|
|
|
|
|
مهران بقايى، داستان نويس:
|
|
به اعتقاد آيدين آغداشلو:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مهران بقايى، داستان نويس:
نويسندگان بى سواد خواننده را زده مى كنند
|
|
|
مهران بقايى گفت: «كتاب و كتابخوانى در كشورمان لنگ مى زند وهمان طورى كه پاى نهادها گير است، پاى نويسندگان و مؤلفان و خوانندگان هم گيراست.» اين داستان نويس توضيح داد: «منظورم از كتاب، كتاب هاى علوم پايه نيست كه بچه هاى مردم مجبورند براى گرفتن نمره از استاد و معلم با هر قيمتى بخرند و بخوانند و دور بياندازند. منظورم كتاب هاى علوم انسانى است كه طرف (كتابخوان موصوف) بايد پول بى زبان و وقت فراوان داشته باشد تا براى پر كردن جاهاى خالى ذهنش و سؤالات بى پاسخ اطرافش و بهره مندى از لذت عميق كشف، رغبت كند پا به درون كتابفروشى بگذارد.» او در ادامه عنوان كرد: «چرا اين رغبت روزبه روز آب مى رود و كوتاه تر مى شود؟ روزگارى نويسندگان و شاعران براى چاپ كتابشان مصيبت مى كشيدند؛ نه از آن رو كه مجوز بگيرند و دنبال ناشر و پخش كننده بگردند، نه! براى رساندن كتاب به مرحله قبل از چاپ، حداقل آن را به چند نفر كاركشته نشان مى دادند تا اشكالات كمتر و كيفيت بالاترى داشته باشد.» بقايى با بيان اين كه حداقل كار اين است كه نويسنده يا شاعر يا پژوهنده خودش اهل «كتاب خواندن» باشد، به ايسنا گفت: «در طول ۲۰ سال گذشته با مؤلفان بسيارى كه قصد چاپ كتاب داشته اند، گفتگو كرده ام. به جرأت مى گويم بسيارى از آن ها در طول حيات ادبى يا نوشتارى شان ۱۰ كتاب نخوانده بودند و اگر نام نويسنده يا شاعرى را مى دانستند، همان هايى بود كه سال ها قبل از كتاب هاى درسى يا راديو و تلويزيون در خاطرشان مانده بود. اين ها متن هاى بسيار ضعيف شان را به راحتى با يك ميليون تومان در هزار نسخه چاپ مى كنند.» او همچنين خاطرنشان كرد: «روزگارى ناشران گمنام براى زنده ماندن در گردونه نشر دست به چنين كتاب سازى هايى مى زدند؛ ولى اخيرا ناشران معتبرتر هم براى زنده ماندن به اين شيوه روى آورده اند. نتيجه اين مى شود كه مهره هاى به هم ريخته پازل به هم ريخته تر مى شوند.» اين داستان نويس تصريح كرد: «نويسندگان بى سواد عشق چاپ، خواننده را زده مى كنند و خواننده زده شده از لذت خواندن كتاب خوب، چرخه كتابخوانى را از كار مى اندازد. واقعيت اين است كه بازار كتاب كم كم از كتاب خوب تهى مى شود. ديگر حتى به جامعه دانشگاهى هم نمى شود اعتماد كرد. شايد تنها نقطه اتكا روزگارى پايان نامه هايى بود كه براى نوشتن شان زحمتى كشيده مى شد، تحقيقى صورت مى گرفت و در نهايت اگر روزى به صورت كتاب منتشر مى شد، خواندنى و جذاب بود و مى شد در جايى به آن استناد كرد؛ اما وقتى دانشجويان بتوانند از ۵۰۰هزار تا دو ميليون تومان پايان نامه بخرند و تحويل بدهند، به اين قشر هم ديگر نمى توان اعتماد كرد.» بقايى در پايان تأكيد كرد: «چه بخواهيم، چه نخواهيم، متاسفانه بايد بپذيريم كه بدجورى تنبل شده ايم. نويسندگان را مى گويم؛ همان هايى كه بايد قاعدتا جلوتر از ديگران حركت مى كردند، همان هايى كه در قصه هاى قديمى دود چراغ مى خوردند تا «كشف» كنند، همان هايى كه امروز از جلو ويترين كتابفروشى ها رد مى شوند، مى ايستند، به ويترين نگاه مى كنند، قيافه شان را ورانداز مى كنند، كيف شان را روى دوش جا به جا مى كنند و بى خيال رد مى شوند.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به اعتقاد آيدين آغداشلو:
هنرمندان، فروش آثارشان را به متخصصين بسپارند
آيدين آغداشلو در آيين گشايش گالرى «محسن» گفت: «هنرمند بايد فروش آثارش را به ديگران بسپارد.» وى در مراسم افتتاح گالرى «محسن» كه به نام و ياد محسن رسول اف؛ هنرمند كاريكاتوريست و طراح؛ كه در حادثه سقوط هواپيماى قرقيزستان درگذشت، در سخنانى گفت: «مى گويند «ونگوگ» در دوران حياتش تنها يكى از آثارش را فروخته است و از او نقل است كه گفته است؛ «من بوم، چهارچوب و رنگ آثارم را خودم مى سازم، چه خوب مى شد كه كارم را هم خودم مى خريدم.» وى ادامه داد: «هر هنرمندى كه كارش را به خوبى انجام مى دهد بايد آن را به متخصصين ديگر بسپارد تا آن ها كار هنرى او را به جامعه تحويل دهند. اما در سنت ايران اين