نسخه
PDF
شماره ۶۰۴۱ - ۱۷ آذر ۱۳۸۸ - - ۸ دسامبر ۲۰۰۹ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به مؤلفه هاى زيبايى شناسى و جامعه شناسى در نقد عكس؛
سيديحيى يثربى:
نگاهى به مؤلفه هاى زيبايى شناسى و جامعه شناسى در نقد عكس؛
كشف و شهود در آثار عكاسى
003795.jpg
اين مطلب را با اين پرسش آغاز مى كنيم كه پازل ما از شناخت هستى كى پايان خواهد يافت؟ يا، اين پازل از روى كدام نسخه چيده مى شود؟ به عبارتى فلسفى، چيدمان اين پازل (فهم ما از هستى) بر چه اساسى صورت مى گيرد؟ خرد براى جور كردن پازل خود كه دريافت قطعى از سر و ته آن ندارد و حتى پرسش از اين كه «كى اين پازل تمام خواهد شد»، حواس انسانى را خطاكار اعلام مى كند. چشم كه عصاى فرو رفته در آب را شكسته مى بيند، با نظريات علم جور نبود، يافته هاى خرد از يافته هاى حواس فراتر رفته اند و تصورى به دست داده اند كه معيار خطاى حواس اند. هنر بر اين حواس همت گماشته است و معيارى كلى براى درستى و نادرستى يافته هايش تنظيم نكرده است . چرا كه فراتر از ديدن و شنيدن چيزى براى هنر نيست ، آن چه براى خرد رخ مى دهد يافته اى است پنهان، پس براى درستى آن محكى بايد يافت. محكى كه فراتر از خود علم گام بردارد. و آن چه براى هنر مثلاً در عكاسى رخ مى دهد ديدن آن چه در دسترس است : رنگ و نور ژرفا. پازل عكاس با يك شاتر زدن تكميل مى شود. او نمى خواهد فهم خود از هستى يا انسان را به سرانجام برساند يا اين كه اطلاعاتى تازه در اختيار بيننده قرار دهد، چرا كه هنر درصدد حل چيزى نيست . منتقد عكس مى تواند يك روان شناس باشد يا يك فيلسوف. روان شناس، عكس را به عنوان يك پديده انسانى مورد بررسى قرار مى دهد و اين براى هنرمند ابدا چيز تازه اى  نمى دهد ولى براى تكميل كردن پازل روان شناس لازم است . او به عكاس به عنوان توليد كننده موارد و انگيزه هاى پنهان مى نگرد و بايد آشكار شود. از انگيزه عكاس سخن مى گويد و آن را به هنر تعميم مى دهد. انگيزه اى كه عكاس را تحريك مى كند براى آفرينش اثر هنرى، براى چه كسى جالب و آموختنى است ؟ اين روش علمى است كه نقطه آغاز خود را برچيزى استوار كند و در روان شناسى «انگيزه » چنين مى كند. اگر انگيزه را از عكاس كم كنيم همه چيز فرو مى ريزد. همانند اين ديدگاه علمى كه همه چيز به يك نقطه مى انجامد و آغاز و انجام هستى از اين نقطه است . براى ايجاد پرسش لازم است پاى خود را بر چيزى محكم كنيم تا نشان گر هدف باشد. انگيزه نيز براى يك روان شناس امرى لازم و مفروض است . مخالفت نگارنده با راز آلودگى در اين است كه آثار هنرى را به معمايى رياضى يا رازورزانه صوفى گرانه مى كاهد و اين نيز سبب خاموش ماندن گفتارهاى هنرى مى شود. تعمق و ژرف انديشى جاى گفتار را گرفته و به عبارتى، انديشه بر گفتار چيره مى گردد. رازورزى در عكس نه پشتوانه علمى دارد و نه تعبيرى هنرى. اين رازورزى چنين تعبير مى شود: عكاس عمدا چيزى را پنهان نگاه