نسخه
PDF
شماره ۶۰۱۰ - ۹ آبان ۱۳۸۸ - - ۳۱ اكتبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
پيامدهاى خروج ازبكستان از سيستم واحد انرژى منطقه
002493.jpg
خروج ازبكستان از سيستم واحد انرژى آسياى مركزى گام ديگرى در جهت واگرايى كشورهاى اين منطقه است كه تنها قدرت هاى بيگانه از اين وضعيت سود مى برند. ازبكستان اعلام كرده كه از ۱۵ اكتبر سال جارى ميلادى از سيستم واحد انرژى آسياى مركزى كه در سال ۱۹۹۱ ميلادى ايجاد شد و متشكل از ۸۳ فقره تاسيسات انرژى با ظرفيت توليد ۲۵ هزار مگاوات ساعت برق است، خارج مى شود. كارشناسان اين اقدام تاشكند را گام ديگرى در راستاى واگرايى منطقه عنوان كرده و آن را در جهت تحقق منافع قدرت هاى فرامنطقه اى بويژه آمريكا ارزيابى مى كنند. به گزارش ايران شرقى، با فروپاشى شوروى و اعلام استقلال كشورهاى منطقه، سيستم روابط اقتصادى اين كشورها با مشكلات فراوانى رو برو شد كه بخش انرژى را نيز مستقيما تحت تاثير قرار داد و در نتيجه كشورهاى آسياى مركزى در جهت حل و فصل مسايل انرژى به صورت مستقل حركت كردند كه در كوتاه مدت با مشكلات زيادى مواجه شدند. با گذشت چند سال از اعلام استقلال اين كشورها، آسياى مركزى كه هميشه برق مازاد بر مصرف قابل توجهى داشت، با كمبود انرژى مواجه شد. اكنون ميزان اين كمبود در فصل پاييز و زمستان در تاجيكستان ۳‎/۵ تا ۴ ميليارد كيلووات ساعت، در جنوب قزاقستان حدود يك ميليارد كيلووات ساعت و در شمال قرقيزستان بيش از يك ميليارد كيلووات ساعت ارزيابى مى شود. در تركمنستان و ازبكستان كمبود برق بطور جدى وجود ندارد و اين دو كشور نياز خود به برق را با استفاده از ظرفيت نيروگاه هاى حرارتى تامين مى كنند. قزاقستان نيز حدود يك ماه و نيم پيش اعلام كرد كه با احداث دومين خط انتقال برق «شمال ، جنوب» قادر به رفع مشكل كمبود برق در فصول پاييز و زمستان در مناطق جنوبى خود شده است و مى تواند بدون وابستگى به همسايگان خود، انرژى مورد نياز بخش هاى مختلف خانگى، صنعتى، كشاورزى و خدماتى را تامين كند. ازبكستان نيز با ساخت خط انتقال برق از تاشكند تا وادى فرغانه در ابتداى سال جارى ميلادى، وابستگى هاى انرژى خود به قرقيزستان را نيز از بين برد و اعلام كرد كه توانايى تامين و توزيع برق به تمامى قلمرو كشور خود را دارد. زيرا تا پيش از آن تاشكند بخشى از برق مورد نياز وادى فرغانه را از شبكه هاى انتقال برق قرقيزستان تامين مى كرد. وجود سيستم واحد انرژى براى كشورهاى منطقه اين امكان را فراهم كرده بود تا در صورت بروز بحران انرژى در يكى از كشورهاى آسياى مركزى، بتوانند به كاهش پيامدهاى منفى آن براى اقتصاد ملى و بويژه واحدهاى صنعتى آن كمك كنند ولى اكنون با خروج ازبكستان از اين سيستم، آسيب پذيرى انرژى كشورهاى منطقه و بخصوص تاجيكستان و قرقيزستان افزايش خواهد يافت. تاجيكستان و قرقيزستان بيش از ۸۰ درصد از ذخاير آب آسياى مركزى را در اختيار دارند و در فصول پاييز و زمستان بدون خريد و واردات برق از