نسخه
PDF
شماره ۳۶۹۴ - ۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۷ - ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
-سيدحميد صادق زاده
ميوه سهل انگارى فدراسيون همين است
تاريخچه جام ملت هاى آسيا - ۲۰۰۴
هفته هفتم
تأثير رسانه هاى مكتوب بر جريانات ورزش
018303.jpg
آيا تاكنون از خود سؤال كرده ايد تأثير رسانه هاى مكتوب بر جريانات ورزش چه اندازه است؟براى يافتن پاسخ اين پرسش بد نيست نگاهى به روند اطلاع رسانى ورزشى در كشورمان داشته باشيم. اواخر دهه ۶۰ خورشيدى، وقتى چند مجوز انتشار براى يكى، دو هفته نامه ورزشى صادر شد، نوع ديگرى از نگارش در فضاى رسانه هاى مكتوب شكل گرفت كه البته با اقبال عمومى نيز همراه بود.هفته نامه هاى تازه شكل گرفته با توسل به مزيت ساختارشكنى، توانستند جايگاه خوبى در بين اهالى ورزش پيدا كنند و همين جا بود كه فكر نشر روزنامه ورزشى در اذهان تداعى شد. اتفاقاً اين انديشه با انتشار روزنامه «ابرار ورزشى» در عمل با نتايجى شگرف همراه گرديد. تولد روزنامه هاى ديگر البته به مرور زمان فلسفه انتشار هفته نامه ها را با اما و اگرهايى مواجه ساخت و در ادامه آن قدر روزنامه ورزشى پا به عرصه مطبوعات كشور گذاشت كه عملاً هفته نامه ها با تغيير موضوع انتشار، جا را براى روزنامه ها باز كردند تا آنها در مقوله ورزش حرف جدى بزنند. رويه متفاوت روزنامه هاى ورزشى و تنوع موضوعاتى كه در آنها مورد توجه قرار مى گرفت، باعث شده بود با وجود تعدد روزنامه ها، تقريباً همگى خواننده ثابت خود را داشته باشند اما به مرور زمان توجه بيشتر صدا و سيما به امر ورزش و حتى احداث شبكه  اى براى پوشش اخبار روز( شبكه خبر) علاقه مندان را با شيوه جديدى از دريافت اطلاعات ورزشى آشنا ساخت.مضاعف بر اين، پخش مستقيم و غيرمستقيم رقابت هاى مختلف، به نوعى مردم را از ديدن گاه و بيگاه مسابقات دلزده كرد و اينچنين بود كه حتى بازى هاى داخلى با استقبال رو به كاهش ورزش دوستان در ورزشگاه ها مواجه شد. چرا؟ چون مقايسه عملكرد ورزشكاران خارجى با آنچه داخلى ها به معرض نمايش مى گذاشتند، فلسفه حضور در اماكن ورزشى براى تماشاى مسابقات را زير سؤال مى برد.
در همين اثنا كه رسانه صدا و سيما توجه اكيد به رسانه هاى مكتوب را تحت الشعاع قرارداد، پاى خبرگزارى ها به عرصه خبررسانى باز شد. پيشرفت تكنولوژى كه در شكل اطلاع رسانى توسط اينترنت نمود پيدا كرد، بخش ديگرى از توجهات را معطوف به اين پديده ساخت. از محسنات خبرگزارى ها،دسترسى سريع، لحظه به لحظه و تقريباً آسان به اطلاعات مى باشد و حالا بايد گفت چرخه اطلاع رسانى، در محدوده مثلث رسانه هاى مكتوب، خبرگزارى ها و صدا و سيما فعاليت مى كند. البته هر يك از اين بخش ها محسناتى دارد كه ضامن ادامه حيات مؤثر آنها شده است. از جمله اينكه روزنامه هاى ورزشى به دليل مكتوب بودن مطالب منتشره و ماندگارى حداقل ۲۴ ساعته در مجامع عمومى، هنوز به عنوان اولين جريان ساز ورزش به شمار مى آيند اما بايد پذيرفت ديگر از تيراژهاى آنچنانى رسانه هاى مكتوب خبرى نيست و شايد مجموع شمارگان روزنامه هاى ورزشى در يك روز، اندكى بيش از ۳۰۰ هزار نسخه باشد. اين در حالى مى باشد كه زمانى ركورد انتشار ۹۰۰ هزار شماره توسط يك روزنامه، آن هم در يك روز را شاهد بوديم. به تعبيرى رسانه هاى مكتوب در روند بى حوصله شدن مخاطبان خود و نيز فرارى شدن ايشان از مطالعه (كه البته مختص مطبوعات ورزشى نبود، بلكه حوزه هاى بسيارى را شامل مى