نسخه
PDF
شماره ۳۸۵۷ - ۷ تير ۱۳۸۶ - ۱۳ جمادى الثانى ۱۴۲۸ - ۲۸ ژوئن ۲۰۰۷ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
اندر احوالات واگذارى امتياز تيم فوتبال باشگاه پاس
اندر احوالات واگذارى امتياز تيم فوتبال باشگاه پاس
همه مى گويند بد است، تو بگو خوب است!
030597.jpg
* «اصغر شرفى» پيشكسوت پاس: آقا! مگر ما نخودى هستيم يا بى خودى براى اين تيم سال ها زحمت كشيديم؟ من به نوه ام چه بگويم اگر پرسيد كجا بازى كرده اى؟ اين تيم متعلق به پيشكسوتان پاس است و حداقل بايد در مورد ادامه حيات آن با قديمى هاى باشگاه مشورت مى شد نه اينكه آنها را ناديده مى گرفتند و حسابشان نمى كردند.
* «سيدهاشم غياثى» مديرعامل باشگاه پاس: فعلاً صلاح نيست حرف بزنم اما قضيه واگذارى امتياز باشگاه پاس به اين سادگى ها هم كه مى گويند نيست. تصور من اين است كه پاس در تهران حفظ مى شود.
* «كاظم اوليايى» مديرعامل باشگاه الوند همدان: مردم همدان از خوشحالى در پوست خود نمى گنجند و من به شخصه شاهد بودم كه روزنامه ۲۰۰ تومانى اينجا ۸ هزار تومان در بازار سياه فروخته مى شد!
* «وحيد هاشميان» بازيكن هانوفر آلمان: فوتبال ايران كه بنگاه نيست تيم هايش را به اين سادگى خريد و فروش مى كنند. من خود حاضرم امتياز باشگاه را بخرم. اصلاً اين قضيه را به مزايده بگذارند، ببينند چند نفر در خود تهران حاضر به خريد آن هستند؟ چه دليلى دارد به خاطر احياى فوتبال همدان، فوتبال تهران نابود شود؟
* «مهرعلى باران چشمه »مدير تربيت بدنى نيروى انتظامى: در اين مورد بايد تحقيق بيشترى صورت پذيرد چراكه تيم فوتبال باشگاه پاس از جمله تيم هاى قديمى و ريشه دار فوتبال كشور به شمار مى آيد.
* «محمد على آبادى» رييس سازمان تربيت بدنى: براى تمركززدايى و ترويج هيجان فوتبال به تمام نقاط كشور، چه بهتر كه هر استان يك نماينده در ليگ برتر داشته باشد تا همه در اين سطح از فوتبال باشگاهى سهيم باشند.
* «جواد نكونام »بازيكن اوساسوناى اسپانيا: اگر مشكل همدانى ها نداشتن تيم است، خودم يك تيم برايشان خواهم خريد تا دست از سر پاس بردارند! اصلاً چرا از اول به خودم نگفتن كه براشون بخرم؟!
* رييس هيأت فوتبال فلان استان دورافتاده و محروم از امكانات اوليه: ما هم امتياز باشگاه پيكان را مى خواهيم تا تمركز را از دل تهران بزرگ بزداييم و بگذاريم پايتخت يك نفس درست و حسابى چاق كند والله!
* «خواجه حافظ شيرازى» اى كاش يكى هم پيدا مى شد، شاهنامه فردوسى را به نام ما مى زد تا كلكسيون كتاب هاى شعرمان كامل شود و مدعى زنده كردن عجم به واسطه ترويج زبان پارسى مى شديم! يعنى ميشه؟
* يكى از موافقان امر واگذارى امتياز باشگاه پاس: چيه اين قدر شلوغش مى كنين؟ پاس كه واگذار نشده؟ فقط تيم بزرگسالانش رفته همدان، تيم هاى ديگرش منحل شدن و بچه هاى فوتبال پايه اى باشگاه هم امسال سال آخرشونه!
