نسخه
PDF
شماره ۶۱۰۸ - ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ - - ۳ مارس ۲۰۱۰ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
ناتو و رويارويى با چالش هاى دنياى در حال تغيير
«بزرگ ترين چالش سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) - جبهه نظامى غرب كه ۶ دهه پيش طى مراحل اوليه جنگ سرد تشكيل شد - اين است كه چگونه با فضاى امنيتى در حال تغيير دنيا سازگار شود.» به گزارش ايسنا، خبرگزارى شينهوا در گزارشى تحليلى درباره ناتو و چالش هاى پيش روى اين سازمان آورده است:«در اجلاس آوريل سال گذشته در استراسبورگ، مقامات ناتو بيانيه اى را در مورد مسائل امنيتى ناتو تصويب كردند كه به موجب آن سرمشق هاى آينده اين بلوك نظامى و استراتژى هاى جديد آن مشخص شد. سرمشق هاى پيشين ناتو در پنجاهمين سالگرد تاسيس اين سازمان در سال ۱۹۹۹ به تصويب اعضاى آن رسيده بود. در بيانيه سال گذشته ناتو، دبيركل اين سازمان مسئول تشكيل يك گروه بلندپايه و تدوين پيش نويس «مفهوم استراتژيك جديد» بر پايه مذاكرات فشرده اعضاى ناتو شد و تحت آن دستور، يك كميته ۱۲ نفرى به رياست «مادلين آلبرايت» وزير خارجه سابق آمريكا، تشكيل شد. از اجلاس سال گذشته، مذاكرات و بحث هاى جدى در كانون هاى سياسى و آكادميك در رسانه هاى مختلف در مورد استراتژى هاى جديد ناتو مطرح شد. براى هماهنگى و انطباق با شرايط دنياى تغيير يافته امروز، انتظار مى رود سرمشق هاى جديد ناتو بر اساس يكسرى موضوعات مربوط به موقعيت خود تعيين شود. اين سرمشق ها مى تواند شامل اين باشد كه ناتو چگونه با تهديد هاى امنيتى غيرمرسوم از جمله تروريسم  و روابطش با روسيه مقابله خواهد كرد. در سال ۱۹۹۱ و پس از آنكه ناتو هشدار داد كه اروپا با تهديد فروپاشى و تجزيه همچون فروپاشى شوروى سابق روبه روست، سرمشق هاى امنيتى خود را تعيين كرد. در دوران پس از جنگ سرد، مناقشات منطقه اى، جرائم ميان مرزى و تروريسم بين المللى جاى خود را به تهديد هاى امنيتى مرسوم داده است. ناتو كنترل نيروهاى بين المللى كمك به برقرارى امنيت در افغانستان (ايساف) را در سال ۲۰۰۳ به دست گرفت، اما دخالت نظامى فزاينده اين جبهه نتوانست شرايط فاجعه بار در افغانستان را تغيير بدهد. برعكس، باقى مانده اعضاى طالبان به نظر مى آيد كه قوى تر شده اند. اين يك چالش جديد براى ناتو محسوب مى شود. ناتو بايد راه هاى مقابله موثرتر با اين نوع تهديد هاى امنيتى غيرمرسوم را بيابد. ديگر مشكل پيش روى ناتو اين است كه چگونه اقدام نظامى خود در افغانستان را براى اروپايى هايى كه هيچ منافع مستقيمى در افغانستان ندارند، توجيه كنند؟ پس از يك «ماه عسل» كوتاه، روسيه خود را از غرب جدا كرده است. در موضوع گسترش ناتو به سوى مرزهاى شرقى روسيه و طرح سپر دفاع موشكى آمريكا در شرق اروپا، روسيه تاكيد كرده كه بار ديگر به استفاده از سلاح هاى هسته اى روى مى آورد، اما تغييرات در سياست هاى كاخ سفيد پس از روى كار آمدن باراك اوباما، در قبال روسيه و مواضع نرم ناتو در قبال مسكو، باعث از سرگيرى تعامل ميان روسيه و غرب شد. روسيه هنوز هم يك بازيگرسرنوشت ساز در عرصه بين المللى محسوب مى شود، به طورى كه غرب نمى تواند زمانى كه در حال بررسى مسائل امنيتى در اروپا و ديگر مناطق جهان است، نسبت به روسيه بى توجه باشد. به همين دليل است كه انتظار مى رود نحوه تعامل با مسكو هنوز هم در راس دستور كار ناتو قرار بگيرد. ديميترى مدودف، رئيس جمهورى روسيه، پس از امضاى دكترين جديد نظامى روسيه، از گسترش ناتو به سوى شرق انتقاد كرد و اظهار داشت كه اين اقدام ناتو تهديد بزرگى عليه امنيت روسيه به حساب مى آيد. مدودف براى مهار تجاوز استراتژيك غرب تهديد كرد كه به استفاده از سلاح هاى هسته اى روسيه روى آورد. اين در حالى است كه اين نوع سياست جدى مدودف موثر واقع شد و پس از اين بود كه مقامات ناتو ارتباط خود را با ارتش روسيه افزايش دادند و صبورانه به حرف هاى روس ها گوش فرادادند. ديگر چالش بزرگ ناتو اين است كه چگونه با روابط شكننده خود با اروپا، در زمانى كه همگرايى امور دفاعى اش تسريع يافته، برخورد داشته باشد؟ ناتو حتى پس از پايان جنگ سرد هنوز هم نسبت به برنامه «دفاع از خود» اروپا هوشيار است. در مقايسه با ناتو، آمريكا در مورد همگرايى امور دفاعى اروپا مبهم عمل كرده است. واشنگتن نگران است كه افزايش امور دفاعى در اروپا به فروپاشى ناتو تحت امر آمريكا منجر شود. همزمان با اين كه كشورهاى اروپايى از نظر مالى به خاطر بحران مالى در جهان رنج مى برند، ناتو چگونه مى تواند دولت هاى اروپايى خود را به برآورده كردن تعهدات مالى بدون بروز مشكلات ديگر در اين كشورها متقاعد كند؟ به نظر مى رسد كه اين موضوع نيز چالش بزرگى براى ناتو محسوب مى شود.»
نگاهى به ترور المبحوح
«بار ديگر دولت هاى غربى در تثبيت روند جنگ شان عليه تروريسم ناكام ماندند. اين ناكامى پس از ترور اخير يكى از مقامات ارشد حماس در دبى نمود بيشترى پيدا كرد و نشان داد كه غرب اقدامات تعيين كننده اى عليه اقدامات تروريستى انجام نداده  است. اقدامات تروريستى از طرف هر فرد و در هر جايى بايد به طور كامل محكوم شود.» به گزارش ايسنا، روزنامه گلف نيوز در گزارشى در مورد ترور محمود المبحوح، مقام ارشد حماس در دبى، نوشته است:«ابتدا بايد آشكارا بگوييم كه ترور المبحوح در دبى اقدامى تروريستى بوده است. اين اقدام يك جرم بين المللى است كه توسط يك جوخه ۲۶ نفره از قاتلان در يك كشور مستقل انجام شد. عاملان اين اقدام تروريستى از گذرنامه هاى جعلى پنج كشور غربى استفاده كردند. بدون شك ترور مردى كه نامش در ليست بين المللى حاميان تروريست قرار ندارد و ترور وى بدون در نظر گرفتن پيشينه اش در يك كشور ديگر انجام شد، تحت قوانين بين المللى غير قابل قبول است. مجامع بين المللى نبايد تحت هيچ شرايطى اين نوع ترور ها را بپذيرند. اين نوع ترور ها بايد به عنوان يك اقدام جنگى و عامل بى ثبات كننده معرفى شود. كشور امارات كه پيشتر به خاطر اقداماتش در جنگ عليه تروريسم در دهه گذشته با تحسين مجامع بين المللى روبه رو بوده است، اقدامات ارزشمندى را در مقابله با تروريسم انجام داده و در مبارزه با عاملان ترور المبحوح نبايد اين