آيينه هنر: چه مؤلفه هايى براى نگارش يك نمايشنامه لازم است؟ نويسنده بايد تا چه ميزانى از دانش داستان نويسى بهره مند باشد تا بتواند يك نمايشنامه را براى اجراى صحنه اى به رشته تحرير درآورد؟ آيا صرف آشنايى با مكاتب ادبى مى تواند فرد را به نمايشنامه نويس بدل سازد؟ اين پرسش ها و سؤالات ديگر، سبب شد تا ديويد كورت؛ منتقد نيويوركى؛ تجربه متفاوتى را در مقام يك منتقد وعلاقه مند به هنرهاى دراماتيك تجربه كند. او تصميم گرفت تا نمايشنامه ناتمامى از جرج برنارد شاو را به پايان برساند و در عين حال خود را براى نتيجه آن - تشويق يا استهزا تماشاگران - آماده كرد. كورت معتقد است: «چه كسى بهتر از منتقد تئاتر براى نوشتن يك نمايشنامه صلاحيت دارد؟ منتقدان تئاتر، تمام وقت خود را به تماشاى تئاترهاى مختلف كه گاه بسيار مزخرف و كسالت آورند، خواندن نمايشنامه ها، آناليز كردن ساختار آنها و فهم لفاظى هاى زبانى نويسنده مى گذرانند. آنها مكاتب را مى شناسند، آثار ادبى كلاسيك را خوانده اند و با افكار رئاليستى، سورئاليستى و... آشنايى دارند. با اين حال چه چيز سبب مى شود كه اغلب منتقدين تئاتر، فاصله خود را با نمايشنامه نويسان حفظ كنند؟ اين نكته جالبى است كه وسوسه نويسندگى اغلب سراغ منتقدان نمى رود. با اين حال چه چيز باعث شده تا من در مقام يك منتقد تئاتر ميل احمقانه اى به تمام كردن نمايشنامه اى تك پرده اى ازجرج برنارد شاو پيدا كنم؟» پاسخ به اين پرسش را شايد با مرورى گذرا در زندگى برنارد شاو بتوان بدست آورد. شاو، پيش از آنكه نمايشنامه نويسى مشهور شود، منتقدى نكته بين، دقيق و آگاه بود. او به ديدن غالب آثار نمايشى مى رفت و با وسواسى بى نظير سعى در واكاوى افكار و ذهنيات بوجود آورندگان آثار داشت. با اين حال هيچ كس نمى تواند منكر اين مسأله شود كه شاو علاوه بر قدرت بالاى تجزيه و تحليل، نويسنده اى چيره دست بود. او قدرت كلمات را مى شناخت و همچون موسيقيدانى زبر دست مى توانست نغمه اى دلنشين را از جملات نمايشنامه خود به وجود آورد. با اين اوصاف آيا هر منتقد تئاترى مى تواند راهى را كه برنارد شاو طى كرده بود را از سر گيرد؟ منتقد نيويوركى تقريباً پاسخ مثبتى به اين پرسش مى دهد: «مى توان به نمايشنامه ناتمام شاو به مثابه يك اتود يا طرح اوليه نگريست كه در پنج صفحه به رشته تحرير درآمده است. اين نمايشنامه نيز مثل ديگر نوشته هاى شاو علاقه وافر او را به درهم آميختن فضاى عرفانى، آرمانى با دنياى مادى نشان مى دهد. من آثار بسيار زيادى از او را بر صحنه ديده ام و نمايشنامه هايش را بارها مطالعه كرده ام پس چه چيز مى تواند مانع از آن شود كه بتوانم جملات ناتمام شاو را تمام كنم؟» آنچه كورت در حال تجربه آن است شبيه به دنبال كردن سرمشقى است كه استادى براى شاگردش تنظيم كرده است. او تنها منتقدى نيست كه وسوسه نگارش نمايشنامه و يا حتى كارگردانى به سراغش آمده است. هر از چند گاهى خبرهايى مبتنى بر اجراى آثارى از نمايشنامه نويسان بزرگ به كارگردانى منتقدان در وست اند يا برادوى منتشر مى شوند. با اين وجود آيا اين اجرا ها مى تواند پاسخ قطعى پرسش ابتدايى ما باشد؟ منتقدان مى توانند نمايشنامه نويس باشند؟ واقعيت آن است كه پاسخ اين پرسش مثبت است. حتى چيزى فراتر از اين پرسش است. هر شخص علاقمندى مى تواندنمايشنامه نويسى را تجربه كند. منتقدان، چون مطالعه و دانش بيشترى در سبك ها و آثار هنرهاى دراماتيك دارند قطعا بيشتر راه را طى كرده اند. كورت، لذت نمايشنامه نويسى را چيزى وراى ديدن نمايشنامه به عنوان يك منتقد مى داند. او مى گويد: «نوشتن نمايشنامه فرصتى است براى شريك شدن با مخاطبان در يك لحظه تئاترى.» او نگارش نمايشنامه شاو را به اتمام رسانيده و قرار است اين نمايش در ژانويه سال ۲۰۱۰ ميلادى به صحنه برود.
