نسخه
PDF
شماره ۶۰۵۵ - ۳ دى ۱۳۸۸ - - ۲۴ دسامبر ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به تحولات جهان در سال  ۲۰۰۹
004293.jpg
سال ۲۰۰۹ ميلادى در حالى روزهاى پايانى خود را سپرى مى كند كه بسيارى از نقاط جهان در اين سال همچنان با بحران مواجه بود. به گزارش ايسنا ، خبرگزارى آلمان در گزارشى به بررسى برخى از مهم ترين تحولات سال ۲۰۰۹ پرداخته است.
افغانستان؛ سربازان بيشتر، امنيت كمتر و انتخاباتى همراه با تقلب
روند بهبود وضعيت امنيتى افغانستان طى سال گذشته با دشوارى هاى بسيارى همراه بود. طى هشت سال گذشته جامعه بين المللى دهها هزار سرباز امدادگر و نيروهاى آموزشى پليس را به افغانستان اعزام كرده است. تلاش براى اعزام نيرو به افغانستان در حالى صورت مى گيرد كه وضعيت امنيتى اين كشور در سال ۲۰۰۹ با بهبود كمى همراه بود و حتى در برخى زمينه ها شاهد وخيم تر شدن اوضاع امنيتى بوديم. بدتر شدن اوضاع افغانستان در حالى است كه باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا، در آغاز فعاليتش پايان دادن به جنگ افغانستان را يكى از برنامه هاى اصلى دولت خود خوانده بود. انتخابات نقطه عطف سياسى سال ۲۰۰۹ در افغانستان بود. جامعه بين المللى مردم افغانستان را به رفتن به پاى صندوق هاى راى دعوت كرد و بعد از آن از بروز تقلب هاى گسترده انتخاباتى سخن به ميان آورد و در پايان نيز انتخاب مجدد حامد كرزاى را تبريك گفت! گرچه وى تنها توانست ۱۸ درصد آراء دارندگان حق راى را به خود اختصاص دهد. اكنون نيز مساله ترديد برانگيز و مشكوك اين است كه آيا ۳۰ هزار سرباز اضافى آمريكا كه به زودى در افغانستان مستقر خواهند شد، در كنار ۵۰ هزار سرباز كشورهاى عضو ناتو خواهند توانست برآورنده خواست افغان ها باشند و افغان ها خواهند توانست نهايتا روى آرامش را به خود ببيند. البته زمان براى تحقق چنين هدفى بسيار اندك مى باشد.
پاكستان به دنبال ثبات
از مهمترين تغييراتى كه طى سال ۲۰۰۹ در پاكستان ايجاد شد، تغيير رويه يا به عبارتى سنت شكنى آصف على زردارى، رئيس جمهور پاكستان، نسبت به مقامات سابق خود بود. وى نه كشورش را به عنوان مقر ويژه آمريكا معرفى كرد و نه از طالبان اعلام حمايت كرد. طى سالى كه گذشت، پاكستانى ها به اين نتيجه دست يافتند كه افراطيون نه تنها تهديدى براى مناطق مرزى افغانستان و پاكستان هستند، بلكه براى مناطق مهم داخل پاكستان نيز تهديد جدى محسوب مى شوند. اتفاقاتى كه از سوى طالبان در دره سوات صورت گرفت و تلاش آن ها براى ايجاد رژيمى در سراسر پاكستان، نمونه اى از اين تهديد ها بود؛ چرا كه افراطيون مسلح اوايل سال از دره سوات به سمت مناطق همجوار شروع به حركت كردند. دولت پاكستان نيز با واكنش بسيار سخت عليه طالبان وارد عمل شد. علاوه بر اين، باراك اوباما در ماه آوريل تهديد كرد در صورتى كه پاكستان عليه طالبان شدت عمل بيشترى به خرج ندهد، دولت آمريكا وارد عمل خواهد شد. در سه ماه پايانى سال نيز انفجارهاى سختى اين كشور را تكان داد. اسلام آباد در ماه اكتبر لازم ديد كه تهاجم گسترده ديگرى را آغاز كند. حدود ۲۸ هزار سرباز به استان هاى ناآرام وزيرستان جنوبى وارد شدند و به مقابله با ۱۰ تا ۱۵ هزار عضو طالبان و القاعده پرداختند. مطمئنا طالبان نيز به اين زودى ها تسليم نخواهد شد و پاكستان به عنوان يك قدرت اتمى همچنان در جستجوى ثبات است.
