نسخه
PDF
شماره ۶۰۲۶ - ۲۷ آبان ۱۳۸۸ - - ۱۸ نوامبر ۲۰۰۹ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
به بهانه برگزارى نمايشگاه مشترك «پرويز تناولى» و «عباس كيارستمى » در امارات
حسين سناپور، نويسنده:
به بهانه برگزارى نمايشگاه مشترك «پرويز تناولى» و «عباس كيارستمى » در امارات
هنرمندان ملى و اعتبارات جهانى
003189.jpg
نشريه  «نشنال» امارات به بهانه  برگزارى نمايشگاه مشترك «عباس كيارستمى» و «پرويز تناولى» در دوبى، به پاى صحبت اين دو هنرمند ايرانى نشست. عباس كيارستمى صحبت را آغاز كرد و گفت: «فكر مى كنم چون نمى توانستم نقاشى كنم به ساخت فيلم رو آوردم. نقاشى من خيلى بد بود، به طورى كه دوره  چهار ساله را در ۱۳ سال در دانشكده  هنرهاى زيبا دانشگاه تهران به پايان رساندم! معمولا تناولى را آنجا زياد مى ديدم. گرچه او خيلى بزرگ تر از من نيست اما به دلايلى كه من هيچ وقت متوجه نشدم وقتى من دانشجو بودم، او آنجا تدريس مى كرد.» تناولى دراين باره گفت: «كيارستمى حتى در آن زمان هم به فيلمسازى علاقه  زيادى داشت. من آن زمان مجسمه ساز بودم و همديگر را مى شناختيم اما بعد از وقوع انقلاب از هم جدا شديم.» عباس كيارستمى در بخش ديگرى از اين گفتگو يادآور شد: «بعد از آنكه از دانشگاه فارغ التحصيل شدم، شروع به كار بر روى فيلم هاى تجارى كردم كه مرا با مكانيزم فيلمسازى و دوربين آشنا كرد. از آنجا بود كه ساخت فيلم هاى كوتاه براى كودكان را آغاز كردم و پس از آن به مطالعه  عكاسى پرداختم.» اين كارگردان ادامه داد: «بيشتر اين عكس ها را زمانى گرفتم كه به دنبال پيدا  كردن لوكيشن براى ساخت فيلم هايم بودم. من اين روند را مديون ناآگاهى ام از دوربين، لنز و فيلتر مى دانم. هنگام ساخت فيلم هايم، فيلمبردارى كه پشت دوربين نشسته، يك فيلمبردار حرفه اى است. اما وقتى عكاسى مى كنم به خاطر نداشتن اين فن و آگاهى، فقط عكس مى گيرم و بدون آنكه از فيلتر استفاده كنم، واقعا نمى دانم كه عكس چه از آب درخواهد آمد. طبيعتى كه من به تصوير مى كشم، دقيقا آن چيزى كه يك عكاس حرفه اى مى گيرد، نيست. به ويژه در رابطه با صحنه هاى برفى كه به نظر من اين عكس ها بسيار شبيه تصاوير آب رنگ در آثار هنرى ژاپن است.» تناولى در ادامه  مصاحبه با «نشنال» درباره  اثر مشهورش «شاعر و هيچ» گفت: «به نظر من شاعر، يك انسان آزاد است. به هركجا كه بخواهد مى تواند پرواز كند، به هرچيزى كه بخواهد مى تواند فكر كند و هيچ مرز و محدوده اى در افكارش ندارد. در عين حال، شاعر در جامعه اى زندگى مى كند كه بايد با اين محدوديت ها مبارزه كند. اينجا ديگر او آزاد نيست و نمى تواند هركارى كه مى خواهد انجام