نسخه
PDF
شماره ۶۰۲۳ - ۲۴ آبان ۱۳۸۸ - - ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
فرزاد مؤتمن:
فرزاد مؤتمن:
«صداها» كاملترين فيلم من است
003039.jpg
كارگردان فيلم سينمايى «صداها» فيلم بد ساختن را بهتر از فيلم نساختن مى داند و معتقد است در «صداها» تلفيق عشق، جنايت و تجربه بهترين فيلم او را شكل داده است. خبرگزارى مهر: فرزاد موتمن سه فيلم ساخته كه در ميان كارنامه اش جايگاهى ويژه دارند، «هفت پرده» كه ورودى متفاوت به سينماى حرفه اى بود، «شب هاى روشن» در ادامه آن مسير تازه و «صداها» كه پختگى و تسلط تكنيكى اين كارگردان را نشان مى دهد. «صداها» به گفته اين كارگردان كاملترين فيلم او تا امروز است.
شما بعد از مدت ها با «صداها» به سينمايى برگشتيد كه مورد علاقه تان است. در سال هاى اخير در تلويزيون پركار شده ايد. فكر نمى كنيد اين باعث شود از نگاهى كه در سينما دنبال مى كنيد فاصله بگيريد؟
اين اظهار نظرها كه من از مسير اصلى دور شد ه ام و حتى از سعيد عقيقى هم اين را شنيده ام به اين دليل است كه خيلى ها فكر مى كنند من كار در سينما را با «هفت پرده» شروع كردم. در حالى كه من پيش از آن ۴۰ مستند ساختم و همه آثار دلخواه من نبودند. فقط چند مستند مانند «جيران»، «بچه ها در هور بازى مى كنند»، «حوض نقاشى» و«شور گل» را دوست داشتم و بقيه مورد علاقه من نيستند. اما بايد اين كارها را مى كردم. حرفه من فيلمسازى است و منبع درآمد ديگرى ندارم. بايد كرايه خانه و خرج زندگى خود را تامين كنم. درست است زندگى محقر و كوچكى دارم، اما همين هم به منبع درآمد نيازمند است. هيچكس براى روياهاى ما پول نمى دهد. من پولدار نيستم و قرار نيست ارثى به من برسد، حرفه  من فيلمسازى است و از اين راه امرار معاش مى كنم، پس بايد در تلويزيون و سينما كار كنم. در عرصه مستند كار سفارشى و صنعتى مى ساختم. فيلم هاى زيادى درباره مرغدارى، جوشكارى، شيشه گرى، سفالگرى و... ساختم.
آن زمان مخاطب شما را نمى شناخت و هنوز «شب هاى روشن» را نساخته و اين انتظار را به وجود نياورده  بوديد؟
ـ مسير من همان مسير است اما از كم كارى بدم مى آيد. از اينكه منتظر شوم پروژه مورد علاقه ام را بسازم متنفرم. اين كار بيهوده است. ساختن فيلم بد بهتر از فيلم نساختن است. وقتى كارى نمى سازيد حتما فراموش مى شويد. كيفيت هميشه از دل كميت مى آيد. بعضى كارهاى هر فيلمسازى بهتر است. وقتى مى گويم يك جاهايى از مسيرم دور شده ام، توقعى است كه از خودم دارم. هنگام توليد «هفت پرده» اميدها و آرزوهايى داشتم و فكر كردم با اين فيلم مى توانيم يك روند ايجاد كنيم و آن را ادامه دهيم. معتقد بودم ديگران مى آيند كنار ما و تبديل به موج و جريان مى شويم. اما واقعيت مانند يك سيلى به گوش من خورد. فيلم اكران نشد. در مطبوعات يكى دو نفر نقد مثبت درباره آن نوشتند و بيشتر منتقدان من را متهم كردند كه مى خواهم اداى كيشلوفسكى را دربياورم.
