نسخه
PDF
شماره ۳۸۵۷ - ۷ تير ۱۳۸۶ - ۱۳ جمادى الثانى ۱۴۲۸ - ۲۸ ژوئن ۲۰۰۷ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
براى تيرى آنرى كه به بارسا پيوست
براى تيرى آنرى كه به بارسا پيوست
روزهاى خاكسترى سال هاى طلايى
030546.jpg
او را اندكى بعد از شرارت هايش در مونت كارلو و هنگام اشك ريختن براى قطعى شدن نخستين قهرمانى فرانسه در جام جهانى به ياد مى آوريم. پسر متولد «ليس اوليس» همان زمان تفاوت هاى خود را با سايرين آشكار كرد. موضوع فقط در سرعت يا آن چهره سرد و بى تفاوت خلاصه نمى شد. او فاكتورى داشت كه حسرت سايرين را برمى انگيخت؛ يادگيرى اصولى فوتبال. خانواده «تى تى» با اينكه ورزشكار حرفه اى نبودند اما به اصول پايه ورزش و به خصوص فوتبال پايبند نشان مى دادند. به همين خاطر عموى آنرى خيلى زود تصميم گرفت نام برادرزاده اش را در مدارس معروف فوتبال ثبت نام كند.
***
براى آنرى كوچك فضاى پاريس بيش از حد غريب به نظر مى رسيد. او در يكى از مناطق حومه پايتخت به دنيا آمده بود، با اين حال ساده تر از اهالى جنوبى ترين نقاط فرانسه، روزگار سپرى مى كرد. حضور در اولين تيم محلى چندان بى دردسر نبود. آنرى تا زمان نوجوانى نمى دانست واقعاً مى خواهد فوتباليست شود يا اينكه در حال اتلاف وقت است. سال ها گذشت. كم كم شم گلزنى تيه رى افزايش يافت و سرانجام با اولين پيشنهاد موناكو دنيا به كام او شيرين شد.
***
پرنده اقبال روى شانه هاى آنرى نشست. قرار نبود دست تقدير او و ونگر را جايى غير از لندن با هم آشنا كند. مربى فرانسوى از موناكو جدا شد تا تيه رى در خط حمله قرمز و سفيدهاى كم طرفدار قرار بگيرد. هنگامى كه آنرى در چند مسابقه گل نزد، غرولند هواداران به اوج رسيد. آنها جوان پراستعداد، مغرور و گل نزن را نمى خواستند. حضور فردى كه هر هفته در جلسات ويژه بين رؤسا و پادشاه «مونت كارلو» حضور يابد و پس از هر گل بر پيراهن باشگاه بوسه بزند، قابل تحمل تر به نظر مى رسيد. آنرى چنين شخصيتى نداشت.
***
تنهايى جوان فرانسوى در دل آن جمع مشهود بود تا اينكه يك روز از خواب برخاست و چمدان هايش را به مقصد تورين بست. در يووه چندان خوش نگذشت. او موفق نشد توانايى هايش را نشان دهد. علت، نامعلوم اعلام شد. شايد جو سنگين فوتبال ايتاليا، ناآشنايى با سبك فوتبال د فاعى و عدم دلواپسى در جمع مهاجمان هميشه مضطرب، ناكامى در سرزمين چكمه اى را رقم زد. آنرى براى اولين بار در طول عمر خود احساس را به عقل ترجيح داد و بدون اينكه حتى يك عكس يادگارى با هواداران يووه برجاى بگذارد، تورين را ترك كرد. مى گفتند آنرى چگونه مى تواند يك تيم مناسب بيابد؟ سؤال آنها، كاملاً منطقى به نظر مى رسيد. ونگر پروفسور مأب به اين پرسش پاسخ داد. استعدادياب بزرگ فرانسوى «تى تى» را قطعه جدانشدنى پازل موفقيت آتى آرسنال قلمداد مى كرد. روند امضاى قرارداد با آرسنال خيلى سريع طى شد. سرمربى لندنى ها با آب و تاب پديده جديد فوتبال دنيا را معرفى كرد؛ او تيه رى آنرى است كه با گل هايش آرسنال را به سمت كسب جام هاى بزرگ پيش خواهد برد!ونگر وعده داد اما هواداران عملاً چيزى مشاهده نكردند. يك بازى، ۲ بازى، ۱۰ بازى و... جوان فرانسوى فقط در بازى  ها حضور داشت.
****
030537.jpg
ثابت كردن اين موضوع كه آنرى به زودى گل خواهد زد، كار دشوارى بود. كم كم سرو صداى دوستداران آرسنال هم بلند شد. آنها هنگام پا به توپ شدن آنرى، فرياد اعتراض سر مى دادند و اينگونه قلب سرد «تى تى» را خالى از اميد كردند. جدايى بهترين راه چاره محسوب مى شد اما «استاد ونگر» در اوج استيصال آنرى او را به گوشه اى فراخواند و گفت: «من مطمئن هستم به زودى دروازه حريفان را گلباران خواهى كرد. تا فرا رسيدن آن روز باشكوه صبر كن!» جوان فرانسوى حتى با اين كلمات نيز روحيه گذشته را به دست نياورد.
***
«جوانى بيش از حد»طرفداران آرسنال در توصيف ناكامى آنرى از چنين جمله اى استفاده مى كردند. سكونشينان هايبرى، آنلكا را مى پسنديدند، نه بازيكن سردرگمى به نام آنرى! به هر حال در يك روز خوب، ورق برگشت. تى تى، تاتى تاتى كنان فاصله نيمكت ذخيره ها تا ميدان را پيمود و پس از گلزنى مانند جنتلمن ها دويد و فرياد زد! قصه او و آرسنال از ملودرام به رومانتيك تبديل شد.