دهد. پس بعضى از اين سمبل ها، مثل قفل ها و قفس ها چيزهايى هستند كه او با آنها مى جنگد.» اين هنرمند مجسمه ساز در مقايسه  چالش هاى يك شاعر و يك مجسمه ساز در دوره هاى تاريخى اظهار كرد: «در عهد ساسانيان و پيش از اسلام ما مجسمه سازان بزرگى داشتيم و برخى از داستان ها و مجسمه هاى آنها هنوز باقى مانده و قابل مشاهده اند. اما بعد از آن، شعر جايگزين مجسمه سازى در ايران شد. اين كه ما ديگر مجسمه ساز نداشتيم مرا آزار مى دهد. به نظر من شعر بسيار غنى است و يك نوع منبع الهام بخش محسوب مى شود. من با پيش زمينه  شاعرى، مجسمه ساز شدم.» كيارستمى نيز در توصيف شعر، آن را بخشى از بافت اجتماعى ايران دانست و گفت: «در ايران، قصاب ها، سبزى فروش ها و فرش فروش ها نيز در زندگى روزمره شان از شعر استفاده مى كنند. ما نيز به عنوان هنرمند اگر در آثارمان از شعر استفاده نكنيم به فرهنگ و تاريخ مان ضربه زده ايم و من گاها سرى به دنياى شعر مى زنم و اشعارى مى نويسم.» تناولى در پاسخ كيارستمى كه از او درباره  سرودن شعر پرسيد گفت: «قبلا شعر مى نوشتم، اما اين قدر بد بودند كه آن را رها كردم. اما امروزه واقعا لازم است كه با گونه هاى هنرى مختلف آشنايى داشته باشيم. من به دانشجويانم توصيه كرده ام كه شعر بياموزند، موسيقى ياد بگيرند، حتى اگر مى خواهند مجسمه ساز شوند. يك هنرمند خوب كسى است كه با موسيقى و شعر آشنا باشد و از حرفه اش، دنياى پيرامونى اش و ديگر فرهنگ ها اطلاع داشته باشد. امروزه ديگر بايد يك هنرمند جهانى بود.» كيارستمى در تاييد صحبت هاى تناولى گفت: «وقتى شما نت ها را بدانيد، همه آلات موسيقى را مى توانيد بنوازيد و در رشته هاى ديگر هنر نيز موفق خواهيد بود.» تناولى در تمجيد از آثار هنرى كيارستمى اظهار كرد: «از آثار هنرى كيارستمى واقعا لذت مى برم و گاها آنها يك منبع الهام براى من بوده اند. آثار او بسيار ساده اند، اما مردم نمى دانند كه چه قدر براى به ثمر رساندن آنها تلاش شده است تا در عين سادگى و آسانى، قابل فهم و لذت بخش باشند. من هم مى خواهم در همين راه قدم بگذارم، اما كار ساده اى نيست و نمى دانم به آن خواهم رسيد يا خير. اما مى خواهم به جايى برسم كه كيارستمى رسيده است. من عاشق اين سادگى هستم.» كيارستمى در پايان اين مصاحبه گفت: «ابزارهاى كارى ما متفاوت است، اما ما هردو آثار يكديگر را مى فهميم. زيبايى رابطه  ما در اينجاست كه به ندرت درباره  چيزى بحث مى كنيم چون ما براى ارتباط به واژه  نياز نداريم.» به گزارش ايسنا، نمايشگاه مشترك عكس هاى عباس كيارستمى و مجسمه هاى پرويز تناولى از روز ۱۸ آبان ماه در گالرى «ميم» دوبى آغاز به كار كرده است.
