نسخه
PDF
شماره ۶۰۳۴ - ۸ آذر ۱۳۸۸ - - ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
چشم اروپايى ها به ثروت اعراب
003516.jpg
طبيعى است كه بحران اقتصادى جهانى اميرنشين هاى حاشيه خليج فارس را نيز تحت تاثير قرار داده و آنها نيز خسارت هاى كلان متحمل شده اند. ولى شيوخ خليج فارس نگاه به سوى آينده دارند و ويژگى اين كشورهاى كوچك آن است كه قصد دارند خود را از وابستگى به اقتصاد تك محصولى برهانند. به گزارش ديپلماسى ايرانى: قطر به سرعت خود را براى پيشرفت و توسعه آماده مى كند. در همين راستا اين كشور قراردادى با آلمان به امضا رسانده كه در نوع خود بى بديل است. قراردادى براى توسعه راه آهن كشور كه مى تواند نه تنها بر توسعه قطر بلكه بر توسعه خاورميانه نيز موثر باشد. شركت عظيم راه آهن آلمان (Deutsche Bahn) در چارچوب سياست گسترش فعاليت هاى اقتصادى بين المللى خود بزرگترين قرارداد در تاريخ اين شركت را به امضا رساند. به گزارش دويچه وله، روديگر گروبه مديرعامل كنسرن راه آهن آلمان روز ۲۲ نوامبر قراردادهاى مربوط به احداث يك شبكه  سراسرى حمل ونقل ريلى براى قطر را در دوحه پايتخت اين كشور امضا كرد. امارات عربى قصد دارد براى اجراى اين پروژه  شبكه  حمل ونقل مسافر و كالا ۱۷ ميليارد يورو سرمايه گذارى كند. بر اساس پيش بينى ها اين پروژه دربرگيرنده احداث شبكه ۳۰۰ كيلومترى متروى زيرزمينى براى دوحه پايتخت قطر، يك مسير ۱۸۰ كيلومترى تا بحرين براى قطارهاى سريع السير با سرعتى تا ۳۵۰ كيلومتر در ساعت و نيز يك شبكه  ۳۲۵ كيلومترى ريلى براى حمل  ونقل كالا خواهد بود. در حضور پتر رامزاوئر وزير راه  و ترابرى و شيخ حمد جاسم بن جابر آل ثانى رئيس دولت قطر تأسيس شركت توسعه  ريلى قطر به امضاى مديرعامل شركت راه آهن آلمان رسيد. شركت راه آهن آلمان با ۴۹ درصد در اين شركت سهيم است و ۵۱ درصد مابقى را كنسرن دولتى قطرى داير در دست دارد. شركت توسعه ريلى قطر مسئوليت احداث سيستم ريلى و تمامى طراحى و اجراى اين پروژه را برعهده دارد. به گفته گروبه مدير عامل شركت راه آهن آلمان اين قرارداد مى تواند به ايجاد و حفظ فرصت هاى شغلى در آلمان يارى رساند. در دوحه قرار است چهار خط متروى زيرزمينى با ۹۸ ايستگاه احداث شود. شركت راه آهن آلمان اعلام كرد كه مشاركت در احداث شبكه  ريلى قطر از نظر راهبردى اهميت بسيار دارد و موفقيت در پروژه حاضر، وجه و جايگاه شركت راه آهن آلمان را ارتقا خواهد بخشيد. بر اساس داده ها فقط هزينه طراحى شبكه  ريلى در قطر بالغ بر ۷۰۰ ميليون يورو مى شود. براى زيرساخت ها ۱۴ ميليارد يورو در نظر گرفته شده است. در اينجا نيز كنسرن هاى ساختمانى بزرگ و سرشناس آلمانى مانند هوخ تيف به گرفتن قراردادهايى اميد بسته اند. شركت زيمنس براى مثال مى تواند قراردادى به ارزش دو ميليارد يورو براى ارسال واگن هاى قطار دريافت كند. هارتموت مدورن مديرعامل پيشين شركت راه آهن آلمان نام اين شركت هاى آلمانى را از پيش برده بود زيرا او چندين سال براى پيشبرد اين پروژه تلاش كرده بود. شركت راه آهن آلمان قرار است خود مسئوليت احداث ريل  ها را برعهده گيرد. با آغاز بحران اقتصاد جهانى نام كشورهاى حاشيه نشين خليج فارس بر سر زبان ها افتاده است. سرمايه هاى هنگفت اميرنشين هاى عربى مى توانست تزريق نجات بخشى براى اقتصاد كشورهاى صنعتى پيشرفته و اقتصاد جهانى باشد. امروزه شيوخ عرب با سرمايه گذارى هاى كلان و خريد سهام در مراكز شركت هاى عظيم آلمانى مانند