اگر روزگارى يك نويسنده «فيلسوفى در تئاتر» را به رشته تحرير درآورد، امروز هر هفته چند صدهزار نفر شيرين كارى هاى «الماسى در چمن» را مى بينند و ميليون ها نفر از طريق جعبه جادويى، در حيرت و لذت غرق مى شوند. قهرمان آن قصه يك نفر بود و مرد اول اين جريان دايمى نيز البته يك سياه پوست. آن يكى دنياى سياه و سفيد خود را داشت و اين يكى دنياى هزارتوى هزار رنگ خود را كه البته وقتى گل مى زند (در اين لحظات انگار تنها او در زمين است) كاملاً رنگ باخته مى شود: تلفيقى از نفرت سفيددوستان مادريدى و عشق كاتالونيايى هاى مبتلا به رابين هوديسم!
آوارگى
ساموئل دهم مارس ۱۹۸۱ در انكون يائونده متولد شد. وقتى اوبه دنيا آمد در كامرون همچنان سياه ها تحت فشار بودند و در اسپانيا خانه بعدى او «اولتراسور» (گروه افراطى هواداران رئال مادريد كه كاملاً نژادپرست هستند) اجازه نمى دادند هيچ تيره پوستى قداست! لباس سفيد رئال مادريد را از بين ببرد. نلسون ماندلاى سياستمدار چند سال بعد از راه رسيد و سياه هاى كامرون را نجات داد اما فوتبال چنين شخصى نداشت. سامى بايد دست به كار مى شد. اتوئو از خانه دور شد و مدت ها به دنبال تيم گشت اما بايد آواره مى ماند؛ تا ۱۵ سالگى.
نامهربانى
يك پسر بچه سياه با توشه اى مختصر، از پلكان هواپيما پايين آمد و براى اولين بار پا روى خاك مادريد گذاشت. اندكى منتظر ماند اما هيچ يك از افرادى كه او را كشف كرده بودند به سراغش نيامدند. تصميم گرفت به تنهايى راهى كمپ رئال مادريد شود و بدقولى مسؤولان تيم جديد را به رخشان بكشد. تيم اول مادريد فراموش كرده بود نماينده اى براى استقبال از اتوئو به فرودگاه اعزام كند. سامى ساعت ها منتظر ماند. او حتى يك كلمه اسپانيايى نيز بلد نبود و فقط مى توانست مردم سرخوش مادريد را تماشا كند. به هر حال سامى كمپ رئال مادريد را پيدا كرد و با اشتياق كنار بزرگان باشگاه به تمرين پرداخت اما اين افراد در هر برخورد طورى عمل مى كردند كه دست اتوئو به لباس سفيد تيم برخورد نكند! با حضور اتوئو، آتش نژادپرستى هواداران شعله ور شد و از همان جا اين پسر ۱۵ ساله نقش ويژه اى در درام بى پايان مادريد - كاتالونيا رقم زد. او تنها يك چهره آشنا مى ديد. اين شخص «جره مى» همبازى سابق تيم محلى «يائونده» نام داشت. سرانجام قرارداد رسمى سامى با رئال در سال ۱۹۹۶ امضا شد اما اين بازيكن عملاً ۲ سال تمام روى نيمكت ذخيره ها وقت تلف كرد تا اينكه سرانجام سران باشگاه او را به اسپانيول قرض دادند. آنجا نيز از شانس خوب خبرى نبود و سفر ديگرى شكل گرفت.
