نسخه
PDF
شماره ۶۰۱۷ - ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - - ۸ نوامبر ۲۰۰۹ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
قاسم پورحسن، استاد دانشگاه:
تصور مى شود آمدن عقل به معناى ازدست رفتن دين است درحالى كه اصلاً اينگونه نيست
قاسم پورحسن، استاد دانشگاه:
ضعف «حيات عقلى» جامعه باعث كمرنگ شدن فلسفه مى شود
تصور مى شود آمدن عقل به معناى ازدست رفتن دين است درحالى كه اصلاً اينگونه نيست
002796.jpg
عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى معتقد است: «آغاز فلسفه اسلامى با رويكرد كاملاً انضمامى بود يعنى اينگونه نبود كه هيچ پرسش و دغدغه عقلى وجود نداشته باشد. فلسفه اسلامى توسط متفكرانى به وجود آمد كه دغدغه ها و پرسشهاى انضمامى داشتند.» قاسم پورحسن در پاسخ به اين سؤال كه آيا مى توان فلسفه اسلامى را متناسب با دغدغه هاى جديد بازسازى كرد؟ به مهر گفت: «ما دو تفكر درباره فلسفه اسلامى داريم. يك تفكر اين است كه فلسفه اسلامى انضمامى نيست وهيچ راهى هم براى انضمامى شدن اين فلسفه وجود ندارد. به خاطر اينكه نوع اين فلسفه، نوعى متافيزيكى است و مربوط به گزاره ها و زبانى است كه از حوزه انضمام بيرون هست و به عبارتى نگاه فلسفه اسلامى يك نگاه كلى گرا به عالم،به خداوند و به انسان هست. از اين رو مباحث حوزه اجتماعى يا مباحث حوزه انضمامى به هيچ وجه در تفكر اسلامى جايى ندارند و عمده مباحث انضمامى را ما بايد در حوزه سياسى يا مباحث كلام جستجو كنيم.» وى افزود: «رويكرد دوم كه من هم معتقدم كه چنين رويكردى درست است اين است كه فلسفه اسلامى در خلأ تولد پيدا نكرد. در درون تمدن اسلامى تولد پيدا كرد و بر اساس نيازها و خواسته هاوپرسشهايى. آغاز فلسفه اسلامى با رويكرد كاملاً انضمامى بود. يعنى اينگونه نبود كه هيچ پرسش و دغدغه عقلى وجود نداشته باشد. يكى از مهمترين اين پرسشها در حقيقت تفكر عقلانى يا نياز به عقلانيت دينى بود يا نياز بر سرعقلانيت درجامعه اسلامى بود. بنابراين واكنش به چنين نيازى سبب شده بود كه ما رويكردى متفاوت از عرفان، فقه و كلام را به نام فلسفه در حوزه تمدن اسلامى جستجو كنيم. بنابراين بنيادهاى اصلى فلسفه اسلامى بنياد انضمامى است.» عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى تصريح كرد: «فيلسوفان به نيازهاى اجتماعى، سياسى، اخلاقى و بسيارى از حوزه هاى ديگر كه ما امروز انضمامى مى ناميم يعنى به حوزه فرهنگ و به حوزه تمدن پاسخ داده بودند. به همين دليل است كه ما مى بينيم اكثر حكومتها به دنبال اين فيلسوفان هستند. بنابراين اين نكته درست است كه بنيادهاى درست فلسفه اسلامى بنيادى انضمامى است و نه انتزاعى صرف. ما مى توانيم به آن توجه بكنيم و آن را بازسازى بكنيم و نيازهاى خودمان را كه عمدتاً نيازهاى عقلانى هستند با آنها پيگيرى كنيم.» وى افزود: «فيلسوفان رويكردهاى