داشته و بيننده بايد چيزى پنهان در اثر را بيابد. اگر عكاس در پى اين نبوده است كه چيزى را پنهان كند پس، بيننده ناچار نياست معمايى را حل كند. ديدگاه «پازل عكسى» تمثيلى است از اين كه دستان ماهرى مانند روان شناس و جامعه شناس لازم است تا راز پنهان شده اثر هنرى را نمايان و تبيين كند. براساس نگره ويتگنشتاين، آثارى انسانى همچون هنر با نظريات علمى هيچ گونه سنخيتى ندارد. تعبيرهاى عالمانه براى آشكار كردن موضوع پنهان شده دست درازى علم بر ساحت هنر است ، نه حق كشف يا بازيابى. اگر حتى چيزى در هنر پنهان باشد، همان نيست كه مخترعان و دانشمندان در پى كشف آن هستند. «آيا تعبير پازل براى اثر هنرى مناسبت دارد» يعنى اين كه، تكه پاره هاى اثر به گونه اى منطقى و درست در كنار هم چيده مى شوند تا يك كليت هنرى با معنايى ويژه بيافريند. سه موضوع در اين جا ديده مى شود:الف) مفهوم نشانه شناسى.ب) معماى اثر و ج) كليت بخشى.نشانه شناسى روشى است براى تعبير عكس كه از ارتباط نشانه ها به دست مى آيد. نشانه شناسى در دستان روان شناس چون ابزارى است براى كشف عكاس و نه اثر. معما، واژه اى نابجا در هنر دارد كه تعبير عوامانه از آن زياد به كار مى رود. به نظر مى رسد هنرمند چيزى را كشف كرده است كه بايد آشكارش كرد. بلكه، هنرمند نه چيزى را كشف كرده است و نه گنجينه اى است كه با خرد منطقى باز مى شود. تمايل به كليت بخشيدن به منظور كسب نظريه اى واحد از تعميم روش هاى علمى به هنر ناشى مى شود. روانشناس، جامعه شناس و
هر كس ديگرى در زمينه علمى مى تواند تعبير و تفسير خود را براى معنايابى اثر هنرى ارائه دهد، ولى كليت بخشيدن يك اثر هنرى به همه آثار خلط روش هاى علمى است . آيا اساسا هنر در راستاى حل كردن مسايل انسانى است ؟ آيا نقد هنرى در پى يافتن كليتى جامع براى بر كشيدن نظريه اى واحد است ؟ به تعبير ويتگنشتاين، نظريه تنها در علم موضوعيت دارد و نه حتى در فلسفه، نظريه، از نتايج آزمون و خطاست كه همواره از كشف موارد تازه خبر مى دهد، هنر را سهوا مى توان سامان دادن به حواس انسان تعريف كرد و نه كشف كردن. زيبايى شناسى به تعبير او علم نيست چرا كه خرد موضوعيتى به شكل دانش در هنر ندارد. دست به كار شدن عالمان براى جور كردن آثار هنرى به اين معنى است كه عكاس در آن گوشه ايستاده است و اثر خود را از دست داده است تا كشف و دوباره راه اندازى شود. «نگاه كن و ببين» موضوعى از بنياد هنرى است و «آن قدر مشاهده كنيد تا به نظامى متوالى داست يابيد (بيكن)» مفهومى علمى و كليت بخش است . ظرافت و سادگى در «بنگر و ببين» از ظرافت و سادگى ديدگاهى هنرى بر مى تابد. «كجا را بنگر و چه چيز را ببين» پرسشى است از مهندسى جامعه اما پاسخ هرگز از آن هنر نيست . تنوع و گوناگونى در اين گزاره همان بنياد هنرى است . تعبيرى هنرى تنها به نگاه كردن مى انجامد و نه اين كه مسايل پس از آن: نگاهى كه در پى راه حلى براى بركشيدن نظريه نيست ، نظريه