نسخه
PDF
شماره ۳۷۳۴ - ۲۱ دى ۱۳۸۵ - ۲۱ ذيحجه ۱۴۲۷ - ۱۱ ژانويه ۲۰۰۷ 
صفحه ۱۱
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
گشتى در زندگى ورزشى هليكوپتر ايرانى بوندس ليگا
نصايح مديريتى رفيق ما
021672.jpg
از اولش مشخص بود كه رفيق ما اين كاره نيست. از همان اول كه شروع كرد به نطق كردن حساب كار دست همه آمد كه رفيق ما آدم حرف است نه آدم عمل. يعنى اصلاً به طرف ميدان نمى رسد كه بتواند ثابت كند اهل حرف زدن است يا عمل كردن!اين رفيق ما را براى يك كنفرانس آسيب شناسى مديريت ورزشى دعوت كرده بودند. تمام مديران ورزشى كشور هم حضور داشتند. بين خودمان بماند چند نفر از آن كله گنده هاى اصلى ورزشى هم حضور داشتند كه مى خواستند اين رفيق ما را ببينند تا اگر پسنديدند، يك پست مهم ورزشى را به او بسپارند.حقيقتش بانى و باعث اين مراسم خود ما بوديم كه از ارتباطات روزنامه نگارى خود استفاده كرديم و چند تا از مقاله هاى رفيق خودمان را در باب مديريت ورزشى را در روزنامه ها چاپ نموديم. كم كم اين مقاله ها توجه همه را جلب كرد، بعد از چند مصاحبه تلويزيونى كه آن هم به لطف ارتباطات ما صورت گرفت. رفيق ما چنان مطرح شده كه اسمش به عنوان سخنران اصلى همايش آسيب  شناسى مديريت ورزشى سر زبان ها افتاد. مجرى برنامه هم به وقت معرفى ايشان كلى سير و پياز قضيه را بالا برد و با معرفى استاد به عنوان «حلقه گمشده مديريت ورزشى » توجه حضار را جلب كرد و توقع همه را بالا برد.همه چيز داشت خوب پيش مى رفت تا اينكه استاد، سخنرانى خود را آغاز كرد وظرف مدت ۲۰ دقيقه همه را به شدت مأيوس نمود. كسى كه قرار بود با سخنرانى علمى خود مديريت ورزشى ايران را تكان دهد، دست آخر مغز همه را تكان داد!چكيده سخنرانى هاى ايشان را در اختيار شما قرار داديم تا دريابيد كه چرا همه حضار از صحبت هاى ايشان دلزده شدند!
نكته اصلى: اين رفيق ما فكر مى كرد كه خيلى شوخ طبع و بامزه است. به همين خاطر كلى خزعبلات به نام طنز لاى سخنرانى خودش قاطى مى كرد و اسمش را مى گذاشت نمك  سخنرانى! به او هشدار داديم كه اين سمينار فرق مى كند اما گوش نكرد كه نكرد. اين همه نتيجه اش!
***
با سلام خدمت دوستان، سروران، اساتيد، حضار، روشنفكران، منورالفكران، مهربانان، عزيزان، دوستداران، هنرمندان، ورزشكاران، دلاوران، نام آوران، مديران ورزشى، مديران غيرورزشى، مديران ميانى، مديران بالايى، مديران پايينى، مديران اينكاره، مديران او نكاره، مديران پروازى، مديران رؤيايى، مديران آكادميك، مديران غير آكادميك و نور، امپكس، نودال، حراست، سمعى و بصرى و كليه عزيزانى كه ما را در ارايه اين سخنرانى  يارى كردند، سخنرانى خود را آغاز مى كنيم!البته من كوچكتر از آن هستم كه بخواهم براى شما سخنرانى كنم اما خُب هرچه فكرش را مى كنم، بهتر از خودم گير نياوردم! به همين خاطر سخنرانى بنده يك نوع اش كشك خاله است. چه بخوريد چه نخوريد بايد پولش را بدهيد... هه هه هه ... بله ببينيد و اجازه بدهيد كه در اين سمينار اصلاً براى هم كلاس نگذاريم.اين موضوع كه بنده و شما مدير هستيم، فقط در يك جا رسميت دارد و آن هم موقع گرفتن حقوق است. پس در طول اين كنفرانس به قول بردبارخان  باغ مظفر، بنده و شما «غلط مى كنيم» كه پز مديريتى بدهيم و براى هم  كلاس بگذاريم!