در برخى از روستاهاى مازندران بناهاى چوبى وجود دارند كه مطابق بامعمارى بومى ساخته شده به نام «سقاتالار»، «سقانفار» يا «سقانپار» معروفند. بناهاى مذكور در دو اشكوبه و بر روى چهار پايه قطور چوبى به فرم چهارگوش، فضايى كوچك را در حريم امامزاده ها، تكيه ها و گورستان ها به خود اختصاص داده اند. ارتباط بين دو اشكوبه از طريق نردبان يا پلكان چوبى كه معمولا در كنار بنا ساخته شده، امكان پذير است. در حال حاضر پلكان سيمانى، سنگى و فلزى جايگزين پلكان چوبى شده است. از ويژگى هاى سقاتالارها مى توان به نوع معمارى و اجزا و عناصر به كار رفته در آن ها اشاره كرد. عناصر سقاتالار ها عبارتند از: نال (واشان)، ستون، سرستون (كُماچه)، دست انداز، نال بالاى ستون، شيرسر، نگهدار (واوند يا بادبند)، لب بند، شوله ور، تخته، درزپوش تخته، پَلور، رواق (گرد رفاق)، سقف (بوم يا بام)، نرده. علاوه بر معمارى، وجود انبوهى از طرح ها و خط ها و نقش هاى رنگين با تنوع موضوعات و مضامين به كار گرفته شده در سقاتالارها، براى هر بيننده اى جذاب و جالب است. شمارى از نقاشى ها و طرح هاى به كار رفته در سقاتالارها با ويژگى هاى هنرهاى مردمى، هنر دينى و هنر سنتى همخوانى و مطابقت دارد و به نظر مى رسد كه بسيار ابتدايى ترسيم شده اند. نقوش به كار رفته در سقاتالارها را مى توان به دو دسته نقوش مذهبى و نقوش غيرمذهبى تقسيم بندى كرد: نقوش مذهبى شامل نقوش پيامبران و امامان و حوادث تاريخى مذهبى و نقاشى هاى مربوط به جهان آخرت و از اين قبيل است. نقوش غير مذهبى شامل نقش هاى اسطوره اى و حماسى و نقش هاى خيالى و هندسى و طرح هاى گياهى و نقش هاى مربوط به متون كهنى همچون شاهنامه فردوسى و كليله و دمنه و... و همچنين مربوط به زندگى روزمره و معيشت مردم است. از طرف ديگر، همان طور كه در بسيارى از بناهاى كشورمان حضور خط و هنر خوشنويسى را در محراب ها، پيشانى بناها، اطراف ايوان ها و پيرامون گنبدها مى بينيم، در سقاتالارها نيز عنصر خط به طرزى بارز و چشمگير حضور دارد. خط در سقاتالارها همواره نزديك سقف و در حالى كه تمام ابعاد چهارگوش بنا را دور زده، قرار دارد. گاه به تنهايى و گاه در پيوندى رمزآلود با گل و بوته در پيچشى موزون و هماهنگ. خطوط در بسيارى از موارد مربوط به قطعه شعرى به شيوه نستعليق و معمولا به رنگ سرخ و سياه است. نام خوشنويس و سال تحرير نيز اغلب ذكر شده است. از ديگر مواردى كه مى توان به آن اشاره كرد اين است كه سقاتالارها از قدمت ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال برخوردارند، معمولا وقف حضرت ابوالفضل العباس شده اند و در روزهاى محرم محل برگزارى مراسم عزادارى است و ديگر اين كه با عنصر آب ارتباط تنگاتنگ دارند. امروزه سقاتالارها به دو صورت ساده و بدون نقش و تزئين شده و آراسته به طرح و نقش