نسخه
PDF
شماره ۶۰۸۸ - ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ - - ۳ فوريه ۲۰۱۰ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
دوست ندارم در يك محدوده فيلم بسازم
005181.jpg
كارگردان فيلم سينمايى «پرسه در مه» با اشاره به تعلق خاطرش به تجربه گونه هاى مختلف سينما ابراز اميدوارى كرد فيلم را مردم دوست داشته باشند. فيلم سينمايى «پرسه در مه» دومين تجربه كارگردانى بهرام توكلى يكى از آثارى است كه نظر مثبت منتقدان و نمايندگان رسانه ها را جلب كرده و در كنار فيلمهاى چون «به رنگ ارغوان»، «هفت دقيقه تا پائيز» و «بدرود بغداد» .
• خبرگزارى مهر- «پرسه در مه» شباهتهايى با «پابرهنه در بهشت» دارد و البته متفاوت با اولين فيلم شما است. از ابتدا به دنبال اين بوديد كه دومين فيلم شباهتى به تجربه اول نداشته باشد؟
- بهرام توكلى: در سينماى ايران كه شرايط طبيعى ندارد نمى توان براى فيلمسازى برنامه ريزى طبيعى داشت. نمى شود از فيلمسازها خواست مسير فيلمسازيشان را تعيين كنند. «پرسه در مه» در واقع يكى از طرحهايى بود كه توانستم برايش تهيه كننده پيدا كنم.
• اين از خوش اقبالى شما بوده، «پرسه در مه» روايت غيرمتعارفى دارد و اتفاق مباركى است كه براى اين طرح متفاوت تهيه كننده پيدا شد.
- اميدوارم اين پايان خوش اقبالى ام در سينما نباشد.
•جواد نوروزبيگى در نوشتن فيلمنامه سهمى داشت؟
- او تهيه كننده اى حرفه اى است و در جزئيات نظر نمى داد و به شكلى كلان فيلم را مى ديد. پيشنهادهاى او محدودكننده نبود و در بسيارى موارد ايده هايى كاربردى براى بهتر شدن فيلم داشت.
•به نظر مى رسد با توجه به شرايط اكران «پابرهنه در بهشت» در «پرسه در مه» به دنبال ساخت فيلمى بوديد كه بهتر ديده شود؟
- همان طور كه گفتم سينماى ايران شرايط طبيعى ندارد .اين وضعيت روى عملكرد مديران، مخاطبان تاثير مى گذارد و داورى درباره فيلمها و مخاطبان را دشوار مى كند. در اين شرايط نمى توان به ديده شدن فيلم فكر كرد و براى آن برنامه ريزى داشت. من در سينماى ايران در حال يادگيرى هستم و به اين فكر مى كنم با تمام توان از فضايى كه دارم براى بهتر شدن بهره ببرم .
•مخاطب «پرسه در مه» چه كسانى هستند، فيلم براى مخاطب خاص و منتقد جذاب بوده فكر مى كنيد مردم هم اين فيلم را بپسندند؟
- مردم هم از چرخه اين سينماى معيوب دور نيستند. در اين سالها فيلمهايى براى مخاطب ساخته شده كه فقط آنها را سرگرم مى كنند و متاسفانه گروهى از منتقدان از اين فيلمها حمايت مى كنند. به نظر مى رسد اين سينماگران و منتقدان به دنبال ارائه تعريف تازه اى از سينما هستند. اگر سينما فقط اين تصاوير باشد كه چه نيازى به تجربه كردن، درس خواندن و نقد فيلم و نگاه كارشناسى به آثارى است كه توليد مى شود.
•بالاخره تكليف مخاطب «پرسه در مه» را روشن نكرديد؟
- مثل هر فيلمساز ديگرى آرزويم اين است كه مردم فيلم را ببينند و آن را دوست داشته باشند. اين تعلق خاطر البته به فاصله گرفتن من از سينماى محبوبم منجر نمى شود.
• ليلا حاتمى و شهاب حسينى بازى هاى خوبى در اين فيلم دارند آنها اولين انتخابهاى شما بودند؟
- آنها خوشبختانه اولين انتخابها بودند، حسينى را زمان دانشجويى مى شناختم و با هم تئاتر كار كرده بوديم و مى دانستم از عهده اين نقش برمى آيد. او يكى از بهترين بازيگران مرد در اين مفطع سنى است كه نياز داشتيم، حاتمى هم اين ويژگى را دارد و خوشحالم كه امكان اين همكارى به وجود آمد.
