نسخه
PDF
شماره ۳۶۹۴ - ۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۷ - ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶ 
صفحه ۱۲
فهرست صفحه ها
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
معدل ديپلمم ۲۰ مميز ۱۳ صدم شد
طنز ورزشى
يك هفته با استقلال و پرسپوليس
معدل ديپلمم ۲۰ مميز ۱۳ صدم شد
كفاشيان: اميدواريم «رضازاده» سرعت نگيره!
طنز ورزشى
018366.jpg
از وقتى على كفاشيان به كميته ملى المپيك آمد و دبير شد، ديگر مصاحبه هاى جالب توجه و مغزافكن وى را كمتر در صفحه مطبوعات و يا روى تلكس خبرگزارى ها به چشم رويت كرده ايم. به همين علت اين هفته سراغ وى رفتيم تا ضمن انجام مصاحبه اى طنز با آدمى طناز، علاقه مندان به شنيدن پاسخ هاى بى سر و ته را ذوق زده كنيم و آنها را با شيوه جديد گفت و شنودهاى كفاشيان آشنا سازيم؛
* سلام آقاى دبير! پست جديد خوش مى گذره؟
- من دبير نيستم، كفاشيانم! دبير همونيه كه نامزد انتخابات رياست فدراسيون كشتى شده. البته رد صلاحيتش مى كنيم تا يادش باشه با يزدانى خرم «كل كل» رقابت نكنه.
* مگه شما توى تأييد يا رد صلاحيت نامزدهاى احراز پست رياست در فدراسيون هاى مختلف نقش دارين؟ تا اونجايى كه ما مى دونيم، كميته ملى المپيك فقط يه رأى داره و...
- هههه! من كى گفتم رد صلاحيتش مى كنيم، گفتم شايد رد صلاحيت بشه چون هنوز ۳۰ سالش نشده، اينه كه براى رييس شدن بچه محسوب ميشه.
* اما ما صداى شما را ضبط كرديم كه گفتين رد صلاحيتش مى كنيم و...
- نه، من چون زبونم مى گيره، لابد مى خواستم بگم «مى كنن» شما اشتباهى شنيدين مى كنيم.
* بگذريم؛ ما كه هيچ وقت حريف اين جور جواب دادن هاى شما نشديم. راجع به كاروان اعزامى ايران به بازى هاى آسيايى ۲۰۰۶ دوحه قطر بگين. اولاً اينكه شما هم ان شاءالله عازم هستين ديگه؟ درثانى چند مدال مى گيريم و توى جدول مجموع مدال ها چندم مى شيم؟
- دهكى! اگه ما نريم كه اصلاً كاروان ايران را توى دوحه راه نميدن. تازه به خاطر شخص شخيص من بود كه اجازه دادن ايرانى ها توى اين دوره از بازى هاى آسيايى شركت كنن!
* چطور؟ مگه قرار بود راه ندهند كه به خاطر شما تغيير نظر دادن؟
- من كى گفتم به خاطر من به ايرانى ها ويزا دادن كه برن قطر؟ مگه من غير از يه خادم ورزش، چه كاره هستم؟ آقا ترا به خدا مصاحبه هاتون را درست تنظيم كنين وگرنه مردم فكر مى كنن ما خودمون را ولى نعمت ورزش مى دونيم در حالى كه خاك پاى همه هستيم.
* اشكالى نداره؛ حتماً اين بار هم زبونتون خوب نچرخيد كه ما ازصحبت هاتون استنباط غلط داشتيم. فقط بگين فكر مى كنيم چند تا مدال مى گيريم و چندم مى شيم توى جدول مجموع مدال ها؟
- اينكه چندم مى شيم البته از اون سؤال هايى است كه ذاتاً اشتباهه! پسر خوب؛ اينكه توى جدول مجموع مدال ها چندم مى شيم، به عملكرد ورزشكاران ساير كشورها بستگى داره كه چقدر لطفشان باشه و كدوم يكى شون مى خواد براى ورزش ما شاخ و شونه بكشه! اما برآورد ما كسب تقريبى ۷ تا ۴۶ مداله كه از اين تعداد حدس مى زنيم ۲ تا ۱۲ مدال طلا، ۵ تا ۲۲ مدال نقره و ۱۰ تا ۶۳ مدال برنز توسط ورزشكارامون به دست بياد!