و خط و رنگ مشاهده مى شوند، ليكن از نظر شكل، نوع و سبك معمارى، همه آن ها از اصل و قاعده كلى و يكسانى پيروى مى كنند. همه سقاتالارها داراى سرستون هايى به شكل اژدهايى دهان گشوده اند. همه آن ها از قطعات تزئينى چوبى به نام شيرسر كه شبيه نوعى مقرنس كارى است بهره برده اند. همه آن ها بر روى پايه ساخته شده و اجزا و عناصر ساختار معمارى اشان يكسان و مشابه است. گمان مى رود سقاتالارهاى ساده و بدون نقش و بى پيرايه با توجه به فرسودگى شان از قدمت و سابقه بيش ترى برخوردار باشند و آن دسته از سقاتالارهايى كه با نقوش بى شمار و متنوع تزئين و آراسته شده اند با توجه به نوشته ها و تاريخ روى آن ها، پيشينه اشان به عهد قاجار باز مى گردد. «سقاتالار» را به نام هاى «سقانفار» و «سقانپار» هم مى شناسند، اما هرچند كه «سقانفار» يا به طور درست تر «ساق نفار» با «سقاتالار» شباهت دارد اما كاركردى ديگرگونه داشته است. «ساق نفار»ها فاقد هر نوع تزيينى بوده و موقتى و فصلى هستند و عمر كوتاهى دارند و از طرفى عملكردشان به اين صورت است كه هر شب يك نفر به عنوان «شب پا» يا به زبان محلى «شوپه» شب را تا صبح به بيدارى در بناى فوق مى گذارند و با كوبيدن آلات و ادواتى به هم و به صدا درآوردن آن ها سكوت شب را شكسته، باعث رماندن و دوركردن گرازهاى وحشى كه دشمن عمده محصولات كشاورزى اند، مى شود. مكان قرارگيرى برخى از سقاتالارها به قرار زير است:
*سقاتالارهاى «شياده»، «كيجا تكيه» و «كبرياكلا» در محدوده بابل
*سقاتالارهاى «هندوكلا»، «كمانگركلاى دشت سر»، «اورطشت»، «كاردگر محله»، «نوايى محله»، «شيرمحله» و «مرزنگو» در محدوده شهر آمل
*سقاتالارهاى «فولاد كلا»، «شرمه كلا»، «صلحدار كلا»، «كاريكلا» و «بايكلا» در محدوده بابلسر
*سقاتالار «زرين كلا» در فريدون كنار
*سقاتالارهاى «اسيوسر» و «آهنگر كلا» در محدوده قائم شهر
*سقاتالار «كتى لكه» در شيرگاه
منبع: chn
معمارى عصر مفرغ در تپه «على كش» آمل
در نخستين فصل كاوش باستان شناسى وجود معمارى عصر مفرغ متاخر و ميانى در تپه «على كش» آمل مسجل شده است. سرپرست هيات كاوش باستان شناسى «قلعه كش» با بيان مطلب فوق به ميراث آريا گفت: با اقداماتى كه طى يك ماه كاوش و لايه نگارى با سيستم علمى و جديد انجام گرفته داده هاى خاصى از سفال هاى مختلف به دست آمده است. ابراهيم امير كلايى افزود: وجود معمارى عصر مفرغ متاخر و ميانى براى ما مسجل شده است كه البته مستلزم كار كاوش در فصل هاى بعدى با وسعت بيشتر است. وى خاطرنشان كرد:امسال فصل نخست كاوش باستان شناسى تپه قلعه كش بخش دابوشت شهر آمل واقع در ۲۲ كيلومترى درياى مازندران و ۹ كيلومترى رشته كوه هاى البرز براى تكميل دانسته ها در مورد وجود فرهنگ عصر آهن در منطقه شمال كشور آغاز شد. عضو هيات علمى دانشگاه آزاد اسلامى سوادكوه