|
شوراى همكارى خليج فارس و اهداف دست نيافتنى
|
|
|
از عمر شوراى همكارى خليج فارس نزديك به سه دهه مى گذرد. گرچه انگيزه هاى امنيتى و سياسى در تشكيل اين شورا نقش محورى داشتند اما به تدريج همگرايى اقتصادى وزن بيشترى پيدا كرد. با اين همه روند همگرايى هم آسان پيش نمى رود. به گزارش ديپلماسى ايرانى تشكيل شوراى همكارى خليج فارس در سال ۱۹۸۱ با انگيزه ها و اهداف چندگانه سياسى، امنيتى و اقتصادى انجام شد. ولى مولفه هاى امنيتى و سياسى در ابتدا نقش محورى را در تشكيل اين شورا داشتند. در واقع تحولات منطقه اى و بين المللى به ويژه نگرانى هاى كشورهاى حاشيه خليج فارس از جنگ ميان ايران و عراق، كشورهاى جنوب خليج فارس را به اين سو سوق داد كه با اتحاد و همكارى آسيب پذيرى هاى امنيتى خود را كاهش دهند. نظام هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى تقريبا مشابه در اين كشورها و درك و دريافت هاى مشترك از تهديدات پيرامونى تلاش اين كشورها براى همكارى مشترك به منظور مقابله با تهديدات را موجه جلوه مى داد. با اين همه روند حركت شورا به ويژه در دو دهه اخير صرفا به مسائل امنيتى و سياسى محدود نمانده است و اهدافى همچون همكارى و هماهنگى در امور اقتصادى، مالى، تجارى، آموزشى، قانونگذارى و اطلاعاتى نيز كه از همان ابتدا در اسناد شورا به آنها اشاره شده به لحاظ عملى اهميت و اولويت بيشترى يافته اند. در يك دهه اخير ۶ كشور عضو شورا به توافق هايى جديد با ابعادى گسترده تر دست يافتند كه هماهنگ سازى بيشتر قوانين، ايجاد منطقه آزاد تجارى، ايجاد اتحاديه گمركى، ايجاد بازار مشترك، ايجاد اتحاديه پولى از عمده ترين آنها هستند. اين توافق ها و اقدامات مشترك بايد به تدريج زمينه را براى تبديل شدن شوراى همكارى به يك سازمان اقتصادى منطقه اى در خاورميانه به عنوان تجربه اى جديد فراهم كند. در راستاى ايجاد منطقه آزاد تجارى، ابتدا گفتگوها بر رسيدن به توافق بر سر تعرفه خارجى مشترك متمركز شد و سپس دامنه آن به ايجاد يك اتحاديه گمركى كشيد. اتحاديه گمركى در سال ۲۰۰۳ ميان كشورهاى عضو به اجرا درآمد. در مورد بازار مشترك گفتگوها از ابتدا بر پنج حوزه اصلى متمركزبود؛ حق جابه جايى، اقامت، كار در بخش خصوصى، تحرك سرمايه و مشاركت در فعاليت اقتصادى در هر كدام از كشورهاى عضو. سپس در پيمان اقتصادى سال ۲۰۰۱ دامنه بازار مشترك به تمام حوزه هاى فعاليت اقتصادى از جمله كار در مشاغل خصوصى و دولتى، فعاليت هاى سرمايه گذارى و خدماتى، جابه جايى سرمايه و موارد ديگر گسترش يافت. روند گفتگوها بر سر ايجاد بازار مشترك به تدريج تا سال ۲۰۰۷ ادامه يافت و سران شوراى همكارى در اجلاس سران در دوحه در دسامبر ۲۰۰۷ آغاز به كار بازار مشترك را از ژانويه ۲۰۰۸ اعلام كردند. اتحاديه پولى نيز يكى ديگر از ابعاد همگرايى اقتصادى در ميان كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس به شمار مى رود كه اصول كلى آن از سال ها پيش مورد توافق قرار گرفته است. در اين ميان گرچه بحران اقتصادى جارى و اثرات منفى ناشى از كاهش ارزش دلار براى كشورهاى نفت خيز بيش از پيش ضرورت همگرايى از جمله در زمينه پولى را آشكارتر كرده است اما شرايط نامشابه اقتصادى در كشورهاى عضو شوراى همكارى و رقابت هاى سنتى بر سر كسب جايگاه بهتر در اتحاديه پولى جديد، ايجاد اين اتحاديه را كه قرار بود ژانويه ۲۰۱۰ آغاز شود، فعلا به تعويق انداخته است. علاوه بر طرح ها و برنامه هاى فوق هماهنگى قوانين و مقررات نيز بخش ديگرى از تلاش هاى اعضاى شوراى همكارى خليج فارس براى حركت به سوى همگرايى اقتصادى است. دراين باره نيز مى توان به اتخاذ بيش از ۵۰ مورد قوانين و مقررات، راهبردها و سياست هاى مشترك متعدد از سوى شورا در جهت ايجاد محمل هاى قانونى واحد اشاره كرد. در تقويت جنبه اقتصادى همگرايى در شوراى همكارى و ضعف ابعاد امنيتى و سياسى همگرايى عوامل متعددى نقش داشته اند كه از ساختارهاى سياسى و اقتصادى داخلى و تحولات و ساختار منطقه اى تا متغيرهاى بين المللى را شامل مى شود. با اين همه عوامل سياسى و نهادى از يك سو و موانع و چالش هاى اقتصادى از سوى ديگر مانع از آن بوده اند كه روند همگرايى ميان كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس شتاب و ابعاد لازم را پيدا كند و پويشى مثل اتحاديه هاى منطقه اى پيشروتر مانند اتحاديه اروپا را براى اين شورا در چشم انداز قرار دهد. از مهمترين چالش هاى سياسى و نهادى همگرايى در ميان كشورهاى عضو شوراى همكارى مى توان به فقدان اراده سياسى لازم براى چشم پوشى از بخشى از حاكميت ملى در عرصه سياست اقتصادى، چالش هاى درونى و بحران هاى داخلى دولت هاى عضو شورا مانند بحران مشروعيت و اقتدار، ساختار نامتوازن قدرت منطقه اى و آسيب پذيرى امنيتى و ضعف نظامى بالاى اكثر اعضاى شورا، عدم درك واحد در ميان اعضا از ميزان قدرت و اختيارات نهاد هاى شوراى همكارى، چالش و بدبينى به نقش، نفوذ و قدرت برتر (عربستان سعودى)، اختلافات و كشمكش هاى تاريخى، ارضى و مرزى در ميان كشورهاى عضو، نگاه و رابطه متفاوت اعضا با قدرت هاى فرامنطقه اى، مانند آمريكا و قدرت هاى منطقه اى مانند ايران و مسائل ديگر همه و همه بار ديگر جنبه همكارى هاى امنيتى و نظامى در ميان كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس و همكارى تسليحاتى جمعى يا انفرادى آنها با كشورهاى بزرگ خارج از منطقه را تشديد كرده است.
|