نسخه
PDF
شماره ۶۲۴۳ - ۹ شهريور ۱۳۸۹ - - ۳۱ اوت ۲۰۱۰ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
خسرو سينايى:
خسرو سينايى:
سينما جاى عقده گشايى نيست
خسرو سينايى از جمله فيلمسازان مطرح سينماى مستند است او كه فيلم مطرح عروس آتش را در پرونده كارى خود به ثبت رسانده است در گفت وگويى با خبرگزارى مهر به سئوالات مطرح شده درباره سينماى مستند پاسخ گفت. گفت و گوى مطرح شده را در ذيل مى خوانيد.
* نتيجه سفرتان به بيست شهر ايران چه شد؟
اين سفر مربوط به سال گذشته است.
مى خواستم ثابت كنم زمانى در فرهنگ معمارى ايران اين تعقل خلاق وجود داشته كه هر اقليمى را متناسب با شرايط اقليمى معمارى كنند. يعنى معمارى ساختمان هاى رشت با بندر لنگه بايد متفاوت باشد. در جزير هرمز كه اغلب بلوك هاى سيمانى دارد ساختمان هايى وجود داشت كه در همه جاى ايران مى بينيم. من به جوان هاى آن منطقه گفتم به مسئولان بگوييد از اين ساخت و ساز دست نگه دارند. بايد نقشه اى متناسب با آن فضا طراحى شود. تا امروز براى اين ايده بودجه اى اختصاص پيدا نكرد. آيا اين يك كار فرهنگى نيست؟ چرا نبايد برايش بودجه وجود داشته باشد؟ من مى پذيرم تهيه كننده خصوصى جرات ريسك سرمايه گذارى اين كار را ندارد اما چرا سيستم فرهنگى اين كار را نمى كنند؟ من كتابش را هم نوشتم و اميدوارم دربيايد.
* يكى از مشكلات اساسى سينماى مستند كمبود بودجه است.
در ايران وقتى كار به مستند برسد به حداقل بودجه قناعت مى كنيم. جالب اينجاست كه همين چند سال پيش در ايران دى وى دى فيلم مستند «باراكا» خوب فروخت. چرا اين فيلم موفق مى شود؟ چون كارگردان آن تمام دنيا را گشته و كلى هزينه صرف ساخت فيلمش كرده است. معلوم است چنين فيلمى خوب مى فروشد.
* در خيلى جاهاى دنيا وقتى مستند با استقبال مواجه مى شود.
وقتى فيلم «سر مرز» را براى كانال بى بى سى در لندن مونتاژ مى كردم، مدام تلفن ها زنگ مى خورد و فيلم را به نقاط مختلف وكشورهاى ديگر مى فرستادند. در همين ايران خودمان هزاران سوژه وجود دارد كه كسى سراغش نرفته است. از من چند روز پيش پرسيدند چرا در ژانر دفاع مقدس فيلم نمى سازى؟ مگر «در
كوچه هاى عشق» و «مثل يك قصه» فيلم هاى دفاع مقدس نبود؟ در كدام سينما اكران شد؟ من با چه دلخوشى اين فيلم ها را بسازم؟ آن زمان «در كوچه هاى عشق» در بخش نگاه هاى ويژه جشنواره كن نمايش داده شد. در يك مجله اى سوئيسى منتقدان سينما پنج فيلم را با عنوان فيلم هايى كه خون تازه اى در رگ هاى سينماى جهان جارى كرده اند، معرفى كردند و «در كوچه هاى عشق» هم يكى از اين پنج فيلم بود. امسال براى جشنواره فيلم دفاع مقدس از من فيلم «زنده باد» را خواسته اند. فيلمى كه سى سال توقيف بود و من و دوستانم را ورشكست كرد
* يعنى منظورتان اين است كه اگر فيلم فرهنگى در سينماى ايران كم ديده مى شود به خاطر دغدغه بازگشت سرمايه است؟
بله. آيا فيلم سازى كه دنبال فرهنگ در سينماست محكوم به اين است كه نگران مساله مالى و بازگشت سرمايه باشد؟ براى جشنواره فيلم دفاع مقدس امسال از من فيلم «زنده باد» را خواسته اند. فيلمى كه سى سال توقيف بود و من و دوستانم را ورشكست كرد. اين اولين فيلم بلند ما بود و اولين فيلمى بود كه بعد از انقلاب در يك جشنواره جهانى جايزه گرفت. اين گونه تزلزل در تصميم گيرى ها يعنى عدم تداوم برنامه ها و نگاه ها در طى چند سال. تكليف فيلمساز در اين ميان چيست؟
* شما كار مستند سازهاى جوان را دنبال مى كنيد؟
بله.
