|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
همزمان كشف اكسير سلامتى
قلبى كه مى شكند
|
|
|
گاهى مى ايستد و ما را يك قدم به آن ملاقات نهايى نزديك مى كند. مارك ويوين فو در «ژرلان» دچار ايست قلبى شد و براى هميشه رفت. چند ماه بعد «ميكلوس فهر» بابت ذوق زدگى ناشى از گلزنى، ۲ دست خود را روى پاهايش گذاشت و دقايقى بعد خبر مرگ او دنيا را تكان داد. «سرجينيو» بازيكن برزيلى هم در يكى از زمين هاى پرتب و تاب كشورش سكوت جاودانگى را تجربه كرد. در اين ميان آخرين اتفاق، بدترين اتفاق بود. قلب نارفيق به آنتونيو پوئرتا اجازه نداد ۳ ماه بيشتر در اين دنيا بماند و تولد اولين فرزند خود را شاهد باشد. آخر او فقط ۲۱ سال داشت. اكنون چه تفاوتى دارد اكسير جاودانگى براى قلب ها هم ساخته شود. همه مى دانيم اين عضو طلايى از آنجا كه شكستنى است، هيچ وقت رنگ «بى مرگى» را به خود نخواهد ديد. تازه اگر هم اينگونه شود، تضمينى براى عدم شكستن قلب وجود نخواهد داشت. مارادونا را به ياد بياوريد كه چگونه در كوچه پس كوچه هاى لس آنجلس فرياد «من دوپينگى نيستم» را سر مى داد! «ژائو هاولانژ» خائن، قلب او را به ۲ نيم تقسيم كرده بود كار بزرگ و بى سر وصداى يك محقق انگليسى، بعد متافيزيكى فوتبال را نماياند. آنجا كه همه چيز در به ثمر رساندن و دريافت چند گل خلاصه نمى شود، داده هاى كامپيوترى وارد عمل مى شوند و ميزان ظرافت استخوان هاى پاى فوتباليست ها را تعيين مى كنند. ماجرا را مى دانيد؟ يك محقق انگليسى ادعا مى كند با انجام تست پرش روى بازيكنان مختلف و وارد كردن نتايج آزمايش به كامپيوتر، موفق شده راه هايى براى جلوگيرى از آسيب ديدگى فوتباليست ها بيابد. او فعلاً فقط مى تواند اين اكسير سلامتى را براى پاى ستاره هاى دنياى توپ گرد تجويز كند اما ساير عضوها چطور؟ چه مى شد اگر اكسير سلامتى در دست، قلب و ... كارساز بود. در غير اين صورت چه اتفاقى رخ مى دهد؟
پا
اگر دانشمند قصه ما ۲۰ ، ۳۰ سال زودتر تحصيلات آكادميك خود را به پايان مى رساند يا كمى زودتر از سلول هاى خاكسترى مغزى خود استفاده مى كرد، اكنون اين همه هنرمند دنياى مستطيل سبز در خانه نمى نشستند. هيچ كس درصد ضربه پذيرى پاى هنرمند ماركو فان باستن را تشخيص نداد و به همين دليل وقتى مارسل دزايى روى پاى او تكل زد، براى هميشه رفت. چنانچه براى استخوان هاى روبرتو باجو هم دارويى تجويز مى شد، يك ملت به خاطر پنالتى از دست رفته او در فينال جام جهانى ۱۹۹۴ نمى گريست. به هر حال قلب دوم انسان، سزاوار مراقبت هاى بيشترى است. مارادونا با اتكا به جادوى اين عضو، چندين هزار خانواده داغ ديده از جنگ فالكلند را به عرش برد. همين ۲ پا به او فرصت داد آنقدر روپايى بزند كه خانواده اش با آن چند پزو به دست آمده توسط پسرشان، گرسنه سر بر بالين نگذارند. اگر اكسير سلامتى در يكى از روزهاى گرم اواخر دهه ۸۰ كشف مى شد، قصاب محله بيلبائو ( آندونى گوى گوچه آ) نمى توانست آنقدر راحت مارادونا، قربانى عزيز دنياى فوتبال را نقش زمين كند. مگر خاصيت «اكسير» چيزى غير از عدم سقوط ستاره ها به زمين نيست؟ رونالدوى بيچاره ميلان هم در «سانتى مانتاليسم» فوتبال گرفتار شد. ظاهراً آن زمان هيچ كس چيزى از افلاطون و فلسفه يونان نمى دانست و اگر چيزى شنيده بود، اين فوتبال را آنقدر غرق در تزوير مى ديد كه به خود اجازه ندهد از وجود خرافه اى! به نام «اكسير» صحبت كند! از اين پس قرار شده بازيكنان كمتر آسيب ببينند آيا براى قوزك پايى كه مصدوم نشده اما ناى رفتن ندارد هم دارويى يافت مى شود؟ آن فوتباليست هايى كه روزگار، متوقفشان مى كند هم از خوان گسترده سلامت بهره اى خواهند برد؟
دست
هنگامى كه مارادونا بسيار ماهرانه توپ را با دست درون دروازه انگليسى ها جاى داد، اهميت عضو مهم بدن در فوتبال نمايان شد. چه كسى گفته نبايد مراقب دست ها بود. دست طلايى، پاى چلاق را يارى مى دهد. اگر باور نمى كنيد فيلم بازى هاى بكن باوئر در جام جهانى ۱۹۷۰ را ببينيد كه چگونه با وجود يك پا و يك كتف شكسته، رقبا را با دست كنار زد و تيم خود را تا نيمه نهايى آن رقابت ها بالا برد! براى جوانان نسل جديد نيز حفظ دست ها از اهميت بالايى برخوردار است. آرژانتينى ها و ليونل مسى با استعداد هرگاه هوس مى كنند ياد مارادوناى بزرگ را زنده كنند، دست خود را به سمت توپ مى برند! تصور كنيد اكسير سلامتى به رگ دستان ليونل تزريق شود. در چنين شرايطى دروازه بان نگون بخت گتافه هرچقدر فرياد اعتراض سر دهد، بيشتر خود را خسته مى كند. فوتبال راه تقلب را بازگذاشته و خداوند اين دست هاى طلايى را از متقلب ها نگيرد. نمى دانيم «اكسير» كشف نشده مخصوص دست ها، چند درصد «اسيد» دارد. چه خوب بود بعضى دست ها نمك داشت و هيچ ماده اى نمى توانست نقش خنثى كننده را داشته باشد. اكسير مى تواند دست ها را نجات دهد اما قادر نيست از شورى بخت دست بى نمك بكاهد!
سر
معدن شكل گيرى آرزوهاى بزرگ، گاهى منبع به وجود آمدن دردسرهاى فراوان مى شود. ستاره هاى بزرگ دنياى فوتبال بخشى از موفقيت خود را مديون پرواز دائمى در محوطه جريمه ساير تيم ها هستند. ورود به اين منطقه، جريمه اى در پى ندارد اما اگر پرشى بلندتر از حد معمول داشته باشيد، رقيبان با استوك به سراغتان خواهند آمد و چند يادگارى روى پيشانى شما باقى مى گذارند! سر طلايى، خيلى از فوتباليست هاى «سر طلايى» را از فرش به عرش رسانده اما براى عده اى هم سود چندانى در پى نداشته است. سرهاى شكسته بازيكنان بزرگ، مى تواند اولين تعريف هر كودك دبستانى از مقوله تعصب در فوتبال باشد. مگر نه اينكه قهرمانان ورزشى ما در حال پاك كردن خون روى پيشانى، ستايش مى شدند؟ سر پرسودا، خود به خود هورمون جاودانگى ترشح مى كند اما گاهى زخم استوك رقيب سابقاً رفيق، مرگ موقت را نصيب صاحب سر پرسودا مى كند.
