نسخه
PDF
شماره ۵۹۹۴ - ۱۸ مهر ۱۳۸۸ - - ۱۰ اكتبر ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
«دو خواهر»؛ ساده انگارى در اجراى ايده ها
001914.jpg
اگر منطق داستان فيلم «دو خواهر» در بسيارى از لحظات آزارمان مى دهد خوشبختانه به علت نبود منطق داستانى نيست بلكه به علت ضعف فيلم در باوراندن دنيايش و ساده انگارى در اجراى ايده ها است. خبرگزارى مهر، اگر بخواهيم تعريف روشنى از ساختار فيلم «دوخواهر» داشته باشيم بايد بگوييم كه اين فيلم تركيبى است تقليدى از سكانس هاى مختلفى كه پيش از اين در انواع و اقسام كمدى هاى هاليوودى ديد ه ايم. اما موضوع به همين جا ختم نمى شود. قصدم اين نيست كه امتياز بيهوده اى براى فيلمى با نقائص و ضعف هاى آشكار قائل شوم اما با حذف اثر شاخصى مانند «بى پولى» و با يك نگاه گذرا به آنچه در طى اين سال ها به عنوان كمدى بر پرده ديده ايم كه هم اكنون نيز نمونه ديگرى از آن چون «زندگى شيرين» همچنان بر پرده است شايد بتوانيم با ديده اغماض به «دو خواهر» بنگريم و دست كم نقاط قوت آن را هم ببينيم. تلاش فيلمساز براى شكل دادن يك قصه كه مقدمه و اوج و فرود منطقى و تعليق هاى داستانى داشته باشد كاملا مشهود است در حالى كه در فيلم هاى مشابه داستان صرفا بر پايه لودگى و مسخره بازى شخصيت ها استوار مى شود. به اين مفهوم كه لودگى شخصيت ها حجتى مى شودتافيلمساز به وسيله آن به هر سويى كه مى خواهد داستان را بكشاند و به هر جايى كه دوست دارد برسد و در اين ميان « دو خواهر» برخلاف آنان داستان مشخصى دارد. اگر منطق اين داستان در بسيارى از لحظات آزارمان مى دهدخوشبختانه به علت نبود يك منطق داستانى نيست بلكه به علت ضعف فيلم در باوراندن دنيايش و گه گاه به علت ساده انگارى در اجراى ايده هاست. براى مثال ايده آشنايى كه امير داخل اتاق با خودش حرف مى زند و نقش دو نفر را ايفا مى كند به علت باز بودن زياد در اتاق و نزديك بودن دو شاهد به در اجراى ساده لوحانه اى پيدا كرده است، در حالى كه با بسته تر بودن در و ديده شدن اتفاق از يك شكاف باريك و فاصله بيشتر مهتاب و جلال از در، سر و شكل منطقى ترى مى يافت يا اينكه امير كه چنين ماشينى دارد چگونه از پرداختن پول آب و برق دفتر كارش عجز است. يا پرت كردن شال روى صورت امير كه داخل ماشين مخفى شده است اساسا صحنه نااميد كنند ه اى است، اميركجاست كه جلال او را نمى بيند؟ اگر پايين صندلى جلو مخفى شده كه ديده نشدنش غير ممكن است، اگر هم زير صندلى عقب ماشين پنهان است (چنان كه بعدا از آن جا سر در مى آورد) كه شال مينا نمى تواند روى صورتش بيفتد! همين صحنه با دقتى بيشتر و دكوپاژى ديگر به سادگى منطقى جلوه مى كرد. يا تغيير قيافه منشى شركت و فال گرفتن او كه آدم مات مى ماند ضريب هوشى شخصيت ها را بر چه اساسى تعيين مى كنند كه چهره او حتى براى مينا آشنا هم به نظر نمى رسد. گرچه ضريب هوشى شخصيت ها خيلى قبل تر از اين و با باور كردن دو شخصيت امير