|
سياستهاى روسيه در برابر تروريسم
حوادث تروريستى در روسيه از جمله حملات چندى پيش به متروى مسكو تحليل ها و گمانه زنى هاى بسيارى را پيرامون علل اين حوادث و نيز پيامدهاى آن در پى داشت. در اين ميان رسانه هاى غربى تحليل هايى متفاوت با تحليل هاى رسانه هاى روسى ارائه كردند كه نكات قابل توجهى را شامل مى شود. هرچند برخى بر اين باورند كه مقامات كرملين به تكرار از موضوع مبارزه با تروريسم براى افزايش قدرت كنترلى خود در نظام سياسى بهره برده اند، اما در مقابل نيز كشورهاى غربى، عموما بدون توجه به ماهيت قضيه، از سخت گيرى هاى روسيه در اين زمينه به عنوان حربه اى براى فشار بر اين كشور استفاده كرده اند. در نوشتار حاضر سعى شده تا برخى از اين تحليل ها مورد مطالعه، موشكافى و مقايسه قرار گيرد. به گزارش ايراس اين بررسى از آن جهت اهميت دارد كه در كنار نگاه روسى به اين وقايع، نگاه غرب (كه در واقع نگاهى از بيرون محسوب مى شود) هم مورد توجه قرار گرفته و از تحليل يكجانبه پرهيز شده است.
تروريسم در شهرهاى روسيه: شكست روسيه در چچن
برخى از رسانه هاى غربى اين حوادث را در وهله اول شكستى بر سياست هاى كرملين در مبارزه با تروريسم بويژه از طريق اعمال سياست هاى سختگيرانه و ضد حقوق بشرى ارزيابى مى كنند و اين ترورها را اقدام براى انتقام گيرى مى دانند. براى مثال خبرگزارى رويترز در تحليلى مى گويد: «با وجود آن كه كرملين مدعى پيروزى بر جدايى طلبان چچن است، اما در سال گذشته خشونت ها در جمهورى هاى داغستان و اينگوش افزايش يافت». اين خبرگزارى به اظهارات مقامات روسيه درباره ارتباط جدايى طلبان قفقاز با تروريست هاى افغانستان و پاكستان اشاره كرده و با رد تلويحى آن معتقد است كه «اين حملات نشان دهنده شكست سياست هاى كرملين در چچن است؛ جايى كه كارشناسان حقوق بشر نيروهاى روسى را به وحشى گرى در آن متهم مى كنند». روزنامه واشنگتن پست نيز در مطلبى انفجارهاى متروى مسكو را در حقيقت خط بطلانى بر ادعاى پوتين مبنى بر قلع و قمع جدايى طلبان در جنوب غرب روسيه مى داند. اين روزنامه مى نويسد: «رمضان قديروف نماينده ارشد كرملين در چچن دو روز پيش از حادثه انفجار در متروى مسكو گفت: ما موفق شديم كمر تروريسم را بشكنيم. اما هنگامى كه جمعيت وحشت زده و خون آلود از ايستگاه هاى پر از دود متروى مسكو خارج مى شدند و تلويزيون ملى تصاوير اجساد قربانيان را نشان مى داد دولتمردان پى به اين واقعيت بردند: شورش ها شكست نخورده، بلكه ظاهرا قادر به تهديد جدى نه تنها در خاستگاه خود بلكه همچنين در قلب روسيه است.» نويسنده اين مقاله همچنين معتقد است: «محل نخستين انفجار يعنى ايستگاه لوبيانكا نشان مى دهد كه اين انفجار انتقام جويانه بوده است. اين ايستگاه در كنار اف.اس.ب اصلى ترين جانشين كا. گ. ب واقع شده است؛ سازمانى كه بخشى از برخوردهاى خشونت بار كرملين با چچنى ها را هدايت كرده است». حتى تحليلگر روس روزنامه گاردين نيز به اين نكته اشاره كرده كه «شكى نيست كه انتخاب ايستگاه ها براى چنين حمله اى بسيار دقيق صورت گرفته است. ايستگاه لوبيانكا، در نزديكى زندان لوبيانكا، زندان اصلى مسكو و همچنين نزديك سرويس امنيت فدرال قرار دارد. ايستگاه پارك كولتورى نيز در نزديكى وزارت دفاع و چندين سازمان امنيتى ديگر قرار دارد».
