نسخه
PDF
شماره ۵۹۹۸ - ۲۵ مهر ۱۳۸۸ - - ۱۷ اكتبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
جهان علم
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
يك راه حل براى افغانستان
002076.jpg
«اجازه دهيد كشورهاى مسلمان به جاى نيروهاى غربى، صلح را در افغانستان برقرار نمايند. پس از هشت سال حضور نظامى آمريكا در افغانستان كه يك گذرگاه استراتژيك در داخل آسياست، اين كشور هنوز يك منطقه جنگى خطرناك محسوب مى شود. شورشيان اخيرا به دو پايگاه نظامى آمريكا در طول مرز پاكستان حمله كردند.» به گزارش ايسنا، روزنامه كريستين ساينس مانيتور با انتشار مطلب فوق در گزارشى آورده است: كمك به افغانستان براى ايستادن بر روى پاها ى خود- كه يك ضرورت براى كشورهاى منطقه و غرب است- ممكن است به چندين دهه زمان نياز داشته باشد. از طرفى روشن و پر واضح است كه غرب نمى تواند اين امر را محقق سازد. اين روزنامه مى افزايد: اگرچه نيروهاى اشغالگر تحت امر غرب در افغانستان، بيشترين ميزان ثبات و پيشرفت را در طول سه دهه اخير در اين كشور برقرار كرده اند؛ اما حضور بيشتر نيروهاى ائتلافى تحت امر آمريكا، آتش شورش هاى بومى راشعله ورتر خواهد كرد و همچنين تروريسم فرامليتى را تداوم مى بخشد و مانع بازگشت پناهندگان افغان به روستا هاى خود مى شود. حضور آمريكا همچنين مانع فعاليت خطوط لوله انرژى بالقوه در اين كشور است. از همه مهمتر مانع برقرارى يك صلح دايم در افغانستان خواهد بود. در ادامه مى خوانيم: در حال حاضر طالبان با شورش هاى تحت امر خود ميدان را در دست گرفته و تلفات غرب افزايش يافته است. حملات چند هفته اخير، مرگبار ترين آنها از سال گذشته است و منجر به كشته شدن هشت سرباز آمريكايى و چهار افسر امنيتى افغان شده است. راه حل پنتاگون انجام عمليات هاى ضد شورش  پر هزينه است كه بيشتر شامل مليت سازى مى شود تا جنگ. اما اين اقدام با تحولات داخلى هماهنگ نيست. اين روزنامه مى افزايد: اكثريت آمريكايى ها به ويژه دموكرات ها، مخالف حضور آمريكا در افغانستان هستند. آنها تمايل دارند ارتباط اندكى بين افغانستان و امنيت خود قائل شوند. مخالفت با حضور در افغانستان حتى در ميان ساير كشورهاى عضو ناتو شديد تر است. از طرفى شركاى حاضر در نيرو هاى ائتلاف تحت امر آمريكا نيز تقريباخسته اند. ساينس مانيتور مى نويسد: با اين وجود، خروج شتاب زده غرب از افغانستان، يك خلاء بزرگ در اين كشور ايجاد خواهد كرد. افغانستان مملو از شكاف هاى قبيله اى و نژادى است. تنها موفقيت دولت اين كشور برگزارى انتخاباتى مخدوش است كه در آن توانسته به نفع خود تقلب كند. ارتش و پليس ملى تا رسيدن به شرايطى كه بتوانند امنيت كشور خود را تامين كنند، سال ها فاصله دارند. ساير نهاد هاى دولتى از كمبود منابع انسانى و مالى رنج مى برند و بدون كمك خارجى نمى توانند وارد عمل شوند. اين روزنامه در بخش ديگرى آورده است: به منظور جلوگيرى از وابستگى بيشتر افغانستان به كمك  مالى بين المللى براى توسعه و امنيت، سربازان آمريكايى و غربى بايد خاك افغانستان را ترك نمايند؛ اما در عين حال سربازان نمى توانند بدون پر كردن خلاء موجود، از افغانستان خارج شوند.
