|
تحولات خشونت بار در قفقاز شمالى از همان ابتداى فروپاشى شوروى همواره با مسائل و ملاحظات امنيتى روسيه عجين بوده و به رغم برخى حضيض ها يكى از دغدغه هاى اصلى امنيتى در اين كشور بوده است. انفجار در قطار مسير مسكو- پترزبورگ و قبول مسئوليت آن از سوى يك گروه چچنى نشان داد كه نه تنها سياست سركوب كرملين در قفقاز شمالى موفق نبوده و از دامنه تنش ها در اين منطقه نكاسته، بلكه گستره آن به سان سابق مى تواند دامن مسكو پترزبورگ و ساير شهرهاى بزرگ روسيه را نيز بگيرد. به اين اعتبار تحليل گران بر اين تأكيد مى كنند كه آنچه كه در قفقاز شمالى در حال روخداد است، بايد مجدداً و به صورتى عميق تر مورد التفات رهبران روسيه و حتى افكار عمومى اين كشور قرار گيرد، چرا كه گزارش هاى رسانه هاى گروهى درباره اعمال تروريستى و حملات شبه نظاميان به پليس و غيرنظاميان، تنها قسمت قابل رؤيت اوضاع اين منطقه است، حال آن كه بخش عمده روندهاى خشونت بار در اين منطقه به صورت پنهانى در جريان است. به گزارش ايراس طى سال هاى اخير، جمهورى داغستان يكى از كانون هاى اصلى اين خشونت ها بوده و مرور روندها نشان از افزون شدن پتانسيل بروز خشونت در اين جمهورى دارد.
پتانسيل خشونت در داغستان
مرور تحولات نشان مى دهد كه طى سه سال اخير، جمهورى داغستان به مركز حوادث خشونت بار تبديل شده است. در همين جمهورى است كه مناطق بزرگ به عنوان منطقه اجراى عمليات ضدتروريستى اعلام مى شود و گاهى اوقات نيز شبه نظاميان موفق مى شوند تا مناطقى را در اين جمهورى به تصرف خود در آورده و آن ها را به عنوان مناطق اجراى قوانين شرع اعلام كنند. به نظر مى آيد كه در اين جمهورى سناريوى افغانى در حال پياده سازى است و واقعيت نيز آن است كه در شرايط معينى اين جمهورى كه اقوام متعددى در آن زندگى مى كنند، مى تواند با فروپاشى سامان امنيتى و اجتماعى نيز روبه رو شود. متاسفانه محافل اجتماعى روسيه كمتر از ابعاد اين مشكلات اطلاع دارند. مركز فدرال نيز تلاش دارد تا به هر نحو ممكن از زير بار ضرورت حل و فصل مسايل سياسى، مذهبى، قومى و اجتماعى اين منطقه بگريزد. نكته قابل تأمل اينكه، كرملين در روابط خود با محافل حاكم بر جمهورى هاى شمال قفقاز به اصل ساده «اعطاء پول در ازاء دريافت وفادارى ظاهرى » متوسل شده است. اين اصل هم براى روسيه به عنوان دولت واحد واجد خطرات و آسيب است و هم براى ساكنان جمهورى هاى اين منطقه كه واجد مشكلات امنيتى هستند. اوضاع سياسى موجود در داغستان، كليد درك چگونگى بسيارى از فرايندهاى منفى در اين جمهورى است. سال ،۲۰۰۹ آخرين سال رياست جمهوريِ موحو على يف در داغستان است. هرچند در اين سال، سال انتخابات رياست جمهورى در اين جمهورى است، اما بايد اعتراف كرد كه انتخاب رئيس جديد داغستان نه از سوى مردم، بلكه توسط گروهى از كارمندان دفتر رياست جمهورى روسيه انجام خواهد گرفت. نامزدهاى آشكار و «سايه» مقام عالى اين جمهورى بر سر آراء همين گروه كوچك مستقر در كرملين و نه براى جلب نظر مردم اين جمهورى رقابت مى كنند و از هيچ وسيله اى براى كسب موفقيت روى گردان نمى شوند. با اين ملاحظه، تصادفى نيست كه سال ۲۰۰۹ از نظر ميزان خشونت ها در اين جمهورى به سال «انتخاباتيِ ۲۰۰۵» شباهت پيدا كرده است. احتمال نيز وجود دارد كه تعداد قربانيان اعمال تروريستى در اين جمهورى طى سال جارى از سال ۲۰۰۵ نيز بيشتر شود.
