نسخه
PDF
شماره ۴۱۰۶ - ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - - ۱۵ مى ۲۰۰۸ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
ماركار آقاجانيان
سرتيپ كريم ملاحى
با انگيزه هاى هفته هاى بى انگيزگى
066939.jpg
ليگ الان عملاً به ۲ گروه تقسيم شده؛ ليگ با انگيزه ها و ليگ بى انگيزه ها. بى انگيزه ها آنهايى هستند كه يا سقوطشان قطعى شده و يا اينكه از جايگاه فعلى خود راضى هستند. با انگيزه ها اما به ۳دسته تقسيم مى شوند: دسته اول آنهايى هستند كه براى قهرمانى يا بقا مى جنگند. سپاهان،پرسپوليس و صباباترى در دسته مدعيان قهرمانى جاى دارند و ملوان، پگاه و صنعت نفت در دسته جنگندگان بقا! شيرين فراز هم كه سقوطش قطعى شده و اصلاً انگيزه اى براى ادامه ندارد. دسته دوم اما متشكل از ۴ تيم است. ۴ تيمى كه نه قهرمان مى شوند و نه سقوط مى كنند اما مثل تيم هاى ديگر با انگيزه مى جنگند. تيم هايى كه در اين برهوت بى انگيزگى روزهاى پايانى ليگ، انگيزه دارند.
ابومسلم
پرويز مظلومى اصلاً آرزوى پايان ليگ را ندارد. براى او كه خود را يكى از نامزدهاى مربيگرى استقلال مى داند و صنعت نفت و ابومسلم را پاى ميز مذاكره با خود مى بيند، هفته به هفته ليگ فرصتى است براى به اثبات رساندن خود. مظلومى حالا با هر امتيازى كه در ليگ كسب مى كند، قيمت قرارداد بعدى خود را بالا مى برد. او همين الان اگر اراده كند، مى تواند با ابومسلم تمديد قرارداد نمايد اما او منتظر استقلال است. استقلال تهران!
برق شيراز
۲ بازى بزرگ با سپاهان و پرسپوليس براى محمود ياورى و تيمش كرسى درس اخلاق بود براى ديگر تيم هاى ليگ.محمود ياورى، مربى سپيدمو و محبوب اصفهانى، امسال هرچه از هنر و دانش و علم داشته با هم مخلوط كرده و تيمش را همچنان مدعى نگه داشته است. برق امسال در بازى هاى آخر براى فوتبال پاك بازى كرد و از آن ۲ بازى حساس ۲ امتياز گرفت. آنها حالا براى جام حذفى مى جنگند، جايى كه شانس قهرمانى دارند.
سايپا
سايپا فقط براى على دايى مى جنگد. براى اينكه تيم على دايى در پايان فصل رتبه بهترى كسب كند. چه رتبه اى؟ مهم  نيست. هر رتبه اى كه بهتر از رتبه فعلى باشد! يك پله بالاتر يا ۲پله بالاترش مهم نيست. آنها به آسيا مى انديشند و حرف اصلى  خود را در آسيا مى زنند. ليگ براى آنها خيلى جدى نيست.
پيكان
اصغر مديرروستا فقط براى خودش مى جنگد. براى تثبيت موقعيتش در پيكان براى فصل بعد. براى ماندن در اين تيم. براى  آنكه تيم فصل بعد را از اول فصل در اختيار داشته باشد. نتايج او در ليگ بسيار خوب بوده و او مسلماً خود را در دل هيأت مديره جا كرده. او فقط مثل مظلومى به دنبال محكم كردن ميخ خود است.
مديرعامل نبايد مربى و بازيكن را زيردست بداند
066954.jpg
۱-طى مصاحبه هايى كه اخيراً با نشريات ديگر در مورد آقاى مجيد جلالى كرده ام دخل و تصرف هايى شده كه به هيچ عنوان شايسته نبوده، به همين خاطر بر آن شدم تا طى يادداشتى در ابرارورزشى نقطه نظرات خود و در كل مديريت باشگاه استقلال اهواز را به رشته تحرير دربياورم. انتقاد من از سرمربى تيم به هيچ عنوان فنى نبود بلكه در راستاى دفاع از تلاش مديريت در تأمين بهترين امكانات براى اعضاى تيم بود تا همه بدانند هيچ مشكلى از اين بابت نداريم. از مجهزترين استخر و سونا گرفته تا خوابگاه هاى نوساز و با كيفيت را با كليه وسايل مدرن در اختيار استقلالى ها گذاشته ايم. آقاى رضاييان، مديرعامل فولاد هم لطف كرده و زمين اختصاصى فولاد را در اختيار ما گذاشته اند تا بتوانيم زيرنور نيز تمرين كنيم. با اين حساب صحبت از كمبود امكانات باشگاه استقلال اهواز دور از انصاف است و واقع بينانه نيست.