اما بعد از گذشت سال ها، وقتى بحث اكران «هفت پرده» از سوى تهيه كننده اعلام شد، مورد استقبال منتقدان قرار گرفت؟
ـ اين اتفاق در تاريخ سينما هم زياد افتاده است. مارك رابسن سال ۱۹۴۱ شاهكارى به نام «هفتمين قربانى» ساخت و در آن زمان مورد توجه قرار نگرفت و همه آن را فيلمى بى ارزش و مبتذل دانستند. اين فيلم درجه يك و خوب سركوب شد. بعد از ۱۹ سال وقتى آنتونيونى براى «ماجرا» نخل طلا گرفت، همانجا گفت ايده اصلى فيلم را از «هفت قربانى» گرفته است. بعد از اين تازه همه دنبال ديدن اين فيلم بودند. گرچه دير شده بود و رابسن زير چرخ دنده هاى سينماى تجارى مدام فيلم هاى بد مى ساخت. من چون اينها را مى دانم سعى مى كنم واقع بينانه به اطرافم نگاه كنم. به همين دليل از ايده آل گرايى متنفرم و از گزيده كارى پرهيز مى كنم. بعد از «هفت پرده» خوشبختانه با سعيد عقيقى «شب هاى روشن» را كار كرديم. اين فيلم را هم سينماها حاضر نبودند اكران كنند. من با بحران روبرو شدم و فكر كردم با اين شرايط فراموش مى شويم. به همين دليل تصميم گرفتم جاده ام را گسترش بدهم و آن را وسيع كنم. «باج خور» بعد از «هفت پرده» به من پيشنهاد شد و آن را رد كردم. خودم اين پروژه را به چند نفر ديگر پيشنهاد كردم. اما در لحظه آخر دوباره به خودم رسيد. «باج خور» به جنس فيلم هايى كه دوست دارم نزديك است. اين يك شبهه است كه برخى فكر مى كنند «باج خور» فيلم مورد علاقه من نيست. شفاف بگويم اين فيلم براى من از «شب هاى روشن» عزيزتر و بهتر و سينمايى تر است و كارگردانى خوبى دارد.«باج خور» حاصل گرايش من به سينماى درجه دو است.
«صداها» چه جايگاهى در كارنامه شما دارد؟
ـ «صداها» را وحشتناك دوست دارم و فكر مى كنم بهترين فيلم من است. عشق، جنايت و تجربه گرايى با يكديگر تلفيق شده و فكر مى كنم بيشتر از همه آثار ديگرم به آن علاقمندم. «جعبه موسيقى» سينماى دلخواه من نيست. ولى بين «باج خور» و «جعبه موسيقى» چهار سال فاصله است. در اين سال ها اعلام نشده بايكوت شدم. با عقيقى پنج طرح و فيلمنامه كار كردم كه همه به بن بست رسيد. با اميد روحانى سه فيلمنامه كار كردم كه به مرحله توليد نرسيد. همه جا به من به نوعى گفتند نه. ظاهرا قرار بود از سينما دور شوم. امكان فيلمسازى ديگر برايم وجود نداشت. البته براى فيلمنامه «آفتاب پرست» به نويسندگى شادمهر راستين كه بسيار به آن علاقمندم، پروانه ساخت گرفتيم اما در بنياد سينمايى فارابى توليد آن را متوقف كردند.