روندهاى سياسى- رقابتى در داغستان
با عنايت به پيش زمينه بازگفته، سؤال اينجاست كه كدام نيروها در داغستان در رويارويى هاى احتمالاً خونبار شركت مى كنند؟ براى پاسخ به اين پرسش، قبل از هرچيز بايد ديد كه نظام سياسى داغستان به چه صورت تشكيل شده و روندهاى سياسى در اين جمهورى به چه شكل در جريان است. سياست امروز داغستان، سياست رويارويى گروه هاى مختلف قومى و خانوادگى است. «مردان محترم» (سران شهردارى ها و مسئولين دولتى و غيره)، در رأس اين گروه ها قرار دارند كه معمولاً شامل ساكنان يك شهر يا منطقه هستند. محافل سياسى داغستان از سال هاى ۱۹۹۰ جنايى شده اند. طى اين دهه استفاده از سلاح در درگيرى هاى سياسى و انفجار ها در مسير حركت ستون اتومبيل هاى رقيبان سياسى، به ابزار متداولى در مبارزه سياسيِ اين جمهورى مبدل شد و تاكنون نيز كمابيش ادامه داشته است. پست هاى سودآور بوروكراتيك در اين جمهورى كه امكان دريافت رشوه را ايجاد مى كند، هدف اساسى نبرد بين گروه هاى مختلف در داغستان است. بر همين اساس تنها كسى مى تواند در سياست بازى هاى اين جمهورى به موفقيت برسد كه از حمايت گروه مسلح خود به طور كامل برخوردار باشد. همين امر يكى از علل اصليِ ضعف نسبى موحو على يف، رئيس جمهورى فعلى اين جمهورى است. او كه عضو طبقه حاكم قديمى شوروى است، با ساختار مافيايى كنونى سياست در اين جمهورى سازگار نيست. از اين رو، در شرايطى كه او از امكانات مسلحانه خود برخوردار نيست، مجبور مى شود به كسانى مراجعه كند كه از اين امكانات برخوردارند. همين امر وابستگى او را به اين گروه ها شدت مى بخشد و باعث امتيازدهى او به آنها مى شود. نكته ديگر در خصوص موحو على يف اين مهم است كه در دوره رياست جمهورى او، تقلب گسترده در انتخابات هاى مختلف اين جمهورى به نفع حزب «روسيه متحد» آشكار و علنى شده است. بر همين اساس، در انتخابات شهردارى هاى اين جمهورى در ۱۱ اكتبر، فشار آشكار بر كارمندان دولت و افراد پليس شهر دربند براى انتخاب فردى خاص، باعث اعتراض شديد مردم شد. به اظهار برخى رسانه ها؛ در اين انتخابات قيمت يك رأى به نفع فليكس قاضى احمدوف، نامزد مورد حمايت رئيس جمهور داغستان، ۱۰ هزار روبل بوده و اين پول ها واقعاً پرداخت شده است. در نتيجه، فليكس قاضى احمدوف با كسب ۶۷/۵ درصد آراى برنده انتخابات شد و امام يار على يف رقيب او با كسب ۲۷/۷ درصد آرا عرصه را به او واگذار كرد كه البته اين نتيجه با اعتراض او و طيف طرف دار وى همراه شد. اما، چرا انتخابات شهردار دربند در آستانه تبديل به يك رويارويى مسلحانه قرار گرفت؟ پاسخ اين پرسش روشن است: در صورت پيروزى يارعلى يف، جنوب داغستان از زير كنترل موحو على يف و طوايف آوارى پشتيبان او خارج مى شد. همچنين امكان داشت كه سليمان كريم وف، ميلياردر و سناتور معروف، وارد مدار سياست داغستان شود. پيروزى در دربند براى موحو على يف گران تمام شد. اولاً، حوادث پساانتخاباتى در دربند باعث اعتراضات شديد مردم داغستان شد. ثانياً، على يف كه كنترل بر مناطق جنوبى داغستان را حفظ و شانس خود را براى انتصاب مجدد به مقام رياست جمهورى بالا برده، به نيروهايى وابسته شد كه بدون آن ها نمى توانست در دربند اقدام به بى نظمى هاى پساانتخاباتى كند. لازم به يادآورى است كه در فوريه سال جارى تظاهرات گسترده جوانان شهر خاساويورت باعث شد كه رادچن كو، كارمند روسِ اداره مالياتى داغستان كه منصوب كرملين بود، از اين مقام بركنار شود. اين مهم را نيز نبايد از ياد برد كه رئيس جمهور فعلى، آخرين نماينده قشر حاكم شوروى است و به حتم بعد از او نمايندگان گروه هاى مافيايى در داغستان قدرت را به دست خواهند گرفت. در صورت تحقق اين سناريو، از دوره رياست جمهورى موحو على يف بايد به عنوان يك تجربه دست نيافتنى در تحقق نظم و آرامش ياد كرد. بر اين اساس، مى توان با يقين گفت كه اوضاع داخلى، علت اساسى بى ثباتى هاى جارى اوضاع داغستان است. سياستمداران نسل جديد كه «شاهين» و «گوش شكسته» ناميده مى شوند، بيش از پيش وارد عرصه شده، مراتب قدرت را به دست مى گيرند و گاهى نيز با شبه نظاميانِ «جنگلى» ائتلاف تشكيل مى دهند. به نظر مى آيد كه مسئولين اين جمهورى اين واقعيت ها را به خوبى مى فهمند، اما به قدرى دچار وسوسه پر كردن جيب خود از حساب مردم شده اند كه نمى توانند جلوى خود را بگيرند.
افزايش گروه هاى شبه نظامى
علتِ دوم گسترش كانون هاى جنگ، افزايش تعداد شبه نظاميان و رشد نفوذ آن ها در جامعه است. رسانه هاى گروهى روسيه اغلب ادعا مى كنند كه تروريست هاى افراد فقيرى هستند كه از شدت فقر و نوميدى از زندگى، به اقدامات خشونت بار سوق داده مى شوند. اما اين ادعا درباره داغستان صحت ندارد. با وجود اينكه اين جمهورى يكى از فقيرترين جمهورى هاى روسيه محسوب مى شود، آمار رسمى نبايد كسى را گمراه كند. اقتصاد سايه و به خصوص انواع مختلف تجارت كه درآمدهاى آن در آمار رسمى منعكس نمى شود، بخش عمده اقتصاد جمهورى را تشكيل مى دهد. همين درآمدها باعث شد كه مسكن سازى در ماخاچ قلعه از همه شهرهاى ديگر روسيه بيشتر و پررونق تر باشد. گروه هاى مسلح شبه نظامى در داغستان تنها در شش منطقه از مجموع چهل و دو منطقه اين جمهورى فعاليت مى كنند. عمدتاً جوانانى به اين نيروها ملحق مى شوند كه تحصيلات بالايى ندارند، ولى به نظام اسلامى، جهاد و خلافت ايمان آورده اند. از سوى ديگر، نظام آموزشى داغستان بى نهايت فاسد شده است. با وجود فراوانى دانشگاه هاى دولتى و خصوصى، اين مؤسسات چيزى جز محل فروش مدرك پايان تحصيل نيستند. آموزش واقعى وجود ندارد. جوانان امروزى اواخر سال هاى ۱۹۸۰ به دنيا آمده و جنگ چچن براى آن ها چيزى جز خاطرات مهم دوران طفوليت نيست. آن ها به روس هاى امروزى با چشم تحقير مى نگرند و روس ها را فاسد و بى اراده محسوب مى كنند. آن ها حاضرند بكشند و بميرند. شمار شبه نظاميان نسبت به كل جمعيت داغستان چندان زياد نيست و تنها ۲۰۰-۱۵۰ نفر را در اين جمهورى مى توان شبه نظامى فعال محسوب كرد.