اى كه بتوان با آن همه آثار هنرى را به يك شيوه معنادار كرد. مى توان گفت دانش تنها بخشى از فعاليت انسان است و نه همه آن چه كه از انسان تراوش مى كند. و چيستى دانش نه از دانش بر مى آيد كه بتواند از خود تحليل كند و درست و نادرستى اش را بيازمايد بلكه، فلسفه چنين كارى را بر عهده مى گيرد. نگره علمى تنها بخشى از آثار هنرى را مى گيرد كه در پرتو نظرياتش روشن مى شود و اين ايده اى براى هنر نمى آفريند. موضوعات هنرى در پرتو دانش معنا دارد  نمى شوند. دانش تنها قادر است موضوعات خود را بررسى كند. روشى كه براى دانش چيده شده تنها موضوع محدودى از خود را مى تواند آشكار و تحليل كند. منطق و فلسفه در پى موضوع پنهان نيستند ولى دانش بنا بر تجربى بودن اش مشاهده، كشف و سپس تبيين مى شود. بنابراين، تصوير پازل گونه از يك عكاس جاى چندوچون دارد. چرا يك روان شناس يا جامعه شناس بهتر از يك عكاس عكس را مى داند؟ او مى تواند تعبيرى اجتماعى از بحران هاى جامعه يا شادى هاى آن داشته باشد ولى اين تبيين نه اثر را كشف مى كند و نه تنها نتيجه اين اثر است . آن چه از تعبيرهاى عالمانه به هيچ رو مناسبت ندارد كليت دادن به مسايل و رفتارهاى هنرى است . «كليت» يا نظريه بسان كليدى است كه تلاش مى كند هرگونه اثر هنرى را به يك روش آشكار كند. عاميانه بودن چيرگى نظريات علمى بر همه چيز به دليل موفقيت هاى تكنيكى ست و گسترش اين تفكر كه دانش يا خرد تنها ابزارى است كه مى تواند بر همه چيز پرتو افكند جز يك فريفتگى عاميانه  نمى تواند باشد. نشانه شناسى در عكس اگر در پى كليت دادن از اين گونه روش هاى علمى است به همان مشكل دچار خواهد شد. يافتن نشانه اى كه در هر اثر معنى يكسانى در بر گيرد چيزى بر توان اثر هنرى نخواهد افزود بلكه، كارايى و ژرفاى آن را فرو خواهد كاست و بدين معنى  نمى شود گفت كه هنر گرفتار هرج و مرج است . ما از خوبى يا گيرايى عكس سخن مى گوييم به دلايل گوناگون و نه اين كه دليل آن گسترش نظريات روان شناسى به گونه خوبيست . روش مبتنى بر علم به صورت خلط شده به حوزه فرهنگ و هنر آميخته مى شود و اين نيز به گسترش تعبيرهاى عاميانه و گفتارهاى نامنسجم در هنر مى انجامد. بدين ترتيب، اگر گفتارهاى بالا درست باشند، رازورزى و كشف و شهود از آثار هنرى بى معناست . هنر چيزى پنهان آشكار  نمى كند كه داست ان ماهرى براى كالبد شكافى اش لازم باشد: او همچون عكاس «نگاه مى كند و مى بيند» و همچون موسيقى دان «گوش فرا مى دهد و مى شنود». زيبايى شناسى چنان كه گفته شد،  نمى تواند علم باشد چرا كه مبتنى بر تجربه نيست كه مشاهده و سپس مورد آزمون قرار گيرد و اگر سربلند بيرون نيامد ابطال شود. نقد عكس مربوط به تكنيك (تركيب و نورسنجى...) چيزى است و بررسى محتواى آن (رنگ و نشانه ها...) چيزى ديگر. بند دوم را به راحتى در تعبيرهاى مغشوش فرو مى غلتد و براى جلوگيرى از آن به روش هاى علمى مى آويزد تا تعبيرى محكم جلوه كند.
