نسخه
PDF
شماره ۶۰۷۷ - ۱ بهمن ۱۳۸۸ - - ۲۱ ژانويه ۲۰۱۰ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
فريبرز عرب نيا:
فريبرز عرب نيا:
تئاتر ما در بين عده اى تماشاگر خاص محصور شده است
فريبرز عرب نيا؛ بازيگر مشهور سينما؛ بازيگرى را براى خود، به مثابه جيوه بودن توصيف مى كند كه طى آن بازيگر مى تواند فردانيت خود را حفظ كرده و در عين حال شكل ظرف تيم و اجراى نمايش را نيز به خود بگيرد. وى در عرصه تئاتر هم فعاليت داشته و در نمايش «بهرام چوبينه» نوشته و كارگردانى شكرخدا گودرزى ايفاگر نقش بهرام بوده است. اين نمايش، فرداباآغازجشنواره تئاتر فجر، آخرين اجراى خود را به پايان مى برد. آنچه در پى مى خوانيد گفتگوى مهر با اين بازيگر توانا است.•شايد نكته اى كه همواره براى يك كارگردان و بازيگر مطرح است موضوعيت داشتن يك اثر نمايشى است. «بهرام چوبينه» چه موضوعيتى با جامعه و ذهنيت معاصر مخاطبان و مردم داشت و براى شما به عنوان يك هنرمند حرفه اى تئاتر چه ويژگى هايى داشت كه تصميم به حضور و بازى در نمايش گرفتيد؟معيارهاى من براى انتخاب و قبول اين نقش در دو شكل قابل بررسى است. يكى در راستاى اين سؤال و بحث شماست و ديگرى دغدغه هاى حرفه اى و شخصى يك بازيگر. به طور كلى در شكل اول من چه به عنوان يك بازيگر و يا كارگردان و نويسنده جذب كارهايى مى شوم كه ماندگارى داشته باشند و ماندگارى آن ها ملزم به تاريخ مصرف يك رويداد نباشد.اصولا علاقه من در بازيگرى و ساختن و نوشتن بيشتر به موضوعاتى متمايل است كه به مسائل هميشگى بشر متمايل است و اگر دقت بكنيد نكته اصلى و بنيادين نمايش «بهرام چوبينه» لااقل به گمان من رابطه قدرت و انسان است و اينكه انسان صاحب قدرت يا زير سيطره قدرت در مواجهه با قدرت چه مى كند. در شكل دوم اين بحث به اين شكل مى تواند پيش برود كه من به عنوان يك حرفه اى عرصه بازيگرى، به قول شما بعد از چند سالى كه قصد بازگشت به تئاتر را داشتم، فكر كردم در نقش بهرام چوبينه آنچه كه دوستان تئاترى نامش را لذت بازيگرى مى گذارند مستتر است و البته كيف بازى در نقش هاى تاريخى و اسطوره اى. عموما نقش هاى تاريخى براى تماشاگران ملموس نيستند چون گمان قالب اين است كه اساسا در تئاتر قرار است تماشاگر چيزى دروغين را ببيند و اين يك بازى است و لازم نيست كه صد در صد تماشاگر آن را باور كند. به گمان من اينگونه نيست. به گمان من در ادامه همه اين حرف ها چيز ديگرى بايد موجود باشد. همه اين حرف ها درست، وقتى به تماشاى تئاتر مى نشينيم به دليل شكل صحنه و سه ديواره بودن اش مى پذيريم كه آمده ايم چيزى را تماشا كنيم كه واقعيت ندارد. اما آيا اساسا كار هنر اين نيست كه جابجايى ايجاد كند در تصورى كه ما از واقعيت و خيال داريم؟ اگر اين جابجايى ايجاد نشود كه نقض غرض است. اگر نتوانيم تماشاگر و ذهنيتش را بعد از ديدن كار، يا در لحظاتى از كار و يا در تمام كار مدام بين وادى هاى خيال و واقعيت پس و پيش ببريم كارمان كار هنرمندانه اى نيست بلكه كارى است تاريخ نگرانه يا كارى است مستندوار و ژورناليستى. يا اينكه بيانيه اى است كه خيلى از روشنفكران و سياستمداران هم مى توانند بخوانند.
