نسخه
PDF
شماره ۶۰۳۸ - ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - - ۳ دسامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به شخصيت پرستى در آسياى مركزى
003654.jpg
شخصيت پرستى و اطاعت از فردى بدون هيج تفكر از گذشته هاى دور در ميان جوامع بشرى متداول بوده است. اين پديده در جوامع بدوى خصوصا در آئين مسيحيت وعصر قرون وسطى رايج بوده و جالب است كه درقرن ۲۱ هم ما شاهد آن هستيم.در انديشه شخصيت پرستى اطاعت جنبه عقيدتى پيدا مى كند و مردم خود را ملزم به اطاعت بى قيد و شرط از حكام زمانه مى بينند . اين شخصيت ها سعى مى كنند كه با شيوه هاى گوناگون خود را مقدس جلوه دهند و بدين ترتيب افراد زير دست را به كرنش وادارند تا اراده همگان و ارزشهاى اجتماعى در گرو اراده شخص او باشند. به گزارش ايران شرقى، از جنبه هاى مهم در شخصيت پرستى اين است كه زمينه هاى گروه بندى و دسته هاى متخاصم را در جامعه هموار مى سازد و در نتيجه ارزشهاى جامعه مدنى از قبيل دموكراسى ، حقوق بشر، آزادى و... جايگاه اصلى شان را نمى يابند. در جامعه اى اين گونه شخصيت يك فرد مورد توجه كامل قرار مى گيرد و توده مردم در معرض بى توجهى ، استبداد و بى عدالتى . طبيعى است كه در چنين جامعه اى در جهت مخالفت با فرد مورد تقدس سخنى راندن بسيار مشكل خواهد بود. فرد مورد اطاعت به خاطر بقاى خود هيچگاه زمينه درك واقعيت ها را در جامعه فراهم نمى كند چرا كه به ضرر خود عمل خواهد كرد . براى نمونه تا چندى قبل در كره و ژاپن شخصيت پرستى جنبه مذهبى و رهبران دولتى بدون چون و چرا تقديس مى شدند . در كشورهاى آسياى مركزى هم شاهد تكرار اين وضع هستيم و در هنگام بازديد هاى عمومى در اين كشورها «كودكان خوش لباس به پيشواز او مى آيند و با صداى بلند ابيات يكى از شعراى معاصر را در وصف رهبر خردمند و غمخوار خود مى خوانند» . اين در حالى است كه در كشور هاى آسياى مركزى شاهد رخ داد شخصيت پرستى به اشكال گوناگون هستيم كه در نهايت يك هدف را دنبال مى كنند . براى نمونه در قزاقستان مكتبى را با نام
رئيس جمهور اين كشور «نور سلطان نظربايف» خوانده اند . در حالى كه رئيس جمهور قزاقستان ، شخصا با آن مخالف نيست . و در اين فضا و جو است كه مردم جهان شاهد به فضا فرستادن روح نامه از سوى رهبر تركمنستان هستند . در ازبكستان به خوبى مشهود است كه مقامات اين كشور در آويختن تصاوير رئيس جمهور اين كشور با هم رقابت مى كنند. در هيجدهمين سالگرد استقلال كشور هاى پسا شوروى ، همه كشور هاى
استقلال يافته آسياى مركزى اين روز بزرگ و حادثه مهم را تجليل مى كنند و در برابر دستاورد و كمبودهاى زياد در اين روز ها برخى به توسعه شخصيت پرستى در جوامع اين كشور ها همچون يك سنت جديد سالهاى استقلال تاكيد مى كنند . برخى مى گويند اين درد خاص دولت هاى شرقى است و برخى ميراث عهد شوروى سابق مى دانند . رشد كشور هاى پسا شوروى در جمهورى هاى آسياى مركزى به وضوح خصوصيات آسيايى اين واقعيت را به نمايش مى گذارند و آن اين كه در اين جوامع هميشه بايد رئيسى باشد كه نفوذ زياد چون خدا داشته باشد و يك شكل آن را ما در تركمنستان مى بينيم كه همچون يك شرط ضرورى حفظ اعتماد در جامعه تركمنستان قلمداد مى شود . امروزه به استثناء قرقيزستان در اكثر جمهورى هاى آسياى مركزى به همين شيوه و مرام مديريت دولتى صورت مى گيرد . «سيد احمد قلندر» تحليلگر مركز «سپهر» در شهر دوشنبه مركز تاجيكستان معتقد است: «كيش پرستى يك خصوصيت قديمى در اين كشور ها است و نكته و پديده جديدى در ميان كشور هاى آسياى مركزى نيست . در فطرت مردم آسياى مركزى و كلا مردم شرقى ، كسى كه به هر وسيله يا راهى به قدرت رسيده باشد حتما در كنارش گروهى از افراد چهره ساز پيدا مى شوند و اين