* خليل غلامى
www.aftab.ir
سيديحيى يثربى:
نيازمند حركت به سمت ساده سازى زبان ترجمه هاى قرآن هستيم
به گفته سيديحيى يثربى، با وجود اين كه در حال حاضر تنها راه ممكن ترجمه قرآن براى نوجوانان، ترجمه موضوعى آيات است، اما حركت به سمت ساده  سازى زبان ترجمه از ايجاد ترجمه هاى موضوعى مى تواند مفيدتر باشد. سيديحيى يثربى؛ قرآن پژوه و استاد سابق دانشگاه؛ با اشاره به اينكه اعجاز قرآن را بايد در محتواى آن دانست، اظهار كرد: «قرآن كريم در تمام آيات مخاطبش را با عبارت «الناس» كه به معنى تمامى مردم است خطاب مى كند و شأن پيامبر اكرم(ص) را نيز ارسال و ابلاغ اين مفهوم دانسته و تصميم گيرى و فهم آن را نيز بر عهده مخاطبان قرار داده است.» وى افزود: «در ارتباط با ترجمه قرآن كريم توقع ما اين نيست كه تمامى گرو ه هاى سنى مخاطب آن بتوانند به درستى معنى مفاهيم آن مانند عدالت، اصالت انسان و حقوق بشر را درك كنند، اما اگر اصرار داريم كه براى هر دسته از مخاطبان قرآن كريم به سمت خلق ترجمه هاى اختصاصى از قرآن كريم برويم و در اين باره چاره اى نيست جز آنكه با انتخاب و گزينش برخى از آيات قرآن به صورت موضوعى براى آن ها به انتشار ترجمه بخش هايى از قرآن اقدام كنيم.» يثربى ادامه داد: «قرآن با وجود پيام محور بودنش، متنى است كه بر پايه لفظ و صنايع؛ لفظى در هنگام ترجمه در وهله نخست نمى توان انتظار داشت كه همه گروه هاى سنى به دركى مشترك و مناسب از آن دست بيابند، لذا به عقيده شخصى من حركت به سمت ساده سازى زبان ترجمه، از ايجاد ترجمه هاى موضوعى مى تواند مفيدتر باشد.» اين نويسنده در ادامه و در تشريح زبان ساده براى ترجمه قرآن به خبرگزارى قرآنى گفت: «براى تمامى گروه  هاى سنى ترجمه كل قرآن مى تواند قابل استفاده باشد، ولى بايد براى ترجمه به يك زبان مشترك دست بيابيم كه عبارت است از دورى كردن از بيان لغات و واژگان عرفانى در ترجمه و نيز دورى از ترجمه عينى تمامى الفاظ و استفاده از آن ها به همان ترتيبى كه متن قرآن به كار برده است. گاهى ديده مى شود در ترجمه هاى فارسى حتى به متفاوت بودن جايگاه كلمه در فارسى و عربى توجه نمى شود و اين درك قرآن و خلق يك زبان ساده را براى فهم مخاطبان با سنين پايين تر با مشكل مواجه مى كند.» اين مدرس دانشگاه افزود: «مخاطبان جوان و نوجوان بايد ترجمه كل قرآن را با مختصات زبانى كه من نام ساده بر آن مى گذارم، در اختيار داشته باشند و به تدريج و با افزايش سن به سمت درك و فهم ايجاز پيامى زبان حركت كنند. آنچه كه تا امروز اين موضوع را با مشكل روبرو كرده است به دو ديدگاه باز مى گردد؛ دسته اى معتقد هستند متن قرآن متنى عرفانى است كه با رمز و اشاره سخن مى گويد در حالى كه زبان قرآن زبانى آشكار و صريح است و رمزگونه نيست. دسته اى ديگر نيز اعجاز كلام قرآن را تنها اعجاز لفظى مى دانند كه ترجمه نمى تواند بار معنايى آن را در خود به همراه بياورد.» يثربى در پايان خاطرنشان كرد: «اعجاز حقيقى قرآن را بايد در محتواى بلند آن دانست كه در كنار لفظى زيبا آمده و اين موضوع نيز منطقى است، چرا كه با تكيه صرف بر زبان قرآن كريم نمى توانست براى همه مردم دنيا و در همه سنين پيام خود را منتقل كند.»
