|
رامپوى، مردى در لباس سكان دارى اروپا
|
|
|
وقتى مشخص شد كه ۲۷ كشور عضو اتحاديه اروپا هرمان وان رامپوى را به عنوان اولين رئيس ثابت اتحاديه اروپا انتخاب كرده اند، شايد خود نخست وزير بلژيك هم از تعجب خود را نيشگونى گرفته باشد و براى باور طلوع اين ستاره بخت چند بارى جمله «من رئيس اتحاديه اروپا هستم» را تكرار كرده باشد. به گزارش ديپلماسى ايرانى، هرمان وان رامپوى سياستمدار گمنام بلژيكى كه پس از انتخابش مشخص شد شعرهاى هايكو هم مى سرايد امروز فهميده است كه همين گمنام بودنش باعث شد تا ناگهان به تيتر يك تمام رسانه هاى جهان تبديل شود. انتخاب رئيس ثابت براى اتحاديه اروپا مدت ها بود كه در كش و قوس تبليغاتى خود گرفتار شده بود. قطعه اين پازل از بريتانيا و فرانسه و آلمان مى گذشت تا شايد بتواند گوشه ديگرى از اين روياى ايالات متحده اروپا را به واقعيت نزديك كند. اما كمتر كسى پيش بينى مى كرد كه اين قطعه در گوشه اى از بلژيك عهده دار سمت نخست وزيرى است. اكنون آقاى رامپوى به عنوان رئيس اتحاديه اروپا انتخاب شده است. چهره اى كه در اين يك هفته از او ترسيم شده است، مردى است ساده، مذهبى كه قرار است تمام دستورات را به خوبى اجرا كند. در چنين شرايطى اين درست همان مهره اى است كه قدرت هاى اصلى قاره سبز، يعنى بريتانيا، فرانسه و آلمان به آن احتياج دارند. فرانسه و آلمان از كابوس تونى بلر، نخست وزير پيشين بريتانيا نجات پيدا كرده اند. آنها مى دانستند كه حضور تونى بلر با توجه به تجربه و نفوذى كه دارد مى تواند در شرايطى كه اتحاديه اروپا دوران آزمون و خطاى خود را همچنان سپرى مى كند خطرساز شود. از سوى ديگر تونى بلر يك بريتانيايى بود و كشورش هنوز نتوانسته است خود را با چارچوب هاى اتحاديه اروپا وفق دهد. مرزهاى شنگن و واحد پول مشترك يورو هنوز نتوانسته اند به بريتانيا راه پيدا كنند. بنابراين انتخاب آقاى رامپوى بايد آنها را خوشحال كرده باشد. اما اينكه آقاى رامپوى چه نقشى را در اين زمينه عهده دار خواهد شد و خود را تا چه اندازه در ميان چالش هاى اتحاديه اروپا درگير خواهد كرد از جمله مسائلى است كه بايد در ميان آزمون و خطاهاى اتحاديه اروپا در آينده از آن سخن گفت. برخى مساله رياست اتحاديه اروپا را فارغ از فضاى انتخاب آقاى رامپوى مورد بررسى قرار مى دهند و معتقدند كه تا اين اندازه كه اين اتحاديه توانسته است براى خود رئيسى انتخاب كند گامى مثبت در جهت همگرايى بيشتر در اتحاديه اروپاست. از اين ديدگاه حتى انتخاب فردى كه انتقادهاى كمترى نسبت به او وجود دارد خود يك گام مثبت است كه مى تواند در دوره هاى بعد با انتخاب افراد با نفوذتر تقويت شود. اما در ميان منتقدين هستند كسانى كه در واقع انتخاب آقاى رامپوى را انتخاب هيچ كس مى دانند و معتقدند كه اين حركت هيچ تغييرى براى همگرايى و استحكام اتحاديه اروپا براى رسيدن به روياى يك اروپاى متحد نخواهد بود. از آنجا كه آقاى رامپوى فردى است ناشناخته مسلما در حال حاضر دشمن قدرتمندى ندارد و عملكرد او در آينده نشان خواهد داد كه چگونه مى تواند از فرصت به دست آمده استفاده كند. شايد اگر در آينده تعداد دشمنانش افزايش پيدا كند، بتوان نتيجه گرفت كه در پيشبرد اهدافش به سوى موفقيت گام برداشته است. شايد تنها مخالف جدى انتخاب آقاى رامپوى سياستمداران ترك باشند. چراكه آقاى رامپوى يكى از سرسخت ترين مخالفان عضويت تركيه در اتحاديه اروپاست. هرچند وى پس از انتخاب شدنش اعلام كرد كه عقايد شخصى خود را در چارچوب قوانين اتحاديه اروپا اعمال نخواهد كرد اما در عالم سياست هرچقدر هم كه قوانين بر ديدگاه هاى شخصى اولويت داشته باشند باز هم نمى توان نقش ديدگاه هاى شخصى را ناديده گرفت. البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه روند عضوگيرى اتحاديه اروپا در حال حاضر با توجه به مشكلاتى كه گسترش اين اتحاديه داشته است در حال حاضر متوقف شده است اما ترك ها همچنان اميدوارند كه بتوانند روزنه ورود به اتحاديه اروپا را روز به روز بزرگ تر كنند و در زمانى هر چه كوتاه تر نام اروپايى را بر خود بچسبانند. اكنون آقاى رامپوى در واقع سكاندار اتحاديه اروپاست هرچند بيشتر به نظر مى رسد كه در لباس يك سكاندار براى ايفاى اين نقش ظاهر شده است و رهبران اروپايى خوشحالند كه خودشان مى توانند كشتى اتحاديه اروپا را به هر سمت كه مى خواهند هدايت كنند. اما شايد در دور بعدى با انتخاب يك رئيس بانفوذ و قدرتمند تر اميد بيشترى براى همگرايى مردمان اين قاره از افق هاى دور سربرآورد.
|