ادامه داد: در بررسى اوليه و تعيين عرصه و حريم در اين محوطه در سال گذشته داده هاى فرهنگى غنى از جمله سفال هاى پيش از تاريخى (دوره مس سنگ، مفرغ و آهن)، پيكره حيوانى، ابزار سنگى، ظروف خاكسترى و همينطور يك تدفين انسانى كه در كنار آن خنجر مفرغى و يك ظرف سفالين خاكسترى و يك دستبند نقره اى و... يافت شد. امير كلايى ادامه داد:با توجه به داده هاى فرهنگى فصل گذشته و اهميت اين تپه در مركز مازندران كاوش در اين تپه در فصل بعد نيز ادامه پيدا كرد كه در اين فصل ترانشه لايه نگارى با توجه به اهدافى مشخص باز شد. سرپرست هيات كاوش باستان شناسى «قلعه كش» تصريح كرد:با توجه به موقعيت قرار گيرى استان مازندران و وجود دو محوطه كليدى در شرقى ترين و غربى ترين منطقه اين استان، يعنى گوهر تپه در شرق با شاخصه فرهنگى دشت گرگان و تپه كلار در غرب با شاخصه فرهنگى يانيقى، جنوب و مركز اين استان دچار يك فقر مطالعاتى بوده است، كه با توجه به وسعت اين محوطه و داده هاى غنى كه در تعيين حريم از آن بدست آمد، اين محوطه براى گاهنگارى جنوب و مركز مازندران انتخاب شد. وى گفت: همچنين با توجه به نزديكى تقريبى كه اين محوطه با فلات مركزى از طريق كوه هاى البرز دارد مى توان به نقش اين محوطه در مورد ارتباطات فرهنگى بين فلات مركزى و دشت گرگان پرداخت. امير كلايى يادآور شد:داده هاى فرهنگى كه تاكنون در اين فصل بدست آمد نشان از اهميت اين محوطه در مركز مازندران بر اساس مطالعات باستان شناسى است. در اين فصل از كاوش كه بر اساس سيستم كانتكست پيش مى رود علاوه بر مضطرب بودن لايه هاى سطحى، داده هاى قابل توجهى بدست آمد در لايه هاى بالا سفال هاى دوره تاريخى در كنار آجرهاى دوره تاريخى يافت شدند. عضو هيات علمى دانشگاه آزاد اسلامى سوادكوه اظهار داشت:وجود ساختار هاى نظير پيت، پى سنگى، كف، اجاق، در كنار هم و در عمق هاى نزديك به يكديگر مى تواند نشان از نوعى ساختار معمارى داشته باشد. وى گفت: همچنين وجود يك ساختار مربوط به بافت صنعتى با توجه به حجم انبوهى از جوش كوره در ابعاد كم كاوش در خور توجه است، در عمق هاى پايين تر وجود يك ظرف پيكره مانند كه به شكل انسانى بوده كه دست ها را باز كرده، و به صورت آبستره بوده يافت شده كه نمونه اين گونه ظرف در حصار lllc و تورنگ تپه يافت شده و متعلق به مفرغ متاخر است. سرپرست هيات كاوش باستان شناسى «قلعه كش» افزود:تدفين هاى متعددى در اين كاوش به دست آمده كه بيشتر آنها متعلق به نوزادها و كودكان است كه با توجه به شيوه تدفين آنها و همچنين مقايسه با تپه هاى ديگر احتمالاً متعلق به دوره مفرغ هستند. اميركلايى در پايان خاطرنشان كرد:با توجه به وسعت كاوش در اين فصل و نيز داده هاى بدست آمده در خور توجه، اين تپه مى تواند يكى از مناطق مهم و كليدى باستان شناسى در مركز مازندران باشد.