سانحه رانندگى و فروش يك كتاب
تصادف رانندگى «تايگر وودز» قهرمان گلف جهان موجب شد تا كتابى كه در اتومبيل او وجود داشت، پرفروش شود. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از گاردين، بر اثر برخورد اتومبيل «تايگر وودز» قهرمان گلف جهان به يك درخت، تصويرى كه توسط پليس گرفته شد و در اختيار مطبوعات قرار گرفت نشان از اين داشت كه در ميان همه خرده شيشه ها و يك بطرى آب، يك جلد كتاب جيبى نيز در اتومبيل اين چهره سرشناس ورزشى وجود دارد. كتاب «ادراك فيزيك» اثر جان گريبين كتاب جلد شوميزى جيبى بود كه با تكثير اين عكس در ميان نشريات مختلف به سرعت توجه مردم را به خود جلب كرد. اين كتاب در حالى كه در سايت فروش اينترنتى كتاب آمازون در رده ۳۹۶۲۲۴ جاى داشت ناگهان با چنان استقبالى روبه رو شد كه در ظرف روز جمعه تمامى موجودى اين كتاب به اتمام رسيد. اين كتاب يك عنوان از مجموعه آثارى است كه «ادراك ستاره شناسى»، «ادراك فلسفه» و... توسط انتشارات معتبر «بارنز اند نوبل» منتشر شده است. نويسنده اين كتاب كه از پرفروش شدن اين اثر تعجب كرده در اين باره گفت هرگز تصور نمى كرد كسى كتابش را بخواند و از اين كه اثرش منتشر شده بود، بسيار خوشحال بود. او كه درباره علوم جديد مى نويسد اين كتاب را ۲۵ سال پيش نوشته است.
نگارش رمان «گدازه» در پى استقبال ژرمن ها از «برج»
«يووه تلكمپ» نويسنده پرفروش آلمانى رمان موفق «برج» در نظر دارد رمان جديدى با عنوان «گدازه» را در دنباله رمان «برج» منتشر كند. به گفته خبرگزارى كتاب به نقل از خبرگزارى آلمان، وى در مورد نامگذارى رمان جديدش گفت: «اين نام براى من مناسب ترين تصوير براى توصيف آن زمان به نظر رسيد. افراد بسيارى پس از فروريختن ديوار برلين اين احساس را داشتند كه اكنون دورانى سرشار از هرج و مرج، جوشش و زمانى رنگارنگ و وحشى آغاز شده اما ديدند كه بتدريج همه چيز در مسيرى منظم قرار گرفت. از اين رو عنوان «گدازه» كه در حقيقت مواد مذاب موجود زير يك سطح جامد است كه بيرون مى زند، براى اين تعبير و تعريف بسيار مناسب و بجا است.» رمان «برج» با موضوع پايان حكومت آلمان دمكرات در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و «تلكمپ» به خاطر نگارش آن جايزه كتاب سال آلمان و جايزه ملى آلمان را دريافت كرد.
راهيابى خالق«پارك ژوراسيك» به جدول كتاب هاى پرفروش
فهرست كتاب هاى پرفروش آمريكا اين بار اثرى از «مايكل كرايتون» خالق «پارك ژوراسيك» را در خود جاى داده كه دست نوشته هاى آن پس از مرگ نويسنده در سال ۲۰۰۸ پيدا شد. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از نيويورك تايمز، اين بار نيز «جيمز پترسون» موفق شد «استفن كينگ»، دن براون» و جان گريشام» را پشت سر بگذارد و براى دومين بار صدرنشينى را از آن خود كند. رمان «من، الكس كراس» داستان كارآگاهى به نام «الكس كراس» را به تصوير مى كشد كه با جسد خواهرزاده اش روبه رو مى شود و در تحقيقات براى يافتن قاتل درمى يابد مقتول با گروهى خطرناك ارتباط داشته و... دومين جايگاه اين هفته در اختيار رمان تازه وارد «عرض هاى جغرافيايى غيرمجاز» نوشته «مايكل كرايتون» قرار گرفت. بيشتر آثار اين نويسنده كه در ژانر