|
چين درصدد تصاحب بازارهاى قزاقستان
|
|
|
چندين سال است كه موضوع «بيدار شدن اژدهاى خفته» يعنى چين درمحافل كارشناسى و سياسى منطقه برسرزبان هاى افتاده است. دولت چين كه ازبحران مالى جهانى كمترين آسيب راديده است ، به شدت براى رشد بخش اقتصادى خود تلاش كرده ودرحال نفوذ در مناطق مختلف جهان است. همزمان با افزايش نگرانى ها از آن چه كه نفوذ چين در منطقه آسياى مركزى عنوان مى شود دررسانه هاى خبرى روسيه نيزمطالب زيادى درباره پيامدهاى اين روند منتشر گرديده است. در حال حاضر افزايش نفوذ اقتصادى چين در آسياى مركزى به ويژه در قزاقستان با نگرانى هاى فزاينده اى مواجه شده است. به گزارش ايران شرقى، از سويى ديگر انتشار خبر احتمال واگذارى ميليون ها هكتار زمين تحت كشت قزاقستان به چين موجب افزايش اين نگرانى ها شده است. درباره افزايش نفوذ چين در جهان ، روابط قزاقستان با اين كشور مصاحبه اى با دكتر «كانستانتين سيرا ياژ كين» كارمند ارشد پژوهشگاه مسائل راهبردى قزاقستان انجام شده است كه درزيرمى آيد.
طرح اين موضوع در مطبوعات و به ويژه رسانه هاى روسى را چگونه ارزيابى
مى كنيد؟
من معتقدم ، بايد ميان نشريه ها تفكيك قائل شد. نظر من درباره طرح اين موضوع در نشريه جوانان روسيه منفى است. زيرا برخى از كارشناسان روسى به شدت امكان تجاوز نظامى ارتش چين به روسيه و قزاقستان را مطرح مى كنند. البته ارتش چين درحال تقويت توان نظامى خوداست. اما تعدادى از نشريه هاى روسيه باتكيه بر خيالات و توهم قصد دارند ، افكار عمومى رانسبت به آن چه كه «خطر تجاوز نظامى چين» عنوان مى شود ، تحت تاثير قرار دهند. با اين حال در اين اواخر در مطبوعات قزاقستان نيز مطالبى از امكان حمله نظامى چين به اين كشور منتشر شده است. من معتقدم كه اين موضوع را نبايد اين طور مطرح كرد. زيرا كسى پيامدهاى گسترش نفوذ چين در آسياى مركزى را رد نمى كند. اما طرح اين موضوع كه چين درحال اشغال منطقه است ، واقعيت ندارد. واقعيت اين است كه چين از كشورهاى آسياى مركزى انرژى وارد مى كند و سهام شركت هاى نفت و گاز اين جمهورى ها را خريدارى مى كند. اما اين روش در جهان پذيرفته شده است و اكثر كشورهاى قدرتمند به اين راهكارها روى مى آورند. بايد به اين نكته اذعان نماييم كه چين ازقدرت سرمايه گذارى بالايى برخوردار است. به طورمثال درحال حاضر ذخاير ارزى چين به بيش از۲ تريليون دلار مى رسد. دراينحال صندوق سرمايه گذارى دولتى چين بيش از ۲۰۰۰ ميليارد دلار است كه چين مى توانداز آن براى رشد اقتصادى خود استفاده كند. در شرايط كنونى كه بحران اقتصادى بر اكثر كشورهاى جهان سايه افكنده است ، چين با اين سرمايه هنگفت شركت هاى ورشكسته خارجى را خريدارى مى كند و به وارد نمودن انرژى از كشورهاى منطقه با قيمت مناسب مشغول است. اگر هر كشور ديگرى هم بجاى چين مى بود دقيقا اين كار را مى كرد. از نگاه سياسى برنامه دولت چين كه به تدريج توان اقتصادى خود را تقويت مى كند، حساب شده است.