حسين سناپور، نويسنده:
سانسور از عوامل كاهش سرانه مطالعه است
سانسور و مميزى از عمده مشكلات بسيارى از نويسندگان در سال هاى گذشته بوده كه از ديدگاه برخى از آنها باعث كاهش سرانه مطالعه نيزشده است.حسين سناپور، نويسنده اى است كه تا امروز پنج كتاب بى مجوز در ارشاد دارد و در اين رابطه به ايلنا گفت: سانسور از عوامل كاهش كتابخوانى بوده ولى تنها دليل نيست. قطعا دلايل ديگرى از جمله اقتصادى و فرهنگى نيز باعث اين كاهش مى شود.» وى افزود: «مشكل عمده ما در كشور نگاه غيرفرهنگى دستگاه هاى دولتى و مردم است كه براى آنها فرهنگ ازرش محسوب نمى شود به همين دليل با وجود اين همه افراد باسواد و تحصيل كرده ما كاهش سرانه مطالعه داريم.» سناپور خاطر نشان كرد: «من از زمانى كه كتاب هايم را به ارشاد سپرده تا امروز در انتظار پاسخگويى آنها بوده ام ولى در چهار سال گذشته هيچ نامه يا اصلاحيه اى براى من ارسال نشده است.» وى همچنين ادامه داد: «در طى  سال هاى گذشته به اعتراض هاى فراوان ناشران و نويسندگان هيچ توجهى نشده و با وجود تغييرات در وزارت ارشاد اما فكر نمى كنم نگاه مسئولين با سال هاى گذشته تغييرى كرده باشد و بعيد مى دانم همچنان پاسخگو باشند.» سناپور در رابطه با پيگيرى كارهاى در ارشاد مانده خود گفت: «وقتى به وضعيت كتاب ها حتى بعد از تغييرات دولتى رسيدگى نشده است، من ترجيح مى دهم همچنان منتظر بمانم و فكر مى كنم وجود كتاب ها در ارشاد خود به معنى تقاضاى رسيدگى است.»
توافق گوگل با ناشران آمريكايى
شركت گوگل و ناشران آمريكايى بعد از ماه ها مذاكره براى چگونگى انتشار كتاب ها به صورت اينترنتى به توافق رسيدند. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از پابليشرز ويكلى در دادگاهى كه با حضور قاضى ايالتى نيويورك تشكيل شد گوگل و انجمن ناشران آمريكايى اعلام كردند كه پروژه كتابخانه اينترنتى گوگل مى تواند ادامه يابد. بر مبناى توافق جديدى كه اين انجمن و شركت گوگل به آن دست يافتند، اين شركت براى تشكيل كتابخانه اينترنتى خود كه شامل قراردادن كتاب هاى منتشر شده بر روى اينترنت براى استفاده رايگان در سراسر جهان است، در وهله نخست به سراغ كتاب هايى مى رود كه در آمريكا، كانادا، بريتانيا و استراليا منتشر شده باشند. در حقيقت شركت گوگل در اين مرحله پذيرفته است تا با محدود كردن گستره كار خود ابتدا به ديجيتالى كردن كتاب هايى بپردازد كه بر مبناى سيستم نشر آمريكا منتشر مى شوند. يك بخش ديگر اين توافقنامه شامل كتاب هايى مى شود كه چاپ آنها تمام شده و ناشر علاقه اى به چاپ دوباره آنها ندارد. گوگل كه ابتدا كار خود را با اسكن كردن اين كتاب ها شروع كرده بود و خود را محق مى ديد كه به دليل نبودن مدعى خصوصى به سراغ آن ها برود، توافق كرد تا اسكن كردن اين آثار را به مدت ۵ سال به تعويق بياندازد تا شايد مدعيان حقوق نشر اين آثار پيدا شوند. علاوه بر اين گوگل مى تواند بر مبناى توافقى كه در ماه شهريور با انجمن ناشران آمريكا صورت داده بود، با واگذار كردن حق ۶۷ درصدى امتياز نشر كتاب هاى اين انجمن و محاسبه ۳۷ درصد براى خودش به اسكن كردن اين آثار ادامه دهد. قرار است اين دادگاه جزييات بيشترى از اين توافق را تا اوايل سال ۲۰۱۰ روشن كند.