پوتين و انفجارهاى مسكو؛ چالش يا سياستى جديد؟
بخش ديگرى از تحليل هاى موجود در رسانه هاى غربى بر روى شخص پوتين متمركز بود. در برخى رسانه ها اين حوادث شكستى بر سياست هاى پوتين ارزيابى شده است. براى مثال تحليلگر نيويورك تايمز معتقد است «حملات انتحارى در مركز مسكو،
نخست وزير پوتين را با چالشى جدى در عرصه مبارزه با تروريسم رو به رو كرده. اين حملات به نوعى پوتين را مورد حمله مستقيم قرار مى دهند. ولاديمير پوتين شهرت و محبوبيت خود را پيش از هر چيز با مهار جنبش هاى اسلامى در جنوب روسيه و جلوگيرى از حملات گسترده تروريستى در سال هاى اخير به دست آورد.» اقدامات پوتين شامل اين موارد مى شد: «پوتين در سال ۲۰۰۴ در واكنش به حملات تروريستى به موجب قانونى انتصاب دولتمردان بومى را در مناطق جنوبى روسيه منع كرد، از انتخاب سياستمداران مستقل در پارلمان جلوگيرى كرد و قدرت سازمان هاى امنيتى را افزايش داد.» روزنامه واشنگتن پست نيز به ذكر اين مطلب پرداخته كه با موفقيت هاى دولت روسيه در مهار خشونت ها، بسيارى از شهروندان روسيه درگيرى ها را بسيار دور مى ديدند و بسيارى از آنان روى پوتين به عنوان پايان دهنده خشونت ها حساب مى كردند. اين روزنامه به لغو خودمختارى اين مناطق توسط پوتين و استفاده وى از تهديدهاى تروريستى براى تحكيم قدرت خود اشاره مى كند و رابطه اين انفجارها با شكست سياست هاى سختگيرانه پوتين را اينگونه تحليل مى كند: «گفته مى شود اين انفجارها در پاسخ به كشته شدن چند تن از رهبران بلند پايه جدايى طلبان چچن به دست نيروهاى امنيتى مسكو در هفته هاى گذشته بوده است. كشته شدن هر كدام از اين رهبران، پيروزى جديدى براى رويكرد سخت گيرانه پوتين نسبت به شورش ها در چچن تلقى مى شد. به ويژه آنكه از شش سال پيش تاكنون چنين حملاتى در روسيه بى سابقه بود». به نوشته اين روزنامه در پاسخ به اين كشتارها،
دوكو عمراف رهبر جدايى طلبان، ماه گذشته در مصاحبه اى ويديويى گفته بود: «خون ديگر محدود به شهرهاى ما نخواهد بود. جنگ به شهرهاى آن ها هم كشيده خواهد شد. اگر روس ها گمان مى كنند كه جنگ تنها در تلويزيون، و در نقطه دورى به نام قفقاز است كه آن ها از آن در امانند، ما به يارى خدا به آن ها نشان خواهيم داد كه جنگ به خانه هاى آن ها باز خواهد گشت».اما اين تنها بخشى از واقعيت است. در بخشى ديگر از مقالات مورد اشاره، تاثير اين حوادث بر سياست هاى داخلى روسيه مورد بررسى قرار گرفته و تحليلگران اين رسانه ها در نهايت آن را موجب سختگيرى بيشتر هم در چچن و هم در داخل روسيه ارزيابى كرده اند و اين يعنى بازگشت سياست مورد علاقه پوتين در روسيه. در اين روند، مسئوليت حوادث تروريستى به طور مستقيم به مسلمانان افراطى باز
مى گردد و پيامد عملى آن احتمالا تشديد كنترل ها بر مسلمانان و مناطق جدايى طلب خواهد بود. در سطح جامعه نيز ذهنيت ترس و تنفر از مسلمانان رواج خواهد يافت. روزنامه گاردين در مطلبى از يك نويسنده روس مى نويسد: «نخستين واكنش مسكو به اين حملات به طور واضح خشم است. نسبت به چه كسى? بيش از همه نسبت به چچنى ها و اهالى قفقاز شمالى ... بلافاصله اعلام شد كه كار يك شهروند قفقازى بوده است. يكى از همسايه هاى من پشت تلفن فرياد ميزد: به جاى اينكه برايشان پول خرج كنيد مسمومشان كنيد. و ديگرى مى گفت: همه شان را از مسكو بيرون كنيد، شهر را ببنديد؛ آنگاه پاك و امن مى شود». اين حوادث بالطبع حمايت گروهى از مردم براى سختگيرى ها و كاهش آزادى ها را به بهانه تامين امنيت در پى خواهد داشت. نيويورك تايمز نيز