رسم رايج نبود و فروش توسط خود هنرمند انجام مى گرفت و جايى براى فروش اثر نبود و اين اتفاق شايد تنها حدود پنجاه سال است كه در ايران منسوخ شده است.» آغداشلو يادآور شد: «اولين گالرى ايران در سال ۱۳۲۸ توسط استاد محمود جوادى پور تأسيس شد و تا پيش از آن حتى به كمال الملك نيز علاقه مندان، كار خود را سفارش مى دادند و سپس از خود او مى خريدند.» اين هنرمند نقاش با تاكيد بر اهميت فعاليت گالرى ها در اقتصاد هنر توضيح داد: «اين اتفاق بسيار مهمى است كه زمانى كه هر هنرمندى كارش را انجام مى دهد تكليف از او ساقط شود تا فروش آثارش را به ديگران بسپارد.» حميد سورى؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه؛ نيز در اين افتتاحيه با اشاره به حضور بخش خصوصى در اقتصاد هنر ايران گفت: «تا چندسال پيش حضور موزه هنرهاى معاصر براى هنرمندان كه بتوانند در آن، آثار خود را به نمايش بگذارند، بسيار امرى حياتى بود. اما امروز شاهد رويش نهادهاى خصوصى هستيم كه مى توانند به استعدادهاى درخشان در بخش هنرى يك كشور كمك كنند تا آن ها بتوانند آثار خود را به راحتى عرضه كنند.» اين هنرمند عكاس ادامه داد: «امروز در يك نگاه واقع بينانه به هنر، بارقه هايى را مى بينيم كه هنر مى تواند در جهت اشاعه مفاهيم اصولى اقتصاد گام بردارد و يك گالرى مى تواند در امر آموزش و انتقال تجربيات، نقش كليدى را ايفا كند.» به گزارش ايسنا، در ابتداى اين مراسم احسان رسول اف برادر محسن رسول اف در سخنانى گفت: «خوشحالم كه بعد از مدت ها انتظار و واقعه تلخ درگذشت محسن، اين گالرى كه شامل دو سالن بسته ويك سالن باز است آغاز به كار مى كند.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پنهان ماندن چهره حقيقى نويسنده فقيد روس
پسر سولژنيتسين نويسنده فقيد روسى مى گويد تصورى كه از پدرش در اذهان عمومى وجود دارد نادرست است. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از تايم، ايگنات سولژنيتسين؛ پسر نويسنده فقيد روس؛ گفت: «تصورى كه مردم از او به عنوان يك فرد ناراضى دارند نادرست است و پدرش بيش از هر چيز انسان و خانواده دوست بود.» پسر نويسنده مخالف حكومت شوروى سابق كه سال ها از عمرش را در اردوگاه هاى كار اجبارى گولاك سر كرد و بعد با نوشتن كتاب هايى در اين زمينه على رغم محدوديت هاى آن دوره، به چهره اى جهانى بدل شد، مى گويد اين تصور وجود دارد كه سولژنيتسين آدمى بسيار كم تحمل بود و همه چيز درباره او سياه يا سفيد بود، در حالى كه پدر او واقعيت ترسناك اردوگاه هاى كار اجبارى استالين را به مردم جهان نشان داد و برنده جايزه ادبى نوبل شد. «ايگنات» كه پيانسيت و رهبر اركستر است، با ردكردن تصور كسانى كه هنر اين نويسنده را ناديده مى گيرند و او را تنها فعالى سياسى مى نامند، گفته است كه پدرش مردى بود كه فرزندانش را تشويق مى كرد تا انگليسى ياد بگيرند و در آمريكا آن ها را به مدرسه محلى فرستاد و تشويقشان كرد تابه دنبال علايق خودشان باشند و باورهاى خودشان را داشته باشند.سولژنيتسين در آگوست ۲۰۰۸ در ۸۹ سالگى درگذشت.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
3قصه پاره
بى خرد
اتللو: آرامتر؛ پيش از آنكه برويد، يكى دو كلمه با شما حرف دارم. من براى دولت خدماتى كرده ام. همه اين را مى دانند و بيش از اين هيچ نمى گويم. ولى از شما انتظار دارم هنگام گزارش اين وقايع ناگوار، در نامه هاى خود، از من چنانكه هستم ياد كنيد. نه آنكه از بار گناهم بكاهيد و نه از سر كينه ورزى، حرفى بر آن بيفزائيد. بر شماست كه از من به نام مردى سخن گوييد كه نابخردانه، ولى بيش از اندازه دوست مى داشت، مردى كه به آسانى گرفتار حسد نمى شد، ولى همين كه به اين راهش كشاندند آشفته گشت و به افراط گرائيد، مردى كه همچون آن هندوى پست، مرواريدى را كه به همه ايل و تبارش مى ارزيد بدور افكند... و اينك از چشمانى كه هرگز رنگ اشك بخود نديده بود، همچون شيره شفابخش درختان نخل عربستان اشك جاريست. اين همه را بنويسيد، افزون بر اينها بگوئيد كه يكبار در «حلب» هنگامى كه تركى زشت خو، و دستار بسر مردى «ونيز»ى را مى زد و به دولت ناسزا مى گفت، من گريبان آن سگ مختون را در چنگ فشردم و بدين سان ضربتى بدو نواختم.