چطور تصميم گرفتيد «جعبه موسيقى» را بسازيد كه هنوز اكران نشده و زياد مورد استقبال منتقدان قرار نگرفت؟
- دوره بدى بود، عقيقى از تهران رفته بود و در اصفهان كار مى كرد. به نظرم رسيد ديگر آينده اى براى ما نيست. آن دوره «جعبه موسيقى» به من پيشنهاد شد. اين فيلمنامه را پذيرفتم براى اينكه از يك جايى شروع كنم. نمى توانم بگويم اجبارى در كار بود اما جزئياتى را در فيلم دوست داشتم. «جعبه موسيقى» ايده خيلى افراطى داشت كه اگر با دقت ساخته نمى شد مى توانست مضحكترين فيلم تاريخ سينماى ايران باشد. اين فيلم براى من يك مبارزه بود. با خودم گفتم چقدر مى توانم آن را خوددار و باوقار بسازم تا مخاطب به اين سفرى كه در فيلم مطرح شده علاقمند شود و به آن نخندد. نوع سينماى «جعبه موسيقى» مورد علاقه من نيست. اما تجربه خوبى بود. خوش ساخت است. تك تك صحنه ها درست به هدفى كه مى خواهند مى رسند. فيلم حدود ۱۰ دقيقه اضافه دارد كه به خاطر خرده داستان هايش است. اين فيلم از طرفى كاركردن با اعتقادات عاميانه و مذهبى مردم بود. «جعبه موسيقى» را ۱۳ كارگردان رد كردند. بندبازى عجيبى بود و من اين را دوست داشتم. خواستم در اين فيلم با آدم هايى مثل خودم بحث كنم و اينكه چرا نمى توانيم با اين باورها به راحتى كار كنيم. در حالى كه بايد با همين باورها در دل فيلم بياوريم. البته قرار بود فيلم چند ماه پيش اكران شود و من خودم شرايط را براى آن مساعد نديدم. من در خلوتم سه فيلم «شب هاى روشن»، «هفت پرده» و «صداها» را ساخته ام. البته بقيه فيلم ها را هم من ساخته ام و پاى مسئوليت آنها مى ايستم.
چرا به جاى «صداها» فيلمى به سبك «باج خور» نساختيد كه به آن علاقه داريد؟
- «صداها» به عقيده من به اين سبك نزديك است و جنبه هاى تجربى هم دارد. من گفتم گريد بى دوست دارم و بيشتر از آن به گدار علاقمندم. بعضى از فيلمسازان كه تجربى كار مى كنند برايم عزيزند. تجربه «صداها» در روايت برايم جذاب است. قرار نيست هميشه از اين جنس كار كنم. من باز هم مجبورم فيلم هاى ديگرى بسازم. زيگزاگ بزنم و جاى خالى بدهم و شطرنج بازى كنم تا به حيات خود ادامه دهم. شايد در آينده شرايط بهتر شود.
تا چه حد در ساختن «صداها» به جذب مخاطب فكر كرديد؟
- «صداها» يك فيلم جنايى، پرتعليق و هيجان انگيز با بازيگران چهره است. مى توانستيم اميدوار باشيم فروش معقولى داشته باشد ولى با اين شرايط متاسفانه نشد.
گويا فيلمنامه هاى سعيد عقيقى دكوپاژ شده است، اين خلاقيت كارگردان را كم نمى كند؟
- عقيقى تقريبا دكوپاژ شده نمى نويسند. در «صداها» در بخش هايى چرخش هاى ۳۶۰ درجه بود چون فيلمنامه نويس مى خواست فضا گرفته و خفه ديده شود. اين تنها در فيلمنامه لحاظ شده بود. اگر فيلمنامه اى دكوپاژ شده باشد من آن را نمى سازم. عقيقى يك فيلمنامه با نام «ناتمام» داشت كه تقريبا دكوپاژشده بود، من متن را خواندم و خوشم آمد ولى گفتم آن را نمى سازم چون دكوپاژ شده و لذت كشف را از من مى گيرد. پيشنهاد دادم خودش بسازد ولى شرايط آن مهيا نشد.
فيلمنامه «صداها» از ابتدا كامل بود يا در حد طرح با شما در ميان گذاشته شد؟
- عقيقى ابتدا نصفى از فيلمنامه را به من داد و بعد كامل آن را خواندم. البته قصه را تلفنى براى من تعريف كرد. وقتى هم در حال نگارش بود، صحنه به صحنه به من تلفن مى كرد و برايم مى خواند. فيلمنامه اوليه با آن چيزى كه در حال حاضر است، يك تفاوتى دارد. ما در شكل اوليه از اين آپارتمان بيرون نمى رفتيم و صحنه آخر هم به شكل ديگرى بود. حتى قرار بود بازيگر ديگرى براى يكى از نقش ها با ما همكارى كند. خانه شيرين و مادرش نيز وجود خارجى نداشت. در ايده اوليه شخصيت هاى نگار و شيرين نبودند و بعدا احساس شد اين كار يك طبقه كم دارد و از وقتى شيرين وارد قصه شد، احساس كرديم لازم است از اين خانه بيرون برود تا ما يك زندان ديگر را بيرون از اين خانه ببينيم.