* فكر نمى كنين حاصل جمع مدال هايى كه گفتين از تعداد مجموع مدال هايى كه گفتين بين ۷ تا ۴۶ مدال هست، بيشتر ميشه؟ يعنى اگه تك تك مدال ها را با هم جمع بزنيم، احتمالاً قهرمان بازى هاى آسيايى قطر مى شيم.
- حالا بشيم شما راحت ميشى كه دارى موضع گيرى مى كنى؟ خوبه همش دهم و يازدهم بشيم؟
* حرف من يه چيز ديگه بود. ميگم شما احتمالاً رياضياتتون قوى نيست.
- هاهاها! من ديپلم فرهنگ و ادبم را با معدل ۲۰ مميز ۱۳ صدم گرفتم. خودت حساب كن رياضيم چند بوده كه معدلم از ۲۰ زده بالاتر!
* رشته فرهنگ و ادب تا اوجايى كه ما يادمون مياد زياد دروس رياضى نداشت كه شما به معدل بالاى بيستتون افتخار مى كنين. حالا نمى دونم شما چرا اين حرف را زدين؟
- نه ديگه، اون سال ها كه ما ديپلم گرفتيم، رشته رياضى فيزيك بيشتر درس هاى حفظ كردنى داشت و رشته فرهنگ و ادب كلى درس رياضى مثل جبر، هندسه، مثلثات، مربعات، دايره جات و سبزيجات داشت.
* پير بشين الهى على آقا! ماشاءالله چقدر شما بامزه هستين. حالا ميشه بگين چرا «حسين رضازاده» را براى حمل پرچم كاروان ورزشى ايران در مراسم افتتاحيه بازى هاى آسيايى دوحه انتخاب كردين؟
- فكر كرديم شما نمياين قطر، اينه كه گفتيم چون رضازاده بعد از جنابعالى افتخارات بيشترى براى ورزش كشور به دست آورده، اگه اجازه بدين افتخار حمل پرچم را داشته باشه.
* باشه آقاى كفاشيان! هى تيكه بندازين. منظور من اينه كه رضازاده براى حمل پرچم با توجه به وزن زيادى كه داره، سرعت حركت كاروان ايران را كم نمى كنه؟
- اى شيطون! تو هم مثل ما فكر كردى؟ كميته ملى المپيك راهش را پيدا كرده و قراره رضازاده با اسكيت و به روش حركات موزون پرچم را حمل كنه. فقط بهش گفتيم زياد سرعت نگيره وگرنه احتمال اينكه كاروان تيم جلوتر از ايران توى مراسم افتتاحيه دچار اضمحلال بشه، زياده! هههه.
* شما جايى گفتين انتظارتون از تيم ملى اميد فوتبال ايران توى بازى هاى آسيايى دوحه فقط كسب مدال طلاست. روى چه حسابى اين حرف را زدين و اگه انتظارتون برآورده نشد، چى كار مى كنين؟
- اين همه پول خرج رنه سيموئز و اردوهاى تداركاتيش كرديم، يعنى نبايد توقع كسب مدال طلا داشته باشيم؟ همين شماها هستين كه مربى هاى خارجى را بى عار و پررو مى كنين ديگه! يه وقت اينجورى جلوى سيموئز حرف نزنين ها؛ فردا مثل برانكو ميره و پشت سرش را هم نيگا نمى كنه.
* اما سيموئز كه ۲۰۰ هزار دلار بيشتر نگرفته و ايضاً اردوها را هم با لابى كردن، مجانى تموم كرده.