عقلانى درباره انسان، درباره نيازهاى انسان و مسأله اخلاق اتخاذ كرده اند. از همين روست كه وقتى ما در وادى فلسفه حركت مى كنيم مى بينيم مسأله فضيلت و عدالت برجسته ترين مسائلى هستند كه امروز مهمترين پرسش ما هستند. به طور مثال عدالت يك پرسش انضمامى است همچنانكه سقراط هم درباره عدالت پرسش انضمامى مطرح مى كند. فيلسوفان اسلامى از عدالت به عنوان يك امر انضمامى سخن گفته اند از فضيلت و از جامعه هم همين طور. سهروردى عنوان مى كند جامعه اى جامعه مطلوب است كه امر الهى و حكيمى كه مسلط بر حكمت بحثى و حكمت ذوقى هست در آن حكومت كند. اين نشان مى دهد كه يك پيوند نيرومندى ميان عقل و ساحتهاى ديگر ايجاد مى كند. بنابراين فلسفه اسلامى توانايى، استعداد، قابليت و قدرت توجه به نيازهاى جامعه و يا به عبارتى توجه به رويكردهاى انضمامى را دارد.» پورحسن در پاسخ به اين سؤال كه چرا فلسفه اسلامى متناسب با نيازهاى روز جلو نيامده است؟ گفت: «حقيقت اين است كه ما يك گسست داريم، يعنى زمانى كه ما دچار حمله مغول مى شويم و البته مقدارى پيش از آن نقدها و هجومى كه به تفكر عقلانى از سوى برخى از نحله ها مانند اشاعره يا اهل ظاهر يا حنابله صورت مى گيرند قدرت فلسفه و تفكر عقلانى ضعيف مى شود. جالب اينجاست كه زمانى تمدن اسلامى تمدن نيرومند است كه حيات عقلى دارد. ما حيات عقلى مان كه ضعيف مى شود يعنى فلسفه كمرنگ مى شود در حقيقت حوزه هاى اجتماعى و فرهنگى ما هم ضعيف مى شود.» وى افزود: «بايد تلاش بكنيم حيات عقلى را براساس فلسفه اسلامى پايه ريزى مجدد كنيم. تنها راهى كه وجود دارد اين است كه به بنيادهاى عقلى توجه بكنيم، اعتبار بدهيم و از عقل نهراسيم. متأسفانه يكى از موقعيتهاى بدى كه ما دچارش هستيم اين است كه جامعه ما از عقل هراس دارد. تصور مى شود آمدن عقل به معناى ازدست رفتن دين است درحالى كه اصلاً اينگونه نيست. ما تا زمانى كه اقبال جدى به عقل و تفكر فلسفى نكنيم نمى توانيم به نحو انضمامى از فلسفه اسلامى سخن بگوييم. به همين دليل است كه همه پرسشها درباره فلسفه اسلامى اين است كه از چه كارآمدى برخوردار است و چه مشكلى را از جامعه اسلامى مى تواند حل بكند. راه حلش اين است كه حيات عقلى مسلمانان دوباره تجديد بشود و آن بدون فلسفه امكان پذير نيست. به همين دليل جامعه اى كه فلسفه ندارد حيات عقلى ندارد و جامعه اى كه حيات عقلى نداشته باشد جامعه اى مرده است.» اين محقق و پژوهشگر اظهار داشت: «ما اگرچه اين ذخيره و ميراث را داريم اما الان بهترين فرصت است، حال كه اقبال زيادى جامعه به فلسفه مى كند ما بايد به حوزه هاى انضمامى فلسفه اسلامى توجه كنيم. بنابراين ما نمى توانيم بدون فلسفه و حيات عقلى مجدد، از فرهنگ و تمدن نيرومند سخن بگوييم و از جارى شدن اخلاق و عدالت در جامعه سخن بگوييم. بنابراين تنها راه چاره اين است كه ما بنيادهاى عقلى را دوباره فراهم بكنيم.»
