نسخه
PDF
شماره ۶۰۳۵ - ۹ آذر ۱۳۸۸ - - ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
سناريوى جديد غرب در آسياى مركزى
مقامات ارشد آمريكا مى گويند: «كشور شان مى خواهد از توانمندى هاى پنج كشور آسياى مركزى در تحكيم امنيت و رشد اقتصادى افغانستان استفاده كند» . آمريكا در اين راستا سعى دارد امكان رشد تجارت در آسياى مركزى را فراهم كند ولى آيا تحقق چنين پروژه اى در آسياى مركزى كه مركب از كشور هاى تاجيكستان، ازبكستان، قرقيزستان ، قزاقستان و تركمنستان است به راحتى ممكن است. به گزارش ايران شرقى، معاون وزير تجارت آمريكا در امور آسياى جنوبى و مركزى اخيرا گفته است : «در نشست ماه گذشته در واشنگتن كه در آن پنج كشور آسياى مركزى شركت داشتند ، نماينده افغانستان هم در اين نشست به عنوان ناظر حضور داشته و از آغاز يك برنامه درازمدت خبر داد. اين برنامه درازمدت كه سمت و سوى اقتصادى دارد و قرار است كشور هاى آسياى مركزى را نشانه رود ، هدف آن ترغيب تجارت ، ايجاد و تحكيم امنيت و رشد همكارى هاى منطقه اى است». وى در اين مصاحبه افرود : «دولت آمريكا از نتايج اين همايش راضى است و در حال حاضر به بررسى طرح هاى معين و مشترك پرداخته است» . اما اين شخص وضع امروز تجارت و همكارى هاى اقتصادى در منطقه آسياى مركزى و همچنين در روابط تجارتى كشور هاى اين حوزه با ايالات متحده را معتدل ناميد و اعلام داشت : «برنامه جديد منطقه آسياى مركزى اين امكان را مى دهد كه همكارى  ها به نفع همه طرف  ها گسترش داده شود . يعنى تمام كشور هاى آسياى مركزى از اين اتحاد تجارى نفع مى برند و اين به اين معنى نيست كه زمينه رشد يك و يا دو كشور در منطقه فراهم شود ». انتشار اين اظهارات اين انديشه را در اذهان عمومى پرورش مى دهد كه آمريكا قصد دارد از آسياى مركزى براى اجراى سوژه جديد سناريوى خود استفاده كند و اهدافى را در سر مى پروراند كه در ظاهر براى كشور هاى آسياى مركزى خوشايند است ولى در آينده چه عواقبى را براى منطقه به دنبال خواهد داشت هنوز در پرده اى از ابهام قرار دارد .تا قبل از همايش واشنگتن ، بيشتر برنامه آمريكا با كشور هاى آسياى مركزى نظير قزاقستان ، قرقيزستان ، تاجيكستان ، تركمنستان و ازبكستان بيشتر بر اين پايه قرار داشت كه آمريكا بيشتر به دنبال توسعه برنامه هاى جداگانه تجارى و سرمايه گذارى در منطقه بود ولى در حال حاضر وضع به گونه اى ديگر شده و گويا آمريكا منافع خود را در اتحاد اقتصادى كشور هاى آسياى مركزى مى بيند و بر اين اساس آمريكا درصدد تهيه يك برنامه عمومى براى منطقه است كه به سياست تجارت منطقه اى تمايل دارد و راه را به اين سو مى گشايد. انديشه اين طرح بزرگ در واقع زمانى به ميان آمد كه آمريكا با دولت هاى آسياى مركزى در مورد انتقال تجهيزات نظامى و اسلحه و مهمات براى نيروى هاى خود در افعانستان به سازش و توافق رسيد . از آن جا كه آمريكا خواستار تحكيم امنيت در افغانستان و بنيان جامعه بازوشهروندى و شكوفايى اقتصادى آن كشور است تا بتواند در ارائه نمايش خود در افغانستان موفق باشد و با اين پوشش بتواند حضور تهاجمى خود را در منطقه توجيه كند ، لذا براى نيل به اين مقصود مى خواهد توجه كشورهاى آسياى مركزى را نيز به اين مسائل جلب و با خود همراه سازد و راه را در اتحاد اقتصادى كشور هاى اين منطقه مى بيند . به باور مقامات آمريكايى ، طرح هاى پيش روى و كار هايى كه آمريكا قصد دارد در افغانستان انجام بدهد منافع زيادو مشترك حياتى ودرعين حال مهمى را نيز براى كشور هاى آسياى مركزى به دنبال دارد . منافعى كه كشور هاى فقير منطقه و درگير با بحران اقتصادى نمى توانند از آن چشم بپوشند . آمريكا فكر مى