- هيس ! حالا مجبورى داد بزنى؟ درضمن اون ۲۰۰ هزار دلارى كه ميگى، از كجا قرار بياد؟ خرج بليت رفت و برگشت براى برپايى اردوهاى خارجى را چى ميگى؟ اون را هم با شركت هاى هواپيمايى لابى كرده يا اينكه ما بايد تأمين كنيم؟
* اينجورى كه شما براى مربى هاى خارجى پول خرج مى كنين و فدراسيون هاى ورزشى حالش را مى برن، فكر نمى كنين تب استفاده از مربيان مجانى خارجى بين رشته هاى مختلف رو به تزايد بره؟
- تزايد كه شما مى گين، البته حرف خوبى نيست و بهتره عفت كلام داشته باشين. اما در مورد سوءاستفاده احتمالى فدراسيون هاى ورزشى بايد بگم فكر اينجاى كار را هم كرديم. شما فكر مى كنى ما همين جورى پول مى ديم؟ يعنى واقعاً اينقدر تشكيلات كميته ملى المپيك را ساده تصور كردين؟ نه عزيز من! ما اولش پول مربى هاى خارجى را مى ديم اما بعداً به سازمان تربيت بدنى راپورت مى ديم تا از بودجه ساليانشون كم كنن! البته روى پولى كه زودتر از جيب خرج كرديم، اصلاً سود نمى گيريم چراكه معتقديم رابطه ما وفدراسيون ها در قالب فرمول اسكونت گيرى تعريف چندان جالبى پيدا نمى كنه. اما خب، به تبع پولى كه مى ديم و البته بعداً پس مى گيريم، توقع داريم حق اظهارنظر در امور داخلى فدراسيون ها داشته باشيم و سياست هاى اونها را هر وقت دلمون خواست زير سؤال ببريم. به تعبيرى ما خودمون را در امور مربوط به فدراسيون ها، از خودشون صاحب رأى تر مى بينيم.
* اين عبارت «صاحب رأى تر» جديداً توى فرهنگ لغات فارسى وارد شده؟
- قبلاً اظهارنظرها خشك و خالى بود اما اين روزها نوع «تر» اظهارنظر و رأى دادن ها به بازار اومده كه ما به همين دليل مى گيم. صاحب رأى «تر» هستيم. هههه!
* خيلى بامزه بود. اما نگفتين اگه مثلاً در استخدام يه مربى خارجى به فدراسيونى كمك كردين و تيم ملى اون رشته ورزشى نتيجه لازم را توى مسابقات برون مرزى نگرفت، چه بلايى سر اون فدراسيون ميارين؟
- ما چه بلايى سر فدراسيون ناموفق مياريم؟ ما كى باشيم آقا؟ خدا خود جاى حق نشسته و مى دونه چى جورى بزنه پس گردن فدراسيون هاى ناموفق. حرف هايى شما مى زنيدها!
* اما بابت پولى كه از بيت المال هزينه شده و نتيجه اى حاصل نشده كه بايد عكس العمل نشون بدين.
- اى آقا! شما هم چقدر سخت  مى گيرى. اين ورق پاره ها كه اسمش اسكناسه، براى همين امور دنيويه ديگه! اون دنيا هيچ كدوممون يه دونه يه ريالى با خودمون نمى بريم. آدم نبايد همش توى قيد و بند مال و منال اين خراب شده دنياى فانى باشه. پول مثل چرك كف دسته؛ از اين دست مياد، از اون دست ميره. درضمن شما لازم نكرده كاسه داغ تر از آش بشى!
* دست شما درد نكنه اما من به شخصه هيچ وقت فكر نمى كردم جنابعالى چنين ديد عارفانه و متعالى نسبت به هزينه كردن پول داشته باشيد. كاش همه مسؤولان ورزش ها چنين بودند.
- شما هيچ مى دونى من به اتفاق محمدحسين قريب يه ورژن جديد از تفسير كليات شمس تبريزى به بازار روانه كرده ايم كه كلى سر و صدا كرده و البته اون انتشاراتى كه كتاب را چاپ كرده؛ الان متوارى شده چون با شكايت چند مؤسسه فرهنگ شناسى بين المللى مواجه شده!
* قضيه صغرسنى نيم بيشتر بازيكنان تيم ملى اميد به استحضارتون كه رسيده ان شاءالله؟
- اى آقا؛ شما هم دنبال يه چيز كوچيك مى گردين، توى روزنامه ها بزرگش كنين و بيفتين به جون مسؤولان ورزش! اينها همش توطئه كسانى هست كه چشم ديدن موفقيت فدراسيون جديد را ندارن. اونهايى كه مى خواستند ما را به تعليق بكشونن و در فوتبالمون را تخته كنن.
