين مسأله و دست يافتن به توافق جامعه كشورهاى منطقه درموردنحوه بهره بردارى صحيح از ذخاير آب رودخانه هاى عمده در قلمرو اين كشورهاى چند همايش برگزار كرده است. در اين نشست ها درباره چگونگى ايجاد توازن ميان مديريت آب هاى آسياى مركزى و رعايت معيارهاى زيست محيطى بحث و تبادل نظر مى شود. در چارچوب اين تلاش ها در سال ۲۰۰۸ يك نشست بين المللى در عشق آباد پايتخت تركمنستان برگزار شد. همايش بين المللى ديگرى در ماه نوامبر سال جارى در رم پايتخت ايتاليا برگزار مى شود كه به بررسى بحث آب در آسيا مركزى اختصاص دارد». نماينده اروپا در آسياى مركزى مى افزايد: «در راهبرد اتحاديه اروپا در آسياى مركزى مسأله امنيت در رأس برنامه همكارى ها قرار دارد. چرا كه اتحاديه اروپا معتقد است، منافع راهبردى اروپا در منطقه تنها در صورت وجود ثبات و امنيت پايدار تضمين خواهد شد. بنابراين براى اروپا مهم است كه كشورهاى آسياى مركزى از ثبات و امنيت دايمى برخوردار باشند و در راه رشد، پيشرفت و دموكراسى گام بردارند. از نظر اتحاديه اروپا در حال حاضر عوامل اساسى ناامنى در آسياى مركزى فعاليت گروه هاى قاچاقچى مواد مخدر و جنايات سازمان يافته هستند. از اين رو به كشورهاى منطقه پيشنهاد شده است كه براى ايجاد شرايط رفت و آمد آزادانه شهروندان يكديگر در مرزهاى اقدام كنند. زيرا آزادى رفت و آمد در قلمرو كشورهاى آسياى مركزى و ايجاد سهولت در مرزها جهت عبور ومرور مردم مى تواند موجب همگراى بيشتر و مبارزه مشترك با عوامل ناامنى را فراهم سازد». وى معتقد است: « مديريت صحيح مرزها عامل مهم و تعيين كننده شرايط امنيتى كشورهاى آسياى مركزى هستند. به اين منظور اتحاديه اروپا دو برنامه ويژه تدوين كرده است كه يكى بنام BCMEA براى مبارزه با قاچاق مواد مخدر و دومى بنام CADAP كه مربوط به هماهنگى در جهت مديريت مرزهاى مشترك است. بدين منظور اتحاديه اروپا چند ميليون يورو اختصاص داده است و تلاش مى كند كه در اين مورد بين كشورهاى آسياى مركزى و سازمان هاى بين المللى نظير سازمان ملل متحد و سازمان امنيت و همكارى اروپا گفتگوهايى به منظوررسيدن به تفاهم جامع ميان جمهورى هاى منطقه درموردمديريت مرزها آغاز شود». «ماويل » ادامه مى دهد:« در مورد سرمايه گذارى اتحاديه اروپا نيز بايد به اين نكته توجه داشت كه براى تحقق طرح هاى مهم در آسياى مركزى در چارچوب راهبرد همكارى با پنج كشور منطقه طى سال هاى ۲۰۱۳-۲۰۰۷ مبلغ ۷۵۰ ميليون يورو اختصاص داده شده است. ۷۰ درصد از اين مبلغ براى كمك به كشورهاى آسياى مركزى هزينه مى شود. درحال حاضركمك مالى ساليانه اتحاديه اروپا به جمهورى هاى آسياى مركزى ۵۸ ميليون يورو است كه به تدريج به ۱۳۹ ميليون يورو خواهدرسيد. در همين حال هدف مهم اتحاديه اروپا ايجاد گفتگوى سازنده ميان كشورهاى آسياى مركزى براى حل اختلافات سياسى اين جمهورى ها است. از نظراتحاديه اروپا دامن زدن به مباحث و اخلافات سياسى كنونى در جمهورى آسياى مركزى بى معنى است. از سويى ديگر قبلا امكان كشاندن مقامات سياسى اين كشورها براى گفتگو در مورد مسائل مورد اختلاف آنان فراهم نبود، اكنون با تلاش هاى انجام شده شرايط سازنده و مناسبى درجهت آغاز مذاكرات رسمى براى پايان دادن به اختلافات ميان كشورهاى آسياى مركزى فراهم شده است». مقام اروپايى معتقداست: زمينه هاى حل و فصل اختلافات جمهورى هاى آسياى مركزى فراهم شده است و با ميان جيگرى نمايندگان ساختارهاى اروپايى بايد طرفين راه حل هاى مورد پذيرش را جستجو نمايند. در حال حاضر مباحث مبارزه مشترك با قاچاق مواد مخدر، مديريت آب هاى آسياى مركزى، رعايت حقوق بشر و دموكراسى و تأمين شرايط مساعد براى جزب سرمايه گذارى اتحاديه اروپا در اقتصاد كشورهاى منطقه از مهمترين محورهاى گفتگوى نمايندگان ساختارهاى اروپايى با مقامات پنج كشور آسياى مركزى است.
