نسخه
PDF
شماره ۶۰۵۲ - ۳۰ آذر ۱۳۸۸ - - ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
جمهورى آذربايجان در مسير پرشتاب توسعه
004188.jpg
جمهورى آذربايجان با مساحتى برابر ۶/۸۶ هزار كيلومتر مربع در شرق قفقاز واقع شده و نوار مرزى آن در ساحل غربى درياى خزر ۴۵۶ كيلومتر است. بندر باكو بزرگترين شهر ساحلى درياى خزر با دو ميليون نفر جمعيت يكى از بزرگترين و قديمى ترين شهرهاى منطقه است. جمهورى آذربايجان هم از نظر موقعيت ژئوپليتيكى و هم مكان جغرافيايى از اهميت خاصى در منطقه قفقاز و درياى خزر برخوردار است كه اين موقعيت يگانه و تغييرناپذير است. به گزارش خبر آنلاين ميراث فرهنگى و معمارى ملى و اسلامى جمهورى آذربايجان مهمترين عامل ثبات ملت جمهورى آذربايجان است. آذربايجان دومين كشور شيعه جهان است كه با برخوردارى از باور آذريها به اينكه خودشان ملتى بزرگ با سابقه دولتمدارى در منطقه هستند، به آنان نوعى اعتماد به نفس داده است. ميراثهاى گرانبهاى معمارى و آداب و رسوم مردم آن در كنار تنوع فرهنگى و انواع غذاها، پوشاك و صنايع دستى متنوع و چشم اندازهاى جغرافيايى متنوع اين كشور را به موزه مردم شناسى تبديل كرده است كه همه ساله هزاران گردشگر خارجى را بخود جلب مى كند كه موجب شكوفايى اقتصادى مى شود. جمهورى آذربايجان پرجمعيت ترين كشور در ميان جمهورى هاى قفقاز است. در سال ۲۰۰۸ جمعيت جمهورى آذربايجان به ۷/۸ ميليون نفر رسيد كه حدود۵۲ درصد آنها در شهرها زندگى مى كنند. در آذربايجان ۲۴ درصد و در ارمنستان ۲۲ درصد جعيت كمتر از ۱۵ سال دارند. آذربايجان جمعيتى با ساختار جوانان دارد كه به نيروى كار آموزش ديده تبديل و در آينده آذربايجان نقش ارزنده اى ايفا خواهند كرد. پيش بينى مى شود جمعيت آذربايجان در سال ۲۰۲۵ به ۷/۹ ميليون و در ۲۰۵۰ به ۶/۱۱ ميليون نفر برسد. در مقابل جمعيت ارمنستان در حال حاضر ۳ ميليون نفر است كه در سال ۲۰۲۵ به به ۴/۳ و در سال ۲۰۵۰ در همان حد باقى خواهد ماند و رشدى نخواهد داشت. اميد به زندگى در بدو تولد در آذربايجان براى مردان ۷۰ و براى زنان ۷۵ سال است. اكنون جمعيت آذربايجان به تنهايى بيش از جمعيت دو جمهورى ديگر قفقاز (ارمنستان و گرجستان)است. در سال ۲۰۰۷ در آذربايجان از تعداد كل شاغلان در بخش اقتصادى ۷۰ درصد در بخش خصوصى فعال هستند. تعداد بيكاران ۲۸۱ هزار نفر (۵/۶در صد فعال از نظر اقتصادى) بوده است كه تنها ۵۱ هزار نفر آنها ثبت شده اند. جمهورى آذربايجان قدرتمندترين دولت منطقه قفقاز را داراست و قوى ترين ارتش منطقه را در اختيار دارد. اين كشور با كمكهاى غرب، پيشرفته ترين ارتش منطقه را در اختيار دارد. ذخاير اثبات شده نفت خام آذربايجان در پايان سال ۲۰۰۸ برابر ۷ ميليارد بشكه بوده است كه حدود يك درصد ذخاير اثبات شده جهان را تشكيل مى دهد. اين كشور روزانه ۹۱۴ هزار بشكه نفت توليد مى كند كه با صرفه جويى در مصرف در سال ۲۰۰۸ با ۲۶ درصد كاهش مصرف، مصرف روزانه خود را به ۷۱ هزار بشكه در ۲۰۰۸ رسانده است. ذخاير اثبات شده گاز آذربايجان در همين سال ۲/۱ تريليون متر مكعب و توليد سالانه ۷/۱۴ ميليارد متر مكعب بوده است كه در نتيجه اين كشور به جرگه صادر كنندگان گاز منطقه تبديل شده استجمهورى آذربايجان كه جمعيت آن از ۷/۷ ميليون نفر در سال ۱۹۹۵ به ۷/۸ ميليون نفر در