عراق؛ بازگشت ترور
شهرهاى عراق تا حدودى شامل بهبود اوضاع امنيتى بود. در شهرهاى اين كشور نشانه هاى رشدى آرام به همراه گرسنگى و خستگى از جنگ وجود دارد. نيروهاى جنگى آمريكا از شهرهاى عراق عقب نشينى كرده اند و قرار است در اوت سال ۲۰۱۰ نيز از تمام اين كشور خارج شوند. بهبود شرايط نسبى در عراق در حالى انتظار مى رود كه بغداد، پايتخت عراق، در ماه ها و هفته هاى گذشته با انفجار هاى مكررى همراه بوده است، به گونه اى كه مساجد شيعيان و بازار خريد اين كشور به خاك و خون كشيده شد. در اين حملات صدها تن كشته شدند. عاملان انفجارها و دولت سهم زيادى در تنش هاى جديد در عراق دارند، چرا كه دولت با سستى در مجازات هاى قانونى، در راستاى رفع تنش و حل اختلافات داخلى اهمال كرده است. در بين ۷۵۰ هزار نيروى امنيتى عراق اكنون ارتشاء موج مى زند، به گونه اى كه براى عاملان انتحارى اين مساله بدون هيچ مشكلى امكان پذير شده است كه تا مرزهاى منطقه سبز (الخضراء) بغداد نفوذ كنند. اين مساله اين ترديد ها را در بين مردم عراق ايجاد كرده است كه آيا آن ها مى خواهند يا اساسا مى توانند بدون كمك  آمريكايى ها از عهده تروريست ها برآيند؟ ديدى كلى به تحولات عراق نيز از توافق اهل تسنن و شيعيان بر سر قانون انتخابات جديد در اوايل ماه دسامبر خبر دارد. طبق اين قانون، انتخابات پارلمانى هفتم ماه مارس ۲۰۱۰ برگزار مى شود، اما اين كه اين انتخابات همراه با صلح و دموكراسى باشد هنوز نامشخص است.
كره شمالى؛ تحركات موفقيت آميز
جامعه بين المللى در ابتداى سال ۲۰۰۹ به حل مساله كره شمالى اميدوار بود، چرا كه پيونگ يانگ در اين زمينه همكارى نشان داد. چند دور مذاكرات شش جانبه هسته اى درباره كره شمالى برگزار شد؛ مذاكره اى كه دور ميز آن ژاپن، روسيه، چين، كره جنوبى و آمريكا در مورد برنامه بحث انگيز اتمى كره شمالى بحث مى كردند. اين به معناى آن بود كه اين كشور فقير آسياى شرقى بار ديگر كالاهاى كمكى، مواد غذايى و سوخت دريافت خواهد كرد. در تابستان سال ۲۰۰۸ كره شمالى آمادگى خود را براى شفاف سازى در مورد برنامه هسته اى اش اعلام كرد و بعد از آن آمادگى خود را براى توقف فعاليت نيروگاه اتمى يانگ بيون اعلام كرد. اين در حالى است كه پايان سال ۲۰۰۸ بار ديگر همكارى هاى كره شمالى دچار تزلزل شد. كره شمالى با رد درخواست واشنگتن براى بازرسى سرزده از نيروگاه هسته اى اش، بار ديگر روند مذاكرات را دچار توقف كرد و به دنبال اين مساله نيز در پيونگ يانگ بار ديگر لفاظى هاى جنگ مطرح شد. در آوريل سال ۲۰۰۹ دولت كره شمالى به آزمايش موشك هاى دوربرد پرداخت و از شروع به كار دوباره يانگ بيون خبر داد. كره شمالى در ماه مى بار ديگر موشك هاى كوتاه برد را آزمايش كرد و به آزمايش موفقيت آميز يك سلاح اتمى پرداخت. اين مساله باعث شد كه اوباما، استيون بوسورث فرستاده ويژه خود در امور هسته اى پيونگ يانگ را به كره شمالى اعزام كند. وى پيشنهاد كرد كه آتش بسى كه بعد از پايان جنگ دو كره در سال ۱۹۵۳ منعقد شد،  با يك قرارداد صلح جديد جايگزين شود.كره شمالى با ابراز علاقه نسبت به اين پيشنهاد، بار ديگر در مسير بازگشت به مذاكرات شش جانبه و احتمال برخوردارى از كمك هاى مالى قرار گرفت. البته پيونگ يانگ اعلام كرد كه ديگر از برنامه موشكى و هسته اى خود صرف نظر نمى كند.
