نسخه
PDF
شماره ۶۰۴۶ - ۲۳ آذر ۱۳۸۸ - - ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نياز اروپا و گاز تركمنستان
003981.jpg
كميسيون اروپا معتقد است ، با خوددارى از طرح پرسش هاى ناگوار در گفتگو با مقامات تركمنستان قصد دارد زمينه كاهش نقض حقوق بشر در اين كشور را فراهم سازد. اما براى اثبات اين ادعاى خويش هيچ دليلى ندارد. زمانى هم كه شوراى اروپا و كميسيون اروپا از امضا قرار داد تجارى با تركمنستان حمايت كرد معلوم نبود كه اين قرارداد چه نقشى در روند بهبود اوضاع حقوق بشر در تركمنستان ايفا خواهد كرد؟ به همين دليل در آغاز بررسى اين مسأله در پارلمان اروپا اين مجمع با تصويب آن مخالفت كرد. اما بعدا با فشار شديد اتحاديه اروپا و كميسيون اروپا على رغم مخالفت تعدادى از نماينگان اين قرارداد را به تصويب رساند. به گزارش ايران شرقى در حال حاضر اتحاديه اروپا با تمامى توان خويش تلاش مى كند كه درستى سياست خويش در قبال دولت تركمنستان را توجيه نمايد. زيرا نمايندگان كميسيون اروپا نيز معتقدند: «بردى محمد اف» براى ايجادتغييردركشورش تلاش مى كند و بايد از برنامه هاى وى حمايت كرد». حتى خانم «بينيتا والدز» كميسر اروپا در امور سياست خارجى در پارلمان اروپا در ماه مارس سال جارى ، زمان بررسى موضوع تصويب قرارداد تجارى اتحاديه اروپا با تركمنستان گفته بود :« دولت تركمنستان به سوى اصلاحات دموكراسى در اين كشور گام بر مى دارد و ما اميدواريم كه اين تلاش  ها به نتايج مثبتى برسد». در روند آن چه كه مسئولين اروپايى «تغيير در سياست دولت جديد تركمنستان» عنوان مى كنند يك نكته نازك نهفته است. در واقع هم دولت عشق آباد مى تواند تظاهر به دموكراسى و اصلاحات نمايد و بعدا همه چيز به جاى خود برگردد. البته كسى انتظار ندارد كه دولت تركمنستان در يك مدت كوتاه در اين كشور اصلاحات بنيادين ايجاد نمايد. با اين حال به نظر مى رسد كه تظاهر تركمنستان در ايجاد تغييرات دموكراسى در اين كشور برخى از بازيگران سياسى در اتحاديه اروپارا وادار به اين موضع گيرى كه نزديكى با تركمنستان موجب بهبود اوضاع حقوق بشر و آزادى هاى شهروندى در داخل اين كشور مى شود ، كرده است. شايد هم عدم وجود اعتراض از سوى شهروندان تركمنستان عليه سياست دولت عشق آباد در داخل اين كشور سبب شده كه برخى از كشورهاى اروپايى چنين القا نمايند كه اوضاع سياسى داخلى در اين كشور چندان ناگوار هم نيست. اما ممانعت براى رفتن دانشجويان تركمن به قرقيزستان و ادامه تحصيل در دانشگاه آمريكايى آسياى مركزى و «خائن» اعلام كردن اين دانشجويان حاكى از نقض حقوق و آزادى هاى شهروندان اين كشور است. مقامات امنيتى تركمنستان به بستگان اين دانشجويان هشدار داده اند كه مجوز خروج از كشور را نخواهد داد و در صورت اعتراض اين افراد امكان تعقيب و بازداشت آنان بعيد نيست. يا ماجرايى كه بر سر «آندرى زاتاكو» يك فعال محيط زيست كه قبلا يك بار زندانى شده بود و پس از به قدرت رسيدن« بردى محمد اف» عفو شده و آزاد