رشد ۱۰۰ درصدى صادرات زيور آلات سنتى ايران
صادرات زيور آلات سنتى كشورمان در مهرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۰۰ درصد افزايش داشته است. سرپرست اداره كل امور بازرگانى با بيان اين مطلب گفت: بيشترين تحول در بخش صادرات صنايع دستى كشور در هفتمين ماه سال مربوط به زيور آلات سنتى است. مريم ارشدى تصريح كرد: در مهرماه امسال با صادرات انواع زيور آلات سنتى كشورمان بيش از ۶ ميليون دلار ارز كشور كرده است. وى با اشاره به اينكه ارزش وزنى صادرات زيور آلات سنتى كشورمان در مهرماه سال گذشته صفر محاسبه شده است، اظهار داشت: اين در حالى است كه ارزش دلارى زيور آلات سنتى كشورمان ۸۴ دلار ارزيابى شده است. سرپرست اين اداره كل ادامه داد: اين در حالى است كه ارزش وزنى اين محصولات در مهرماه امسال ۴ تن اعلام شده است. ارشدى اضافه كرد: عمده صادرات زيور آلات سنتى كشور از ابتداى سال جارى تاكنون در مهرماه اتفاق افتاده است. اين مقام مسئول با بيان اينكه مجموع صادرات اين توليدات از ابتداى سال تا پايان مهرماه ۶ ميليون و ۲۶۵ هزار و ۳۳۳ دلار بوده است، گفت: با توجه به اينكه جمع صادرات صنايع دستى كشورمان در اين مدت بيش از ۲۰ ميليون دلار اعلام شده، اين ميزان از صادرات قابل توجه است. به گزارش chtn، سرپرست اداره كل امور بازرگانى معاونت صنايع دستى كشورمان ارزش وزنى كل صادرات صنايع دستى كشور را ۷۲۹ تن اعلام كرد. مريم ارشدى خاطرنشان كرد: ارزش وزنى صادرات صنايع دستى ايران به دليل تلاش هايى كه براى جلوگيرى از خروج منابع مالى و ارز آورى بيشتر صورت گرفته ۸ درصد كاهش داشته است.
كشف سازه عظيم خشتى در محوطه گردكوه
فصل نخست كاوش محوطه گرد كوه در شهرستان قائم شهر با كشف يك سازه خشتى عظيم پايان يافت. سرپرست هيأت كاوش باستان شناسى محوطه گرد كوه در گفتگو با ايسنا، بيان كرد: محوطه گرد كوه با وسعت بيش از ۶۵ هكتار در جنوب شرقى قائم شهر در استان مازندران قرار دارد. كاوش اين محوطه با هدف تعيين حريم و تبديل آن به سايت ـ موزه انجام شد.عبدالمطلب شريفى ادامه داد: براى تعيين حريم، در شمال، شرق و بخشى از جنوب محوطه ۲۵ گمانه زديم كه در ترانشه ۲۴ به بقايايى از تدفين دوره عصر آهن برخورد كرديم. وى گفت: براساس اعتقاد پيشينيان مبنى بر اين كه انسان پس از مرگ، زندگى خود را در دنياى ديگر ادامه مى دهد، همراه با تدفين ها، وسائل مختلفى از جمله ابزار جنگ ديده مى شوند. وى اظهار داشت: در تپه اصلى كه بيش از ۲۵ متر ارتفاع دارد، يك ترانشه اصلى و يك ترانشه پلكانى باز كرديم كه در نهايت به كشف يك سازه خشتى عظيم منجر شد؛ ولى هنوز كاربرى آن را به طور دقيق نمى شناسيم. به گفته اين باستان شناس، قديمى ترين بقاياى كشف شده در اين محوطه به عصر مفرغ مربوط مى شوند كه با تپه حصار دامغان قابل قياس هستند. همچنين جديد ترين دوره به سده هاى ميانى دوره اسلامى تعلق دارد. شريفى افزود: به دليل بارندگى و شرايط نامساعد براى كاوش، ادامه كار در آينده انجام خواهد شد.
