نسخه
PDF
شماره ۶۰۲۵ - ۲۶ آبان ۱۳۸۸ - - ۱۷ نوامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگرانى از تداوم نا امنى ها در افغانستان
003150.jpg
رسانه هاى خبرى منطقه اخيرا از عمليات گسترده مشترك نيروهاى ويژه آمريكا و واحدهاى نظامى ارتش افعانستان عليه گروه طالبان در شمال افغانستان خبر داده اند. بر پايه اين گزارشها اين عمليات كه بزرگترين و گسترده ترين عمليات نظامى در شمال افغانستان در طول هشت سال حضور نيروهاى خارجى در اين كشور محسوب مى شود، با هدف از بين بردن گروه طالبان در اين منطقه و تامين امنيت مسير انتقال تجهيزات و مواد مورد نياز نيروهاى ناتو وآمريكا مستقر در افغانستان كه توسط قلمرو كشورهاى آسياى مركزى منتقل مى شود، صورت گرفته است. به گزارش ايران شرقى، درگيرى نسبتا شديد چندروز قبل در استانهاى «قندوز» و «بادغيس» در شمال افغانستان در نزديكى مناطق مرزى با تاجيكستان انجام گرفته است كه گفته مى شود منطقه «چهاردره» در اين استانهاى شمالى افغانستان اصلى ترين مكان تجمع و استقرار نيروهاى طالبان محسوب مى شود. نظاميان غربى ادعا دارند كه گروه طالبان اخيرا با هدف ايجاد موانع در روند انتقال مواد و تجهيزات مورد نياز نظاميان خارجى به افغانستان كه از طريق قلمرو كشورهاى آسياى مركزى (تاجيكستان، ازبكستان و تركمنستان) به اين كشور منتقل مى شود، حضور خود در شمال افغانستان را فعال كرده اند. رسانه هاى خبرى و محافل كارشناسى درحالى از كشيده شدن درگيرى هاى شديد در افغانستان به شمال اين كشور سخن مى گويند كه اين منطققه از مناطق نسبتا امن تر در طول هشت سال اشغال افغانستان محسوب مى شده است. از سويى ديگر با توجه به هم مرز بودن شمال افغانستان با كشورهاى آسياى مركزى و بويژه تاجيكستان و ازبكستان كه به دلايل مختلف از جمهورى هاى نسبتا آسيب پذير در اين منطقه به شمار مى آيند نگرانى هايى را نيز در ميان محافل سياسى و كارشناسى بوجود آورده است. بويژه اين كه برخى از كشورها و قدرتهاى فرامنطقه اى با هر بهانه اى از تهديدات اوضاع افغانستان بر امنيت كشورهاى آسياى مركزى از جمله تاجيكستان سخن مى گويند. «ژنرال ديويد پترائوس» فرمانده نيروهاى آمريكايى در منطقه در سفر خودش به تاجيكستان كه چندى قبل صورت گرفته بود، در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد، تعدادى از نيروهاى ويژه آمريكايى در آينده در تاجيكستان مستقر خواهند شد. هرچند اين نظامى ارشد آمريكايى توضيح بيشترى در اين رابطه نداد اما گفت:« اين نيروها با هدف آموزش مرزبانان و ساير نيروهاى امنيتى و نظامى تاجيكستان براى مبارزه با هر گونه تهديدات افراطگرايى به اين كشور اعزام خواهند شد. مجموعه اين مسائل اين سوال را در ذهن ها مطرح مى كند كه آيا كشورهاى آسياى مركزى و از جمله تاجيكستان كه طولانى ترين مرز مشترك با افغانستان را دارد در حقيقت با تهديد جدى مواجه هستند؟ «حكمت الله سيف الله زاده» كارشناس تاجيك مى گويد:« عمليات نظامى در افغانستان بيش از هشت سال است كه ادامه دارد و اگر اين عمليات باز هم طولانى تر شود طبيعى است كه تبعات آن موجب بى ثباتى و نا آرامى ها در منطقه خواهد شد. چون در صورت ادامه عمليات نظامى در افغانستان و به هدف خويش دست نيافتن نيروهاى ناتو و نظاميان ساير كشورها در افغانستان موجب قدرت گرفتن گروهاى مخالف اين نيروها به صورت روزافزون در اين كشور خواهد شد كه تداوم اين روند مى تواند برخى از بى نظمى ها وبى ثباتى ها در مناطق مرزى افغانستان با كشورهاى آسياى مركزى از جمله تاجيكستان بوجود آورد». وى مى افزايد:« اما من با اين موضوع كه كشورهاى آسياى مركزى در پى ادامه عمليات نظامى در افغانستان و تداوم نا امنى ها دراين كشور به طور مستقيم وبه صورت جدى مورد تهديد قرار خواهند گرفت مخالف هستم.» اين كارشناس با اشاره به ورود برخى افراد مسلح به مناطق شرقى تاجيكستان در تابستان سال جارى كه موجب بى ثباتى اين منطقه گرديده بود افزود: «وحدت ملى و اتحاد ميان مردم و دولت تاجيكستان تا حدودى شكل گرفته است و منافع ملى و دولتى در تاجيكستان ايجاب مى كند تا هر نوع تلاش براى بى ثبات و نا امن كردن اين كشور بلافاصله خنثى شود.» وى تصريح كرد: «اگر هر كدام از قدرتهاى جهانى براى نا امن و بى ثبات كردن منطقه آسياى مركزى دست به توطئه اى بزنند فكر نمى كنم كشورهاى منطقه و از جمله تاجيكستان قادر به مقابله با چنين دسيسه هايى باشند». در همين حال اغلب تحليلگران منطقه معتقدند: «قدرتهاى بيگانه و فرامنطقه اى با هدف توجيح و تقويت حضور و نفوز نظامى خود در منطقه راهبردى آسياى مركزى اين تهديد ات را بزرگ جلوه مى دهند اگر چه تا حدى تداوم بى ثباتى در افغانستان و ادامه اشغال اين كشور مى تواند تبعات نامطلوبى براى منطقه آسياى مركزى در پى داشته باشد.»
دورنماى همكارى آمريكا با كرزاى
از سوى ديگر در تحليلى از اوضاع افغانستان آمده است: به نظر مى رسد كه نام «حامد كرزاى» در اظهارنظر هاى مقامات آمريكايى به دو كلمه اى تبديل شده است كه بر زبان آنها نمى آيد. گويا مقامات آمريكايى ترجيح مى دهند كه در اين مقطع از زمان نام «حامد كرزاى» را به دلايلى كه خودشان مى دانند، بر زبان نياورند. به گزارش ايسنا، پايگاه اينترنتى شبكه الجزيره با انتشار مطلب فوق،  در گزارشى تحت عنوان «آيا كرزاى در حال از دست دادن حمايت هاى آمريكاست؟»، به تشريح روابط آتى ميان كرزاى و دولت آمريكا پرداخت. در اين گزارش آمده است: پس از انتخاب حامد كرزاى به عنوان رئيس جمهور افغانستان براى دومين بار، گمانه زنى ها در مورد ادامه حمايت آمريكا از وى مطرح شده است. كارشناسان معتقدند كه علاوه بر چالشهاى مختلف پيش روى افغانستان، واشنگتن به شدت بر موضوع مبارزه با فساد از سوى كرزاى تاكيد كرده است. اين در حالى است كه برخى كارشناسان معتقدند كه اختلافات كماكان ميان كرزاى و دولت آمريكا وجود دارد.
نماى اول
الجزيره در ادامه مى افزايد: باراك اوباما اخيرا در مصاحبه اى در مورد افغانستان سخن گفت و در اين مصاحبه از كلمات «رئيس جمهور»، «كرزاى» يا «انتخابات» استفاده نكرد و به جاى آن تصريح كرد كه دولت وى به دنبال افراد جديدى در افغانستان براى مذاكره با آنهاست. اوباما گفت «ما در حال شناسايى نه فقط يك دولت ملى در كابل هستيم، بلكه به دنبال ديگر بازيگران در سطح استانى كه هم اكنون مشروعيت دارند نيز هستيم».