شد) با افت تيراژ مواجه شده و به تبع آن تا حدودى تأثيرگذارى گذشته خود را بر جريانات ورزشى از دست دادند. ضمن اينكه بايد توجه داشت ملزومات اوليه براى ادامه فعاليت روزنامه ها، در مقايسه با خبرگزارى ها و رسانه صدا و سيما بسيار هزينه بر بوده و وقتى بخش خصوصى بخواهد در زمينه انتشار رسانه هاى مكتوب از جيب هزينه كند، بايد مصائب فراوانى را به جان بخرد. با اين تفاسير انتظار مى رود روزنامه هاى ورزشى با بذل توجه بيشتر مسؤولان ذيربط با امر فرهنگ و ورزش همراه شود. وقتى در بحث تأثيرگذارى رسانه ها وارد شده و عملكرد مطبوعات را با وجود مشكلات بيشتر نسبت به خبرگزارى ها و صدا و سيما همچنان پررنگ  و جريان ساز درمى يابيم، توقع داريم اين امر مورد مداقه دست اندركاران امر هم قرار گيرد، نه اينكه برخورد منفعلانه با آن صورت پذيرد. همان طور كه برنامه سازى در صدا و سيما را هزينه بر قلمداد كرده و براى توليد ثانيه ثانيه برنامه توجيه اقتصادى آورده مى شود، يا اينكه ادامه حيات خبرگزارى ها با بودجه اماكن دولتى ميسر شده و آن را به حساب فرهنگ سازى مى گذاريم، انتظار مى رود متوليان فرهنگ و ورزش رسانه هاى مكتوب را به چشم ميهمان ناخوانده نگاه نكرده و برحسب جايگاه و تأثيرگذارى آنها ارج و قرب بيشترى برايشان قائل شوند. ورزش به عنوان يك مقوله قابل اعتناى اجتماعى، بخش عمده اى از اعتبار خود را مديون مطبوعات ورزشى است و اگر روز به روز رنگ و لعاب آن در نزد مسؤولان مملكتى بيشتر به چشم مى آيد، بايد به تبع آن ارزش بيشترى نيز براى خدمتگزاران اين عرصه قائل شد.
اريكسون، الگويى مناسب براى قلعه نويى
-سيدحميد صادق زاده
018309.jpg
كدام يك از شما آخرين بار كه كاپيتان تيم ملى ايران كاپ قهرمانى جام ملت هاى آسيا را بالاى سر برد، به ياد دارد؟ اين اتفاق سال ۱۹۷۶ (سال۱۳۵۵) به وقوع پيوست. يعنى ۳۰ سال پيش، آن هم با گل زيبايى كه على پروين به كويت زد. كاپيتان تيم ملى ايران در آن زمان با شليك فنى و زيباى يك توپ كاشته، از ۲۵ مترى دروازه «طرابلسى» دروازه بان مشهور كويت را گشود تا ايران براى آخرين بار قهرمان جام ملت هاى آسيا شود.بعد از آن، ايران هرگز به فينال جام ملت ها راه نيافت و يك عنوان چهارمى و ۳ مقام سومى، حاصل تلاش ملى پوشان كشورمان بود. جالب اينكه حتى طى ۲ دوره از رسيدن به جمع ۴ تيم پايانى بازمانديم كه اين امر در نوع خود تعجب برانگيز بود. با اين سابقه و تفاسيرى كه به آنها اشاره شد، تيم ملى ايران گام به مرحله نهايى جام ملت هاى ۲۰۰۷ آسيا گذاشته است. اين تيم كه تحت نظارت اميرقلعه نويى قرار دارد، توانست با اقتدار و به عنوان تيم اول گروه خود به جمع ۱۶ تيم برتر قاره كهن راه يابد.در مرحله بعد نيز به طور حتم به عنوان سر گروه يكى از گروه هاى چهارگانه انتخاب خواهيم شد. اين مهم در صورت وقوع، باعث خواهد شد خيلى زود با تيم هاى قدرتمندى چون ژاپن و استراليا رودررو نشويم. همگروهى ايران باكره جنوبى هم تقريباً  غيرممكن است.با توجه به افت نسبى تيم هاى كره جنوبى و عربستان و حتى ژاپن شايد تيم ملى ايران اين بار بتواند به حضور در فينال اميدوارتر باشد؛ البته بر كسى پوشيده نيست كه حضور استراليا در اين دوره از رقابت ها، عيار جام ملت ها را بالا برده است. قهرمانى در اين دوره اگر براى ملى پوشان كشورمان ميسر شود، غير از شكستن طلسم ۳۰ ساله، ارزش ديگرى خواهد داشت و آن اثبات اقتدار ايران در حضور تمام مدعيان قبلى و يك مدعى جديد به نام استراليا مى باشد.