سال ۲۰۰۸ رسيده است(با رشد سالانه حدود ۱/۱در صد در سال)، توانسته است طى اين مدت توليد ناخالص داخلى خود را از ۴/۲ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۴ به ۳/۴۶ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۸ برساند. در عين حال درآمد سرانه از ۳۱۹ دلار در سال ۱۹۹۵ به ۵۳۲۱ دلار در سال ۲۰۰۸ رسيده است(حدود هفده برابر افزايش). دولت آذربايجان۷/۲۲در صد از توليد ناخالص داخلى كشور را مصرف مى كند و كسرى بودجه آن سالانه كمتر از ۱در صد بوده است. در سال ۲۰۰۷ در بخش صنعت ۴/۸۸در صد، در ساختمان ۹/۷۱در صد، در كشاورزى ۸/۹۹در صد، در تجارت ۲/۹۹در صد و در حمل و نقل ۴/۷۱در صد توسط بخش خصوصى توليد مى شود. اين شاخصها نشان دهنده موفقيت برنامه هاى خصوصى سازى اقتصادى بوده است. از سال ۲۰۰۳ تا كنون نرخ برابرى منات در برابر دلار تقويت شده و پول ملى از قدرت با ثباتى برخوردار است. در سال ۲۰۰۷ در آذربايجان حدود ۵ ميليارد دلار سرمايه گذارى مستقيم صورت گرفته كه در منطقه بى سابقه بوده است. در سال ۲۰۰۶ حجم تجارت خارجى آذربايجان برابر ۷/۱۱ ميليارد دلار بوده است(واردات ۵۲۶۶ ميليون دلار و صادرات ۶۳۷۲ ميليون دلار). در همين دوره رقم مربوط به ارمنستان ۷/۲ ميليارد دلار بوده است. در سال ۲۰۰۷ حجم تجارت خارجى ۸/۱۱ ميليارد دلار بود كه شامل ۱/۶ ميليارد دلار صادرات و ۷/۵ ميليارد دلار واردات بوده است. البته ناگفته پيداست كه سهم نفت در تجارت خارجى بسيار زياد است و بدون دسترسى به درآمدهاى نفتى اين ميزان تجارت خارجى ممكن نمى شد، چيزى كه ارمنستان از آن محروم است. به اين ترتيب جمهورى آذربايجان به قدرتى تاثيرگذار در منطقه خود تبديل شده است. بهره بردارى از چاههاى نفتى كه در سال ۱۹۹۵ به نام پروژه بزرگ قرن نام گرفت، با افتتاح خط لوله باكو- تفليس- جيهان، و خط لوله انتقال گاز باكو - تفليس ارزروم، درآمدهاى سرشارى را نصيب دولت آذربايجان كرده و رشد توليد ناخالص دو رقمى آن در سالهاى اخير ناظران را متحير كرده است. ايجاد آرامش در سايه ساختار قدرتمند دولت مركزى و تقويت موقعيت حزب يئنى آذربايجان(حزب هوادار دولت) است كه زمام امور كشور را در اختيار دارند. حدود ۲۳ درصد از توليد ناخالص داخلى اين كشور سرمايه گذارى صورت مى گيرد. چند سال متوالى است كه آذربايجان رشد بى نظير سالانه دو رقمى را تجربه مى كند و در سال ۲۰۰۸ رشد آن نسبت به سال قبل ۸/۱۰ درصد بوده است. از موفقيتهاى مهم جمهورى آذربايجان كاهش رشد جمعيت و تنظيم خانواده است كه اكنون به ۱/۱درصد رسيده است. از اينرو مى توان گفت كه سهم توليد ناخالص سرانه سال به سال افزايش خواهد يافت. در شهر باكو گفته مى شود كه بيش از ۴۰۰ برج ادارى و مسكونى سربرافراشته يا در حال ساخت هستند. چهره پايتخت كشور نسبت به سالهاى آغازين دهه ۱۹۹۰ كاملا دگرگون شده است. امروزه شهر باكو به مركز