* يكى از پايه گذاران اصل دموكراسى در هزاره سوم: آقاجون! دوست داشتن واگذارش كردن! خياليه؟ اصلاً مال خودشون بوده! هركى هم ناراحته مى تونه دستاشو بزنه توى تشت آب سرد تا خنك بشه! چى داداش؟
* «على كاظمى »رييس هيأت فوتبال تهران: يك چيزى هم به ما مى گفتين بد نبودها! ناسلامتى تيم مال پايتخته ها! اين طورى نيست كه به راحتى بتونن ببخشنش. اگه نمى خوان تيمدارى كنن، بكن ما خودمون يك سرمايه گذار تهرانى پيدا مى كنيم و نمى گذاريم امتياز تيم از پايتخت خارج بشه.
* «على دايى »سرمربى سايپا: به نظر من اين كار اصلاً درست نيست و نبايد با پاس اين طور رفتار مى شد.
* يك منبع موثق: كار انتقال امتياز تموم شده و مردم بهتره زياد حرص نخورن چون صورتشون جوش مى زنه.
* «جمشيد تقى زاده» مديركل تربيت بدنى استان تهران: از نظر ما اين كار غيرقانونيه و به هيچ وجه چنين انتقالى با قوانين موجود همخوانى ندارد. پس بهتر است كه آقايان قانون را رعايت كنند.
* يك رهگذر در خيابان سئول: قانون چيه؟ قانون كيه؟ قانون مائيم! ما هر كارى بخواهيم مى كنيم! از نظر ما كار تموم شده است. فدراسيون فوتبال هم كه رييس نداره، مخالفتى بكنه. حالا همه براى ما مدافع حقوق بشر شدن! اصلاً مى دونيد چيه؟ همينه كه هست؛ مى خواين بخواين، نمى خواين نخواين.
* جمعى از پيشكسوتان پاس: ما به رييس جمهور و مجمع تشخيص مصلحت نظام نامه زديم كه رسيدگى كنن. آخه توى ايران براى خواست عمومى مردم احترام خاصى قائل هستن و به قولى مسؤولان خدمتگزاران ملتند.
* ژول ورن: اين قضيه از رمان«هزاران فرسنگ زير درياى من» هم هيجان انگيزتره. خداييش ذهن خلاقى تونسته ميزان حساسيت جامعه ورزش را به تيم پاس محك بزنه! خيلى روش جالبى بود.
* يك پدر به فرزندش: ساكت بچه! اذيت كنى هديه ات مى كنم، مى فرستم پى كارت ها! چقدر خرج روى دست من مى گذارى؟
قبل از افتتاح ورزشگاه هاى جديد، به فكر نگهدارى ورزشگاه هاى قبلى باشيد
ورزش ايران بيمار است. اين جمله شايد تنها نقطه نظر مشترك تمام آنهايى باشد كه دستى بر اين آتش دارند اما اختلاف ها درست زمانى عيان مى شود كه تصميمى براى درمان اين بيمار اتخاذ  شود. گستردگى مسايلى كه ورزش بر آنها استوار است، از جمله مشكلاتى مى باشد كه كار را سخت مى كند. آن روز كه محمد على آبادى عنان اختيار ورزش را در دست گرفت، طرفداران او در پاسخ به اين نقد كه بار ديگر ورزش وجه المصالحه قرار گرفته است، اين نظريه را مطرح مى كردند كه تخصص على آبادى در كارهاى عمرانى مى تواند باعث پيشرفت ورزش با ساخت ورزشگاه هاى متعدد شود. حال آنكه وظيفه واقعى متولى ورزش در هر كشور، مسايل ديگرى است و اصولاً ساخت و ساز در رديف كارهاى مربوط به شهردارى ها و باشگاه ها قرار مى گيرد. ورزش براى پيشرفت، مدير، استراتژى درست و هدفگذارى منطقى مى خواهد اما وقتى از اين نكات مى گذريم، مى بينيم سازمان تربيت بدنى در همين بخش امكانات نيز آن طور كه بايسته مى باشد، عمل نكرده است. با روى كار آمدن دولت نهم، در سرلوحه قرار گرفتن اين تفكر كه هيچ طرح جديدى كلنگ زده نشود تا طرح هاى قبلى به مرحله بهره بردارى برسد، در بخش ورزش هم اميدوارى هايى ايجاد شد تا شايد از ميان صدها طرح كلنگ خورده و آغاز به كار نشده، چند ده تايى به ثمر بنشيند. اين اتفاق البته محصول كار رييسسازمان تربيت بدنى هم تلقى نمى شد اما حالا بر سر همين مسأله حرف داريم.