استراليا تنها تيم از جمع آسيايى هاى فعلى بود كه در جام جهانى ۲۰۰۶ به دور دوم رقابت ها صعود كرد. به هر حال اگر تا ديروز داوران با ايران نامهربان بودند و گاهى نيز اختلافات درون تيمى و حاشيه ها بلاى جان ملى پوشان كشورمان مى شد، امروزه علاوه بر اين موارد، استراليا را هم مى توان به عنوان مانعى بزرگ براى كسب عنوان قهرمانى قلمداد كرد اما با وجود تمام اين مصائب، قهرمانى در جام ملت هاى آسيا غيرممكن نيست. ما در طول تاريخ فوتبال خود، سابقه برترى مقابل استراليا را داشته ايم.ايران طى ۶ بار مصافى كه با استراليا داشته، ۲ بار اين تيم را شكست داده و۳ بار هم به تساوى با آنها رسيده است. در اين بين فوتباليست هاى سرزمين كانگوروها، فقط يك بار از سد ايران گذشته اند.اما طى ۱۰ ماه فرصتى كه تا شروع مرحله نهايى جام ملت هاى ۲۰۰۷ آسيا پيش رو است، آيا آن قدر برنامه ريزى دقيق خواهيم داشت كه بتوانيم در رسيدن به هدف خود كه همانا كسب عنوان قهرمانى است كوتاه ترين مسير ممكن را طى كنيم؟ براى پاسخ دادن به اين پرسش ابتدا بايد ببينيم اين برنامه ريزى براى چه تيمى و توسط كدام كادر فنى صورت مى گيرد. از آنجايى كه تا شروع جام ملت ها امكان پديده شدن بيش از چند بازيكن معدود وجود ندارد، پس نمى توان به تغييراتى كلى در تركيب اصلى تيم ملى اميدوار بود، اما به يك موضوع كاملاً خوشبين هستيم؛ اوج گرفتن دوباره بازيكنانى چون على كريمى، جواد نكونام، رحمان رضايى، مهدى مهدوى كيا، حسين كعبى، آندرانيك تيموريان و رها شدن بازيكنانى چون ابراهيم ميرزاپور از بند مصدوميت.از اين موارد كه بگذريم، مى رسيم به كادر فنى تيم ملى. امير قلعه نويى در حال حاضر سرمربى تيم ملى ايران است اما اصرار عجيبى دارد تا همزمان در تيم استقلال هم كار كند، البته باشگاه استقلال تهران نيز تمايل شديدى به استخدام او دارد.نمى خواهيم لفظ «قحط الرجال» را درخصوص تيم ملى ايران و باشگاه استقلال تهران به كار گيريم اما آيا واقعاً اين فوتبال عريض و طويل آن قدر فقير شده كه نتواند براى يك تيم باشگاهى و تيم ملى خود مربيان جداگانه و البته مطرحى پيدا كند؟ البته مخالفت سرپرست موقت فدراسيون فوتبال با حضور همزمان قلعه نويى در تيم ملى و باشگاه استقلال منطقى است.حالا يك سؤال؛ اريكسون، مربى مشهورتر و كارآمدترى است يا امير قلعه نويى؟ زمانى كه اين مربى سوئدى با تيم ملى انگلستان در اوج محبوبيت بود، از سوى تاتنهام و منچستريونايتد دعوت به كار شد اما هرگز پيشنهادات رسيده را نپذيرفت و حتى به مشاوره دادن به اين تيم ها هم نينديشيد. حال چه شده كه استقلالى ها، قلعه نويى را به كمك مى طلبند و او نيز با آغوش باز پيشنهاد آنان را مى پذيرد.ناگفته پيداست كه استقلال هر چقدر هم كه براى فوتبال كشورمان و هواداران خود باارزش باشد، مهمتر از تيم ملى ايران نيست. پس اگر قلعه نويى مربى دلسوز و متعصبى است كه معتقديم هست، ابتدا بايد به تيم ملى بپردازد و موفقيت اين تيم را در اولويت كارهاى خود قرار دهد. از نظر قانونى نيز، قلعه نويى با تيم ملى ايران تا ۹ ماه ديگر قرارداد دارد و طبق اين تعهد بايد تمام توان جسمى و روحى خود را صرف پيشرفت ملى پوشان ايران كند. با اين حساب، كمك او به استقلال تهران اقدامى نه چندان حرفه اى است.