راه حل چيست؟
نويسنده اين مطلب با طرح اين پرسش نوشته است: در پاسخ بايد گفت كه كشورهاى مسلمان و منطقه بايد خلاء مذكور را پر كنند. اكثر شورش ها در افغانستان عليه نيروهاى غير مسلمان در اين كشور مسلمان به وقوع مى پيوندند. به عنوان مثال، در بيانيه هاى طالبان نيروهاى ائتلاف تحت امر آمريكا به عنوان صليبيون معرفى مى شوند و آن ها را همانند مهاجمان پيشين مى پندارند. حساسيت نسبت به حضور غير مسلمانان در اين سرزمين ، انگيزه مشتركى به شورشيان افغان و القاعده مى دهد؛ القاعده اى كه به طور مستقيم آمريكا را در داخل و از خارج تهديد مى كند. سازمان كنفرانس اسلامى كه بيش از ۴۰ كشور مسلمان در آن حضور دارند، بايد يك گروه ويژه براى افغانستان تشكيل دهد و كشور هايى مانند ايران، پاكستان، عربستان و تركيه رهبرى آن را بر عهده گيرند. اين گروه يك ائتلاف از كشور هاى مسلمان را رهبرى خواهد كرد كه مسئول تحولات سياسى، اقدامات آشتى جويانه، حفاظت از صلح، تحولات اقتصادى و ظرفيت  سازى دولتى در افغانستان خواهد بود. اين روزنامه ادامه مى دهد: كشورهاى مسلمان ثروتمند مانند مالزى، قطر و امارات متحده عربى مى توانند هزينه هاى تشكيل اين گروه را تقبل كنند. با توجه به روابط مشكل دار افغانستان با همسايگانش، حافظان صلح مى توانند از طريق كشورهاى مسلمان غير همسايه  مانند بنگلادش، مصر، اندونزى، اردن و تركيه وارد افغانستان شوند. بسيارى از اين كشور ها تجربيات با ارزشى دارند كه مى توانند ارايه دهند. به عنوان مثال، بنگلادش يكى از كشورهاى اصلى شركت كننده در اعزام نيرو به ماموريت هاى حافظ صلح سازمان ملل است. تركيه (عضو ناتو) و امارات متحده عربى نيز هم اكنون در افغانستان حضور فيزيكى دارند. حفاظت از صلح در افغانستان ادامه طبيعى ماموريت هاى خارجى آنها خواهد بود. در ادامه مى خوانيم: اعضاى ناتو و سازمان همكارى شانگهاى نيز مى توانند در ارايه كمك هاى مالى به اين طرح شركت نمايند؛ اما حضور نظامى فقط بايد به حضور نيروهاى نظامى مسلمان ختم شود. مصر، تركيه و پاكستان داراى پيشرفته ترين بروكراسى و ارتش در ميان كشورهاى مسلمان هستند. آنها مى توانند به آموزش سرويس هاى
غير نظامى خارجى و امنيتى افغانستان كمك كنند. اين طرح باعث خواهد شد كشور هايى مانند مصر و تركيه اين فرصت را پيدا كنند كه نقش رهبرى منطقه اى سابق خود را احيا نمايند. اين طرح همچنين سكويى را براى كشورهاى رقيب ايران و عربستان فراهم خواهد آورد تا به طور سازنده، مشكلات و دغدغه هاى متوجه امنيت و منافع خود را حل كنند. اين روزنامه مى افزايد: شمارى از سازمان هاى بين المللى مانند بانك توسعه اسلامى و صندوق  بين المللى پول و بانك جهانى بايد به بازسازى  اقتصاد افغانستان ادامه دهند. اين طرح مى تواند از طريق خانواده سلطنتى عربستان و يا ارتش پاكستان در اختيار ملاعمر، رهبر طالبان قرار گيرد. ملا عمر از طريق سخنگويان خود اعلام نموده كه مايل به مذاكره با دولت كابل است؛ اما در چارچوب خروج نيرو هاى ائتلاف تحت امر آمريكا از افغانستان. نمايندگان آنها و فرماندهان شبه نظامى منطقه اى مى توانند به طور گسترده در صحنه سياسى افغانستان حضور يابند و رهبران قبيله اى نيز در لوئى جرگه ها و يا شور ا هاى منطقه اى حضور يابند. در