|
|
|
|
|
در صورت فراهم نشدن شرايط مناسب؛
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در صورت فراهم نشدن شرايط مناسب؛
از اكران «صداها»جلوگيرى مى كنيم
|
|
|
تهيه كننده فيلم سينمايى «صداها» با اشاره به مشكلات اكران عمومى اين فيلم از تلاش جريانى براى شكست خوردن سينماى فرهنگى خبر داد. على واجد سميعى به مهر گفت: من با آقاى سجادپور تماس داشتم و درباره مشكلات اكران فيلم «صداها» با ايشان صحبت كردم كه قول همكارى و مساعدت براى حل اين مشكل دادند، آقاى سجادپور تازه به اداره كل ارزشيابى و نظارت آمده اند و قصدشان سر و سامان دادن به امور اكران و مشكلات اهالى سينما در اين زمينه است. وى ادامه داد: سامان دادن به وضعيت اكران فيلم هاى فرهنگى اتفاق خوبى است كه اميدوارم در زمان آقاى شمقدرى بيفتد، اما اين مشكل آن قدر جدى شده كه حل آن زمان زيادى مى گيرد. آقاى سجادپور قول داده اند تا شنبه با سينمادارها و مديرانى كه در اين زمينه مسئول هستند صحبت كنند و راه حلى براى اين مشكل بيابند. اميدوارم رايزنى هاى ايشان تا فردا جواب بدهد و مشكل اكران فيلم حل شود. تهيه كننده «صداها» افزود: در نبود رئيس شوراى صنفى و اعضاى اين شورا اميدوارم ديگر مسئولان به فكر حل اين مشكل باشند، زمانى كه آقاى مهدى كرمپور درباره اكران «صداها» در گروه فرهنگى صحبت كرد وعده داد فيلم در چهار هفته و سه سانس در روز روى پرده برود و پس از چهار هفته وضعيت فيلم را كف فروش تعيين كند.
واجد سميعى گفت: با اين كه مصوبات شوراى صنفى به سينمادارها ابلاغ شده اما ديروز سينماها از نمايش «صداها» در سه سانس خوددارى كردند، درسينما آزادى و در يك سانس ۴۰۰ هزار تومان فروش كرد، اين نشان مى دهد فيلم مى تواند مخاطب داشته باشد اما جريانى مقابل سينماى فرهنگى مى ايستد. اين تهيه كننده با اشاره به خسارت هايى كه به فيلم وارد شده گفت: بايد كسانى كه از قوانين تخطى مى كنند مجازات و جريمه شوند، اين گونه قانون شكنى ها حقوق سينماگران و تهيه كنندگان را ضايع مى كند، اگر شرايط مساعد نشود «صداها» را از پرده برمى داريم. به اين شيوه فيلم ناديده گرفته مى شود و در حق سازندگان آن ظلم مى شود. واجد سميعى افزود: در پشت پرده اين جريان آدم هايى هستند كه ناجوانمردانه فيلم هايشان را اكران مى كنند و در جدالى نابرابر سينماى فرهنگى را متهم به بى مخاطبى مى كنند. اميدوارم مسئولان سينمايى مقابل اين جريان بايستند و از سينماى فرهنگى دفاع كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سومين فيلم فتحى اين هفته كليد مى خورد
سرويس سينمايى: فيلمبردارى فيلم سينمايى «كيفر» به كارگردانى حسن فتحى اين هفته در تهران آغاز مى شود. تمام سكانس هاى اين فيلم در تهران فيلمبردارى مى شود، تا كنون حضور هانيه توسلى، مريلا زارعى، امير جعفرى، مصطفى زمانى، هومن برق نورد، اسماعيل گرامى، فرشيد صمدپور و مينا جعفرزاده در «كيفر» قطعى شده است و به زودى بازيگران ديگرى نيز به اين گروه اضافه مى شوند. فيلمنامه «كيفر» نوشته عليرضا نادرى است و پيش از اين قرار بود با عنوان «هفت دقيقه به پاييز» توسط عليرضا امينى ساخته شود، بازنويسى اين متن توسط فتحى و نادرى انجام شده است. حسن فتحى فيلم هاى سينمايى، «پستچى سه بار در نمى زند»، «ازدواج به سبك ايرانى» و مجموعه هاى «شب دهم»، «پهلوانان نمى ميرند» و «اشك ها و لبخندها» را كارگردانى كرده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«مردان زمين» به جشنواره فيلم كوثر مى رود
