|
ناتو و رويارويى با چالش هاى دنياى در حال تغيير
«بزرگ ترين چالش سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) - جبهه نظامى غرب كه ۶ دهه پيش طى مراحل اوليه جنگ سرد تشكيل شد - اين است كه چگونه با فضاى امنيتى در حال تغيير دنيا سازگار شود.» به گزارش ايسنا، خبرگزارى شينهوا در گزارشى تحليلى درباره ناتو و چالش هاى پيش روى اين سازمان آورده است:«در اجلاس آوريل سال گذشته در استراسبورگ، مقامات ناتو بيانيه اى را در مورد مسائل امنيتى ناتو تصويب كردند كه به موجب آن سرمشق هاى آينده اين بلوك نظامى و استراتژى هاى جديد آن مشخص شد. سرمشق هاى پيشين ناتو در پنجاهمين سالگرد تاسيس اين سازمان در سال ۱۹۹۹ به تصويب اعضاى آن رسيده بود. در بيانيه سال گذشته ناتو، دبيركل اين سازمان مسئول تشكيل يك گروه بلندپايه و تدوين پيش نويس «مفهوم استراتژيك جديد» بر پايه مذاكرات فشرده اعضاى ناتو شد و تحت آن دستور، يك كميته ۱۲ نفرى به رياست «مادلين آلبرايت» وزير خارجه سابق آمريكا، تشكيل شد. از اجلاس سال گذشته، مذاكرات و بحث هاى جدى در كانون هاى سياسى و آكادميك در رسانه هاى مختلف در مورد استراتژى هاى جديد ناتو مطرح شد. براى هماهنگى و انطباق با شرايط دنياى تغيير يافته امروز، انتظار مى رود سرمشق هاى جديد ناتو بر اساس يكسرى موضوعات مربوط به موقعيت خود تعيين شود. اين سرمشق ها مى تواند شامل اين باشد كه ناتو چگونه با تهديد هاى امنيتى غيرمرسوم از جمله تروريسم و روابطش با روسيه مقابله خواهد كرد. در سال ۱۹۹۱ و پس از آنكه ناتو هشدار داد كه اروپا با تهديد فروپاشى و تجزيه همچون فروپاشى شوروى سابق روبه روست، سرمشق هاى امنيتى خود را تعيين كرد. در دوران پس از جنگ سرد، مناقشات منطقه اى، جرائم ميان مرزى و تروريسم بين المللى جاى خود را به تهديد هاى امنيتى مرسوم داده است. ناتو كنترل نيروهاى بين المللى كمك به برقرارى امنيت در افغانستان (ايساف) را در سال ۲۰۰۳ به دست گرفت، اما دخالت نظامى فزاينده اين جبهه نتوانست شرايط فاجعه بار در افغانستان را تغيير بدهد. برعكس، باقى مانده اعضاى طالبان به نظر مى آيد كه قوى تر شده اند. اين يك چالش جديد براى ناتو محسوب مى شود. ناتو بايد راه هاى مقابله موثرتر با اين نوع تهديد هاى امنيتى غيرمرسوم را بيابد. ديگر مشكل پيش روى ناتو اين است كه چگونه اقدام نظامى خود در افغانستان را براى اروپايى هايى كه هيچ منافع مستقيمى در افغانستان ندارند، توجيه كنند؟ پس از يك «ماه عسل» كوتاه، روسيه خود را از غرب جدا كرده است. در موضوع گسترش ناتو به سوى مرزهاى شرقى روسيه و طرح سپر دفاع موشكى آمريكا در شرق اروپا، روسيه تاكيد كرده كه بار ديگر به استفاده از سلاح هاى هسته اى روى مى آورد، اما تغييرات در سياست هاى كاخ سفيد پس از روى كار آمدن باراك اوباما، در قبال روسيه و مواضع نرم ناتو در قبال مسكو، باعث از سرگيرى تعامل ميان روسيه و غرب شد. روسيه هنوز هم يك بازيگرسرنوشت ساز در عرصه بين المللى محسوب مى شود، به طورى كه غرب نمى تواند زمانى كه در حال بررسى مسائل امنيتى در اروپا و ديگر مناطق جهان است، نسبت به روسيه بى توجه باشد. به همين دليل است كه انتظار مى رود نحوه تعامل با مسكو هنوز هم در راس دستور كار ناتو قرار بگيرد. ديميترى مدودف، رئيس جمهورى روسيه، پس از امضاى دكترين جديد نظامى روسيه، از گسترش ناتو به سوى شرق انتقاد كرد و اظهار داشت كه اين اقدام ناتو تهديد بزرگى عليه امنيت روسيه به حساب مى آيد. مدودف براى مهار تجاوز استراتژيك غرب تهديد كرد كه به استفاده از سلاح هاى هسته اى روسيه روى آورد. اين در حالى است كه اين نوع سياست جدى مدودف موثر واقع شد و پس از اين بود كه مقامات ناتو ارتباط خود را با ارتش روسيه افزايش دادند و صبورانه به حرف هاى روس ها گوش فرادادند. ديگر چالش بزرگ ناتو اين است كه چگونه با روابط شكننده خود با اروپا، در زمانى كه همگرايى امور دفاعى اش تسريع يافته، برخورد داشته باشد؟ ناتو حتى پس از پايان جنگ سرد هنوز هم نسبت به برنامه «دفاع از خود» اروپا هوشيار است. در مقايسه با ناتو، آمريكا در مورد همگرايى امور دفاعى اروپا مبهم عمل كرده است. واشنگتن نگران است كه افزايش امور دفاعى در اروپا به فروپاشى ناتو تحت امر آمريكا منجر شود. همزمان با اين كه كشورهاى اروپايى از نظر مالى به خاطر بحران مالى در جهان رنج مى برند، ناتو چگونه مى تواند دولت هاى اروپايى خود را به برآورده كردن تعهدات مالى بدون بروز مشكلات ديگر در اين كشورها متقاعد كند؟ به نظر مى رسد كه اين موضوع نيز چالش بزرگى براى ناتو محسوب مى شود.»
|