|
مجيد جوزانى، مدير تماشاخانه ايرانشهر:
اهالى تئاتر، آيين نامه اجرايى سالن هاى نمايش را تدوين كنند
|
|
|
مجيد جوزانى؛ مدير تماشاخانه ايرانشهر؛ پيرامون عدالت و ميزان برابر اجراى تئاترهاى موفق و پرتماشاگر با آثار نمايشى كم فروغ، معتقد است: «عدالت به معناى مساوى بودن نيست. عدالت يعنى وقتى اثرى اجراى موفقى به لحاظ تكنيكى دارد و مخاطب خوبى هم جذب كرده، بايد بيشتر از يك كار ناموفق كه تماشاگر ندارد مورد توجه باشد و اجراى بيشترى به آن اختصاص داد.» وى همچنين در اين رابطه به مهر گفت:« ما توازن ميان عدالت و تساوى را از بين برده و همه را مساوى مى بينيم و عدالت را كنار گذاشته ايم. از اين رو به همه گروهها و نمايش ها ۳۰ شب اجرا اختصاص مى دهيم چه اين اجراها موفق باشند يا ناموفق. من به عنوان يك مدير و يك معلم تئاتر به اين موضوع معتقد و علاقمند نيستم.» جوزانى افزود:« در اينجا سؤالى را به عنوان يك مدير مطرح مى كنم كه آيا راه حلى براى اين موضوع دارم؟ از خود مى پرسم كه چه تعداد سالن حرفه اى تئاتر در كشور داريم و در ۳۰ ساله بعد از انقلاب چه تعداد سالن تئاترى به مجموعه تئاتر اضافه كرديم؟ از خود مى پرسم در حوزه سخت افزارى چه تعداد از سالن هايى كه داريم باز سازى كرده و در اختيار هنرمندان قرار داديم؟ از خود مى پرسم آيا سالن هايى كه در تشكيلات مختلفى كه از بيت المال استفاده مى كنند نظير آموزش پرورش، ادارات دولتى و بخش هاى نظامى و همواره خاك مى خورند و بى استفاده مانده اند را فعال كرده و در اختيار هنرمندان قرار داده ايم؟ در جشنواره اى چون جشنواره تئاتر ادينبورگ در هر خانه اى صحنه اى درست كرده و در آن به اجراى نمايش مى پردازند. بسيارى از هنرمندان جهان از اجرا در اين جشنواره استقبال مى كنند. اين در حالى است كه ما خانه هاى زيباى بسيارى در ايران و تهران داريم كه مى توانند ميزبان اجراى آثار نمايشى باشند ولى چرا اين اتفاق در آن ها نمى افتد؟ براى اين كه سالن هاى تئاتر كم داريم و هنرمندان تئاتر تعدادشان زياد است و حق دارند هر كدام هر چند سال يك بار خود رابيازمايند. حق دارند هر چند سال يك بار اثرى را اجرا كنند و توانايى هاى خود را محك بزنند. در اين بخش وقتى حق را به آن ها مى دهيم نيازمند قانون و مقرراتى هستيم كه آن ها نيز به ما حق بدهند. به عنوان مثال قانونى گذاشته شود كه وقتى هنرمندان از يارانه هاى دولتى استفاده مى كنند اگر بعد از ۱۰ اجرا به سقف معينى از تماشاگر به لحاظ گيشه و فروش نرسيدند جاى خود را به گروهى ديگر بدهند.» وى تصريح كرد:« البته بايد مراقب باشيم كه تنها به اجراى نمايش هايى كه صرف خنداندن تماشاگر اجرا مى شود فكر نكنيم تا از اين طريق مخاطب را به داخل سالن بياوريم. البته اجراى اينگونه نمايش ها ايراد ندارد ولى به لحاظ كيفيت هنرى ، ممكن است كيفيت مطلوب را نداشته باشند. در سالن هاى تئاتر حرفه اى بايد آثارى به صحنه بروند كه قدمت و جايگاه تئاتر را داشته باشند. تنها زمانى مى توانيم از اجراى آثار مناسب و با كيفيت هنرى مطلوب بهره ببريم كه آئين نامه اى به نام آئين نامه اجرا وجود داشته باشد و بايد اهالى تئاتر آيين نامه اجرايى سالن هاى نمايش را تدوين كنند. » اين مدير هنرى در بحث مميزى آثار نمايشى نيز توضيح داد: «بحث مميزى بايد به هنرمندان سپرده شود. شوراى عالى انقلاب فرهنگى قوانينى دارد و هنرمندان ما ۳۰ سال است كه در اين جامعه زندگى مى كنند و خطوط قرمز را مى شناسند. مى توانيم مقررات تصويب شده توسط شوراى انقلاب فرهنگى را در اختيار هنرمندان قرار دهيم و آن ها با رعايت اين مقررات آثار خود را به صحنه ببرند. اينگونه بحث مميزى هم به اهالى تئاترواگذارمى شود.» وى در ادامه گفت:« به نظر من تا زمانى كه سالن ها به اندازه كافى گسترده نشده باشد و گروههاى تئاترى هويت خود را از