نسخه
PDF
شماره ۶۰۷۷ - ۱ بهمن ۱۳۸۸ - - ۲۱ ژانويه ۲۰۱۰ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به انتخابات رياست جمهورى اوكراين
ويكتور يوشنكو مانند بسيارى از رهبران دچار بيمارى كاخ نشينى شد و «بله قربان گويان» مانع از اجراى روند اصلاحات شدند؛ مبارزه با فساد در حد سخن باقى ماندو مهم تر از همه اين كه وى نتوانست دره عميق ميان شرق و غرب را پر كند. به گزارش ايلنا؛ اوكراينى ها ۱۷ ژانويه ۲۰۱۰ (۲۷ دى ۱۳۸۸) يك بار ديگر پاى صندوق هاى راى رفتند تا پس از سال ها گذشت از «انقلاب نارنجى» بار ديگر براى سرنوشت خود تصميم گيرى كنند؛ تصميمى كه به گفته تحليلگران سياسى بازگشتى به دوران قبل از انقلاب نارنجى است. طبق نظرسنجى ها منتشر شده، ويكتور يانوكوويچ ۵۹ ساله، نخست وزير سابق و رهبر اپوزيسيون اين كشور كه در سال ۲۰۰۴ ميلادى شكست سنگينى را از جانب «يوليا تيموشنكو»، بانوى نارنجى و يار ديرينه اش «ويكتور يوشنكو» پذيرفت و هم اكنون مورد حمايت ثروتمند ترين صاحبان صنايع اوكراين قرار دارد، بار ديگر قدرت را در اين كشور دست مى گيرد. يوليا تيموشنكو، نخست وزير اوكراين كه يك سياستمدار پوپوليست صريح اللهجه است و در سال  ۲۰۰۴ يانوكوويچ را شكست داد، در رتبه دوم قرار دارد. تيموشنكو  ۴۹ ساله يانوكوويچ را به تدارك تقلب انتخاباتى متهم كرده و خود را تنها ناجى واقعى براى اوكراين توصيف كرده و مى گويد كه اوكراين در يك قدمى يك «انتخاب بسيار حساس و سرنوشت ساز« قرار دارد و ممكن است به ورطه  اختلاف و تفرقه بيفتد. ويكتور يانوكوويچ كه براساس نظرسنجى ها بيش از يك سوم آرا را تصاحب خواهد كرد، در سال ۲۰۰۴ ميلادى نخست وزير اوكراين بود و متهم به تقلب در انتخابات رياست جمهورى شد؛ در آن زمان پس از هفته ها تظاهرات كه به «انقلاب نارنجى» شهرت يافت، انتخابات رياست جمهورى بار ديگر برگزار شد و ويكتور يوشنكو، رئيس جمهورى كنونى به پيروزى دست يافت. اما سياست هاى اشتباه يوشنكو در قبال يار هميشگى خود، يوليا تيموشنكو باعث شد كه محبوبيت و كارايى انقلاب نارنجى نزد اوكراينى ها از بين برود تا جايى كه بسيارى از تحليلگران معتقدند كه يوليا تيموشنكو، نخست  وزير كنونى تنها ۲۰ درصد آرا را كسب مى كند و اين در واقع پايانى بر عصر نارنجى اوكراين است. دشمنى بين اين دو يار قديمى تا جايى پيش رفت كه سياستمدارانى ناآشنا توانستند، از ميان همين اختلاف هاى كوچك قد علم كنند؛ يكى از اين افراد «سرگئى تيگى پكو»، رئيس ثروتمند سابق بانك مركزى است؛ برخى بر اين باورند كه او مى تواند حتى كنار يانوكويچ جاى بگيرد و به مرحله دوم راه يابد. تمامى كانديداها وعده نزديكى به اتحاديه اروپا و همزمان روابط خوب با روسيه را مى دهند؛ از ديگر وعده هايى كه بر روى پلاكاردها نقش بسته اند ايجاد امكانات شغلى، مبارزه با فقر و فساد است. در ميان تنها يوشنكو كه از هيچ شانسى براى كسب دوباره كرسى رياست جمهورى برخوردار نيست، وعده عضويت در پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) را مى دهد تا شايد بتوانند يك بار ديگر كرسى رياست جمهورى اوكراين را در دست بگيرد. حال آن كه بسيارى از كارشناسان معتقدند كه يوشنكو تنها رهبر يك انقلاب مسالمت آميز نيست كه پس از يك دوره، از سوى مردم براى بار دوم انتخاب نمى شود و براى او نيز سرنوشتى مانند «لخ والسا»، رهبر جنبش همبستگى لهستان رقم خورده است. يوشنكو مانند بسيارى ديگر از رهبران دچار «بيمارى كاخ نشينى» شد و «بله قربان گويان» مانع از اجراى روند اصلاحات شدند؛ مبارزه با فساد در حد سخن باقى ماند و گزارش هايى از زندگى شبانه پسر او صفحات روزنامه ها را پر كرد. اما مهم تر از همه اين كه يوشنكو نتوانست