بخش پايانى گزارش روزنامه كريستين ساينس مانيتور مى خوانيم: از طرفى همزمان با خروج نيروهاى غربى از افغانستان، بايد يك دولت ائتلافى موقت در كابل تشكيل شود. در زمان روى كار بودن اين دولت، آمريكا و پاكستان بايد به عمليات  خود براى نابود كردن نيروهاى افراطى خارجى حاضر در مرز افغانستان-پاكستان ادامه دهند. حضور مسلمانان در افغانستان براى برقرارى صلح و ثبات منجر به ايجاد شكاف ميان شورشيان افغان و افراطيون خارجى مانند القاعده مى شود. گروهى كه حذف آن ها هدف اصلى دولت اوباما در منطقه است. در نهايت، زمانى كه كشور هاى مسلمان براى ايجاد ثبات در افغانستان قيام كنند، ضربه اى سنگين به القاعده وارد خواهد شد.
كابوس افغانستان براى آمريكا
در همين رابطه سايت ديپلماسى ايرانى آورده است: اين روزها بحران افغانستان روز به روز گسترده تر مى شود. هشدارهاى مقام هاى آمريكايى و ناتو مبنى بر ناكامى در افغانستان و تقويت طالبان در صورت عدم تغيير سياست هاى مبارزه با اين جنبش و متحدانش چون القاعده، همگى حكايت از آن دارد كه افغانستان به رغم بهبود اوضاع در بسيارى از زمينه ها از جمله اقتصاد و فرهنگ به كابوسى براى نيروهاى ايساف در افغانستان تبديل شده است.
در همين رابطه ديويد آسكلراد، مشاور ارشد كاخ سفيد گفت: «گفتگوهاى باراك اوباما با مشاوران ارشد امنيت ملى درباره افغانستان بسيار عميق تر از بحث درباره اعزام سربازان بيشتر به افغانستان بود.» وى با ايراد سخنانى در دانشگاه نبراسكا - لينكلن گفت: «فاكتورهاى مختلف بسيارى از جمله اتهامات تقلب در انتخابات رياست جمهورى اخير افغانستان و رابطه  تيره آمريكا با پاكستان در اين مذاكرات داخلى مورد بررسى قرار گرفتند. اساسا آنچه كه ما بايد درباره  آن فكر كنيم بهترين راه دستيابى به اهدافمان است كه شامل برچيدن القاعده به نحوى است كه آنها نتوانند عليه آمريكا و متحدانش اقدام كنند.» اوباما در حال بررسى درخواست ژنرال استنلى مك كريستال، فرمانده نيروهاى آمريكايى و ناتو در افغانستان براى افزايش حدود ۴۰ هزار سرباز كمكى به جنگ افغانستان نيز هست. به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس آكسلراد همچنين گفت: «نمى توانم بگويم تصميم بر سر اعزام يا عدم اعزام سربازان كمكى به منطقه جنگى چه زمانى اتخاذ مى شود. اين يك مساله پيچيده است. به عنوان يك آمريكايى خوشحالم كه رئيس  جمهور در حال تلاش تا جاى ممكن و جمع آورى اطلاعات براى اتخاذ تصميم صحيح است.» به گزارش شبكه خبرى سى بى اس، اين گزارش مى افزايد، يكى از سربازان آمريكايى ادعا كرده كه بسيارى از خمپاره ها و راكت هايى كه به آنها اصابت كرده كپى راكت هايى است كه خود آمريكايى ها در جنگ با طالبان استفاده كرده اند. اما تفاوتشان تنها در اين است كه شماره هايى بر رويشان حك شده كه در هيچ جاى آمريكا سراغى از آنها گرفت. حتى نوشته هاى انگليسى كه بر روى آنها حك شده با نوشته هاى حك شده بر روى خمپاره هاى آمريكايى مشابه است. اين گزارش همچنين مى نويسد كه شمار نيروهاى طالبان از سال ۲۰۰۶ تا كنون چند برابر شده به گونه اى كه اين جنبش در حال حاضر ۲۵ هزار نفر نيرو در اختيار دارد. طالبان روز گذشته توانسته بود يكى از مناطق شرقى افغانستان را به كنترل خود در آورد.