فيلم تلويزيونى «مردان زمين» به تهيه كنندگى مهدى صباغزاده براى حضور در بخش مسابقه فيلم هاى ويدئويى چهارمين جشنواره فيلم كوثر پذيرفته شد. به گزارش روابط عمومى جشنواره كوثر ساخت موسيقى اين فيلم به پايان رسيده و امروز ميكس نهايى آن آماده مى شود. اين فيلم داستان زنانى را روايت مى كند كه با شجاعت و توانايى مشكلات زندگى شان را يكى پس از ديگرى از ميان برمى دارند. شيوا كاظمى فيلمنامه «مردان زمين» را نوشته و محسن تربيت دوست كارگردان آن است. نسرين مقانلو، محمدرضا هدايتى، رامتين خداپناهى، اليكا عبدالرازقى و سحر آربين در اين فيلم مقابل دوربين رفتند. «مردان زمين » پس از فيلم تلويزيونى «حصار آرزو» به كارگردانى فريدون فرهودى دومين نماينده سيما فيلم در جشنواره فيلم كوثر است. جشنواره فيلم كوثر از ۲۵ تا ۲۸ آبان امسال در تهران برگزار مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«بلور باران» آماده پخش مى شود
سرويس سينمايى: فيلم تلويزيونى «بلور باران» به كارگردانى شاهد احمدلو با پايان مراحل فنى به زودى آماده پخش مى شود. با پايان تدوين و ميكس اين فيلم نيمه آبان ماه آماده پخش مى شود و به سيمافيلم تحويل داده مى شود تا در نوبت پخش قرار بگيرد. عليرضا خمسه، زيبا بروفه، كامران فيوضات، ناصر گيتى جاه، فرج الله گل سفيدى، اشكان اشتياق، احمد رضا اسعدى و شهرزاد كمال زاده بازيگران «بلور باران» هستند. داستان اين فيلم درباره يك نويسنده و مترجم رمان هاى فرانسوى را ايفا مى كند كه در آن با قبولى برادر زاده اش در دانشگاه و آمدن او به تهران، اتفاقاتى براى اين نويسنده وسواسى مى افتد. در نهايت همه او را ترك مى كنند و... شاهد احمدلو فيلم هاى سينمايى «چند مى گيرى گريه كنى؟» و «اگه مى تونى منو بگير» و مجموعه هاى «ماه عسل» و «نشانى» را كارگردانى كرده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بدترين فيلم هاى تاريخ سينما در گونه آثار ترسناك معرفى شدند
گونه آثار موسوم به سينماى وحشت همواره مخاطبان وعلاقه مندان گسترده اى را به خود اختصاص داده اند و تصاوير فيلم هايى چون سرى «اره ها»، «جيغ» و «كلبه وحشت» همواره در ذهن تماشاگران شان حك شده است. پايگاه اطلاع رسانى «مووى فون»، با بررسى فيلم هاى متفاوت سينماى وحشت، ۲۵ فيلم از بدترين آثار ساخته شده اين ژانر در تاريخ سينما رامعرفى كرده است. به گزارش ايسنا، فيلم هاى «گوتيكا» محصول (۲۰۰۳)، «يك آمريكايى گرگ نما در پاريس» (۱۹۹۷)، «جن كوچك» (۱۹۹۳)، «ترس دات كام» (۲۰۰۲)، «من قبر تو را شكافتم» (۱۹۷۸)، درصدر اين فهرست قرار گرفته اند. فيلم هاى «دوگ جاسوس» (۲۰۰۷)، «باران شيطان» (۱۹۷۵)، «زامبى پوست كن» (۲۰۰۸)، «وقتى كه يك امرعجيب رخ مى دهد» (۲۰۰۶)، «خانه مرده» (۲۰۰۳)، «اره ۵» (۲۰۰۸)، «جهنم چشم ها» (۲۰۰۷)، «كريسمس سياه» (۲۰۰۶)، «تل كلونى از فضايى ديگر» (۱۹۹۸)، «خانه مومى» (۲۰۰۵) ديگر آثار مطرح اين مجموعه هستند. فيلم هاى «جيسون ايكس» (۲۰۰۲)، «مرد جادوگر» (۲۰۰۶)، «جن گير ۲» (۱۹۷۷)، «دكتر گيگلز» (۱۹۹۲)، «روانى» (۱۹۹۸)، «دوهزار ديوانه» (۱۹۶۴)، «كتاب سايه ها» (۲۰۰۰)، «سياره ۹ از فضايى ديگر» (۱۹۵۹) و «هالووين» (۲۰۰۷) جزء بدترين آثار سينماى وحشت به شمار مى روند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آوازهاى سرزمين مادرى در «سرزمين گمشده»
|
|
|