اين روزها مرتب صحبت از راه اندازى اماكن ورزشى جديد دراقصى نقاط كشور مى شود. اين امر البته در جاى خود شايان تقدير است اما آيا از خود پرسيده ايم بناهايى كه قبل از اين ساخته شده اند و بعضى از آنها مانند مجموعه ورزشى شيرودى بار زيادى از روى دوش ورزش كشور برداشته اند، چه مى شود؟ آيا از خود پرسيده ايم اماكن جديدى كه راه اندازى مى شوند، چگونه و توسط چه افرادى اداره و نگهدارى خواهند شد؟ آيا نظارتى در كار خواهد بود تا اين اموال زودتر از موعد مقرر فرسوده نشوند و حداكثر بهره بردارى ممكن از آنها به عمل آيد؟امروز اهالى ورزش حق دارند با توجه به مسايلى كه شاهد هستند، نگران باشند. وقتى مى بينيم يك مجموعه ورزشى قديمى اما كامل در قلب پايتخت در حال از بين رفتن است، رونق گذشته را ندارد و در حد ظرفيت خود بازدهى ندارد، بايد هم نگران شد.
خرسندى: استيلى در يك صورت مى تواند در پرسپوليس موفق باشد
030591.jpg
احسان خرسندى از جمله بازيكنانى است كه در تمام رده هاى سنى براى باشگاهش بازى كرده است. او فوتبال خود را با پرسپوليس از رده نوجوانان آغاز كرد و بعد از كسب آقاى گلى در تمام رده ها به تمرينات تيم بزرگسالان فراخوانده شد.خرسندى براى اولين بار در سن ۱۵ سالگى با تصميم على پروين در ليگ برتر به ميدان رفت تا عنوان جوانترين بازيكن ليگ را به خود اختصاص دهد. او كه در حال حاضر ۲۲ سال سن دارد، در فصلى كه گذشت شروع بسيار خوبى در ليگ داشت اما حضور در اردوى تيم ملى اميد و لجبازى دنيزلى اجازه نداد روند رو به رشد خرسندى در نيم فصل دوم ليگ هم ادامه داشته باشد. بازيكن جوان پرسپوليس هم اكنون با اتمام قراردادش با اين تيم در آستانه جدايى از جمع سرخپوشان قرار دارد و قطعاً اين خبر، خبر خوشايندى براى هواداران پرسپوليس نخواهد بود.ماحصل گفت و گوى ما با احسان خرسندى جوان را در زير مى خوانيد:
* امسال سال پرفراز و نشيبى را پشت سر گذاشتى، در اين مورد صحبت مى كنى؟
- فصل را خيلى خوب شروع كردم. در همان ابتدا با عملكرد خوبم در تمرينات و مسابقات توانستم نظر مثبت دنيزلى را جلب كنم و به بازيكن فيكس پرسپوليس تبديل شوم اما همان طور كه خودتان در جريان هستيد، حضور در اردوىتيم ملى اميد به شدت به ضرر من تمام شد. متأسفانه تيم ملى اميد براى من سكوى پرتاب نشد و همه چيز برعكس اتفاق افتاد.
* فكر مى كنى اشتباه از خودت بوده يا مربيانت؟
- راستش را بخواهيد خودم نمى دانم چه اتفاتى رخ داد كه يكدفعه دنيزلى تصميم گرفت من را به نيمكت ذخيره ها بچسباند.