بررسى حق امتياز آثار اگزوپرى در قالب يك كتاب
با انتشار يك كتاب درباره حق امتياز آثار آنتوان سنت اگزوپرى، بحث پايان ناپذير خانواده اين نويسنده مورد بررسى قرار مى گيرد. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از فيگارو، به زودى كتابى منتشر خواهد شد كه انتشارات «استوك» در خلال آن به بررسى بحث پايان ناپذير خانواده اگزوپرى درباره حق امتياز آثار نويسنده «شازده كوچولو» مى پردازد. در اين كتاب «ژان كلود پريه» به بررسى اين اختلاف ها پرداخته و سعى دارد روشن كند كه پس از درگذشت اگزوپرى در واپسين روزهاى جنگ جهانى دوم، خانواده او چه مسيرى را در پيش گرفتند. از آن جا كه اگزوپرى در جريان يك پرواز شناسايى در جريان جنگ جهان دوم ناپديد شد، نبودن وصيتنامه اى از او موجب شد تا كشمكش هاى حقوقى سال ها در خانواده او ادامه داشته باشد. نويسنده در اين كتاب با بررسى اين كشمكش ها ادعا مى كند كه همسر او با استفاده از روش هاى غيرقانونى سعى كرد تا امتياز بيشترى به نفع خود به دست بياورد و مادر اگزوپرى نيز در برابر تلاش كرد تا با حفظ حيثيت خانوادگى از اين مسير عقب نماند. در اين كتاب درباره امتياز ساخت فيلمى برمبناى كتاب مشهور «شازده كوچولو» نيز صحبت شده و بررسى شده كه كمپانى آمريكايى «پارامونت» چگونه توانست مالك اين امتياز شود. از آنجا كه بيش از ۶۰ سال از خريد اين امتياز مى گذرد و همسر اگزوپرى با در دست داشتن نامه هاى جعلى اين امتياز را به پارامونت واگذار كرده بود، نويسنده كتاب ادعا كرده كه بازماندگان اگزوپرى درصددند تا با مذاكرات جديد با پارامونت اختلافات ديرينه را حل كنند. كتاب پرآوازه شازده كوچولو كه سال ۱۹۴۳ نوشته شده، تاكنون به ۱۸۰ زبان دنيا ترجمه و بيش از۱۳۰ ميليون نسخه از آن فروخته شده است.
ادامه انصراف ها از جوايز و جشنواره هاى دولتى
مجيد قيصرى از نامزدى دومين دوره جايزه ادبى جلال آل احمد وبيست و هفتمين دوره جايزه كتاب سال كناره گيرى كرد. اين داستان نويس كه با رمان «شماس شامى» به مرحله دوم، دومين دوره جايزه جلال آل احمد راه يافته است از حضور در اين جايزه ادبى انصراف داد و با طرح اين پرسش كه اگر جلال در اين شرايط بود چه كار مى كرد؟ به خبرگزارى دانشجويان گفت: «با شناختى كه از روحيات و نگاه جلال آل احمد داريم، بدون شك همين كار را مى كرد.» او در ادامه عنوان كرد: «با توجه به مشكلات و موانعى كه بر سر راه جايزه هاى خصوصى رقم مى خورد تا جايى كه حتى مكانى براى برگزارى جايزه شان را ندارند، طبيعى است كه بخواهم از حضور در اين جايزه دولتى انصراف بدهم.» پيشتر نيز مصطفى مستور با رمان «من گنجشك نيستم» و قباد آذر آيين با مجموعه داستان كوتاه «هجوم آفتاب» از نامزدى جايزه ادبى جلال كناره  گيرى كرده بودند. على شجاعى صائين؛ مديرعامل خانه كتاب (متولى برگزارى جايزه جلال)؛ هم با اشاره به اين كه صرفا كتاب را مورد داورى قرار مى دهند، گفته بود: «اگر آثارى كه پديد آورندگانشان از شركت در جايزه انصراف داده اند، برگزيده شوند؛ با آنها مشورت مى كنيم و اگر تمايل نداشته نباشند مى توانند جايزه را نگيرند.» ديگر كتاب هاى راه يافته به مرحله دوم داورى دومين دوره جايزه ادبى «جلال آل احمد» كه از امسال، برگزيده آن در بخش داستان به منزله برگزيده جايزه «كتاب سال» نيز معرفى مى شود، عبارتند از: رمان هاى «بيوتن» نوشته رضا اميرخانى، «صورتك هاى تسليم» نوشته محمد ايوبى و «آواى نهنگ» نوشته احمد بيگدلى. مراسم اهداى دومين جايزه ادبى جلال  آل  احمد با مشاركت معاونت امور فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و مؤسسه خانه كتاب، دوم آذرماه همزمان با سالروز تولد جلال آل  احمد برگزار مى شود.