|
|
|
شيرينى
ساموئل ، كامرون را در جام جهانى ۱۹۹۸ همراهى كرد و وقتى ۳ ماه پس از جشن تولد ۱۷ سالگى وارد بازى شد، عنوان جوان ترين بازيكن جام جهانى را از آن خود كرد، هرچند تيم او در آن بازى ۳ بر صفر مغلوب ايتاليا شد. ساموئل در ۱۵ سالگى اولين بازى ملى خود را مقابل كاستاريكا انجام داد. اينجا نيز تيم ملى باخت. يك سال بعد مايوركا با مبلغ ۵/۵ ميليون يورو اتوئو را جذب كرد و اين سياه پوست مظلوم و تشنه محبت در اولين فصل حضور با شكستن ركورد بهترين گلزن تاريخ باشگاه، جواب اعتماد رؤساى تيم جزاير قنارى را داد. اتوئو نه فقط به خاطر زدن ۲۳ گل در۷۰ بازى كه به جهت ارايه بازى هاى تماشايى و گل هايى كه وارد دروازه رئال مادريد مى كرد، محبوب شد. همين موضوع، فرصت حضور در تيم ملى را فراهم آورد. او و كامرون در المپيك سيدنى تا بازى نهايى پيش رفتند و آنجا با غلبه بر اسپانيا براى دومين بار يك تيم آفريقايى را بر بام فوتبال المپيك قرار دادند. زندگى مى توانست هيجان انگيزتر باشد...
انتقام
رئال دل بوسكه در خانه به سختى مى باخت اما براى اتوئو آمار هيچ اهميتى نداشت. او به انتقام مى انديشيد و سوت هواداران را نمى شنيد. براى اولين بار نبود كه اتوئو دروازه رئال را باز مى كرد اما ۲ گل آن شب طعم ويژه اى داشت. او و مايوركا با نتيجه خردكننده ۵ بر يك رئال مادريد بزرگ را تحقير كردند. صداى «اولتراسور» هرچند به طور موقت، خاموش شد. بله! نلسون ماندلاى فوتبال ظهور كرده بود. اتوئو پس از پايان ديدار اعلام كرد از رئال مادريد متنفر است زيرا آنها هرگز نخواستند توانايى هاى او را مورد محك قرار دهند اما چرا؟
معماى «اولتراسور»
گفته مى شود «اولتراسور» از افكار فاشيستى دوران ژنرال فرانكو حمايت مى كند. آنها در ورزشگاه ها شعارهاى نژادپرستانه سر مى دهند و حتى به سياه پوستان رئال مادريد نيز رحم نمى كنند. در اين راستا شايد اتوئو اولين قربانى بود. او بارها در لفافه از اين گروه صحبت كرده است. ساموئل در برنابئو از سوى آنها تحت فشار بود و وقتى تيم پايتخت را ترك كرد نيز در هر رويارويى با زشت ترين برخورد از سوى «اولتراسور» روبرو شد اما هر بار با گلزنى دهان نژادپرستان را بست.
خوشبختى
اتوئو كه هنوز به رئال مادريد تعلق داشت، تصميم گرفت ضربه نهايى را نيز به تيم سابق خود وارد كند. او در تابستان ۲۰۰۳ از ليورپول و رئال مادريد پيشنهاد داشت اما طى يك اقدام منطقى تصميم گرفت راهى بارسلونا شود. ۱۷ گل او در آخرين فصل حضور در مايوركا، جام پادشاهى را از آن اين تيم كرد و از طرفى با گل هايش به رئال، دل بارسايى ها را ربود.
سرافرازى
ال كلاسيكو در راه بود و اين بار سامى لباس دشمن را به تن كرده بود. رئال مادريد تا قبل از جدال بزرگ، ۹۹۹ بار در خانه گل خورده بود و نمى خواست بارسايى ها هزارمين سكوت را به برنابئو هديه كنند. با گذشت نزديك به ۳۰ دقيقه هياهوى بزرگى در ورزشگاه به پا شد. رئال با۲ گل پيش افتاده و در فكر رقم زدن يك پيروزى پرگل بود. آنها از يك نفر غافل بودند.ساموئل اتوئو دويد، ناگهان چرخيد، سپس استارت دوباره اى زد و در ادامه با يك ضربه چشمان هواداران را گرد كرد. همه ياد ادعاى اول بازى افتادند: «من هزارمين گل خورده رئال در برنابئو را رقم خواهم زد.»بارسا در نهايت با نتيجه ۴ بر ۲ شكست خورد اما در پايان فصل مقام قهرمانى را كسب كرد.