ببينيد، بهمن فروتن قبلاً فوتبال ما را به آبگوشت تشبيه كرده بود. پس با اين حساب سرمربى نقش آشپز را دارد و مدير باشگاه هم در بهترين حالت حكم مدير رستوران را. پس «رستورانچى» خوبى باشيد و گوشت مخلوط دست مردم ندهيد! گرفتيد چه مى گويم ديگر وقتى در منو مى نويسيد كباب با گوشت بره، كباب با گوشت الاغ دست مردم ندهيد! ملتفتيد كه منظورم چيست؟آدم ها كلاً بر ۲ نوعند. آنهايى كه مى توانند مدير شوند و آنهايى كه نمى توانند. آنهايى كه نمى توانند كه هيچ اما آنهايى كه مى  توانند بر ۲ گروه هستند. آنهايى كه مى توانند مدير عامل بمانند و آنهايى كه نمى توانند. آنهايى كه نمى توانند كه هيچ اما آنهايى كه مى توانند بر ۲ نوع هستند. آنهايى كه مى توانند مدير عامل بمانند و آنهايى كه نمى توانند. آنهايى كه نمى توانند كه هيچ اما آنهايى كه مى توانند بر ۲ نوع هستند. آنهايى كه به عضويت در هيأت مديره منصوب مى شوند و آنهايى كه نمى شوند. آنهايى كه نمى شوند كه هيچ اما آنهايى كه مى شوند بر ۲ نوعند. آنهايى كه رييس هيأت مديره مى شوند و آنهايى كه رييس هيأت مديره نمى شوند. آنها كه نمى شوند كه هيچ اما آنهايى كه مى شوند بر ۲ نوعند. آنهايى كه با حفظ سمت مدير عامل مى  مانند و آنهايى كه مدير عاملى را ترك مى كنند. آنها كه با حفظ سمت مدير عامل و رييس هيأت مديره نمى شوند كه هيچ اما آنهايى كه با حفظ سمت مدير عامل و رييس هيأت مديره مى  شوند بر ۲ نوعند. يا آنقدر پير شده اند كه ۳ ماه بعد از حضور در هر ۲ پست دار فانى را وداع مى گويند و يا اينكه سال هاى سال از حضور در اين سمت ها لذت مى برند. آنها كه زنده مى مانند و لذت مى برند كه هيچ اما گروه دوم بر ۲ نوع هستند! يا در آن دنيا به بهشت مى روند و يا به جهنم!
پيام اخلاقى: همه اين چرت و پرت ها را گفتم كه به پيام اخلاقى برسيم. بكوشيد كه در اين مورد آخر از دسته دوم نباشيد!آقاجان! بريزيد دور اين حرف ها را كه مى گويند مدير خوب در كار زيردستش دخالت نمى كند! اصولاً عصر، عصر سرعت است و گفتن كلمه «چشم» و انجام دادن دستورات سريعترين راه مديريت است. مديرى دوام مى آورد كه هرچه هيأت مديره مى گريد، بگويم چشم! در عوض هرچه شما گفتيد زيردستان شما هم بايد بگويند چشم! دق دلى حرف گوش كن بودشان مقابل هيأت مديره را سر زيردستان خالى كنيد! تركيب تيم را خودتان بچينيد، تعويض ها را هم خودتان اتخاذ كنيد.دنياى ديجيتالى است و كلاس مديريتى ايجاب مى كند كه تكنولوژيك مدار و تكنولوژيك محور باشيد.مدير خوب مديرى است كه تمام فرامين مديريتى اش را از طريق موبايل و نوت بوكش ارسال كند. از طريق ارسال sms به معاونينش ، سرمربى تيم را معرفى كند، يا از طريق نوب بوكش مسابقات تيم را تماشا كند و پس از باخت هاى متعدد از طريق sms مربى تيمش را بركنار كند. دستور پاداش و جريمه هاى مالى نيز از طريق اينترنت به بانك ابلاغ مى شود!Sms خيلى مهم است. مطمئن باشيد كه همه عوامل زيردست شماره شما را دارند. براى دريافت گزارشات سرى و محرمانه خيلى ارزشمند است. باور بفرماييد يك گزارشگر برايتان مى فرستند كه آنورش ناپيدا! به اين روش مى گويند كنترل نامحسوس مخابراتى!