يك داستان خانوادگى برنده جايزه ۲۰ هزار يورويى
«كلمنس جى زتس» نويسنده اتريشى به خاطر نگارش رمان «فركانس ها» به عنوان برنده جايزه ادبى سال ۲۰۱۰ شهر برمن آلمان معرفى شد. اين جايزه كه از سوى بنياد «رودولف الكساندر شرودر» اهدا مى شود ۲۰ هزار يورو ارزش دارد. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از خبرگزارى آلمان، اين رمان داستان باورنكردنى يك پدر و پسر است كه با تسلط زبانى و با زيركى و در عين حال سادگى نوشته شده است. در عين حال اين اثر به شكلى دقيق و بى رحمانه داستان يك خانواده را به تصوير كشيده است. «زتس» كه در سال ۱۹۸۲ در شهر«گراتس» متولد شده، در رشته هاى زبان شناسى و رياضيات تحصيل كرده است. وى همچنين به كار ترجمه نيز مى پردازد و عضو موسس گروه ادبى «پلت فورم» است. او در سال ۲۰۰۷ رمان «پسرها و سياره ها» را منتشر كرد و رمان «فركانس ها» دومين رمان وى به شمار مى رود. هيات داوران رمان «آقاى بلانس» كه نخستين اثر «گراف» نويسنده سوييسى است را شايسته كسب جايزه تشويقى ۶ هزار يورويى خود دانست. هردوى اين جوايز ۲۶ ژانويه در شهر برمن آلمان به برگزيدگان اهدا مى شود. به گفته هيات داوران، زبان وسوسه انگيز و واقع گراى «گراف»، يك كمدى را در تضاد ميان دنياى سفيد فكر و زندگى روزمره خالى از اتفاق بوجود آورده است. جايزه ادبى «برمن» در سال ۱۹۵۳ توسط بنياد «رودولف الكساندر شرودر» راه اندازى شد و «زيگفريد لنتس» و «اينگبورگ باخمن» از برندگان پيشين آن هستند. اين بنياد به نام شاعر و معمار اهل «برمن» كه از سال ۱۸۷۸ تا ۱۹۶۲ مى زيست، نامگذارى شده است. جايزه تشويقى اين بنياد نيز در سال ۱۹۷۷ پا به عرصه حيات نهاده و هزينه آن را مركز بيمه عمومى شهر برمن تامين مى كند.
كلاس هاى داستان نويسى زنوزى جلالى در سراى اهل قلم
آيينه هنر: فيروز زنوزى جلالى از هفته آينده در سراى اهل قلم كلاس هاى داستان نويسى برگزار مى كند. فيروز زنوزى جلالى از دوشنبه(۲ آذر) در سراى اهل قلم كلاس هاى داستان نويسى برگزار مى كند. اين كلاس ها هر دوشنبه از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در سراى اهل قلم، واقع در خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبى، كوچه خواجه نصير، شماره ۲ تشكيل مى شوند. كتاب «قاعده بازى» اين نويسنده سال گذشته شايسته تقدير در بخش ادبيات داستانى اولين دوره جايزه ادبى جلال آل احمد شد.
در انتظار معرفى برنده جايزه ادبى جلال آل احمد
دومين جايزه جلال آل احمد امسال برخلاف نخستين دوره برگزيده دارد كه علاوه بر دريافت تنديس و لوح سپاس، ۱۱۰ سكه بهار آزادى را با خود به خانه مى برند. على شجاعى صائين مديرعامل خانه كتاب- موسسه برگزاركننده اين جايزه ادبى با اعلام اين خبر به مهر گفت: «جايزه امسال در كنار شايستگان تقدير، برگزيده يا برگزيده هايى نيز خواهد داشت.» بر اساس آئين نامه اين جايزه ارزش جوايز نفرات اول هر كدام از رشته ها، نشان جلال آل احمد به همراه ۱۱۰ سكه بهار آزادى است. انتخاب آثارى به عنوان برگزيده و اهداء اين مبلغ به پديدآورندگان آنها در دومين دوره اين جايزه، در حالى صورت مى گيرد كه سال گذشته نخستين دوره اين جايزه در شرايطى به كار خود پايان داد كه هيچ نويسنده و پژوهشگرى در آن برگزيده نشد و هيأت داوران آن تنها به معرفى پنج اثر «تقدير شده» اكتفا كردند كه جايزه هر كدام از آنها ۲۵ سكه بهار آزادى بود. اين مقام مسئول در برپايى گرانترين جايزه فرهنگى تاريخ ايران، با ذكر جزئياتى ديگر از مراسم اين جايزه، افزود: «دومين جايزه جلال آل احمد از ساعت ۱۵ تا ۱۷ روز دوشنبه دوم آذر همزمان با روز تولد جلال آل احمد در تالار وحدت تهران برگزار مى شود.»