دره عميق ميان شرق روسى زبان و غرب اين كشور را پر كند؛ دره اى كه مى توانست با همكارى با بانوى نارنجى اوكراين به خوبى پر شود. در اين ميان يوليا تيموشنكو كه براثر بحران اقتصادى، كاهش بهاى پول اين كشور (هريونا) و افزايش شديد بيكارى از محبوبيت اش كاسته شده، در مبارزه انتخاباتى  خود شعار «ديكتاتورى قانون» را مى دهد تا با فاصله گرفتن از سياست هاى سال ۲۰۰۴ ميلادى بتوانند در عرصه قدرت اوكراين باقى بمانند؛ عرصه اى كه بدون شك ديگر جايى براى رهبران نارنجى اوكراين ندارد. به گزارش خبرآنلاين، تحليلگران مسائل سياسى اعتقاد دارند كه مسكو زيركانه از دخالت در اين انتخابات سرباز خواهد زد. كشيدن شدن انتخابات به دور دوم مى تواند به نوعى كار را براى يانوكوويچ دشوار كند. در شش سال گذشته اميدها و آرزوهاى انقلاب نارنجى تقريبا به طور كامل كمرنگ شده و از بين رفته است. ائتلاف نارنجى كه در گذشته رهبرى آن را يوليو تيموشنكو نخست وزير فعلى و رقيب اصلى يانوكوويچ و يوشنكو رئيس جمهور اوكراين برعهده داشتند تقريبا از هم پاشيده است. علت فروپاشى اين ائتلاف اتهامات گسترده فساد بوده است. هم اكنون مردم اوكراين از سياستمدارانى كه در يك دهه گذشته بيشتر از بقيه در صحنه قدرت بوده اند سرخورده شده اند از اين رو آنچه انها بيش از هر چيزى انتظار دارند، رهبرى قوى است كه بتواند بيش از هر چيز مشكلات داخلى را حل كند و كمتر به فكر اهداف خارجى نظير پيوستن به اتحاديه اروپا يا حفظ روابط نزديك با روسيه باشد. هم اكنون آنچه بيش از هر چيز براى مردم مهم است اقتصاد انهاست كه يانوكوويچ بيش از بقيه قول بهبود آن را داده است. بى شك مسائل بين المللى در اين انتخابات بى تاثير نخواهد بود. روسيه و اوكراين روابط پرفراز و نشيبى در چند سال اخير داشته اند. اين دو كشور بارها بر سر گاز با يكديگر اختلاف پيدا كرده اند به طوريكه در اوايل سال ۲۰۰۹ اين اختلاف باعث كمبود گاز در سراسر قاره اروپا شد. در جريان انتخابات سال ۲۰۰۴ ميلادى، ولاديمير پوتين به صراحت از يانوكوويچ حمايت كرد. همين حركت اوكراينى ها را حساس كرد و به دنبال آن در پى انقلاب نارنجى پيروزى يانوكوويچ باطل شد. شكستى تلخ براى روسيه در حياط خلوت خود. براى اوكراين كه به لحاظ انرژى به شدت وابسته به روسيه است سرنوشت ساز است كه پس از روابط متشنج بين مسكو و كى يف در دوره تصدى يوشنكو، در روابط با روسيه سنجيده و آينده نگرانه عمل كند.
نقش آمريكا در هائيتى پس از سامان زلزله زدگان
«پاسخ اوباما به زلزله مرگبار در هائيتى، باعث بروز انتقاد هايى از سوى راست گراها شده، مبنى بر اينكه آمريكا در زمانى كه ظرف سياست خارجى اش مملو از مناقشات مختلف است، بيش از حد بر موضوع هائيتى متمركز شده است. به گزارش ايسنا، روزنامه نيويورك تايمز در گزارشى نوشت: پس از بروز زلزله مرگبار در هائيتى، برخى كشور ها نسبت به حضور گسترده آمريكا در اين كشور ابراز تعجب كردند، اما سوالى كه بيشتر مطرح شده، اين است كه آيا زمانى كه دوربين هاى خبرى آمريكا به اين كشور بازگشت، نقش قوى ترى در بازسازى هائيتى ايفا خواهد كرد يا خير. آمريكا سابقه بى توجهى و يا تسلط بر برخى كشورهاى اين منطقه را دارد و مقامات دولتى نيز به اين موضوع اذعان كرده اند كه از نظر اوباما ايجاد تعادل مناسب در هائيتى سرنوشت ساز خواهد بود. نيويورك تايمز مى افزايد: «سارا استفنس» مدير اجرايى «مركز دموكراسى در قاره آمريكا»، در اين رابطه گفت «نقش كلاسيك آمريكا در اين قاره يا بى توجهى كامل و يا حضور كامل با هدف ارائه نمايش بوده است. اما با توجه به اين كه هائيتى حدود ۷۰۰ مايل از ميامى دورتر است، اين يك فرصت عالى براى آمريكا محسوب مى شود كه در