***
وقت سخنرانى رفيقمان تمام شد و ايشان پايين آمد. حقيقتاً خيلى شرمنده شدم اما چون با روحياتش آشنا بودم خيلى از آنچه گفت متعجب نشدم! تنها دفعه اى كه متعجب شدم وقتى بود كه رفيق ما به عنوان معاون فنى سازمان و دبير كميته المپيك انتخاب شد!ظاهراً آقايان كله گنده از حس طنز و ملاحت درونى رفيق ما كه با چاشنى آشنايى با آخرين شيوه و اصول مديريتى همراه بود و در كنارش روح عميق ديوان سالارى و احترام به سلسله مراتب سازمان نيز به چشم مى خورد خوششان آمده بود و پستى را كه گفتم به آن جناب تفويض كردند.البته رفيق ما آن قدر معرفت نداشت كه دست ما را بگيرد و به عنوان مشاور مطبوعاتى با خود آن بالا بالاها ببرد! بى معرفت ما را فراموش كرد!
گشتى در زندگى ورزشى هليكوپتر ايرانى بوندس ليگا
«هاشميان» راه موفقيت را چند پله يكى پيمود
021669.jpg
«وحيد هاشميان» متولد ۳۰ تير ۱۳۵۵ در تهران است. او ۲ خواهر و ۲ برادر داشته و به رشته هاى فوتبال، شنا و يوگا علاقه شديدى دارد. مطالعه كتاب، پياده روى، مسافرت و گشت و گذار در اينترنت از جمله تفريحات وى به حساب مى آيند. آنچه در ذيل مى آيد، نگاهى است به زندگينامه ورزشى وى كه از نظرتان مى گذرد؛زمانى كه در دقايق ابتدايى ديدار تيم هاى ايران و قزاقستان در چهارچوب بازى هاى آسيايى بانكوك يك جوان جوياى نام ايرانى با ضربه اى استادانه توپ را به قعر دروازه حريف فرستاد، تلويزيون تايلند نام وحيد هاشميان را روى تصوير به نمايش درآورد تا زننده نخستين گل ايران در اين رقابت ها را نشان دهد.همانجا بود كه بسيارى از مردم با نام او به عنوان يك مهاجم آشنا شدند. وحيد مثل بسيارى ديگر از فوتباليست هاى تهرانى، بازى خود را از محله هاى جنوب شهر آغاز كرد. در سال ،۱۳۷۳ به همراه تيم جوانان فتح تهران از ليگ دسته دوم به ليگ دسته اول صعود كرد و يك سال بعد به همراه اين تيم عنوان سوم جوانان باشگاه هاى تهران را به دست آورد.در سال ۱۳۷۵ به همراه تيم بزرگسالان فتح، نايب قهرمان باشگاه هاى تهران شد و پس از آن به تيم فوتبال پاس پيوست.وى در سال ۱۳۷۷ با سبزپوشان پاس به عنوان نايب قهرمانى ليگ كشور دست يافت و از همين تيم نيز در جمع ملى پوشان كشورمان حاضر شد و توانست مدال طلاى بازى هاى آسيايى بانكوك را بر گردن بياويزد. بازى هاى خوب وحيد باعث شد مديران استعداديابى هامبورگ با مسؤولان وقت پاس تماس حاصل كنند.گفت وگوها بين مقامات هامبورگ و پاس نتيجه مثبت داد و هاشميان به عنوان پنجمين بازيكن ايرانى به بوندس ليگا راه يافت.هاشميان در فصل نخست حضورش در هامبورگ فرصت چندانى براى عرض اندام نيافت اما در همان دقايقى كه به ميدان رفت، موفق شد يك گل مقابل ترابوزان اسپور تركيه در رقابت هاى مقدماتى جام باشگاه هاى اروپا به ثمر برساند.وحيد در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ به همراه هامبورگ عنوان سوم بوندس ليگا را به دست آورد. او به همراه تيم ملى كشورمان در سال ۲۰۰۰ نيز موفق شد قهرمانى مسابقات غرب آسيا را در اردن به چنگ آورد.اما جو حاكم بر اردوى تيم ملى و همچنين اختلاف با فدراسيون فوتبال وقت باعث شد وحيد حدود ۴۰ ماه از تيم ملى فاصله بگيرد.
