|
مذاكره على يف و سارك سيان براى گره كور قره باغ
|
|
|
تقسيم بندى مرزى بين كشورهاى به جا مانده از شوروى سابق، مشكلات زيادى را برايشان به جا گذاشته و در واقع آسياى مركزى و قفقاز هميشه سرگردان بين اين يا آن امپراطورى بوده است. با نيم نگاهى به رويدادهاى۲۰۰ سال گذشته متوجه مى شويم كه بخشهاى اصلى قفقاز جنوبى و همچنين داغستان تا دوره قاجاريه جزء خاك ايران بود، اما در زمان فتحعلى شاه طى جنگهاى ايران و روس از ايران جدا شد و به روسيه تزارى پيوست، سپس نصيب شوروى شد و بعد از آن نيز به اسقلال رسيد. در واقع اين ميراث از تزارها به حكومت شوراها غلطيد و پس از آن نيز كه استقلال خود را به دست آورد با مشكلات سرزمينى و قوميتى شديد مواجه شد كه امروز گريبان بسيارى از آنها را گرفته است. جدال سرزمينى آذربايجان و ارمنستان تنها يك نمونه از آنها است. به گزارش ايراس اين دست به دست شدن سرزمينى در قفقاز باعث شده تا قوميت هاى فراوانى در آن پرورش پيدا كنند. اگر كل قفقاز شمالى و جنوبى را در نظر بگيريم قوميت هاى فراوانى همچون «آذرى، ارمنى»، گرجى، روسى، كردى، تالشى، آبخازى، لزگى، چركسى، مغولى، اوستى، تركى، يونانى، تاتى، تاتارى، آوارى، چچنى، اينگوشى، كاباردينو، بالكاريا، تبرسانى و چند مورد كوچك ديگر را مى توان در آن ديد كه اگر خطوط مرزها كمى اين سو و آن سو شود درگيرى هاى قوميتى و ملى را به بار خواهد آورد. آنچه كه امروز بين آذربايجان و ارمنستان وجود دارد، به ويژه تهديدات نظامى اخير از ناحيه آذربايجان عليه ارمنستان و در مقابل واكنش هاى تند مقامات ايروان عليه باكو، برآمده از همين اختلافات مرزى و قوميتى است كه از تقسيمات مرزى دوره شوروى ايجاد شده و دو همسايه همجوار را به دو دشمن خونى تبديل كرده است.
تغيير تركيب جمعيتى مرزهاى مصنوعى
بر اساس تقسيمات ادارى شوروى سابق، قره باغ بخشى از جمهورى آذربايجان شمرده شد. در صورتى كه در اين منطقه ى ۲۷۰ كيلومترى اكثريت جمعيت با ارامنه بود. البته سياست آذرى زدايى در اين منطقه از دوره حاكميت كمونيست ها آغاز شد. چون قبل از جدايى قره باغ از ايران اكثر جمعيت آن را آذرى ها تشكيل مى دادند. به گونه اى كه در سال ۱۸۳۲ ميلادى (تنها ۴ سال پس از عهدنامه تركمنچاى) ۸/۶۴ از مردم قره باغ آذربايجانى بودند اما سياست روسها براى اسكان ارامنه در اين منطقه منجر به تغيير تركيب جمعيتى شد. به شكلى كه از جمعيت ۱۹۲ هزار نفرى قره باغ در سال ۱۹۸۸ ميلادى ۷۶ درصد ارامنه و تنها ۲۳ درصد آذرى بودند بقيه نيز تركيبى از روس ها و كردها بودند. در زمان جنگ نيز كه از ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ طول كشيد همين تعداد اندك از مسلمانان آذربايجانى كه اكثريت آنها از شيعيان بودند آواره شده و به آذربايجان گريختند. در واقع از سال ۱۹۸۸ يعنى دوره اى كه زمزمه مى شد شوروى در حال فروپاشى و تقسيم اراضى است و قرار است قره باغ را به آذربايجان الحاق كند، نيروهاى ارمنى براى تصرف اين زمين ها دست به اسلحه بردند و سه سال پس از فروپاشى رسمى اتحاد جماهير شوروى با اعلام آتش بس آن را در اختيار گرفتند كه هنوز روح مليت آذرى در اين باره زخمى است. در اين جنگ ۶ ساله بيش از ۳۰ هزار نفر كشته و حدود يك ميليون نفر آواره شدند.