افغانستان و مخالفان عقيده اوباما
001347.jpg
«اسامه بن لادن و باراك اوباما سرانجام در يك قصه حضور پيدا كرده اند.بيشتر منتقدان آمريكا و در واقع بسيارى از منتقدان اشغال افغانستان توسطنظاميان غربى، در حال شروع به صحبت به همان زبانى هستند كه بزرگترين دشمن اوباما صحبت مى كند.» به گزارش ايسنا، روزنامه اينديپندنت در گزارشى تحليلى آورده است: اين ترديد هم اكنون در آمريكا در حال گسترش است كه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا، توسط رابرت گيتس، وزير دفاع و ژنرال ديويد پترائوس كه استراتژى افزايش نيروى وى در از بين بردن شبه نظاميان همانند عراق موفقيت آميز به نظر مى رسد، در افغانستان گرفتار شده است. اين روزنامه نوشته است: تعجب آور نيست كه اسامه بن لادن اين هفته تصميم گرفت براى مردم آمريكا سخنرانى كند. وى در هشتمين سالگرد ۱۱ سپتامبر طى يك نوار صوتى گفت «شما در حال دست زدن به يك جنگ نااميدانه و رو به شكست هستيد. زمان آن رسيده كه خود را از ترس و تروريسم ايدئولوژيك نومحافظه كاران و لابى اسراييل برهانيد.» در سخنان وى ديگر صحبت از اوباما به عنوان يك «سياهپوست» نبود اگرچه بن لادن گفت كه عدم اتمام جنگ هاى عراق و افغانستان به دليل ضعف اوباما بود. اينديپندنت در ادامه اين تحليل نوشته است: در هر صورت مبارزان مسلمان ائتلاف تحت امر آمريكا در افغانستان را دچار فرسايش خواهند كرد. درست همان كارى كه به مدت ۱۰ سال با نيروهاى شوروى سابق كردند و به سرنگونى آنها انجاميد. جالب است اين دقيقا همان چيزى است كه بن لادن شخصا در افغانستان چهار سال قبل از ۱۱ سپتامبر و شروع ماجراجويى آمريكا در جنوب رود «آمودريا» در سال ۲۰۰۱ گفت. اين روزنامه مى افزايد: تقريبا همزمان با انتشار نوار صوتى بن لادن، منتقدان اوباما در آمريكا نظراتى مشابه بن لادن را مطرح كردند. ديان فين اشتاين، سناتور دموكرات ايالت كاليفرنيا و رئيس كميته  اطلاعاتى سنا گفت «معتقد نيستم كه ما بتوانيم در افغانستان يك جامعه دموكراتيك بسازيم. معتقدم كه افغانستان يك جامعه قبيله اى باقى خواهد ماند». نانسى پلوسى، رئيس مجلس نمايندگان آمريكا نيز گفت كه معتقد نيست حمايت زيادى از اعزام سربازان بيشتر به افغانستان وجود داشته باشد. كولين كنى، رئيس كميته امنيت و دفاع ملى سناى كانادا نيز اين هفته گفت «آنچه كه ما اميدوار بوديم در افغانستان موفق به انجام آن شويم، غير ممكن نشان داده است. ما در حال حركت به سمت سرانجامى نظير ويتنام هستيم». اينديپندنت در ادامه مى نويسد: چشمان خود را ببنديد و فرض كنيد كه اين سخنان از غار القاعده آمده است. باور كردن آن زياد سخت نيست، آيا اينطور نيست؟ به نظر مى رسد تنها اوباما قادر به دريافت اين پيام نيست. افغانستان براى وى همچنان يك جنگ الزامى باقى مانده و ژنرال هاى وى خواستار اعزام سربازان بيشتر به آنجا شده اند و ما قرار است منطق اين پوچى را دنبال كنيم. طالبان در سال ۲۰۰۱ شكست خورد. سپس آنها شروع به كسب پيروزى هاى مجدد كردند. آنگاه ما مجبور شديم دموكراسى افغانستان را حفظ كنيم و سربازان ما براى حفاظت از دور دوم انتخابات دموكراتيك افغانستان كشته شدند. افغانستان ويتنام نيست، اين چيزى است كه اوباما به ما اطمينان داده است. پس