( با خنجر ضربتى به خود مى زند)
لودوويكو: آه! چه ماجراى خونينى!
گراسيانو: گفتارمان همه بر باد رفت.
...
(اتللو بر تخت مى افتد و ميميرد)
كاسيو: من از اين مى ترسيدم، ولى گمان مى كردم كه سلاحى با وى نيست. زيرا، براستى دلاور بود.
لودوويكو: (به ياگو) اى سگ درنده خو، كه بسان ترس و قحطى و دريا، رحمى بدل ندارى! بر اين بستر و بار غم انگيز آن بنگر. اين همه كار توست.
* ويليام شكسپير
پاره اى از نمايشنامه «اتللو»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برپايى ورك شاپ هاى آموزشى و تخصصى در جشنواره تئاتر فجر
آيينه هنر: ورك شاپ آموزشى و تخصصى تئاتر در بيست وهشتمين جشنواره بين المللى تئاتر فجر برگزار مى شود. هريك از داوران خارجى حاضر در جشنواره بيست وهشتم تئاتر فجر يك كارگاه آموزشى نيز در جشنواره برگزار مى كنند. به اين ترتيب «هليا هلويك» از سوئد كارگاهى درباره «كارگردانى»، «لوان ختاگورى» از گرجستان كارگاهى درباره «تئاتر مدرن جهان» و «برايان دالى» از كانادا كارگاهى با عنوان «ماسك شخصيت» برگزار خواهند كرد. همچنين ورك شاپ «مستر كلاس دلقك» توسط «سايمون ادوارز» مدرس برجسته انگليسى برگزار مى شود كه در آن به آموزش تكنيك هاى دلقكى پرداخته مى شود. «كنستانزه فيشبك» و «دنيل كوتر» دو مدرس آلمانى نيز كارگاهى با عنوان «هنر ويدئو تهران.. مستند سازى تئاتر- نمايش فضاى شهرى» برگزار خواهند كرد. در اين ورك شاپ براين نكته كه زندگى شهرى چگونه مى تواند دستمايه يك روايت در تئاتر قرار گيرد تكيه دارد. اين ورك شاپ ۵ روز به طول خواهد انجاميد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«جدال سعدى با مدعى» در شهر كتاب
آيينه هنر: شانزدهمين مجموعه درسگفتارهايى درباره سعدى چهارشنبه ۲۳ دى ماه در شهر كتاب برگزار مى شود. شانزدهمين مجموعه درسگفتارهايى درباره سعدى با سخنرانى سيدعلى محمد سجادى استاد دانشگاه شهيد بهشتى به تحليل و تفسير حكايت «جدال سعدى با مدعى» اختصاص خواهد يافت. حكايت «جدال سعدى با مدعى» در بيان توانگرى و درويشى كه در باب هفتم گلستان آمده، گفت وگويى است در باب فقر و غنا كه از منظرهاى متفاوت مى توان به آن نگريست. اين درسگفتار در روزهاى ۳۰ دى و ۷ بهمن از سوى اين استاد دانشگاه پى گرفته مى شود. اين نشستها در روزهاى مذكور ساعت ۱۶:۳۰ در مركز فرهنگى شهركتاب واقع در خيابان شهيد بهشتى، خيابان شهيد احمد قصير(بخارست)، نبش كوچه سوم برگزار مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
استقبال از «رقص زمين» پاكدل
آيينه هنر: نمايش «رقص زمين» نوشته و كار حسين پاكدل دو اجرايى شد و هر روز در دو نوبت ۱۷ و ۳۰/۱۹ به صحنه مى رود. اين نمايش تا اول بهمن ماه كه آخرين اجراى خود را در جشنواره تئاتر فجر خواهد داشت، در دو نوبت به صحنه مى رود. نمايش «رقص زمين» جديدترين كار حسين پاكدل با حضور بازيگرانى چون مهدى سلطانى، پيام دهكردى، مرتضى آقاحسينى و عاطفه رضوى در تالار چهارسو به صحنه مى رود.
|
|
|
|
|
|
|
|