*گاردين
به اعتقاد سعيد بيابانكى؛
خلوص شعر دينى در جشنواره هاى موضوعى از بين مى رود
سعيد بيابانكى گفت: «اگر رقابت در شعر دينى به اين صورت باشد، خلوص آن از بين مى رود.» سعيد بيابانكى؛ شاعر و طنزنويس؛ ضمن انتقاد از رقابت موجود در ميان شركت كنندگان در جشنواره هاى شعر دينى به شبستان گفت: «اگر قرار باشد رقابت در شعر دينى و مذهبى به اين صورت باشد خلوص و نيت قلبى از بين مى رود و شعر بدون خلوص ماندگار نيست و از بين مى رود.» وى افزود: «نفس برگزار كردن جشنواره در عرصه هاى مختلف شعر، سينما، تئاتر، موسيقى و ... اتفاق خوبى است، اما بايد به اين نكته توجه شود كه جشنواره بايد محلى براى عرضه بهترين ها باشد، نه اين كه بهانه اى باشد براى توليد اثر، كسى كه جشنواره را براى نخستين بار برگزار كرده است، مى خواسته عرصه اى ايجاد كند تا هر ساله بهترين آثار عرضه شوند.» اين شاعر ادامه داد: «وقتى كه جشنواره به جاى عرصه عرضه بهترين ها، تبديل به بهانه توليد اثر شود مضر است و متاسفانه در سال هاى اخير اين اتفاق رخ داده است.» وى درباره جوشش و كوشش براى سرودن شعر گفت: «شعر بايد از ناخود آگاه برآيد و حاصل جوشش باشد، اما وقتى كه شاعر، موضوعى را در مقابل خود مى گذارد و تصميم مى گيرد تا شعر بگويد، ديگر سرودن شعر، ناخود آگاه نيست او تصميم گرفته است كه شعر بگويد و اين مى شود خودآگاهى كه اتفاق خوبى براى شعر نيست.» بيابانكى راه چاره جشنواره ها و كنگره هاى ادبى را بى موضوع برگزار شدن آن ها دانست و گفت: «راه چاره اين است كه جشنواره آزاد باشد و براساس موضوع برگزار نشود. دراين صورت شاعر بهترين اثر يك سال گذشته خود را در هر زمينه اى كه باشد ارايه مى دهد. يكى از دلايل پايين آمدن كيفيت شعرها و جشنواره ها، موضوع بندى آنها است.» وى در بخش ديگرى از اين گفت وگو، درباره داورى شعر گفت: «داورى در مورد شعر خنده دار است! چون شعر امر ذوقى است و در امر ذوقى و سليقه اى، داورى وجود ندارد. ممكن است يك شعر براى من به عنوان داور خوشايند و مورد پسند باشد، و براى داور ديگر نباشد. نتيجه اين داورى ها عادلانه نيست. در صورتى كه تركيب داوران يك جشنواره عوض شود، نتيجه و رتبه بندى ها نيز كاملا تغيير مى كند.» وى در پايان گفت: «تعداد داوران جشنواره بايد بسيار بيشتر از ۳-۴ نفر باشد و داوران بايد نمايندگان افكار عمومى باشند تا كار داورى ها درست شود.
