نسخه
PDF
شماره ۶۰۱۷ - ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - - ۸ نوامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
حضور ناتو درآسياى مركزى
002805.jpg
منطقه آسياى مركزى به صحنه رقابت شديد روسيه و كشورهاى عضو پيمان ناتو تبديل شده است. روسيه با اعطاء مجوز ترانزيت تجهيزات مورد نياز نظاميان ناتودرافغانستان از قلمرو كشورهاى عضو جامعه همسود عملا به دست خويش موجبات تقويت جايگاه پيمان آتلانتيك شمالى در آسياى مركزى را فراهم ساخته است. حتى تصميم چندى قبل دولت قرقيزستان مبنى بر اين كه نظاميان فرانسه و اسپانيا نيز مى توانند در« پايگاه هوايى ماناس» حضور داشته باشند و اين توافقنامه به تصويب پارلمان اين كشور نيز رسيد حاكى از افزايش حضور ناتو در منطقه است. به گزارش ايران شرقى براساس توافق جديد دولت قرقيزستان با آمريكا« پايگاه هوايى ماناس» با تغيير نام به مركز ترانزيت تجهيزات ناتو به افغانستان تبديل شده است. البته تعداد نظاميان فرانسوى و اسپانيايى در «مركز ترانزيتى ماناس» در مقايسه با نظاميان آمريكايى به مراتب كمتر است. در حال حاضر بيش از هزار نفر نظامى با چند فروند هواپيماى حمل و نقل نظامى و سوخت رسان آمريكايى در« پايگاه هوايى ماناس»مستقر هستند. فرانسه نيزدر اين مركز ترانزيتى ۴۰ نظامى و يك فروند هواپيمايى سوخت رسان مستقر مى كند. اسپانيا نيز به همين تعداد نظامى در اين مركز مستقر خواهد كرد. نظاميان فرانسوى در« مركز ترانزيتى ماناس» مجانى مستقر خواهند شد و در نظر نيست كه به دولت قرقيزستان در ازاى حضور خويش در قلمرو اين كشور مبلغى پرداخت نمايند. اما اين قرار داد به معنى كاملا مجانى بودن حضور نظاميان ناتو در قلمرو قرقيزستان نيست. زيرا براساس توافقنامه دو جانبه ميان دولت قرقيزستان و كشورهاى عضو پيمان ناتو قرار شده است، اين سازمان خسارات ناشى از پرواز هواپيماهاى خويش را به قرقيزستان پرداخت نمايد. در سال ۲۰۰۸ ميلادى بابت حضور نظاميان آمريكايى در « پايگاه هوايى ماناس» ۳۸ ميليون دلار به بودجه دولت قرقيزستان كمك گرديد كه انتظار مى رود كه درامد حاصله از حضور نظاميان ناتو در « مركز ترانزيتى ماناس» در سال جارى به ۶۰ ميليون دلار برسد. مقامات كاخ سفيد مدعى هستند، براى اجراى طرح هاى مختلف در قرقيزستان ۱۵۰ ميليون دلار اختصاص
داده اند. در ظاهر دولت قرقيزستان از حضور نظاميان پيمان ناتو در« مركز ترانزيتى ماناس» درآمد مالى خوبى كسب خواهد كرد و هيچ تهديدى متوجه منافع روسيه نخواهد شد. اما در اصل اين طور نيست و كارشناسان مسائل سياسى معتقدند: « در پى افزايش حضور نظامى ناتو در آسياى مركزى بايد در انتظار فعال شدن خدمات جاسوسى كشورهاى غربى به بهانه نظارت بر اوضاع افغانستان نه تنها در آسياى مركزى و به ويژه قرقيزستان فعال خواهند شد، بلكه از قلمرو اين كشور مى توانند از «پايگاه هوايى كانت» روسيه در شمال بيشكك و كشورچين به انجام فعاليت جاسوسى بپردازند». اگر نگاهى به ماجراى تبديل شدن «پايگاه هوايى ماناس» به مركز ترانزيتى ناتو در سال جارى داشته باشيم مى بينيم كه پس از بحث و بررسى هاى زياد در تابستان سال جارى پارلمان قرقيزستان توافقنامه ايجاد مركز ترانزيتى را تصويب كرد. بر اساس توافقنامه دو جانبه ميان دولت قرقيزستان و پيمان ناتو تمامى تجهيزات، اموال و تاسيسات« پايگاه هوايى ماناس» به مركز ترانزيتى منتقل شد. على رغم تغيير نام «پايگاه هوايى ماناس» ماموريت، اختيارات و فرماندهى نظامى آن كه آمريكايى هستند، دستخوش تغيير نشد. از سوئى ديگر در اين اواخر انتشار گزارشى مبنى بر استقرار نيروهاى ويژه آمريكايى در قلمرو كشورهاى آسياى مركزى از جمله در قرقيزستان حاكى از تلاش واشنگتن براى افزايش حضور و نفوذ نظامى خويش در اين منطقه راهبردى است