* عده اى معتقدند نسلى با استعداد و جوان در زمينه سينماى مستند در دهه هشتاد رشد كرده است، عده اى هم مى گويند ما دچار نوعى توهم و جوزدگى شده ايم و چنين نسلى در دهه هشتاد رشد چندانى نداشته است. تحليل شما از اين ماجرا چيست؟
اگر يك فيلمساز افغان فيلم معركه اى بسازد توجهى به آن نمى كنيم، اما اگر يك فرانسوى فيلم بدى بسازد مى بينيم، چون او فرانسوى است و قابل احترام. من اخيرا فيلم هايى از همين نسل جوان ديدم كه واقعا متحير شدم. چند وقت پيش از يك فيلمساز جوان يزدى دو، سه فيلم ديدم كه واقعا خوب بود. با كمال شرمندگى بايد بگويم ما خصلتى داريم كه خيلى هم خوب نيست و آن هم اين است كه نسبت به خودمان و شرق نگاه درستى نداريم. اگر يك فيلمساز افغان فيلم معركه اى بسازد توجهى به آن نمى كنيم، اما اگر يك فرانسوى فيلم بدى بسازد مى بينيم، چون او فرانسوى است و قابل احترام. ما خيلى چيزها داريم كه ارزشش را نمى دانيم و بايد منتظر بمانيم كه ديگران مطرحش كنند. چرا هر فيلمساز ايرانى كه كشف و بزرگ شد خارجى ها بزرگش كردند؟ اگر كيارستمى يا شهيد ثالث مطرح نشده بوند ما كارى با آثارشان داشتيم؟ يادم مى آيد يك بار در برنامه «هنر هفتم» براى نقد فيلم «مرد سوم» من را دعوت كرده بودند...
* همان برنامه اى كه جنجالى شد؟
مى دانيد چرا جنجال شد؟ چون من ايراداتى به فيلم گرفتم و گفتم خوشحال مى شوم اهالى سينما اين ايرادات را توضيح بدهند. اما كسى به من جوابى نداد. گفتند فيلمى كه هانرى لانگلوآ گفته شاهكار سينماست و در تاريخ سينماى جهان ثبت شده است آنقدر مهم است كه كسى مثل تو نمى تواند از آن ايراد بگيرد. به همه آنهايى كه آن زمان اين حرف ها را زدند بايد بگويم، من در همان آكادمى كه لانگلوآ در آن درس خواندند، شاگرد اول بودم. هانرى لانگلوآ نصف من هم درس نخوانده و نصف من هم فيلمسازى را تجربه نكرده است. پس دليلى ندارد از او بترسم. چرا من ايرانى بايد تمام انرژى ام را صرف اين عقده كنم. ايرانى هم مى تواند به شرط فراهم شدن فضا خودش را اثبات كند. بعضى ها هم گفتند چون فيلم هاى سينايى نفروخته مى خواهد خودش را با اين حرف ها مطرح كند. وقتى بحث به اينجا مى رسد تا اندازه زيادى ابتدايى مى شود و آدم از ادامه دادن آن پشيمان مى شود.
* يادم است آن موقع مسعود بهارى يادداشتى در اين رابطه نوشته بود و در جواب شما كه گفته بوديد چرخ و فلك مگر بدون حضور بچه ها معنى دارد، گفته بود آن موقع بچه ها در بيمارستانها بودند.