علامت هاى سؤال و اركستر ملى
چند ماهى است كه نوازندگان اركستر ملى سردرگم و بدون رهبر هستند و هيچ كس هم به فكر اين اركستر پرسابقه نيست. به گزارش ايلنا، بعد از وقايع اخير فرهاد فخر الدينى رهبر پرسابقه اركستر ملى ايران و يكى از آهنگسازان مطرح ايران از ادامه همكارى با اين اركستر خوددارى كرد. البته عدم همكارى اين موسيقيدان با اركستر ملى تنها به خاطر مسائل اخير نبود و فخرالدينى بسيارى از مشكلات را دلايلى براى اين جدايى اعلام كرده بود ولى كمتر كسى در حوزه موسيقى باور دارد كه فخر الدينى، اركسترى را كه خود ساخته و به اوج رسانده بى دليل رها كند. بسيارى از صاحب نظران موسيقى معتقدند كه سنگ اندازى ها و چاله كنى هاى برخى از مسئولان عرصه را براى او آنقدر تنگ كرد كه اركستر ملى را بدون رهبر بگذارد. مديريت اين اركستر بر عهده وزارت ارشاد و معاونت هنرى است كه اين معاونت هم مديريت آن را به صورت متناوب بين انجمن موسيقى وبنياد رودكى تقسيم مى كند. در هيچ كجاى دنيا اركستر سمفونيك رسمى كشورها خصوصى نيستند و عموما اركسترهاى بزرگ در كشورهاى مختلف دولتى هستند زيرا وقتى اركستر يك كشور سرود ملى و قطعات آهنگسازان بزرگ كشورشان را درعرصه هاى بين المللى به خوبى اجرا مى كند دولتمردان به غرور ملى و فرهنگ ملتشان مى بالند و با صلابت بيشترى در ديپلماسى حركت مى كنند . ولى در ايران كه همه معتقديم سرآمد فرهنگ و تمدن در بين ديگر كشورهاست خصوصى سازى ابتدا در بخش فرهنگ و هنر مورد توجه قرار مى گيرد و بعد در بنگاههاى اقتصادى آن هم در شرايطى كه هنوز بنگاههاى اقتصادى و سود ده بسيارى در اختيار دولت قرار دارند. در همين زمينه بابك رضايى مدير انجمن موسيقى ايران در رابطه با اظهارنظرى خصوصى از فخرالدينى مبنى بر عدم حضور دائمى اش در اركستر ملى مى گويد: من نزديك به يك ماه است كه فخرالدينى را نديده ام و اطلاعى از ديدگاه ايشان ندارم. وى مى افزايد: بحث اركستر موسيقى ملى ايران ربطى به من ندارد زيرا همان طور كه اعلام رسمى شده است مديريت اين اركستر به بنياد رودكى واگذار شده است و آقاى اميرنيا بايد پاسخگو باشد. اما اصغر اميرنيا مدير تالار وحدت و بنياد رودكى نيز از خود
رد مسئوليت مى كند و مى گويد: بله قرار بود كه اركستر زير مجموعه ما بشود ولى هنوز اين اتفاق نيفتاده و نخواهد افتاد. وى مى افزايد: بنياد رودكى با اين وضعيت و شرايط اين امكان را ندارد كه مديريت اين اركستر را قبول كند و فعلا معاونت هنرى ارشاد بايد پاسخگو باشد. خواستيم به سراغ محمدحسين ايمانى خوشخو معاونت هنرى ارشاد دولت دهم برويم كه اين كار ميسر نشد و تقريبا محال به نظر مى رسد زيرا اين مديريت تنها خود را در قبال رسانه هاى خاص پاسخگو مى داند ضمن اينكه هنوز اطلاعى از ادامه مديريت ايشان بر اين مسند وجود ندارد. متاسفانه آنچنان اوضاع به هم ريخته است كه فرهاد فخر الدينى كه پيش از اين هميشه و در هر موقعيتى به هيچ خبرنگارى جواب نه نمى داد و سفره دل پيش همگان مى گشود نيز حاضر به مصاحبه نيست. حال مى ماند اركستر ملى ايران بدون رهبر و در آستانه تعطيلى.
اجراى نمايشنامه اى از «نيل سايمون»در خانه تئاتر
آيينه هنر: نمايش راديويى «عاقبت عشاق سينه چاك» نوشته نيل سايمون از شنبه ۲۱ آذر تا ۲۵ آذر ساعت ۱۷:۳۰ در تالار خانه تئاتر اجرا مى شود. نمايشنامه «عاقبت عشاق سينه چاك»، نوشته نيل سايمون با ترجمه شهرام زرگر منتشر شده است. نمايش راديويى «عاقبت عشاق سينه چاك» كه محمد محقق منتظرى كارگردانى آن را انجام داده داراى سه اپيزود است. در اين نمايش پويا بيگى، نيلوفر افشار، دنا رضاييان و معصومه قاسمى پور ايفاى نقش دارند. اين نمايش از امروز تا چهارشنبه ۲۵ آذر هر روز ساعت ۱۷:۳۰ در تالار خانه تئاتر اجرا مى شود. «نيل سايمون»، نمايشنامه نويس و فيلمنامه نويس آمريكايى است. «پابرهنه در پارك»، «دخترى كه با ستاره پولك دوزى شد»، « اتاقى در هتل پلازا»، «عاقبت عشاق سينه چاك»، «زندانى خيابان دوم»، «پسران آفتاب»، «پزشك نازنين» و «مرور كردن خاطرات ساحل» از جمله آثار اين نويسنده است.