كند كه كشور هاى آسياى مركزى مى توانند در پيشبرد اهداف آمريكا نقش مهمى را ايفا كنند و از اتلاف نيرو و سرمايه آمريكا به طور جدى جلوگيرى كند و امنيت و ثبات سياسى و اقتصادى را براى افغانستان با اين طرح به ارمغان آورد . ديدگاه مقامات آمريكايى درباره تاجيكستان و تلاش هاى دوشنبه در «ايجاد نيروگاه برق راغون» و پيشنهادات آمريكا در اجراى اين پروژه قديمى براى خود آمريكا و اهداف اش در منطقه خالى از فايده نيست زيرا در صورت ساخته شدن اين نيروگاه انتقال و صدور نيروى برق به كشور هاى همسايه تاجيكستان يعنى افغانستان و پاكستان امكان پذير مى گردد. اين راه اندازى در حالى صورت خواهد گرفت كه روسها على رغم وعده هاى بسيار در راه اندازى اين نيروگاه در راه اندازى آن تعلل مى ورزند كه نمونه آن را در راه اندازى نيروگاه بوشهر مى بينيم . از منظر مقامات آمريكايى ، طرح هاى انرژى امكانات عظيمى دارند ، در عين حال خرج آنها نيز خيلى زياد است و آمريكا نياز به اين دارد كه سرمايه  گذارى هاى خارجى را جهت دهى كند تا هم پروژه اى تحقق يابد و كشورى را با خود همراه كند و هم اجراى اين پروژه در راستاى اهداف خود آمريكا باشد تا بدون سرمايه گذارى خاص به هدف مورد نظر خود برسد . نمونه آن راه اندازى «نيروگاه راغون» است. جلب دوستى دولت و مردم تاجيكستان ، تامين نيروى برق براى افغانستان و نشان دادن موفقيت آمريكا در اشغال كشور  ها و نشست اخير در واشنگتن بهترين فرصت و مكانيزم براى آمريكا است تا بتواند با يك تير دو نشان بزند. به عبارت ديگر : جلب همكارى با حكومت  ها و يافتن راه هاى جلب سرمايه گذارى هاى خارجى براى عملى نمودن و بهره بردارى از ذخاير انرژى منطقه آسياى مركزى . آن چه كه در نگاه اول جلب توجه مى كند وجود فساد در جنبه هاى مختلف در همه كشور هاى منطقه است كه يكى از موانع اساسى در اجراى توافقنامه هاى جديد ميان كشور هاى آسياى مركزى است و اين مسأله از نگاه كارشناسان آمريكايى دور نمانده تا جايى كه اخيرا اعلام داشته اند و بر اين امر تاكيد دارند كه همه حكومت هاى منطقه بايد فساد را دشمن اساسى رشد و شكوفايى خود بدانند و تمام توان و نيرو  ها و امكانات خود را در ريشه كن كردن فساد از تمام زواياى دولتى و اجتماعى به كار بگيرند . دولت آمريكا اعلام داشته است :« از جانب خود تمام سعى اش را خواهد كرد تا از بروز هر نوع پديده فساد در اين همكارى  ها جلوگيرى كند و منفعت جامعه و حقوق كارگران را در سرخط تلاش هاى خود قرار دهد» . از ديد مقامات آمريكايى فساد عامل مخرب در تجارت و سرمايه گذارى است و مستقيما بر سطح زندگى تاثير بد مى گذارد و باعث تنزل زندگى مردم مى شود و در نهايت آن چه كشور آمريكا را در اجراى اين طرح نگران مى سازد وجود فساد در رابطه با رشد تجارت است . با نگاهى سطحى به آسياى مركزى به راحتى به اين واقعيت مى رسيم كه روابط پنج كشور آسياى مركزى هنوز بر پايه اى نيست كه به رشد و سرمايه گذارى كمك كند و اين وضع در واقع ريشه در حساسيت هاى باقى مانده از دوران شوروى دارد كه هنوز در ميان اين كشور  ها وجود دارد و از ديد آمريكايى  ها بايد اميدوار بود كه اين پديده موقتى است و با اولين دستاورد و بهره ورى كشور  ها از همكارى هاى منطقه اى فضاى روابط بين آنها تغيير خواهد كرد و به حساسيت هاى مخرب خاتمه داده مى شود . در آخر اينكه بايد منتظر بود و ديد كه آيا آمريكا در اجراى اين سناريوى جديد خود موفق خواهد بود و يا تنها به برهم زدن اوضاع سياسى و اقتصادى منطقه نائل مى شود . وجود معضلاتى از قبيل تنوع نژادى ، زبانى ، توان اقتصادى متفاوت منطقه در اجراى اهداف آمريكا در آسياى مركزى مى تواند مشكل ساز باشد .