•انتخاب بازيگرها فيلمنامه را تغيير داد؟
- بله، در مورد نقش امين با انتخاب شهاب حسينى تغييرهايى در كاراكتر داديم، ليلا حاتمى هم پيشنهادهايى براى نقش داشت كه به دليل آشنايى با اين نوع سينما راهگشا بود. من زمانى كه فيلمنامه را مى نوشتم تصويرى از بازيگرها نداشتم و طبيعى بود كه حضور آنها باعث شود تغييرهايى در فيلمنامه داشته باشيم.
•با «پرسه در مه» مسير فيلمسازى توكلى مشخص مى شود، در آينده هم اين نوع فيلم مى سازيد؟
- من همه نوع سينما را دوست دارم، يكى از بهترين فيلمهايى كه اين دوره ديدم «هيچ» بود، نمى خواهم فقط در يك محدوده فيلم بسازم .ازتجربه كردن استقبال مى كنم و دوست ندارم اين لذت را از دست بدهم. پارسال قرار بود فيلم دو ساعت آخر زندگى سهرودى را بسازم اما آقاى مجيد شاه حسينى فيلم «پابرهنه در بهشت» را دوست نداشت و براى ساخت فيلم دوم با من همكارى نكرد.
اين فيلمنامه يك درام دادگاهى و كاملا متفاوت با «پابرهنه در بهشت» بود، در آينده هم اگر فرصت فيلمسازى برايم فراهم شود ترجيح مى دهم تجربه هاى تازه ترى داشته باشم.
•فرم روايت «پرسه در مه» از ابتدا به اين شكل بود و يا در تدوين كامل شد؟
- از همان ابتدا قصه از تئاتر شروع مى شد و با سكانس آشنايى آنها در تئاتر شهر تمام مى شد، اما از نظرهاى آقاى دهقانى براى تدوين فيلم و رسيدن به يك فرم دلخواه استفاده كردم. «پرسه در مه» روايت هاى يك ذهن ناآرام و آشفته است و نياز به چنين ساختارى داشت.
•اين ساختار كمك كرده نتوانيم درباره قصه قضاوت صريحى داشته باشيم. شايد هرآنچه ديده ايم كابوس هاى يك ذهن آشفته باشند.
- من مى خواستم راه را براى قضاوت و داورى درباره شخصيتها و فرجامشان نبندم و دوست داشتم تماشاگر پيش فرضى نداشته باشد و درگير ماجرا شود. متاسفانه بعضى از دوستان با متر و خط كشى هايى تك بعدى همه فيلمها را مى بينند و اين درست و عادلانه نيست.
•اين نوع روايت فضايى ايجاد كرده كه بين واقعى بودن و غيرواقعى بودن قصه ما را نگاه مى دارد؟
- بله، ارزش قصه همين است كه نمى شود به راحتى درباره واقعى بودنش قضاوت كرد، شايد همه چيزهايى كه ديديم تلاش هاى يك بيمار با ذهن خالى براى ساختن يك قصه دوست داشتنى باشد.
• «پرسه در مه» در ستايش زندگى يك هنرمند و تلاش او براى خلق اثر هنرى هم هست.
- من اسمش را عوارض خلاقيت مى گذارم، دوستانى كه درگير اين عوالم بوده اند روزگارى مشابه را پشت سر گذاشته اند، البته در فيلم اين ماجرا نمايشى و داستانى شده است.
•انتظار داشتيد منتقدان و روزنامه نگارها از فيلم استقبال كنند؟
- نه، خوشبختانه واكنش ها مثبت بود البته در جامعه ما متاسفانه آنهايى كه فيلمت را دوست ندارند با تو روبرو نمى شوند و اين بد است.
•چرا؟
- براى اين كه نقد منفى مى تواند راههاى تازه اى به فيلمساز نشان بدهد، آنهايى كه فيلم تو را دوست دارند معمولا ويژگى هاى مثبت را مى گويند كه تو به آنها واقفى .اما ما نياز داريم ضعف هايمان را بدانيم. اين ضعف ها را منتقدانى كه فيلم را دوست ندارند بهتر مى بينند.