گره كور قفقاز جنوبى
ارمنستان و آذربايجان در سال ۱۹۹۴ نتوانستند به نتيجه نهايى برسند به همين دليل به يك آتش بس نيم بند اكتفا كردند. در اين سال قره باغ از آذربايجان جدا شد و در پى شناسايى بين المللى برآمد. اما هنوز هيچ كشورى به استثناى ارمنستان آن را به رسميت نشناخته است. قره باغ حتى در سازمان ملل نيز بخشى از خاك آذربايجان محسوب مى شود.از اين رو قره باغ به «گره كور باكو ايروان» تبديل شده است كه به روابط اين دو سايه افكنده است. هر از گاهى نيز سخنان تند هر يك از مقامات باعث مى شود تا زخم كهنه سر باز كند. با اين وجود هر دو كشور به دنبال راه حلى هستند تا قره باغ از وضعيت سرگردانى كنونى خارج شود به همين منظور دولتمردان آذرى ارمنى در سال جارى ميلادى هفت بار با يكديگر مذاكره كرده اند كه
آخرين بار در مونيخ آلمان رو در روى هم نشستند. اين نشست تكرارى و بى حاصل در كنسولگرى فرانسه در شهر مونيخ آلمان برگزار شد. در اين دور مذاكرات الهام على يف و المار محمد ياروف، رئيس جمهور و وزير امور خارجه آذربايجان، سرژ سارك سيان و ادوارد نعلبنديان، رئيس جمهور و وزير امور خارجه ارمنستان، به همراه نمايندگان گروه مينسك سازمان امنيت و همكارى اروپا (آمريكا، فرانسه و روسيه) شركت داشتند. موضوع مذاكرات دور هفتم همچون مذاكرات پيشين
درباره اوضاع كنونى قره باغ و ناگورنو و چشم انداز آينده آن بود. تفاوت موضوع مذاكره اين دوره با دوره هاى قبلى تنها چند واژه بود زيرا ماهيت بحث همانى بود كه طى حدود ۲۵ سال گذشته تكرار شده است. از اين رو نمى توان چشم انداز روشنى براى آن متصور بود. حتى اعضاى حاضر در جلسه نيز مى دانستند براى وصل كردن دو موضوع نچسب دور هم جمع شده اند و تنها نمايشى از رفتارهاى صلح جويانه را بازى مى كنند. شايد الهام على يف در اين باره شفاف تر از ديگران نظرات خود را بيان كرد و علنا گفت كه اميدى از اين نشست ندارد به همين خاطر اعلام كرد كه خود را براى جنگ با ارمنستان آماده مى كند. رئيس جمهور آذربايجان گفته بود در صورتى كه مذاكراتش با رئيس جمهور ارمنستان به نتيجه اى ختم نشود، جمهورى آذربايجان آماده است تا با استفاده از زور ناحيه قره باغ را پس بگيرد. وى تاكيد كرد كه آذربايجان نه امروز، نه فردا و نه ۵۰ سال ديگر راضى به واگذارى استقلال به قره باغ نخواهد شد. بالاترين مقام سياسى آذربايجان تنها يك روز قبل از نشست ۲۲ نوامبر در مونيخ تاكيد كرد كه در صورت شكست مذاكرات، گزينه ديگرى غير از «آزاد كردن سرزمين هايمان از راه نظامى» وجود نخواهد داشت. به نظر مى آيد چنين سخنانى به جز اينكه «ما همه مى دانيم اين مذاكرات به شكست خواهد انجاميد» معناى ديگرى نداشته باشد و الهام على يف به صراحت آن را اعلام كرد تا نشان بدهد در دنياى واقعيت به دنبال ژست ديپماتيك نمى گردد و نمى خواهد اداى يك سياستمدار مسالمت جو را در بياورد. على يف حتى براى ارمنستان خط و نشان كشيد و گفت كه ارتش ما نسبت به گذشته نيرومندتر شده است و اگر هزينه نظامى آذربايجان در سال ۲۰۰۳ ، ۱۶۳ميليون دلار بود، در سال ۲۰۰۸ به يك ميليارد و ۸۵۰ هزار دلار رسيده است و به دنبال اين هستيم تا در سال ۲۰۰۹ هزينه نظامى خود را افزايش دهيم. بر اساس همين سخنان بود كه بى بى سى تيتر زد: «آذربايجان ارمنستان را به حمله نظامى تهديد كرد».
نتيجه گيرى
قره باغ حتى قبل از فروپاشى شوروى نشان داد كه براى اختلاف افكنى بين دو كشور تازه به استقلال رسيده جمهورى آذربايجان و ارمنستان داوطلب خوبى است. اين ناحيه گره كورى را در قفقاز جنوبى ايجاد كرده است كه به نظر مى آيد نمى توان راه حل مشخصى را دست كم تا آينده قابل پيش بينى متصور بود. از اين رو هر لحظه از اين منطقه بوى باروت به مشام مى رسد زيرا اين زخم كارى براى آذربايجان به «حيثيت سياسى» و «ابروى ملى» تبديل شده است كه كوتاهى درباره آن هر دولتى را در آذربايجان به بى ارادگى و ناتوانى در بازگشت خاك از دست رفته به وطن متهم مى كند. در طرف ديگر قره باغ براى ارامنه رنگ قوميتى گرفته است. از اين رو ايروان هيچ علاقه اى براى از دست دادن اين خاك ندارد زيرا اگر چنين اتفاقى رخ بدهد قره باغ براى ارمنستان تبديل به يك «عقده قومى - ملى» مى شود. ارمنستان ممكن است با تركيه بر سر مساله نسل كشى ارامنه در جنگ جهانى دوم كنار بيايد اما با آذربايجان درباره موضوع قره باغ كنار نخواهد آمد. بنابراين به نظر مى آيد اين گره نه با دست باز مى شود نه با دندان، نه ديپلماسى مى طلبد و نه ستيز.
|