در ادامه، مصدوميت اجازه هنرنمايى را از وحيد گرفت و پس از يك دوره بسيار سخت، ستاره فوتبال ايران سر از تيم فوتبال بوخوم در ليگ دسته دوم بوندس ليگا درآورد.هاشميان در دسته دوم بوندس ليگا نيز بسيار خوش درخشيد و توانست با مربيگرى «پيتر نويرورر» در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ به ليگ دسته اول بوندس ليگا بازگردد.در اين فصل هاشميان بيشتر به عنوان يار جانشين به ميدان مى آمد و موفق شد ۱۰ گل حساس نيز براى بوخوم به ثمر برساند.اما اوج هنرنمايى هليكوپتر به فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ بازمى گردد كه توانست با زدن ۱۶ گل ركورد خوبى از خود برجاى بگذارد. بوخوم به لطف گل هاى او توانست به رقابت هاى جام يوفا راه يابد.هاشميان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۴ را در بايرن مونيخ سپرى كرد اما اعتقادات فليكس ماگات باعث شد قهرمان فوتبال آلمان از هنرنمايى هاى هاشميان بى نصيب بماند اما در نهايت او به همراه سرخپوشان باواريايى به مقام قهرمانى بوندس ليگا و ليگاپوكال رسيد.هاشميان در بازگشت به تيم ملى نيز بسيار خوش درخشيد و با گل هاى حساسش مقابل قطر و ژاپن راه صعود ايران به رقابت هاى جام جهانى ۲۰۰۶ را هموار كرد.او حتى در رقابت هاى مقدماتى جام ملت هاى آسيا نيز با زدن يك گل حساس به كره جنوبى، روحيه اى فوق العاده پس از نتيجه نااميدكننده مساوى مقابل سوريه به تيم ملى بخشيد.
افتخارات وى به شرح ذيل است
* نايب قهرمانى آموزشگاه هاى تهران در مقطع دبيرستان سال ۱۳۷۳
* صعود از ليگ دسته دوم جوانان تهران به ليگ دسته اول با تيم فتح سال ۱۳۷۳
* مقام سوم جوانان تهران با تيم فتح سال ۱۳۷۴
* نايب قهرمان باشگاهى تهران با بزرگسالان فتح سال ۱۳۷۵
* نايب قهرمان ليگ آزادگان با تيم پاس تهران سال ۱۳۷۷
* قهرمانى بازى هاى آسيايى بانكوك سال ۱۹۹۸
* مقام سوم بوندس ليگا با تيم هامبورگ سال ۲۰۰۰-۱۹۹۹
* قهرمانى بازى هاى غرب آسيا سال ۲۰۰۰
* صعود از ليگ دسته دوم آلمان به ليگ دسته اول با بوخوم سال ۲۰۰۲-۲۰۰۱
* صعود به جام يوفا با بوخوم سال ۲۰۰۴-۲۰۰۳
* قهرمانى باشگاهى آلمان با بايرن مونيخ سال ۲۰۰۵-۲۰۰۴
* قهرمانى ليگا پوكال با بايرن مونيخ سال ۲۰۰۵-۲۰۰۴
* صعود به جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان.
على اصغر قربانعلى پور: شايد به تيم توسعه روى زنجان برگردم
021663.jpg
«على اصغر قربانعلى پور» از آن دست فوتباليست هايى است كه در زمينه تحصيل علم و دانش هم موفق و پويا بوده است. او ليسانس تربيت بدنى دارد و فوتبالش را از تيم نوجوانان ايزد مهرآباد شروع كرد. سپس به تيم اميد استقلال پيوست و در همان موقع به صورت قرضى به تيم استقلال نوين و پگاه تهران رفت. در ادامه ۳ سال هم به عضويت تيم عقاب درآمد و بازى هاى به يادماندنى زيادى در اين تيم انجام داد. بعد از عقاب نيز به تيم دسته اولى توسعه روى زنجان ملحق شد. پست تخصصى او دفاع راست است اما توانايى بازى در دفاع چپ و هافبك راست را هم دارد. در ذيل گفت وگو با جوان خوش آتيه فوتبال كشور را بخوانيد:
* چرا در حال حاضر با هيچ تيمى قرارداد نداريد؟
- پيش از شروع فصل تفكرم اين بود كه به يك تيم ليگ برترى بروم اما مشكلاتى پيش آمد كه اين مسأله به وقوع نپيوست. من سال گذشته در توسعه روى زنجان خوش درخشيدم و مناجاتى مربى وقت تيم مى گفت در حد تيم ملى و لژيونر شدن هستم.
* فعلا چه مى كنيد؟
- تمريناتم را به صورت اختصاصى زير نظر كماسى در ورزشگاه انقلاب انجام مى دهم. روزى ۶ ساعت تمرين مى كنم كه حتى بازيكنان ليگ برتر هم در اين سطح تمرين نمى كنند.
