|
ناتو و تلاش براى تقويت روابط با آسياى مركزى
|
|
|
منطقه آسياى مركزى به دليل اهميت راهبردى از موقعيت ممتازى برخوردار است . اما اين منطقه به علت خود كامگى رژيم هاى حاكم مى تواند به جولانگاه گروه هاى افراطى نيز تبديل شود. «آلين دالاترا» معاون مدير گروه بين المللى بحران در اروپا معتقد است : «پيمان ناتو بايد با توجه به وضعيت امنيتى آسياى مركزى براى تقويت روابط خويش با كشورهايى نظير ازبكستان ، تاجيكستان و قرقيزستان تلاش كند. از نگاه وى اين سه كشور براى پيمان ناتو حتى نسبت به قزاقستان از اهميت بيشترى برخوردار است. وى در مصاحبه اى ديدگاه خويش در باره وضعيت امنيتى در آسياى مركزى بيان داشته است كه درزير مى آيد. گروه بين المللى بحران وضعيت امنيتى آسياى مركزى را چگونه ارزيابى كرده و چه عواملى را موجب نا امنى مى داند؟
ج: البته عمده عوامل نا امنى در آسياى مركزى به تحركات گروه هاى افراطى بر مى گردد. زيرا اين گروه ها به قاچاق مواد مخدر از افغانستان و پاكستان به داخل آسياى مركزى ، روسيه و اروپا مى پردازند. همزمان اين گروه ها جوانان زيادى را براى آموزش هاى تروريستى به افغانستان و پاكستان اعزام مى كنند. مشكل ديگرى كه بر وضعيت امنيتى افغانستان تاثير منفى مى گذارد ، عدم اتخاذ سياست شفاف «باراك اوباما» رئيس جمهورى آمريكا در قبال افغانستان است. حتى برگزارى انتخابات رياست جمهورى افغانستان كه با جنجال هاى سياسى زيادى همراه بوده است ، نتوانسته موجبات برقرارى ثبات و امنيت در اين كشور جنگزده را فراهم سازد. اين موضوع نيز مى تواند بر وضعيت امنيتى منطقه تاثير ناگوار داشته باشد.از سويى ديگر انتخابات اخير افغانستان به شدت به وجهه سياسى«حامد كرزاى» لطمه وارد كرده و جايگاه دولت وى در بين مردم افغانستان در حال تضعيف شدن است. ما بايد در ارزيابى وضعيت امنيتى آسياى مركزى به وجود رژيم هاى استبدادى توجه داشته باشيم. زيرا دولت ازبكستان هر نوع اعتراض و مخالفت عليه خويش را به شدت سركوب مى كند. در تركمنستان نيز على رغم به قدرت رسيدن «قربان قلى بردى محمد اف» رئيس جمهورى جديد اين كشور در سال ۲۰۰۷ ميلادى ما شاهد احياى روش هاى استبدادى مديريتى دوران «صفر مراد نياز اف» هستيم. در تركمنستان افزايش شمار بيكاران مى تواند در آينده براى رژيم اين كشور مشكل ساز باشد. بيكارى يكى از عوامل اساسى گسترش انديشه هاى افراطى در ميان جوانان است كه در جمهورى هاى آسياى مركزى مشاهده مى شود. زيرا جوانان به دليل نداشتن جاى كار دايم و درآمد مالى هيچ اميدى به آينده خود ندارند. امروزه در محافل اروپايى و آمريكايى اين موضوع مطرح است كه راه ورود به آسياى مركزى كدام است؟ بايد به اين نكته اشاره نماييم كه غرب بايد براى گسترش همكارى هاى همه جانبه با تاجيكستان، ازبكستان و قرقيزستان اقدام نمايد. زيرا قزاقستان از نگاه وضعيت اقتصادى و اجتماعى در موقعيت بهترى قرار دارد.
همچنين دولت قزاقستان قرار است در سال ۲۰۱۰ ميلادى رياست دوره اى «سازمان امنيت و همكارى اروپا» را بر عهده گيرد. از اين رو قزاقستان با شرايط سياسى كنونى خويش تمايل زيادى براى همكارى با غرب نشان مى دهد. به همين دليل بايد غرب و به ويژه ناتو براى گسترش همكارى با ديگر كشورهاى آسياى مركزى ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان بيشتر تلاش نمايد.
آيا وضعيت امنيتى افغانستان و پاكستان مى تواند زمينه تقويت همكارى ناتو در آسياى مركزى را فراهم سازد؟
در حال حاضر ناتو در آسياى مركزى براى خود جاى پايى باز كرده است. زيرا نظاميان فرانسوى در دوشنبه پايتخت تاجيكستان، نظاميان آلمانى در فرودگاه نظامى شهر «ترمذ» در جنوب ازبكستان و در نزديكى مرز افغانستان، نظاميان آمريكايى در «پايگاه هوايى ماناس» در حومه بيشكك پايتخت قرقيزستان مستقر هستند.