همان طور كه سايت خبرى EY RASIA NET تاكيد مى كند، در كشورهاى آسياى مركزى امكان استقرار واحدهاى نظامى گروه شماره ۳ ويژه آمريكا كه در حال حاضر در افغانستان حضور دارند، وجود دارد. به گفته « فريد كوئبلير» مسئول روابط عمومى نيروى ويژه آمريكا شرايط منطقه اقتضا مى كند، اين نيروها در كشورهاى آسياى مركزى مستقر شوند. اين مقام نظامى آمريكا تاكيد مى كند: واحدهاى ياد شده در سال ۲۰۰۲ ميلادى در عمليات نظامى در افغانستان شركت
كرده اند. به طور همزمان گفته مى شود كه مربيان و كارشناسان نظامى آمريكايى نظاميان كشورهاى آسياى مركزى را آموزش خواهند داد. در حال حاضر كشورهاى آسياى مركزى در قبال اين گزارش واكنش نشان نداده اند. برخى از كارشناسان معتقدند: « تنها هدف حضور نيروى ويژه آمريكا در قلمرو جمهورى هاى آسياى مركزى آموزش نظاميان اين كشورها نيست». همان طور كه «گريگورى ميخايل اف» كارشناس مسائل سياسى در قرقيزستان تاكيد مى كند، دولت آمريكا قصد دارد با هدف كسب رضايت سران كشورهاى آسياى مركزى به اين جمهورى ها كمك مالى قابل ملاحظه اى بكند. به گفته اين كارشناسان نحوه ارائه كمك هاى مالى آمريكا به كشورهاى آسياى مركزى در مقررات ستاد مشترك ارتش اين كشور درج شده است. « انجام عمليات نظامى اضطرارى، تبادل اطلاعات نظامى و ارائه كمك هاى مالى و فنى و نظامى و پشتيبانى به نظاميان اين كشورها». به اين ترتيب دولت آمريكا قصد دارد، با استقرار نظاميان ويژه خويش در قلمرو كشورهاى آسياى مركزى جايگاه خويش در منطقه را تقويت نمايد. به گفته «گريگورى ميخائل اف» كارشناس مسائل سياسى قرقيزستان، گروه ويژه شماره ۳ آمريكا در دهه ۱۹۶۰ ميلادى در جنگ ويتنام شركت داشتند. اين نيروها در جنگ خيلج فارس و در حوزه درياى كارائيب نيز از منافع ايالات متحده دفاع كرده اند. اين نيروها در عمليات نظامى آمريكا در غرب آفريقا نيز مشاركت داشته اند. با آغاز حمله نظامى آمريكا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ ميلادى نيروهاى ويژه آمريكايى به اين كشور اعزام شدند. به نظر مى رسد كه اكنون نوبت به كشور هاى آسياى مركزى رسيده است. بنا به گزارش رسانه هاى خبرى غربى در حال حاضر گروه ويژه شماره ۳ داراى ۱۰۰۰ نيروى نظامى است كه با تسليحات سبك، ۱۲۰ موشك انداز و ۴۰۰ دستگاه خودرو زرهى مجهز هستند. ۶ فروند هواپيما و بالگرد نظامى نيز به اين نيروها واگزار شده است. بنا بر طرح پنتاگون قرار است، يك گردان از نيروى ويژه اين كشور در كشورهاى آسياى مركزى مستقر شود كه تركيب نظاميان آن به طور منظم تجديد خواهد شد. اگر كشورهاى آسياى مركزى با استقرار نظاميان گروه ويژه شماره ۳ آمريكا موافقت كنند اين اقدام به معنى وارد نمودن ضربات شديد به منافع ژئوپليتيكى روسيه خواهد بود. زمانى كه مسكو مسأله استقرار نظاميان خويش در قلمرو قرقيزستان را در قالب مركز مبارزه باتروريست پيمان امنيت جمعى مطرح كرد، دولت ازبكستان با اين تصميم روسيه مخالفت كرد. بنابر اين بعيد نيست كه« اسلام كريم اف» رئيس جمهورى ازبكستان به خاطر مخالفت با طرح هاى روسيه در منطقه مجوز استقرار نظاميان آمريكايى در قلمرو كشورش را صادر نمايد. تحولات اخير در منطقه راهبردى آسياى مركزى نشان مى دهد كه مسأله تامين امنيت در اين مطنقه در آينده نزديك از اهميت زيادى برخوردار خواهد شد. زيرا كشورهاى عضو پيمان ناتو نيز به شدت براى مشاركت در روند امنيتى آسياى مركزى تلاش مى كنند. در حال حاضر از سوى مسكو براى مقابله با طرح هاى ناتو هيچ اقدامى نمى شود. هر چند كه روسيه از توان تاثير گذارى در اين جريان برخوردار است. مسكو مى تواند در صورت موافقت برخى از كشورهاى آسياى مركزى با استقرار نيروى ويژه آمريكايى در قلمرو خويش از ابزارهاى موثر سياسى، اقتصادى عليه اين جمهورى ها استفاده نمايد.