گرديده بود، مجددا بازداشت و به اتهام بى اساس درگيرى با كارمند پليس به پنج سال زندان محكوم شد، بيانگر اوضاع ناگوار حقوق بشر در تركمنستان است. اگر واقعيت را بيان نماييم سياست دولت عشق آباد مثل «يك گام به جلو و دو گام به عقب» است. ۴- مبالغ پرداختى بابت استفاده از گاز تركمنستان ناپديد مى شوند. براساس گزارش سازمان بين المللى «GOLOBAL VITENSS» درآمد حاصله از فروش گاز تركمنستان در دوران حكومت
« صفر مراد نياز اف» به طور مشكوك ناپديد مى شد. از ميان بنيادها و بانك هائى كه گفته مى شود پولهاى فروش گاز تركمنستان به آنها واريز مى شود به بانك آلمانى deytsche bank در فرانكفورت اشاره مى شود. پول هاى موجود در اين بانك ۳ ميليارد دلار اعلام شده بودكه« نياز اف» از آن براى تحكيم پايه هاى قدرت سياسى خويش و سركوب مخالفين، ترويج پرستش شخصيت خود استفاده مى كرد. امروزه نيز فعاليت مالى دولت تركمنستان شفاف نيست. «بردى محمد اف» در سال ۲۰۰۸ ميلادى اعلام كرد ، بنياد ويژه اى تحت نام «ثبات اجتماعى» تاسيس خواهد شد كه پول هاى حاصله از فروش گاز به آن واريز مى گردد. اماامكان دارد كه بنياد جديد نيز به سرنوشت مشابهى كه بنياد مالى ذخيره دوران «نياز اف» دچار گرديد ، مبتلا شود. در مورد شفافيت عملكرد مالى دولت تركمنستان شك و ترديدهاى زيادى جود دارد. به اين دليل كه چه در دوران «نياز اف» و چه درحال حاضر تحركات دولت عشق آباد غير قابل پيش بينى مى باشد. چنانچه در سال ۱۹۹۶ ميلادى «نياز اف» به طور ناگهانى از اجراى تعهدات كشورش در قبال شركت آرژانتينى «Bridas» در زمينه ساخت خط لوله انتقال گاز تركمنستان به پاكستان از خاك افغانستان خوددارى كرد و دست به دامن شركت آمريكايى
«unocol »شد. به گفته
«استيوان مان» ديپلمات سابق آمريكايى وى تغيير مواضع خويش در اين طرح رابه نفع شركت آمريكايى مشروط به اضافه نمودن مبلغ ۵ ميليارد دلار به طرح ساخت اين خط لوله توسط شركت آمريكايى كرد. نمايندگان برخى از شركت هاى نفتى خارجى مى گويند: «در مذاكره با مقامات تركمنستان تنها با «بردى محمد اف» مى شود حرف زد. زيرا وزرا و مديران شركت هاى نفتى اين كشور دريافت رشوه را مطرح مى كنند. در برخى از موارد نمايندگان شركت هاى خارجى به خاطر از دست ندادن فرصت مجبور مى شوند كه به طرف قرار داد رشوه بدهند. اين عمل به معنى نقض قوانين كشور طرف خارجى نيز مى شود. در تاريخ معاملات انرژى ميان جمهورى هاى آسياى مركزى و آمريكا ماجراى به اصطلاح «قزاق گيت» اتفاق افتاده است. اصل اين قضيه به فعاليت يك نماينده آمريكا برمى گردد كه دردهه ۱۹۹۰ ميلادى به خاطر انعقاد قرارداد همكارى با دولت قزاقستان به نفع شركت هاى آمريكايى به تعداد زيادى از مسئولين اين كشور رشوه پرداخت كرده بود. در اين ميان حتى حرف هاى مطرح شد كه مبالغى به حساب هاى شخصى «نورسلطان نظر بايف» رئيس جمهورى قزاقستان در بانك هاى خارجى واريز شده است. به همين دليل امكان تكرار اين نوع حوادث در تركمنستان نيز وجود دارد.