اين كشور فعاليت كند». در ادامه اين گزارش آمده است: اوباما دستور اعزام نيروهاى ذخيره نظامى- به ويژه پرسنل پزشكى براى بيمارستان ها- را صادر كرده تا بدين وسيله عمليات هاى كمك رسانى به سرعت انجام شود. نيروهاى آمريكايى كنترل فرودگاه پورتوپرنس را در پايتخت هائيتى بر عهده گرفته اند و در حال كمك به تامين امنيت و اقدامات كمك رسانى بين المللى هستند. هيلارى كلينتون وزير امور خارجه آمريكا و برخى مقامات ديگر آمريكا نيز به هائيتى سفر كرده اند. وى در زمان سفر به هائيتى به خبرنگاران گفت «امروز اينجا هستيم، فردا و در زمان پيش رو نيز اينجا خواهيم بود». در بخش ديگرى از اين گزارش مى خوانيم:  با توجه به اين كه خيلى از مقامات دولت هائيتى يا مفقود شده اند و يا فوت كرده اند، دولت اوباما پيشتر با اين سوال مواجه شده كه آيا آمريكا تنها كشورى است كه توانايى بازگرداندن نظم را در هائيتى دارد يا خير. حتى فراتر اينكه آيا دولت اوباما مى تواند در زمانى كه به شدت درگير جنگ عراق و افغانستان است، اوضاع هائيتى را كنترل كند. «جان شاكووسكى» يك دموكرات از ايالت ايلينويز و يكى از بازديدكنندگان كشور هائيتى، گفت «پاسخ كوتاه اين است كه بله آمريكا مى تواند. درست است كه آمريكا با چالش هاى فراوانى روبروست، اما هائيتى كشورى كوچك است. با اين حال به اين كشور كمك مى كنيم اما اين تنها وظيفه ما نيست». در اين گزارش نيويورك تايمز عنوان شده است: اوباما اعلام كرده كه آمريكا تاكنون ۱۰۰ ميليون دلار كمك به هائيتى اختصاص داده است. اين در حالى است كه اين رقم كمتر از رقم ۳۵۰ ميليون دلارى است كه جورج بوش پس از طوفان سونامى به حادثه ديدگان اختصاص داد. مقامات آمريكايى اعلام كردند، در حالى كه اوباما شمار نيروهاى آمريكايى در افغانستان را ۳۰ هزار تن افزايش داده و قول هايى نيز براى ايجاد ثبات در يمن و پاكستان داده، شمار نيروهاى آمريكايى اعزامى به هائيتى حدود ۱۰ هزار تفنگدار دريايى و سرباز هستند. نيويورك تايمز مى افزايد: موضوع بزرگتر ممكن است حفظ اين اقدامات آمريكا در هائيتى باشد. در سال ،۲۰۰۹ اكثر انرژى  دولت آمريكا بر امور افغانستان و پاكستان متمركز بود و دولت آمريكا فرصت اندكى براى توجه به امور منطقه آمريكاى لاتين و حوزه درياى كارائيب داشت.«آرتورو والنزوئلا» معاون وزير خارجه آمريكا در امور آمريكاى لاتين و حوزه درياى كارائيب، در ماه نوامبر گذشته به عنوان نماينده جديد آمريكا در اين منطقه منصوب شد. در گذشته منافع آمريكا در هائيتى طلوع و افول داشته است. بيل كلينتون رئيس جمهور اسبق آمريكا، ۲۰ هزار نيرو در سال ۱۹۹۴ به هائيتى فرستاد تا حضور «ژان برتراند آريستيد» رئيس جمهور اين كشور را در قدرت احيا كند. مطمئنا يكى از مشكلات هائيتى، فقر بوده است. مقامات آمريكايى در آن زمان به اين موضوع پى بردند كه سر و سامان دادن به اقتصاد هائيتى يكى از مشكلات اين كشور است. اين در حالى است كه فساد رايج دولتى در هائيتى نيز ديگر مشكل اين كشور بوده است. در بخش پايانى تحليل نيويورك تايمز آمده است: برخى كارشناسان معتقدند كه اوباما زمان بيشترى را براى رسيدگى به زلزله  هائيتى صرف كرده تا موضوع حمله تروريستى ناكام اخير در آمريكا. يكى از مقامات آمريكايى نيز تصريح كرد كه دولت آمريكا قصد دارد از هر ابزارى براى كاهش رنج و سختى حادثه ديدگان در هائيتى استفاده كند. وى گفت «البته انتقاد هايى نيز از ما مى شود اما هر چقدر اين انتقاد ها بيشتر شود، عزم ما براى تلاش در بهبودى وضعيت مردم هائيتى افزايش خواهد يافت». مقامات دولتى آمريكا معتقدند كه كاخ سفيد مى تواند بدون بى توجهى نسبت به چالش هاى ديگرش در جهان، بر موضوع هائيتى نيز متمركز باشد.