كنگو؛ سربازان كلاه آبى خسته از جنگ
جمهورى دموكراتيك كنگو كه طى سال هاى گذشته با چندين بحران و جنگ داخلى به طور همزمان درگير بوده است، در سال ۲۰۰۹ با چند خبر خوش مواجه شد. يكى از اخبار خوش مربوط به دستگيرى رهبر شورشيان جنبش توتسى توسط دولت رواندا يعنى كشور همسايه بود و ديگرى دستگيرى دو تن از رهبران شورشيان هوتو كه مدت ها در آلمان زندگى مى كردند. دولت آلمان تلاش مى كند كه اين دو را به دليل جنايت جنگى عليه بشريت محاكمه كند. خبر سوم نيز مى تواند اين باشد كه جاى اين اميدوارى وجود دارد كه كشورهاى كنگو و رواندا در آينده اى نزديك با توافق با يكديگر عليه شورشيان در شرق كنگو وارد عمل شوند. اين توافق نيز گر چه نسيم ملايم بهبود اوضاع اقتصادى- سياسى بين دو كشور است، اما به لحاظ نظامى يك فاجعه محسوب مى شود، چرا كه نه ساختار رهبرى و هدايت اين شورشيان قابل نابودى است و نه مى توان حدود شش هزار عضو اين گروه را خلع سلاح كرد و نيروهاى رواندا نيز به سختى عقب نشينى مى كنند. شبه نظاميان هوتو بار ديگر مواضع خود را در شمال كيوو (استانى در جمهورى دموكراتيك كنگو كه آوارگان رواندايى هوتو نيز در اين منطقه حضور دارند) تصرف كرده و انتقام خود را از اقليت توتسى خواهند گرفت.شبه نظاميان توتسى به كوه هاى سمت رواندا عقب نشينى مى كنند، چرا كه آنها از يكپارچگى و انطباق با جامعه خوددارى مى كنند. طى ۱۲ سال گذشته در كنگو حدود شش ميليون تن از پيامد هاى جنگ و خشونت كشته شده اند، صدها هزار تن نيز آواره هستند و سربازان كلاه آبى سازمان ملل نيز از شرايط مستأصل شده اند. اگر چه چندين هزار سرباز آمريكايى و از كشورهايى چون اروگوئه، نپال، مراكش و سنگال در اين منطقه مستقر هستند، اما براى آن كه در يك كشور ديگر عليه شورشيان وارد عمل شده و غير نظاميان را نجات دهند،  تجارب اندك و سلاح كمى دارند. در اين ميان جهان بى هيچ اقدامى به تحولات اين منطقه مى نگرد. سه سال و نيم بعد از گذشت انتخابات پارلمانى و رياست جمهورى كنگو، اين كشور
همچنان يك كشور شكست خورده است.