در نوشتن فيلمنامه يا حتى زمان توليد ايده اى عنوان شد كه متعلق به شما باشد؟
- من در فيلمنامه دست نمى برم و براى نويسنده حق قائلم. البته ممكن است چيزهاى جزئى را تغيير بدهم. روتوش هايى جزئى كه به طور طبيعى سر كار پيش مى آيد، انجام مى دهم. من علاقه ندارم فيلمنامه نويس سر كار باشد. البته گاهى از فيلمنامه نويس دعوت مى كنم سر صحنه بيايد. در «شب هاى روشن» از سعيد عقيقى دعوت كردم پشت صحنه باشد. قرار بود بازيگران شعر بخوانند و چون او مسلط به ادبيات است مى خواستم كنار ما باشد و اين اشعار را چك كند. در «صداها» هم يك يا دو روز آمد. به عنوان قاعده مى گويم نويسنده نبايد سر صحنه باشد. وقتى او فيلمنامه را به كارگردان مى دهد بايد اعتماد كند. حضور نويسنده سر صحنه فقط اذيت مى كند. ممكن است براى تغيير ديالوگ با او تماس مى گرفتم. به هرحال اين ارتباط بين كارگردان و نويسنده اعتماد دوطرفه است. اما حضور نويسنده سر تدوين لازم است. اصولا نويسنده خوب در پيش توليد و انتخاب بازيگر حضور دارد. براى من و عقيقى برخى بازيگران زمان نگارش مشخص مى شوند. عقيقى براى فيلم رويا نونهالى را پيشنهاد داد و من موافق بودم.
«ناسپاس» هدايت آغاز شد
فيلم سينمايى « ناسپاس» به كارگردانى حسن هدايت و با بازى النازشاكر دوست و نيما شاهرخ شاهى در شهرك سينمايى دفاع مقدس كليد خورد. به گزارش ايسنا، سيدمحسن جاهد تهيه كننده «ناسپاس» با اعلام اين خبر گفت: بخش هاى اصلى لوكيشن در شهرك سينمايى دفاع مقدس و شهرك غزالى ساخته مى شود. وى كه خود مديريت فيلمبردارى پروژه را عهده دار است تصريح كرد: اين قصه مضمونى مذهبى تاريخى دارد كه عشق پايه اصلى قصه را شكل مى دهد . عاميل و آشل دو پسرعموهستند كه خواهان ازدواج با آنائل هستند. وقوع يك رخدادغير منتظره آرامش و آسايش قبايل و طوايف قوم يهود را بر هم مى زند. اما با ورود حضرت موسى(ع) روايت سمت وسويى ديگر به خود مى گيرد. جاهد افزود : تدوين همزمان و ويژوال افكت هاى فيلم براى نمايش در جشنواره فيلم فجر آماده به صورت همزمان آغاز مى شود. بازيگران:پوريا پورسرخ/محمد على ساربان/مجيد عبدالعظمى/مجيد واشقانى/خسرو دستگير/بابك والى/زويا خليل آذر/على فرود/آويشن بيكايى/مونا بيگى/سيروس صابر/لاله كريمى ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
نمايش «كلاه شيشه اى» در جشنواره فيلم كوتاه
مستند «كلاه شيشه اى» به كارگردانى محسن خان جهانى در جشنواره فيلم كوتاه به نمايش درمى آيد. اين فيلم از توليدات مركز گسترش سينماى مستند و تجربى است و درباره يك روز از زندگى و كار و علاقه مندى هاى محمدرضا روزبهانى است كه به استاديوم مى رود اما نمى تواند فوتبال تماشا كند.مستند «كلاه شيشه اى» يازدهمين ساخته اين مستندساز كه پيش از اين فيلم هاى چون« ارتفاع ۴۳۷»، «سند آزادى»، «من ليدر هستم»، «خاطرات يك قاضى» و ... را ساخته است و اين فيلم با تايم ۲۰دقيقه در جشنواره فيلم كوتاه تهران به نمايش درمى آيد.