گروه بدست نياورند و در فضاهاى تئاترى مستقر نشوند و تا زمانى كه بحث تئاتر خصوصى به معناى اينكه يارانه هاى دولتى جهتش مشخص باشد، انجام نشود بخش اعظمى از مشكلات حل نمى شود. اگر فضاها به اندازه كافى باشد و گروه ها در مكان هايى ثابت مستقر باشند در سطح شهر شاهد اجراهاى متنوعى خواهيم بود و گروه ها خود مسئول آثارشان هستند. از اين رو رقابت سالم و درست براى بالا بردن كيفيت آثار و جذب مخاطب شكل مى گيرد. برنامه ريزى اجراهاى نمايشى وقتى به دست گروههاى مستقر و ثابت باشد به مرور زمان شاهد اين خواهيم بود كه شهر تبديل به فضايى نمايشى مى شود. وقتى از فضاى تئاتر صحبت مى كنيم سالنى استاندارد و آگوستيك به ذهن خطور مى كند اما هستند گروههاى تجربى و آوانگاردى كه در فضاهاى خارج از سالن هاى نمايشى آثار خود را اجرا مى كنند و مخاطب هم دارند و باعث آشتى مردم با تئاتر مى شوند. اين عمل باعث وارد شدن تئاتر به سبد كالاى فرهنگى خانواده ها مى شود. كل ظرفيت تئاتر شهر در نهايت يك هزار نفر است و جمعيت تهران ۱۰ ميليون نفر است. حتى اگر بخواهيم جمعيت را پنج ميليون نفر در نظر بگيريم نسبت ظرفيت تئاتر شهر با جمعيت تهران نشان دهنده آن خواهد بود كه حتى در صورت پر بودن سالن هاى تئاتر شهر در طول سال تنها ۳۶۵ هزار نفر قادر به تماشاى آثار نمايشى خواهند بود. متأسفانه ما ذائقه مردم را تغيير نداده ايم و بسيارى از مردم تصورشان از تئاتر حركاتى
اغراق آميز و تصنعى است. در حالى كه تئاتر تنها هنرى است كه عين زندگى است و وقتى مخاطب شاهد شور و هيجان نمايش ها باشد علاقمند به تئاتر شده و تماشاگر ثابت تئاتر مى شود. ما نمايشى داريم كه پر مخاطب است و به لحاظ تكنيكى مناسب است. آيا اين نمايش بايد بعد از ۳۰ اجرا به كار خود پايان دهد؟ معتقدم وجود آيين نامه اجرا مى تواند راه حل مناسبى براى اين معضل باشد.» جوزانى اظهار داشت:« درست است كه براى مدير تئاتر سخت است كه برنامه سالانه خود را تعيين كند زيرا در برخى از شرايط گروه ها به دلايل مختلف زمان اجراى خود را به تعويق مى اندازند در صورتيكه در كشورهاى صاحب نام تئاتر به دليل استقرار گروه ها در مكان هاى ثابت اين اتفاق رخ نمى دهد. در ايران يك بازيگر تئاتر براى اينكه تأمين شود مجبور است در چند كار همزمان به ايفاى نقش بپردازد. به اين دليل يك كارگردان نمى تواند كار خود را به موقع آماده اجرا كند و از اين رو جرأت ارائه برنامه سالانه به طور دقيق وجود ندارد. اما بايد ريسك كرد و بنده در تماشاخانه ايرانشهر به هر كارگردان اعلام مى كنم به ازاى هر روز تأخير يك اجرا كسر مى شود. با اين حال فشارهايى وجود دارد و كارگردانى اعتراض مى كند و جامعه مطبوعاتى كمك هاى لازم را به بنده به عنوان يك مدير نمى كند و تنها حرف هاى كارگردان را منعكس مى كند. مديريت با حداقل امكانات سخت است. بنده و دوستانم در مجموعه تئاتر شهر خيلى علاقمنديم كه برنامه ساليانه داشته باشيم اما ميسر شدن سخت است. بايد عدالت وجود داشته باشد و آئين نامه وجود داشته باشد و كارگردان با قبول و امضاى آئين نامه مى پذيرد كه بعد از ۱۵ اجرا اگر عملكرد موفقى نداشته باشد بايد جاى خود را به نمايش ديگرى دهد. اين از دانش كارگردان نشأت مى گيرد كه چه نمايشى را كى و كجا بايد اجرا كند. كارگردان بايد مخاطب شناسى و جامعه شناسى داشته باشد و وقتى اين نكات رعايت شود موفق خواهد بود. در صورت تدوين آئين نامه مى توان بخشى از يارانه دولتى را به گروه پرداخت كرد و گروه نظير اتفاقى كه در تئاتر خصوصى بايد رخ دهد بخش ديگرى از درآمد خود را از طريق فروش گيشه به دست آورد. با اين شرايط كارگردان مسئوليت موفقيت اثر خود را برعهده مى گيرد. اگر نتوانيم در طول ۳۰ اجرا تعداد مخاطب قابل توجهى را به سالن نمايش جذب نكنيم كارمان عجيب و عيب دار خواهد بود.»
|