در خصوص واگذارى زمين در قزاقستان و روسيه به چين در شكل اجاره چه نظرى داريد؟
در حال حاضر نه درروسيه و نه در قزاقستان هيچ طرحى براى واگذارى زمين هاى اجاره اى جهت توليد محصولات كشاورزى به چين وجود ندارد. از نظر ما شايعه واگذارى چند ميليون هكتاراز زمين هاى كشاورزى قزاقستان به چين
بى اساس است. امكان اينكه اين اتفاق درقاره آفريقا افتاده باشد ، وجوددارد. چراكه چين درآفريقا به دنبال اين كار است. من فكر مى كنم اين اتفاق درقزاقستان نخواهد افتاد. زيرا براساس محاسبات ، براى توليد محصولات كشاورزى در هر هكتار زمين به سه نفر كارگرنياز داريم. اگر قرار باشد ، يك ميليون هكتار زمين كشاورزى قزاقستان به چين واگزار شود ، بايد پنج ميليون كارگر چينى براى كار در اين زمين ها وارداين كشورشود كه دولت قزاقستان تحت هيچ شرايطى ورود جمعيت پنج ميليونى كارگران چينى به قلمرو خود را نخواهد پذيرفت. چين نيزهمان طور كه تجربه نشان مى دهد در طرح هائى كه در كشورهاى خارجى اجرا مى كند ، از شهروندان بومى استفاده نمى كند. در اينحال اين مسأله نيز مطرح است كه چرا شهروندان قزاقستان با كمك دولت براى استفاده از اين زمين ها اقدام نمى كنند. از نظر من يكى از علت هاى اساسى كه تا به حال ازاين زمين ها استفاده نشده ، تنبلى مردم قزاقستان بوده است.
شما از تلاش چين براى نفوذ در آفريقا سخن گفتيد. امابراساس يك نظريه در حال حاضر آمريكا در تلاش براى خارج ساختن چين از قاره آفريقا است و به اين منظور اقدام به درگيرى و اختلاف در كشورهاى مختلف اين قاره كرده است. نظر شما در اين مورد چه است؟
من فكر مى كنم كه اگر هم اين نظريه درمورد قاره آفريقا وجود دارد آن را بايد درچارچوب رقابت دائمى ميان قدرت ها ارزيابى كرد. آفريقا به دليل داشتن ذخاير فراوان انرژى و معدنى مورد توجه شركت هاى آمريكا ، چينى و روسى است. از سويى ديگر در حال حاضر چين به طور كامل بر آفريقا تسلط يافته و درجهت تنگ كردن جاى پاى شركت هاى روسى و آمريكايى موفق عمل كرده است. چين مانند آمريكا درمذاكره با كشورهاى آفريقايى شروط سياسى مطرح نمى كند. مقامات دولتى چين به رژيم هاى سياسى حاكم در كشورهاى آفريقا كارى ندارد و به راحتى در طرح هاى اقتصادى اين قاره سرمايه گذارى مى كنند. براى چين وجود رژيم هاى ديكتاتورى در آفريقا يك نعمت به حساب مى آيد و پكن مى تواند در سايه امنيت در آفريقا به سود سرشار اقتصادى دست يابد. اين يك واقعيت است كه در حال حاضرچين در كشورهايى كه در قاره سياه داراى نفت و گاز و معادن هستند حضورچشمگيرى دارد.
همكاريهاى سياسى روسيه و قزاقستان را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
نبايد فراموش كرد كه چين متحد راهبردى روسيه و قزاقستان است. اين سه كشور توافقنامه هاى زيادى امضا كرده اند و نوعى مثلث راهبردى به وجود آورده اند. ظاهرا ميان اين سه كشور نمى تواند رقابتى وجود داشته باشد. اما از نظر ما مسأله ديگرى وجود دارد كه قابل تامل است. ما در شرايط جهانى شدن اقتصاد قرار داريم. در حال حاضر از ميان سه كشور ياد شده چين در مقايسه با روسيه و قزاقستان با روند جهانى شدن اقتصادى تطابق بيشتر پيدا كرده است. به اين دليل چين سياست نفوذ اقتصادى خود را در خارج به شدت دنبال مى كند. بر اساس اين ملاحظات چين در قزاقستان و روسيه نيز با قائده بازى سياست جهانى سازى اقتصاد وارد معامله مى شود. من تعجب مى كنم كه به چه دليل كسى مسأله نفوذ اقتصادى آمريكا در قزاقستان را مطرح نمى كند. حال آن كه سهم شركت هاى آمريكايى در صنايع نفت و گاز قزاقستان در