* اما تو در تيم ملى اميد هم به جايگاهى كه مستحقش بودى، نرسيدى؟
- تيم ملى اميد جو چندان خوبى نداشت. نمى خواهم بگويم كار وينكو بگوويچ ايراد داشت، بلكه به نظر من دستياران او، مشاوران خوبى براى وى نبودند. البته بحث محمد پنجعلى جدا است. من براى او مثل وينكو احترام خاصى قائل هستم. اين ديگران بودند كه علاقه نداشتند بازيكنانى مثل خرسندى در تركيب اصلى تيم ملى اميد جايى داشته باشد.
* منظورت نعيم سعداوى است؟
- بله. او خيلى دوست داشت تركيب تيم ملى را بازيكنان اهوازى تشكيل دهند. مخصوصاً اينكه سعى مى كرد هر طور شده ۴ بازيكن از تيم استقلال اهواز به تيم ملى دعوت شوند تا بازى هاى استقلال اهواز در ليگ به تعويق بيفتد.
* وينكو يك دوره در پرسپوليس مربى تو بود، اين مورد باعث نشد بيشتر هواى تو را در تيم ملى اميد داشته باشد؟
- وينكو اگر يك سال مربى من بود، عوضش ۶ سال در اهواز مربيگرى كرده بود. پس طبيعى بود از مشاوران اهوازى اش بيشتر راهنمايى بگيرد.
* تو مخالف جدايى سيموئز بودى؟
- به عقيده من سيموئز بهترين مربى بود كه به ايران آمد.
* مثل اينكه خيلى او را دوست دارى؟!
- سيموئز مربى بسيار دوست داشتنى بود. او هيچ وقت به اسم بازيكن يا باشگاهش كارى نداشت. آنچه براى وى مهم بود، آمادگى بازيكنان در تمرينات بود. من اگر خوب تمرين مى كردم، فيكس بودم و اگر برعكس آماده نبودم، تبديل به مهاجم چهارم تيم مى شدم.
* از بحث تيم ملى اميد خارج شويم، از پرسپوليس بگو. اين تيم بازهم نتوانست قهرمان شود، به نظرت ايراد كار كجا بود؟
- به نظر من ۲ عامل باعث شد قهرمان نشويم؛ يكى حواشى كه هميشه و مخصوصاً اواخر ليگ در مسايل مديريتى دامنگير تيم بود. دوم بى دقتى مهاجمان كه تا روز آخر همچنان ادامه داشت.
* دنيزلى در اين ناكامى چقدر مقصر بود؟
- احساس مى كنم دنيزلى يك سبك جديد در فوتبال ايران رو كرد. او خيلى سعى كرد تيمش يك فوتبال مدرن را به نمايش بگذارد اما براى اين منظور نياز به ابزارهايى داشت.
* اما پرسپوليس كه با كمبود مهره مواجه نبود؟
- فكر نكنيد چون تيم ما مهره هاى اسمى داشت حتماً بايد نتيجه مى گرفت. ما درهجده قدم حريف هميشه با كمبود يك مهره مؤثر و گلزن روبرو بوديم و دنيزلى هرچه سعى كرد با جابجايى نفرات اين ضعف بزرگ را برطرف كند، موفق نشد.
* خيلى ها دليل ناكامى پرسپوليس را نبودن يك رابطه خوب و صميمانه بين بازيكنان و مربيان مى دانند، در اين رابطه چه نظرى دارى؟
- بله، اين مسأله در تيم  ما وجود داشت، مخصوصاً بعد از اينكه استيلى از تيم كنار رفت. او تا وقتى كه بود خيلى سعى مى كرد رابطه صميمى بين بازيكنان و كادرفنى ايجاد كند اما زمانى كه استيلى رفت، حتى بين بعضى از بازيكنان هم تا حدودى اختلاف به وجود آمد. ناگفته نماند خود من هم از جدايى استيلى ضربه خوردم چون هيچ كس در تيم نبود كه مشكل بين من و دنيزلى را حل كند.