* آقاى عزيز؛ چه ربطى داره؟ مگه آقاى سيموئز و دستيارانش چشم نداشتن كه سن بازيكن ها را چك كنن، بلكه در فاصله چند روز مونده به بازى هاى آسيايى، كاسه چه كنم چه كنم دستمون نگيريم؟
- باباجون؛ مثلاً طرف تاريخ تولدش ۱۹۷۶ بوده، مربى هاى تيم ملى فكر كردن ۱۳۷۶ متولد شده، اينه كه حدود ۲۱ سال در مورد هر بازيكن اشتباه رخ داده كه پيش مياد ديگه؟
* على جون! اشتباه لپى كه ميگن، منظور همين جور اشتباهاته؟
- آفرين! بالاخره منظورم را متوجه شدى. اگه همه مطبوعاتى ها مثل جنابعالى حرف هاى من را مى فهميدن، هيچ مشكلى توى ورزشمون نداشتيم.
* ميشه اين بخش آخر مصاحبمون را به چند سؤال غيرمعمول اختصاص بدهيم؟
- اِوا خاك عالم! مگه من بيكارم كه جواب سؤال هاى غيرمعمول شما را بدهم؟
* نه؛ مثلاً مى خواهيم بپرسيم شما اگه از كميته ملى المپيك كنار برين، جاى بعدى كه براتون از الان مهيا شده كجاست؟
- احتمالاً دوباره رييس فدراسيون دووميدانى ميشم تا دوباره اين رشته را احيا كنم.
* اولاً اينكه فدراسيون دووميدانى كه رييس داره؛ در ضمن بگين ببينم شما چه جورى چند سال پيش از فدراسيون دووميدانى رفتين سازمان تربيت بدنى و پست گرفتين؟
- اينكه فدراسيون دووميدانى رييس داره؛ زياد مهم نيست. خدا را چه ديديد؟ شايد موقعى كه من خواستم برگردم به حوزه دووميدانى، مثلاً آقاى كريمى، رييس فعلى بخواهند استعفا كنن تا مشكلى براشون پيش بياد كه البته خدا كنه اينجورى نشه. درثانى من چند سال پيش كه از فدراسيون دووميدانى رفتم، پست نگرفتم! پست را سعيد فائقى گرفت، من شدم معاون مهرعليزاده كه اون هم بعد از مدتى رفت اما من حالا حالاها موندم.
* شب به خير و به اميد ديدار.
يك هفته با استقلال و پرسپوليس
مرفاوى موفق و ايرانى، دنيزلى ناموفق و خارجى
تلاش يك هفته اى تمام تيم  هاى ليگ برتر و خصوصاً سرخابى هاى پايتخت در طول هفته گذشته بيشتر معطوف به حفظ آمادگى بازيكنانشان بود. علاوه بر اين، استقلال و پرسپوليس تمرينات ويژه اى را براى رويارويى با نمايندگان شيراز در مسابقات ليگ ۸۵ پشت سر گذاشتند. در واقع مى توان گفت هفته، هفته تمرين و تلاش بود تا در نهايت شاهد بازى هاى ۲ تيم در روز سه شنبه گذشته باشيم.
استقلال
حاشيه  هايى كه اخراج نوازى، غيبت هاى غيرموجه گيلائورى و چند مسأله ديگر براى استقلال ايجاد كرده بود، نيروى زيادى را از مرفاوى و همكارانش گرفت. به نظر مى رسد سرمربى آبى ها با جديت به دنبال تثبيت جايگاه خود و ايجاد ديسيپلين لازم در تيم است. گويا براى صمد هم مثل قلعه نويى داشتن تيمى مطيع، مهمتر از كسب نتايج خوب و حتى قهرمانى است.
