|
|
|
|
|
بهروز وحيدى آذر، رهبر اركستر مجلسى جوانان:
|
|
قباد آذر آيين:
|
|
فيروز زنوزى جلالى:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بهروز وحيدى آذر، رهبر اركستر مجلسى جوانان:
شرايط صدور مجوز كنسرت دست و پا گيرتر از هميشه است
|
|
|
تعداد مجوزهاى برگزارى يك كنسرت زياد شده به طورى كه براى پوستر يك كنسرت مجوزدار نيز مجوز جداگانه صادر مى شود . رهبراركستر مجلسى جوانان با بيان اين مطلب به مهر گفت:«اين روزها آنقدر تعداد اين مجوزها زياد شده و آنقدر موسيقيدان ها وقت و انرژى خودشان را براى چنين مسائلى صرف مى كنند كه ديگر رمقى براى اجراى مطلوب خود برنامه باقى نمى ماند. بهروز وحيدى آذر در ادامه افزود:« براى برگزارى خود كنسرت، براى تك تك قطعات، براى سالن، براى فيلمبردارى و حالا هم براى پوستر برنامه بايد دنبال مجوز بدويم. البته اركستر مجلسى جوانان تنها قرار است موسيقى بدون كلام اجرا كند وگرنه مى بايست براى خود اشعار نيز مجوز مى گرفتيم.» وى همچنين تصريح كرد:« من گمان مى كنم كه اساسا نگاهى كه به موضوع برگزارى برنامه هاى هنرى وجود دارد نگاه اشتباهى است چرا كه اين نوع برخورد با هنرمندانى كه تنها قصد اجراى موسيقى دارند و كار آنها شناخته شده است شيوه درستى نيست.» وحيدى آذر گفت: «تقريبا اكثر قريب به اتفاق كسانى كه در ايران كنسرت برگزار مى كنند براى دست اندركاران حوزه موسيقى آدم هاى شناخته شده اى هستند و واقعا قصدى به جز برگزارى كنسرت را دنبال نمى كنند؛ اينكه هنرمند تا روز آخر به فكر كسب انواع و اقسام مجوزها باشد آنقدر شرايط را غير قابل تحمل كرده است كه بسيارى از اين دوستان قيد برگزارى كنسرت در ايران را زده اند و فقط در خارج از كشور و بدور از همه اين فشارهاى روانى كنسرت هايشان را برگزار كنند.»رهبر اركستر مجلسى جوانان در ادامه با اشاره به نوع نگاه مسئولان حوزه موسيقى به هنرمندان اين عرصه افزود:« شايد مسئولان براى تعيين هر كدام از اين مجوزها حسن نيت داشته باشند اما اين راه همراهى مسئولان با جامعه هنرى نيست؛ اين دوستان به جاى ايجاد نگاهى پر از سوءظن به هنرمندان داشته باشند بايد نگاهشان به جامعه هنرى همراه با حسن نيت باشد.» وى همچنين ضمن پرداختن به موضوع اقتصاد موسيقى در ايران تصريح كرد:« در هنرستان ها و دانشگاه هاى هنرى معتبر در كشورهاى پيشرفته درسى به نام اكونومى تدريس مى شود كه به اقتصاد هنر اختصاص دارد؛ از جمله موارد اين درس پرداختن به بحث تبليغات برنامه هاى هنرى است. متاسفانه تنها چيزى كه در برنامه هاى هنرى مورد غفلت دوستان دست اندركار قرار مى گيرد موضوع تبليغات كنسرت ها است.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
قباد آذر آيين:
دولت، افراد را در حوزه فرهنگ، آزاد بگذارد