فروش «آواتار» از ۲ ميليارد دلار گذشت
فيلم «آواتار» ساخته «جيمز كامرون» مرز فروش ۲ ميليارد دلار در سينماهاى جهان را پشت سر گذاشت. به گزارش ايسنا، فيلم ۳ بعدى «آواتار» جديدترين ساخته «جيمز كامرون» براى هفتمين هفته متوالى در صدر فهرست پرفروش ترين فيلم هاى سينماى جهان قرار گرفت. اين فيلم در تعطيلات آخر هفته فروش ۹۵ ميليون دلار را از ۱۲۰ كشور به دست آورد تا مجموع فروش آن خارج از آمريكاى شمالى به ۴۵/۱ ميليارد دلار برسد. با احتساب ۵۹۴ ميليون دلار فروش «آواتار» در آمريكا و كانادا، اين فيلم به مجموع فروش جهانى ۰۴۴/۲ ميليارد دلار دست يافت تا اولين فيلم تاريخ سينما نام بگيرد كه مرز فروش ۲ ميليارد دلار را پشت سر مى گذارد. به گزارش خبرگزارى رويترز، پس از چين و فرانسه، اكنون روسيه، انگليس و آلمان نيز استقبال بيش از ۱۰۰ ميليون دلار از اين فيلم داشته اند. «آواتار» كه برنده جايزه گلدن گلوب براى بهترين فيلم و كارگردانى است، با فروش ۱۳۴ ميليون دلار بيشترين حجم فروش را تاكنون در فرانسه داشته است. كره جنوبى، ژاپن، استراليا و اسپانيا نيز ديگر كشورهايى هستند كه تا هفته آينده فروش «آواتار» در آن ها به ۱۰۰ ميليون دلار خواهد رسيد. اين فيلم كه بهترين اثر سينمايى سال  ۲۰۰۹ از نگاه انجمن منتقدين فيلم نيويورك نام گرفته است، يكى از نامزدهاى جايزه  اسكار بهترين جلوه هاى ويژه است كه ساخت و نمايش آن ازسوى انجمن فيلم آمريكا يكى از مهم ترين رويداد هاى هنرى و سينمايى سال گذشته معرفى شده است.
«ناخدا و فرمانده» در صدر ايستاد
ده فيلم «محافظه كار» دهه اخير سينماى جهان كه پيرو آموزه ها و سنت هاى كلاسيك، پيام هاى عشق به وطن، سياست هاى ضدجنگ و بازار آزاد را تبليغ و منتشر كرده اند، انتخاب و معرفى شدند و فيلم «ناخدا و فرمانده» ساخته «پيتر وير» محصول ۲۰۰۳ و برنده ۲ جايزه اسكار در صدر اين ليست قرار گرفت. به گزارش ايسنا، درادامه اين فهرست آثارى چون «سقوط شاهين سياه» محصول ۲۰۰۱ به كارگردانى «ريدلى اسكات» به همراه سه گانه «ارباب حلقه ها» محصول (۳-۲۰۰۱) اثر «پيتر جكسون» در رده هاى دوم و سوم قرار
گرفته اند.بنابراعلام مووى وب، فيلم «گلادياتور» ساخته «ريدلى اسكات» محصول ۲۰۰۰ به همراه «به دنبال شادى» اثر «گابريل موچينو» محصول ۲۰۰۶ و «شواليه تاريكى» به كارگردانى «كريستوفر نولان» محصول ۲۰۰۸ رتبه هاى بعدى اين ليست را به خود اختصاص داده اند. فيلم هاى «قفس زخم» ساخته «كاترين بيگلو» اثر ،۲۰۰۹ «هتل رواندا» اثر« ترى جورج»محصول (۲۰۰۶)، «زندگى هاى ديگران» ساخته « فلورايان هنكل فون دونسمارك» محصول ۲۰۰۶ وفيلم « ۳۰۰ » ساخته «زاك اسنايدر» ۲۰۰۷ رتبه هاى پايانى اين فهرست را به خود اختصاص داده اند.