مستند «سرزمين گمشده» فيلمى است درباره انسان هايى كه سال ها است در غربت، دور از سرزمين مادرى در حسرت آزادى و بازگشت به وطن روزگار مى گذرانند.به گزارش خبرگزارى مهر، «سرزمين گمشده» مستندى تكان دهنده است. نه فقط به علت سرنوشت دردناك آدمهايش و نه فقط به اين علت كه بخشى از تاريخ معاصر سرزمين مان را مرور مى كند بلكه به علت نزديك بودنش، تاريخ وقوع حوادث فيلم بيش از نفسى از ما فاصله ندارد. سرزمين گمشده ساختار ساده اى دارد و كارگردان تلاش نكرده به چيزى فراتر از آن چه شخصيت هايى كه مدتها از اكران به دور بوده اند و مى گويند دست بيابد وقصد نداشته با استفاده از نمادهاى صوتى و بصرى مضاعف چيزى (حتى حسى) فراتر از آن چه شخصيت ها، احساسات و داستان هاى شخصى آنها القا مى كند به فيلم بيفزايد. هوشمندى كارگردان در انتخاب نگاه بى طرفانه است و حتى تنهايى و دلتنگى و روزمرگى آنها را با نماهاى بسته، ديوار، دخمه، تحرك بسيار اندك دوربين و تكرار و تكرار و تكرار آدم ها در اين فضاها نشان مى دهد به جاى اين كه از چيزى خارج از محدوده و دنيايى كه هر روزه تجربه اش مى كنند استفاده كند و اتفاقا اين انتخاب به پر رنگ تر شدن موضوع كمك مى كند، صحنه اى كه در ذهنت مى ماند، اشك دلتنگى است وجملاتى كه در ذهنت مى مانند جملات شخصى آنهاست كه سوار قطار مى شوند تا به ايران باز گردند و از سرزمين يخ زده سيبرى سر در مى آورند. كارگردان با باز تعريف بخشى از تاريخ معاصر آغاز مى كند و به آدم هايى مى رسد كه تاريخ (اگر آنها را به خاطر بسپرد) با نگاهى كلى ازكنارشان خواهد گذشت و در اين بين اتفاقى در مركز توجه فيلم قرار مى گيرد كه تغيير دهنده سرنوشت آدم هاى فيلم و تغيير دهنده سرنوشت خود فيلم است. موسايان از تعريف كلى بخشى از تاريخ به تعريف داستان شخصى آدم ها مى رسد و اتفاقا هر چه بيشتر از كليات فاصله مى گيرد، اثرش روند زنده تر و جذاب ترى پيدا مى كند. داستان اين است؛ مدتى مرزهاى بين دو كشور ايران و شوروى سابق باز مى ماند و آدمهايى به سادگى از اين مرز باز عبور مى كنند و سپس روى ديگر سكه نمايان مى شود. آرمانشهرى كه آنها به دنبالش بودند چيزى جزسياهى و تباهى براى آنها در پى نداشته است. موسائيان تلاش كرده خط كمرنگى از قوانين روايت هاى كلاسيك را در فيلم رعايت كند كه با معرفى شخصيت ها آغاز مى شود و با رسيدن به اوج (كه همان ماجراى فرستاده شدن مهاجران به اردوگاه كار اجبارى است) و در نهايت رستگارى آنان به پايان مى رسد. گرچه همچنان اعتقاد دارم كه داستان نادر اين آدم ها قادر است تماشاگر فرارى را از ميان فيلم بازگرداند و دوباره او را مشتاق و كنجكاو ديدن و شنيدن كند. رستگارى پايانى فيلم با نمايش علاقه شخصيت ها به سرزمين مادرى اتفاق مى افتد وبه اين ترتيب فيلمساز با حفظ سادگى و بى طرفى در داستان و با هوشمندى و استفاده از عناصرى كه چندان به چشم نمى آيند (مانند همين چينش) نبض فيلم را در دست گرفته است. نمى توان ادعا كرد كه «سرزمين گمشده» فيلم بى نقصى است، فيلمساز گاه بدون علت مشخص از تصاوير نامربوطى استفاده كرده است كه ذهن تماشاگر را به بيراهه مى برد كه صحنه چراى گوسفندان و نماى سبز پشت شيشه قطار از اين دست هستند. برخى از لحظات گفت و گوها به درازا كشيده مى شود و يا فيلم از كنار برخى از جزئيات تاثير گذار به سرعت مى گذرد و... با اين حال «سرزمين گمشده» در ساختار فيلم بى ادعايى است و بعد از ديدن آن در مى يابيم كه بسيار بيشتر از آن چه در ظاهر به چشم مى آيد در چنته داشته است و فكر مى كنم همين اتفاق از فيلم اثرى موفق مى سازد.
|
|
|
|
|
|
|
|