كنار كشيدن برخى نويسندگان از جايزه دولتى جلال آل احمد، اين شائبه را ايجاد كرد كه دولت در بخش دولتى كمك هاى بيشترى به حوزه فرهنگى و كتاب مى كند. قبادآذر آيين يكى از نويسندگانى كه از شركت در جشنواره كتاب سال جلال آل احمد انصراف داده است ،در رابطه با حمايت هاى دولت ازجشنواره هاى بخش دولتى گفت: «در شرايطى كه دولت بخواهد همه چيز را در قبضه خود بگيرد اين كار نيز بسيار طبيعى است كه در حوزه فرهنگى هم اين تسلط را خواهد داشت.» وى افزود: «اگر دولت در مقوله فرهنگى آزادى كامل را بدهد تا هر كسى كار خود را انجام دهد. طبيعتا اين استثنا بين بخش دولتى و خصوصى ايجادنمى شود. گرچه اين انتظار قابل قبولى نيست اما منطقى اين است كه دولت در اين حوزه افراد را آزاد بگذارند.» به گزارش ايلنا، وى كه از جايزه ادبى جلال آل احمد انصراف داده است در اين باره گفت: «براى جوايز خصوصى حتى محلى در اختيار نمى گذارند ولى به سادگى تالار وحدت در اختيار بخش دولتى قرار مى گيرد.» آذر آيين احترام خود را نسبت به جلال آل احمد به عنوان پيشكسوت بيان كرد و گفت: «هر چند او استاد ما بوده و احترام او هميشه براى ما واجب است ولى در اين مراسم شركت نخواهم كرد و با همه اصرارى كه مسئولان دارند اگربرنده هم بشوم جايزه را نخواهم گرفت.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فيروز زنوزى جلالى:
بعد مالى يك جايزه ادبى،از با اهميت ترين ابعاد آن است
فيروز زنوزى جلالى، تقديرشده نخستين دور جايزه ادبى جلال، جايزه اى مانند جايزه جلال را اعتبارى مادى و معنوى براى ادبيات در سال هاى اخير دانست و برپايى اين جشنواره را به لحاظ بعد مالى و حساسيت داورى، مانند چراغى براى اهالى قلم خواند. فيروز زنوزى جلالى در پاسخ به سوالى مبنى بر وجوه تمايز جايزه ادبى جلال آل احمد در مقايسه با جوايز ادبى دولتى يا غير دولتى، گفت: «بعد مالى يك جايزه يكى از بااهميت ترين ابعاد آن است و اين موضوع در همه جاى دنيا براى نويسندگان و اهل قلم از اهميت برخوردار است.» به گزارش ايبنا، وى افزود: «جايزه اى مانند جلال، چراغى روشن براى اهل قلم است. چرا كه سنگينى جايزه مبنى بر سختى كار نوشتن و اهميت دادن به ادبيات است. البته واضح است كه حساسيت اين جايزه در گزينش هم بالا مى رود و در نتيجه كيفيت اثر ادبى نيز موضوع مهم ديگر چنين جايزه اى به شمار مى آيد.» اين داستان نويس در پاسخ به سوال ديگرى مبنى بركناره گيرى برخى از نويسندگان از اين جايزه خاطرنشان كرد: «نويسنده نمى تواند براى اثرى كه منتشر كرد، خط و نشان بكشد. خيلى ها نقد كتابشان را هم نمى پذيرند و براى منتقد هزار جور خط و نشان مى كشند. شايد نويسنده اى اثرش را ضعيف مى داند يا از قبل، به گونه اى از برگزيده نشدن خود مطلع است.» زنوزى جلالى تصريح كرد: «نويسنده نمى تواند كتابش را بعد از انتشار در كشوى ميزش بگذارد؛ يعنى وقتى يك اثر وارد جامعه مى شود، نويسنده نمى تواند روى آن خط بكشد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برپايى مراسم پايانى جايزه جلال آل احمد