* مگر تو با دنيزلى مشكل داشتى؟
- من اين اواخر يك چيزهايى دستگيرم شد كه چرا دنيزلى بازى ام نمى دهد. باخبر شدم قبل از بازى با استقلال، دنيزلى يك نفر را مأمور مى كند كه به من بگويد اردوى تيم ملى اميد را ترك كنم و به اردوى تيم بيايم اما آن فرد مأموريت خود را انجام نداد و دنيزلى هم فكر كرد من خودم نيامدم. دقيقاً از آن زمان به بعد بود كه رفتار دنيزلى با من عوض شد.
* فكر مى كنى دنيزلى چه فردى را از تيم مأمور كرد كه تو را خبر كند؟
- دقيقاً نمى دانم اما قطعاً يا سرپرست تيم بوده يا مترجم دنيزلى.
* خودت اعتقاد دارى اگر دنيزلى آن رفتار را با تو نمى كرد، مى توانستى مشكل گلزنى تيم را حل كنى؟
- من در نيم فصل اول حدود ۵۴۰ دقيقه براى پرسپوليس به ميدان رفتم و توانستم ۷ گل به ثمر برسانم. فكر نمى كنم اين آمار بدى باشد. در هر صورت فصل تمام شده و گفتن اين حرفها فايده اى ندارد. بايد سعى كنم از تجربه امسال بهره خوبى براى سال هاى آينده بگيرم.
* با آنهايى كه مى گويند اگر آرى هان در پرسپوليس مى ماند، اين تيم قهرمان ليگ مى شد، چقدر موافقى؟
- آرى هان يك مربى بزرگ بود. كار او خيلى با دنيزلى متفاوت بود. «هان» كلاس كارى خودش را داشت و توانست در آن مقطع كوتاه پرسپوليس را متحول كند. به نظر من اگر زمان كافى در اختيار آرى هان مى گذاشتند، موفق مى شد. البته دنيزلى هم در پرسپوليس ناموفق نبود. او تيمى ساخت كه بهترين فوتبال را در ايران به نمايش مى گذاشت.
* از استيلى به عنوان سرمربى آينده پرسپوليس نام برده مى شود، او مى تواند موفق باشد؟
- استيلى را همه بازيكنان تيم دوست دارند. او در برقرارى رابطه با بازيكنان استاد است. به عقيده من اگر پرسپوليس را به او بسپارند و در كارش دخالت نكنند، مى تواند موفق باشد.
* در جايى از صحبت هايت از اختلاف يك سرى از بازيكنان با يكديگر گفتى، قضيه چه بود؟
- مشكل چندان بزرگى نبود. يك عده از بازيكنان رابطه صميمى با دنيزلى داشتند و اين مسأله ذهنيت بدى در بعضى ها به وجود آورده بود كه اين مسأله هم طبيعى بود.
* بگذريم، برنامه ات براى آينده چيست؟
- اول منتظرم ببينم تكليف سرمربيگرى پرسپوليس چه مى شود. اگر شرايط مهيا بود، قراردادم را تمديد مى كنم اگر نه، به پيشنهادات رسيده فكر مى كنم.
* گفته مى شود جدايى ات از پرسپوليس قطعى است و حتى تيم بعدى خود را مشخص كرده اى؟
- نه، هنوز هيچ چيز قطعى نشده است.
* حرف آخر؟
- حرف خاصى ندارم. فقط تشكر مى كنم از روزنامه خوب ابرار ورزشى كه هميشه حامى بازيكنان جوان است.
