نسخه
PDF
شماره ۶۲۴۶ - ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - - ۶ سپتامبر ۲۰۱۰ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بحران در صنايع دفاعى روسيه
بخش دوم
به تأكيد او؛ ۱۰ درصد باقى مانده نيز در آينده نزديك تكميل شده و سپس موشك آماده شده، بعد از آزمايشات لازم روى زيردريايى ها نصب خواهند شد. پوپوفكين اعلام كرده بود كه اولين پرتاب آزمايشى موشك تكميل شده «بولاوا» در ماه ژوئن انجام شده و تا پايان سال ۲۰۰۹ زيردريايى «يورى دالگوروكى» با موشكهاى جديد مأموريت دريايى خود را شروع خواهد كرد. پرواضح است كه خريد مقادير زياد قطعات تركيبى موشك آزمايش نشدط بولاوا، اقدامى كاملا مشكوك است. حتى اگر ۱۰۰ درصد اين قطعات مطمئن باشد، ولى موشك اشكالات ساختارى داشته باشد، استفاده از آن غير ممكن خواهد بود. در هر حال، ماه ژوئن، گذشته، اما دورنماى موشك «بولاوا» و زيردريايى كه اين موشك بايد روى آن نصب شود، بسيار تيره به نظر مى رسد. افزون بر اين، ديميترى مدودف در جلسه رئوتوف بر ضرورت حفظ موقعيت روسيه در بازارهاى تسليحاتى خارجى تأكيد كرد. شايان ذكر است كه هرچند روسيه مانند سابق يكى از بزرگترين صادر كنندگان اسلحه محسوب
مى شود، اما طى سال هاى اخير اين موقعيت به نحو محسوسى تحليل رفته است. بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه حدود ۸۰ درصد صنايع دفاعى روسيه مشغول اجراى سفارش هاى خارجى هستند و تنها ۲۰ درصد براى مصرف داخلى كار مى كنند. صدور اسلحه، درآمدهاى ارزى قابل توجه دولت روسيه را تأمين مى كند و لذا ادامط اين وضع منافع زيادى را براى اين كشور به دنبال دارد. با اين وجود، در اين زمينه نيز روندهاى نگران كننده اى مشاهده مى شود از جمله اينكه روسيه با هند و چين به عنوتان خريداران سنتى محصولات دفاعى خود مشكلات فزاينده اى دارد. چندى پيش هندى ها نيمى از موشك هاى صادر شده «هوا به هوا» براى جنگنده سوخو- ۳۰MKI را بازپس دادند. روسيه در زمينه تحويل نهايى رزمناو هواپيمابر «آدميرال گارش كوف» به نيروى دريايى هند نيز با مشكلات زيادى روبرو شده، چرا كه در اتحاد شوروى تنها كارخانه نيكلايف (در اوكراين) از تجربه لازم براى ساخت ناوهاى هواپيمابر برخوردار بود. طرح تبديل اين رزمناو بزرگ تا كنون فقط يك نتيجه داده و آن افزايش بهاى قرارداد اوليه به ميزان ۱ ميليارد دلار است. بديهى است كه با اين هزينه ها نمى توان بازارهاى خارجى را حفظ كرد. به موازات رشد توان اقتصادى و سطح فنى هند و چين، اين كشورها به تسليحات پيچيده  مدرن نيازمند مى شوند كه روسيه نمى تواند اين تقاضا را برآورده كند. صنايع دفاعى روسيه نيز در حال حاضر تنها مى تواند بر بازارهاى جديد در كشورهاى در حال توسعه تمركز كند، چرا كه اين كشورها براى اسلحه مطمئن و ارزان ارزش قايل اند. بسيارى از اين كشورها مانند ونزوئلا، سوريه و ايران، حاضرند سلاح هاى روسى را بخرند، زيرا كشورهاى ديگر به آن ها اسلحه نمى فروشند. نكتط حائز تأمل ديگر اينكه، در