توهين
سامى در جريان جشن قهرمانى بارسا، جنجال بزرگى به وجود آورد. او سخنرانى خود را اين گونه آغاز كرد: «مادريدى هاى كثيف! به ما خوشامد بگوييد.»در پى اين اظهارات بوتراگئنو،مدير ورزشى وقت رئال اتوئو را بى مصرف و «كاهوخوار» ناميد. چشم تنگ نژادپرستان تنگ تر شد و پى چى چى (عنوان آقاى گلى لاليگا) نيز در هفته آخر از دست رفت. از دست اتوئو كارى ساخته نبود، تنها بايد مقاومت مى كرد كه البته موفق به انجام اين كار نشد. در جريان يكى از بازى هاى فصل گذشته، توهين هاى نژادپرستانه هواداران زاراگوسا چنان آزاردهنده بود كه سامى به يكباره زمين را ترك كرد؛ هرچند به اصرار همتيمى هاى خود بازى را ادامه داد. داور در گزارش خود به كميته انضباطى وضعيت را «طبيعى» ارزيابى كرد! دامنه حملات نژادپرستانه به بازى هاى ملى نيز كشيده شد و در جريان بازى دوستانه اسپانيا و انگلستان در برنابئو به اوج رسيد. دشمنان قديمى هربار كه اتوئو صاحب توپ مى شد، سرو صدا و هياهوى عجيبى ايجاد مى كردند.
گناهكار
اتوئو پس از حضور در جام جهانى ،۱۹۹۸ ۲ افتخار بزرگ به چنگ آورد. او همراه كامرون در سال هاى ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ جام ملت هاى آفريقا را فتح كرد اما تقدير بود كه در رده ملى نيز با يك درام مواجه شود. سامى ضربه حساس ضيافت پنالتى هاى مرحله يك چهارم نهايى جام ملت هاى آفريقا را از دست داد تا كامرون مغلوب ساحل عاج شود؛ هرچند در نهايت آقاى گل تورنمنت ناميده شد.
نظراتى راجع به اتوئو
فرانك ريكارد: اتوئو با وجود تمام فشارهايى كه تحمل كرد، موفقيت هاى زيادى به دست آورد. او هرگز نااميد نمى شود. با مصدوميت وى دچار مشكل شديم اما مطمئنم سامى به زودى راهى ميادين شده و دروازه حريفان را گلباران خواهد كرد.
يوهان كرايف: شم گلزنى او ذاتى است. اتوئو همان گمشده بارسلونا محسوب مى شود. در تيم من روماريو و استويچكوف نقش اول را ايفا مى كردند و در اين گروه رؤيايى رونالدينيو و مخصوصاً اتوئو. ساموئل يكى از برترين مهاجمان تاريخ فوتبال است.
وينفرد شفر (سرمربى سابق تيم ملى كامرون): با حضور او، تيم ملى در آرامش بود زيرا مى دانستيم يك نفر هست كه در آخرين نقطه توپ را تبديل به گل كند. مى توان اين سياه پوست را با بزرگترين بازيكنان تاريخ فوتبال مقايسه كرد.
ساموئل اتوئو: هميشه در مقاطع پايانى فصل به ساموئل فكر مى كنم و سعى دارم تا جاى ممكن براى او موقعيت گل بسازم. چرا؟ چون در اين مقاطع همواره در حال جنگ براى كسب عنوان آقاى گلى است! اتوئو خارج از ميدان نيز يك انسان نمونه محسوب مى شود. مى توان گفت تمام اعضاى بارسا براى موفقيت او تلاش مى كنند.
خوآن لاپورتا: خوشحالم كه او در دوران رياست من، در بارسا بازى مى كند. خريد اتوئو يكى از مؤثر ترين اقداماتم بود! سامى سهم زيادى در اوج گيرى بارسا دارد و مسلماً پرفروغ تر از گذشته بازمى گردد.
سومالى
اجداد اتوئو، سوماليايى بودند. پدربزرگ او (پدر پدرش) در بوركوى سومالى متولد شد.