* آيا به خاطر مسايل مالى با هيچ تيمى به توافق نرسيديد؟
- نه، من فوتبال را بيشتر از پول دوست دارم. تمركزم روى پيشرفت در فوتبال است. اگر خوب بازى كنى، پول هم به دنبالش مى آيد.
* امسال ليگ دسته اول با فصل گذشته چه تفاوتى دارد؟
- امسال تيم هاى مدعى بيشتر در گروه اول حضور دارند. پگاه واقعاً قدرتمند ظاهر شده و سواى اين تيم، بقيه تلاشى پاياپاى دارند.
* شانس هاى صعود به مرحله پلى آف از نگاه شما كدام تيم ها هستند؟
- به نظر من پگاه گيلان، تراكتورسازى تبريز، توسعه روى زنجان و تربيت يزد شانس هاى حضور در مرحله پلى آف هستند. البته اين را هم بگويم كه در نيم فصل دوم تيم هايى موفق تر هستند كه از تجربه بيشترى برخوردار باشند و رفاقت در تيمشان زياد باشد.
* چه هدفى را در فوتبال دنبال مى كنيد؟
- فعلاً در پى اين هستم به حقم برسم. من زحمات زيادى كشيده ام و دوست دارم به جايگاهى كه لياقتش را دارم، برسم. البته صحبت هايى شده كه در نيم فصل به تيم توسعه روى زنجان بازگردم.
على قربانى: خوب شد ليگ تعطيل شد
021666.jpg
مس كرمان در حالى اولين سال حضورش در ليگ را پشت سر مى گذارد كه در نيم فصل اول نتايج خيره كننده اى كسب كرده و حتى باعث شده فوتبالدوستان كرمانى از تيمشان توقع قهرمانى داشته باشند. البته همين زياده خواهى تماشاگران كرمانى و همچنين مديران باشگاه باعث شد غرور كاذب به سراغ بازيكنان اين تيم آمده و در اواخر نيم فصل اول مسى ها پشت سر هم امتياز از دست دهند. در هر صورت شايد تعطيلات ميان فصل بتواند اين مشكل كرمانى ها را تا حدودى حل كند. على قربانى بازيكن جوان اما در عين حال باتجربه مسى ها در اين رابطه كاملاً با ما موافق است و در اين باره به سؤالاتمان به شرح ذيل پاسخ مى دهد؛
*مس در نيم فصل اول برخلاف انتظار ظاهر شد؛ آيا خودتان هم فكر مى كرديد اين گونه نتيجه بگيريد؟
- ما اول فصل دوره آماده سازى خيلى خوبى را پشت سر گذاشتيم و با اين هدف پا به مسابقات ليگ گذاشتيم كه شگفتى ساز شويم. درواقع هدفمان آن بود كه يكى از بهترين تيم هاى شهرستانى باشيم. فكر مى كنم نتايج به دست آمده تا به امروز راضى كننده باشد و مكان ششم يا هفتم براى مس مكان رتبه مناسبى باشد.
*دليل اينكه فراز و نشيب زيادى در كسب نتيجه داشتيد، چه بود؟
- بالاخره ما تازه از ليگ دسته اول به ليگ برتر آمده ايم و طبيعى بود كه نتوانيم يك روند ثابت را در پيش بگيريم. من عقيده دارم امسال اكثر تيم ها كه مس نيز يكى از آنها است، با فراز و نشيب هاى زيادى همراه بودند.
*به نظرت چرا اكثر تيم هاى ليگ اين قدر پرنوسان ظاهر مى شوند؟
- دليل عمده اش وقفه هايى بود كه در كوران مسابقات به وجود آمد. در نيم فصل اول بيش از ۳ الى ۴ بار در بين بازى ها وقفه ايجاد شد و اين مسأله باعث افت خيلى از تيم ها شد. در اصل من فكر مى كنم تيمى از بقيه موفقتر عمل كرد كه توانست خودش را با اين برنامه ريزى وفق دهد.
*يعنى دليل موفقيت سايپا همين مسأله اى بود كه عنوان كردى؟
- تا حدودى بله؛ البته غير از اين مسأله سايپا با على دايى، شخصيت خوبى پيدا كرده و به سختى مى شود آن را متوقف كرد.