فراز فاطمى: پول باشگاه فقط بين ۵ بازيكن تقسيم مى شد
030594.jpg
فراز فاطمى از جمله فوتباليست هايى است كه با وجود بازى در ۲ تيم پرطرفدار كشور معمولاً كم حاشيه بوده است اما اتفاقاتى كه امسال در پرسپوليس براى او رخ داد باعث شد اعتراض كند و حرف هاى دلش را بيرون بريزد. در زيرگفت و گو با اين بازيكن را مى خوانيد:
* وضعيتت چطور است؟
- همچنان بلاتكليف هستم. مثل اينكه قرار است مدير عامل جديد با تك تك بازيكنان جلسه بگذارد تا به وضعيت مالى آنها رسيدگى كند.
* انصارى فرد قبل از رفتنش گفت با اكثر بازيكنان تسويه حساب كرده است، تو جزو آنها نبودى؟
- از روزى كه من به پرسپوليس آمده ام از قول انصارى فرد مى شنوم مشكلى نيست و پول تمام بازيكنان را داده ايم. فكر كنم منظور آقايان بازيكنان جوان و اميد باشگاه هستند و نه ما! البته شايد نورچشمى  هاى تيم مثل هميشه پول گرفته اند و ما خبر نداريم.
* منظورت از نورچشمى ها كدام بازيكنان هستند؟
- همان هايى كه به موقع پول قرارداد و پاداش هاى خود را مى گرفتند و هميشه هم بازى مى كردند. متأسفانه هر موقع پول مى آمد باشگاه، بين ۴ ، ۵ نفر از بازيكنان تقسيم مى شد غافل از اينكه تيم ۲۵ بازيكن دارد. اين مسأله باعث دودستگى بين بازيكنان شده بود و بقيه اش همانى شد كه قابل پيش بينى بود.
* در اين مورد كمى واضح تر صحبت مى كنى؟
- ببينيد بازيكنى مثل من ۸۰ درصد پولش را نگرفته است اما يكسرى ها تسويه حساب كامل كرده اند! به نظر شما به اين مى گويند عدالت؟! انصارى فرد پول ۵ نفر و مربى تيم را مى داد آن وقت ادعا مى كرد مديريتش خوب است و تيمش مشكلى ندارد. من يكى، از كم لطفى هايى كه او در حقم كرد به راحتى نمى گذرم و او را به خدا واگذار مى كنم.
* مثل اينكه دل پرى دارى؟!
- دلم از بى عدالتى ها مى سوزد. امسال در بدترين شرايط مالى بسر مى بردم. پدرم مشكل قلبى داشت و من پول نداشتم خرج عمل او را بدهم. چند بار در اين خصوص با انصارى فرد تماس گرفتم اما او هر بار وعده امروز و فردا مى داد.
* بگذريم نگفتى امسال چرا اين قدر كم بازى كردى؟
- من اول فصل در بهترين شرايط بدنى به پرسپوليس آمدم و در اولين حضور تيم با وجود ۲۰ دقيقه بازى گلزنى كردم اما يكدفعه ۸ هفته نيمكت نشين شدم. اين در حالى بود كه تيم ما مشكل گلزنى داشت! آن طورى كه دوستان آمار گرفتند من در هر ۱۰۰ دقيقه بازى براى تيم گلزنى كردم. فكر نمى كنم اين  آمار بدى باشد. در هر صورت خودشان از امثال من و احسان خرسندى كه هر بازى به ميدان مى رفتيم گل مى زديم، استفاده نكردند و ثمره اش را هم ديدند.
* چرا بعضى از بازيكنان تحت هر شرايطى بازيكن فيكس دنيزلى بودند؟
- دنيزلى به يكسرى از بازيكنان اعتقاد ويژه اى داشت و به بعضى ها هم اصلاً فرصت نمى داد. در كل شيوه كار او اينگونه بود، براى همين است در ايران كاملاً ناموفق بود. او ۳ سال با بهترين امكانات و بهترين مهره ها حتى يك جام هم نگرفت و نزديك به ۳ ميليارد تومان هم دريافت كرد.