نماى دوم
اين پايگاه اينترنتى آورده است: هيلارى كلينتون وزير امور خارجه آمريكا، اخيرا در اظهارنظرى گفته است كه آمريكا نه فقط با رئيس جمهور افغانستان بلكه با بازيگران محلى و منطقه اى در افغانستان همكارى مى كند. بروس ريدل مشاور ارشد اوباما در افغانستان نيز گفته است كه  دولت تلاش مى كند تا از مشكلات به جاى مانده از انتخابات افغانستان رهايى يابد.
واشنگتن با دو راهى روبروست
الجزيره در ادامه اين گزارش آورده است: به گفته برخى كارشناسان، پس از انتخابات رياست جمهورى افغانستان، به نظر مى رسد كه حمايت هاى آمريكا از حامد كرزاى به دلايل مختلف از جمله بى كفايتى دولت وى كاسته شده است، اما برخى ديگر از كارشناسان بر اين باورند كه آمريكا براى مقابله جدى و حصول نتيجه بايد با دولت كرزاى تعامل داشته باشد. بروس ريدل در مورد دو راهى كه كاخ سفيد هم اكنون با آن روبروست، گفته است كه دولت اوباما به استراتژى اى نياز دارد تا با كرزاى به طور موثر تعامل داشته باشد و همچنين در اين مسير قصد دارد راه را براى بازگشت عبدالله عبدالله به قدرت هموار كند و از حضور جنگ سالاران در قدرت بكاهد. از آنجايى كه به نظر مى رسد كرزاى اعلام كرده كه با اكثر مقامات دولت فعلى همكارى خواهد كرد، مشخص نيست كه چه كسى اين كار را خواهد كرد؟ در ادامه اين گزارش آمده است: اختلافات جدى در حال حاضر ميان كرزاى با جو بايدن معاون رئيس جمهور و ريچارد هالبروك نماينده اوباما در امور افغانستان و پاكستان، وجود دارد. يكى از موارد مورد اختلاف كرزاى با بايدن و هالبروك، موضوع فساد مالى و عملكرد حامد كرزاى است. بنابراين ممكن است در ظاهر كرزاى با نمايندگان آمريكا مذاكره كند اما به نظر مى رسد كه رئيس جمهور افغانستان ترجيح مى دهد با اين روند با نمايندگان آمريكا گفتگو نكند و همچنين به نظر مى رسد كه سياست دولت اوباما به گونه اى است كه ترجيح مى دهد كرزاى در سمت رياست جمهورى افغانستان قرار نداشته باشد و فرد ديگرى در اين سمت باشد. الجزيره مى افزايد: از ديگر موارد مورد اختلاف ميان كرزاى با مقامات آمريكايى، موضوع امنيت در اين كشور است. از اخبار درز شده در مورد مشورت اوباما با مقامات نظامى اين كشور مشخص شده كه وى خواهان تمركز ارتش آمريكا بر حفاظت از غير نظاميان در چند منطقه در افغانستان است. با وجود اينكه موضوع حفاظت از غيرنظاميان در افغانستان از تاكيدهاى اصلى كرزاى است، اما اوباما همچنان در مورد طرح افزايش نيرو ها در افغانستان ترديد دارد و به گفته كارشناسان يكى از دلايل ترديد اوباما در مورد تصميم گيرى نهايى، موضوع دولت كرزاى است. در پايان اين گزارش آمده است: در همين حال گفته مى شود كه آمريكا قصد دارد مكان هايى را به نام «جزاير امنيتى» در افغانستان ايجاد كند، اما به نظر نمى رسد كه كرزاى در اين مسير با ژنرال هاى آمريكايى كه تلاش خواهند كرد ۱۰ جزيره امنيتى را در سراسر افغانستان (ترجيحا با كمك سياستمداران با مشروعيت واقعى) ايجاد كنند، همراهى كند. اين در حالى است كه اين اقدام مشكل ارتش بى كفايت افغانستان را همچنان پابرجا باقى مى گذارد و چالش افغانستان بدون نيروهاى امنيتى كارآمد افغان همچنان ادامه خواهد داشت. جمع آورى بازيگران منطقه اى يا محلى نمى تواند به آمريكا در رسيدن به هدف ايجاد يك ارتش ملى كارآمد و همچنين تامين امنيت در افغانستان كمك كند، چون ايجاد ارتشى قوى و كارآمد با همكارى حامد كرزاى ميسر است. آمريكا بايد بداند كه اين چالشى است كه بدون همكارى حامد كرزاى محقق نخواهد شد. بله حامد كرزاى؛ رئيس جمهور افغانستان.