همسايگانشان نمى توانند انرژى مورد نياز خود را تامين كنند. به اين دليل دوشنبه و بيشكك مصمم به ساخت سد و نيروگاه هاى جديد برق آبى به منظور حل و فصل مشكلات انرژى خود هستند، ولى اين امر موجب نگرانى كشورهاى به اصطلاح مصرف كننده آب، بويژه ازبكستان شده است. ازبكستان در حالى با احداث ظرفيت هاى جديد انرژى در تاجيكستان و قرقيزستان مخالفت مى كند و آن را تهديد نيازهاى ده ها ميليون نفر به آب مى داند كه تمايلى براى مشاركت در رفع و تامين مشكلات ناشى از كمبود انرژى اين دو كشور از خود نشان نمى دهد. «نعمت نعمت زاده» كارشناس مسايل منطقه با اشاره به اين كه ازبكستان بيش از هر كشور ديگر آسياى مركزى به عامل واگرايى در منطقه تبديل شده است، افزود: «وجود جو بى اعتمادى در مسايل مركزى كه ناشى از سياستهاى يك جانبه تاشكند در بخش آب و انرژى است، حكايت از اين واقعيت دارد.» اين كارشناس سياسى مى گويد:«متاسفانه ازبكستان به عنوان يكى از كشورهاى كليدى و با نفوذ منطقه طى بيش از ۱۵ سال استقلال، هميشه با همسايه هاى خود در زمينه هاى مختلف دچار مشكل و چالش بوده است كه موجب تقويت روحيه بى اعتمادى در منطقه شده و زمينه ورود طرف هاى خارجى و بخصوص كشورهاى غربى و آمريكا به آسياى مركزى را فراهم كرده است.» اين كارشناس ، تصريح كرد: «عبور و مرور يك اروپايى از قلمرو ازبكستان به مراتب ساده تر از آن است كه يك تبعه تاجيك يا قرقيز بخواهد بصورت ترانزيت از خاك اين كشور تردد كند و اين امر كاملا مخالف با ذهنيت و روحيات مردم منطقه است؛ زيرا آنها در زمان شوروى نيز در فضاى واحد جغرافيايى و فرهنگى به سر مى بردند و در برابر يكديگر احساس بيگانگى و خطر نمى كردند ولى اكنون سياست هاى طراحى شده حكومت هاى آسياى مركزى و بخصوص تاشكند، مردم منطقه را نيز به سمت بى اعتمادى به يكديگر سوق مى دهند كه دورنما و پيامدهاى نگران كننده اى براى منطقه به همراه خواهد داشت.»«احمد دولت اف» يكى ديگر از تحليلگران مسائل آسياى مركزى و استاد دانشگاه ملى قرقيزستان نيز اقدام تاشكند مبنى بر خروج از سيستم واحد انرژى منطقه را حركت در جهت واگرايى كشورهاى آسياى مركزى مى داند. وى با توجه به نزديك شدن فصل زمستان كه اوج مشكلات انرژى و به ويژه كمبود برق در تاجيكستان و قرقيزستان مى باشد، اين اقدام طرف ازبكى را گامى در مسير تقويت بى اعتمادى ميان دولت هاى منطقه دانست و تاكيد كرد: بحرانى تر شدن مناسبات كشورهاى آسياى مركزى بر سر مسايل انرژى در آينده اى نه چندان دور، از واقعيت هاى انكار ناپذير فضاى سياسى اقتصادى منطقه است. «دولت اف »افزود:« كشورهاى آسياى مركزى طى ۱۸ سال استقلال خود از شوروى سابق،سازمان هاى متعددى براى همگرايى منطقه اى ايجاد كرده اند و گويا قدرت هاى منطقه اى و بعضا فرامنطقه اى نيز از حفظ فضاى اعتماد در آسياى مركزى، حمايت كرده اند، اما عملا نتايج عكس حاصل شده است.» اين كارشناس ، پديده بى اعتمادى در روابط كشورهاى منطقه و بخصوص نحوه مناسبات تاشكند با همسايگانش را نگران كننده مى داند و تاكيد مى كند: طى دوران كوتاه استقلال، حكومت هاى منطقه به نحوى به يكديگر
