نسخه
PDF
شماره ۳۸۵۷ - ۷ تير ۱۳۸۶ - ۱۳ جمادى الثانى ۱۴۲۸ - ۲۸ ژوئن ۲۰۰۷ 
صفحه ۱۰
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
چه زمانى قرار است فوتبال ايران «سيستماتيك» شود؟
نگاهى به ايرانيان پا به توپ در آن سوى مرزها
چه زمانى قرار است فوتبال ايران «سيستماتيك» شود؟
مرهم اگر نمى نهى، زخم مزن!
030564.jpg
با برگزارى مسابقه فينال پلى آف ليگ برتر بين ۲ تيم راه آهن و فولاد خوزستان، پرونده مسابقات فصل گذشته به طور كامل بسته شد.به واقع و از بسيارى جهات فصل پر فراز و نشيبى را پشت سر گذاشتيم. تيم هاى مختلف با عملكردهاى گوناگونشان، داوران با همه مناقشاتى كه از نوع قضاوتشان سرچشمه مى گرفت، بازيكنان و مربيان با فعاليت ها و حاشيه هايشان و در نهايت سازمان ليگ و فدراسيون فوتبال به عنوان متولى برگزارى مسابقات، همگى پس از پشت سر گذاشتن يك فصل حالا دست از تلاش كشيده اند تا استراحت كنند .هر چند آنها كه دورانديش تر هستند، در حال برنامه ريزى و مقدمه چينى براى فعاليت در فصل آينده اند تا بهتر و موفق تر ظاهر شوند. در اين بين ارگان هاى پيش گفته همواره مورد نقدهاى متفاوتى بوده اند، نقاط ضعف و قوتشان مورد بررسى قرار گرفته و از زواياى مختلف بدان پرداخته شده است اما اين كه كليت فوتبال ما تحت عنوان «سيستم اداره فوتبال» چه عملكردى داشته است، موضوعى بوده كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. منظور از سيستم اداره فوتبال، ارگانيزمى است كه فراتر از افراد و نقش هايشان راهبرد اصلى فوتبال كشور را تعيين مى كند. در اين بين يك سؤال اساسى مطرح است با اين مضمون كه آيا اصلاً فوتبال ايران داراى چنين سيستمى هست كه بتواند راهبرد اصلى اين ورزش را تعيين كند؟ حقيقتاً پاسخ به اين سؤالات دشوارى هاى خاص خودش را دارد چرا كه فوتبال ما بايدك كشيدن عنوان حرفه اى در بخش باشگاهى خود نه آن قدر منظم و اصولى پيش مى رود كه بتوان آن را سيستماتيك ناميد و نه آن قدرها هم فردمحور است كه دچار تغييرات و دگرگونى هاى ريشه اى شود. شايد بتوان گفت فوتبال ما در عين غير سيستماتيك بودن، اسير سلايق فردى است اما همزمان پايه ها و ريشه هايى هم دارد كه مانع از آنارشى كامل در آن و احياناً نابودى اش مى شوند. در زير موضوع طرح شده از وجوه مختلف مورد بررسى قرار خواهد گرفت.
تيم هاى بلاتكليف
۲ تيم استقلال و پرسپوليس از جمله تيم هايى هستند كه با عنوان مردمى در حقيقت تحت نظارت ارگان هاى دولتى مثل تربيت بدنى هستند. جايگاه چنين تيم هايى در يك فوتبال سيستماتيك كاملاً تعريف شده است به نحوى كه با مشخص بودن جايگاهشان مى توانند براى تمام امور خود از مباحث اقتصادى گرفته تا برنامه ريزى هاى فنى، مديريتى و حتى تفريحى و فرهنگى برنامه ريزى كنند اما بر خلاف چنين رويه اى، شاهد هستيم كه استقلال و پرسپوليس همه ساله با معضل مديريتى و تأمين منابع از نهادهاى مختلف دولتى مواجه هستند. آنها به دليل عدم تعريف جايگاهشان عملاً نمى توانند برنامه ريزى هدف گرا و مؤثرى هم داشته باشند.