روزهاى دور از قلعه
ديدار تيم ملى كشورمان مقابل كره جنوبى كه برگزار شد، خيلى ها منتظر بودند اميرقلعه نويى را بالاخره بالاى سر استقلال ببينند، خصوصاً كه اين انتظار با ادعاهاى مدير عامل باشگاه مبنى بر بازگشت قلعه نويى به جايگاه سرمربيگرى آبى پوشان هم تقويت شده بود. اين شايعه هفته گذشته به وقوع نپيوست و با اتفاقاتى كه افتاد، حداقل به شكل مطرح شده نيز عملى نخواهد شد.گذشته از مسايل مطرح شده، هواداران استقلال هفته گذشته به محل تمرين تيم محبوبشان رفتند تا شايد چشمشان به جمال قلعه نويى روشن شود كه چنين نشد.
گرجى زرنگ
بعضى ها مى گويند گيلائورى پولكى است؛ بعضى هاى ديگر مى گويند او تنبل هم هست. بعضى هاى اول مى گويند:اشتباه نكنيد! او تنبل نيست بلكه به اندازه پولى كه مى گيرد، بازى مى كند! بعضى هاى دوم پاسخ مى دهند. او كه پولش را گرفته، پس چرا مدام در تمرينات غايب است؟ حالا كه ديگر مصدوم هم نيست.به هر حال آنچه عيان است، زرنگى خاص اين گرجى است. گيلائورى به زعم خودش، حرفه اى و سياستمدارانه برخورد مى كند. هر وقت دلش بخواهد تمرين مى كند، هر وقت هم حوصله نداشت، مصدوم مى شود و به استراحت مى پردازد. البته از دادن پاس گل به حريف هم ابايى ندارد. اين اواخر هم كه دل به سفر مى سپارد و قيد تمرين، تيم و هوادارانش را مى زند. مرفاوى دل خوشى از او ندارد. بايد ديد «گيلا» هم به سرنوشت نوازى دچار خواهد شد يا نياز آبى ها به وى، همچنان برايش حاشيه امنيت ايجاد خواهد كرد.
فريادهاى صمد
از خاصيت هاى حواشى تيمى مثل استقلال يكى هم اين است كه موجود ساكت و آرامى مثل مرفاوى را تبديل مى كند به كسى كه ۹۰ دقيقه فرياد مى كشد، گاهى فرياد خشم، گاهى فرياد پيروزى و زمانى هم فرياد براى هدايت بازيكنان. به هر حال كمتر صمد آقا را در قالبى اينچنينى ديده بوديم. او در بازى مقابل برق شيراز تمام طول بازى را كنارخط طولى گذراند و حسابى حرص خورد. ظريفى مى گفت با اين شرايط تا پايان هفته سى ام ليگ ۸۵ يك موى سياه روى سر مرفاوى ديده نخواهد شد.
خشم سياوش
انصافى بازيكن برق شيراز، قبل از بازى با استقلال و طى مصاحبه اى مهاجمان تيم حريف را ناتوان توصيف كرده بود. اين مسأله به خودى خود يك جنگ روانى بود كه اتفاقاً جواب هم داد؛ هرچند زمانى جواب داد كه چند دقيقه بيشتر از بازى باقى نمانده بود! اين يك طرف قضيه است و اينكه بازيكنى در سطح اكبرپور با ادعاى ملى پوش و حرفه اى بودن چنين خبطى بكند، يك طرف ديگر آن.
پرسپوليس
بارو كنيد هنوز هم كه هنوز است، كسى نتوانسته بفهمد در پرسپوليس چه خبر است. يكى مى آيد، يكى مى رود، يكى قهر مى كند، يكى شكايت مى كند و يكى هم در تمام اين بلبشوها، مدام دست به مانورهاى مطبوعاتى مى زند؛ هنوز هم معتقديم بايد به داد اين پرسپوليس رسيد.
مصاحبه جنجالى
ماجرا از اين قرار بود كه يكى از روزنامه هاى ورزشى مصاحبه اى از دنيزلى چاپ كرد كه طى آن نقل قول هاى نسبتاً توهين آميزى عنوان شده بود.آقا مصطفى كه با واكنش هاى تند مردم مواجه شد، افتاد روى دنده انكار كه من اين حرف ها را نزده ام و روزنامه مذكور سر خود چنين مصاحبه اى چاپ كرده است. بعد هم مدعى شده بود كه با اين اوصاف من از روزنامه نامبرده شكايت خواهم كرد تا متوجه شود كه مصاحبه دروغين چاپ نكند. القصه نشان به آن نشان كه وقتى آب ها از آسياب افتاد، بر همان وزن، آقامصطفى هم از صرافت شكايت كردن افتاد. مربى ترك تبار پرسپوليس بعد از اين ماجرا حتى به روى خودش هم نياورد كه چه ادعاهايى كرده بود.