«شب واقعه» يك فيلم صرفاً جنگى نيست
شهرام اسدى گفت: گرچه مى توان «شب واقعه» را فيلمى جنگى دانست اما اين فيلم صرفا جنگى نيست و لايه هاى ديگرى هم درباره زندگى درياقلى شخصيت اصلى داستان در آن وجود دارد. وى گفت: زمانى كه تصميم گرفتم اين فيلم را بسازم در ابتداى كار به پژوهش مجدد درباره زندگى اين شخصيت پرداختم و حتى طى چند سفر با بستگان و همرزمان «درياقلى» هم صحبت كردم تا مسائلى كه به او مربوط مى شود را به صورت دقيق مورد بررسى قرار دهيم. كارگردان «شب  واقعه» در بخش ديگرى گفت: ما در «شب واقعه» سعى كرديم، رشادت هاى زنان را مورد توجه قرار بدهيم چون احساس مى كنم كه در اين حوزه نسبت به زنان ظلم شده است. شهرام اسدى در پاسخ به سوالى كه درباره چگونگى پرداختش به فيلم جنگى مطرح شده بود توضيح داد: براى من فيلمنامه اصل كار است و حتى اگر فيلمنامه خوبى در حوزه كمدى به من پيشنهاد شود آن را خواهم ساخت و هيچ ترسى از پرداختن به فيلم هاى كمدى ندارم. او در عين حال گفت:علاوه بر اين هيچ گاه نمى خواهم خود را در قيد قالب اثر مقيد كنم، چرا كه معتقدم هر فيلم بايد لايه هاى مختلفى داشته باشد. اگرچه مى توان «شب واقعه» را فيلمى جنگى دانست، اما اين فيلم صرفا جنگى نيست و لايه هاى ديگرى هم در آن وجود دارد. لايه هايى كه به تعلقات و دغدغه هاى بنده بستگى دارد و پيش تر هم در فيلم هاى ديگرم به آنها توجه داشته ام. اسدى در پاسخ به سوالى مبنى بر مقدس شدن «درياقلى» در پايان فيلم نيز گفت: آنچه از ابتدا مرا علاقه مند مى كرد بر روى اين موضوع كار كنم اين بود آنهايى كه از نظر كارگردانى جذابيت چندانى براى پرداخت ندارند اما فردى مانند «درياقلى» كه به دليل تغيير و تحولاتى كه در او رخ داده مى تواند به سوژه اى جذاب براى يك فيلم تبديل شود.اما حجم اين تغيير و تحولات چندان زياد است كه در پايان از او يك اسطوره مى سازد و فكر مى كنم اين همان نكته جذابى است كه مى توان در سينما به آن پرداخت.
«جورج ميلر» فهرست بازيگران «مكس ديوانه» را تكميل كرد
با پيوستن «نيكولاس هولت» به فهرست بازيگران «مكس ديوانه: جاده خشم»، «جورج ميلر» به زودى اين پروژه سينمايى را مقابل دوربين مى برد. به گزارش ايسنا، «نيكولاس هولت» بازيگر آثارى چون «يك مرد مجرد»و«برخورد غول ها» در اين فيلم با «چارلز ترون» و «تام هاردى»همبازى مى شود. «مكس ديوانه» يك اثر اقتباسى است و فيلمنامه آن براساس داستانى با همين عنوان كه در سال ۱۹۸۵ منتشر شده است به نگارش در مى آيد. اين پروژه سينمايى هستند كه يك اثر باشكوه حماسى خواهد بود از حضور بازيگرانى چون«زوى كراويتز» و «آدلايد گلمنز» نيز بهره مى برد. شركت فيلمسازى برادران وارنر فيلمبردارى «مكس ديوانه» را از تابستان امسال در استراليا آغاز مى كند. جورج ميلر ۶۴ ساله، كارگردان استراليايى يونانى تبار، در ۱۹۷۹سال با فيلم «مكس ديوانه»۱ به شهرتى عالمگير دست يافت. اين فيلم كه «مل گيبسون» را نيز به يك ستاره گران قيمت تبديل كرد، بعدها با دو قسمت ديگر در سال هاى ۱۹۸۱ و ۱۹۸۵ توسط خود ميلر دنبال شد. ميلر در ۱۹۸۷ با ساخت «جادوگران ايست ويك» و سپس «روغن لورنزو» توانست دنياى فانتزى خود را غنا بخشيده و در ۱۹۹۸ با فيلم بيب براى تكميل كردن اين وضعيت به دنياى انيميشن پا گذاشت، او سال پيش «پاهاى شاد۲» را بر پرده سينماها داشت.