به نظر مى رسد كه سفرهاى
پى در پى ژنرال «ديويد پترائوس» فرمانده نيروهاى مركزى آمريكا به تاشكند به معنى تلاش واشنگتن درجهت استقرار مجدد نظاميان خويش در قلمرو اين كشور انجام مى گيرد. از سويى ديگر تاثير وضعيت امنيتى افغانستان و پاكستان بر جمهورى هاى آسياى مركزى جاى ترديد ندارد. اما در اين قضيه بايد موقعيت و جايگاه كشورهاى آسياى مركزى، نزديكى آن ها به افغانستان را مد نظر داشت. قزاقستان از افغانستان با فاصله زيادى واقع شده است. بنابر اين بايد ناتو در جهت تقويت مناسبات خويش با ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان اقدام كند. از نگاه نظامى نيز قزاقستان به علت دورى از افغانستان براى ناتو از اهميت زيادى برخوردار نيست.
شما به ازبكستان و نزديكى اين كشور به افغانستان اشاره كرديد. چندى قبل اتحاديه اروپا تحريم هاى خويش عليه اين كشور را كه در پى حوادث انديجان اعمال كرده بود، لغو كرد. شما اين اقدام اتحاديه اروپا را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
در اواخر سال گذشته كه اتحاديه اروپا اعلام كرد قصد لغو تحريم هاى ازبكستان را دارد، ما با اين تصميم مخالفت كرديم، زيرا به نظر ما يعنى گروه بين المللى بحران بهتر بود از آغاز عليه رژيم «اسلام كريم اف» هيچ نوعى تحريم اعمال نمى شد. حال كه دست به اين اقدام زدند ، چه ضرورتى وجود دارد كه اكنون بدون اصلاح و تغيير دروضعيت ازبكستان و ادامه سياست سركوبگرانه رژيم تاشكند در قبال شهروندان اين كشور تصميم به لغو اين تحريمات بگيرند. حال آن كه ازبكستان به هيچ يك از درخواست هاى اتحاديه اروپا در زمينه نقض حقوق شهروندان خويش پاسخ نداده است.
در اين مورد سياست اتحاديه اروپا اشتباه بوده است. پس از حوادث انديجان كه از دولت ازبكستان خواسته شد اجازه تحقيق در مورد اين اتفاقات رابه يك هيأت بين المللى بدهد ، ازبكستان هيچ پاسخى به اين درخواست اتحاديه اروپا نداد. اينك اتحاديه اروپا كه با بى اعتنايى رژيم «اسلام كريم اف» در قبال خواسته هاى خويش مواجه شده بود، تصميم به لغو تحريم هاى خود در قبال اين كشور گرفته است . آخرين بخش از تحريم هاى اعمال شده اتحاديه اروپا عليه ازبكستان كه چند روز قبل لغو شد، تحريم تسليحاتى اين كشور بود. از نظر ما اين رفتار اتحاديه اروپا در قبال رژيم ازبكستان درست نيست.
برخى از كارشناسان معتقدند كه به دليل اهميت موقعيت ازبكستان و امكان استفاده از اين كشور براى ادامه عمليات نظامى در افغانستان اتحاديه اروپا تحريم هاى ازبكستان را لغو كرد. اما اين اقدام به معنى گستاختر شدن ازبكستان و وابسته شدن غرب به ازبكستان در ترانزيت تجهيزات مورد نياز نظاميان خود نخواهد بود؟ رفتار رژيم «اسلام كريم اف» غير قابل پيشبينى است. مثال روشن اين نوع سياست دولت ازبكستان اخراج نظاميان آمريكايى از «پايگاه هوايى خان آباد» در اواخر سال ۲۰۰۵ ميلادى و در پى سردى در روابط ازبكستان با آمريكا است. اگر به تاريخ وجود پايگاه نظامى آمريكا در جهان نگاه كنيم مى بينيم كه درهيچ كشورى نظير ازبكستان به اين سرعت پايگاه نظامى آمريكا بسته نشده است . البته در قبال ازبكستان اين انگيزه وجود دارد كه به دليل اهميت جايگاه و موقعيت اين كشور در آسياى مركزى و هم مرز بودن اين جمهورى با افغانستان ناتو نيازمند همكارى نزديك با رژيم تاشكند است. ولى نبايد فراموش كرد كه دولت ازبكستان در هيچ دوره و زمانى سياست ثابتى نداشته است و در شرايط مختلف مى تواند از خود رفتارهاى غير منتظره نشان دهد. من از اين كه در حال حاضر بازى جديدى بر سر ايجاد پايگاه نظامى ناتو در قلمرو ازبكستان آغاز شده است اطلاع دارم. اما نه اروپا بلكه بيشتر آمريكا وارد چنين بازى شده است. در اين مباحث به نظر ما يك مسأله مهم ديگرى نيز وجود داردو آن ديدگاه كشورهاى آسياى مركزى به وضعيت افغانستان مى باشد. گمان نمى رود كه جمهورى هاى آسياى مركزى خواستار بازگشت مجدد گروه طالبان به قدرت در افغانستان است. زيرا اين كشورها از دوران قدرت افراط گرى در افغانستان خاطرات خوشى ندارند. بنابراين فكر مى كنم كه در آسياى مركزى تمايلى به بازگشت مجدد طالبان به قدرت وجود ندارد. همچنين كشورهاى غربى كه امروز با هدف مقابله با طالبان در افغانستان حضور دارند و زندگى نظاميان خويش را به خطر انداخته اند ، بايد در روابط خويش با جمهورى هاى آسياى مركزى جديت نشان دهند.
منبع: ايران شرقى به نقل از Center Asia.RY
|