ارتش خوب كهنه كار آلمان يك حمله هوايى ترتيب مى دهد و غير نظاميان افغان بيشترى را از بين مى برد. اين روزنامه انگليسى مى افزايد: اين عبرت آموز است كه در اين برهه به ارتش كانادا كه سرباز كمترى نسبت به انگليس در افغانستان دارد ولى به همان ميزان لطمه ديده روى بياوريم. يكصد و سى و امين سرباز آنها اخيرا نزديك قندهار كشته شد. مقامات كانادايى هر سه ماه يكبار يك گزارش در مورد پيشرفت نظامى در افغانستان منتشر مى كنند؛ سندى كه نسبت به هر چيزى كه از طرف پنتاگون يا وزارت دفاع انگليس منتشر مى شود،  صادقانه تر و دقيق تر است. تازه ترين گزارش كه اين هفته منتشر شد، نشان مى دهد كه استان قندهار در حال رويارويى با خشونت بيشتر، بى ثباتى بيشتر و ناامنى بيشتر است و حملات در سراسر افغانستان بيشتر از هر زمان ديگرى از زمان سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ است. تعداد حملات در بهار امسال در مقايسه با سال ۲۰۰۸ به شكل «فوق العاده اى بالا» بوده است. در بخش ديگرى از اين مطلب مى خوانيم: تعداد انفجار هاى جاده اى ۱۰۸ درصد افزايش يافته است. افغان ها مى گويند كه از سطح آموزش و اشتغال رضايت كمترى دارند كه در وهله اول به خاطر امنيت ضعيف يا عدم وجود امنيت است. كانادا هم اكنون تنها روى امنيت شهر قندهار تمركز كرده و هرگونه تلاش واقعى براى كنترل استان را متوقف كرده است. ارتش كانادا در سال ۲۰۱۱ افغانستان را ترك خواهد كرد ولى تاكنون تنها پنج مورد از ۵۰ مدرسه در پروژه مدرسه سازى تكميل شده است و ۲۸ مدرسه در دست ساخت هستند؛ اما از ۳۶۴ مدرسه كنونى استان قندهار ۱۸۰ مورد مجبور به تعطيلى شده اند. اينديپندنت مى افزايد: درخصوص پيشرفت «حكمرانى دموكراتيك» قندهار، گزارش كانادا حاكى از اين است كه توان دولت افغانستان به شكل مزمنى بر اثر فساد گسترده ضعيف شده است. شروع فصل درگيرى هاى تابستان و تمركز سياستمداران و فعالان روى انتخابات رياست جمهورى ماه اوت،  اميد ها درمورد اين طرح هاى ارزشمند را به ياس بدل كرد و حتى هدف اوليه نابودى فلج اطفال كه مهمترين پروژه غير نظامى اتاوا در افغانستان بود، آژانس توسعه بين المللى كانادا را شكست داده است. همانطور كه روزنامه تورنتو استار اين هفته طى يك تحقيقات جدى ژورناليستى فاش كرد، هدف «نابودى فلج اطفال با كمك سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانى» به شكل بى سر و صدايى به «جلوگيرى از انتقال آن»، تبديل شده است. همچنين به جاى سنجش تعداد كودكان ايمن در برابر فلج اطفال، هدف موجود به ارجاع به تعداد كودكان واكسينه شده تغيير يافته است. البته كودكان بايد چندين بار قبل از ايمن شدن واقعى واكسينه بشوند. اينديپندنت در بخش پايانى اين گزارش تحليلى آورده است: اما جنگ طلبان جمهورى خواه آمريكا اكنون درباره فاجعه افغانستان چه مى گويند؟ جان مك كين كانديداى جمهورى خواه شكست خورده در انتخابات رياست جمهورى آمريكا و سرباز سابق حاضر در جنگ ويتنام، اخيرا گفت كه سربازان بيشتر، موفقيت در افغانستان را تضمين نخواهند كرد؛ اما شكست در اعزام نيرو به افغانستان تضمين شكست خواهد بود. تصور كنيد اسامه بن لادن هنگاميكه در غار تاريك القاعده اين سخنان احمقانه را شنيده، چگونه خنديده است!