گاز پروم، غول گازى دوست داشتنى روسيه
003159.jpg
بر اساس نظرسنجى اى كه در روسيه انجام شده، يك سوم مردم روسيه بيش از همه ترجيح مى دهند كه در خدمت گازپروم باشند و براى اين شركت كار كنند. كشورهاى غربى از شركت روسى گازپروم كه اعمال نفوذ شديدى در كم و كيف ارسال گاز به اروپا دارد، مى ترسند. درحالى كه مردم خود روسيه اين شركت بزرگ را از افتخارات ملى خود مى دانند. به گزارش ديپلماسى ايرانى، شركت گازپروم يك شركت غول آساى روسى است. اين شركت همزمان هم كمك  مى رساند و هم ارعاب ايجاد مى كند. هفته نامه آلمانى دى سايت در آخرين شماره خود، در يادداشتى مفصل به پيشينه و چهره  دوگانه گازپروم پرداخته و همچنين وابستگى غرب به اين شركت عظيم را مورد بررسى قرار داده است. اين هفته نامه مى نويسد، بحران گاز كه سال گذشته ميان اوكراين و روسيه درگرفت و بر اروپا سايه  افكند، هنوز در ذهن ها زنده است. در جريان اين مناقشه  گاز بود كه روسيه شير لوله  گاز به سمت اروپا را بست و صدها هزار خانوار در شرق اروپا را در سرماى زمستان بى گاز گذاشت. از آنجايى كه گاز ارسالى گازپروم به اروپا از اوكراين مى گذشت، كشورهاى غرب اروپا نيز طعم اين بحران را چشيدند. در حالى كه در آن دوران شركت گازپروم، تاخير در پرداخت عوارض گاز از سوى اوكراين را دليل اين اقدام اعلام كرده بود، شمارى از منتقدان آن را نمايش قدرت روسيه تلقى كردند، چرا كه معتقد بودند گازپروم در كنار روزنفت يكى ديگر از شركت هاى عظيم نفتى روسيه، آلت دست مسكو است. ولاديمير پوتين رئيس جمهورى پيشين و نخست وزير كنونى روسيه در پايان نامه دكتراى خود اشاره مى كند كه روسيه بايد صنايع انرژى خود را از لحاظ استراتژيك به نفع كشور به كار بندد. در ادامه اين يادداشت مى خوانيم، در حالى كه غرب از گازپروم غولى مهيب و بحران آفرين در ذهن دارد، نگاه خود روس ها به اين شركت كاملا مثبت است. گازپروم خير و منجى روسيه و مردمش محسوب مى شود، هر چه باشد اين شركت كه پس از سال ۱۹۸۹ از دل وزارت گاز روسيه برآمد خانه هاى سراسر روسيه را در فصل هاى سرد سال گرم مى كند و براى كاركنانش ضامن ثبات و درآمدى شايسته است. آن دسته از كاركنانى كه ۱۰ سال سابقه  كار در شركت گازپروم را دارند، از سوى اين شركت وام هاى بدون بهره براى خريد مسكن دريافت مى كنند و از آن گذشته همه  كاركنان از مزايايى چون كودكستان هاى تحت نظارت و مسئوليت گازپروم بهره  مند هستند. در دورانى كه روسيه دگرگونى هاى سرمايه دارى را تجربه مى كند، شركت گازپروم به نوعى به مردم روسيه هويت مى بخشد. بر اساس نظرسنجى اى كه در روسيه انجام شده،