سرمايه گذارى شركتهاى خارجى و دولتهاى متعدد غربى تبديل شده است. سرمايه گذارى در صنعت نفت و انرژى چهره كشور و ساختار اقتصادى، اجتماعى و در نهايت سياسى آن را دگرگون كرده است. به همين سبب آذربايجان قصد آن دارد كه با تكيه بر متحدان منطقه اى و فرامنطقه اى و ساختارهاى قدرتمندى كه از درآمدهاى نفتى بدست آورده است، به ايفاى نقش بپردازد. در اين راستا و در شرايط كنونى آذربايجان تا كسب قدرت قابل قبول و آمادگى كافى، قصد رويارويى نظامى با ارامنه قره باغ را ندارد كه از سال ۱۹۹۴ حدود ۲۰ درصد خاك آن را تجزيه و اعلام استقلال كرده اند. بودجه نظامى آذربايجان سال به سال در حال افزايش است. نيروهاى نظامى آن با استانداردهاى اروپايى نوسازى و آموزش ديده مى شوند. آن طور كه گفته مى شود شايد آذربايجان زودتر از گرجستان و ارمنستان به ناتو بپيوندد. از اينرو باكو به مركزى براى رفت و آمد و بازديدهاى سران جهان و مقامات بلند پايه جهانى تبديل شده است. كنفرانس هاى بين المللى، ديدار هاى رسمى، برگزارى جشنواره  ها و كنگره هاى جهانى، و ديگر اقدامات دولت جمهورى آذربايجان در راستاى ايفاى نقش بيشتر در منطقه و جهان، نشان از اراده باكو براى بين المللى شدن دارد. انتخاب باكو به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام در سال ۲۰۰۹ از سوى آيسيسكو و يونسكو، نشان از پتانسيلهاى آذربايجان در مناسبتهاى مهم جهانى دارد. در عرصه سياست هاى داخلى هم آذربايجان گامهاى مهمى برداشته است و توانسته است با تكيه بر درآمدهاى نفتى زيرساختهاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، بهداشتى و آموزشى خود را دگرگون و در راههاى توسعه گام بردارد. اكنون جمهورى آذربايجان آن كشور كوچك و فقير جنگ زده نيمه نخست دهه ۱۹۹۰ نيست و با همان ادبيات آن دوره نمى توان با آن گفتگو كرد. اكنون جمهورى آذربايجان نه تنها تهديدى احساس نمى كند، بلكه مى خواهد با تكيه به قدرت اقتصادى و پشتوانه شركتهايى كه در آنجا سرمايه گذارى كرده اند، سياست خارجى مستقلى را در پيش بگيرد. طبيعى است كه رئيس جمهور آذربايجان آقاى الهام على يف تجربه دولتمدارى را هم در خانواده و از پدر و هم در دانشگاههاى مسكو فراگرفته و عملكرد چشمگيرى در دوره اول رياست جمهورى داشته است. اقدامات عمرانى و رفاهى دولت آذربايجان كه در سايه درايت هاى رئيس جمهورى و در كنار افزايش قيمت نفت در سالهاى اخير بدست آمده است آذربايجان را به كشورى پيشرو تبديل كرده است. ساخت و ساز زيربناها و خدمات عمومى كه مردم از آن بهره مى گيرند، سبب افزايش قدرت دولت و حكومت شده است. تعداد ديگرى از كشورهاى نفت خيز در منطقه وجود دارند كه نه تنها از افزايش درآمدهاى نفت براى رفاه مردم بهره نبردند، بلكه درآمدهاى سرشار نفت به ايجاد بحران هاى سياسى و اقتصادى كشورشان نيز دامن زد. از اينرو مقايسه آذربايجان با ساير كشورهاى مشابه نشان مى دهد كه در جمهورى آذربايجان عزم عمومى براى توسعه وجود دارد و مردم به اين باور رسيده اند كه مى توانند برنامه هاى توسعه اى خود را دنبال كنند. كمتر كشورى را در محيط بين الملل مى توان يافت كه با وجود بحران تماميت ارضى بتواند بسوى توسعه زيربناها گام بردارد. اكنون آذربايجان به درجه اى از قدرت در تمام زمينه ها(ثروت، صنعت، آموزش، علم و فرهنگ، نيروهاى مسلح) رسيده است كه مى تواند با بسيج جوانان خود جبهه قره باغ را براحتى فتح كرده و حاكميت خود در اين منطقه به اعاده كند، اما دولتمردان آذربايجان بخوبى بر اين امر واقفند كه صلح بد بهتر از جنگ خوب است. جنگ برنده اى ندارد و حتى طرف پيروز هم شكست خورده است. اكنون جهان جهان گفتگو و مفاهمه است. جنگ به انسانهاى عقب افتاده تعلق دارد. جامعه آذربايجان و