۲- برخى بر اين باورند كه شفيعى زاده ها به دنبال شهرت وارد فوتبال شده اند و هرازگاهى هم لقب آبراموويچ باشگاه چلسى را به برادرم آقاى على شفيعى زاده نسبت مى دهند. بايد به اطلاع اين آقايان برسانم كه ما در يك كشور اسلامى زندگى مى كنيم و هدفمان نيز خدمت به خلق خداست. دنبال درآمد هم نيستيم چرا كه تاكنون فقط پول خرج كرده ايم و بازگشت سرمايه اى در كار نبوده. باشگاه استقلال اهواز در كل هزينه بر است و درآمدزا نيست. علت اين امر هم كاملاً واضح است؛ فقط شاد كردن دل مردم فوتبالدوست خوزستان. اين تيم مردمى و با ريشه به واسطه هزينه هاى كلانى كه كرده ايم، توانسته طى سال هاى اخير از اعتبار فوتبال خوزستان و در كل جنوب ايران دفاع كند. همه اين حرف ها را زدم تا معلوم شود پى شهرت وارد فوتبال نشده ايم و مقايسه اى هم كه بين مديريت ۲ باشگاه استقلال اهواز و چلسى مى شود به خاطر تفاوت نيات و اهداف، مقايسه درستى نيست.
۳- استقلال اهواز طى سال هاى اخير صاحب شخصيت ويژه اى در فوتبال ايران شده است. طى ۲ سال اخير هم كه خود شاهد پيشى گرفتن استقلال اهواز از هم خانواده خود يعنى استقلال تهران در جدول رده بندى ليگ برتر هستيد. البته اين اتفاق جالب توجه صرفاً به خاطر هزينه هايى كه شده نيست، بلكه حمايت همه جانبه هواداران دليل اصلى بوده است. تماشاگران فهيم استقلال اهواز، تيم چه ببرد و چه ببازد، فقط حمايت مى كنند. آنان بارها در شعارهاى خود اعلام كرده اند تيم چه شكست بخورد و چه پيروز شود، پشت استقلال اهواز و اعضايش هستند.
۴- مجيد جلالى را بعد از اين مدت خوب شناخته ام. بعد از جدايى فيروز كريمى با مربى جديد استقلال اهواز كار كرده ام و بعد از ماه ها با افكار تاكتيكى و شخصيت ورزشى و غيرورزشى وى آشنا شده ام، به همين خاطر قصد ندارم جلالى را در شرايط فعلى از دست بدهم.
مطالعات لازم براى تمديد قرارداد وى انجام شده و فكر نمى كنم مشكلى براى ادامه همكارى با مربى مذكور داشته باشم. اين را هم بايد اضافه كنم كه دلخورى پيش آمده بين مديريت باشگاه و كادرفنى تيم كاملاً برطرف شده و مى توانم از اين پيشامد به عنوان يك تجربه جديد و مفيد نام ببرم كه در آينده مى تواند گره گشاى بحران هاى احتمالى و پيش بينى نشده باشد.
۵- تيم فصل قبل را فيروز كريمى بست و در ميانه راه ما را تنها گذاشت. او تيم را مختصر اما كاملاً مفيد بسته بود، به همين خاطر قبل از پايان فصل جارى تقريباً اغلب بازيكنان تيم پيشنهادهايى دارند. اين نشان مى دهد بازيكنان با حضور در استقلال اهواز، هم رشد كرده اند و هم خوب ديده شده اند.
۶- از نظر من مديريت استقلال اهواز در فصل جارى اشتباهى نداشته كه بحرانى به دنبال داشته باشد و ايجاد مشكل كند.