اطلاعاتى جديد از جشن هاى سازندگان سنگ هاى نگهبان
باستان شناسان با بررسى استخوان حيوانات و پس مانده هاى گياهان اطراف سنگ هاى نگهبان، اطلاعات تازه اى از مراسم جشن انقلاب زمستانى ساكنان نواحى اين بناى باستانى به دست آوردند. باستان شناسان اعلام كردند، در اين زمان كه اولين شب زمستان را شامل مى شود، مردم حيواناتى را با خود همراه آورده و آنها را در فواصل معينى از بناى سنگ هاى نگهبان قرار داده و منتظر تحويل زمستان مى شدند. به گفته يكى از اعضاى تيم تحقيق، علاوه براستخوان حيوانات و پس مانده هاى گياهى، آثار ديگرى همچون، ابزار آلات سنگى، ظروف سفالى و نمونه هايى شيميايى كه نياز به بررسى وآزمايش هاى بيشتر دارند نيز در اين منطقه يافت شد كه نشان از برپايى جشن هايى در كنار سنگ هاى نگهبان مى دهد. پاركر پيرسون، سرپرست گروه تحقيق گفت: بررسى هاى صورت گرفته، نقشى اساسى در شناخت ما از عادات و سنن مردم اين منطقه داشته و نحوه زندگى، رژيم غذايى و مكان زندگى پرستش كنندگان سنگ هاى نگهبان در حدود ۴۰۰۰ سال پيش را در اختيار محققان قرار مى دهد. به گزارش chtn، وى با اشاره به اين موضوع كه اطلاعات به دست آمده، پيش زمينه هاى مناسبى را جهت اثبات آغاز عصر مس، ۵۰ سال زودتر از فرضيات قبلى در اختيار دانشمندان قرار داده است افزود: بررسى ها براى تكميل اين پروژه تا سه سال ديگر ادامه خواهد داشت تا نشانه هاى جديدى از وضعيت ساكنان پيشين اين منطقه به دست آيد.
اتمام مرمت دروازه آكروپليس
مرمت دروازه ورودى معبد ۲۵۰۰ ساله آكروپليس يونان، پس از گذشت هفت سال، سرانجام به صورت كامل و موفقيت آميز به پايان رسيد. مسئولان وزارت فرهنگ يونان اعلام كردند، مرمت دروازه ورودى معبد باستانى آكروپليس و سقف مرمرى آن پس از گذشت هفت سال با موفقيت به اتمام رسيد. به گفته مسئولان وزارت فرهنگ يونان، مراحل پايانى اين پروژه با تخريب ۲۵۵ بلوك مرمرى به منظور خارج كردن داربست هاى فلزى كارگذاشته شده در قسمت هاى مختلف بنا انجام شد. به عقيده كارشناسان، داربست هاى فلزى علت اصلى ترك برداشتن و تخريب بخش هايى از بنا شده بودند. به گزارش ميراث آريا، اين قسمت از معبد پروپيلا نام داشته و تنها بخشى است كه قسمت هاى اصلى سقف باستانى آكروپليس را همچنان حفظ كرده است. مرمتگران با اشاره به اينكه بازسازى معابد بالاى تپه اكروپليس همچنان ادامه دارد از تداوم اين پروژه تا سال ۲۰۲۰ خبر دادند.
كشف فسيل دايناسور زهردار
دانشمندان فسيل دايناسورى پردار را كشف كردند، كه به كمك دندان هاى نيش زهردار خود به شكار صيد مى پرداخت. اين دايناسور كه برخلاف شباهت ظاهرى به پرندگان اوليه، فاقد قدرت پروازبود، قدمتى ۱۲۸ ميليون ساله داشته و با استفاده از دندان هاى بلند زهردار خود به شكار حيوانات مى پرداخت. اين دايناسور سينورنيتوسوسروس(Sinornithosaurus) نام داشته و از دندان هايى مشابه با دندان هاى نيش مارهاى دندان پشتى و مارمولك هاى زهردار مكزيكى بهره مى برده و زهر را با دندان هاى شيار دار در آرواره فوقانى خود منتقل مى كرده است.دانشمندان همچنين، موفق به كشف تورفتگى هايى در دو طرف صورت اين دايناسور شدند كه به احتمال فراوان، محل نگهدارى كيسه زهر بوده است.دانشمندان اعلام كردند، بلند بودن دندان ها، نفوذ آنها را در بدن صيد آسان كرده و پس از انتقال مقدار زيادى سم به بافت طعمه موجب مرگ يا فلج شدن آن مى شده است.گفتنى است كشف تكه دندانى از اين دايناسور زهر دار در استخوان يك پتراسور يا خزنده پرنده، نشان داد كه صيد اصلى اين حيوان شكارچى ماقبل تاريخ را پرندگان تشكيل مى دادند.