يك سوم مردم روسيه بيش از همه ترجيح مى دهند كه در خدمت گازپروم باشند و براى اين شركت كار كنند. در واقع تنها دفتر رياست جمهورى است كه از اين لحاظ ياراى رقابت با گازپروم را دارد. چهره  ديگر گازپروم با عباراتى چون قدرت، وابستگى و واهمه پيوند خورده و اين چهره اى است كه غرب با آن آشناست؛ شركتى كه عظمت آن كافى است تا ناظران و كارشناسان در سراسر جهان را به شگفتى و بيم بيندازد. گازپروم در حال حاضر يك پنجم ذخاير گاز و بيش از ۱۷ درصد توليد گاز در جهان را در دست دارد و ۳۷۶ هزار نفر در اين شركت غول آسا مشغول به كار هستند. هيأت رئيسه  شركت تمامى اقدامات خود را با رهبران كاخ كرملين در مسكو هماهنگ مى كند، اگرچه اين امر رازى آشكار و انكارپذير محسوب مى شود. هر اقدام شركت گازپروم براى رهبرى روسيه حائز اهميت است، چرا كه از مجراى اين شركت است كه درآمدهايى هنگفت به روسيه سرازير مى شود و ۱۰ درصد توليد ناخالص داخلى اين كشور از بركت گازپروم شكل مى گيرد. بنابر اين گازپروم يك شركت معمولى توليدكننده و صادركننده انرژى نيست، بلكه مى توان آن را ابزارى سياسى نيز دانست. دولت روسيه گازپروم را از انحصار احداث خط لوله و صادرات گاز برخوردار كرده و تسهيلات مالياتى درخور توجهى نيز براى اين شركت قائل است. البته ناگفته نماند كه ميزان صادرات گازپروم بر اثر بحران مالى جهانى حدود ۵۰ درصد كاهش يافته و اين شركت در حال حاضر با ۴۰ ميليارد دلار بدهى بزرگ ترين مقروض روسيه محسوب مى شود. همچنين ميزان درآمد خالص گازپروم در سه ماهه  نخست سال جارى ميلادى به ميزان ۶۱ درصد كاهش يافته و انتظار مى رود كه اين شركت در سال جارى بدترين بيلان توليد تاريخ خود را تجربه كند. در ماه هاى اخير شركت هاى نروژى و قطرى موفق شدند، بخشى از بازار گازپروم را به دست گيرند. با اين حال گازپروم در برخى از بخش هاى خود موفق شده است به شركتى كاملا مدرن و پيشرفته در عرصه  توليد انرژى تبديل شود و در اين بخش هاست كه نه سخن رهبران كاخ كرملين كه قوانين نظام سرمايه دارى معيار قرار مى گيرند و هدف آن است كه به بيشترين سود ممكن دست يابند. مثلا مركز پژوهشى Wniigas كه تحت پوشش گازپروم است و در آن ۱۵۰۰ نفر مشغول به كار هستند، درعرصه  تحقيقات مواد خام، منحصر به فرد به شمار مى رود. اين مركز را كه در جنوب مسكو واقع است، مى توان شهركى پژوهشى دانست كه مساحت آن امروز بر ۱۰ هكتار بالغ مى شود و در كانون آن پژوهش هاى بنيادين و علوم كاربردى قرار دارد. براى نمونه در اين مركز با كمك برنامه هاى كامپيوترى محاسبه مى شود كه چگونه مى توان گاز را از ذخائرى كه از فشار كم برخوردارند، بشكلى مقرون به صرفه استخراج كرد.