*چند برد پياپى و قاطعانه از سوى مس باعث شد مديران اين تيم حرف از قهرمانى در ليگ و همچنين پاداش هاى قابل توجه به ميان آورند. اين مسأله چه تأثيرى در روحيه بازيكنان داشت؟
- طبيعى بود كه اين مسأله تأثير چندان خوبى نداشته باشد چون بازيكنان ما بسيار كم تجربه هستند. اول فصل هدفمان اين بود كه جزو ۸ تيم بالاى جدول باشيم اما وقتى چند بازى را برديم و تا رده هاى سوم و چهارم صعود كرديم، كل مجموعه تحت تأثير قرار گرفتند و غرور كاذب سراغ تيم آمد. البته خدا را شكر به موقع باختيم و فرصت داريم دوباره خود را جمع و جور كنيم.
*مس نمى بازد اما وقتى مى بازد، با اختلاف گل زياد نتيجه را واگذار مى كند. دليلش چيست؟
- فكر كنم به اين خاطر است كه ما در تمام مسابقات به اميد پيروزى به ميدان مى رويم. براى همين منظور حتى گل هم كه مى خوريم، دوباره حمله مى كنيم تا بازى را ببريم. بعضى وقت ها اين مسأله به ضررمان تمام مى شود و باعث مى شود در اوج حملات، دروازه تيممان دوباره باز شود.
*حالا ديگر به سقوط فكر نمى كنيد؛ درست است؟
- نمى خواهم بگويم اصلاً خطر سقوط را احساس نمى كنيم بلكه معتقدم نيم فصل دوم را بايد جدى تر بگيريم. اكثر تيم ها مخصوصاً تيم هاى پايين جدول، در نيم فصل دوم به سختى امتياز مى دهند و ما بايد تلاش كنيم امتياز از دست ندهيم.
*به نظرت احتمال سقوط كدام تيم ها بيشتر از سايرين است؟
- از هم اكنون نمى شود گفت كدام تيم ها سقوط مى كنند. پارسال نيم فصل اول ابومسلم آخر جدول بود اما پايان فصل بهترين تيم شهرستانى شد. البته امسال راه آهن و فولاد غيرقابل انتظار ظاهر شده اند و چنانچه همين روند را ادامه دهند، به طور قطع به ليگ دسته اول سقوط خواهند كرد.
*شانس كدام تيم ها براى قهرمانى زياد است؟
- روند سايپا مستمر بوده و چنانچه ادامه داشته باشد، بدون شك آنها قهرمان خواهند شد. از پرسپوليس هم نبايد غافل شد، آنها هم شانس زيادى براى قهرمانى دارند.
*بهترين بازى مس در نيم فصل اول مقابل كدام تيم بود؟
- روبه روى استقلال اهوازبود كه با نتيجه ۳ بر يك بازى را برديم. شيرينى اين برد به آن خاطر بود كه ابتدا يك بر صفر عقب افتاديم و سپس پيروز شديم.
*  بدترين بازى را مقابل چه تيمى انجام داديد؟
- بدترين بازى روبه روى صباباترى بود كه ۴ بر يك باختيم.
*از وضعيت خودت بگو؛ امسال برخلاف سال قبل كمتر گل مى زنى. چرا؟
- امسال عملكردم متوسط بوده است. امسال چون زياد تغيير پست دادم، نتوانستم همانى باشم كه خودم انتظار دارم. همين امر باعث شد كمتر گل بزنم و يا پاس گل بدهم و اميدوارم نيم فصل دوم شرايط فرق كند و مربيان در پست اصلى از من بازى بگيرند.
*  در نيم فصل اول حتى در چند بازى به عنوان دفاع چپ هم به ميان رفتى؛ درست است؟
- بله، به خاطر كمبود بازيكن در اين پست مجبور شدم چند بازى دفاع چپ باشم. امسال كلاً در پست هاى دفاع چپ، هافبك چپ و هافبك راست بازى كردم.
*انتظار دعوت شدن به تيم ملى را داشتى؟
- ليگ را با اين هدف شروع كردم اما همان طور كه گفتم تغيير پست هاى پى در پى باعث شد نتوانم به خواسته خود برسم. البته خيلى اميدوارم تا با انجام بازى هاى بهتر در نيم فصل دوم، مورد توجه مربيان تيم ملى قرار بگيرم.
*برنامه آينده ات چيست؟
- فعلاً كه تا آخر فصل با مس قرارداد دارم و به هيچ چيز غير از كسب موفقيت با اين تيم فكر نمى كنم.