۷- بهترين تصميم  مديريتى باشگاه در فصل جارى، جذب مجيد جلالى بود. فيروز كريمى كه رفت برخى بر اين باور بودند كه تيم زمين مى خورد اما توانستيم در كمترين زمان ممكن بهترين تصميم را اتخاذ كنيم و سرمربى جديد را دعوت به كار كنيم. حاصلش را هم ديديد. اگر طى ۲ ۳، بازى بدشانسى نمى آورديم و به امثال راه آهن در خانه نمى باختيم، مطمئن باشيد همچون فصل قبل تا ثانيه آخر ليگ برتر براى قهرمانى مى جنگيديم.
۸- هستند دوستانى كه به من توصيه مى كنند در برخوردهاى مديريتى با مربيان و بازيكنان، شدت عمل به خرج دهم و اجازه نفس كشيدن به آنان ندهم چرا كه معتقدند در غير اين صورت نمى توان در فوتبال بى رحم ايران نفس كشيد اما من به هيچ عنوان به اين اصل معتقد نيستم و به عقيده خود مبنى بر برخورد صبورانه با مربى و بازيكن استوارم. به هرحال رفتار مديريتى من بيانگر شخصيت من است و هرگز مربى و بازيكن را زيردست خود نمى دانم.
بهايى كه براى داورى ها پرداخت كرديم
ماركار آقاجانيان
066942.jpg
۱- به نظر من نسبت به سال هاى گذشته كه ليگ برتر را دنبال مى كرديم امسال ليگ از كيفيت بهترى بهره مند شده كه البته اين امر به چند دليل اتفاق افتاده است: اول اينكه بازى ها به طور منظم برگزار شده و وقفه كمترى در طول رقابت ها مشاهده كرديم. دومين دليل قدرتمند شدن تيم ها نسبت به سال هاى گذشته است، چنانكه نمى توان قاطعانه گفت چه تيمى قهرمان مى شود و بايد تا پايان بازى ها منتظر ماند تا نام و چهره قهرمان مشخص شود. در قعر جدول نيز معلوم نيست كدام تيم به همراه شيرين فراز به دسته پايين تر سقوط مى كند. حتى مى توانم براى اثبات گفته هايم تيم هاى ميانى جدول را نيز مثال بزنم. با اينكه برخى از تيم ها نه مى توانند قهرمان شوند و نه سقوط كنند اما هنوز با روحيه مناسبى به مصاف حريفان مى روند و به دنبال جايگاه بهترى هستند و اين به آن معناست كه همه چيز غيرقابل پيش بينى است.
۲- من از اين نظر هم رشد قابل توجهى در ليگ مى بينم. ضمن احترام به پيشكسوتانى مانند محمود ياورى بايد بگويم در نيم فصل دوم مربيان جوان ليگ نتايج بسيار خوبى كسب كردند كه به دليل داشتن مدارك مربيگرى و سواد فوتبالى خوبى است كه طى سال هاى اخير كسب كرده اند. البته اينكه مديران باشگاه ها نيز با اعتمادكردن به مربيان جوان به آنها ميدان دادند نيز بايد جزو نكات قابل توجه در رشد سطح كيفى فوتبال كشور لحاظ گردد؛ هرچند معتقدم در هفته هاى ميانى ليگ تغييراتى در كادر فنى برخى تيم ها به وجود آمد كه نشان مى دهد گاهاً كارشناسى خوبى براى آوردن يك مربى انجام نمى شد اما اين مسأله كه تغييرات به نفع تيم ها بوده يا نه را بايد با توجه به جايگاه كنونى اين تيم ها در جدول رده بندى بررسى كرده و بعد قضاوت كنيم.