در همين حال سازمان
«GOLOBAL VITENSS» طى نامه اى از شركت هاى نفتى فعال در تركمنستان خواسته است كه تمامى اسناد مربوط به پرداخت مبلغ قرارداد خويش به دولت تركمنستان را منتشر نمايند. اما اين شركت  ها اعلام كرده اند كه بدون موافقت دولت تركمنستان نمى توانند اين كار را انجام دهند. در اصل به علت عدم شفافيت در علمكرد مالى دولت تركمنستان اين كار امكان پذير نيست. چنين به نظر مى رسد كه كميسيون اروپا تنها در فكر دريافت گاز تركمنستان است و نمى خواهد اين نكته را درك كند كه با سرمايه گذارى شركت هاى نفتى اروپايى در صنايع گاز تركمنستان عملا در فساد و رشوه خوارى مقامات اين كشور شريك خواهد شد. زيرا مقامات كميسيون اروپا معتقدند : «در شرايط كنونى طرح مسائل سياسى نظير حقوق بشر درمذاكره با دولت عشق آباد مى تواند زمينه روگردانى اين كشور از اروپا و نزديكى به روسيه و چين را فراهم سازد. كشورهاى اروپايى كه گمان مى كنند با آغاز روند انتقال گاز تركمنستان به كشورهاى اروپايى و واريز شدن پول گاز مصرفى اين كشور مى توانند بر اوضاع سياسى داخلى تركمنستان تاثير بگذارند ، اشتباه مى كنند. زيرا تجربه اين كار در آذربايجان نشان داد كه با افزايش درآمد مالى دولت اين كشور از حساب قراردادهاى نفتى با شركت هاى خارجى ، اوضاع حقوق بشر و آزادى كه با آغاز انتقال گاز تركمنستان وسيله تاثيرگذارى بر اوضاع داخلى تركمنستان فراهم خواهد شد ، نتيجه معكوس خواهد داد. به اين دليل كه اگر اروپايى  ها فشار بر دولت تركمنستان را افزايش دهند امكان دارد كه سرمايه هاى آنان بر باد برود. بنابراين دولت تركمنستان مى تواند با استفاده از ابزار گاز شرايط خود را به اتحاديه اروپا ديكته خواهد كرد. درحال حاضر كه صادرات گاز تركمنستان به روسيه قطع شده است و دولت عشق آباد از اين جهت زيان هاى ميليارد دلارى را متحمل مى شود ، اتحاديه اروپا بايد شروط خود را در مورد آزادى بيان و حقوق بشر در مذاكره با مسئولين سياسى تركمنستان مطرح نمايد وگرنه دولت عشق آباد بدون ايجاد تغيير در روش هاى سياسى خود به جهت سرمايه گذارى خارجى به فناورى جديددر صنايع گاز دست خواهد يافت. اگر اتحاديه اروپا نتواند شرايط خود را به دولت تركمنستان در زمينه آزادى هاى اساسى شهروندان اين كشور مطرح سازد به طور يقين ارزش هاى دموكراسى اروپايى به بهائى اندك فروخته شده است.