شرايطى كه سلاح هاى ساخت داخل روز به روز گران تر مى شود، در مقابل سطح فنى و قابليت هاى رزمى آن ها از كشورهاى پيشرفته جهان عقب مانده است. زير اين شرايط بعيد نيست كه نهادهاى نظامى روس براى تأمين ضرورت ها دير يا زود به خريد سلاح  هاى مورد نياز خود از خارج علاقه مند  شوند. وقوع اين تحول تازگى ندارد و بايد به عنوان قاعده مرسوم و نه استثناء، تلقى شود. در جهان امروز فقط دو كشور به لحاظ صنايع نظامى خودكفايى دارند كه تمام طيف تسليحات مورد نياز خود را توليد مى كنند. اين دو كشور ايالات متحده آمريكا و روسيه هستند. اين در حالى است كه آمريكا نيز جنگنده  هاى انگليسى «هارير» را مى خرد. بخش اعظم تسليحات اسرائيل را جنگ افزار وارداتى تشكيل مى دهد. كشورهاى اروپايى نيز به منظور اجراى برنامه  هاى بزرگ نظامى از نظر صنعتى و مالى تشريك مساعى مى كنند. لذا جاى تعجب نيست كه در ارتش روسيه نيز سلاح  هاى وارداتى به كار گرفته شوند. در اين فضا، هرچند در ابتدا فقط موضوع خريد تفنگ هاى تك تيرانداز مطرح شده بود، اما پس از آن موضوع خريد هواپيماى بدون خلبان (تجسسى و ضربتى) از اسرائيل نيز بر سر زبان ها افتاد. در اين ميان، اين موضوع مشخص نيست كه چرا تصميم سازان دفاعى روسيه جديدترين مدل ها را در اين زمينه انتخاب نكرده اند. هم اكنون موضوع خريد ناو دريابرد «ميسترال» از فرانسه با جديت تمام در دست بررسى قرار گرفته است و قرار است اين ناو بزودى براى «نمايش» وارد سن پترزبورگ شود. خريد اسلحه از خارج هيچ اشكالى ندارد، اما هدف مشخص اين خريدها و ترتيب عمل در اين زمينه بايد مشخص و تعريف شود. «ميسترال»، ناو بزرگ و خوبى است، اما ما كجا مى خواهيم نيروى دريابرد بزرگ را پياده كنيم؟ آيا براى تأمين اين نوع ناوها زيرساخت ساحلى و پايگاه  هاى نظامى داريم؟ پيش از اين، ناوهاى بالگردبر «مسكو» و «لنينگراد»، رزمناو هواپيمابر «مينسك» و ناوهاى بزرگ ديگرى ساخته شده، اما در شرايط فقدان زيرساخت لجستيكى لازم ۱۰ سال بلااستفاده در دريا باقى ماندند و سپس به آهن پاره تبديل شدند. لذا قبل از انجام خريدهاى بزرگ بايد هدف مشخص اين كار را نيز تعيين كرد. بايد اين نكته را نيز خاطر نشان كرد كه ديميترى مدودف در جلسه رئوتوف تأكيد كرد كه تا دو ماه ديگر بازسازى ساختارى نيروهاى مسلح تكميل شده و ما ارتش جديدى خواهيم داشت. بر اساس اصلاحات انجام شده، در نيروى زمينى روسيه ۸۵ تيپ باقى خواهند ماند و با توجه به ابعاد و مساحت اين كشور، سيار بودن اين واحدها از اهميت فراوانى برخوردار مى شود. در جريان رزمايش اخير در بلاروس، انتقال يك تيپ به اين كشور (به فاصله ۱۰۰۰ كيلومتر) ۵ روز طول كشيد. زمانبندى انتقال نيروها دقيقا رعايت شد و در اين زمينه هيچ اشكالى پيش نيامد، ولى بارگيرى و تخليه نيروها در قطار و طى كردن مسير تعيين شده ۵ روز طول كشيد. ولى اگر لازم باشد چند تيپ جابجا شوند، در اين صورت وضعيت چگونه خواهد بود؟ براى انتقال سريع اين تعداد نيرو هواپيماهاى بزرگى چون «روسلان»