مى نويسد: «اين حملات همچنين مى تواند سياست هاى ديميترى مدودف، رئيس جمهور را كه در حمايت از آزادى هاى بيشتر و پلوراليسم دولتى سخن گفته بود، با اشكال مواجه كند. اين روزنامه از قول پاول بايو، استاد روس مركز تحقيقات صلح در اسلو مى گويد: «احساس من اين است كه حملات پايان نيافته است. ما شاهد خشونتهاى بيشترى خواهيم بود. اگر چنين شود بار ديگر تلاش براى آزادى و گشودن فضا شكست خواهد خورد و همه خواهان سختگيرى هاى بيشتر خواهند شد». روزنامه گاردين نيز در ادامه مطلب پيشين خود مى نويسد: «اين احتمالا تصويرى از آن چيزى است كه در آينده پيش خواهد آمد. هراس هرچه بيشتر از خارجيان از سوى مردم، كه هر تلاشى از سوى سازمان هاى حقوق بشر را باز هم با مشكلات بيشترى رو به رو مى كند. حملات بيشتر به اقليت ها، قفقازى ها و ساير غير روس ها. تشديد تدابير امنيتى و نظارت پليسى هرچه بيشتر. فشار هرچه بيشتر بر مطبوعات و سازمان هاى غير دولتى مستقل، نظارت بر اينترنت، و يقينا بالا رفتن نخست وزير در چشم مردم، كه در ماه هاى اخير در حال افول بود». به اين ترتيب اين نويسنده به نكته جديدى اشاره مى كند: برخلاف تحليل هاى قبلى كه اين حوادث را شكستى براى سياست هاى پوتين مى دانست؛ اين تحليلگر روس آن را موجب بالا رفتن جايگاه پوتين و احساس نياز به سياست هاى وى مى داند. حوادث تروريستى در روسيه در رسانه هاى غربى از نگاه ديگرى تحليل مى شود؛ اصلى ترين دليل تروريسم در اين تحليل ها ناشى از رفتار هاى ضد حقوق بشر با مردم و مسلمانان اين منطقه بيان مى شود و البته به تمايل غير مستقيم دولتمردان اين كشور در وقوع چنين حوادثى نيز اشاره مى شود تا بتوانند نظارت و كنترل ها را افزايش دهند. در اين ميان آنچه بيش از همه به چشم مى خورد تمركز مسئوليت اين حوادث بر روى پوتين است؛ كسى كه همواره سياست هاى اقتدار گرايى را دنبال مى كرد. در حاليكه با روى كار آمدن مدودف، وى به باز شدن فضاى مطبوعات و آزادى ها ابراز علاقه كرد و حتى بعد از وقوع انفجارهاى اخير، در كنار تاكيد بر مبارزه با تروريسم، بر لزوم توسعه و پيشرفت اين بخش از سرزمين روسيه يعنى چچن براى جلوگيرى از رشد تروريسم تاكيد كرد. به گفته تحليلگر روس روزنامه گاردين نيز اگرچه در روسيه، غرب را متهم مى كنند كه به احساسات ضدروسى در قفقاز شمالى دامن مى زند، تروريست هاى قفقازى را تا حد مبارزان آزادى بالا مى برد و از آنان حمايت مى كند؛ و اينكه دولت براى مبارزه با تروريسم، تدابير امنيتى را تشديد و آزادى ها را محدود خواهد كرد، اما همه اين ها متروى مسكو را امن تر نخواهد كرد. به اين ترتيب شايد روسيه بايد براى مبارزه با تروريسم تدابير جديدى منطبق با حقوق انسانى مردم قفقاز و بويژه چچن بيانديشد.
|