نسخه
PDF
شماره ۶۰۰۶ - ۴ آبان ۱۳۸۸ - - ۲۶ اكتبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
سياسى شدن استفاده از منابع آب در آسياى مركزى
002391.jpg
يكى از ويژگى هاى دوران ما دموكراسى سازى جامعه اى است كه شرايط فعاليت گروه هاى احزاب سياسى با ديدگاه هاى مختلف در آن فراهم است. همزمان با اين تلاش ها روند بيش از حد سياسى شدن جوامع و برخى ازمسائل اجتماعى نيز از ويژگى هاى قرن كنونى است. به نظر مى رسد كه علت سياسى شدن برخى از مسائل بستگى به فعاليت رسانه هاى جمعى دارد كه برخى از كشورها تلاش مى كنند با استفاده از اطلاع رسانى سريع توسط شبكه هاى اينترنت ، كانال هاى ماهواره اى تلويزيونى مسائل اقتصادى كوچك را به بحران جهانى تبديل نمايند. اخيرا ما شاهد گسترش چنين ديدگاهى در نحوه استفاده از ذخاير آب ، انرژى و منابع طبيعى در آسياى مركزى هستيم. به گزارش ايران شرقى، از سويى ديگر قدرت هاى برتر سعى مى كنند با استفاده از توان رسانه اى و تبليغاتى خويش اوضاع را به نفع خود تغيير دهند كه حاكى از تاثيرگذارى آنان بر افكار عمومى براى رسيدن به اهداف ژئوپليتيكى اقتصادى و انرژى اين قدرت ها است. اگر رقابت قدرت ها را در منطقه آسياى مركزى مورد بررسى قرار دهيم به طور مشخص در نوع روابط آنها با ازبكستان جايگاه و اهميت اين كشور مورد توجه قرار مى گيرد . در آسياى مركزى نزديك به۵۰ ميليون نفر سكونت دارندكه حدود ۲۸ ميليون نفر آنها در ازبكستان زندگى مى كنند. اما ما مى بينيم كه قدرت هاى برتر براى رسيدن به اهداف خويش از عامل مهم ژئوپليتيكى نظير آب استفاده مى كنند. رودخانه هاى اصلى آسياى مركزى به تدريج به بحران در اين منطقه كه مردمان آن طى قرون متمادى در كنار يكديگر زندگى مسالمت آميز داشتند، تبديل شده اندو امنيت نسل هاى آينده را تهديد مى كنند . على رغم اين كه رودخانه هاى آمو و سير منبع مهم حيات مردم منطقه و رشد بخش كشاورزى جمهورى هاى آسياى مركزى هستند ، به منشا اختلاف ميان اين كشورها تبديل شده اند. درسالهاى اخير دو كشور بالاآب يعنى قرقيزستان و تاجيكستان قصد ساخت سدهاى بزرگ بر روى رودخانه هاى آمو و سير را با هدف توليد برق دارند. روسيه على رغم بحران اقتصادى كنونى تصميم به سرمايه گذارى در طرح هاى انرژى قرقيزستان گرفته است. تحقق اين طرح ها موجب پيچيدگى اوضاع سياسى و اقتصادى آسياى مركزى كه همراه با خطرات زيست محيطى ناگوارى براى مردمان منطقه خواهد بود ، مى شود. «اسلام كريم اف» رئيس جمهورى ازبكستان درنشست اخيرسران كشورهاى عضو«سازمان همكارى شانگهاى» با اشاره به اين موضوع گفته بود: «از نظر ما بايد مسائل مهم منطقه نظير استفاده از ذخاير آب و انرژى ، ساخت شبكه هاى حمل و نقل ارتباطى با توجه به منافع ملى هر يك از جمهورى ها و منافع مشترك مردمان آسياى مركزى حل و فصل شوند. اين نكته بر هيچ فردى پوشيده نيست كه آينده رشدو پيشرفت كشورهاى آسياى مركزى به همكارى همه جانبه دولت هاى عضو«سازمان همكارى شانگهاى» بستگى خواهد داشت. ازاين رو بهتر است كه دراجرايى كردن هرنوع طرح مهم فراملى منافع عمومى مردمان منطقه مورد توجه قرار گيرد. بنابراين استفاده بى رويه از منابع آب آسياى مركزى مى تواند اوضاع عمومى منطقه را متشنج سازد و براى حيات ميليون ها نفر از ساكنان سه كشور پايان آب يعنى قزاقستان ، تركمنستان و ازبكستان تهديد جدى ايجاد نمايد». از سويى ديگر بحران آب درآسياى مركزى موجب بدتر شدن اوضاع زيست محيطى درياچه آرال كه با خطر خشك شدن مواجه است ، مى گردد. اقدام قرقيزستان و