قلب
گاهى مى ايستد و ما را يك قدم به آن ملاقات نهايى نزديك مى كند. مارك ويوين فو در «ژرلان» دچار ايست قلبى شد و براى هميشه رفت. چند ماه بعد «ميكلوس فهر» بابت ذوق زدگى ناشى از گلزنى، ۲ دست خود را روى پاهايش گذاشت و دقايقى بعد خبر مرگ او دنيا را تكان داد. «سرجينيو» بازيكن برزيلى هم در يكى از زمين هاى پر تب و تاب كشورش سكوت جاودانگى را تجربه كرد. در اين ميان آخرين اتفاق، بدترين اتفاق بود. قلب نارفيق به آنتونيو پوئرتا اجازه نداد ۳ ماه بيشتر در اين دنيا بماند و تولد اولين فرزند خود را شاهد باشد. آخر او فقط ۲۱ سال داشت. اكنون چه تفاوتى دارد اكسير جاودانگى براى قلب ها هم ساخته شود. همه مى دانيم اين عضو طلايى از آنجا كه شكستنى است، هيچ وقت رنگ «بى مرگى» را به خود نخواهد ديد. تازه اگر هم اينگونه شود، تضمينى براى عدم شكستن قلب وجود نخواهد داشت.مارادونا را به ياد بياوريد كه چگونه در كوچه پس كوچه هاى لس آنجلس فرياد «من دوپينگى نيستم» را سر مى داد! «ژائو هاولانژ» خائن، قلب او را به ۲ نيم تقسيم كرده بود. همه آن آفريقايى ها (الجزاير ،۸۲ كامرون ۹۰ و مراكش ۹۸) كه زخم بى عدالتى و دست به يكى كردن رقبا را چشيده اند، مى دانند شكستگى قلب چه درد بى درمانى است!
كليه
براى داروى جاودانگى اين عضو فقط يك مشترى وجود دارد. ايوان كلاسنيچ بيچاره تا چند ماه پيش به دنبال يافتن يك كليه بود اما تقريباً تمام نزديكان او نمى توانستند كليه خود را به او اهدا كنند. احتمال داشت اين كليه عفونى مانع ادامه دوران حرفه اى «ايوان» شود اما سرانجام يك كليه سالم پيدا شد و كلاسنيچ اجازه يافت عمرى البته نه جاودانه بيابد. اگر اكسير جاودانگى اين عضو كشف شود و به درد فوتباليست ها هم بخورد، ديگر چشمى آب نمى خورد و قلبى بابت از دست دادن يك دوست نمى لرزد.
... اما جاودانگى
البته در پايان بايد گفت خوشبختانه در اين دنيا اكسير هيچ معنايى ندارد و چيزى غير از يك خرافه نيست! همان بهتر كه يك خرافه باشد چون اگر قرار بود اين فوتباليست هاى جاه طلب همواره سالم بمانند، ديگر ما هواداران از رنج آنها رنج نمى برديم و چون ناراحت نمى شديم، به درك كاملى از غوغاى توپ گرد نمى رسيديم. به ياد داريد در ثانيه شكستن پاى ادواردو، اشك از چشمان فابرگاس سرازير شد و شايد همان حوالى قلبى شكست...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
استراكان: توانايى شكست دادن بارسلونا را داشتيم
|
|
«گوردون استراكان» سرمربى سلتيك پس از حذف تيمش از ليگ قهرمانان اعلام كرد توانايى شكست دادن بارسلونا را داشته است. سلتيك در مجموع ۲ ديدار مقابل بارسلونا، بازى هاى زيبايى انجام داد و در زمين خودى توانسته بود ۲ بار دروازه كاتالان ها را باز كند. شجاع دل ها در بازى برگشت كه در نوكمپ برگزار شد، باز هم زيبا بازى كردند و نشان دادند تيم جان سختى هستند اما در مجموع ۴ بر ۲ مغلوب غول اسپانيايى شدند. استراكان گفت:« ما بازى زيبايى انجام داديم. حتى در دور رفت كه ۲ گل به ثمر رسانده بوديم نيز به اين خوبى بازى نكرده بوديم. فقط يك اشتباه موجب شد گل زود هنگامى دريافت كنيم. پس ازگل نيز به خوبى خود را پيدا كرديم و تمام بازيكنانم با قلب هايشان بازى مى كردند. اين مسأله برگرفته از اعتماد به نفس بالايى است كه در بازى شاگردانم وجود دارد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|