بازهم چشم و هم چشمى
بعد از بيان چند نمونه چشم و هم چشمى سرخابى ها در مطلب هفته گذشته اين بارهم موردى در اين زمينه پيش آمد تا گواهى باشد بر مباحث مطرح شده قبلى.هنوز از اخراج شدن محمد نوازى توسط سرمربى استقلال از اين تيم ۱۰ روز هم نگذشته بود كه دنيزلى تصميم گرفت در اين زمينه نيز از حريف سنتى خود كم نياورد. مصطفى خان گشت و گشت تا صلاح حسن را پيدا كرد و دست ردش را به صورت كاملاً محترمانه روى سينه او گذاشت.گذشته از طنز و شوخى، گويا صلاح حسن در پى نيمكت نشينى هاى اخيرش در پرسپوليس، يكى دو جا عليه دنيزلى صحبت كرده و از او در اين رابطه انتقاد نموده است. وقتى اين موضوع به گوش دنيزلى مى رسد، او هم صلاح حسن را از تمرين تيمى و سپس حضور در تيم محروم مى  كند. دنيزلى حتى به دستيار ترك تبارش هم مى سپارد كه در نبود او به هيچ عنوان حاضر به پذيرش صلاح حسن در تمرينات نشود. نكته جالب تر اين قضيه واكنش صلاح حسن است. اين بازيكن عراقى كه عزم كادر فنى در اخراح خود را جزم مى بيند، چند روزى مرخصى مى گيرد تا راهى كشورش شود و به نوعى مانع خدشه دار شدن شخصيتش گردد.
شايعه قهر دنيزلى
تصور كنيد شما مديرعامل پرسپوليس هستيد. پشت ميزتان نشسته ايد و با حرارت به كارهاى باشگاه و خصوصاً شكايت هاى رنگارنگى كه از پرسپوليس شده، رسيدگى مى  كنيد. در اين هنگام يكى از كارمندان باشگاه به شما زنگ مى زند و خبر مى دهد كه دنيزلى غيبش زده است. حقيقتاً چه حالى پيدا مى كنيد؟مطمئناً بعد از بيان جمله معروف «يعنى چه؟» در پى كسب اطلاعات دقيق برمى آيد.در هر صورت به هر كسى كه رو انداختند، خبر دقيقى از دنيزلى نداشت. يكى مى گفت مريض است و در خانه افتاده يكى ديگر مى گفت خسته شده و رفته دربند هوايى عوض كند. آخر ماجرا هم اين مى شود كه يك شير پاك خورده اى پيدا مى شود و به خبرنگاران راپورت مى دهد دنيزلى قهر كرده است. البته مى گويند اين قهر كردن هم در راستاى پيشنهاد خوب باشگاه بشيكتاش است. با اين تفاسير چاره اى نمى ماند جز همگان، از مديرعامل گرفته تا هواداران تا روز بازى با فجرسپاسى صبر كنند و ببينند دنيزلى خود را به نيمكت سرخش مى رساند يا نه كه البته رساند خوشبختانه!
غذاى خانگى
از فوايد نبود دنيزلى در تمرينات پرسپوليس يكى هم اين است كه بازيكنان به جاى صرف ناهار در رستوران هتل، دستپخت اهالى خانه هايشان را مى  خوردند. اين اتفاق يكى دو روز براى بازيكنان پرسپوليس افتاد و در پى آن چند كيلويى به وزنشان اضافه شد چون اجازه داشتند به منزل بروند و از اردو خبرى در كار نبود.