بى اعتماد بوده اند كه نمونه بارز آن در شيوه تعامل ميان تاشكند با دوشنبه، بيشكك و آستانه بارها مشاهده شده است . وى تصريح كرد: «جاى نگرانى اينجاست كه با گذشت حدود ۲۰ سال از فروپاشى شوروى و كسب استقلال كشورهاى آسياى مركزى، در منطقه نسل جديدى پرورش يافته و در حال ورود به صحنه سياسى هستند كه هميشه از ناحيه همسايگان خود كه سرناسازگارى داشته اند، احساس خطر و تهديد كرده اند و همين عوامل سبب گرايش آنها به قدرت هاى خارجى بويژه قدرتهاى فرا منطقه اى شده است؛ در حالى كه اين تهديد ها غير واقعى و ساخته ذهن برخى از رهبران منطقه است.» «الكساندركنيازف» رئيس دفتر منطقه اى انستيتوى مطالعات CIS روسيه كه يكى از كارشناسان سياسى برجسته مسائل جامعه همسود معتقد است: «بدون نقش مثبت روسيه در آسياى مركزى روابط كشورهاى منطقه پيچيده تر خواهد شد.» وى تصريح كرد: «درست است كه اكنون روسيه سياست جامعى در قبال مسائل منطقه ندارد، ولى اقدامات چند سال اخير آن و بخصوص سرمايه گذارى مسكو در طرح هاى اقتصادى و بويژه ساخت نيروگاه هاى جديد در تاجيكستان و قرقيزستان نشان مى دهد كه اين كشور در حدتوان خود به دنبال كمك به رفع مشكلات منطقه است و مايل نيست تا اين مشكلات موجب افزايش بى اعتمادى در آسياى مركزى شود. «ذوالفقار اسماعيليان» كارشناسان مسائل اقتصادى آسياى مركزى معتقد :« با خروج ازبكستان از اين سيستم، مشكلات برق منطقه بيشتر مى شود.» وى مى افزايد:« با خروج ازبكستان از اين سيستم، ترانزيت برق تركمنستان به تاجيكستان نيز عملا غير ممكن خواهد بود، زيرا تاشكند با وجود مشاركت و حضور در سيستم واحد انرژى منطقه، به بهانه هاى مختلف مانع ترانزيت برق عشق آباد به دوشنبه مى شد، حال كه قرار است از اين پيمان خارج شود، دليل يا بهانه محكمترى براى عدم همكارى با تاجيكستان و تركمنستان در اين زمينه دارد؛ زيرا تاشكند مى گويد كه هيچ ارتباطى با موضوع ترانزيت برق بين دو كشور ندارد و از سوى ديگر نيز تاجيكستان قدرت و توان مالى احداث خط جديد انتقال برق از تركمنستان به تاجيكستان آن هم خارج از قلمرو ازبكستان را ندارد. اين كارشناس تصريح كرد: «خروج هر كشورى از سيستم واحد انرژى موجب اخلال جدى در كل سيستم مى شود، چرا كه انتقال برق به تمامى قلمرو آسياى مركزى از طريق سامانه اى تنظيم مى شود كه هميشه مقدار قابل توجهى برق را به عنوان ذخيره نگه داشته تا در صورت بروز سانحه در هر يك از مولدهاى انرژى كشورهاى تحت پوشش، برق مورد نياز را از طريق اين ذخيره تامين نمايد. در پى اين اقدام تاشكند، آستانه نيز احتمال خروج از اين سيستم را بعيد ندانسته است. در همين راستا دو هفته پيش وزير انرژى و صنايع قزاقستان اعلام كرد:«چنانچه ضرورتى پيش آيد، كشورش نيز سياست ازبكستان را در زمينه انرژى در پيش خواهد گرفت ولى عاملى كه مانع اين اقدام خواهد شد، نياز مناطق جنوبى قزاقستان به آب قرقيزستان خواهد بود .