آغاز روابط تركيه و ارمنستان و پايان يخبندان تاريخى
002070.jpg
تركيه و ارمنستان گام بزرگى را در راستاى صلح ميان دو همسايه برداشتند تا به يخبدان تاريخى روابط خود كه از جنگ جهانى اول به ارث رسيده بود خاتمه دهند. تركيه و ارمنستان كه مناسباتشان از سال ۱۹۹۳ قطع شده در آوريل ۲۰۰۹ با تصويب طرحى موسوم به نقشه راه براى عادى سازى روابط خود گام برداشتند. در نقشه راه كه در پارلمان هاى هر دو كشور به تصويب رسيد مراحل و گام هاى اين روند براى عادى سازى روابط مشخص شده است. به گزارش ديپلماسى ايرانى، در سال ۱۹۹۳ با اشغال منطقه كوهستانى قره باغ توسط ارمنستان روابط دو كشور از سوى تركيه قطع شد. آذربايجان قره باغ كوهستانى را قسمتى از خاك خود مى  داند و تركيه با باكو در اين نقطه نظر كه اين اقدام ارمنستان نقض حقوق بين الملل است، شراكت دارد. موضوعى كه توانست روابط باكو آنكارا را بيش از پيش به هم نزديك كند. اما مهم ترين مسائل مورد مناقشه  تركيه و ارمنستان مسائل مربوط به گذشته است كه بايد بين دو كشور حل و فصل شود. ايروان خواستار آن است كه كشتار ارمنى ها در امپراتورى عثمانى به عنوان نسل كشى به رسميت شناخته شود و تركيه رسما از ارمنستان بابت آن قضيه عذرخواهى كند در حالى كه آنكارا به شدت با اين موضوع مخالف است و هر گونه صحبتى درباره آن را حتى از سوى متحدانش به شدت رد مى كند. تركيه حتى در رقم ادعايى ارمنستان شك و شبهه وارد مى كند و مى گويد، در آن زمان تنها ۳۰۰ هزار نفر كشته شدند در حالى كه ارمنستان شمار كشته شدگان را يك و نيم ميليون نفر مى داند. اكنون به نظر مى رسد كه اين دو كشور دشمنى هاى گذشته را پشت سر گذاشته اند تا روابطى كه مى تواند به نفع هر دو كشور باشد آغاز كنند. سال گذشته پس از روى كارآمدن احمد داود اوغلو به عنوان وزير امور خارجه تركيه، وى در كنفرانس خبرى خود اعلام كرد كه سياست خارجى تركيه در راستاى نيازهاى كشور تغيير خواهد كرد كه از جمله آنها به صفر رسيدن مشكلات تركيه با همسايگانش خواهد بود. اكنون يكسال پس از اين انتخاب درست دولت، سياست هاى داود اوغلو به ثمر رسيده است. هرچند نمى توان تمام امتياز اين برد سياسى را به وزير امور خارجه تركيه داد چرا كه هم طرف ارمنى و هم ساير سياست مداران ترك در اين پرونده تلاش هاى بسيارى را انجام دادند و تابويى را شكستند كه مى تواند منطقه را به سمت آرامش بيشتر هدايت كند. مسلما حل مشكلات ميان تركيه و ارمنستان در منطقه بازخوردهاى منفى و مثبتى خواهد داشت كه پيش بينى مى شود بازخوردهاى مثبت آن بيشتر جنبه هاى عملى داشته باشد و بازخوردهاى منفى به تهديدهاى