وحشت، داستان هاى علمى تخيلى و پزشكى مى گنجد تا به حال به روى پرده سينما آمده است. وى در نوامبر (آبان) ۲۰۰۸ درگذشت و پس از پيدا شدن نسخه خطى «عرض هاى جغرافيايى غيرمجاز»، اين اثر دو هفته پيش منتشر شد و در همين مدت كوتاه موفقيتى بزرگ به دست آورد. داستان اين كتاب در درياى كاراييب قرن هفدهم مى گذرد و درباره حمله دزدان دريايى به يك كشتى بادبانى حامل طلا براى اسپانياست. ۱۱ هفته از حضور«دن براون» در ميان نويسندگان مطرح جهان گذشته و همچون هفته گذشته، او عنوان سوم را به خود اختصاص داده است. قهرمان اين كتاب پروفسور رابرت لنگدان اين بار در پى يافتن اسرار مخفى لژ فراماسونرى در واشنگتن است. «زير گنبد» به قلم «استفن كينگ» كه به عنوان چهارمين كتاب هفته شناخته شده، داستان شهرى را روايت مى كند كه ناگهان به شكلى غير قابل توجيه به دليل وجود يك ميدان نيروى نامرئى با باقى جهان قطع ارتباط مى كند. هواپيماها در اين شهر تكه تكه مى شوند و به صورت آهن پاره هايى سوزان از آسمان فرو مى ريزند، ماشين ها بر اثر تصادف با ديوار منفجر مى شوند،حيوانات دوپاره مى شوند و خانواده ها از يكديگر جدا مى افتند. هيچ كس نمى داند كه اين حايل نامرئى چه زمانى دوباره ناپديد مى شود و ذخيره مردم چه زمانى به پايان مى رسد. همه براى زنده ماندن و بقاى خود مى جنگند و... پنجمين رديف جدول در اختيار كتاب تازه وارد «نفس گير» به قلم «دين كونتز» قرار گرفت. اين نويسنده ما را به دنيايى پر از اضطراب و ماجرا مى برد و تمام مدت افكار انسان را معلق نگه مى دارد. داستان درباره جانورانى شگفت انگيز و عجيب در كوه هاى كلرادو است كه با خروج از مخفيگاه خود مشكلاتى را ايجاد مى كنند. «جان گريشام» نيز با كتاب «فورد كانتى»پس از ۴ هفته حضور در اين فهرست، ششمين كتاب هفته شناخته شد. اين كتاب در واقع مجموعه داستان هاى كوتاهى است كه در قالب يك كتاب به چاپ رسيده و ماجراهاى آن حوالى مى سى سى پى مى گذرد. «نخستين خشم لرد» اثر «جيم باچر» از ديگر كتاب هاى تازه وارد به اين فهرست، در رديف هفتم ايستاده است. يكى از لردهاى «كالارا» عليه حكومت لرد پير «گايوس سكستوس» شورش مى كند و با وجود اين كه جانش در معرض خطر است، به مبارزه ادامه مى دهد.
اجراى موسيقى سنتى گروه خنيا در «روح سرخ ماه»
آيينه هنر: گروه موسيقى «خنيا» به سرپرستى «پرى ملكى» در روزهاى پنج شنبه و جمعه  ۱۹ و  ۲۰ آذرماه  ۱۳۸۸ كنسرتى به صورت همخوانى و همنوازى، در ساعت  ۳۰/۶ عصر در سالن فرهنگسراى نياوران اجرا خواهد كرد. در اين برنامه كه عنوان «روح سرخ ماه» را دارد، در دو بخش آوازاصفهان ودستگاه چهارگاه، قطعاتى از ساخته هاى حميد بهروزى نيا، پرى ملكى و جلال امير پور سعيد، اجرا خواهد شد. در اين برنامه جلال امير  پورسعيد (تار)، آوا ايوبى (تارباس)، حميد بهروزى نيا (تار)، هومان رومى (كمانچه)، بامداد ملكى (تنبك و دواير كوكى)، نيما نيك طبع (سنتور و دف)، صداى همخوانان پرى ملكى، شهرام مهاجر، نيما نيك طبع، ياسمن كاظمى و آوا ايوبى را همراهى مى كنند. علاقه مندان براى تهيه بليت مى توانند به فرهنگسراى نياوران، فروشگاه بتهوون، فروشگاه سياه سفيد، فروشگاه ققنوس و فروشگاه چكاوك مراجعه كنند.