• يعنى كارى شعارگونه؟
بله شعارگونه مى شود. من در اينجا مثالى مى زنم تا حرف هايمان انتزاعى به نظر نيايند. شما وقتى فيلمى از ديويد لينچ را مى بينيد يا نمايشنامه اى از بكت يا آثار خيلى از بزرگان ديگر را، به عنوان تماشاگر متوجه نمى شويد كى و چگونه و با چه ريتم و سرعتى از وادى خيال به واقعيت جابجا مى شويد. اگر اين نباشد و تماشاگر از ابتدا در تئاتر بداند كه نشسته و چيزهايى را مى بيند كه واقعيت ندارند و قرار نيست آن ها را باور كند و با شخصيت ها و نمايش هم ذات پندارى كند، بهتر است كتاب اثر را چاپ كرده، در اختيار مخاطب قرار دهيم و در مقدمه بگوييم حاوى مطالبى است كه واقعيت ندارند. بهتر است ببينيم چرا تئاتر ما محصور در بين عده اى خاص از تماشاچى مانده و آن ها هم بعضا از ديدن بازى ها راضى نيستند.
• ما در نمايش هاى تاريخى و اسطوره اى شاهد بازى هايى
اغراق آميز هستيم كه شخصيت را براى مخاطب دست نيافتنى مى كند و دور از پندار امروزى مخاطب است. ضمن اينكه حركات اغراق آميزشان نيز براى مخاطب ما باورپذير نيست. در نمايش «بهرام چوبينه» شاهد اين هستيم كه شخصيت بهرام چوبينه ترس، خشم و احساسات انسان امروزى را دارد و دور از ذهن مخاطب نيست و در عين حال چارچوبى از اسطوره و شخصيت سردار ايرانى شاهنامه و متون كهن ايرانى روى صحنه ديده مى شود.
به نظر شما چرا برخى از بازيگران نمى توانند اين حد ميانه و درست و مرز مورد نظر در بازى اينگونه نقش ها را رعايت و حفظ كنند؟ آيا برداشت نامناسبى است كه بازيگر از متن دارد يا بستر نامناسبى است كه متن براى بازيگر به وجود مى آورد؟
مسائل اسطوره در سطحى بسيار بسيار عميق و ژرف قابل بررسى و مشاهده اند نه در سطح. به همين جهت در زمان نگارش، خواندن و اجرا كردن اسطوره چاره اى نيست مگر اينكه به اين عمق وارد شويم و مسائل را در عمق بررسى كنيم. ما نمى توانيم با نگاهى كه به طور مثال به دنبال حل معضل ترافيك است به سراغ مسائل عميق تاريخى بشر برويم.
چون اسطوره به قدمت عمر بشر بر كره خاك است در زمان نگارش از طرف نويسنده و در زمان اجرا از طرف بازيگران و كارگردان اگر ما به عمق مورد نظر دست پيدا نكرده باشيم نتيجه كارمان سطحى و متأسفانه دچار مضحكه مى شود.
متأسفانه در اكثر كارهاى تئاترى كمتر بازيگران و عوامل نمايش در راستاى شكل گيرى فضاى كلى هر صحنه و به طور كل نمايش بازى ها و كارهاى خود را انجام مى دهند. در صورتيكه كليه صحنه ها داراى فضايى كلى هستند كه بايد حفظ شود و در صحنه هاى مختلف باشد شكل گيرد و پخته تر شود. در برخى از صحنه هاى نمايش «بهرام چوبينه» اين اتفاق رخ مى داد و كمتر بازيگران به اين فضا توجه كرده اند...
ترجيح مى دهم در قالبى خيلى كلى اين مسأله را كه به عقيده من يكى از معضلات اساسى هم در بازيگرى هم به طور كلى در حيطه هاى ديگرى مثل سياست و اقتصاد و ورزش و ديگر
عرصه هاست بيان كنم. ما راجع به كار تيمى صحبت مى كنيم و يكدستى در كار گروهى. ضعف ما ايرانى ها در كار گروهى كاملا روشن و عيان است.