آ-۱۲۴ (تنها تانك روسى كه قادر به حمل تانك است) و بالگردهاى سنگين مى-۲۶ لازم هستند. اين در حالى است كه در شاكله نيروى هوايى روسيه تنها ۱۰ فروند «روسلان» و ۳۵ فروند بالگرد مى-۲۶ موجود است. شايان ذكر است كه تا پيش از اين هواپيماى روسلان در كارخانه هواپيماسازى اوليانوفسك و بالگردهاى مى- ۲۶ نيز در روستوف توليد مى شده و تا كنون توليد آن ها از سر گرفته نشده است. از سوى ديگر، روسيه هنوز نتوانسته جنگنده هاى نسل پنجم را به مرحلط توليد برساند. اما آيا ممكن است اين اقدام ضرورت اصولى نداشته باشد؟ اكثر كشورهاى جهان از جنگنده نسل پنجم برخوردار نيستند و در اين خصوص نيز نگران نيستند. حتى باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا كاهش بودجه ساخت جنگنده نسل پنجم
اف-۲۲ را از تصويب كنگره گذراند. اين جنگنده براى مقابله با جنگنده  هاى آينده شوروى و چين ساخته مى شد و قرار بود ۳۸۰ فروند از آن توليد شود، اما هم اكنون تعداد آن ها تا ۱۸۷ فروند كاهش يافته است. مى توان به جرأت ادعا كرد كه روسيه در آيندط قابل پيش بينى تنها ممكن است به مناقشه محدود محلى (منطقه اى) ورود پيدا كند كه براى آن جنگنده  هاى نسل چهارم نيز كفايت مى كنند. فقط بايد آسيب پذيرى اين سرى از جنگده ها را كاهش داد. مناقشه در اوستياى جنوبى به وضوح نشان داد كه بمب ها و موشك هاى هواپيماهاى كه در روسيه توليد مى شوند، مى توانند فقط از فاصله ۱۲-۲ كيلومترى پرتاب شوند و لذا هواپيما در جريان حمله بايد وارد مدار فعاليت سيستم ضد هوايى دشمن شوند كه اين موضوع آسيب پذيرى آنها را افزايش مى دهد. بنابراين براى روسيه نه تنها طراحى جنگنده نسل پنجم، بلكه فن آورى هاى بسيار پيشرفته تر براى جنگنده  هاى موجود اهميت دارد. جهتگيرى مهم ديگرى كه بايد در صنايع دفاعى مورد توجه قرار گيرد، افزايش كارايى وسايل ارتباطى و موقعيت يابى براى افزايش دقت در اعمال ضربات جنگى است. در ايالات متحده سيستمى با استفاده از ۲۰۰ ماهواره در دست ايجاد است كه توانمندى ضربات موشك هاى بالدار اين كشور را بالا خواهد برد. ايالات متحده تا سال ۲۰۲۰ در صدد است از امكان پرتاب يك هزار موشك بالدار در روز ظرف مدت ۶۰ روز برخوردار شود و تا سال ۲۰۳۰ مدت پرتاب بى وقفه موشك هاى بالدار را تا ۹۰ روز افزايش دهد. به هر تقدير و با عنايت به مسائل اشاره شده، بديهى است كه صنايع دفاعى كه روسيه از اتحاد شوروى به ارث برده، قابليت حيات ندارند. ولى اين بدان معنى نيست كه بايد همه واحدهاى اين صنايع را تعطيل كرده و اين كار را از صفر شروع كرد. از سوى ديگر، مسكو نبايد سعى كند كه همه تسليحات لازم را هم زمان در داخل كشور توليد كند. در اين زمينه، بايد زنجيره هاى اولويت دار فنى و انگيزه  هاى اقتصادى كافى ايجاد شوند، لذا نبايد از خريد اسلحه خارجى بترسد. مقامات رسمى اين  كشور بايد از كليشه  هاى ذهنى خود رها شوند و به خود و شهروندان روسيه بگويند كه ناتو دشمن روسيه نيست و بر اساس اين اصل رفتار كنند.