من مخالف نقد سازنده و درست نيستم و از همه آنهايى كه من را درست نقد مى كنند ممنونم. راحت به شما بگويم كه با سيستم ستاره سازى مخالفم. سيستمى كه ساختار فيلم را فداى ستاره مى كند، نمى پسندم. به نظرم اين نوع سينما به سمت تجارى شدن پيش مى رود نه به سمت سينماى تاثيرگذار فرهنگى. اميدوارم روزى بتوانيم فارغ از شعار و برخورد ظاهرى شويم. مثلا من فيلم «گفتگو با سايه» را ساختم چون دغدغه ام بود. مى خواستم بگويم اگر هدايت «بوف كور» را نوشته چه فضاهاى در ذهنش بوده است. خلق كننده اثر پديده هاى مختلف را از مكان هاى مختلف مى گيرد و در ذهنش آنقدر مى پروراند كه آن تفكرات براى او مى شود. اما خيلى ها گفتند سينايى پول گرفته كه هدايت را خراب كند. به اين جامعه، جامعه خاله زنكى مى گويند و در اين فضا بحث فرهنگى معنا ندارد. با سيستم ستاره سازى كه آن موقع وجود داشته مخالفم. سيستمى كه ساختار فيلم را فداى ستاره مى كند، نمى پسندم.
* اين بحث ها تخريبى است؟
نه تنها تخريبى است بلكه سطح ماجرا هم پايين است. ما نياز داريم بدون غرض راجع به پديده ها به بحث بشينيم.
* بحث جشنواره ها به ميان آمد. فكر نمى كنيد در مورد سينماى مستند تعدد جشنواره ها اتفاق خوبى باشد؟
ما محلى براى عرضه و نمايش آثار مستند نداريم و از طرفى بايد جوان ها انگيزه اين را داشته باشند كه عرصه سينماى مستند را خالى نكنند. حرف شما كاملا درست است اما اين تعدد جشنواره ها تداوم نمايش مستند را در سالن هاى مشخص نفى نمى كند. اينكه ما فيلم ها را فقط در جشنواره ها ببينيم اصلا پاسخگو سينماى مستند نيست. از دل فيلم هايى كه در مراكز فرهنگى نمايش داده مى شود بايد جشنواره هايمان را برگزار كنيم.
* اخيرا رييس مركز گسترش قول اين را داده كه سينماى دائمى براى عرضه فيلم هاى مستند در نظر گرفته شود.
اين حرف تازه اى نيست. مركز گسترش خودش سالن خوبى براى نمايش فيلم دارد كه كيفيت و صداى خوبى هم دارد. مى توانند هفته اى يك بار در آنجا فيلم نشان دهند.
* البته قرار بود اين وظيفه را فرهنگسراها هم بر عهده بگيرند.
بله اما ظاهرا چون بودجه شان را بايد از جايى در بياورند فيلم هاى روى پرده را نمايش مى دهند.
* شما جشنواره سينما حقيقت را در اين سه سال پيگيرى كرديد؟
چه خوب شد شما اين را گفتيد. يادم مى آيد در جشنواره سينما حقيقت سال ۸۷ از يكى مهمترين مستندسازان جهان به نام آقاى ليكاك، به اين جشنواره دعوت شده بود. اين مساله در مطبوعات چقدر منعكس شد؟
* خيلى كم. در حد ليكاك نبود.
تعدادى هم از لهستان آمده بودند كه هم دوره كيشلوفسكى بودند. اگر قرار است چنين جشنواره اى را به عنوان يك جريان فرهنگى بسنجيم من به همه نويسندگان سينمايى معترضم. ليكاك در اين جشنواره بود و هيچ كس به مساله به اين مهمى بها نداد. سينماى مستند تنها يك اسم است. من به عنوان كسى كه عملا كار مى كند بارها گفته ام فيلم يا خوب است يا بد.
* بعضى وقت ها خيلى از دوستان بحث هايى مى كنند مثل اينكه خيلى فيلم ها مستند نيست. مى گويند مستند گزارشى از واقعيت است و به رنگ و لعاب هايى كه كارگردان هاى امروزى براى ديده شدن مستندشان به آنها مى دهند، نيازى ندارد. بالاخره ما روى چه فيلم هايى مى توانيم اسم مستند بگذاريم؟
بعضى ها اسم دخترشان را مى گذارند رعنا و دختر كه بزرگ شد متاسفانه قد و بالايى ندارد. ما يك اسم گذاشتيم و خودمان را گرفتار اين اسم كرديم. سينماى مستند تنها يك اسم است. من به عنوان كسى كه عملا كار مى كند بارها گفته ام فيلم يا خوب است يا بد. اين بسته به خلاقيت و نوع نگاه فيلمساز دارد كه مى تواند مستند سر و پايش روى زمين باشد و روى زمين هم بماند اما از طرفى مى تواند پايش روى زمين باشد و سرش به آسمان برود. ما به فيلمى كه نقاشى متحرك نباشد و داستانى نباشد و قهرمان هم نداشته باشد چه مى گوييم؟ من بارها گفته ام اگر اسمش را بگذاريم سينماى مستقل خودمان را آسوده خاطر مى كنيم. اين دعواها مثل همان اسم رعنا يا رستم است كه خيلى ها به اشتباه براى بچه هايش انتخاب مى كنند.