نسخه نصيحتى براى قلعه نويى نمى پيچيم اما بايد گفت بهتر است اين مربى جوان، قدر موقعيت فعلى خود را بداند و به جاى فكر كردن به اوضاع استقلال، تيم ملى را براى حضور در جام ملت هاى ۲۰۰۷ آسيا به بهترين نحو آماده و تجهيز كند.
ميوه سهل انگارى فدراسيون همين است
برنامه هاى سيموئز به هم ريخت
تيم ملى اميد با يك مشكل جدى مواجه شده است؛روز دوشنبه وقتى محمد پنجعلى همراه با سرپرست تيم در حال بررسى مدارك ملى پوشان بودند، ناگهان عرق سردى بر پيشانى آنها نشست. نفراتى از تيم كه ۵۰ درصد تركيب اصلى تيم را تشكيل مى دادند، شرايط مشكوكى داشتند. آنها اصلاً تصور نمى كردند فهرست ۵۰ نفره اى كه در فدراسيون قبلى تهيه شده بود، با چنين مشكلى مواجه باشد.موضوع از زمانى آغاز شد كه قبل از آمدن «رنه سيموئز» به ايران و تحويل گرفتن سكان هدايت تيم اميد، فدراسيون وقت فوتبال با دعوت از تعداد زيادى بازيكن، آنها را مورد آزمون قرار داد و در نهايت نفراتى انتخاب شدند. آنچه مايه تعجب است اينكه شرايط سنى بازيكنان در وهله نخست دعوت به تيم ملى،آن طور كه بايد مورد توجه قرار نگرفت. از اين رو در مراحل بعدى تمرينات بود كه تعدادى از بازيكنان به دليل منطبق نبودن شرايط سنى آنها با مقررات بازى هاى دوحه، از تيم ملى اميد خط خوردند؛ نفراتى كه بعد از تغييرات فدراسيون فوتبال و به ويژه براى اردوى اخير دربرزيل دعوت شدند، با اين تصور كه مشكلى ندارند و نامشان در فهرست بازيكنان اميد قرار دارد، مورد نظر قرار گرفتند و روى آنها برنامه ريزى شد تا جايى كه سيموئز تفكرات تاكتيكى خود را بر اساس حضور آنها استوار كرد اما حالامعلوم شد كه اين عده بازيكن، بزرگسال هستند.در جريان كنترل مدارك، مشكل ديگرى هم نمايان شد. تاريخ تولد درج شده بعضى بازيكنان در گذرنامه با تاريخ تولد مندرج در شناسنامه آنها همخوانى ندارد و اگر در دوحه اعتراضى روى اين بازيكنان صورت بگيرد، اين مسأله دردسرساز خواهد شد و حتى محروميت هايى را در پى خواهد داشت. اين اتفاقات به منزله شوكى بزرگ براى تيم ملى اميد و فدراسيون فوتبال بود. البته يكى از مربيان تيم ملى اميد و شخص داريوش مصطفوى هم خبر را تأييد كردند اما اعتقاد داشتند مشكلات پيش آمده تنها مربوط به ۵ الى ۶ بازيكن مى شود كه در اين بين بعضى از همين موارد نيز قطعى شده اما شنيده مى شود همين معدود نفرات هم جزو مهره هاى اصلى هستند.يك مقام مسؤول فدراسيون در اين رابطه مى گويد بدون ترديد اشتباه اول از سوى فدراسيون قبلى صورت گرفت اما بعد از تغييرات در فدراسيون، اين وظيفه برعهده كميته تيم هاى ملى و سرپرست تيم بود كه شرايط سنى و مدارك مورد نظر را مورد توجه قرار دهند،چون هيچ منطقى نمى پذيرد كه بعد از پشت سر گذاشته شدن تمام اردوها و تمرينات، تازه ببينيم امكانات استفاده از كدام نفرات انتخاب شده را داريم!