آينده عضويت گرجستان و اوكراين در ناتو
مسأله عضويت دو كشور گرجستان و اوكراين همواره يكى از موارد اختلاف بين روسيه و ناتو بوده است. براى روسيه به هيچ وجه پذيرفته نيست كه اين دو كشور كه اهميت استراتژيك فوق العاده اى براى روسيه دارند، به عضويت در سازمان ناتو درآيند. شايد بتوان گفت كه اقدام سريع و قاطعانه روسها در اوت ۲۰۰۸ در حمله به گرجستان نشانه اى از اين امر باشد كه روسيه هرگز عضويت اين كشور را در ناتو نخواهد پذيرفت. مقامات ناتو به كرات اعلام كرده اند كه درهاى اين سازمان به روى كشورهاى گرجستان و اوكراين در صورتى كه شرايط لازم را داشته باشند، باز است. در گزارش تيم نخبگان ناتو به سر پرستى آلبرايت نيز با اشاره به اين كه هر دو كشور به طور ساختارى مشاركت خود را با ناتو در كميسيون هاى ناتو گرجستان و ناتو اكراين افزايش داده اند از عضويت اين دو كشور در اين سازمان پشتيبانى به عمل آمده است. به گزارش ايراس، اهميت استراتژيك اوكراين براى روسيه به اين دليل است كه اوكراين از يك طرف كشور حائل بين روسيه و ناتو بوده و از طرف ديگر اوكراين مهمترين كشورى است كه از دل اتحاد شوروى بيرون آمده است. اما بايد گفت كه با تحولات صورت گرفته در صحنه داخلى اوكراين و بر سر كار آمدن دوباره ويكتور ياناكوويچ، سياستمدار طرفدار روسيه بحث عضويت اكراين در ناتو حداقل در كوتاه مدت منتفى شده باشد. با روى كار آمدن ياناكويچ علاوه بر موافقت اوكراين با روسيه بر سر تمديد پايگاه دريايى روسيه در بندر سواستاپول تا سال ،۲۰۴۲ در پارلمان اين كشور نيز قانونى به تصويب رسيده كه در آن به عدم پيوستن به پيمان هاى نظامى راى داده شده است. پس مى توان گفت كه روسيه در آينده اى نزديك از ناحيه اوكراين خطرى را متوجه خود نمى بيند. اما در مورد گرجستان كه روسها همواره با عضويت اين كشور در ناتو مخالفت مى كنند، نگرانى جدى وجود دارد. در دكترين نظامى جديد روسيه اعلام شده است كه عضويت احتمالى گرجستان در ناتو باعث آسيب پذير شدن مرزهاى روسيه خواهد شد. راسموسن، دبير كل ناتو نيز در يكى از جديد ترين اظهارات خود بيان داشته كه هر چند پروژه عضويت اوكراين در ناتو با آمدن ياناكوويچ شكست خورده اما اين مسأله بر روند پيشرفت عضويت گرجستان در ناتو تاثيرى ندارد. وى اعلام كرد كه ناتو از استقلال و تماميت ارضى گرجستان در برابر اقدام روسيه در به رسميت شناختن استقلال دو جمهورى آبخازيا و اوستياى جنوبى حمايت مى كند. هر چند دولت غرب گراى گرجستان به رهبرى ميخائيل ساكاش ويلى در پيوستن اين كشور به ناتو بى تابى مى كند، اما از يك سو مخالفت شديد روسيه با اين امر و عدم انعاف پذيرى در اين مأله و از سوى ديگر نداشتن استاندارد هاى مورد نظر ناتو براى عضويت گرجستان، عضويت اين كشور در ناتو در آينده اى نزديك را دچار ابهام كرده است. هر چند ناتو و روسيه گام هايى را براى كنار گذاشتن اختلافات و بهبود روابط برداشته اند، اما به نظر نمى رسد كه در آينده نزديك رويدادها به سمتى برود كه روسيه به عضويت در پيمان ناتو درآيد. در مورد ناتو نيز بايد گفت كه على رغم برخى توافقات بين اين سازمان و روسيه، گسترش اين سازمان در آينده اجتناب ناپذير خواهد بود. براى بهبود روابط ميان روسيه و ناتو نيز موانعى از سوى هر يك از طرفين وجود دارد. روسها اگر چه همكارى هايى را با ناتو در قالب طرح مشاركت براى صلح انجام داده و مى دهند، اما نبايد تصور كرد كه اين همكارى ها به معناى همگرايى روسيه با ناتو محسوب مى شود چرا كه روسيه با حضور خود در اين پيمان به دنبال بازدارندگى فعال و ممانعت از گسترش ناتو به سمت روسيه است. ناتو در هر حال براى روسها نهادى است كه بازمانده دوران جنگ سرد مى باشد و در نتيجه با پايان جنگ سرد روسها اين نهاد را ضرورى تشخيص نمى دهند. از نظر روسيه، ناتو گسترش به سمت شرق را با هدف محاصره روسيه و همچنين تجزيه اين كشور دنبال مى كند. روسيه بيشتر تمايل دارد كه به عنوان يك قدرت مركزى در صحنه جهانى به ايفاى نقش بپردازد و نه اين كه اين جايگاهش توسط ناتو محدود شود. نكته نهايى اين كه هر چند گاه و بى گاه توافقاتى بين روسيه و ناتو صورت مى گيرد، اما به طور مشخص مى توان گفت كه در آينده نيز اين سازمان به گسترش خود به سمت شرق و مرزهاى روسيه ادامه خواهد داد.