ارمنستان از جوامع پيشرفته و مدنى هستند. در سياست خارجى آذربايجان اعاده حاكميت بر قره باغ از راه مذاكره و زبان ديپلماسى مطرح است و در اين راه آذربايجان موفقيت هاى بسيارى در عرصه بين الملل كسب كرده است. زمانى نخواهد كشيد كه آذربايجان در اثر توسعه به كشورى مهم تبديل خواهد شد و در آن زمان ساكنان ارمنى قره باغ خودشان با ميل و رغبت به آغوش آذربايجان بازخواهند گشت. زيرا يك واحد سياسى خودمختار و توسعه يافته و مرفه در تركيب جمهورى آذربايجان (جمهورى خودمختار قره باغ كوهستانى)، بسيار جذاب تر از يك واحد سياسى مستقل ضعيف و قفير است(جمهورى خودخوانده ناگورنو قره باغ). سازمان هاى مردم نهاد(NGO)، هنرمندان، نويسندگان، شعرا، موسيقيدانان، خوانندگان مردمى و ملى، اساتيد دانشگاهها، نمايندگان پارلمان و شخصيتهاى مستقل علمى و فرهنگى هر دو جمهورى آذربايجان و ارمنستان پتانسيلهاى آن را دارند كه قفقاز را به بستر همكاريهاى علمى، فرهنگى، هنرى، صنعتى و گردشگرى تبديل و منطقه اى به دور از تنشهاى قومى و كج فهمى تبديل كنند. آن روز دير نيست. باب گفتگو هميشه باز است. روشنايى پشت در است، در را بگشاييد.
چين و پيروزى در بازار انرژى آسياى مركزى
روز دوشنبه ۱۴ دسامبر در مراسم باشكوهى خط لوله انتقال گاز آسياى مركزى به چين با حضور «هو چين تائو» رئيس جمهور چين ، «نورسلطان نظربايف»رئيس جمهور قزاقستان ، «قربان گلى بردى محمداف»رئيس جمهور تركمنستان و «اسلام كريم اف» رئيس جمهور ازبكستان در تركمنستان افتتاح گرديد. سران كشورهاى شركت كننده در اين مراسم ابراز اطمينان كردند ، اين خط لوله كه به نوعى جاده قديمى ابريشم را احيا كرده است ، به همگرايى هرچه بيشتر كشورهاى منطقه كمك خواهد كرد. به گزارش ايران شرقى سران كشورهاى تركمنستان و ازبكستان در سخنان خود در اين مراسم با بيان احساسات خوددرباره «دورنماى درخشان» طرح انتقال گاز آسياى مركزى به چين ، آرزوهاى بلندپروازانه اى را مطرح نمودند. از جمله رئيس جمهور ازبكستان انگيزه هاى مسكوگريزى خود را پنهان نداشته و تاكيد كرد: «افتتاح طرح انتقال گاز آسياى مركزى به چين، نقش ژئوپليتيكى منطقه را تغيير داده و امكانات تازه اى را براى صادرات انرژى فراهم خواهد كرد». خط لوله انتقال گاز آسياى مركزى به چين اولين خط لوله انتقال انرژى از اين منطقه است كه خارج از قلمرو روسيه احداث مى شود. بدون ترديد اين رويداد به معنى سرآغازى بر پايان انحصار مسكو بر منابع انرژى آسياى مركزى خواهد بود. از اين رو مقامات منطقه از آن به عنوان «معامله قرن» ياد مى كنند. هرچند درباره قيمت گاز صادراتى به چين اطلاع دقيقى ارائه نشده است ، اما اين نكته براى پكن مهم است كه از وابستگى خود به واردات انرژى ازطريق راه هاى دريايى كه هر ناآرامى مى تواند درروند آن اختلال ايجاد كرده وحتى موجب قطع آن نيز گردد ، به طور قابل ملاحظه اى كاهش داده است. درماه آوريل سال ۲۰۰۶ ميلادى قرارداد احداث خط انتقال گاز تركمنستان ، ازبكستان ، قزاقستان ، چين به امضا رسيد. عمليات ساخت اين خط لوله در ابتداى سال ۲۰۰۷ ميلادى آغاز شد و در كمتر از ۳ سال به پايان رسيد. اين خط لوله كه طول آن تا مرز چين حدود ۱۸۰۰ كيلومتر است ، قراراست طى سال آينده ۱۳ ميليارد