تاريخچه جام ملت هاى آسيا - ۲۰۰۴
كريمى اول شد، ايران سوم
018315.jpg
سيزدهمين دوره پيكارهاى جام ملت هاى آسيا، سال ۲۰۰۴ ميلادى در چين برگزار شد. تيم ملى كشورمان در مرحله مقدماتى اين رقابت ها ۵ برد، يك باخت، ۱۴ گل زده و ۵ گل خورده كسب كرد. در دور نهايى نيز از ۶ بازى صاحب ۳ برد، ۳ تساوى (كه يكى از آنها در مرحله نيمه نهايى به باخت در ضربات پنالتى مقابل چين انجاميد)، ۱۳ گل زده و ۷ گل خورده شد. در مجموع آمار مربوط به ملى پوشان كشورمان در اين ۱۲ ديدار (مراحل مقدماتى و نهايى) ۸ برد، ۳ تساوى، يك باخت، ۲۷ گل زده و ۱۲ گل خورده بود.تيم ملى در اولين بازى مرحله نخست ۴ بر يك اردن را شكست داد اما در زمين حريف تن به شكست ۳ بر ۲ داد. مقابل كره شمالى هم ۲ برد با نتايج ۳ بر يك و يك بر صفر كسب كرديم و طى ۲ بازى با لبنان به پيروزى هاى ۳ بر صفر و يك بر صفر نايل آمديم. در مرحله نهايى ابتدا با ۳ گل از سد تايلند گذشتيم، سپس مقابل عمان ۲ بر ۲ شديم و در بازى با ژاپن هم به تساوى بدون گل رسيديم تا راهى مرحله يك چهارم نهايى شويم. سپس كره جنوبى را با حساب ۴ بر ۳ مغلوب كرديم و در دور نيمه نهايى مقابل چين به تساوى بدون گل دست يافتيم اما ضربات پنالتى حكم به فيناليست شدن ميزبان و حضور ايران در ديدار رده بندى داد. آخرين بازى ما در جام سيزدهم با پيروزى ۴ بر ۲ مقابل بحرين همراه شد تا به مدال برنز قناعت كنيم. ژاپن نيز در فينال ۳ بر يك چين را از پيش رو برداشت و قهرمان شد. بازيكنانى كه در اين دوره براى تيم ملى توپ زدند، عبارت بودند از:مهدى اميرآبادى، سهراب بختيارى زاده، ادموند بزيك، على دايى، يحيى گل محمدى، حسين كعبى، جلال كاملى مفرد، محمدعلى كريمى،
حامد كاويانپور، جواد كاظميان، مهدى مهدوى كيا، فرهاد مجيدى،ابراهيم ميرزاپور، ايمان مبعلى، محرم نويدكيا، جواد نكونام، محمد نصرتى، رحمان رضايى، على سامره، ابراهيم تقى پور و عليرضا نيكبخت. گفتنى است ابراهيم ميرزاپور و محمد نصرتى تنها بازيكنانى بودند كه در هر ۶ ديدار مرحله نهايى حاضر بودند.در جدول گلزنان برتر مسابقات، على كريمى با ۵ گل زده به همراه اعلاء هبيل از بحرين در صدر قرار گرفت و جايزه كفش طلايى را به طور مشترك از آن خود كردند. على دايى (۳ گل) و جواد نكونام (۲ گل) ديگر گلزنان شاخص تيم ملى ايران در اين دوره بودند.