كشور را تنها گذاشت. پنج كشور غربى كه گذرنامه هايشان توسط عاملان ترور المبحوح مورد استفاده قرار گرفته، مسئوليت اخلاقى و قانونى در قبال امارات دارند. كشورهاى غربى بايد اقدامات واقعى براى معرفى عاملان ترور المبحوح و محاكمه آنها انجام بدهند. يك تيم بين المللى بايد عاملان اين ترور را شناسايى و نهاد يا كشورى كه از اين عاملان حمايت كرده را معرفى كند. در اين راستا آمريكا نيز كه در جنگ عليه تروريسم حضور دارد، بايد نقش مهمى ايفا كند. سكوت آمريكا به اين كشور براى پيروزى در جنگ عليه تروريسم و افراطى گرى كمكى نمى كند، بلكه حتى ممكن است باعث تقويت مواضع گروه هاى تروريستى شود. تروريست ها خوشحال مى شوند زمانى كه مشاهده مى كنند اقدامات ضعيفى در واكنش به جنايت رخ داده در دبى انجام مى شود. ترور المبحوح كه اسراييل و موساد عامل اصلى آن معرفى شده اند، باعث افزايش فعاليت هاى تروريستى در جهان مى شود. عاملان ترور المبحوح دقيقا همان اقداماتى را كه القاعده و طالبان در جهان انجام مى دهند، مرتكب شده اند. تنها راه مقابله با عاملان ترور المبحوح، مقابله جدى و ريشه كنى اين نوع اقدامات تروريستى است. مقابله با اقدام وحشيانه تروريستى در دبى، واكنش قوى تر مى طلبد تا اظهارنظرهاى ديپلماتيك. پيام هايى كه به مقامات اسراييلى به طور غيرمستقيم يا مستقيم در مورد اين جنايت داده شده، بسيار ضعيف بوده و واكنش مناسب در مقابل اين جنايت وحشيانه نيست. واكنش كشورهاى غربى به ترور المبحوح دو حالت دارد: يا آنها در اين جنايت از موساد حمايت كرده اند و عاملان ترور المبحوح هستند يا بايد اسراييل و موساد را كه عامل اين ترور بوده اند و قوانين بين المللى را زير پا گذاشته اند، محكوم كنند. ترور المبحوح واكنش يك قاتل سابق عضو موساد و مظنون به ارتكاب جنايت جنگى را نيز به همراه داشته است. تزيپى ليونى، وزير خارجه سابق اسراييل، از ترور المبحوح استقبال كرده است. وى در اظهارنظرى از كشورهاى جهان خواسته قلمرو خود را در اختيار عوامل اسراييل قرار بدهند تا آنها بتوانند هر كسى را كه موساد مى خواهد، ترور كنند. ليونى كه به نظر مى رسد كشته شدن هزاران انسان بيگناه را در غزه فراموش كرده، خود تروريسم را در جهان گسترش داده است. اين اظهارنظر از سوى وى مبنى بر اين كه كل جهان بايد از ترور المبحوح حمايت كند، يك اظهارنظر احمقانه و چيزى شبيه يك فكاهى است. ليونى كه خود متهم به ارتكاب جنايات جنگى است، حق ندارد براى جهان تعيين تكليف كند. سفر يك تيم امنيتى انگليس به اسراييل براى انجام تحقيقات در مورد اين كه چگونه پاسپورت هاى انگليسى توسط اين تروريست ها مورد استفاده قرار گرفته، بايد از سوى ديگر كشور ها نيز انجام شود. نتايج اين تحقيقات بايد به طور شفاف به همه اعلام شود. شوراى امنيت سازمان ملل نيز بايد در اين روند ها حضور داشته باشد. مجامع بين المللى از جمله آمريكا و پنج كشورى كه پاسپورت هايشان توسط عاملان ترور المبحوح مورد استفاده قرار گرفته، بايد اقدامات جدى عليه تروريست ها انجام بدهند و بايد عاملان ترور المبحوح به سزاى اعمالشان برسند.»