دومين جايزه جلال آل احمد عصر امروز، دوشنبه دوم آذرماه با معرفى برگزيدگان برگزار مى شود. تالار وحدت تهران همزمان با روز تولد جلال آل احمد امروز از ساعت ۱۳ تا ۱۵ ميزبان اختتاميه دومين جايزه ادبى جلال آل احمد است. در اين مراسم برگزيدگان جايزه جلال در بخشهاى داستانى بلند و كوتاه، تاريخ نگارى و مستندنگارى، نقد ادبى معرفى و جوايز خود كه شامل تنديس و لوح سپاس، ۱۱۰ سكه بهار آزادى است دريافت خواهند كرد. اين جايزه همچنين شايستگان تقدير خود را معرفى و تجليل خواهد كرد. به گزارش مهر، در اين مراسم از سيمين دانشور همسر جلال آل احمد نيز براى حضور دعوت شده است كه در صورت مساعد بودن حالش در اين مراسم حاضر خواهد شد. جايزه جلال در دومين دوره برپايى داراى يك بخش جنبى نيز هست كه در اين بخش نيز برگزيدگان معرفى خواهند شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تعطيلى مجموعه تئاترشهر در سوگ شهادت امام محمدباقر (ع)
آيينه هنر: اجراهاى پنج تماشاخانه مجموعه تئاترشهر ، سوم آذرماه به مناسبت شهادت امام محمد باقر (ع)، متوقف مى شود و چهارشنبه چهارم آذرماه اجرا ها از سر گرفته مى شود. مجموعه تئاترشهر با اجراى پنج اثر نمايشى در تماشاخانه هاى خود، پذيراى تماشاگران است كه سه شنبه سوم آذر ماه به مناسبت همزمانى با شب شهادت امام محمد باقر (ع) تعطيل است. تماشاخانه اصلى مجموعه تئاترشهر از ۴ آذر ماه پذيراى نمايش «فيروزه» است كه با نويسندگى و كارگردانى بهزاد فراهانى، هر روز ساعت ۳۰ ۱۸:به مدت ۱۸۰ دقيقه و با قيمت بليت هفت هزار تومان اجرا مى شود. همچنين نمايش «سوگ سياوش» نوشته صادق هاتفى و با كارگردانى سياوش تهمورث از سوم آذر ماه هر روز ساعت ۱۹:۳۰ به مدت ۸۰ دقيقه و با قيمت بليت شش هزار تومان در تماشاخانه چهارسو اجرا مى شود و نمايش «من حرفى ندارم، دونبالشو نگير» نوشته فرهاد نقدعلى و كارگردانى آشا محرابى از ابتداى آذر ساعت ۱۹ به مدت ۷۵ دقيقه و با قيمت بليت پنج هزار تومان در تماشاخانه سايه به اجرا رفته است. تماشاخانه قشقايى مجموعه تئاترشهر نيز درحال حاضر پذيراى نمايش «جن گير» نوشته و كار كوروش نريمانى است كه هر روز ساعت ۱۹ به مدت ۷۵ دقيقه و با قيمت بليت پنج هزار تومان اجرا مى شود و نمايش عروسكى «رومئو و ژوليت» نوشته و كار هادى حجازى فر هر روز ساعت ۱۸ به مدت ۵۵ دقيقه و با قيمت بليت چهار هزار تومان در كارگاه نمايش اجرا مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اجراى قطعات كلاسيك توسط اركستر و گروه آوا
آيينه هنر: اركستر و گروه كر آوا به رهبرى سيناخير آبادى ۵ و ۶ آذر در مركز فرهنگى هنرى برج آزادى به روى صحنه مى رود. اين كنسرت از ساعت ۱۸ روزهاى ياد شده در سالن مولتى ويژن اين مجموعه و توسط اركسترى ۷۰ نفره برگزار خواهد شد. اركستر آوا قرار است در اين كنسرت قطعاتى از ساخته هاى روح ا... خالقى، كارل ارف، موتزارت، باخ، چايكوفسكى، ديميترى شوستاكوويچ و چند قطعه محلى ايرانى و روسى را اجرا كند. از جمله قطعات اين برنامه مى توان به«اى ايران»، «آن روزها كه گذشت»، «در مسير باد»، «فورتونا»، «چشم سياه»، «درياچه قو»،«سارى گلين»، «بهار»، «كانفوتاتيس»، «لاكريموسا»، «وريس» و «تمپوس» اشاره كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فراخوان بخش پژوهشى جشنواره موسيقى فجر