براى كشورهاى قدرتمند منطقه و بويژه ازبكستان و قزاقستان منافع اقتصادى مهمتر است، وگرنه مسئولان بخش انرژى قزاقستان اعلام نمى كردند كه تنها نياز به آب همسايه ها اين كشور را در سيستم واحد انرژى نگاه داشته است و اين در حالى است كه قزاقستان از فروپاشى شوروى تاكنون هميشه تلاش كرده است تا خود را به عنوان حامى همگرايى در منطقه معرفى كند». در هر صورت واقعيت موجود آسياى مركزى اين است كه طى بيش از يك و نيم دهه استقلال، كشورهاى اين منطقه نتوانسته اند موفق به ايجاد فضاى حسن اعتماد شوند و به مكانيسم هاى كارآمدى براى حل و فصل مشكلات آب و انرژى خود دست يابند. بدون ترديد دوشنبه و بيشكك با مواجه شدن با كمبود برق در زمستان آينده، به طور جدى مصمم به ساخت ظرفيت هاى جديد توليد برق، بخصوص نيروگاه «راغون» در تاجيكستان و «قمبرآته» در قرقيزستان خواهند شد و در مقابل ازبكستان و ساير همسايه ها اين امر را در راستاى تلاش دوشنبه و بيشكك جهت تنظيم و حتى مهار آب منطقه به منظور فشار بر همسايگان خود ارزيابى خواهند كرد. به نظر كارشناسان وجود چنين شرايطى به سود منافع قدرت هاست تا با جلوه دادن خود به عنوان حامى اين و يا آن كشور منطقه و يا به بهانه ميانجيگرى براى حل اختلافات موجود بين كشورهاى منطقه، حضور سياسى، اقتصادى و نظامى خويش را در آسياى مركزى افزايش دهند.
استقرار امنيت در افغانستان
مطالعه تاريخ افغانستان اين نكته را مشخص مى كند كه عنصر خارجى هيچ وقت نتوانسته در ايجاد ثبات و امنيت پايدار در اين كشور موثر باشد و برعكس با هر ترتيبى و با هر هدفى كه وارد شده است معمولا خودش به عنوان يك عامل بى ثباتى مطرح بوده است. اين يك مساله كلى است كه همواره وجود داشته است.اگر ما از سال ۲۰۰۱ به اين طرف را بررسى كنيم، مى بينيم كه جامعه بين الملل به شرايط موجود و مردم افغانستان كمك كرد تا آنها از شرايط بهترى برخوردار باشند و بتوانند براى خودشان تصميم بگيرند. اما مسائل اتفاق افتاده در سال هاى اخير، تامين كننده هدف اوليه نيرو هاى خارجى از ورود به افغانستان كه همانا مبارزه با تروريسم بوده است نشده است. به گزارش ديپلماسى ايرانى، اگر به وقايع سال جارى ميلادى توجه كنيد، تحولاتى كه به ويژه در ماه هاى جولاى و آگوست در افغانستان اتفاق افتاده است، نتيجه درگيرى  ميان نيروهاى خارجى (مشخاصا ناتو و آمريكايى ها) با نيرو هاى شورشى است و به خوبى مشخص كرد كه استراتژى نظامى ناتو در افغانستان ناكارآمد و غير موفق است. همين موضوع يكى از مهمترين دلايل ترديد نزد كشور هاى غربى براى اعزام بيشتر نيروى نظامى به افغانستان است. با اين چارچوب و كاركردها قطعا اعزام نيروى نظامى بيشتر به افغانستان به مفهوم استقرار ثبات نخواهد بود. در سال جارى حدود ۴۱۸ نظامى خارجى كشته شده اند، در حالى كه اين آمار در سال گذشته ۶۰ درصد آمار فعلى بود. اين به خوبى نشان مى دهد كه حجم درگيرى ها افزايش پيدا كرده است.