و افشين آن هم صرفا با يك عينك و يك كش سر امتحان خود را پس داده است. دو شخصيتى كه گلزار در بازى اش، حتى اندكى قادر به تفكيك آن دو از يكديگر نبوده است. جدا از اين مشكلات فنى ديگرى مانند شارپ بودن بيش از اندازه صداى منشى شركت و خانم روانشناس نسبت به سايرين تمركز تماشاگر را به هم مى زند. از سويى در حالى كه به نظر مى رسد در برخى از صحنه ها براى پدر امير ديالوگى نوشته نشده و خودش فى البداهه حرف هاى نه چندان مناسبى مى زند كه اصلا معلوم نيست چرا آنها را حذف نكرده اند (مانند صحنه خواستگارى و ديالوگ مادر مينا در مورد سن و سال پدر و پاسخ او مبنى بر اين كه همه ما دوست داشتنى هستيم!!)، برخى از شخصيت ها مانند ستاره هم بيش از اندازه ديالوگ دارند و چون ستاره بيشتر در شرايطى غيرمعمول به سر مى برد و خودش هم به قدر كافى در اكت هايش غلو مى كند و صدايش هم به دلايل فنى بالاتر و شارپ تر از صداى سايرين شنيده مى شود، صحنه هاى مربوط به او كشدار و خسته كننده به نظر مى رسند. كلوزآپ هاى زياد مينا هم متاسفانه همين تاثير را دارد و جاى تعجب است كه الناز شاكردوست كه از ابتدا با سينما كارش را آغاز كرده است و قطعا بارها و بارها خود را بر پرده ديده، هنوز كنترلى بر چند و چون ميميك صورتش ندارد و دستكم در نماهاى نزديك تلاش نمى كند، واكنش هاى جمع و جورترى داشته باشد. و نكته آخراينكه، قطعا بسيارى از ما دوست نداريم نيكى كريمى را در هر فيلمى و هر نقشى ببينيم و ترجيح مى دهيم او پرستيژ بازيگرى اش را حفظ كند، اما به هر دليلى كه كريمى، بازى در اين فيلم (و فيلم هاى مشابه) را پذيرفته است، خوشبختانه همچنان حضورش چيزى به فيلم افزوده و موجب شده كه حتى برخى لحظات سهل انگارانه فيلم، جديت بيشترى به خود بگيرد. با اين وجود اگر همين انتخاب ها ادامه پيدا كند بعيد نيست كه با گذشت زمانى نه چندان طولانى، نه تنها كريمى نتواند چيزى به فيلم بيفزايد بلكه فيلم ها آهسته آهسته از او بكاهند و ما يكى از بازيگران انديشمند، دوست داشتنى و خوش سابقه سينمايمان را به همين سادگى از دست بدهيم. ترديدى نيست كه با ذكاوتى كه از كريمى مى شناسيم نخواهد گذاشت كه سر رشته كار آسان از دستش بيرون برود.
ادامه تصويربردارى «بهانه هاى عاشقى»در شهرك دفاع مقدس
سرويس سينمايى: تصويربردارى فيلم تلويزيونى «بهانه هاى عاشقى» به كارگردانى صادق كرميار در شهرك سينمايى انقلاب و دفاع مقدس ادامه دارد.
فيلم تلويزيونى «بهانه هاى عاشقى» به تهيه كنندگى ايرج مرادى و به سفارش سيمافيلم تهيه مى شود و در آن محمدرضا داودنژاد، رامين راستاد، سيدشهزاد صفوى، مارال فرجاد، اصغر نقى زاده، مانى كسرائيان، رسول توكلى، جلال پيشوائيان، وحيد حيدرى و... بازى مى كنند. اين فيلم دو داستان را به صورت موازى روايت مى كند. يك داستان درباره چند جوان شرور و پولدار است و داستان ديگر مربوط به دخترى است كه همزمان با آغاز جنگ مادر و پدرش از يكديگر جداشده اند و...