تلاش اوباما براى پيروزى در افغانستان
003537.jpg
باراك اوباما رئيس  جمهورى آمريكا در مورد طرح اعزام ۳۰ هزار نيروى كمكى به افغانستان متعهد شد كه كار برقرارى ثبات در اين كشور را به پايان برساند و شبكه  تروريستى القاعده را نابود كند. به گزارش ديپلماسى ايران، رئيس  جمهورى آمريكا پس از ديدار با مانموهان سينگ نخست وزير هند با شركت در يك كنفرانس خبرى مشترك با وى گفت: «اين منفعت استراتژيك و ملى ماست كه مطمئن شويم القاعده و متحدان افراطى اش نمى توانند به طور موثر در آن مناطق فعاليت كنند. ما قصد داريم كه توانايى هاى آنها را از بين ببريم و در نهايت شبكه هاى آنها را نابود كنيم. پس از ۸ سال كه در برخى از اين سال ها ما چه از حيث منابع و چه از حيث استراتژى براى انجام اين كار موفق نبوده ايم، من قصد دارم كه اين كار را تكميل كنم.» باراك اوباما درسخنرانى  اش به هيچ كدام از جزئيات طرح خود درباره  افغانستان از جمله اندازه نيروهاى اعزامى، هزينه هاى آن و همچنين اين موضوع كه وى چگونه قصد دارد به ماموريت آمريكا در افغانستان پايان دهد، اشاره نكرد. اوباما اظهار داشت كه علاوه بر مبارزه نظامى، استراتژى جامع وى براى افغانستان شامل بخش هاى غيرنظامى و ديپلماتيك است. مقامات آمريكايى گفته اند كه اين استراتژى شامل افزايش سربازان در افغانستان به همراه تلاش هاى بيشتر در زمينه  مبارزه با فساد، انجام اصلاحات سياسى، دو چندان كردن برنامه هاى كمك به افغانستان، توسعه  نيروهاى امنيتى افغانستان به منظور تضعيف فعاليت هاى شبه نظامى طالبان و متقاعد كردن برخى از شبه نظاميان به مذاكره با دولت حامد كرزاى است. رئيس  جمهورى آمريكا همچنين با اشاره غير مستقيم به بدبينى مردم آمريكا نسبت به سياست هايش در افغانستان تاكيد كرد كه افكار عمومى مردم آمريكا را درخصوص جنگ افغانستان تغيير خواهد داد. اوباما همچنين گفت: «من كاملا مطمئن هستم كه وقتى مردم آمريكا از يك منطق مشخص درباره آنچه قرار است در افغانستان انجام شود و همچنين نحوه دستيابى به اهدافمان در افغانستان آگاه شوند، از ما حمايت خواهند كرد.» وى همچنين گفت: «اين بسيار حائز اهميت است كه مردم افغانستان در نهايت امنيت خودشان را تامين كنند.» رئيس  جمهورى آمريكا همچنين از خودش در برابر اتهامات طول دادن بازبينى سياست ها درمورد افغانستان دفاع كرد و گفت: «فكر مى كنم بازبينى كه ما هم اكنون در حال انجام آن هستيم، جامع و بسيار مفيد بوده است و براى انجام آن مشاوران نظامى كليدى من به همراه مشاوران غيرنظامى حضور داشتند.» اين در حالى است كه ديك چنى معاون رئيس  جمهورى سابق آمريكا روز دوشنبه اظهار داشت كه اوباما با طول دادن تصميم گيرى درباره  اعزام يا عدم اعزام نيرو به افغانستان جان سربازان حاضر در افغانستان را به خطر مى اندازد. چنى در يك گفتگوى راديويى گفت: «اين تاخير بى هزينه نيست. هر روز كه مى گذرد ترديدهايى در اذهان دوستانمان و سربازان در منطقه در مورد اين  كه چه اتفاقى رخ خواهد داد ايجاد مى شود.» باراك اوباما بزرگ ترين مهمانى دوران رياست جمهورى اش تا كنون را براى مانموهان سينگ برپا كرد و رابطه با اين كشور را ضرورى و حياتى خواند و متعهد به همكارى با آن براى پرداختن به مسائل مهم جهانى شد. اوباما در ضيافت شام سه شنبه شب كه يكى از بزرگ ترين رخدادهاى دولت وى از زمان برگزارى مراسم تحليفش در بيستم ژانويه ۲۰۰۹ بود، براى نخست وزير هند فرش قرمز پهن كرد. اوباما كه با تمركز زودهنگامش روى چين و پاكستان نگرانى هايى را در هند ايجاد كرده، اطمينان خاطر داد كه بزرگترين دموكراسى جهان يك شريك واقعى براى آمريكا در اولويت هاى اصلى اش از مبارزه با تروريسم گرفته تا تغييرات جوى است. باراك اوباما در كنفرانسى خبرى در كنار مانموهان سينگ گفت: «كشورهاى ما دو رهبر جهانى هستند؛ نه به اين معنى كه ديگر كشورها را تحت سلطه قرار دهند بلكه براى ايجاد آينده اى از امنيت و آبادانى براى تمام ملت ها و مادامى كه ما براى رسيدن به اين آينده تلاش مى كنيم هند در اين تلاش ضرورى و حياتى است.» مانموهان سينگ نيز اظهار داشت، هند و آمريكا منافع مشتركى در ارتقاء آبادانى و ثبات در منطقه  آسيا و اقيانوسيه دارند. اوباما و سينگ بيانيه مشتركى را صادر كرده و نگرانى عميق خود را درباره تهديد تروريسم و خشونت افراطيون كه از كشورهاى همسايه هند نشأت مى گيرد، ابراز كردند.