* شبكه مستند سراغ شما آمده است؟ اصلا اطلاعى از راه اندازى اش داريد؟
نه. چيزى يادم نمى آيد.
* اصلا در اين چند سال كسى سراغ شما آمده كه يك سرى فيلم هايتان را كه تا امروز نمايش داده نشده نمايش بدهند يا مرورى بر آثارتان بگذارند؟
نيامدند و من هم توقع ندارم كه اين اتفاق بيافتد. چند روز پيش در يكى از روزنامه ها خواندم پايه گذار سينماى كودك چه كسانى بودند. اسامى معروفى بود كه همه شان بعد از شروع كار من در مورد سينماى كودك فيلم ساختند. من از سال ۴۹ تا ۵۸ بيش از ده فيلم براى انجمن اوليا و مربيان ساختم و كسى هم سراغشان نرفت. فيلم ها در حال حاضر نمى توانند نمايش داده شوند چون حجاب در آن زمان مطرح نبود، اما با اين حال خود فيلم ها و مضمونش مورد تاييد است.
* شما نسخه اى از اين فيلم ها داريد؟
خودم دارم اما كجا مى توانم نمايش بدهم؟ من مى گويم پايه گذار سينماى داستانى با بازيگر غيرحرفه اى اين فيلم ها بوده است. چه كسى الان اين فيلم ها را مى بيند؟ ريشه هاى سينماى نوين سينماى ايران فيلم هاى كوتاهى است كه آن زمان من و دوستانم مى ساختيم اما متاسفانه ما قهرمان هايمان را داريم و نمى خواهيم غير از آن ها كس ديگرى را بپذيريم.
۳۰ فيلم آماده اكران هستند
۳۰ فيلم كه از سال ۱۳۸۸ توليد خود آغاز كردند به گزارش بنياد سينماى فارابى آماده نمايش (اكران نشده)، ۸ فيلم در مرحله صداگذارى، ۱۵ فيلم در مرحله تدوين، ۱۳ فيلم در مرحله فيلمبردارى و ۷۸ فيلم در مرحله پيش توليد قرار دارند. به گزارش مهر، فيلم هاى «از ما بهتران» مهرداد فريد، «در چشم باد» مسعود جعفرى جوزانى، «زندگى با چشمان بسته» رسول صدرعاملى، «سه درجه تب» حميدرضا صلاحمند، «بسوى آفتاب» فريال بهزاد، «بعد از ظهر سگى سگى» مصطفى كيايى، «يه جيب پر پول» قدرت ا... صلح ميرزايى، «عروسك» ابراهيم وحيدزاده، «نزديك تر از آشنا» رضا سركانيان، «قصه پريا» فريدون جيرانى، «سفيد و سياه» قاسم جعفرى، «پرنده باز» عطا ا... سلمانيان، «دردسر بزرگ» مهدى گلستانه، «دلقك ماهى» عباس مراديان، «بستنى يخى» آرش معيريان، «بخشگى شانس» كاظم راست گفتارآماده نمايش هستند. ديگر آثار آماده نمايش عبارتند از: «برف روى شيروانى داغ» محمدهادى كريمى، «سه نفر روى يك خط» خسرو ملكان، «مواد» عليرضا داودنژاد، «پايان دوم» يعقوب غفارى، «پيتزا مخلوط» حسين قاسمى جامى، «خانه امن است» ناصر رفايى، «روانخانه» عباس خواجوند، «سن پترزبورگ» بهروز افخمى، «هرچه خدا بخواهد» پرويز شهبازى، «دوباره پرواز كن» محمدعلى طالبى، «كنسرت روى آب» جهانگير جهانگيرى، «ورود آقايان ممنوع» رامبد جوان، «چگونه ميلياردر شدم» على عبدالعلى زاده، «فرش قرمز» محسن دامادى آماده نمايش هستند. در مرحله صداگذارى