تجليل از پيشكسوتان كتاب آرايى دردومين گردهمايى «گنجينه هاى از ياد رفته ايران»
آيينه هنر: در دومين گردهمايى «گنجينه هاى از ياد رفته ايران» از استادان پيشكسوت هنرهاى سنتى در رشته هايى چون كتاب و كتاب آرايى تجليل مى شود. در دومين گردهمايى «گنجينه هاى از ياد رفته هنر ايران» از ۱۲ تن از استادان پيشكسوت در عرصه هنرهاى سنتى ايران تجليل مى شود. سيد حسن متوليان، سيد حسين مدنى، حبيب نقاش، سيد رضا روحانى، رضا روح بخش، غلامعلى حجرى، سيد حسن رضوى، محمد ناظرى، ايرج بخشى، سارا محمدى، عطيه روشنفكر و گل گيس حبيبى استادانى هستند كه در اين گردهمايى از آنان تجليل خواهد شد. اين گردهمايى در روزهاى ۲۳ و ۲۴ آذر برگزار مى شود و به رشته هايى چون كتاب وكتاب آرايى، نگارگرى، هنرهاى صناعى، فرش، هنرهاى مرتبط با معمارى، آيين ها و نمايشنامه هاى مردمى و موسيقى اختصاص خواهد داشت. دومين گردهمايى «گنيجينه هاى از ياد رفته هنر ايران» ۲۳ و ۲۴ آذر در محل فرهنگستان هنر واقع در خيابان وليعصر، تقاطع طالقانى، پلاك ،۴۲۲ ساختمان مركزى برگزار مى شود.
سعيد كشن فلاح و كارگردانى تله تئاتر آقاى توپاز 
سعيد كشن فلاح پس از مدت ها وقفه قصد دارد تله تئاتر«آقاى توپاز» را براى پخش از تلويزيون آماده كند. كشن فلاح در گفتگو با سايت ايران تئاتر درباره اين وقفه طولانى در فعاليت هاى اجرايى خود گفت:«من حدود ۱۰سال است كه قصد اجراى اين متن را دارم و روى آن كار مى كنم؛ اما هر دفعه به دلايلى توليدش متوقف شد و چون علاقه خاصى به اين متن داشتم،  منتظر شدم تا توليد آن به نتيجه برسد، حالا مشغول انجام هماهنگى هاى لازم براى توليد اين تله تئاتر هستم.» تله تئاتر«آقاى توپاز» اثر مارسل پانيول نويسنده فرانسوى است كه سيدمهدى شجاعى ويراستارى آن را بر عهده داشته و سعيد كشن فلاح خود آن را بازنويسى كرده و كارگردانى مى كند.قرار است تمرينات اين تله تئاتر بهمن ماه و ضبط آن نيمه اول اسفند ماه آغاز شود، ولى هنوز بازيگران آن به طور قطعى مشخص نشده اند. اين نمايش پر پرسوناژ كه در زمانى طولانى روايت مى شود، داستان يك معلم  ساده است كه  به اخلاقيات پايبند و معتقد است و زندگى خود را وقف شاگردانش مى كند تا اين كه يك روز بنا به دلايلى از مدرسه اخراج مى شود و به دنبال آن مسائل و مشكلاتى برايش پيش مى آيد.
معرفى آثار بخش صحنه اى همايش سراسرى آئين هاى عاشورايى
آيينه هنر: ششمين همايش سراسرى آئين هاى عاشورايى با ۱۴ اثر در بخش مسابقه صحنه برگزار مى شود. روابط عمومى مركز هنرهاى نمايشى اعلام كرد در اين همايش هفت اثر از تهران و هفت اثر از شهرهاى مختلف روى صحنه مى رود. نمايش هاى «آواز در مه»، «به روايت خسرو پسر ميرزا يحيى معين البكا»، «داخلى تابلوى شب دهم»، «عروسى قاسم»، «مجلس مصائب خانواده ابوفاضل»، «فطرس» و «زير درخت سيب»، «خط خون»، «شور شهر شيرين»، «وين شرح بى نهايت»، «مى خواستم ببوسمت باران گرفت» تعدادى از نمايش هايى هستند كه در اين همايش روى صحنه مى روند. بخش مسابقه صحنه ششمين همايش سراسرى آئين هاى عاشورايى از هشت تا ۱۲ دى ماه در گرگان برگزار مى شود.