۳- در مورد داورى ها بايد با ۲ ديدگاه متفاوت اظهارنظر كرد. ببينيد
در مورد داورى فوتبال كشورمان ۲ حالت بيشتر وجود ندارد: حالت اول اينكه داوران جوانى به عرصه فوتبال و البته سطح اول آن وارد شدند اما حالت دوم و نگاه دوم ما بايد اينگونه باشد كه آيا اين داوران جوان بدون داشتن اشتباه مى توانند به خوبى قضاوت كنند؟ جواب اين سؤال «خير» است. اگر داور جوان و آينده دار مى خواهيم، بايد بهاى آن را بدهيم. نمى توانم بگويم تا به حال هيچ كدام از داوران جوان و حتى با تجربه كشورمان دچار اشتباه نشده اند اما وقتى مى خواهيم در زمينه داورى و قضاوت نيز جوانگرايى داشته باشيم، بايد به اين جوانان ميدان هم بدهيم تا آبديده شوند و البته اين ريسك را بپذيريم كه شايد در اين ميدان هاى اول داوران جوان دچار اشتباه شوند. فكر مى كنم بهتر باشد در اين مورد كميته داوران نيز مانند گذشته آموزش هايش را به طور ادامه دار داشته باشد تا داوران از لحاظ سواد فوتبالى داورى نيز در جايگاه خوبى قرار بگيرند. به هر حال اگر بخواهيم با يك نگاه كلى داورى در ليگ هفتم را تعريف كنيم بايد بگويم هم قضاوت هاى خوبى را شاهد بوديم هم بد كه متأسفانه قضاوت هاى بد برخى از داوران حتى به تغيير نتايج بازى ها هم كمك كرده است.
۴- همين كه بازى ها منظم برگزار مى شود و تيم ها نفس به نفس يكديگر حركت مى كنند، نشان دهنده نقطه قوت ليگ است. سطح فنى اكثر بازى هاى ليگ بسيار بالا بوده و بايد گفت ديدارهاى فوق العاده جذابى را نيز ديده ايم اما در مورد نقاط ضعف ليگ هفتم هم بايد به كيفيت بد بعضى از زمين هاى بازى بخصوص در شهرستان ها اشاره كنم. زمين مهمترين اصل فوتبال است و اگر شما در داشتن مهمترين اصل فوتبال دچار اشكال باشيد، قطعاً نقطه ضعف داريد. ديگر نقطه ضعف ليگ هم برنامه ريزى فشرده بازى ها در هفته هاى پايانى است. كاش با توجه به اينكه ديدارهاى ملى در پيش است، بازى ها طورى برنامه ريزى مى شد كه تيم ها مجبور نباشند در طول يك هفته ۳ بار به ميدان بروند آن هم در هفته هايى كه قرار است تيم قهرمان و تيم سقوط كننده به دسته پايين تر مشخص شود.
مديرعامل قدرتمند كم داريم
سرتيپ كريم ملاحى
066948.jpg
۱- مديريت يك باشگاه يعنى مديريت مجموعه اى كه به تعداد اعضايش داراى افكار متفاوت، حاشيه هاى خاص و ... است. مديرعامل يك باشگاه فقط بالاى سر يك مربى و ۱۱ بازيكن نيست. او بايد ضمن مديريت اين افراد، باشگاه را از نظر مالى، رسانه اى، حاشيه اى و ... هدايت كند و بهترين تعامل را با هواداران داشته باشد. مديرعامل باشگاه بايد عوامل پشت پرده را شناسايى كند تا از آسيب پذيرى زير مجموعه تحت كنترل خود از جانب آنان جلوگيرى نمايد. سعى مى كنم در پايان اين يادداشت به فاكتورهاى بيشترى اشاره كنم.
۲- با توجه به جميع جهاتى كه به آنها اشاره شد از نظر بنده محمدرضا ساكت يك مديرعامل موفق در فصل جارى ليگ برتر بوده است. براى اين حرف خود دلايل ويژه اى دارم؛ الف: سازماندهى موجود در باشگاه سپاهان قابل تحسين است. ب: سپاهان از جمله تيم هاى پرطرفدار و با ريشه فوتبال ايران است كه حاشيه كمى دارد.پ: طى چند سال اخير بيشترين موفقيت در سطح داخلى و بين المللى نصيب سپاهان شده است. ت: سپاهان در جذب مهره هاى كارآمد عملكرد قابل قبولى داشته و در حفظ بازيكنان ارزشمند خود نيز توانا نشان داده است. همه اين موارد دست به دست هم مى دهند تا از محمدرضا ساكت به عنوان موفق ترين مديرعامل فعلى ايران در سطح باشگاه ها ياد كنم.