آيينه هنر: پژوهشگران حوزه موسيقى تا ۳۰ دى ماه فرصت دارند آثار خود را به دبيرخانه جشنواره موسيقى فجر ارسال كنند. ستاد برگزارى بيست و پنجمين جشنواره بين المللى موسيقى فجر فراخوان مقاله بخش پژوهشى اين جشنواره را منتشر كرد. طبق اين فراخوان در جشنواره موسيقى فجر امسال قرار است سلسله نشست هاى پژوهشى برگزار شود و پژوهشگران حوزه موسيقى مى توانند براى شركت در اين نشست ها مقالات خود را باموضوعات «اثرات متقابل فرهنگ موسيقى در كشورهاى عضو اكو»، «ديدگاه كشورها منطقه اكو نسبت به تاثير و تاثر از موسيقى مغرب زمين»، «وجوه مشترك ساختار موسيقى بومى در موسيقى ملى كشورهاى عضو اكو»، «امكانات همكارى براى ارتقاء فرهنگ موسيقى در كشورهاى عضو اكو» و «موسيقى و اولويت هاى فرهنگى در كشورهاى عضو اكو» به دبير خانه اين جشنواره ارسال كنند. پژوهشگران علاقمند مى بايست مقالات خود را به صورت تايپ شده بر روى سى دى در كمتر از ۱۵ صفحه به دبيرخانه ارسال كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آقاى مدير
هنوز برف اول نباريده بود كه يك روز عصر، معلم كلاس چهار رفت زير ماشين. زير يك سوارى. مثل همه عصرها من مدرسه نبودم. دم غروب بود كه فراش قديمى مدرسه دم در خونه مون، خبرش را آورد. كه دويدم به طرف لباسم و تا حاضر بشوم، مى شنيدم كه دارد قضيه را براى زنم تعريف مى كند. ماشين براى يكى از آمريكايى ها بوده. باقيش را از خانه كه درآمديم برايم تعريف كرد. گويا يارو خودش پشت فرمون بوده و بعد هم هول شده و در رفته. بچه ها خبر را به مدرسه برگردانده اند و تا فراش و زنش برسند، جمعيت و پاسبان ها سوارش كرده بودند و فرستاده بودند مريض خانه. به اتوبوس كه رسيدم، ديدم لاك پشت است. فراش را مرخص كردم و پريدم توى تاكسى. اول رفتم سراغ پاسگاه جديد كلانترى.تعاريف تكه و پاره اى از پرونده مطلع بود. اما پرونده تصريحى نداشت كه راننده كه بوده. اما هيچ كس نمى دانست عاقبت چه بلايى بر سر معلم كلاس چهار ما آمده است.كشيك پاسگاه همين قدر مطلع بود كه در اين جور موارد «طبق جريان ادارى» اول مى روند سر كلانترى، بعد دايره تصادفات و بعد بيمارستان. اگر آشنا درنمى آمديم، كشيك پاسگاه مسلماًَ نمى گذاشت به پرونده نگاه چپ بكنم. احساس كردم ميان اهل محل كم كم دارم سرشناس مى شوم و از اين احساس خنده ام گرفت.ساعت ۸ دم در بيمارستان بودم، اگر سالم هم بود حتماً يه چيزيش شده بود. همان طور كه من يه چيزيم مى شد. روى در بيمارستان نوشته شده بود: «از ساعت ۷ به بعد ورود ممنوع». در زدم. از پشت در كسى همين آيه را صادر كرد.
ديدم فايده ندارد و بايد از يك چيزى كمك بگيرم. از قدرتى، از مقامى، از هيكلى، از يك چيزى. صدايم را كلفت كردم و گفتم: «من...» مى خواستم بگويم من مدير مدرسه ام. ولى فوراً پشيمان شدم. يارو لابد مى گفت مدير كدام مدرسه كدام سگى است؟ اين بود با كمى مكث و طمطراق فراوان جمله ام را اين طور تمام كردم:
- «... بازرس وزارت فرهنگم.»
كه كلون صدايى كرد و لاى در باز شد.
* جلال آل احمد
پاره اى از داستان «مدير مدرسه»
|
|
|
|
|
|
|
|