چهره سازان انتقال يافته به انقلاب ها ، انقلاب بلشويكى چهره سازى كرده از لنين و استالين و غيره و نكته جالب اين كه همه آنها در دوران بعدى محكوم شدند .و همين گونه اين تمايل تا دوران ما هم آمده است . در اين ميان همه آنها پس از گذشتن مدتى به لطيفه در ميان عوام تبديل مى شوند همه اين نام ها چهره ها و اطرافيان آنها از اين وضع به دور نيستند . اما در طول تاريخ اولين كسانى كه خيانت كارى اين چهره ها را برملا كرده اند در واقع همان افرادى هستند كه در واقع سازنده اين چهره ها و
صورت هاى آن شخصيت ها در ميان توده مردم هستند» . از نگاه جامعه شناسى شخصيت پرستى قبل از همه با هدف پنهان كردن مشكلات و كمبود هاى جامعه وجلوگيرى از بررسى آشكار و دقيق مسائل و در واقع با هدف نهايى تحت تنقيد بودن صلاحيت و مقام او توسعه مى يابد . شخصيت پرستى يك وسيله براى« مركزيت دادن فضاى سياسى در تاجيكستان است كه بعد از جنگ داخلى تاجيكستان شروع شد و در حال حاضر كار به جايى رسيده است كه اين چابلوسى ها نه تنها در سطح بالا بلكه در مقام وزيران و معاونان وزير و رهبران منطقه اى و ناحيه اى هم خيلى توسعه يافته است . از ميان جمهورى هاى آسياى مركزى پديده مخرب شخصيت پرستى در زمان رياست جمهورى «سفر مراد نيازاف» در تركمنستان به اوج خود رسيده بود . رهبر اين كشور خود را «تركمن باشى» يعنى پدر تركمن ها عنوان كرده بود و اسم خود را بر روى شهر ها و مناطق ، خيابان ها مى گذاشت و مجسمه هاى او از جمله مجسمه طلايى اش در ميدان اصلى شهر عشق آباد نصب شده بود كه نظر هر
تازه واردى را به تركمنستان به خود جلب مى كرد . از دلايل افراط گرايى شديد شخصيت پرستى در كشور هاى شوروى سابق ، نبود تجربه ايجاد يك دولت دموكراتيك بوده است . در واقع
شخصيت پرستى و نظام ديكتاتورى آسانترين راه ادامه رهبرى در جمهورى هاى شوروى سابق است و بسيارى اين راه را به همين خاطر انتخاب كردند و« نيازاف» و تركمن ها آن را به درجه افراط رسانيده اند . اين تجربه در همه كشور هاى در انزوا قرار گرفته همين گونه است و در اينگونه كشور ها همه كارى ممكن است چون نمى گذارند كنترلى بر روى اعمالشان صورت بگيرد و در عين حال از انتشار اخبار واقعى
خود دارى مى كنند . با وجود پيشرفت هايى بحث برانگيز در زمان رئيس جمهور كنونى تركمنستان هنوز هم اميد براى بهبود وضع سياسى در اين كشور زياد است . چرا كه سالهاى افراطى زمان «نيازوف» تركمن ها را از بسيارى از پديده هاى قرن ۲۱ دور كرده بود لذا نياز شديد براى اصلاحات در تركمنستان نسبت به ديگر كشور هاى آسياى مركزى ديده مى شود. همزمان با جشن هاى استقلال در كشورهاى پسا شوروى ، دو رهبر منطقه «نور سلطان نظربايف» و «اسلام كريم اف» امسال بيستمين سالگرد رياست جمهورى خود را در قزاقستان و ازبكستان تجليل كردند . جالب اين كه هر دو رهبر كه ادعاى پيشگامى منطقه را