***
جواب بى مهرى هاى هواداران آرسنال، گل هاى زيبا و به جوش و خروش واداشتن طرفداران بود. تيه رى با آن مدل موى ساده، بچگانه اما جالب توجه خود، بيرون از مستطيل سبز هم هواداران خاصى يافت. يكى از اين افراد، همسر آينده اش نام داشت، با اين حال آنرى هنوز كاملاً دلربايى نكرده بود. به نظر سكونشينان هايبرى اين كار چگونه امكان پذير مى شد؟ گلزنى مقابل منچستريونايتد. آنرى هميشه درانجام كارهاى خارق العاده استاد نشان مى داد و اوج هنر خود را در بازى فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ مقابل شياطين سرخ نشان داد.
***
«چگونه گل زدم؟ توپ را از همتيمى هايم دريافت كردم. به ياد دارم در محاصره اروين و گرى نويل بودم. به يكباره تصميم گرفتم با يك چرخش سريع خود را روبروى دروازه بان قرار دهم. به اين منظور توپ را از روى زمين بلند كردم، يك روپايى زدم، سپس چرخيدم و قبل از فرود توپ به زمين با قدرت تمام شوت زدم. تصور نمى كردم بارتز در دفع توپ عاجز نشان دهد اما نتوانست ضربه مرا مهار كند.»چهارچوب دروازه قهرمان زودهنگام آن فصل فوتبال جزيره لرزيد و قلب آنرى نيز به طپش درآمد. پاسخ طعنه هواداران آرسنال كه مى گفتند آنرى هرگز گل نخواهد زد، خلق زيباترين صحنه فصل فوتبال انگلستان بود.
***
جوايز پشت جوايز! تى تى مانند بچه مدرسه اى هاى خجالتى به اين سمت و آن سمت برده مى شد و عكس يادگارى مى انداخت. خونسردى حسرت برانگيز او حتى هنگام سخنرانى به عنوان مرد سال انگلستان تو ذوق مى زد. او خيلى سرد و بى عاطفه فقط ونگر را لايق ستايش دانست و با اكراه از همتيمى هايش ياد كرد. هواداران هم كه شايد اصلاً نقشى نداشتند!اين ناسپاسى در جريان انتخاب مرد سال فوتبال جهان و اروپا گريبان او را گرفت و مانع شد تا او بالاتر از زيدان در رتبه اول جاى بگيرد. ناميده شدن به عنوان دومين بازيكن برتر سال فوتبال دنيا هم نمى توانست دستاورد كمى باشد.« ونگر » در جمع ستايشگران او، نفر اول نام داشت. او سنگ خود را به سينه مى زد؛ من، آنرى را كشف كردم! خب تا حدودى راست مى گفت. ستاره فرانسوى در بازگشت مجدد به پاريس حاشيه سازى را نيز آموخت اما نقاب خونسردى كه همواره به چهره داشت اجازه تندروى را نمى داد. نمى توانيد تصور كنيد مطبوعات انگلستان بابت عدم شكار صحنه ملاقات او و همسرش چه زجرى كشيدند. خوب يا بد، تيه رى آنرى چنين شخصيتى داشت!
***
تى تى در عرصه ملى ناكامى بزرگى چون حذف در دور اول رقابت هاى جام جهانى ۲۰۰۲ را تجربه كرد اما افتخارات عرصه باشگاهى تمامى نداشت. او در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ ، ۴۲ گل زد و ۲۳ بار همتيمى هايش را در موقعيت گلزنى قرار داد. شنيدن خبر انتخاب آنرى به عنوان مرد سال فوتبال انگلستان تكرارى ترين اتفاق ممكن به نظر مى رسيد؛ درست مانند ناكامى قهرمان سابق جهان و اروپا در عرصه ملى! ونگر به ستاره خود مى نازيد و شاگرد مطيع نيز هرگز به پيشنهاد ساير تيم ها فكر نمى كرد. جمله نغز آنرى را به ياد داريد؟ «تيم بزرگى به نام بارسا خواهان به خدمت گيرى من است و از اين بابت احساس غرور مى كنم. با احترام پيشنهاد آنها را رد خواهم كرد!»
***
چند سال بعد اين جملات را از آنرى شنيديم: «بارسلونا يكى از بزرگترين باشگاه هاى دنيا به حساب مى آيد. خوشحالم كه مى توانم لباس آبى و انارى هاى كاتالونيا را بپوشم!» اين تغيير ۱۸۰ درجه  اى تنها از يك فوتباليست بى عاطفه و بدون احساس به نام آنرى برمى آيد. او اكنون در بارسا رؤياهاى رنگى را جست و جو مى كند.
***
زندگى پرفراز و نشيب تى تى را با يك اتفاق خاص به ياد مى آوريم. آراگونز، سرمربى عجيب و غريب اسپانيا در يكى از تمرينات خطاب به خوزه آنتونيو رى يز، بازيكن وقت آرسنال توصيه كرد در باشگاهش از آنرى سياهپوست دورى كند! توهين هاى نژادى او، صداى فيفا را هم درآورد. آنرى آرام اعتراض كرد و همين صبورى خاص چنان در آراگونز بى منطق تأثير گذاشت كه او مجبور شد با هواپيماى اختصاصى به لندن رفته و از آنرى عذرخواهى كند. دومين نكته عجيب زندگى او به نوع رابطه اش با رسانه هاى گروهى برمى گردد. آنرى سخنور توانايى نيست و به اين خاطر كمتر مصاحبه مى كند.