افزايش بدبينى ها به اوباما
از سوى ديگر در همين رابطه، بر اساس نتايج نظرسنجى جديدى كه توسط موسسه  نظرسنجى يو.اس.اى.تودى و موسسه  گالوپ منتشر شد، ميزان تاييد عملكرد باراك اوباما در جنگ افغانستان كاهش يافته و بدبينى ها درباره  روند اين جنگ رو به افزايش است. مردم آمريكا بر سر اقدام بعدى در مورد افغانستان دچار اختلاف نظر شده اند؛ به طورى كه تقريبا نيمى از پاسخگويان به اين نظرسنجى از اعزام هزاران سرباز كمكى به افغانستان حمايت كرده ولى همچنان از هر۱۰ آمريكايى ۴ تن معتقدند كه زمان خروج نيروهاى آمريكايى از افغانستان فرا رسيده است. اين اختلاف نظرها در حالى است كه باراك اوباما رئيس  جمهورى آمريكا در حال بررسى درخواست ژنرال استنلى مك كريستال فرمانده نيروهاى آمريكايى و ناتو در افغانستان براى اعزام حدود۴۰ هزار سرباز كمكى به افغانستان است. اوباما گفته است كه تصميم خود در مورد افغانستان را بعد از عيد شكرگزارى اعلام مى كند. وى در اين باره گفت: «قصد من اين است كه كار در افغانستان را كامل كنم.» براساس اين نظرسنجى، ۵۵ درصد پاسخگويان از نحوه  عملكرد اوباما در افغانستان ناراضى و ۳۵ درصد ابراز رضايت كرده اند. اين در حالى است كه ميزان تاييد عملكرد وى در نظرسنجى چهار ماه قبل ۵۶ درصد بود. ريچارد ايكنبرگ استاد علوم سياسى از دانشگاه تافتس در اين باره مى گويد: «وى مسئول اوضاع رو به وخامت در افغانستان و اخبار بد اين كشور شناخته مى شود. با اين حال آمريكايى ها همچنان معتقدند كه انجام كارى در مورد القاعده در افغانستان كار درستى است كه بايد صورت گيرد.» بر اساس نظرسنجى موسسه  يو.اس.آ. تودى و گالوپ بيش از نيمى از آمريكايى ها معتقدند كه آمريكا نبايد زندان گوانتانامو را طبق قولى كه باراك اوباما داده تعطيل كند. همچنين بين ۴۴ تا ۴۹ درصد پاسخگويان به اين نظرسنجى اظهار داشتند كه مخالف تصويب لايحه  مراقبت هاى بهداشتى در كنگره در سال جارى هستند. همچنين اكثريت پاسخگويان به اين نظرسنجى اظهار داشتند كه مخالف محاكمه  خالد شيخ محمد، طراح اصلى حملات ۱۱ سپتامبر در نيويورك هستند. اين نظرسنجى نشان مى دهد كه از هر ۱۰ آمريكايى ۶ نفر معتقدند كه خالد شيخ محمد بايد در يك دادگاه نظامى محاكمه شود. در همين رابطه نظرسنجى اى نيز شبكه خبرى سى ان ان انجام داده است. بر اساس اين نظرسنجى، ۵۲ درصد از شركت كنندگان مخالف جنگ آمريكا عليه افغانستان هستند  و تنها ۴۵ درصد از اين جنگ حمايت كرده اند. همچنين ۵۰ درصد از آمريكايى ها ترجيح مى دهند كه هزاران نيروى اضافى به افغانستان اعزام شوند در حالى كه ۴۹ درصد از شركت كنندگان مخالفت خود را با اين اقدام اعلام كرده اند.