تاجيكستان در ساخت نيروگاه هاى برق آبى كه داراى سدهاى بلند هستند، موجب ايجاد مشكل در تامين آب ساكنان سه كشور پايان آب كه مغاير باكنوانسيون هاى بين المللى مقررات استفاده از آب هاى روخانه هاى فرامرزى است ، خواهد شد. در كنوانسيون سازمان ملل است متحد درباره نحوه استفاده از رودخانه هاى فرامرزى و حمايت از تالاب هاى بين المللى سال ۱۹۹۲ميلادى و كنوانسيون مقررات حقوقى بهره بردارى از منابع آب هاى بين المللى سال ۱۹۹۷ ميلادى كه در مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است ، تاكيد مى شود :«در استفاده از رودخانه هاى فرا مرزى بايد عواقب زيست محيطى و اقتصادى اين اقدام مورد توجه قرارگيرد». در اين اسناد حقوقى بين المللى به صراحت اعلام شده است :«اگر احساس شود در زمان استفاده از منابع آب هاى مشترك عواقب ناگوار زيست محيطى و يا خسارات جدى به زندگى مردم وارد خواهد شد، بايد براى جبران اين زيان ها برنامه ريزى كرده و تلاش نمود اجرايى كردن طرح هاى اقتصادى يك كشور به ضرر كشور ديگر تمام نشود». در مناطق مختلف جهان تجربيات فراوان بهره بردارى مشترك كشورها از منابع آب فرامرزى وجود دارد. مردمان مصر رود نيل ، هندوهاگنگ و سرخپوستان آمريكايى آمازون را به عنوان رود مقدس پرستش مى كنند و به دليل اهميت آب در زندگى انسان براى اين رودخانه احترام ويژه اى قائل هستند. مردمان آسياى مركزى كه داراى مشتركات تاريخى ، فرهنگى و مذهبى زيادى هستند به دو رودخانه عظيم اين منطقه آمو و سير احترام زيادى مى گذارند و طى قرن هاى گذشته همواره براى پاك نگه داشتن اين رودخانه ها به عنوان سرچشمه حيات انسان تلاش كرده اند. اگر نگاهى به تاريخ روابط اقوام آسياى مركزى بياندازيم ، مى بينيم كه در راه حفظ اين دو رودخانه سعى فراوانى شده است تا براى نسل هاى بعدى ميراث ارزشمندى همچون آب به يادگار بگذارند. از اين رو وظيفه نسل كنونى مردمان آسياى مركزى نيز حفظ اين ميراث ارزشمند و انتقال آن به آيندگان است. اما اگر به خاطر منافع محدود اقتصادى برخى از كشورها از منابع آب آسياى مركزى بهره بردارى بى رويه بشود توازن سياسى و اقتصادى كنونى به هم خواهد خورد و امكان دارد پيامدهاى ناگوارى بر روابط دوستانه مردمان منطقه در پى داشته باشد .
«كلاه سبزهاى» آمريكايى در راه قرقيزستان
002394.jpg
چندى پيش ايالات متحده برنامه  خود مبنى بر استقرار واحدهاى نيروى ويژه خود در آسياى مركزى و از جمله در قرقيزستان را به صورت رسمى اعلام و هدف از اين اقدام را جلوگيرى از تشديد ناامنى در منطقه عنوان كرد. با اين وجود، تحليلگران بر اين باروند كه هرچند هنوز پيش بينى در خصوص روند اوضاع در افغانستان و تبعات آن بر آسياى مركزى مشخص نيست، اما پر واضح آن است كه ورود «كلاه سبز هاى» آمريكايى به آسياى مركزى، توأم با بى ثباتى و بروز مناقشه در اين منطقه خواهند بود. از سوى ديگر، معلوم است كه هدف اين سياست واشنگتن، تبديل آسياى مركزى به تكيه گاهى براى دنبال كردن سياست خود عليه روسيه، چين و ايران است. به گزارش ايراس، در همين راستا، چندى پيش عده اى از نظاميان بلندپايه آمريكايى در بيانيه هايى اعلام كردند كه واشنگتن براى اوضاع وخيم تر در منطقه آسياى مركزى آماده مى شود. به تأكيد آنها؛ با توجه به اينكه قرقيزستان، ازبكستان، قزاقستان، تاجيكستان و تركمنستان در نزديكى صحنه عمليات جنگى افغانستان واقع شده اند، «گروه سوم نيروهاى ويژه آمريكا» براى كمك به اين نيروها در زمينه برقرارى نظم داخلى در حال آماده سازى خود است. اين مطلب