مقايسه با شركت هاى چينى بيش از يك و نيم تا دو برابر است. از نظر ما علت حساسيت ويژه افكار عمومى نسبت به روسيه و قزاقستان دوموضوع است. نخست اينكه از سوى رسانه هاى خبرى به «چين حراسى» دامن زده مى شود. دوم اينكه ما مى بينيم هيج حساسيتى در قبال آمريكا كه در آن سوى اقيانوس واقع شده است ، وجود ندارد. اما درموردچين كه همسايه نزديك روسيه و قزاقستان است ، حساسيت وجوددارد. بايد به اين نكته نيزتوجه داشت كه روسيه هم ازفعاليت گسترده اقتصادى چين به ويژه در صنايع نفت و گاز قزاقستان و ديگر جمهورى هاى آسياى مركزى چندان راضى نيست. با اين حال ما بايد واقع نگر باشيم. زيرا چين يك كشور مهم سرمايه گذار دراقتصاد آسياى مركزى است و هيچ كس نمى تواند اين واقعيت را ناديده بگيرد.چين دراكثرمناقصات صنايع نفت و گاز اين كشورها برنده و به طور كاملا قانونى وارد معاملات بخش انرژى منطقه شده است. از سويى ديگرچين در قزاقستان شركت هاى مشترك زيادى ايجاد كرده است كه به نفع اين كشور است. اما روسيه در اين راه عقب مانده است. در حال حاضر براساس قرارداد جديد تركمنستان و روسيه شركت «گاز پروم» متعهد شده است ، از آغازسال جديد ميلادى حجم واردات گاز اين كشور را چهار برابر كاهش دهد. در چنين شرايطى هر كشورديگرى هم كه به جاى تركمنستان بود تلاش مى كرد ، راه ديگرى براى صادرات گاز خويش پيدا نمايدكه در اين راه موفق هم بوده است. چين به موقع كار ساخت خط لوله انتقال گازتركمنستان را به پايان رساند و صادرات گاز به چين آغاز شد. البته در اين معامله بازى سياسى نيز مطرح بوده است. زيرا چين گاز تركمنستان را پايين تراز قيمتى خواهد خريد كه روسيه وارد مى كندو تركمنستان در اين شرايط راه ديگر ندارد. به همين دليل در اين قضيه خطرچين زردمطرح نيست. بلكه اصل قضيه بر
مى گردد به نوع معاملاتى كه در حال حاضر چين در آن موفق عمل كرده است.
چندى قبل قزاقستان، بلاروس و روسيه توافقنامه تشكيل اتحاد گمركى را امضا كردند. آيا اين اقدام مى تواند در روابط ميان چين و قزاقستان تاثيرى بگذارد؟
من فكر مى كنم اتحاد گمركى جديد تاثير چندانى بر مناسبات قزاقستان و چين نداشته باشد. اما عوارض گمركى كه از كالاهاى وارداتى چين گرفته خواهد شد ، موجب افزايش قيمت اين كالاها مى گردد. با اين حال فعاليت اتحاد گمركى ميزان كالاى صادراتى چين را كاهش نخواهد داد. اگر قبلا بخش عمده كالاهاى چينى از خاور دور به بازار روسيه سرازير مى شد ، اينك ميزان صادرات كالاى چينى از استان «سينگيانگ» به قزاقستان افزايش خواهد يافت.
چين همواره از قزاقستان به عنوان تامين كننده اساسى سوخت هسته اى استفاده مى كرده است. ولى پس از حوادث و تحولات اخير در صنايع سوخت هسته اى قزاقستان دولت چين بيشتر به روسيه اميد بسته است در چنين شرايطى چه بايد كرد كه بازار چين از دست نرود؟
در حال حاضر توضيح دادن درباره فعاليت شركت صنايع هسته اى قزاقستان دشوار است. اما با صدور اورانيوم به چين بازار سود آور اين كشور را در اختيار داشتيم. به نظر مى رسد كه «مختار ژاكشياف» مدير سابق شركت صنايع هسته اى قزاقستان قصد داشت ، با كنارزدن روسيه و زير پا گذاشتن شرايط مندرج درقرار داد كارخانه مشترك دو كشور مستقيما اورانيوم به چين صادر كند كه اينك بازداشت شده است. با اين حال در صورت محدود شدن واردات اورانيوم قزاقستان ، چين آن را از استراليا كه با اين كشور قرار داد چهل ساله امضا كرده است و يا از آفريقا تامين خواهد كرد. چين تنها ۳۰-۲۰ درصد از نياز نيروگاه هاى هسته اى خودراازتوليدات داخلى تامين مى كند.