هفته هفتم
هفته گلزنى ايرانى ها در ليگ امارات
الشعب ۴ الاهلى ۱
گل ها: على سامره (۳ گل) و جواد كاظميان يك گل براى الشعب به ثمررساندند.
الامارات ۱ النصر ۲
گل ها: رضا عنايتى براى الامارات وفرهاد مجيدى براى النصر يك گل زدند.
الوحده ۲ الشارجه ۲
گل ها: مسعود شجاعى و رسول خطيبى گل هاى الشارجه را وارد دروازه الوحده كردند.
الشباب ۲ الفجيره ۱
الوصل ۴ العين ۲
جمعه ۳/۹/۸۵
الجزيره دوبى
جدول گلزنان
۸ گل: گريگورى دوفرينس (دوبى) وعلى سامره (الشعب)
۶ گل: رضا عنايتى (الامارات)
۵ گل: محمد عمر (الجزيره)
۴ گل: ايمان مبعلى و كواجى (الشباب) و رسول خطيبى (الشارجه)
۲ گل: جواد كاظميان (الشعب) ،فرهاد مجيدى و مسعود شجاعى (النصر)
يك گل: آرش برهانى (الشباب)
هفته هشتم
جمعه ۲۳/۹/۸۵

الفجيره الوحده
الاهلى الشباب
دوبى الشعب
النصر الجزيره
الشارجه الوصل
العين الامارات
از ما نشنيده بگيريد
دلخورى شديد استيلى از دنيزلى
«حميد استيلى» مربى بسيار آرامى است كه هميشه ترجيح مى دهدكارش را در سكوت و آرامش دنبال كند. او چه زمانى كه كنار پروين مى نشست يا وقتى كنارآرى هان و دنيزلى قرار مى گرفت، علاقه اى به حاشيه و جنجال از خود نشان نداد تا نامش به عنوان يك مربى بى حاشيه مطرح شود. البته سكوت او دليل نمى شود فكر كنيم هميشه از شرايط و اتفاقاتى كه در باشگاه پرسپوليس رخ مى دهد، راضى است. استيلى با هر ۳ مربى يعنى پروين، آرى هان و دنيزلى، مشكلاتى داشته و دارد اما هيچ گاه اين اختلافات را به رسانه ها نكشانده است. از اوايل كار سرمربى ترك تبار سرخپوشان نيز اختلافاتى ميان او و استيلى پيش آمد كه طرفين آن را تكذيب كردند اما اخبار دقيقى حاكى است استيلى اين روزها اصلاً دل خوشى از آقا مصطفى ندارد.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، استيلى در محفلى خصوصى از كارهاى دنيزلى انتقاد كرده و اعتراضاتى نسبت به رفتار او داشته است. گذشته از استيلى، بازيكنان پرسپوليس نيز دل چندان خوشى از سرمربى خود نداشته و اعتقاد دارند طرز فكر فوتبالى او به درد ۱۰ سال پيش مى خورد نه حالا.
كار جالب مسؤولان فدراسيون
مسؤولان باشگاه استقلال، هرچه تلاش كردند نتوانستند مجوز حضور امير قلعه نويى را براى نشستن روى نيمكت تيمشان كسب كنند. آنها اعتقاد داشتند به خاطر اينكه تيم ملى تا خرداد ماه برنامه خاصى ندارد، مى توانند از قلعه نويى روى نيمكت استفاده كنند اما در نهايت فدراسيون فوتبال زير بار اين درخواست نرفت.مديرعامل و يكى از اعضاى هيأت مديره استقلال، چه در مصاحبه ها و چه در ملاقات با سرپرست فدراسيون فوتبال، تأكيد ويژه اى به بازگرداندن قلعه نويى داشتند اما بعد از جواب رد فدراسيون، خبر نشستن قلعه نويى روى نيمكت استقلال، به خبر رياست او بر سازمان فوتبال استقلال تبديل شد.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، يكى از دلايل اصلى مخالفت فدراسيون اين بود كه اگر به ۲ شغله بودن قلعه نويى رضايت مى دادند، آن وقت بايد همين سياست را در مورد پيروانى، بوستانى و ابراهيم زاده به كار مى بردند. بوستانى در استقلال دزفول است، ابراهيم زاده با سپاهان همكارى مى كند و پيروانى نيز يكى، دو پيشنهاد از تيم هاى ليگ دسته اولى دارد؛ بنابراين اگر به قلعه نويى چنين اجازه اى مى دادند،آن وقت ساير مربيان تيم ملى نيز بايد به باشگاه هايشان مى رسيدند و ديگر هيچ چيز از نيمكت تيم ملى باقى نمى ماند اما فدراسيون با رفتن سرمربى مخالفت كرد تا جايى براى ادعاى دستياران باقى نماند.