آراى سليقه اى
بحث اختلاف ۲ تيم راه آهن و صنعت نفت در سال هاى گذشته و صدور رأى به سود راه آهن از سوى فدراسيون وقت و سپس نقض آن رأى توسط فدراسيون بعدى از جمله مواردى بود كه بار ديگر نقص ريشه اى اداره فوتبال در كشور را نشان داد. وقتى رويه اى مشخص، فرا شخصى و فرا سليقه اى بر اداره يك سازمان حكمفرما نباشد، طبيعى است كه آراى صادره توسط اشخاص نقض شوند و اين نوساناتغير اصولى اصل فوتبال را مورد تخريب قرار دهند. در نهايت هم شاهد بوديم كه فدراسيون موقت فعلى اشتباهى را با اشتباهى ديگر پوشاند و به بهانه ليگ برترى كردن صنعت نفت دم از ۱۸ تيمى شدن اين ليگ زد و در اين زمينه روشى كاملاً غير اصولى و غير كارشناسانه هم به كار گرفت.در حال حاضر مسابقات پلى آف پايان گرفته و ليگ برتر ۱۸ تيمى شده است اما تاريخ فوتبال اين سرزمين قطعاً چنين اقدامات غير حرفه اى، غير اصولى و غير سيستماتيك را هيچ گاه از ياد نخواهد برد. اقداماتى كه دست كم نبايد در فوتبال حرفه اى جايگاهى داشته باشد.
نقل و انتقال عجيب
از ديگر اقدامات عجيبى كه نه تنهاغير اصولى بلكه غير قانونى هم به نظر مى رسد، انتقال باشگاه ۴۴ ساله پاس و اضمحلال اين باشگاه است. اين اقدام مخرب نيز از ديگر مظاهر گوياى غير سيستماتيك و سليقه اى بودن فوتبال ما است. اين انتقال در حقيقت بحرانى است كه بايد مورد توجه افكار عمومى قرار بگيرد تا چه بسا اين مسأله مانع از وقوع چنين فاجعه ورزشى - فرهنگى شود.
نتيجه گيرى
سواى فشارهاى چند ماه اخير فيفا براى اصلاح سيستم اداره فوتبال در ايران، ماهم بايد دست از حركت برخلاف اصول مورد تأكيد در فوتبال تمام دنيا برداريم. درست است كه فوتبال ايران به جاى سيستم از سليقه هاى افراد پيروى مى كند و تحت تأثير اين سلايق قرار مى گيرد اما بياييم و اين قدر منصف باشيم كه تيشه به ريشه فوتبالمان نزنيم. اگر زمينه پيشرفت فوتبالمان در بخش هاى مختلف را فراهم نمى كنيم، حداقل اقداماتى هم انجام ندهيم كه همين اندك سرمايه باقى مانده براى فوتبال كشور هم از دست برود.
نگاهى به ايرانيان پا به توپ در آن سوى مرزها
«آندو» مقابل «آلاردايس» مى ايستد؟
در فصلى كه گذشت، لژيونرهاى ايرانى در تيم هاى خارجى عملكردى نسبتاً قابل قبول داشتند و كارنامه خوبى از خود برجاى گذاشتند. با اين اوصاف بد نديديم نگاهى گذرا به آنان و تيم هايشان داشته باشيم. ابتدا از لاليگا شروع مى كنيم و مطلب را با ليگ امارات به پايان مى رسانيم.
اوساسونا - جواد نكونام
تيم جواد نكونام نتوانست هيچ سهميه اى را در رقابت هاى مختلف باشگاهى اروپا از آن خود كند. نكونام در فصلى كه گذشت، حضور موفقى در اين تيم اسپانيايى داشت و توانست مكان ثابتى براى خود دست و پا كند. البته اگر دچار مصدوميت ناخواسته نمى شد، مى توانست چشم ها را بيشتر به خود خيره كند. شاهكار نكونام با پيراهن اوساسونا، گلى بود كه به «بوردو» در مرحله يك شانزدهم نهايى جام يوفا زد. ۲ تيم در فرانسه به تساوى بدون گل دست يافته بودند. اوساسونا با كسب برترى يك بر صفر كه با گلزنى «جواد نكونام» و در ثانيه هاى پايانى بازى ميسر شد، توانست به مرحله يك هشتم نهايى صعود كند. اين تيم در يك قدمى فينال به سويا اسپانيا باخت.نكونام در آخريناظهارنظرش اعلام كرد از اوساسونا جدا نمى شود چراكه دوست ندارد در دومين فصل حضورش در لاليگا ريسك كند. نكونام در حال حاضر عضو تيم ملى ايران است و اميد زيادى به درخشش وى در جام ملت ها مى رود.