به صورت صريح از سوى فرد كوبلر، رئيس بخش روابط عمومى فرماندهى عمليات ويژه ايالات متحده اعلام شد. وى از جمله تصريح كرد كه گروه سوم نيروهاى ويژه آمريكا، همزمان با ادامه عمليات در افغانستان حاضر است در رزمايش مشترك با نيروهاى مسلح كشورهاى آسياى مركزى شركت كند. در نگاه اول، اين خبر به هيچ موضوع خاصى اشاره ندارد و سابقه همكارى نظامى قرقيزستان و ساير كشورهاى منطقه با ايالات متحده به سال ها پيش بر مى گردد. اما مداقه دقيق تر در اظهارات نظاميان آمريكايى حكايت از آن دارد كه برنامه هاى آمريكا به رزمايش ختم نمى شود و «كلاه سبزهاى» آمريكايى درصددند براى مدت طولانى در اين كشورها باقى بمانند. به گفته كوبلر، نيروهاى آمريكايى در عمليات هاى جنگى و اطلاعاتى شركت كرده و به نيروهاى كشورهاى آسياى مركزى در زمينه برقرارى نظم داخلى آنها كمك خواهند كرد. در طرح پنتاگون، كمك به تربيت نيروهاى نظامى كشورهاى منطقه نيز پيش بينى شده است. نظاميان آمريكايى به همين منظور بايد زبان محلى را ياد بگيرند و با فرهنگ اين كشورها آشنا شوند. «كلاه سبزهاى» آمريكايى  از  تاريخچه  بلندى  برخوردارند.  اين  نيروها  در  جنگ  ويتنام  و  سپس  در  عمليات  مختلف  در  آمريكاى  لاتين  شركت داشتند.  بعد  از  جنگ  ويتنام  شمار اين  نيروها  تقريبا  تا نصف  كاهش  يافت، اما  در  سال هاى دهه  ۱۹۸۰  كه  واشنگتن  دور  جديد  مبارزه  بر  سر  سلطه  جهانى  را آغاز  كرد، اين تعداد  دوباره  افزايش  يافت.  بعد  از  حوادث  ۱۱  سپتامبر  ۲۰۰۱  واحدهاى ويژه  ارتش  آمريكا  در  عمليات  عراق  و  افغانستان  شركت  كرده  و توسعه بيشترى يافتند. طبق  اساسنامه  نيروهاى  ويژه،  مأموريت  آن ها  شامل  دفاع  از  منافع  داخلى  كشورهاى  خارجى  (يعنى  دفاع  از  رژيم هاى  وابسته  به  آمريكا)،  توسل  به  روش هاى  غير سنتى  جنگى،  جمع آورى  اطلاعات  ويژه  و  فعاليت  ضد  جاسوسى است.  حتى  در اين اساسنامه شركت  در  عمليات  انسان دوستانه نيز  پيش بينى  شده  است. اما نتيجه فعاليت  انسان دوستانه  «كلاه سبز ها»  در  گرجستان  بر  كسى  پوشيده  نيست.  كمك  عادى  به  توسعه  نيروهاى  مسلح  اين  كشور  باعث  تجاوز  به  اوستياى  جنوبى  شد.  سربازان  گرجى  توسط  مربيان  آمريكايى  آماده  شده  بودند.  توپ  و  تانك هايى  كه  در  چارچوب  برنامه  «اصلاح  تأمين  فنى»  ارتش  به  گرجستان  ارسال  شده  بودند،  مهمات خود را بر  روى  شهرها  و  روستاهاى  اوستياى  جنوبى فرو ريختند. هرچند واشنگتن  مطمئن  است  كه  در  آينده  نزديك  كشورهاى  آسياى  مركزى  با  بى ثباتى  اوضاع  خود  روبرو  خواهند  شد، اما به واقع مشخص نيست كه  اين  اعتقاد  بر  چه  واقعياتى  استوار  است. به  نظر  مى رسد  كه  ايالات  متحده  دوباره  از  اطلاعات  جعلى  و  كذبى  استفاده  مى كند  كه  براى  آغاز  جنگ  عليه  عراق  از موارد مشابه آنها  استفاده  كرده و جنگى فراگير را آغاز كرده  بود. واقع امر آن است كه  واشنگتن پيگيرانه به  دنبال  بهانه اى است كه با توسل به آن، ضمن تضمين حضور بلندمدت خود در منطقه،  روسيه  و  چين  را  از  آنجا  بيرون  انداخته و به انقباض مزيت هاى ژئوپوليتيكى آنها اقدام كند. با اين ملاحظه،  هرچند هيچ  خطر  واقعى براى  شعله ور  شدن  تمام  منطقه  آسياى  مركزى  وجود  ندارد، اما به سان ساير تجربيات و اقدامات آمريكا، ممكن است در آينده  شاهد  يك  سرى  «شوهاى»  سياسى  باشيم  كه  مورد  علاقه خاص  آمريكايى ها است.  