|
مشكلات پيش روى روسيه و اتحاديه اروپا
|
|
|
روابط روسيه و اتحاديط اروپا كه به ويژه پس از جنگ اوت ۲۰۰۸ در گرجستان و اختلافات گازى ميان مسكو و كى يف و مشكلات تالى آن وارد دوره اى از ركود شده، همچنان در فضاى احتياط و ترديد دنبال مى شود. در همين راستا تلاش هايى از سوى طرفين براى ايجاد تحرك در اين روابط انجام شده كه ديدار مدودف با رئيس دوره اى اين نهاد از آن جمله است. با وجود اين تلاش ها، كارشناسان و سياستمداران روابط روسيه با اتحاديه اروپا را با چالش ها و مشكلاتى مواجه مى دانند كه رفع آنها نياز به تعامل نزديك تر طرفين دارد. به گزارش ايراس، ويكتور بارانوف، رئيس اتحاديه توليد كنندگان مستقل گاز روسيه در اين خصوص بر اين بارو است كه «بهتر است گفته شود كه اروپا به خاطر سياست خود مشكلات دارد. اروپا طى مدت زيادى سعى مى كرد اوكراين را به كشور ترانزيتى مستقلى تبديل كند. در همين راستا، قرار بود كنسرسيومى براى اداره شبكه خط لوله اين كشور ايجاد شود، ولى بالاخره نه كنسرسيوم تشكيل شد و نه پول كافى در اختيار اوكراين گذاشته شد. همين امر براى اروپايى ها مشكلات به وجود آورد. البته، هزينه هاى روسيه نيز بالا رفته و اين كشور مجبور به ساخت خطوط لوله جريان شمالى و جريان جنوبى شده است. ولى در مجموع، اين مسأله روسيه نيست، بلكه مسأله اروپاست. روسيه حاضر است گاز را به مقادير لازم بر اساس قراردادهاى از قبل منعقد شده بفروشد. منشور انرژى هم كه يك سند سؤال بر انگيز است، در اروپا طراحى شد. ما نمى توانيم به خاطر منافع آن ها اقتصاد خود را بازسازى كنيم و از خير منافع خود بگذريم. اگر يك سند مشترك انرژى روسى- اروپايى تدوين شود، بايد با منافع طرفين در آن مطمح نظر قرار گيرد. كسى حق ندارد شرايط خود را به ما تحميل كند. سميون باگداساروف، عضوى كميته امور بين الملل دوما و عضو فراكسيون حزب «عدات روسيه» در اين خصوص بر اين باور است كه؛ اولا، تصويب نهايى پيمان ليسبن و انتخاب رئيس جمهور و وزير امور خارجه اتحاديه اروپا باعث مى شود كه يك دولت متحد به وجود آيد. اين امر براى روسيه سيگنالى مهم و جدى است، مبنى بر اينكه اين كشور با يك همسايه با جمعيت ۵۰۰ ميليون نفرى روبرو خواهد شد. اقتصاد اين كشور از روسيه نيرومندتر است و برنامه هاى آن فضاى شوروى سابق را نيز در بر مى گيرد. اروپايى ها سعى مى كنند هم در بلاروس، اوكراين و قفقاز جنوبى و هم در آسياى مركزى، منطقه اى با مواد طبيعى سرشار، نفوذ داشته باشند. در اين اثنا بايد وجود همسايگانى چون چين (امپراطورى نيرومند)، ايالات متحده (كشورى كه از ويژگى هاى امپراطورى را دارا است)، تركيه (اردوغان مرتبا بر احياى امپراطورى عثمانى تأكيد مى كند) و ايران (رسانه هاى گروهى غرب افزايش توان اين كشور را به احياى امپراطورى پارس تشبيه مى كنند) را در نظر بگيريم. ولى ما كشورى با سرزمين بزرگ، ولى جمعيت ۱۴۶-۱۴۵ ميليونى هستيم. اگر ما در گذشته مى توانستيم روى اختلاف نظر بين بعضى كشورها حساب كنيم، هم اكنون اين كار دشوارتر خواهد شد. ما بايد سياست خارجى خود را به گونه اى تنظيم كنيم كه جوابگوى مقتضيات زمان باشد. طرز تفكر امپراطورى نيرومند و سالم بايد اساس آن را تشكيل دهد. ما بايد منافع خود را بهتر بشناسيم و در صورت گذشت به اتحاديه اروپا در زمينه افغانستان (مسأله ترانزيت و كمك هاى ديگر) بايد شرط شديدى در مورد فضاى شوروى سابق مطرح كنيم. آندرانيك ميگرانيان، عضو كميسيون توسعه اقتصادى تالار اجتماعى روسيه نيز در اين باره معتقد است؛ مسأله اول، وابستگى انرژتيك اروپا به روسيه و تأكيد اروپا بر امضاى منشور انرژى توسط مسكو است. از سوى ديگر، مسأله امنيت وجود دارد. غير از اين دو مسأله، مسايل ديگرى در روابط دو كشور مهم به نظر نمى رسد. اگر به آينده بنگريم، معلوم مى شود كه با راه اندازى خطوط لوله جريان شمالى و جريان جنوبى و اجتناب از ترانزيت منابع انرژى از طريق كشورهاى ثالثش، از شدت و حساسيت مسايل مرتبط با انرژى كاسته خواهد شد. با اين وجود، مسأله امنيت با تغييرات در كاركردهاى ناتو ارتباط دارد و به همين دليل من در اين زمينه خوشبين نيستم. البته چندى پيش زبيگنو برژينسكى پيشنهاد كرد كه ناتو با سازمان پيمان امنيت جمعى و سازمان همكارى هاى شانگهاى قراردادى منعقد كند كه به وسيله آن ساختار مشترك جديدى ايجاد شده و مسأله «خطوط حائل» در اروپا برطرف شود. البته، كشورهاى بالتيك، اكراين و لهستان اولين مخالفان اين طرح بوده اند.
|