ليورنو - رحمان رضايى
رحمان رضايى در ليورنو ۲ نيم فصل متفاوت را سپرى كرد. وى با سرمربى اخراج شده تيم رابطه خوبى داشت به همين دليل با آمدن سرمربى جديد، موقعيت خود را در تركيب اصلى از دست داد و به نيمكت ذخيره ها منتقل شد. البته با مقامى كه ليورنو در غياب يوونتوس و چند تيمى كه امتياز منفى در كالچو داشتند به دست آورد، معلوم شد تغيير سرمربى هم چاره كار نبوده است. ليورنو نهايتاً در مكان يازدهم جدول جا خوش كرد.«رضايى» احتمالاً فصل بعد در ليورنو مى ماند چراكه معتقد است در رقابت هاى فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ با توجه به حضور سرمربى جديد در رأس كادرفنى، مى تواند جايگاه ثابتى در تيم خود به دست آورد. ديگر اينكه رحمان ادعا مى كند بعد از پايان رقابت هاى جام ملت ها، براى هميشه از تيم ملى ايران خداحافظى خواهد كرد.
بايرن مونيخ - على كريمى
على كريمى هرچند برف مونيخ را ديد و يك سال بعد از آن هم در آلمان توپ زد اما نتوانست حضور خود را در اين تيم استمرار بخشد و با ناكامى بايرن مونيخ را ترك كرد. فليكس ماگات با اعتقاد زيادى كه به على داشت، در فصل اول به وى ميدان داد كه حاصل آن چند گل زده در بوندس ليگا و ليگ قهرمانان اروپا بود. با اين حال كريمى در فصل دوم حضور خود به خاطر مصدوميت، اغلب اوقات نيمكت نشين بود و براى اين تيم كارى نكرد. البته در آخرين بازى «اوتمار هيتزفلد» به شماره ۸ خود ميدان داد كه حاصل آن يك گل قشنگ و خداحافظى باشكوه از بايرن مونيخ بود. حالا على منتظر است تا در جام ملت هاى آسيا بدرخشد و با تكيه بر اين درخشش، تيم آينده خود را انتخاب كند.ديگر اينكه بايرن مونيخ در رقابت هاى فصل آينده يوفا شركت مى كند و جايى در بين تيم هاى حاضر در ليگ قهرمانان اروپا نخواهد داشت.لازم به ذكر است جدول مربوط به بوندس ليگا در پايان مطلب «هانوفر - وحيد هاشميان» از نظرتان مى گذرد.
هامبورگ - مهدى مهدوى كيا
هامبورگ با توماس دال راه به جايى نبرد و در ادامه به واسطه حضور هوب استيونس بود كه در مكان هفتم جدول بوندس ليگا جاى گرفت. اگر دال در اين تيم مى ماند، احتمال سقوط هامبورگ وجود داشت. هرچند فصل گذشته هشتمين فصل حضور مهدى در اين تيم بندرى بود اما آخرين فصل او نيز به شمار مى رفت. مهدوى كيا در ۲۰۹ بازى كه براى هامبورگ به ميدان رفت، ۲۶ گل زد و ۴۳ پاس گل داد كه براى يك بازيكن لب خط، آمار فوق العاده اى به شمار مى رود. با اين آمار عالى مهدى طى يك مراسم به يادماندنى از هامبورگ جدا شد و به جمع بازيكنان اينتراخت فرانكفورت پيوست.لازم به ذكر است عملكرد فرانكفورت را هم در جدول پيش رو لحاظ كرده  ايم.
هانوفر - وحيد هاشميان
هانوفر هرگز نتوانست به هدفى كه در فصل اخير دنبال مى كرد، دست يابد. اين تيم كه با سرمايه گذارى زياد قصد اخذ يك سهميه در ليگ قهرمانان اروپا را داشت، به خواسته خود نرسيد و در فصل اخير نيز به زحمت توانست در مكان يازدهم جدول قرار گيرد. هاشميان با اين تيم يك فصل ديگر قرارداد دارد و احتمال مى رود با توجه به عملكرد فصل قبلش، همچنان به عنوان يكى از بازيكنان اصلى در ليست قرار گيرد. او هم از جمله اميدهاى تيم ملى ايران در جام ملت ها است.