فيلمسازان اتريشى به فيلم تازه تام كروز اعتراض كردند
اعطاى كمك ۳۰۰ هزار يورويى به كمدى اكشن «شواليه و روز» به كارگردانى جيمز منگلد و بازى تام كروز و كامرون دياز خشم و اعتراض فيلمسازان اتريشى را برانگيخت. به گزارش خبرنگار مهر، فيلمسازان محلى اتريش از تصميم مقام هاى شهر سالزبورگ براى اعطاى كمك ۳۰۰ هزار يورويى به يك پروژه هاليوودى به شدت انتقاد كرده اند. اين اتفاق در حالى افتاده كه مجموع كمك هاى دولتى به صنعت سينماى اتريش اندكى بيش از نيم ميليون يورو يعنى ۵۰۷ هزار يورو است. پروژه سينمايى «شواليه و روز» روز ۱۹ نوامبر در شهر سالزبورگ كليد مى خورد و كمك مقام هاى محلى به اين فيلم به جاى بودجه هنرى از صندوق حمايت اقتصادى هزينه خواهد شد. پيش از اين قرار بود سالزبورگ سه هفته ميزبان گروه توليد فيلم باشد، اما مدت فيلمبردارى به هفت روز كاهش يافته و ميزان كمك مالى به آن همان ۳۰۰ هزار يورو است. هرمان پسكاس يكى از تهيه كنندگان و فيلمسازان مستقل اتريشى درباره اين اقدام به روزنامه پرشمارگان كرونه ـ سايتونگ اتريش گفت: با اهداى يك بودجه ۳۰۰ هزار يورويى به فيلمى خارجى، سالزبورگ را تنها به عنوان يك پس زمينه فروختيم. اما هنر فيلمسازى اتريش را ناتوانتر از پيش كرديم. سالزبورگ به تجارتى ۳۰۰ هزار يورويى نياز ندارد.براى توليد يك هفته اى پروژه سينمايى شواليه و روز» يك گروه ۲۰۰ نفرى درشهرسالزبورگ مستقر خواهند شد و هزينه اقامت اين گروه در شهر رقمى بيش از ۱‎/۲ ميليون يورو است. از اين رو به نظر مى رسد كمك ۳۰۰ هزار يورويى مقام هاى رسمى شهر به فيلم تازه تام كروز خيلى زود به سوددهى برسد.
«آرام باش و تا هفت بشمار» در جشنواره «آلترناتيوا» اسپانيا
در ادامه حضورهاى بين المللى «آرام باش و تا هفت بشمار» نخستين فيلم بلند سينمايى رامتين لوافى پور  در شانزدهمين دوره جشنواره بين المللى «آلترناتيوا» اسپانيا به نمايش درمى آيد. به گزارش ايسنا،اين فيلم كه پيش از اين «ببر طلايى» جشنواره رتردام هلند و جايزه استعداد تازه سينماى آسيا از جشنواره شانگهاى را گرفته است، پس از موفقيت در جشنواره وايادوليد اسپانيا اين بار در جشنواره ديگرى دراسپانيا به رقابت مى پردازد.شانزدهمين دوره جشنواره بين المللى «آلترناتيوا» از سيزدهم نوامبر ـ ۲۲ آبان ماه ـ در شهر بارسلونا آغاز شده است واز ميان ۱۷۲۰ فيلم «آرام باش و تا هفت بشمار» از ايران به همراه هفت فيلم ديگر از آمريكا و روسيه و مكزيك و فرانسه براى رقابت در بخش مسابقه بين الملل فيلم هاى بلند سينمايى انتخاب شده اند. جشنواره بين المللى بارسلونا در بيست و يكم نوامبر ـ ۳۰ آبان ماه ـ پايان مى يابد. «آرام باش و تا هفت بشمار» كه محصول موسسه فرهنگى هنرى آفتاب هنرآفرين است، داستان چهار روز از زندگى چند نفر در جزيره اى دور افتاده را تصوير ميكند كه ناخواسته به يكديگر گره مى خورند و بر سرنوشت همديگر اثر مى گذارند.