*يعنى از شرايط خود در اين تيم راضى هستى و احتمال تمديد قرارداد هم وجود دارد؟
- شرايط اينجا بد نيست اما من آخر فصل سعى مى كنم جايى را انتخاب كنم كه شرايط براى پيشرفت هموارتر باشد.
*حرف آخر؟
- تشكر از شما و همچنين مربيان كه تلاش زيادى براى موفقيت تيم انجام مى دهند.
اين استقلال «استقلال» ندارد
021750.jpg
«ببينيد، آقاى شفيعى  زاده! فيروز كريمى گزينه اول مد نظر ما است. اگر با اين تقاضا موافقت كنيد، راه براى حضور خودتان هم در استقلال هموار مى شود.»اين را يكى از اعضاى هيأت مديره استقلال خطاب به شفيعى  زاده مى گويد. همزمان با اين موضوع، يكى ديگر از اعضاى هيأت مديره، تلفن را برمى دارد و پيش شماره شيراز را مى گيرد: صفر، ۷۰۰ و ۱۱ ... ارتباط برقرار مى شود: «سلام آقاى پيروانى، خودتان را براى حضور در استقلال آماده كنيد. هيأت مديره روى حضور شما اتفاق نظر دارد و قرار است كارتان را از هفته شانزدهم ليگ ۸۵آغاز كنيد.»تمام اين اتفاقات در حالى رخ مى دهد كه مديرعامل و رييس سازمان فوتبال باشگاه استقلال فارغ از همه مشكلات، در مكه مكرمه بسر مى برند. خبرها كه به گوش قلعه نويى مى رسد، چهره اش برآشفته مى شود: «برسم تهران تكليف همه را مشخص مى كنم.» او البته حق داشت چنين حرفى بزند، چرا كه براساس ساختار تعيين شده، همه كاره باشگاه استقلال محسوب مى شود.اين موضوعى است كه حتى اميدوار رضايى نيز به آن اشاره كرده است. مقداد نجف نژاد كه از روز اول مديريتش در استقلال با واژه آرامش بيگانه بود، همچنان به دنبال راه حلى براى خروج از اين مشكلات مى انديشيد.نجف نژاد اما آن قدر قدرت نداشت كه بتواند از عهده مشكلات برآيد. با واگذارى استقلال به سازمان تربيت بدنى، پايه هاى مديريت نجف نژاد هم متزلزل شد. شايد به همين دليل بود كه افراد بسيارى خود را به عنوان نامزد مديريت استقلال معرفى كردند. اوضاع استقلال آن قدر آشفته بود كه حتى على شفيعى  زاده هم داعيه مديريت اين تيم را سر داد. مديرعامل سابق استقلال اهواز و رييس فعلى هيأت مديره اين باشگاه با ادعاى اصلاح وضعيت استقلال عنوان كرد كه حاضر است مديريت اين تيم را بر عهده بگيرد و اين باشگاه را به خودكفايى برساند.شفيعى  زاده در حالى چنين صحبت هايى را مطرح مى كرد كه مشكلات عديده تيم تحت تملكش بر هيچ كس پوشيده نيست. شمار طلبكاران باشگاه استقلال اهواز به تعداد صفرهاى حساب هاى بانكى شفيعى  زاده است، البته اگر پولى در حساب وى باشد. با اين حال اوضاع در استقلال آن قدر وخيم است كه شفيعى زاده مشكلات استقلال اهواز را ناديده بگيرد و خود را مدعى اصلاح امور تيم تهرانى بداند.در چنين شرايطى صحبت هاى يكى از اعضاى هيأت مديره استقلال او را به آرزوى ديرينه اش نزديك تر كرد. اين اما پايان ماجرا نبود. از آنجايى كه استقلال از هيأت مديره يكدستى برخوردار نيست، يكى ديگر از اعضا باب مذاكره با پيروانى را باز كرد. همه اين اتفاقات در حالى رقم مى خورد كه نجف نژاد همچنان به حمايت از صمد مرفاوى مى پرداخت. قلعه نويى نيز همچون مديرعامل استقلال، حمايت از مرفاوى را در دستور كار خود قرارداده بود. او البته هدف ديگرى را هم جست وجو مى كرد. قلعه نويى كه قواعد بازى در چنين شرايطى را به خوبى بلد است، از يك سو از مرفاوى حمايت مى كرد و از سوى ديگر خود را در طيف موافقان اميدوار رضايى