داشته اند . در حالى كه يكى به شيوه نسبتا نرم و ديپلماتى و ديگرى به عنوان رهبرى شديدالحن و بيرحم معرفى شده اند. نكته جالب ديگر در مورد اين رهبران اين است كه آنها براى بقاى خود ، مهلت رياست جمهورى را در قانون اساسى طورى تغيير داده اند كه برايشان امكان بر سر قدرت ماندن تام و تمام را به صورت مادام العمر فراهم ساخته است . تحليلگران قزاق بر اين باورند كه در كشور آنها نامگذارى همه كارخانه ها و موسسات ، بانك ها با واژه نور شروع مى شود مانند «نور بانك» . بعضى ها در قزاقستان معتقدند كه در ايجاد جو شخصيت پرستى در قزاقستان اطرافيان او گناهكارند ولى طراح اصلى و كارگردان اين به اصطلاح فرهنگ شخصيت پرستى در قزاقستان خود «نورسلطان نظر بايف» است . تعريف و ستايش در كشور هاى آسياى مركزى در حالى صورت مى گيرد كه متاسفانه اين كشور ها هر چه بيشتر در فساد و رشوه غوطه ور مى شوند. در ازبكستان كارشناسان بر اين عقيده اند : «كيش پرستى در ازبكستان در همه چيز ديده مى شود هم در قبول قرار ها هم در سطح جمهوريت و هم در بخش سياست خارجى چرا كه همه تصميم گيرى ها به گونه اى گرفته مى شوند كه براى رئيس جمهور قابل قبول باشد در مورد قرقيزستان كه در عهد رئيس جمهورى پيشين آن يعنى «عسكر آقايف» از آن به عنوان جزيره دموكراسى در آسياى مركزى ياد مى شد ، نظر تحليلگران كمى تفاوت دارد . اين كشور تنها جمهورى در قلمرو آسياى مركزى است كه شاهد انقلاب رنگى معروف به « انقلاب مردمى » شده است و اين در حالى است كه در زمان «قربان بيك باقى اف» هم ساختار هاى نسبتا آزاد و مستحكم دموكراتيك ، سازمان هاى جمعيتى ، احزاب سياسى و رسانه هاى مستقل را حفظ شده است .به طورى كه برخى مى گويند در اين كشور دستاورد هاى دموكراسى كه در دوران «آقايف» راه يافته بود قويتر و نسبتا استوارترند . هر چند«باقى اف» هم به اتهاماتى نظير به كارگيرى نزديكان در امور حكومتى و دولتى و محدود سازى آزادى بيان متهم شده است. نظر به ارزيابى روانشناسان هر رهبر مقتدرى توان اين كه دولت را به درجه ديكتاتورى برساند را دارد . معمولاً اينگونه شخصيت ها قوى و نيرومند هستند و از لحاظ ذهنى استوار . چرا كه معمولاً قبل از رسيدن به اين مقام و درجه بالا توانسته است ، مشكلات سخت و پر چالش را پشت سر گذاشته و گاهى هم دستانشان در خون هموطنان شان آلوده گشته است به طورى كه براى نمونه آن چه را كه امروزه تاريخنگاران از دوران جوانى استالين و به قدرت رسيدن او مى گويند . به عبارت ديگر بايد گفت كيش پرستى يا شخصيت پرستى در واقع پيامد ديكتاتورى است و ديكتاتورى يك ايدئولوژى براى مردم عادى است و اين ايدئولوژى ها حل ساده مشكلات سخت تر را پيشنهاد مى كند و توده مردم را متقاعد مى كند كه واقعاً هم كار هاى زيادى را به خاطر رسيدن به يك ملت بزرگ و برتر از ديگران بودن انجام دهند به تعبير ديگر يعنى اين رشوه اى است كه به مردم ساده داده مى شود . در قرن بيستم اينگونه رهبران را در عهد كمونيست ها و فاشيست ها زياد مشاهده كرده ايم كه خيلى پر جاذبه و پر احساس با نيروى سخن و بيان خود توانستند ميليون ها نفر را به دنبال اهداف خود متحد سازند ولى با نو شدن ايدئولوژى و ديكتاتورى در قرون معاصر آنها توانستند توده را با ايده آل هاى خود با شيوه هاى بى رحمانه سركوب كنند .