تسليم مقابل شاغلام
اگر يك مربى ايرانى بالاى سر پرسپوليس بود و اين تيم بازى ۲ بر صفر برده مقابل فجرسپاسى را با نتيجه ۲ بر ۲ عوض مى كرد، آيا همين طور با او برخورد مى شد كه با دنيزلى شد؟ به هر حال مصطفى دنيزلى همه كسانى را كه روزگارى سنگ مربيگرى او در تيم ملى را به سينه مى زدند، نااميد كرده است. شاغلام مدعى است با تيم زير ۲۳ ساله هايش پرسپوليس را در خانه متوقف كرده كه حق هم دارد. به نظر شما پيروانى براى بستن قراردادهاى آنچنانى محق تر است يا دنيزلى؟
كمر تو كمر
۱- چرا مصطفى دنيزلى براى چند روز از حضور در تمرينات پرسپوليس امتناع كرده بود؟
الف) بينى اش را گرفته بود، مى ترسيد سينوزيت كند چون هواى ورزشگاه كارگران بس ناجوانمردانه سرد است
ب) از وقتى پيشنهاد بشيكتاش رسيده، دوهوائه شده است
ج) مى خواست سوپاپ اطمينان باشگاه پرسپوليس را تست كند
د) فكر كرد بازى هاى ليگ ۸۵ ، ۹ هفته است و ساكش را جمع كرده بود كه برود
۲- دليل قهر كردن دنيزلى چه بود؟
الف) با انصارى فرد جناق مرغ شكسته بود
ب) لابد مسؤولان پرسپوليس اذيتش كرده بودند ديگر
ج) احتمالاً شنبه شب پيتزايش را دير به دير منزل آورده بودند
د) چون باهوش  تشريف دارد، مسؤولان باشگاه پرسپوليس را خوب شناخته است
۳- واكنش محمدحسن انصارى فرد در قبال اين قهر كردن سرمربى تيم چه بود؟
الف) انگشت سبابه به دهن گرفت و گفت: خاك عالم
ب) زنگ زد به سازمان تربيت بدنى و گفت: حالا بياين جمعش كنين
ج) شگفت زده شد و در عين حال مستأصل
د) واكنشش منفى بود كه ضربدر واكنش منفى دنيزلى در نهايت شد مثبت
۴- بازيكنان چه عكس العملى از خود نشان دادند؟
الف) در پوست خود نمى گنجيدند
ب) از زور خوشحالى، هر يك در عرض چند روز چند سال جوان شدند
ج) همگى چون گل هاى پژمرده در هواى پاييزى، نداى «من مصطفام را مى خوام» سر دادند
د) بنابر قانون سوم نيوتن، معادل عمل دنيزلى، عكس العمل نشان دادند
۵- چه شد كه دنيزلى به روى نيمكت پرسپوليس بازگشت؟
الف) دلش براى باشگاه و طرفدارانش سوخت
ب) به مصداق ضرب المثل «تو نيكى ميكن و در دجله انداز، كه ايزد در بيابانت دهد باز» عمل كرد
ج) اتفاقا روى نيمكت بازنگشت! چون هوا سرد بود، دائم داشت كنار زمين قدم آهسته مى رفت
د) واقعاً جوانمردى كرد، به جون هر چى مَرده
۶- تأثير بازگشت دنيزلى به پرسپوليس چه بود؟
الف) دوباره اعصاب ميليون ها پرسپوليسى در جريان بازى با فجرسپاسى مگسى شد
ب) نام غلامحسين پيروانى بيش از پيش بر سر زبان ها افتاد
ج) استقلال اهواز موفق شد پرسپوليس را به زير بكشد
د) تأثير موضعى دربر داشت
۷- دنيزلى پس از بازى با فجرسپاسى در مورد تعويض برد ۲ بر صفر تيمش با تساوى ۲ بر ۲ چه گفت؟
الف) حالا فقط ۴ امتياز با صدرنشين فاصله داريم در حالى كه هفته پيش ۵ امتياز اختلاف داشتيم؛ هر...هر...هر...
ب) نمنه؟
ج) خطاب به هواداران پرسپوليس گفت: بريد خدا رو شكر كنيد مثل زمان مربيگرى ام در پاس، تيم را بدون سرمربى نگذاشتم
د) با اون كلاهى كه روى سرم كشيده بودم، خوش تيپ شده بودم! نه غلام؟
عكس هاى منتخب هفته
018354.jpg
018357.jpg
018360.jpg
018363.jpg
صفحه ۱۶  |