ماجراى اخراج «صلاح حسن»
018306.jpg
مصطفى دنيزلى، سرمربى تركيه اى پرسپوليس چندى پيش بازيكن عراقى تيمش را از تمرينات كنار گذاشت و به قول معروف موقتاً او را اخراج كرد. اينگونه كارهاى دنيزلى طبيعى به نظر مى رسد؛ زيرا او پيش از اين ۴ نفر را تهديد به اخراج كرده و زمان حضورش در پاس نيز چند بازيكن ديگر را كنار گذاشت. صلاح حسن وقتى از حضور در تمرينات منع شد، تصميم گرفت به كشورش بازگردد. البته بازگشت او به عراق يك دليل ديگر داشت و آن فوت يكى از نزديكانش بود. از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، زمانى كه اين مهاجم سراغ انصارى فرد رفت تا براى چند روز مرخصى بگيرد، با مخالفت سفت و سخت مديرعامل باشگاه مواجه شد. انصارى فرد ضمن اعلام حمايت از صلاح حسن به او گفت هيچ كس نمى تواند وى را از حضور در تمرينات منع كند. مديرعامل حتى به اين بازيكن گفت از او حمايت كرده و نمى گذارد كسى در پرسپوليس حقش را ضايع كند. همين حمايت مديرعامل باعث شد مهاجم عراقى پرسپوليس در تهران بماند. از سوى ديگر دنيزلى كه انتظار چنين امرى را نداشت، از انصارى فرد دلخور شد و گفت مديرعامل نبايد از بازيكنى كه توسط او كنار گذاشته شده، اينگونه حمايت مى  كند.
«كريمى» فوتبال آلمان را نمى خواهد
على كريمى اين روزها دوران افت خود را سپرى مى كند. ديگر نه از آن بازى هاى زيبايش خبرى هست و نه از آن دريبل هاى جادويى اثرى باقى مانده است. شماره ۸ بعد از بازى هاى جام جهانى آلمان و مصدوميت طولانى مدتى كه داشت، هنوز نتوانسته به روزهاى اوج خود بازگردد كه همين موضوع او را در آستانه جدايى از بهترين تيم بوندس ليگا قرار داده است. كريمى درتمرينات بايرن مونيخ بى انگيزه نشان مى دهد. ديگر خبرى از شور و نشاط در او نيست و به نظر مى رسد هيچ گونه تمايلى براى ادامه حضور در تيم باواريايى ها ندارد.از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، كريمى ديگر علاقه اى به ادامه حضور در بايرن مونيخ ندارد و مذاكراتى به همين منظور انجام شده تا جادوگر در نيم فصل بازى هاى آلمان از اين تيم جدا شود. البته هنوز نه مسؤولان بايرن تصميمى در اين خصوص گفته اند و نه كريمى تيم بعدى خود را انتخاب كرده اما شنيده هاى موثق ما حكايت از آن دارد كه شماره ۸ ديگر نمى خواهد در فوتبال آلمان باشد.
حسين فركى
۱۱ گل در ۲۲ بازى ملى
018312.jpg
«حسين فركى» سال ۱۳۳۶ متولد شد و در ۲۰ سالگى اولين بازى ملى خود را مقابل عربستان انجام داد. او عضو تيم هاى دخانيات، شهربانى و پاس بود و در ۲۲ بازى با پيراهن تيم ملى، ۱۱ گل به ثمر رساند. مدت زمان حضور اين مهاجم در جمع ملى پوشان بسيار كم بود و به ۳ سال محدود مى شد. طى ۲۲ مسابقه اى كه فركى در تيم ملى انجام داد، ۱۱ برد، ۶ تساوى و ۵ باخت نصيب ايران شد.بيشترين حضور وى به مسابقات مقدماتى المپيك مربوط مى شود.

صفحه ۱۶  |