البته، با احتساب هوادارنى كه گاهاً به آن ها كمك مى آيند، اين تعداد به چند هزار نفر مى رسد. از سوى ديگر، حمايت مردم از شبه نظاميان در مناطق فعاليت آن ها وجود دارد كه نبايد اين واقعيت را از نظر دور داشت. آنها پول مورد نياز خود را نه تنها از تجار داغستانى، بلكه حتى از سران مناطق اين جمهورى نيز دريافت مى كنند. به عبارت ديگر، بودجه روسيه و جمهورى داغستان منبع درآمد شبه نظاميان است. در اين ميان، عامل ديگرى كه باعث تشديد مخالف مردم داغستان مى شود، نحوه مبادرت نيروهاى امنيتى به عمليات ويژه براى مقابله با نيروهاى شبه نظامى است. سؤال مردم اين است كه چرا به عنوان مثال، زمانى كه پليس اطلاعاتى كسب مى كند كه شبه نظاميان درصدد تجمع در منزلى در اين جمهورى هستند، افراد خود را كمين در مسير آنها و پيش از تجمع اعزام نمى كند تا طى درگيرى مسلحانه براى دستگيرى آنها اين ويران نشود و مردم بى گناه آسيبى نبينند. به تأكيد آنها موضوع عكس اين مطلب است، به اين نحو كه فرماندهان پليس پس از دريافت اين اطلاعات فوراً زره پوش هاى سنگين را به محل تجمع شبه نظاميان فرستاده و آن منزل را با توپ هدف قرار مى دهند. اين امر يك علت ساده دارد: بابت شركت در عمليات ويژه اضافه حقوق خاصى پرداخت مى شود كه مقامات پليس به دريافت اين پول شديداً علاقه مندند. از اين طريق مى توانند همچنين فعال بودن خود را به مسكو نشان دهند.
جمع بندى
در شرايط حاضر، در داغستان مسايل گوناگونى به هم گره خورده اند كه حل آنها به صورت مستقل امكان پذير نيست. نظام اجتماعى داغستان نيز پيچيده است كه همين پيچيدگى، يكى از علت هاى اصلى پايدارى آن است به نحوى كه فعاليت يك نيروى غير سازنده اغلب توسط نيروى غير سازنده ديگر (ولى با هدف متفاوت) خنثى مى شود. براى مثال، برنامه هاى وهابيون در جهت تحريك جهاد سراسرى در قفقاز به دليل برخورد با عامل قوم گرايى محلى شكست خورده است. اين موضوع يكى از مواردى است كه طى آن دو عامل ضد روس با يكديگر به تقابل پرداخته و نتيجه آن به هر نحو به نفع مسكو است. اما موضوع مهمى كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه دولت مركزى از اوضاع منطقه اطلاع كافى ندارد و از مشاوره متخصصين امور قفقاز استفاده نمى برد. زيرا متخصصين واقعى ناگزير از رفتار مقامات فدرال در منطقه انتقاد خواهند كرد. بايد به اين نكته نيز اعتراف كرد كه شكى نيست كه اين منطقه بالاخره در آتش خواهد سوخت، زيرا هيزم لازم براى اين آتش به صورت برنامه ريزى شده مهيا شده و در حال تمهيد است.
|