آغاز  اجراى   آگرانديسمان  و اجراى ۱۳ اثر نمايشى
تالارهاى نمايشى اين هفته در حالى ميزبان ۱۳ گروه نمايشى است كه از اين هفته نمايش  آگرانديسمان به عنوان تازه ترين اثر نمايشى در خانه نمايش اداره برنامه هاى تئاتر به روى صحنه رفت. در اين هفته نمايش فيروزه  نوشته و كار بهزاد فراهانى ساعت ۱۸:۳۰ در تالار اصلى به مدت ۱۸۰ دقيقه به روى صحنه مى رود. در تالار چهارسو نمايش  سوگ سياوش  نوشته صادق هاتفى به كارگردانى سياوش طهمورث ساعت ۱۹:۳۰ به مدت ۸۰ دقيقه ميزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود. جن گير  عنوان نمايش ديگرى به نوشته و كارگردانى كوروش نريمانى است كه در نوبت و در ساعت هاى ۱۷ و ۱۹ در تالار قشقايى به مدت ۷۵ دقيقه اجرا مى شود. در كارگاه نمايش هم نمايش عروسكى  آرش  نوشته و كار فهيمه ميرزا حسينى ساعت ۱۸ به مدت ۴۰ دقيقه پذيراى تماشاگران تئاتر است. در تالار سايه نيز نمايش من حرفى ندارم دنبالشو نگير  نوشته فرهاد نقد على به كارگردانى آشا محرابى ساعت ۱۹ به مدت ۷۵ دقيقه به روى صحنه مى رود. در خانه نمايش اداره برنامه هاى تئاتر هم از اين هفته نمايش  آگرانديسمان  به كارگردانى اكبر قهرمانى ساعت ۱۸:۳۰ به مدت ۴۰ دقيقه به روى صحنه خواهد رفت.  مجلس سياه بازى بيژن و منيژه  هم عنوان نمايش ديگرى نوشته شهناز روستايى است كه ساعت ۱۸:۳۰ به كارگردانى داود فتحعلى بيگى در تماشاخانه سنگلج اجرا مى شود. به گزارش ايلنا،  در تالار اصلى مولوى هم نمايش تراژدى با كمدى اضافه  نوشته آنتوان چخوف به كارگردانى اسماعيل شفيعى ساعت ۱۷:۴۵ به روى صحنه خواهد رفت. در تالار كوچك مولوى نيز نمايش بازى استريندبرگ نوشته فردريش دورنمات به كارگردانى مژگان خالقى ساعت ۱۷:۳۰ميزبان تماشاگران تئاتر است. حسنك كجايى  نوشته حسن وارسته به كارگردانى احمد سليمانى و حسن و غول هايش  نوشته و كار محمد حسين ناصر بخت هم عنوان دو اثر نمايشى هستند كه به ترتيب در ۱۸:۳۰ و ۱۷:۳۰ در تالار هنر به روى صحنه مى رود. در تماشاخانه شماره ۱ ايرانشهر نيز نمايش  اتللو  به كارگردانى حميد مظفرى ساعت ۱۹ به مدت ۱۵۰ دقيقه اجرا مى شود ضمن اينكه در تماشاخانه شماره ۲ ايرانشهر نيز نمايش آگاممنون نوشته و كار همايون غنى زاده ساعت ۱۹:۳۰ به مدت ۶۰ دقيقه به روى صحنه خواهد رفت. در تالار محراب هم نمايش  اوژاژ نوشته و كار امين آبان ساعت ۱۷ به مدت ۵۰ دقيقه ميزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.