تدوين «كادوى در به در» تمام شد
سرويس سينمايى: تدوين فيلم تلويزيونى «كادوى در به در» به كارگردانى يوسف تيمورى به پايان رسيد و اين فيلم به زودى آماده نمايش مى شود.محسن توكلى به تازگى تدوين اين فيلم ۹۰ دقيقه اى را كه اولين تجربه كارگردانى يوسف تيمورى است تمام كرده و مراحل فنى به پايان رسيده و «كادوى در به در» آماده نمايش شد. فيلمنامه اين فيلم ۹۰ دقيقه اى را عليرضا مسعودى نوشته و داستان درباره هديه اى است كه جوانى به نام حامد در روز تولدش از دوست صميمى اش مى گيرد. يوسف تيمورى در اين فيلم مقابل دوربين هم رفته است. در كنار تيمورى، رضا داودنژاد، سحر ولدبيگى، افسر اسدى، عباس محبوب، بيژن پبشدادى، شهين سليمى و سوسن پرور در اين فيلم بازى كردند.
ال جكسون بازيگر متفاوت
«ساموئل ال. جكسون»بازيگر صاحب سبك هاليوودى در پروژه سينمايى «همان قدر متفاوت مثل من» پيوست. به گزارش ايسنا، فيلمنامه اين اثر براساس رمانى پرفروش توسط «رودريك» و «بروس تيلور» خالقان اثرى چون «فرد شجاع» به كارگردانى «جودى فاستر» به نگارش مى آيد. بنابراعلام هاليوود ريپورتر، «ساموئل جكسون» در اين پروژه در قالب «دنور مور» ظاهر مى شود.مور در تدارك گسترش ارتباط و دوستى اش با تاجر آثار هنرى به نام «ران هال» است. «همان قدر متفاوت مثل من» براى اكران در اوايل سال ۲۰۰۱۰ميلادى آماده خواهدشد. «ساموئل جكسون» كه يكى از سينماگران پركار و فعال هاليوود به شمار مى رود، علاوه برحضور در آثارى چون «مردى كه گهواره را جنباند»، « رستاخيز ميدان جنگ»، «پارك ژوراسيك »، «قصه عامه پسند»، «جكى براون» و «سه ايكس »در پنجاه و نهمين دوره فستيوال كن فرانسه نيزدرجمع هيات داوران اين رويداد مهم فرهنگى حضور داشت.
«آدريان برودى» به پروژه سينمايى«غارتگران» مى پيوندد
«آدريان برودى» بازيگر آثارى چون «پيانيست» و «دارجلينگ با مسئوليت محدود» به پروژه سينمايى «غارتگران» جديد ترين كار «رابرت رودريگوئز» در حوزه تهيه و توليد مى پيوندد. به گزارش ايسنا، فيلم «غارتگران» در گونه آثار علمى _ تخيلى توسط استوديو فاكس قرن بيستم به تهيه و توليدمى رسد. «تامز گرس» بازيگر آثارى چون «من اسطوره ام» نيز در حال انجام مذاكرات نهايى براى پيوستن به پروژه «غارتگران» است. فيلمنامه «غارتگران» توسط «رودريگوئز»، «آلكس ليتواك» و «مايكل فينچ» به نگارش در مى آيد و «نيمرود آنتال» خالق آثارى چون «كنترل» كارگردانى اين پروژه را برعهده گرفته است. داستان فيلم زندگى گروهى از مردم مستأصل ودرمانده را به تصوير مى كشد كه با كشف سياره اى از غارتگران كهكشانى دچار ترس و وحشت شده اند. «غارتگران» براى اكران در ۹ جولاى «اوايل تابستان» سال (۲۰۱۰) ميلادى آماده مى شود. «برودى» كه اخيرا در فيلم «گيالو» اثر «داريو آرجنتو» نقش آفرينى كرده است به عنوان صداپيشه نيز در پروژه انيميشن «آقاى فاكس شگفت انگيز» حضور داشته است و به زودى در فيلم كمدى «روز والنتاين» مقابل دوربين مى رود.