هدف بعدى ناتو قبل از برگزارى انتخابات افغانستان در دور اول، عمليات گسترده نظامى براى ايجاد شرايط مساعد براى افزايش مشاركت مردم در انتخابات و از بين بردن نيرو هاى شورشى بود، اما نتيجه اى كه به دست آمد خلاف آن شد، يعنى جريان هاى شورشى توانستند توسعه پيدا كنند و حوزه جغرافيايى گسترده ترى را براى عمليات خود پيدا كنند و ناامنى را بيشتر كنند.به نظر مى رسد حتى بدنه نظامى آنها از آنچه كه در اخبار و اطلاعات مشخص بود آسيب جدى نديد كه اين هم مويد اين نظر است كه استراتژى ناتودر اين مورد ناكارآمد بوده است.در ماه مارس سال جارى ميلادى دولت آمريكا با تمركز بر افغانستان به جاى عراق به منظور مبارزه با تروريسم استراتژى جديدى را اعلام كرد اما هنوز آن استراتژى به صورت كامل پياده نشده است. صحبت هاى جدى از ضرورت تجديد نظر و تغيير استراتژى گفته مى شود. مفهوم آن است كه راهكار گذشته نتوانسته است موفقيتى را به همراه داشته باشد و اگر مسائل افغانستان به طور جدى نگريسته نشود ناكامى ها ادامه خواهد داشت و عواقب آن هم متوجه مردم افغانستان و هم كشور هاى منطقه خواهد شد. براى دستيابى به يك ثبات پايداردرافغانستان نياز است كه توجه كشور هاى دوست افغانستان به ضرورت تسريع و تكميل بازسازى ارتش، پليس و نيروهاى امنيتى اين كشور شود و مسئوليت اين كار را به نيرو هاى افغانى واگذار كنند، وقتى كه ما از بومى كردن نيروها به عنوان يك اصل صحبت مى كنيم، مفهومش اين است كه جنگ و درگيرى فعلى را افغانى كنيم و اين مسئوليت را به خود افغانى ها واگذار كنيم ، كه آنها خودشان براساس راهبردهايى كه وجود دارد آن را مديريت كنند و پيش ببرند. نكته بعدى ضرورت استمرار توجه و كمك جامعه بين الملل به افغانستان، هم در حوزه بازسازى و هم در حوزه كمك به ساختار هاى موجود در افغانستان است.جامعه بين الملل كماكان بايد توجه و كمك خود را به دولت افغانستان با محور قرار دادن دولت افغانستان استمرار بخشند. محور سومى كه بايد به آن اشاره كرد، نقش كشور هاى منطقه در ارتقاى وضعيت موجود در افغانستان است. به اعتقاد من ظرفيت قابل توجهى در كشور هاى منطقه وجود دارد كه اين ظرفيت مى تواند به استقرار ثبات دائمى كمك كند. جمهورى اسلامى ايران، مشخصا به اين ظرفيت هاى منطقه اى توجه دارد. نكته چهارم اين است كه بين تروريسم و افراطگرايى يك مرز وجود دارد و نبايد لزوما هر دو را در يك قالب قرار داد و با هر دو برخورد يكسان كرد. يكسان دانستن اين پديده ها اشتباهى بوده است كه در گذشته كشور ها انجام داده اند و متاسفانه عوارضش منجر به توسعه ناامنى ها شده است. نكته آخر امنيت درآسيا است كه به صورت نقطه اى نمى توان به آن نگاه كرد. بايد به امنيت در آسيا به صورت يك مجموعه يكپارچه نگاه شود. در اين منطقه موضوعات مختلف با هم ارتباط پيدا كردند و به نوعى درگير هم شدند و ما نمى توانيم به صورت منفرد و مجزا موضوع امنيت در افغانستان را بدون حل كردن ساير موضوعات منطقه اى مثل موضوع هندو پاكستان، هند و افغانستان تامين كنيم.