۳- اگربخواهم نفرى را مقابل ساكت قرار دهم و او را به عنوان ضعيف ترين مديرعامل حاضر در ليگ برتر معرفى كنم، واهمه دارم كه سوءتفاهم پيش بيايد. با اين حال فكر مى كنم مديريت باشگاه شيرين فراز فوق العاده ضعيف بوده است. به اسم شخص خاصى اشاره نمى كنم و منظورم مديريت كلان اين باشگاه است. اتفاقاتى در اين تيم كرمانشاهى رخ داده كه در طول تاريخ تيم هاى فوتبال در ايران سابقه نداشته است. تيمى كه در بالاترين سطح فوتبال يك كشور فعاليت مى كند بايد صاحب مشخصه هايى باشد كه از حداقل ها عدول نكند. حوادث ريز و درشتى در شيرين فراز رخ داد كه به شخصه حتى در تيم هاى سطح پايين  نيز شاهد موارد مشابه آنها نبوده ام.
۴- ۲ باشگاهى كه مديريت آنها طى فصل جارى بيانگر ثبات قابل توجهى در سطح كلان بوده، سايپا و مقاومت سپاسى بوده است. مديران هر ۲ باشگاه چنان با قدرت كار كرده اند كه تاكنون سايپا و مقاومت نه حاشيه اى دارند و نه مشكلى باعث خروج آنان از مسير صحيح شده است.
۵- مديرعاملى كه توانست در فصل جارى از عهده مديريت بحران به خوبى بربيايد، مديرعامل استقلال اهواز بود. شفيعى زاده هر چند از بابت كادرفنى آزار ديد و مشكلات زيادى براى تيم تحت نظارتش به وجود آمد، با اين حال درايت به خرج داد و توانست اوضاع را با قدرت كنترل كند. اگر استقلال اهواز از جانب كادر فنى دچار مشكلات ريز و درشت نمى شد، به طورحتم اكنون يكى از مدعيان قهرمانى بود. با اين حال تيم شفيعى زاده در حال حاضر هم رتبه خوبى در جدول رده بندى ليگ برتر دارد.
۶- در آخرين بخش اين مبحث قصد دارم دست به يك جمع بندى در مورد شرايط يك مدير موفق بزنم: مديرعاملى موفق است و مى تواند باشگاه تحت نظارت خود را با قدرت به سمت هدف هدايت كند كه از تمام مسائل يك تيم سردربياورد. او بايد بداند مهمترين اصل براى موفقيت در يك فصل از رقابت ها بستن يك تيم با مهره هاى مناسب و نه صرفاً قوى و اسمى است. او بايد بلد باشد كادر فنى تيم را چگونه هدايت كند تا بيشترين بازدهى را داشته باشد. مديرعامل موفق بايد از ترانسفر بى موقع مهره  هايش جلوگيرى كند. مدير قدرتمند بايد يا ريشه حاشيه ها را بزند يا اگر هم هنر زيادى در برخورد با حاشيه ها دارد، آنها را در راستاى برآورده شدن اهداف باشگاه به سمتى سوق بدهد كه مفيد واقع شود. مديرعامل موفق نبايد حساب و كتابى با واسطه ها داشته باشد. مديرعامل خوب بايد بهترين تعامل را با رسانه ها و هواداران داشته باشد. باشگاهى موفق است كه مديريت آن انعطاف پذير و هوشمند باشد و در هر موقعيت خاص، عكس العمل مناسبى نشان دهد.مديرعاملى موفق است كه به صورت مستقيم در هيچ كارى دخالت نكند و نقش نظارتى خود را بيشتر كند. مديريت قوى به مديريتى مى گويند كه صاحب مشاوران قدرتمندى باشد. اين را هم اضافه  كنم كه در رقابت هاى باشگاهى ايران، تعداد مديران عامل قدرتمند زياد نيست.
استرس ، زيبايى فوتبال را كشته
اكبر زبردست
066957.jpg
۱- در مسابقات پايانى ليگ شرايط دشوارى حاكم است. تيمى كه خوب برنامه ريزى كرده به راحتى مى تواند با اين مشكلات دست و پنجه نرم كند. به عقيده من پرسپوليس قهرمان ليگ برتر امسال خواهد بود چون از بازيكنان زيادى در شرايط بدنى ايده آل بهره مى برد و نسبت به رقيبان خود با تجربه تر و قوى تر ظاهر شده است.