بولتون - آندرانيك تيموريان
بولتون با مربيگرى سام آلاردايس توانست در ليگ برتر مكانى آبرومند براى خود دست و پا كند؛ هفتم!ديگر اينكه ياران آندرانيك تيموريان با كسب اين مقام توانستند صاحب سهميه جام يوفا در فصل آينده شوند. اين تيم را در فصل آينده «سامى لى» هدايت خواهد كرد. او مربى سوم ليورپول در زمان مربيگرىژرار هوليه بود. جالب اينكه در اولين بازى ليگ برتر در فصل آينده، بولتون در زمين خود از نيوكاسل پذيرايى مى كند كه آلاردايس سرمربى آن است.در مورد «آندو» هم بايد گفت، درخشش وى در تركيب بولتون آن قدر چشمگير بود كه حتى از سوى آرسنال پيشنهاد دارد. با اين اوصاف وى ترجيح مى دهد همچنان در بولتون بماند و موقعيت خوب خود در ليگ برتر را با رفتن به يك تيم بزرگ به خطر نيندازد.تيموريان در خط ميانى تيم ملى ايران مى تواند نمايش خيره كننده اى داشته باشد و كلاس بالاى فوتبال ايران را به رخ حريفان بكشد.
آپولون - فريدون زندى
فريدون زندى با آپولون قبرس بازگشتى مجدد به فوتبال ملى داشت و توانست در اين تيم جان بگيرد و حتى پيراهن تيم ملى ايران را از آن خود كند. او كه به واسطه حضور يك سرمربى آلمانى در تيم آپولون راهى اين تيم شده بود، هدفى جز شكوفايى مجدد نداشت و به آن خود دست يافت. فريدون مى خواهد به يك تيم آلمانى برود، با اين همه مثل على كريمى منتظر است رقابت هاى جام ملت ها به پايان برسد تا بتواند مشترى هاى خوبى براى خود دست و پا كند.
امارات و يك دوجين لژيونر ايرانى
الشارجه؛ مسعود شجاعى در خط ميانى اين تيم نقش كليدى دارد و فصل بعد را هم به احتمال زياد در الشارجه سپرى خواهد كرد. او به همراه ملى پوشان در اردوى تيم ملى ايران بسر مى برد. تيم شجاعى، بهترين تيم در ليگ امارات است كه يك ايرانى در آن توپ مى زند.الامارات؛ رسول خطيبى و غلامرضا عنايتى با گلزنى هاى خود مانع سقوط اين تيم به دسته پايين تر شدند. عنايتى قرارداد خود را با اين تيم تمديد كرده است. او در اردوى تيم ملى حضور دارد. رسول خطيبى تصميم گيرى در مورد آينده باشگاهى خود را به بعد از جام ملت ها موكول كرده است.الشباب؛ ايمان مبعلى و مهرداد اولادى، لژيونرهاى ايرانى الشباب هستند. مبعلى با اين تيم تمديد كرد. احتمال دارد او نيز مسافر جام ملت ها شود. اولادى هم به الشباب بازگشته است. ديگر اينكه جواد كاظميان ملى پوش از الشعب امارات به الشباب نقل مكان كرده است.الشعب؛ على سامره بعد از جدايى كاظميان از اين تيم تبديل به تنها لژيونر ايرانى الشعب شده بود اما با پيوستن حسين كاظمى ديگر تنها نيست. شنيده مى شود يك ايرانى ديگر به اردوى الشعب اضافه شود.النصر؛ فرهاد مجيدى بعد از حضور ناموفق در اين تيم، خواهانى در جمع ۱۲ تيم حرفه اى امارات ندارد و به احتمال زياد به استقلال تهران خواهد پيوست.الظفره؛ اين تيم در فصلى كه گذشت، لژيونر ايرانى نداشت اما به دنبال استخدام ۲ بازيكن ايرانى است. حتى اين باشگاه به محمد نورى مبلغ يك ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان را براى ۲ فصل پيشنهاد داده بود كه با بى اعتنايى بازيكن سپاهان مواجه شد!