متر مكعب گازرا از آسياى مركزى به چين انتقال دهد. پيش بينى مى شود ، در صورت تكميل اين خط لوله تا سال ۲۰۱۳ ميلادى ، انتقال گازآسياى مركزى ازطريق آن به چين به ساليانه حدود۴۰ ميليارد متر مكعب برسد. چينيها معتقدند ، احداث خط لوله انتقال گاز آسياى مركزى به چين هيچ تاثيرى بر منافع روسيه در اين منطقه استراتژيكى نخواهد گذاشت. زيرا گاز مورد استفاده اين خط لوله از منطقه«آسمان تپه» در ساحل راست رودخانه آمو كه قرارداد آن بين تركمنها و يك شركت چينى به امضا رسيده است ، تامين گردد. درحالى كه گاز صادراتى تركمنستان به روسيه از منطقه«دولت آباد» ، در استان مرو تامين مى شود. البته اين انديشه  ها برگرفته از ملاحظات ديپلماسى و با توجه به حسن مشاركتى كه پكن و مسكو در معادلات منطقه دارند ، هستند. واقعيت آن است كه چين به عنوان رقيب جدى روسيه به بازار انرژى آسياى مركزى واردشده است و اكنون شركت«گازپروم» روسيه نمى تواند خواسته هاى خود را به كشورهاى اين منطقه تحميل كند. روسيه در ابتداى ساخت خط لوله گاز آسياى مركزى به چين باتصور اين كه اين طرح به نوعى كارشكنى درروند اجراى طرح «ناباكو»خواهد بود ، اهميت چندانى به آن نداد. زيرا مسكو بعد از آن كه در سال ۲۰۰۸ ميلادى حاضر شد گاز آسياى مركزى را با نرخ تحويل آن به اروپا خريدارى كند ، مطمئن بود كه كشورهاى آسياى مركزى روسيه را بر هر كشور ديگرى ترجيح خواهند داد. اماعملكرد روسيه درقبال شريكان خوددر آسياى مركزى ، بى اعتمادى سران اين كشورها به وعده  ها و طرح هاى دولت مردان كرملين را افزايش داده است. به ويژه رويكرد روسيه در روابط با تاجيكستان، كه صادق ترين شريك مسكو در آسياى مركزى است ، سران اين منطقه را بيش از هر زمان ديگرى در نحوه روابط با روسيه محتاط نموده است. بعد از فروپاشى شوروى ، تاجيكستان آخرين كشور در محدوده اين ابرقدرت بود كه از قلمرو «روبل» ، واحد پولى زمان شوروى كه در روسيه مورد استفاده بود ، خارج گرديد. اين امر ميليون  ها دلار به صنعت و مردم تاجيكستان خسارات وارد كردكه هنوز دولت دوشنبه قادر به جبران آن نگرديده است. وجود پايگاه هاى نظامى روسيه در قلمرو تاجيكستان بدون هيچ هزينه براى مسكواز ديگر موارد صداقت دوشنبه است . در ازاى اين همه ، روسيه نه تنها به وعده سرمايه گذارى ۲ ميليارد دلارى خوددر اقتصاد تاجيكستان عمل نكرد، بلكه با اتلاف زمان ، ضرر و زيان هاى فراوانى نيزبه اين كشور وارد نمود. اين رفتار به دور از عرف مشاركت و همكارى مسكو ، سران آسياى مركزى را به اين نتيجه رساند كه به سخنان يا صحيح تر بگوئيم ، به تعارفات سران كرملين بيش از حد دل خوش نكنند. فضاى بى اعتمادى به مسكو فقط مختص كشورهاى آسياى مركزى نيست. چين نيز در مورد انرژى «چوب» وعده هاى روسيه را خورده است. روسيه و چين در سال ۲۰۰۶ ميلادى قراردادى در مورد انتقال گاز روسيه به چين امضا كردند ، اما روسيه هيچ تمايلى به اجراى اين قرارداد از خود نشان نداده است. اينك نتيجه آن شد كه كرملين ديگر نمى تواند آسياى مركزى را حيات خلوت خود بداند. در مجموع افتتاح خط لوله انتقال گاز آسياى مركزى به چين نماد ديگرى از ناكامى هاى روسيه در تحقق برنامه هاى اقتصادى خود در منطقه است. لذا انتظار مى رود «ديميترى مدودف» رئيس جمهور روسيه در سفر روز ۲۲ دسامبر خود به عشق آباد تلاش كند ، اين اشتباهات را تا حد ممكن اصلاح نمايد.