* اواسط نيم فصل دوم يكسرى از بازيكنان از تيم اخراج شدند، اين مسأله چقدر به تيم ضربه زد؟
- گفتم كه نوع مديريت باشگاه و رفتار سرمربى بين بازيكنان اختلاف و دودستگى ايجاد كرده بود. به جرأت مى گويم تمام حرف هايى كه بازيكنان اخراجى تا به امروز به زبان آورده اند كاملاً راست است. چرا حميد استيلى را نمى گوييد؟ او مگر آن زمان كه از تيم كناره گيرى كرد نگفت پرسپوليس با دنيزلى به جايى نمى رسد اماهيچ كس گوش نكرد. اگر استيلى را فصل گذشته سرمربى تيم مى كردند و يك ميليارد تومان دنيزلى را بين بازيكنان تقسيم مى كردند، خيلى بهتر از اين نتيجه مى گرفتيم.
* پس تو موافق سرمربى شدن استيلى هستى؟
- چرا نباشم؟ مگر خداداد و دايى با تيم هايشان بد نتيجه گرفتند؟ به عقيده من بايد به اين نسل از مربيان احترام گذاشت و به آنها اعتماد كرد. استيلى از هر نظر شايستگى هدايت پرسپوليس را دارد.
* برنامه ات براى آينده چيست؟
- بايد ديد چه پيش مى آيد. شخصاًً خيلى دوست دارم در پرسپوليس بمانم و شايستگى هايم را نشان دهم اما بايد شرايط براى ماندن مهيا باشد.
از ما نشنيده بگيريد
تصميم جالب على آبادى
«محمدعلى آبادى» رييس سازمان تربيت بدنى، پس از كش و قوس هاى فراوان اعضاى هيأت مديره باشگاه استقلال را معرفى كرد تا اين باشگاه از بلاتكليفى خارج شود. حرف و حديث هاى بسيارى در مورد اعضاى جديد هيأت مديره شنيده مى شد از جمله اينكه رييس سازمان تربيت بدنى نمى تواند به راحتى از كنار نام اعضاى سابق هيأت مديره بگذرد و دليل تأخير او در اعلام اسامى جديد نيز همين مسأله بوده است. از ما نشنيده بگيريد اما يكى از نزديكان باشگاه استقلال در اين خصوص گفت: طبيعى است كه على آبادى نتواند به راحتى از كنار نام هايى مثل زريبافان يا ايروانى بگذرد. او در اين مدت مشغول بررسى بود كه چگونه رفتار كند تا مشكلى در انتخاب اعضاى جديد هيأت مديره پيش نيايد. وى افزود: على آبادى براى حذف نام مسعود زريبافان با او هماهنگى كرد و پس از توافق خودش شخص ديگرى را انتخاب كرد اما با محمدجواد ايروانى چنين صحبتى انجام نشد. تصميمى كه رييس سازمان تربيت بدنى گرفت، ريسك زيادى داشت و اين احتمال وجود دارد كه بعضى ها نسبت به معرفى اعضاى جديد و حذف اعضاى قبلى اعتراضاتى داشته باشند.
2 نكته جالب از هيأت مديره استقلال
محمدسعيد نفريه و حميدرضا عليان، ۲ عضو جديد هيأت مديره باشگاه استقلال هستند كه به عنوان چهره هايى غيرورزشى (همراه خسرو دانشجو) در هيأت مديره فعاليت خواهند كرد. نفريه در شركت توسعه و تجهيز كه زيرمجموعه سازمان تربيت بدنى است، حضور دارد. در مورد او شنيديم از دوستان نزديك رييس سازمان تربيت بدنى است كه البته حضور وى در هيأت مديره استقلال، صددرصد بستگى به اين موضوع نداشته است. نفريه به واسطه حضور در شركت تجهيز، مى تواند كار باشگاه استقلال در بسيارى از موارد را راه بيندازد؛ در مسايلى مثل كمپ استقلال كه قرار است در كنار پارك ارم احداث شود، نفريه مى تواند به نفع استقلال فعاليت كند. از سوى ديگر حميدرضا عليان نيز بيشتر يك چهره اقتصادى است. او در مسايل اقتصادى فعاليت دارد و آن طور كه شنيديم از سوى مدير خود به على آبادى معرفى شده است. گويا رييس سازمان تربيت بدنى در صحبت هايى كه داشته، به دنبال چهره اى اقتصادى براى حضور در هيأت مديره استقلال بوده كه مدير عامل يكى از شركت هاى خودروسازى، مشاور خود يعنى عليان را معرفى كرده است. قرار شده حل و فصل مسايل اصلى اقتصادى استقلال در فصل آينده به عهده اين عضو هيأت مديره باشد.