رامپوى، مردى در لباس سكان دارى اروپا
003657.jpg
وقتى مشخص شد كه ۲۷ كشور عضو اتحاديه اروپا هرمان وان رامپوى را به عنوان اولين رئيس ثابت اتحاديه اروپا انتخاب كرده اند، شايد خود نخست وزير بلژيك هم از تعجب خود را نيشگونى گرفته باشد و براى باور طلوع اين ستاره بخت چند بارى جمله «من رئيس اتحاديه اروپا هستم» را تكرار كرده باشد. به گزارش ديپلماسى ايرانى، هرمان وان رامپوى سياستمدار گمنام بلژيكى كه پس از انتخابش مشخص شد شعرهاى هايكو هم مى سرايد امروز فهميده است كه همين گمنام بودنش باعث شد تا ناگهان به تيتر يك تمام رسانه هاى جهان تبديل شود. انتخاب رئيس ثابت براى اتحاديه اروپا مدت ها بود كه در كش و قوس تبليغاتى خود گرفتار شده بود. قطعه اين پازل از بريتانيا و فرانسه و آلمان مى گذشت تا شايد بتواند گوشه ديگرى از اين روياى ايالات متحده اروپا را به واقعيت نزديك كند. اما كمتر كسى پيش بينى مى كرد كه اين قطعه در گوشه اى از بلژيك عهده دار سمت نخست وزيرى است. اكنون آقاى رامپوى به عنوان رئيس اتحاديه اروپا انتخاب شده است. چهره اى كه در اين يك هفته از او ترسيم شده است، مردى است ساده، مذهبى كه قرار است تمام دستورات را به خوبى اجرا كند. در چنين شرايطى اين درست همان مهره اى است كه قدرت هاى اصلى قاره سبز، يعنى بريتانيا، فرانسه و آلمان به آن احتياج دارند. فرانسه و آلمان از كابوس تونى بلر، نخست وزير پيشين بريتانيا نجات پيدا كرده اند. آنها مى دانستند كه حضور تونى بلر با توجه به تجربه و نفوذى كه دارد مى تواند در شرايطى كه اتحاديه اروپا دوران آزمون و خطاى خود را همچنان سپرى مى كند خطرساز شود. از سوى ديگر تونى بلر يك بريتانيايى بود و كشورش هنوز نتوانسته است خود را با چارچوب هاى اتحاديه اروپا وفق دهد. مرزهاى شنگن و واحد پول مشترك يورو هنوز نتوانسته اند به بريتانيا راه پيدا كنند. بنابراين انتخاب آقاى رامپوى بايد آنها را خوشحال كرده باشد. اما اينكه آقاى رامپوى چه نقشى را در اين زمينه عهده دار خواهد شد و خود را تا چه اندازه در ميان چالش هاى اتحاديه اروپا درگير خواهد كرد از جمله مسائلى است كه بايد در ميان آزمون و خطاهاى اتحاديه اروپا در آينده از آن سخن گفت. برخى مساله رياست اتحاديه اروپا را فارغ از فضاى انتخاب آقاى رامپوى مورد بررسى قرار مى دهند و معتقدند كه تا اين اندازه كه اين اتحاديه توانسته است براى خود رئيسى انتخاب كند گامى مثبت در جهت همگرايى بيشتر در اتحاديه اروپاست. از اين ديدگاه حتى انتخاب فردى كه انتقادهاى كمترى نسبت به او وجود دارد خود يك گام مثبت است كه مى تواند در دوره هاى بعد با انتخاب افراد با نفوذتر تقويت شود. اما در ميان منتقدين هستند كسانى كه در واقع انتخاب آقاى رامپوى را انتخاب هيچ كس مى دانند و معتقدند كه اين حركت هيچ تغييرى براى همگرايى و استحكام اتحاديه اروپا براى رسيدن به روياى يك اروپاى متحد نخواهد بود. از آنجا كه آقاى رامپوى فردى است ناشناخته مسلما در حال حاضر دشمن قدرتمندى ندارد و عملكرد او در آينده نشان خواهد داد كه چگونه مى تواند از فرصت به دست آمده استفاده كند. شايد اگر در آينده تعداد دشمنانش افزايش پيدا كند، بتوان نتيجه گرفت كه در پيشبرد اهدافش به سوى موفقيت گام برداشته است. شايد تنها مخالف جدى انتخاب آقاى رامپوى سياستمداران ترك باشند. چراكه آقاى رامپوى يكى از سرسخت ترين مخالفان عضويت تركيه در اتحاديه اروپاست. هرچند وى پس از انتخاب شدنش اعلام كرد كه عقايد شخصى خود را در چارچوب قوانين اتحاديه اروپا اعمال نخواهد كرد اما در عالم سياست هرچقدر هم كه قوانين بر ديدگاه هاى شخصى اولويت داشته باشند باز هم نمى توان نقش ديدگاه هاى شخصى را ناديده گرفت. البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه روند عضوگيرى اتحاديه اروپا در حال حاضر با توجه به مشكلاتى كه گسترش اين اتحاديه داشته است در حال حاضر متوقف شده است اما ترك ها همچنان اميدوارند كه بتوانند روزنه ورود به اتحاديه اروپا را روز به روز بزرگ تر كنند و در زمانى هر چه كوتاه تر نام اروپايى را بر خود بچسبانند. اكنون آقاى رامپوى در واقع سكاندار اتحاديه اروپاست هرچند بيشتر به نظر مى رسد كه در لباس يك سكاندار براى ايفاى اين نقش ظاهر شده است و رهبران اروپايى خوشحالند كه خودشان مى توانند كشتى اتحاديه اروپا را به هر سمت كه مى خواهند هدايت كنند. اما شايد در دور بعدى با انتخاب يك رئيس بانفوذ و قدرتمند تر اميد بيشترى براى همگرايى مردمان اين قاره از افق هاى دور سربرآورد.