سالار عقيلى با ۲ آلبوم در بازار موسيقى
طى چند ماه آينده آلبوم «مايه ناز» سالار عقيلى تجديد چاپ و آلبوم تازه اى با نام «عاشقى» از او منتشر مى شود. اين خواننده موسيقى سنتى بيان كرد: «آلبوم «عاشقى» شامل قطعه هاى متفاوتى است و در آوازهاى آن تغييرات جديدى اعمال شده است كه تاكنون نبوده است.» سالار عقيلى با بيان اينكه «آلبوم عاشقى» اكنون آماده پخش است، تصريح كرد: «اما چون مى خواستم اول آلبوم «مايه ناز» را به بازار عرضه كنم و تصميم داشتم كه بين انتشار اين دو آلبوم مدت زمانى فاصله باشد زمان پخش آن را به چندماه آينده موكول كردم.» وى درباره آلبوم «مايه ناز» گفت: «من مدت ها به دنبال انتشار يك آلبوم مشترك با همسرم «حرير شريعت زاده» بودم اما به دلايلى اين كار ميسر نمى شد اما سرانجام در آلبوم «مايه ناز» توانستيم به آن دست يابيم.» عقيلى درباره نام آلبوم «مايه ناز» توضيح داد: شعر آواز دستگاه شور آلبوم متعلق به استاد عماد خراسانى است. هفت سال پيش كه او در قيد حيات بود و ما در خانه هنرمندان در برنامه اى كه او حضور داشت، اين آواز را اجرا كرديم، بسيار مورد توجه او قرار گرفت و تصميم گرفتيم كه اين عنوان را براى آلبوم انتخاب كنم. آلبوم «مايه ناز» شامل ۲ قطعه تصوير است كه شامل پشت صحنه ضبط اين كار است و فقط برروى كامپيوتر قابل ديدن است.
علاقه مسعود دلخواه به هملت
مسعود دلخواه؛ نويسنده و كارگردان تئاتر؛ از ترجمه نمايشنامه «هملت در ده دقيقه» نوشته تام استاپارت خبر داد. اين اثر در كنار دو نمايشنامه دلخواه با عناوين «هملت در سى دقيقه» و «هملت در شصت دقيقه» منتشر مى شود. دلخواه به خبرگزارى كتاب گفت: نمايشنامه «هملت در ده دقيقه» نوشته تام استاپارت همراه دو متن «هملت در سى دقيقه» و «هملت در شصت دقيقه» از نوشته هاى خودم در قالب يك مجموعه منتشر مى شود. اين مجموعه سه برداشت يا سه دراماتورژى از هملت شكسپير و پر از ايده هاى اجرايى است.» وى با بيان اينكه كتاب جنبه آموزشى دراماتورژى دارد، افزود: «در اين مجموعه آموزش داده مى شود كه چگونه با تكيه و تاكيد بر محورهاى اصلى يك نمايشنامه، شخصيت اصلى و موضوعات كليدى يك نمايشنامه را كوتاه كرد.» دلخواه با بيان اينكه هملت نمايشنامه اى است كه در آن مسايل فلسفى، روابط انسانى، روانشناسى و نكات سياسى و اجتماعى مطرح شده، اضافه كرد: «زبان اين اثر غنى و سرشار از تصوير شاعرانه است. اين كتاب به ضميمه مقدمه اى درباره دراماتورژى آثار شكسپير منتشر مى شود كه جنبه آموزشى دارد.»
اقتصاد هنر از زبان عليرضا سميع آذر
عليرضا سميع آذر امروز، ـ ۲۱ آذر ماه ـ با موضوع «اقتصاد هنر» سخنرانى مى كند. به گزارش خبرگزارى دانشجويان، گروه پاييزه آموزش انجمن نقاشان ايران اين بار به موضوع «اقتصاد هنر» و آسيب شناسى آن اختصاص دارد. در نخستين نشست از اين برنامه كه امروز- بيست و يكم آذر ماه در تالار بتهوون برگزار خواهد شد، عليرضا سميع آذر؛ رئيس سابق موزه هنرهاى معاصرسخنرانى مى كند و روز بيست و هشتم نيز دومين بخش از اين نشست با حضور مديران چند گالرى همچون اريا،گلستان و... برگزار مى شود. اين نشست ها ساعت ۱۷ برگزار خواهد شد.