متأسفانه هميتى را براى از بين بردن اين نقص نمى بينم. به شكل خيلى خيلى كلى مى توانم بگويم كه كار تيمى نياز به گذر از نفس و رسيدن به خويشتن دارد. شما به همين راحتى مى توانيد جستجو كنيد در عرصه بازيگرى در سينما، تئاتر و اپرا اگر كارى جاودانه مى  بينيد هر كدام از بازيگران را به عنوان عضوى از ساختارى منظم و دقيق مى بينيد نه به عنوان يك شخص. متأسفانه در بازيگرى ما، با جسارت و احتياط و با حفظ احترام مى گويم كه ۸۰ درصد بازيگران مان از نفس خود گذر نكرده، به حيطه خويشتن نرسيده اند. اين بخشى است كه مربوط به خودسازى بازيگران مى شود. بخشى ديگر مربوط به فرهنگ سازى و بستر سازى است. در آموزش و پرورش و در مدارس آموزش كار تيمى ديده نمى شود.
•امرى بديهى است كه يك بازيگر در شكل گيرى نقش در متن نمايش دخل و تصرف داشته باشد. شايد اين كلام مناسب نباشد ولى به عنوان يك بازيگر مؤلف و شايد بهتر باشد بگويم به عنوان يك بازيگر صاحب سبك تا چه اندازه دخل و تصرف در نمايشنامه «بهرام چوبينه» داشتيد و در شكل گيرى فضاى نمايشنامه دخيل بوديد؟
ترجيح مى دهم در رابطه با صحبت هاى شما نه به عنوان يك مسأله شخصى بلكه به عنوان يك نكته عمومى صحبت كنم و ترجيح مى دهم به جاى واژه مؤلف عبارت صاحب فردانيت را استفاده كنم. براى رساندن منظور خود مثالى مى زنم كه شايد خنده دار باشد ولى من عاشق جيوه هستم.جيوه در عناصر طبيعى از هر عنصر ديگرى قابليت انعطاف پذيرى و انطباق پذيرى بيشترى دارد و در هر ظرفى كه ريخته شود به شكل ظرف در مى آيد به طورى كه شكل خودش ديده نمى شود و در آن واحد به هيچ عنوان نمى توانيد جيوه را بشكافيد و به درونش برسيد. زيرا فردانيتى قوى دارد. در هر ظرفى شكل ظاهرى خود را از دست مى دهد اما فردانيت و گوهر درونش بيشتر رخ مى نماياند.اين نكته بسيار ظريف و عظيمى است و از مثال ها و جلوه هاى حق و نمودهاى عينى طبيعت در رساندن مفهومى است كه ما از آن صحبت مى كنيم. يك بازيگر چگونه مى تواند در يك تيم كاملا شكل ظرف تيم شود و در آن واحد فردانيتش شبيه فردانيت بازيگر ديگرى نباشد. به عنوان نتيجه گيرى مى گويم كه اگر در بازى هر بازيگرى فردانيتى را مشاهده مى كنيد شك نكنيد كه برخاسته از وجود اوست. آن بازيگر به جايى رسيده كه در كوران مسائل زندگى فردانيت خود را از دست نمى دهد ولى رابطه فردانيت اش را با كره خاكى هم مخدوش نمى داند. حال اين را خيلى جزيى و وارد مثال نمايش «بهرام چوبينه» نوشته آقاى شكرخدا گودرزى بكنيم. خوشبختانه شكرخدا گودرزى به من اعتماد كرد و من به او. من در چارچوب نمايشنامه هيچ دخالتى نداشتم. صحنه بندى ها، شخصيت ها و ديالوگ ها همين بوده اند. با اعتمادى كه گودرزى به من كرد در پالايش ديالوگ هاى شخصى خودم كارهايى انجام دادم كه از حيطه و چارچوب كلى نمايشنامه بيرون نبود.ما بهرامى را مى خواستيم كه اگر شباهت هايى با هملت يا كاليگولا يا هر شخصيت اسطوره اى ديگر پيدا كند ولى ايرانى بودنش حفظ شود و مشهود باشد.