براى  مثال،  ممكن  است در كشورها مختلف اين منطقه  يك  سرى  اعمال  تروريستى و يا هر نوع خشونت سياسى ديگرى  رخ  دهد،  يا  افراد  با ريش و ظاهر اسلامى،  يك  هواپيماى  مسافربرى  را ربوده  و  خواهان  خروج  نيروهاى  ائتلافى  از  افغانستان  شوند. همان طور كه تجربه نيز نشان داده، برنامه ريزى  براى انجام اين  گونه  عمليات ها  براى  ايالات  متحده  كار  دشوارى  نيست.  كافى  است مسائل  سال  گذشته در منطقه آسياى مركزى را  به  خاطر آوريم  كه طى آن  در  حومه  شهر  بيشكك ( پايتخت  قرقيزستان)  يك  انبار  مهمات  كشف  شد.  نكته مهمى كه در اين رابطه بايد به آن توجه كرد اين است كه مقامات آمريكايى در پايگاه هواى ماناس  به  طرف  قرقيزى  اجازه  نمى دهند  بارهايى  را  كه  توسط  هواپيماهاى  نظامى آنها  از  طريق اين  پايگاه  جابجا  مى شود، را  بازرسى  كنند.  اگر  اين  سناريو  همچنان برقرار باشد،  مقامات  قرقيزستان  كه در موارد قبلى نيز  نشان  داده اند  كه در ازاء  دريافت  پول  حاضرند  با   آمريكا  به توافق همه جانبه دست يابند،  درهاى اين  جمهورى  را  به روى  نيروهاى  ويژه  آمريكايى نيز  باز  خواهند  كرد.  مجددا بايد خاطر نشان كرد كه در اين طرح به هيچ وجه موضوع آموزش و آماده سازى  نظاميان  محلى  توسط  آمريكايى ها براى افزايش آمادگى آنها در برابر تهديدات امنيتى و بى ثبات ساز  در  كار  نيست.  با اين ملاحظه، پر واضح آن است كه ايالات  متحده  اهداف  گسترده ترى را از قبل ورود و استقرار نيروهاى ويژه خود در آسياى مركزى  دنبال  مى كند.  نظاميان  آمريكايى  در  روزهاى  اخير  اعلام  كرده اند  كه  در صورت  موافقت  مقامات  محلى  به  «دفاع  از   نظم داخلى كشور  خارجى»  خواهند  پرداخت  و  اين  بدان  معناست  كه  ارتش  و  سياست  خارجى  كشورهاى  منطقه  تماما  تابع  واشنگتن  خواهند  شد. در  مجموع،  شكى  نيست  كه  كلاه سبزهاى  آمريكايى  بزودى  وارد  قرقيزستان  شده  و  اين  كشور  به  يكى  از  مهره هاى  وابسته  به  واشنگتن  تبديل  خواهد  شد. اما بايد ديد  اين  «مهمان نوازى» قرقيزستان براى بيشكك واجد چه منافع خواهد بود. يكى از پيام هاى اوليه تحول اين است كه مقامات  بيشكك  با  اين  اقدام احتمالى  نهايتا  متحد  خود در منطقه  را  انتخاب  خواهند  كرد. با اين ملاحظه، هر چند تا پيش از اين  روسيه،  چين  و  اعضاى  ديگر  سازمان  همكارى هاى  شانگهاى  و سازمان  پيمان  امنيت   جمعى  با  تسامح  به  سياست  دوپهلوى  بيشكك مى  نگريستند،  اما از  اين  به  بعد  جايى  براى  تسامح  باقى  نخواهد  ماند. از سوى ديگر، همان طور كه اشاره شد، هرچند  هدف  نيروهاى  ويژه  آمريكايى  آماده سازى نيروها و  نهادهاى  نظامى  و  انتظامى  قرقيزستان  براى  انجام عمليات هاى  جديدى  است  كه  فعلا  به  عنوان  عمليات  ضد  تروريستى  تعريف  شده، ولى واضح است كه آمريكايى ها مى توانند هر نوع فعاليت و تحولى را «ضد تروريستى» قلمداد كنند. لذا بعيد نيست كه قرقيزستان را به رويارويى در منطقه سين كيانگ چين جلب كنند، چرا كه ناآرامى هاى اخير در اين منطقه نتيجه نفوذ برخى نيروهاى خارجى بود. از سوى ديگر، اين احتمال نيز بعيد نيست كه ايالات متحده از قرقيزستان به عنوان يكى از تكيه گاه هاى منطقه اى خود در مناقشه با ايران استفاده كند. مأموريت ديگرى كه آمريكايى ها مى توانند از قبل ورود نيروهاى ويژه خود به قرقيزستان در نظر داشته باشند، سرنگونى رژيم هاى مخالف خود در منطقه است. در هر حال، عواقب حضور نظامى آمريكا براى قرقيزستان تأسف آور خواهد بود.