برپايى نمايشگاه گروهى نقاشى در نگارخانه شيرين
نگارخانه «شيرين» با نمايشگاه گروهى نقاشى و نگارخانه دى با نقاشى هاى «طاهره صمدى طارى» فعاليت هاى خود را در هفته هاى آينده پى مى گيرند. نمايشگاه گروهى نقاشى با آثارى از شاهپرى بهزادى، هما بذرافشان، پونه جعفرى نژاد، ترانه خسروشاهى، رامتين زاد، على سلطانى، دلبر شهباز، فرشيد شفيعى، معصومه عبيرى نيا،مانى غلامى، على قائمى، اليكا ابراهيمى قاجار، شيرين قندچى، گلناز قديرى، فربد مرشدزاده، رايكا ميلانيان و عادل يونسى از ۲۹ آبان ماه در گالرى شيرين افتتاح مى شود. اين نمايشگاه تا روز چهارشنبه ۱۱ آذر ادامه دارد و علاقه مندان مى توانند همه روزه از ساعت ۱۶ تا ۲۰ از اين كارها ديدن كنند. گفتنى است: نگارخانه دوشنبه دوم آبان و شنبه هفتم آبان تعطيل است. به گزارش ايسنا، همچنين نمايشگاه نقاشى هاى «طاهره صمدى طارى» نيز از ۲۹ آبان تا پنجم آذر ماه سال جارى در گالرى دى برپا مى شود. علاقه مندان مى توانند از ساعت ۱۶ تا ۲۰ و دوشنبه ها و پنج شنبه ها از ساعت ۱۱ تا ۲۰ از اين آثار ديدن كنند. نگارخانه دى در نياوران ابتداى پاسداران تنگستان چهارم ناز يك بن بست ترانه پلاك ۳ واقع شده است.
گراميداشت ياد مرتضى مميز با برپايى نمايشگاه چاقو در آب
به بهانه چهارمين سالروز درگذشت زنده ياد «مرتضى مميز»، نمايشگاهى با عنوان «چاقو در آب» از روز اول آذر ماه در نگارخانه «مميز» خانه هنرمندان ايران برپا مى شود. اين نمايشگاه كه مجموعه اى از عكس و پوسترهاى مرتضى مميز است،روز يك شنبه- اول آذر ماه- ساعت ۱۷ در نگارخانه مميز افتتاح مى شود و تا روز جمعه- ششم آذر ماه- ادامه دارد. چهل وپنج سال تلاش بى وقفه در عرصه گرافيك معاصر ايران، ايجاد تشكل حرفه اى طراحان گرافيك، خلق فضاهاى جديد طراحى، مديريت هنرى و گرافيكى بسيارى از نشريات معتبر ايران، طراحى صحنه و مطرح ساختن گرافيك ايران در صحنه هاى بين المللى و بالاخره تدريس و... از مميز چهره اى منحصربه فرد و فراتر از مرزهاى ايران ساخت. به گزارش ايسنا،زنده ياد «مرتضى مميز» به دليل ابتلا به بيمارى سرطان پروستات و عوارض ناشى از آن، دقايقى پيش از نيمه شب شنبه- چهارم آذر ۸۴ درگذشت.