ترديد در عملياتى شدن برنامه هاى بلند پروازانه گاز پروم
002784.jpg
هيأت رئيسه شركت «گازپروم» برنامه هاى بلندپروازانه خود را در زمينه تسخير بازار جهانى گاز طبيعى مايع شده اعلام كرد. به گزارش نى ساوى  سى مايا گازى يتا؛ بر اين اساس و بنا به اظهار؛ آلكساندر مدودف، معاون رئيس گازپروم در مصاحبه با مطبوعات بريتانيا؛ گازپروم ظرف ده سال آينده ۲۰درصد اين بازار را به دست خواهد آورد. با اين وجود، كارشناسان مستقل بر اين عقيده اند كه روسيه با عنايت به فقدان زيرساخت هاى كافى به اين منظور از جمله كارخانه هاى كافى براى مايع كردن گاز و به همچنين كمبود بودجه براى ساخت ظرفيت هاى جديد در اين حوزه، نبايد به كسب جايگاهى قابل ملاحظه در اين بازار، حداقل در كوتاه مدت اميدوار باشد. به گزارش ايراس، با اين وجود، آلكساندر مدودف در مصاحبه با روزنامه «ساندى تلگراف» اظهار داشت؛ «گازپروم در فضاى رقابت شديد با ساير توليد كنندگان گاز مايع مانند قطر، عزم خود را براى به دست گرفتن ۲۰ درصد اين بازار، ظرف ۱۰ سال آينده جزم كرده است. توليد گاز مايع امكانات عظيمى براى گسترش فعاليت به كشورهاى ديگر را فراهم مى كند و ما در سال ۲۰۲۰ به بازيگر اساسى بازار گاز مايع جهان تبديل خواهيم شد». وى افزود كه دولت روسيه همه موجبات لازم را تهيه مى كند تا اين هدف حاصل شود. از جمله تعرفه هاى گمركى و ماليات بر توليد منابع طبيعى تنزل خواهد يافت و امور مربوط به اين تدابير در اسرع وقت تهيه و تنظيم خواهد شد. البته، همان طور كه كارشناسان نيز تأكيد دارند در اين راستا ممكن است تصميمى بر خلاف منافع گازپروم نيز اتخاذ شود. يك منبع مطلع در دولت روسيه به روزنامه نگاران گفت كه ممكن است تا پايان سال تصميم گرفته شود ماليات صادراتى بر گاز مايع دوباره وضع شود (اين در حالى است كه در شرايط حاضر ميزان اين ماليات صفر است). اين نماينده دولت افزود كه لغو ماليات صادراتى بر گاز مايع، يك اقدام اجبارى و موقت بود كه تداوم آن بعد از تثبيت اوضاع اقتصادى معنى ندارد. لازم به يادآورى است كه ماليات صادراتى بر گاز طبيعى مايع شده در ژانويه سال ۲۰۰۶ بدون محدوديت مشخص، در شرايط و با اين هدف لغو شد تا زمينه براى سرمايه گذارى در ساخت كارخانه هاى مايع سازى گاز در فدراسيون روسيه به نحو بهينه ترى مهيا شود. پيش از اين تصميم، اين ميزان ماليات معادل ۴۰ يورو بابت يك تن بود. در اين زمينه، برخى كارشناسان بر اين باورند كه اظهارات رياست گازپروم درباره تسخير بخش قابل توجه بازار جهانى گاز مايع بى اساس است. حتى علت طرح اين موضوع از سوى معاون رئيس گازپروم نيز روشن نيست. دميترى آلكساندروف، كارشناس ارشد شركت «فايننشل بريج» در اين زمينه خاطر نشان كرد؛ «به دست آوردن سهم مهمى در بازار گاز مايع به ساخت كارخانه هاى مربوطه توسط گازپروم بستگى دارد، اما در شرايط