سودان؛ بحران به عنوان وضعيت هميشگى
در بزرگترين كشور قاره آفريقا، وضعيت فوق العاده به عنوان وضعيت هميشگى حاكم است. اردوگاه هاى عظيم پناهندگان در غرب دارفور، درگيرى هاى جديد در جنوب اين كشور و ناامنى برآمده از حكم بين المللى دستگيرى عمر البشير رئيس جمهور سودان. حكم جلب عمر البشير در حالى صادر مى شود كه اين اولين بار است كه يك ديوان بين المللى حقوقى عليه يك رئيس جمهور مشغول به كار وارد عمل مى شود. واكنش البشير نيز دستور خروج ۱۳ سازمان امدادگر از اين كشور بود؛ فاجعه اى كه بيش از هر چيز جنوب سودان را تهديد كرد. از لحاظ داخلى نيز اين كشور اكنون آماده انتخابات آوريل سال آينده است. اين انتخابات اولين انتخابات پارلمانى از ۲۰ سال گذشته در سودان خواهد بود. در سال ۲۰۱۱ نيز قرار است يك رفراندوم در مورد استقلال جنوب سودان برگزار شود. به نظر مى رسد كه اين رفراندوم راه حلى براى تنش هاى بين مناطق شمالى سودان كه اغلب اعراب و مسلمانان در آن زندگى مى كنند، با مناطق جنوبى سودان باشد كه در آن آفريقايى هاى سياه پوست و مسيحى ها زندگى مى كنند. اين دو منطقه از سده هاى گذشته سودان را به جنگ داخلى فرو برده بودند. علاوه بر اين در خارطوم، پايتخت سودان نيز حدود ۱۲۰۰ تن طى سال جارى آن هم طبق برآورد هاى سازمان ملل به دليل اعمال خشونت جان سپردند. در اين كشور هم چون سابق، ۵/۲ ميليون تن در اردوگاه هاى آوارگان زندگى مى كنند و طبق گزارش سازمان پزشكان بدون مرز تا حدود ۲۵۰ هزار آواره در جنوب سودان با بيمارى هايى مختلف و سوء تغذيه مبارزه مى كنند. ۷۵ درصد اين مردم نيز به خوردن و آشاميدن كافى دسترسى ندارند و مالاريا از بيمارى هاى شايع در اين منطقه است. با وجود  آنكه جنگ هاى بين شورشيان و نيروهاى دولتى طى ماه هاى گذشته كاهش يافته است، اما تعداد موارد دزدى و سرقت رشد صعودى داشته است. استراتژى تعريف شده از سوى اوباما در ماه اكتبر در مورد سودان نيز با سه هدف در حال انجام است؛ پايان به جنگ در دارفور، عملى شدن تفاهمنامه صلح بين خارطوم و شورشيان در جنوب اين كشور به همراه تضمين هايى كه عدم بازگشت تروريست هاى خارجى را به سودان تضمين مى كند. اوباما بر خلاف جورج بوش، با اعزام اسكات گراتيانس،  فرستاده ويژه خود، بر راه حل ديپلماتيك براى جنگ سودان بيشتر تاكيد مى كند. اين طور به نظر مى رسد كه راه حل صلح، همكارى با شوررشيان و پيشنهاد تبعيد براى عمر البشير رئيس جمهور سودان، قابل پيش بينى باشد. البته ابتدا بايد تحريم ها عليه دولت سودان تمديد شود.