بى سرانجام منجر شود. به عنوان مثال آذربايجان از برقرارى مجدد روابط بين ارمنستان و تركيه ناخرسند است چراكه پس از مناقشه قره باغ بود كه تركيه مرزهاى خود را به روى ارمنستان بست. اكنون بدون اينكه اين مناقشه خاتمه پيدا كرده باشد، تركيه تصميم گرفته است كه با امضاى قراردادى مرزهاى خود را به روى ارمنستان بگشايد و ارمنستان نيز اين مرزهاى را به رسميت بشناسد. بنابراين آذربايجان يكى از مخالفان سرسخت برقرارى روابط بين تركيه و ارمنستان است، اما پيش بينى نمى شود كه تهديدهاى آذربايجان تاثيرى در روابط ميان تركيه و آذربايجان ايجاد كند و شايد اين توافقنامه بتواند در آينده مسيرى را براى صلح ميان ارمنستان و آذربايجان نيز هموار كند. موضوع ارمنستان و درگيرى قره باغ و مناقشه اى كه بين ارمنستان وآذربايجان وجود دارد، موضوعى است كه ريشه هاى جغرافيايى و فرهنگى دارد. به اندازه كافى هم دليل براى ادامه اين درگيرى وجود دارد. اما طرفين اين مناقشه خودشان اجزايى هستند از ساختار بزرگ تر منطقه اى و از اين رو جاى تعجبى نيست كه آذربايجان و ارمنستان هم در سايه بحران بين المللى اقتصادى در سطح جهان و در سطح منطقه اى با توجه به نگرانى ها و ترديدهايى كه وجود دارد، مسأله قره باغ را تحت شعاع قرار دهند و كمتر به آن بپردازند چرا كه منافع بزرگترى در اين منطقه دارند. برقرارى روابط دو كشور از بعد سياسى براى تركيه و از بعد اقتصادى براى ارمنستان حائز اهميت بسيار بالايى است. تركيه مدت هاست كه مى خواهد نقش مؤثرترى در منطقه داشته باشد. روابط خود را با كشورهاى همسايه گسترش داده است. براى برقرارى صلح در كشورهاى منطقه نقش ميانجى را خوب بازى كرده است و توانسته است در ميان كشورهاى غربى نيز جاى پاى جديدى پيدا كند. اكنون اين اقدام تركيه براى برقرارى روابط با ارمنستان در واقع برگ برنده اى به نفع تركيه درمناسبات سياسى محسوب مى شود، حال آنكه در اين روند ارمنستان بيش از آنكه بتواند از اين مساله در بعد سياسى بهره بردارى كند، از بعد اقتصادى بهره بردارى خواهد كرد. بنا به آمار كميته ارامنه آمريكا تحريم هاى اقتصادى و محدوديت هاى بازرگانى كه از طرف تركيه و آذربايجان بر ارمنستان اعمال مى شود سالانه بين ۵۷۰ تا ۷۲۰ ميليون دلار به اقتصاد ارمنستان ضربه مى زند. اما اگر مرزهاى اين كشورهاى بر روى ارمنستان گشوده شود، صادرات ارمنستان دو برابر شده و توليد ناخالص ملى اين كشور ۳۰ تا ۳۸ درصد افزايش خواهد يافت. بنابراين مى توان اميدوار بود كه صلح ميان ارمنستان و تركيه روزنه اى نه تنها براى دو كشور كه براى ساير كشورهاى منطقه هم باشد.