قرار داد. رييس سازمان فوتبال استقلال با پى بردن به اين نكته كه اميدوار رضايى ميان مسؤولان سازمان تربيت بدنى ازمقبوليت خاصى برخوردار است، در چرخشى عجيب و اظهار نظرى جالب توجه، رضايى را بهترين گزينه براى مديريت استقلال و حل مشكلات اين تيم عنوان كرد. پس در اين شرايط طبيعى بود كه رييس هيأت مديره استقلال هم به حمايت از قلعه نويى بپردازد. اين رابطه دو طرفه اى است كه هم به رضايى كمك مى كند تا به صندلى مديريت نزديك تر شود و هم جايگاه قلعه نويى را به عنوان همه كاره باشگاه استقلال حفظ خواهد كرد.مشكلات عديده آبى پوشان باعث شده هر روز اخبار جديدى از اين تيم به گوش برسد. هر كس گزينه مورد علاقه خود را به عنوان سرمربى آينده معرفى مى كند. سازمان تربيت بدنى نيز همچون گذشته فقط نظاره گر مشكلات عديده استقلال است، بى آنكه تلاشى در جهت رفع آنها انجام دهد. اوضاع آن قدر نابسامان است كه هيچ كس در باشگاه نمى داند قرار است چه سرنوشتى براى اين باشگاه رقم بخورد. يك روز از شفيعى زاده به عنوان مديرعامل جديد ياد مى شود و روز ديگر نام فيروزكريمى و غلامحسين پيروانى به عنوان مربيان جديد مطرح مى شود. اگر در آينده نزديك صحبت از حضور على پروين در استقلال به ميان آمد، نبايد چندان تعجب كرد. دراستقلال هر اتفاقى ممكن است رخ دهد.
خبرسازان هفته
امير قلعه نويى
حاج امير قلعه نويى با سر تراشيده مقابل در ورودى تالار نگار ايستاد و به تمام ميهمانانش تبريك گفت. سرمربى تيم ملى بلافاصله پس از بازگشت از سفر معنوى و گهربار حج، ميزبان چندصد تن از اقوام، دوستان، اهالى فوتبال و مطبوعات بود و به همين خاطر مجدداً در كانون توجهات قرار گرفت. قلعه نويى در همان بدو ورودش به ايران در مصاحبه اى مفصل با يكى از خبرگزارى ها براى آنهايى كه براى استقلال خود بهايى ديده بودند، خط و نشان كشيد و مخالفانش را سر جايشان نشاند.
سياوش اكبرپور
بعد از انتشار نامه دراماتيك آجورلو براى جلالى، اين بار نوبت به سياوش اكبرپور رسيد تا متنى حزن انگيز را منتشر كند و مخاطبانش راتحت تأثير قرار دهد. مهاجم پرحاشيه و جنجالى استقلال كه تازه فهميده چه بلايى بر سرش آمده، اظهار ندامت كرده و از هواداران آبى عذرخواهى نموده است. او از اعضاى كميته انضباطى نيز خواسته از محروميتش بكاهند؛ در عوض وى قول مى دهد كه حاشيه و جنجال را فراموش كند.
آندرانيك تيموريان
مقابل دان كاستر در جام حذفى انگلستان موفق شد ۲ گل به ثمر رساند و نام خود را به عنوان اولين ايرانى گلزن در رقابت هاى رسمى باشگاه هاى اين كشور ثبت كرد. آندو پس از مدت ها نيمكت نشينى در بولتون در جام حذفى در تركيب ثابت تيمش به ميدان رفت و ۲ گل وارد دروازه حريف كرد. اين اتفاق به واقع غيرقابل انتظار بود و همه را به نوعى شوكه كرد؛ اميدواريم چنين اتفاقاتى در آينده نيز تكرار شود.
فيروز كريمى
سرمربى شوخ طبع و طنزپرداز استقلال اهواز،اين بار هم در برنامه ۹۰ حرف هاى جالبى زد كه واقعاً شنيدنى بود. فيروز كريمى اظهار داشت: در هر ۲ نيمه ديدار با فولاد، باد مخالف به ضرر استقلال اهواز مى وزيد! اما خواهش مى كنم اين قسمت از مصاحبه را پخش نكنيد چون به كميته انضباطى احضار مى شوم و بايد با خودم «باد» را به اين محل ببرم! كريمى هر هفته و از اين لحاظ خبرساز مى شود؛ اگر هفته اى اين اتفاق نيفتاد، تعجب كنيد.