در مطبوعات قزاقستان مطالبى درمورد افزايش كارگران مهاجر چينى منتشر مى شود. با اين حال درباره تعداد اين افراد هيچ آمار دقيقى وجود ندارد. از سويى ديگر پليس در قبال چينى ها حساس نيست و برعكس به شدت با ازبك ها و تاجيكان برخورد مى كند. دليل اين اقدام چه مى تواند باشد؟
من فكر مى كنم كه اكثر شهروندان چينى به طور غير قانونى در قلمرو قزاقستان حضور دارند و حين ورود به كشور با ويزا و گذرنامه نمى آيند. اين آمار در سال به ۴۰-۳۰ هزار نفر مى رسد. اين ارقام
تهديد كننده نيست. حال آن كه همه ساله ۲۰۰ هزار جهانگرد از كشورهاى عضو جامعه همسود وارد استان «سينكيانگ» چين مى شوند و برعكس چينى ها از اين روند استقبال مى كنند. قبلا مطبوعات قزاقستان مدعى بودند كه شهروندان چينى از قلمرو قرقيزستان به قزاقستان مى آيند. اما اكنون ميان چين و قرقيزستان مقررات روا ديد اعمال مى شود. من فكر مى كنم كه اكثر اين مطالب از جنبه تبليغاتى برخوردارند تا واقعى و در راستاى سياست ايجاد روحيه «چين حراسى» منتشر مى شوند.
شما به عنوان كارشناس آشنا با مسائل چين دورنماى جايگاه اين كشور در توازن ژئوپليتيكى جهان را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ارزيابى اين موضوع به نوع خروج هر كشور از بحران اقتصادى كنونى خواهد داشت. به طور مثال آمريكا معتقد ، چين از نظر توليد ناخالص ملى در سال ۲۰۱۴ ميلادى از اين كشور پيشى خواهد گرفت. اگر اوضاع به همين روال ادامه يابد احتمال اين كه چين از نگاه اقتصادى به قدرت برتر جهان تبديل شود ، زياد است. بررسى رشد اقتصادى چين نشان مى دهد كه رشد اين كشور در هر پنج سال به دو برابر افزايش مى يابد. به همين دليل رشد دو برابرى توليد ناخالص ملى چين در هر پنج سال به معنى افزايش ذخاير ارزى اين كشور از محل صادرات و بالا رفتن توان سرمايه گذارى خارجى چين است. در محافل علمى قبلا تاكيد مى شد كه چين پس از آمريكا ، ژاپن و آلمان قدرت چهارم اقتصادى جهان است.اما امروز چين آلمان را پشت سر گذاشته و انتظار مى رود كه در سال ۲۰۰۹ ميلادى از ژاپن نيز سبقت گرفته باشد. از سويى ديگر با كاهش رشد اقتصادى آمريكا به نظر مى آيد كه چين در چند سال آينده اين كشور را نيز پشت سر خواهد گذاشت.
آيان چين مى تواند براى تسلط بر مناطق مهم جهان به نيروى نظامى متوسل
شود؟
فكر نمى كنم كه اين اتفاق بيفتد. البته درسال هاى اخير تغييرات زيادى درارتش چين ديده شده است و تعداد نظاميان اين كشور در حال افزايش است. با اين حال چين از نگاه توان تسليحاتى براى تبديل شدن به ارتش قدرتمند در جهان نياز به سال هاى طولانى دارد. چين عليرغم تلاش در جهت توليد تسليحات جديد نظامى ، تجهيزات جنگى كپى شده را در اختيار دارد. در هيچ جايى ازدكترين نظامى دولت چين به استفاده از نيروى نظامى عليه كشورهاى ديگر اشاره نشده است. همچنين «هوجين تاو»
رئيس جمهورى چين همواره بر ضرورت وجود جهان چند قطبى تاكيد مى كند. چندى قبل يك مقام ارشد نظامى چين تاكيد داشت كه على رغم درخواست آمريكا ، اين كشور از برنامه فضايى خويش دست بر نخواهد داشت. اصلا سياست چين در برخى موارد غير قابل پيش بينى است.
|