كمك روسيه به ائتلاف غربى در افغانستان
004290.jpg
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا چندى بعد از اعلام راهبرد جديد باراك اوباما در مورد افغانستان راهى كابل شد تا دولت حامد كرزاى را براى حل و فصل مسايل مطرح شده تشويق كند. به گزارش كامرسانت؛ در اين رابطه دررسانه هاى گروهى جهانى نقطه نظرهاى بدبينانه آميخته به نيش خند كينه توزانه منتشر شده كه ايالات متحده مانند شوروى سابق در افغانستان شكست خواهد خورد، زيرا اوباما در سخنان خود هيچ چيز تازه اى پيشنهاد نكرده است. البته، اگر اين پيش بينى درست باشد، تنها منافع آمريكا نيست كه لطمه خواهد خورد. روسيه و اعضاى ديگر سازمان همكارى شانگهاى و جامعه همسود نيز اين ضربه را احساس خواهند كرد و تبعات ناامنى ها دامن آنها را نيز خواهد گرفت. به گزارش ايراس، افغانستان مانند سابق همچنان مهمترين منشأ خطرات مختلف براى امنيت كشورهاى همسايه و روسيه (از طريق كشورهاى آسياى مركزى) است. خطرات تشديد تروريسم، جدايى طلبى و افراط گرايى از اين كشور سرچشمه مى گيرد و همان طور كه تجربه نيز نشان داده به راحتى مى تواند به ساير كشورها به ويژه كشورهاى حاضر در منطقه  آسياى مركزى سرايت يابد. همه كشورهاى عضو سازمان همكارى هاى شانگهاى و نيز هند، ايران و پاكستان در مقاطع مختلف هدف حملات تروريستى قرار گرفته و در آينده نيز خواهند گرفت. همه اين كشورها با تجزيه طلبانى مشكل دارند كه قاعدتاً  از پشتيبانى افراطيون مذهبى برخوردارند كه آبشخور بسيارى از آنها در افغانستان است. بر همين اساس، شكست تلاش ها براى تثبيت اوضاع افغانستان ناگزير باعث تشديد فعاليت تروريستى و جدايى طلبى در آسياى مركزى، منطقه سين كيانگ چين و بعضى مناطق روسيه خواهد شد. به اين اعتبار، موفيت عمليات آمريكا و ناتو در افغانستان و تثبيت اوضاع افغانستان را مى توان به طور طبيعى جوابگوى منافع روسيه نيز دانست، به خصوص با توجه به اينكه روسيه نيروى نظامى خود را به اين كشور گسيل نداشته و از خطرات و پيامدهاى چنين اقدامى در امان است. البته، مقامات كرملين در مقاطع مختلف تصريح كرده اند كه حاضرند بعضى امكانات خود را در اختيار ائتلاف بين المللى در افغانستان قرار دهند. با اين وجود، برخى مقامات اين كشور بر اين نكته تأكيد دارند كه كمك روسيه به ناتو در افغانستان نبايد بى قيد و شرط باشد. به باور آنها اين كمك بايد تنها در صورتى ارائه شود كه اعضاى ائتلاف بين المللى و قبل از همه ايالات متحده به منافع ملى كشورهاى ديگر احترام گذاشته و با سازمان شانگهاى و سازمان پيمان امنيت  جمعى درباره مسأله افغانستان گفتگو كنند. به تبع همين تأكيدات بود كه ناتو گفتگوهايى را با سازمان شانگهاى شروع كرده، ولى واشنگتن و ناتو نمى خواهند با سازمان پيمان امنيت  جمعى گفتگوى رسمى داشته باشند و اين در حالى است كه اين سازمان از امكانات بسيارى براى كمك به ائتلاف بين المللى در افغانستان برخوردار است. در اين ميان، عده اى در روسيه و كشورهاى ديگر منطقه دوست دارند به اين احتمال اشاره كنند كه پيروزى غرب در افغانستان باعث تحكيم نفوذ آمريكا در آسياى مركزى خواهد شد كه از منظر آنها تحقق اين امر بسيار خطرناك است. اما اين احتمال در مقابل مزاياى حضور و موفقيت آنها در افغانستان به نظر منطقى نمى رسد. اولاً، هنوز تا پيروزى فاصله زيادى باقى مانده است. تشكيل دولتى در كابل كه بتواند اوضاع را كنترل كند، دستاورد عظيمى خواهد بود. ثانياً، حتى اگر اين دولت با غرب ميانه خوبى داشته باشد، چه اشكالى دارد؟ آيا كسى واقعاً فكر مى كند كه افغانستانِ زير سلطه طالبان مى تواند بهترين همسايه براى متحدان روسيه در آسياى مركزى باشد؟ تنها كسانى مى توانند اين طور فكر كنند كه آرزو دارند در آسياى مركزى و حتى در روسيه چنين رژيم هايى به قدرت برسند.