اعلام نتايج بازخوانى متون بخش مسابقه دانشجويان غيرتئاترى
آيينه هنر: هيأت ارزيابى متون سيزدهمين جشنواره بين المللى تئاتردانشگاهى ايران ۱۲۹ نمايشنامه از دانشجويان غيرتئاترى سراسر كشور را براى حضور در مرحله بازبينى معرفى كرد. هيأت ارزيابى متون متشكل از محمدباقر قهرمانى، رحمت امينى، شهرام كرمى، حميدرضا آذرنگ و نيما دهقان پس از خواندن ۳۱۰ نمايشنامه رسيده به دبيرخانه در بخش مسابقه دانشجويان غيرتئاترى، تعداد ۱۲۹ اثر را به طور قطعى و مشروط واجد شرايط حضور در مرحله بازبينى معرفى كردند. از جمع ۱۲۹ متن پذيرفته شده ۶۴ نمايشنامه به طور قطع و ۶۵ نمايشنامه نيز مشروط به بازنويسى و بازبينى اعلام شده اند. مطابق آمار به دست آمده، در بخش مسابقه دانشجويان غيرتئاترى جشنواره سيزدهم،آثارى از ۳۹ دانشگاه از شهرهاى مختلف كشور و ۳۰ دانشكده دولتى و آزاد شهر تهران شركت دارند. فهرست آثار پذيرفته شده (قطعى و مشروط) بخش مسابقه دانشجويان غيرتئاترى در بخش شركت كنندگان سايت دبيرخانه دائمى جشنواره بين المللى تئاتر دانشگاهى ايران به آدرس www.iifut.net درج شده است.
آغاز كارگاههاى نوين چهار فصل تئاتر از ۲۰ آبان
مسئول پروژه دائمى چهار فصل تئاتر ايران از برگزارى اولين كارگاههاى فصلى شكل نوين اين پروژه از ۲۰ آبان ماه در تهران خبر داد. آقاخانى در اين باره به مهر گفت: «اولين كارگاههاى فصل شكل نوين پروژه دائمى چهار فصل تئاتر ايران از چهارشنبه ۲۰ تا جمعه ۲۲ آبان با حضور ۱۶ نمايشنامه نويس از استان هاى ايران تشكيل خواهد شد. مدرسين كارگاهها كه قرار است در آنها بيشتر نظرات اصلاحى براى بهبود نمايشنامه  هاى به دست آمده بحث و تبادل نظر شود، محمد يعقوبى، حسين كيانى و بنده هستيم.» مسئول پروژه دائمى چهار فصل تئاتر ايران افزود: «همزمان با برگزارى كارگاهها فراخوان دوم اين پروژه در سال ۸۸ با ايده اى نوين و ابتكارى ارائه خواهد شد. محل برگزارى اين كارگاهها سالن كنفرانس مجموعه تئاتر شهر است كه در شش شيفت متوالى در هر روز برگزار مى شود. مدعوين كارگاهها در اين سه روز از آثار روى صحنه مجموعه تئاتر شهر هم ديدن مى كنند.»