تشكر با «SMS»
مدير عاملى «على فتح الله زاده» در باشگاه استقلال موضوعى بود كه از مدت ها قبل محتمل به نظر مى رسيد. انتظار مى رفت فتح الله زاده كه با عنوان سرپرست به باشگاه استقلال آمد، حكم مديرعاملى را نيز دريافت كند اما به تعويق افتادن اعلام اسامى اعضاى هيأت مديره، اين موضوع را تحت تأثير قرار داد و شايعاتى مبنى بر انتخاب مدير عاملى غير از فتح الله زاده را بر سر زبان ها انداخت. البته پس از معرفى اعضاى هيأت مديره، شانس مدير عاملى فتح الله زاده بالا رفت زيرا در ميان نام ۴ عضو جديد هيأت مديره، هيچ يك چهره اى شاخص براى احراز پست مدير عاملى يك باشگاه ورزشى به حساب نمى آمدند. البته در اين ميان بودند افرادى كه براى مدير عاملى فتح الله زاده رايزنى ها و تلاش هايى انجام دادند كه اتفاقاً مذاكرات آنهانتيجه بخش بود. از ما نشنيده بگيريد اما آن طور كه مطلع شديم، فتح الله زاده پس از دريافت حكممدير عاملى، با ارسال يك پيغام كوتاه (SMS) از يكى از همين افراد تشكر كرده است. حتى مدير عامل جديد استقلال در صحبت با يكى از نزديكانش خواسته با آن فرد ثالث تماس گرفته و به او پيشنهاد قبول پست مشاور مدير عامل را ارايه كند. البته اين پيشنهاد مورد موافقت قرار نگرفته است.
حرف و حديث در مورد استيلى
«حميد استيلى» اولين گزينه اى بود كه براى جايگزينى مصطفى دنيزلى در پرسپوليس مطرح شد. بعد از روى كار آمدن حبيب كاشانى، شانس استيلى براى نشستن روى نيمكت پرسپوليس بسيار بالا رفت زيرا رابطه بسيار صميمى و گرم استيلى و كاشانى بر هيچ كس پوشيده نبود. البته زمانى كه استيلى در هلند حضور داشت، حرف و حديث هايى در مورد حضور افشين قطبى و افشين پيروانى در پرسپوليس مطرح شد كه آرام آرام جدى شد. كاشانى و بيادى هر ۲ مذاكره با قطبى را تأييد كردند و حتى بيادى در گفت و گو با برنامه ۹۰ ، مربى ايرانى تيم ملى كره جنوبى را گزينه اصلى براى هدايت سرخپوشان خواند. از ما نشنيده بگيريد اما يكى از نزديكان پرسپوليس در اين خصوص به ابرارورزشى گفت: در اينكه كاشانى و استيلى رابطه گرمى با هم دارند شكى نيست اما استيلى مخالفانى در هيأت مديره باشگاه دارد كه كار او را براى نشستن روى نيمكت پرسپوليس به عنوان سرمربى مشكل كرده است. مخالفان استيلى با مطرح كردن نام هاى متفرقه قصد دارند او را از نيمكت پرسپوليس دور كنند و همين مسأله كار انتخاب سرمربى را طولانى كرده است. البته با تمام اين شرايط، حميد استيلى هنوز هم از بيشترينشانس براى هدايت پرسپوليس در فصل آينده ليگ برتر برخوردار است.