حمله قندوز، چالش دولت جديد آلمان
003984.jpg
«با اين كه دولت آلمان به دنبال درخواست بازماندگان قربانيان حادثه قندوز بايد به آن ها غرامت پرداخت كند، اما نه وزارت امور خارجه و نه فراكسيون هاى پارلمان واقعا خواهان آشكار شدن اين حقيقت نيستند كه عملا حقيقت روى داده در حمله هوايى نيروهاى ناتو به قندوز چه بوده است.» به گزارش ايسنا ، پايگاه اينترنتى دى ولت آلمان، در تحليلى با اشاره به حمله هوايى صورت گرفته در قندوز در ماه سپتامبر، آورده است: بازماندگان قربانيان حمله هوايى قندوز از دولت آلمان پول دريافت مى كنند. پرداخت غرامت از سوى دولت آلمان يادآور اقدامات مشابه صورت گرفته از سوى آمريكا در عراق و افغانستان است كه بعد از انجام عمليات مشابه و اشتباه، با پرداخت غرامت سعى مى كند به عنوان اقدامى مثبت در راستاى جبران حمله انجام شده اقدام كند.» در تحليل دى ولت آمده است: دولت آلمان با پرداخت غرامت به خانواده هاى بازماندگان افغان تلاش مى كند كه حس انتقام جويى آنها را خاموش كند. البته برخلاف اعلام موضع اوليه، دولت آلمان در تغيير نظرى سريع اين حمله را اشتباه خواند و وزارت دفاع آلمان و شخص وزير دفاع نيز دليل تغيير موضع خود را اسنادى دانستند كه اخيرا وجود آنها براى دولت فاش شده است. البته اين ارزيابى دوباره در شرايط فعلى به معمايى جديد تبديل شده است. در ادامه اين تحليل آمده است: حمله هوايى نيروهاى ناتو كه به فرمان سرهنگ كلاين سرهنگ برجسته آلمانى صورت گرفت، يكى از پرتبعات ترين اقدامات نظامى آلمان از زمان تاسيس وزارت دفاع اين كشور بوده است. يكى از پيامدهاى اصلى اين حمله، ايجاد اين تصور و برداشت بود كه در عرصه سياست كسى نيست كه خواهان روشن شدن حقايق باشد. دى ولت در ادامه آورده است:  سوالات بسيارى در ارتباط با حمله قندوز بى پاسخ مانده است؛ سوالاتى از جمله اين كه چرا در برخورد با گزارش هايى كه بعد از اين حمله منتشر شد تا اين اندازه با بى دقتى و مسامحه كارى برخورد شده است و دوم آنكه آيا اين وظيفه اصلى و مهم بر عهده وزير دفاع نبود كه در چنين موارد مشكوك و غير روشنى به ارزيابى درست اين حادثه و ذكر جزئيات بپردازد؟ دى ولت مى افزايد: البته اين وظيفه اكنون تنها به عهده وزير دفاع آلمان نيست، بلكه به لحاظ تبديل شدن اين موضوع به يك موضوع سياسى خارجى، گوئيدو وستروله وزير امور خارجه نيز خود را بايد با آن درگير كند؛ امرى كه تا كنون اتفاق نيفتاده است. وزارت امور خارجه در حالى خود را از دخالت در چنين جريانى كنار كشيده است كه پيش قراول تصميم گيرى براى ماموريت و اعزام نيرو به افغانستان است. در حالى كه اهميتى براى تلاش جهت دريافت جزئيات حمله نظامى قندوز قائل نيست. اين پايگاه در ادامه آورده است: اين حمله اكنون به مساله سياسى خارجى آلمان تبديل شده است و اگر وزارت امور خارجه ادعا كند كه گزارش هاى دقيقى در مورد اين حمله دريافت نكرده است و اقدامات اين وزارت خانه ارتباطى با وزارت دفاع ندارد، اين سوال مطرح مى شود كه اظهارات وزير امور خارجه سابق و همين طور وزير امور خارجه فعلى در مورد اعزام نيرو به افغانستان بر چه پايه و اساسى عنوان شده است. علاوه بر اين پارلمان آلمان نيز نمى تواند در مواجهه با حادثه قندوز خود را كنار بكشد، چرا كه اعضاى پارلمان به ويژه مقامات برجسته فراكسيون هاى مختلف، مسئول اعطاى راى مثبت براى حضور نيروهاى آلمان در افغانستان هستند. به عبارت ديگر وزارت دفاع و ارتش انتخاب شده از سوى پارلمان هستند و حضور آنها در افغانستان به دنبال راى مثبت نمايندگان برگزيده مردم انجام مى شود نه از سوى وزراى ايالات يا كابينه دولت. در بخش پايانى اين تحليل آمده است: با همه انتظار و مسئوليتى كه از فراكسيون هاى پارلمان مى رود، به سختى انتظار مى رود كه اين فراكسيون ها و نمايندگان آنها خواهان روشن شدن حقايق در مورد حمله قندوز باشند. اكنون مشكلات بسيار ديگرى نيز در كنار حمله قندوز، به تنگنا و مخمصه اى براى وزارت دفاع آلمان تبديل شده است.