دايملر بنز يا بانك هايى چون كرديت سوئيس و شركت ساخت تأسيساتى مانند MAN-Ferrostaal چشم هاى اروپايى ها را به خود خيره كرده اند. نخست وزير قطر در اين زمينه مى گويد: «ما درازمدت فكر مى كنيم. اگر شاخص بورس و سهام سقوط كند، ما سهام خود در شركت ها را افزايش مى دهيم. ما هم در مورد بانك كرديت سوئيس اين گونه عمل كرديم و هم در مورد ديگر شركت ها.» شيوخ حاشيه  خليج فارس پول هاى هنگفتى را براى ساخت و گسترش فرودگاه ها و بنادر مدرن خود سرمايه گذارى مى كنند. آنچه آنها كم داشتند، يك شبكه  مدرن حمل ونقل، اشخاص و كالا بوده كه احداث آن نيز به شركت هاى آلمانى سپرده شده است. اين شبكه مى تواند از معضلات آنها بكاهد و مشكلاتى مانند خودروهاى كوچك و كاميون هاى زياد را كه به عامل آلودگى هوا تبديل شده  اند، رفع كند. شيوخ خليج فارس در مورد آنچه به سرمايه گذارى مربوط مى شود، با شهامت عمل مى  كنند. يك چيز براى آنها مشخص است. منابع طبيعى نفتى طى دهه هاى آينده رو به تقليل خواهد گذارد. اين امر اميران خليج فارس را از مدت ها پيش به تأمل واداشته است. آنان قصد دارند، تمام ظرفيت هاى خود را به محورى براى انتقال كالا ميان اروپا و آمريكا از يك سو و آسيا از سوى ديگر بدل كنند. چندى پيش در دبى مدرن ترين خط متروى جهان گشايش يافت و امروز بزرگترين فرودگاه جهان در دست ساخت است. طبيعى است كه بحران اقتصادى جهانى اميرنشين هاى حاشيه خليج فارس را نيز تحت تاثير قرار داده و آنها نيز خسارت هاى كلان متحمل شده اند. ولى شيوخ خليج فارس نگاه به سوى آينده دارند و ويژگى اين كشورهاى كوچك آن است كه قصد دارند خود را از وابستگى به اقتصاد تك محصولى برهانند.
مذاكره على يف و سارك سيان براى گره كور قره باغ
003519.jpg
تقسيم بندى مرزى بين كشورهاى به جا مانده از شوروى سابق، مشكلات زيادى را برايشان به جا گذاشته و در واقع آسياى مركزى و قفقاز هميشه سرگردان بين اين يا آن امپراطورى بوده است. با نيم نگاهى به رويدادهاى۲۰۰ سال گذشته متوجه مى شويم كه بخشهاى اصلى قفقاز جنوبى و همچنين داغستان تا دوره قاجاريه جزء خاك ايران بود، اما در زمان فتحعلى شاه طى جنگهاى ايران و روس از ايران جدا شد و به روسيه تزارى پيوست، سپس نصيب شوروى شد و بعد از آن نيز به اسقلال رسيد. در واقع اين ميراث از تزارها به حكومت شوراها غلطيد و پس از آن نيز كه استقلال خود را به دست آورد با مشكلات سرزمينى و قوميتى شديد مواجه شد كه امروز گريبان بسيارى از آنها را گرفته است. جدال سرزمينى آذربايجان و ارمنستان تنها يك نمونه از آنها است. به گزارش ايراس اين دست به دست شدن سرزمينى در قفقاز باعث شده تا قوميت هاى فراوانى در آن پرورش پيدا كنند. اگر كل قفقاز شمالى و جنوبى را در نظر بگيريم قوميت هاى فراوانى همچون «آذرى، ارمنى»، گرجى، روسى، كردى، تالشى، آبخازى، لزگى، چركسى، مغولى، اوستى، تركى، يونانى، تاتى، تاتارى، آوارى، چچنى، اينگوشى، كاباردينو، بالكاريا، تبرسانى و چند مورد كوچك ديگر را مى توان در آن ديد كه اگر خطوط مرزها كمى اين سو و آن سو شود درگيرى هاى قوميتى و ملى را به بار خواهد آورد. آنچه كه امروز بين آذربايجان و ارمنستان وجود دارد، به ويژه تهديدات نظامى اخير از ناحيه آذربايجان عليه ارمنستان و در مقابل واكنش هاى تند مقامات ايروان عليه باكو، برآمده از همين اختلافات مرزى و قوميتى است كه از تقسيمات مرزى دوره شوروى ايجاد شده و دو همسايه همجوار را به دو دشمن خونى تبديل كرده است.