حاضر هيچ تحركى خاصى در اين زمينه مشاهده نمى شود. از سوى ديگر، وجود تنها يك كارخانه در اين زمينه در جزيره ساخالين كافى نيست تا چنين برنامه هاى بلندپروازانه اى اعلام شود». به گفته اين كارشناس، اين اعلام در حالى صورت گرفته كه همه پروژه هاى قبلى گازپروم در زمينه تبديل گاز طبيعى به مايع به حال تعليق در آمده اند. بنا به آمارهاى منتشر شده؛ در سال ۲۰۰۷ بازار جهانى گاز مايع برابر ۱۹۰ ميليون تن بوده و در شرايط حاضر به ۲۰۰ ميليون تن رسيده است. طبق پيش بينى ها، در بهترين شرايط اين ميزان تا سال هاى ۲۰۲۰-۲۰۱۵ به ۵۰۰ ميليون تن خواهد رسيد. آلكساندروف افزود؛ «اگر گازپروم بخواهد ۲۰ درصد بازار گاز مايع را به خود اختصاص دهد، به اين معنى است كه اين شركت بايد حدود ۱۰۰ ميليون تن گاز مايع صادر كند و اين نيز به معنى توليد ۱۵۰ ميليارد متر مكعب گاز طبيعى است. به عبارت ديگر، يك ربع كل گاز توليدى روسيه (۶۰۰ ميليارد متر مكعب) بايد مايع و براى صادرات مهيا شود. و اين در حالى است كه در حال حاضر فقط يك كارخانه در ساخالين با ظرفيت ۱۰ ميليون تن براى تبديل گاز طبيعى به گاز مايع فعاليت مى كند و با راه اندازى فاز سوم اين پروژه، اين ميزان به ۱۵ ميليون تن خواهد رسيد. با اين احتساب، گازپروم براى رسيدن به اهداف خود بايد ظرفيت هاى خود را تا ده برابر ميزان فعلى افزايش داده و در اين راستا، حدود ۹۰ ميليارد دلار سرمايه گذارى كند كه هم اكنون چنين سرمايه اى را در اختيار ندارد». اين در حالى است كه حتى در صورت همكارى با شركاى خارجى و تقسيم بار مالى اين پروژه، گازپروم بايد ۴۵ ميليارد دلار سهم خود را بپردازد كه اين ميزان نقدينگى نيز در شرايط حاظر فرآهم نيست. در اين زمينه، اعلام تعرفه هاى صادراتى از سوى دولت نيز بر اين برنامه هاى اثر منفى خواهد گذاشت. ميخاييل كروتيخين از شركت «روس انرژى» با اين مسأله موافق است كه «مهم  ترين مسأله براى گازپروم و دولت روسيه در اين رابطه، مسأله رياضى و به عبارتى صرفه اقتصادى است. در بهترين شرايط قيمت تمام شده گاز مايع صادراتى روسيه در نقطه تحويل برابر ۳۵۰ دلار بابت يك هزار متر مكعب خواهد بود، در حالى كه قيمت همين مقدار گاز در ايالات متحده ۱۲۰ دلار است. با اين تفاوت قيمت ها، چطور مى توان بازار جهانى گاز را تسخير كرد؟» بايد افزود كه راه اندازى ميدان گازى شتوكمان كه بر اساس برنامه ريزى هاى دولت روسيه بايد اساس صادرات گاز مايع اين كشور را تشكيل دهد، مرتباً به تعويق مى افتد و حالا سال ۲۰۱۸-۲۰۱۷ به عنوان زمان آغاز بهره بردارى از آن عنوان مى شود. در اين شرايط برنامه هاى توسعه توليد گاز مايع باز هم كمتر تحقق پذير به نظر مى آيد. با اين مقدمه،كروتيخين تأكيد مى كند كه گاهى كسانى صحبت از برنامه هاى بلندپروازانه به ميان مى آورند كه از وضعيت واقعى بازار بى اطلاع هستند.