نيز فيلم هاى «پرنسيب» تهمينه ميلانى، «سهم من از زندگى» حجت اله سيفى، «راه آبى ابريشم» محمد بزرگ نيا، «روشن خاموش روشن» حميدرضا چاركچيان، «سيزده و پنجاه و نه» سامان سالور، «نوروز پرماجرا» وحيد نيكخواه آزاد، «مرگ كسب و كار من است» امير حسين ثقفى و «دنياى پراميد» هوشنگ درويش پور هستند. فيلم هاى «در انتظار معجزه» رسول صدرعاملى، «زمان معكوس» انورا بلوچ، «ورود زنده ها ممنوع» جواد مزدآبادى، «بيدارى فرزاد موتمن، «تهران ۱۵۰۰» بهرام عظيمى، «همه چى آرومه» مصطفى منصوريار، «سنجاقك هاى بركه سبز» على قوى تن، «آسمان هشتم» حسن نجفى، «جرم» مسعود كيميايى، «آقا يوسف» على رفيعى، «راز موفقيت» عباس مراديان، «چشم» جميل رستمى، «مصائب چارلى» عليرضا سعادت نيا، «پرتقال خونى» سيروس الوند و «خنده باران» بهرام كاظمى نيز در مرحله تدوين قرار دارند. فيلم هاى مرحله فيلمبردارى نيز عبارتند از: «لالايى» منيژه حكمت، «قفس طلايى» محمد زرين دست، «روز رستاخيز» احمدرضا درويش، «روايت» نيكى كريمى، «يك حبه قند» رضا ميركريمى، «سعادت آباد» مازيار ميرى، «سيب و سلما» حبيب ا... بهمنى، «آژانس ازدواج» محمد درمنش، «اخلاقتو خوب كن» مسعود اطيابى، «در جستجوى كرايس» عباس رافعى، «نسيان» احمدرضا معتمدى، «انتهاى خيابان هشتم» عليرضا امينى و «جنوب آسمان» جمال شورجه. ۷۸ فيلم در مرحله پيش از توليد به سر مى برند كه از اين ميان ۱۶ پروژه بيش از ۵۰ درصد مرحله پيش توليد را گذرانده اند.
«نيل مارشال» پروژه سينمايى «زيرزمين» را در ژانر وحشت مى سازد
«نيل مارشال» پروژه سينمايى «زيرزمين» را در ژانر وحشت كارگردانى مى كند. به گزارش ايسنا، خالق آثارى چون «سربازان سگى» كه در حال حاضر پروژه ى «كانترريون» را آماده نمايش كرده است، هفته گذشته اعلام كرد درصدد تكميل و ساخت فيلم سينمايى زيرزمين است. داستان فيلم به قلم ديويد كوهن يك سفر اكتشافى و جستجوگرانه در زيرزمين خواهد پرداخت. عوامل اصلى اين فيلم هنوز اعلام نشده اند و فيلمنامه آن با نگاهى به فيلم تازه كار با بازى مارلون براندو به نگارش در مى آيد. «تاكاشى اچيز»، و «ارين ايگرز» تهيه كنندگى پروژه را توسط شركت فيلمسازى «اولزا» بر عهده دارند. نيل مارشال متولد سال ۱۹۷۰ است. سربازان سگى اولين فيلم سينمايى بلند او محسوب مى شود كه هر چند از نظر تجارى موفق نبود ولى بدل به يك فيلم « كالت» شد و توانايى هاى فيملساز را در عرصه سينماى وحشت به اثبات رساند، با ذكر اين نكته كه در فيلم از جلوه هاى ويژه رايانه اى استفاده اى نشده است. دومين فيلم مارشال با نام «سقوط» سال ۲۰۰۵ ميلادى ساخته شد كه داستان گروهى زن را روايت مى كند كه در غارى گرفتار موجوداتى تخيلى و عجيب الخلقه مى شوند.