تغيير تركيب جمعيتى مرزهاى مصنوعى
بر اساس تقسيمات ادارى شوروى سابق، قره باغ بخشى از جمهورى آذربايجان شمرده شد. در صورتى كه در اين منطقه ى ۲۷۰ كيلومترى اكثريت جمعيت با ارامنه بود. البته سياست آذرى زدايى در اين منطقه از دوره حاكميت كمونيست ها آغاز شد. چون قبل از جدايى قره باغ از ايران اكثر جمعيت آن را آذرى ها تشكيل مى دادند. به گونه اى كه در سال ۱۸۳۲ ميلادى (تنها ۴ سال پس از عهدنامه تركمنچاى) ۸/۶۴ از مردم قره باغ آذربايجانى بودند اما سياست روسها براى اسكان ارامنه در اين منطقه منجر به تغيير تركيب جمعيتى شد. به شكلى كه از جمعيت ۱۹۲ هزار نفرى قره باغ در سال ۱۹۸۸ ميلادى ۷۶ درصد ارامنه و تنها ۲۳ درصد آذرى بودند بقيه نيز تركيبى از روس ها و كردها بودند. در زمان جنگ نيز كه از ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ طول كشيد همين تعداد اندك از مسلمانان آذربايجانى كه اكثريت آنها از شيعيان بودند آواره شده و به آذربايجان گريختند. در واقع از سال ۱۹۸۸ يعنى دوره اى كه زمزمه مى شد شوروى در حال فروپاشى و تقسيم اراضى است و قرار است قره باغ را به آذربايجان الحاق كند، نيروهاى ارمنى براى تصرف اين زمين ها دست به اسلحه بردند و سه سال پس از فروپاشى رسمى اتحاد جماهير شوروى با اعلام آتش بس آن را در اختيار گرفتند كه هنوز روح مليت آذرى در اين باره زخمى است. در اين جنگ ۶ ساله بيش از ۳۰ هزار نفر كشته و حدود يك ميليون نفر آواره شدند.
گره كور قفقاز جنوبى
ارمنستان و آذربايجان در سال ۱۹۹۴ نتوانستند به نتيجه نهايى برسند به همين دليل به يك آتش بس نيم بند اكتفا كردند. در اين سال قره باغ از آذربايجان جدا شد و در پى شناسايى بين المللى برآمد. اما هنوز هيچ كشورى به استثناى ارمنستان آن را به رسميت نشناخته است. قره باغ حتى در سازمان ملل نيز بخشى از خاك آذربايجان محسوب مى شود.از اين رو قره باغ به «گره كور باكو ايروان» تبديل شده است كه به روابط اين دو سايه افكنده است. هر از گاهى نيز سخنان تند هر يك از مقامات باعث مى شود تا زخم كهنه سر باز كند. با اين وجود هر دو كشور به دنبال راه حلى هستند تا قره باغ از وضعيت سرگردانى كنونى خارج شود به همين منظور دولتمردان آذرى ارمنى در سال جارى ميلادى هفت بار با يكديگر مذاكره كرده اند كه
آخرين بار در مونيخ آلمان رو در روى هم نشستند. اين نشست تكرارى و بى حاصل در كنسولگرى فرانسه در شهر مونيخ آلمان برگزار شد. در اين دور مذاكرات الهام على يف  و المار محمد ياروف، رئيس جمهور و وزير امور خارجه آذربايجان، سرژ سارك سيان و ادوارد نعلبنديان،  رئيس جمهور و وزير امور خارجه ارمنستان، به همراه نمايندگان گروه مينسك سازمان امنيت و همكارى اروپا (آمريكا، فرانسه و روسيه) شركت داشتند. موضوع مذاكرات دور هفتم همچون مذاكرات پيشين