معرفى برندگان جوايز مشهور كتاب كودك آمريكا
«وقتى منو بگيرى» و «شير و موش» به عنوان آثار برتر جايزه نيوبرى و كالدكات ۲۰۱۰ انتخاب شدند. به گزارش خبرگزارى كتاب، همانگونه كه پيش از اين در نظرسنجى هاى سالانه انجمن كتابخانه آمريكا اعلام شده بود، «وقتى منو بگيرى» اثر ربه كا استيد و «شير و موش» با تصويرسازى جرى پينكى برندگان مشهورترين جوايز كتاب كودك آمريكا شدند. جايزه نيوبرى مدال از سال ۱۹۲۲ تاكنون هر سال از سوى بخش كودكان انجمن كتابخانه آمريكا اهدا مى شود. جايزه امسال به اثر دقيق، هوشمندانه، كودكانه و رازآميز «وقتى منو بگيرى» اثر ربه كا استيد تعلق گرفت. «وقتى منو بگيرى» از تابستان سال گذشته به بازار عرضه شد و روزنامه هاى مشهورى چون كريستين ساينس مانيتور به طور ويژه اين اثر داستانى را مرور كردند. بيشتر منتقدان اين كتاب را شايسته ترين اثر براى دريافت جايزه نيوبرى مدال ارزيابى  كردند. داستان اين كتاب درباره زندگى دخترى دوازده ساله به نام ميراندا در سال ۱۹۷۹ است كه همراه مادرش در آپارتمانى در منهتن زندگى مى كند. ماجراهاى پر رمز و راز زندگى ميراندا تنها با كتاب داستانى كه همواره با خود به همراه دارد كشف مى شوند. نام اين كتاب «چينشى در زمان» اثر مادلين لنگل برنده جايزه نيوبرى در سال ۱۹۶۳ است. جايزه تصويرسازى كالدكات نيز از سال ۱۹۳۸ توسط بخش كودكان انجمن كتابخانه آمريكا ابداع شد. جايزه كالدكات ۲۰۱۰ به «شير و موش» با داستان پردازى و تصويرسازى آب رنگ «جرى پينكى» اهدا شد. اصل داستان متعلق به ازوپ، داستان پرداز قصه هاى حيوانات در دوره يونان باستان است و جرى پينكى داستان را با سبك خود بازنويسى و تصويرسازى كرده است. شير و موش در اين داستان زندگى يكديگر را نجات مى دهند.
نويسنده آلمانى، برنده جايزه ادبى «روبرت والسر» سوييس
«پاتريك هوفمان» نويسنده آلمانى به دليل نگارش رمان «آخرين خوك»، سيزدهمين جايزه ادبى «مارتين والسر» شهر «بيل» سوييس به ارزش ۲۰ هزار فرانك را ازآن خود كرد. به گزارش خبرگزارى كتاب، رمان «آخرين خوك» در مورد يك مزرعه و خانه روستايى در زمان حكومت آلمان دموكرات است كه مالك آن مجبور است به زودى آن را ترك كند و در جريان آخرين ميهمانى بزرگ اعضاى فاميل،آخرين خوك ذبح خواهد شد. هيات داوران دليل انتخاب اين رمان را اينگونه توضيح داد: نويسنده در اين رمان يك بافت داستانى را به وجود آورده كه مرزهايى كه در افكار و اعمال قهرمانانش محكم به يكديگر پيوند خورده را به شكلى گيرا از هم مى گسلد. اين نويسنده كه در سال ۱۹۷۱ در «بورنا» متولد شده، در اين رمان سمبليك كمدى زندگى در آلمان را در زمان جنگ و ديكتاتورى در يك كشتار وجودى همراه با افزايش حسى عجيب منعكس مى كند.
نقاشى هاى حامد اصلانيان در نياوران
آيينه هنر: نمايشگاه نقاشى هاى حامد اصلانيان عصر فردا - دوم بهمن ماه - در نگارخانه شماره يك فرهنگسراى نياوران افتتاح مى شود. در اين نمايشگاه ۷۵ اثر نقاشى روى بوم و مقوا با تكنيك رنگ روغن در معرض ديد عموم قرار مى گيرد. نقاشى هاى اصلانيان انتزاعى و آبستره است ونشانه هاى مفهومى خاصى در آنها خودنمايى مى كند. نقاشى هاى اصلانيان تا نهم بهمن ماه بر ديوارهاى نگارخانه شماره يك فرهنگسراى نياوران قرار خواهد داشت و علاقه مندان مى توانند همه روزه از ساعت (۱۹- ۱۰) و روزهاى تعطيل (۱۹- ۱۴) از اين نمايشگاه ديدن كنند.