درباره اوضاع كنونى قره باغ و ناگورنو و چشم انداز آينده آن بود. تفاوت موضوع مذاكره اين دوره با دوره هاى قبلى تنها چند واژه بود زيرا ماهيت بحث همانى بود كه طى حدود ۲۵ سال گذشته تكرار شده است. از اين رو نمى توان چشم انداز روشنى براى آن متصور بود. حتى اعضاى حاضر در جلسه نيز مى دانستند براى وصل كردن دو موضوع نچسب دور هم جمع شده اند و تنها نمايشى از رفتارهاى صلح جويانه را بازى مى كنند. شايد الهام على يف در اين باره شفاف تر از ديگران نظرات خود را بيان كرد و علنا گفت كه اميدى از اين نشست ندارد به همين خاطر اعلام كرد كه خود را براى جنگ با ارمنستان آماده مى كند. رئيس جمهور آذربايجان گفته بود در صورتى كه مذاكراتش با رئيس جمهور ارمنستان به نتيجه اى ختم نشود، جمهورى آذربايجان آماده است تا با استفاده از زور ناحيه قره باغ را پس بگيرد. وى تاكيد كرد كه آذربايجان نه امروز، نه فردا و نه ۵۰ سال ديگر راضى به واگذارى استقلال به قره باغ نخواهد شد. بالاترين مقام سياسى آذربايجان تنها يك روز قبل از نشست ۲۲ نوامبر در مونيخ تاكيد كرد كه در صورت شكست مذاكرات، گزينه ديگرى غير از «آزاد كردن سرزمين هايمان از راه نظامى» وجود نخواهد داشت. به نظر مى آيد چنين سخنانى به جز اينكه «ما همه مى دانيم اين مذاكرات به شكست خواهد انجاميد» معناى ديگرى نداشته باشد و الهام على يف به صراحت آن را اعلام كرد تا نشان بدهد در دنياى واقعيت به دنبال ژست ديپماتيك نمى گردد و نمى خواهد اداى يك سياستمدار مسالمت جو را در بياورد. على يف حتى براى ارمنستان خط و نشان كشيد و گفت كه ارتش ما نسبت به گذشته نيرومندتر شده است و اگر هزينه نظامى آذربايجان در سال ۲۰۰۳ ، ۱۶۳ميليون دلار بود، در سال ۲۰۰۸ به يك ميليارد و ۸۵۰ هزار دلار رسيده است و به دنبال اين هستيم تا در سال ۲۰۰۹ هزينه نظامى خود را افزايش دهيم. بر اساس همين سخنان بود كه بى بى سى تيتر زد: «آذربايجان ارمنستان را به حمله نظامى تهديد كرد».
نتيجه گيرى
قره باغ حتى قبل از فروپاشى شوروى نشان داد كه براى اختلاف افكنى بين دو كشور تازه به استقلال رسيده جمهورى آذربايجان و ارمنستان داوطلب خوبى است. اين ناحيه گره كورى را در قفقاز جنوبى ايجاد كرده است كه به نظر مى آيد نمى توان راه حل مشخصى را دست كم تا آينده قابل پيش بينى متصور بود. از اين رو هر لحظه از اين منطقه بوى باروت به مشام مى رسد زيرا اين زخم كارى براى آذربايجان به «حيثيت سياسى» و «ابروى ملى» تبديل شده است كه كوتاهى درباره آن هر دولتى را در آذربايجان به بى ارادگى و ناتوانى در بازگشت خاك از دست رفته به وطن متهم مى كند. در طرف ديگر قره باغ براى ارامنه رنگ قوميتى گرفته است. از اين رو ايروان هيچ علاقه اى براى از دست دادن اين خاك ندارد زيرا اگر چنين اتفاقى رخ بدهد قره باغ براى ارمنستان تبديل به يك «عقده قومى - ملى» مى شود. ارمنستان ممكن است با تركيه بر سر مساله نسل كشى ارامنه در جنگ جهانى دوم كنار بيايد اما با آذربايجان درباره موضوع قره باغ كنار نخواهد آمد. بنابراين به نظر مى آيد اين گره نه با دست باز مى شود نه با دندان، نه ديپلماسى مى طلبد و نه ستيز.