برنامه تئاتر شهر، بعد از جشنواره
برنامه اجراى نمايش هاى مجموعه تئاتر شهر بعد از پايان يافتن جشنواره تئاتر فجر اعلام شد. به گزارش ايران تئاتر، در تالار اصلى مجموعه تئاترشهر، نمايش«گاليله» با اقتباس از اثر«برتولت برشت» و به كارگردانى«داريوش فرهنگ» اجرا مى شود.در اين نمايش بازيگرانى چون امين تارخ، مسعود كرامتى و رحيم نوروزى به ايفاى نقش مى پردازند. تالار چهارسو نيز ميزبان نمايش«عيش و نيستى» نوشته«تيرى مونيه» به كارگردانى ايرج راد خواهد بود. در«عيش و نيستى» بازيگرانى چون هوشنگ قوانلو، زرى اماد، سامان دارابى، نويد نوروزى و فرزانه سهيلى بازى مى كنند. در تالار سايه نمايش«دوازده» نوشته«رجينالد رز» به كارگردانى«منيژه محامدى» پس از جشنواره تئاتر فجر به صحنه مى رود. در اين نمايش بازيگرانى چون محمد اسكندرى، مهوش افشارپناه   و فرزانه نشاط  خواه حضور دارند. اين تالار قشقايى پذيراى نمايش«داستان يك پلكان» نوشته«آندره بوئرو بايخو» به كارگردانى رضا گوران خواهد بود. در«داستان يك پلكان» بازيگرانى چون مهدى پاكدل، اميررضا دلاورى، بهناز جعفرى، صابر ابر و بهنوش طباطبايى به ايفاى نقش مى پردازند.  كارگاه نمايش نيز با«شام آخر» نوشته محمدرضا كوهستانى به كارگردانى احمد سليمانى از قم، ميزبان علاقه مندان مى شود.
جمع آورى مقدمه هاى نجف دريابندرى در يك كتاب
نجف دريابندرى؛ مترجم پيشكسوت كشورمان؛ در اقدامى كه در ميان نويسندگان و مترجمان ايرانى كمتر سابقه داشته، تصميم گرفت مقدمه بسيارى از كتاب هاى ترجمه اى خود را در كتابى مجزا، به دست چاپ بسپارد. به گزارش مهر، با توجه به ويژگى مقدمه هايى كه تاكنون دريابندرى بر كتاب هايش نوشته، كتاب اخير عليرغم تعدد موضوعات مورد بحث ونويسنده هايى كه به زندگى، شخصيت و آثار آنها پرداخته شده، داراى ساختارى واحد و هدفمند است. عنوان اين كتاب «از اين لحاظ» است و نخستين كتابى كه مقدمه اش در آن انعكاس يافته «وداع با اسلحه» (ارنست همينگوى) است. مقدمه كتاب «قضيه رابرت اوپنهايمر» (هاينار كيپهارت) به همراه ضميمه اى درباره نمايشنامه، بخش ديگرى از اين كتاب را شامل مى شود. مقدمه كتاب هاى «چنين كنند بزرگان» (ويل كاپى)، «رگتايم» (اى ال دكتروف)، «پيرمرد و دريا» (ارنست همينگوى)، «بازمانده روز» (كازو ايشى گورو) و «پيامبر و ديوانه» (جبران خليل جبران) نيز از ديگر مطالب كتاب اخيرند. كتاب «از اين لحاظ» به تازگى مجوز نشر را از وزارت ارشاد دريافت كرده و به زودى منتشر مى شود.
تماشاى نقاشى خط هاى اساتيد در «جهان نما»
آيينه هنر: گالرى جهان نما (هنرخانه آريانا) ۳۰ اثر از آثار هشت استاد بزرگ نقاشى خط ايران را به نمايش مى گذارد. سى اثر از محمد احصايى، رضا مافى، حسين كاشيان، عين الدين صادقى، اسرافيل شيرچى، پيمان پيروى، هادى روشن ضمير و امير عاملى در نگارخانه جهان نما (هنرخانه آريانا) به نمايش گذاشته مى شود. در اين نمايشگاه هريك از اين اساتيد دو يا سه اثر از آخرين آثار خود را رونمايى مى كنند. نمايشگاه آثار نقاشى خط ساعت ۱۶ فردا افتتاح و تا ۱۴ بهمن ادامه خواهد داشت.علاقه مندان مى توانند همه روزه درتاريخ هاى ياد شده از ساعت ۱۰ تا ۲۰ از اين آثار ديدن كنند. اين مراسم در محل گالرى جهان نما (هنرخانه آريانا) واقع در ميدان نياوران، مجموعه فرهنگى تاريخى كاخ نياوران برگزار مى شود.