۲- به عقيده من پايين جدول شرايط سخت ترى حاكم است و بايد منتظر اتفاقات بيشترى در اين سطح باشيم. تيم هاى پگاه، ملوان و صنعت نفت به علت بحرانى كه گرفتارش شده اند دچار اتفاقاتى مى شوند. داورى در بازى هاى آخر از حساسيت زيادى برخوردار است. يك تيم با اشتباه كوچك داورى از قهرمانى باز مى ماند و تيم ديگر به ورطه سقوط كشيده مى شود.
۳- علت افت تيم ها را مى توان داشتن استرس فراوان دانست و همين موضوع باعث مى شود اين تيم ها با استرس بازى كنند و آرام نباشند. بازيكنان با استرس فراوان و بدون اعتمادبه نفس وارد بازى مى شوند و مربيان تيم ها براى تثبيت جايگاه خود به بازيكنانشان بازى محتاطانه را توصيه مى كنند.
۴- به عقيده من تعداد ۱۸ تيم براى سطح ليگ ما بسيار زياد است، البته مسئولان فوتبال كشور هم به اين نتيجه رسيده اند. فكر مى كنم حداكثر ۱۶ تيم و حداقل ۱۴ تيم براى ليگ برتر مناسب باشد تا بازى ها طولانى نشود چون هرچه زمان به پايان رسيدن ليگ طولانى تر باشد، با فرسايش بازيكنان و داوران مواجه مى شويم و شاهد بازى هاى زيبايى از تيم ها نخواهيم بود.
پرسپوليس قهرمان ليگ مى شود
سعيد حفظى فر
066945.jpg
۱- براى اولين بار در ليگ برتر شاهد رقابت تنگاتنگ ۳ تيم براى كسب عنوان قهرمانى هستيم. معمولاً در هفته هاى پايانى تكليف قهرمانى با اختلاف زياد مشخص است اما در ليگ امسال تا هفته آخر هم وضعيت تيم قهرمان مشخص نمى شود. البته كسر امتيازات باعث نامشخصى وضعيت قهرمانى شده است اما اين رقابت هاى تنگاتنگ به زيبايى بازى هاى ليگ افزوده است.
۲- به عقيده من احتمالاً پرسپوليس قهرمان ليگ امسال مى شود و اين هم به واسطه داشتن شخصيت قهرمانى اين تيم است كه با برخوردارى از تاريخچه اى بس طولانى و تجربه كافى در اين مورد، تعداد تماشاچيان فراوان و تشويق آنها كسب شده است. صباباترى نيز از مهره هاى خوبى بهره مند است. صبا در خط دفاعى بسيار مستحكم عمل مى كند و با احتياط فراوان از دروازه اش محافظت مى نمايد كه اين موضوع را تعداد گل هاى خورده اين تيم به اثبات مى رساند.در پايين جدول هم ملوان و شيرين فراز وضعيت نامناسبى دارند. شيرين فراز سقوط كرده و ملوان هم اگر به خودش نيايد سقوط مى كند.
۳- به عقيده من در ليگ امسال سپاهان و سايپا به علت فشردگى مسابقات دچار افت بدنى و به نوعى فوتبال زدگى شده اند كه بيشتر نمود تمرين زدگى است. استقلال هم به علت عدم يارگيرى مناسب افت و خيز زيادى را تجربه كرد. افت
شيرين فراز به علت عدم تجربه مديريتى، نداشتن تجربه كافى براى بقا در ليگ برتر، انجام تغييرات بسيار وسيع در سطح كادر فنى و عدم هماهنگى مديريت باشگاه با هيأت فوتبال استان كرمانشاه بود. به همين دليل اين تيم به ليگ دسته اول سقوط كرد.
۴- به عقيده من ليگ برتر كشش بيشتر از ۱۸ تيم را هم دارد. به طور كلى گسترش كمى باعث گسترش كيفى بازى هاى ليگ مى شود چون بازيكنان و مربيان بيشترى شاغل مى شوند و شرايط رويارويى با تيم هاى صدرنشين را تجربه مى كنند و استان هاى بيشترى صاحب تيم مى شوند و اين باعث پيشرفت سطح فوتبال در كشور خواهد شد.
تيم هاى دسته اولى سال گذشته در معرض سقوط هستند
يوسف نادريان
066951.jpg
۱- به نظر من در هفته هاى پايانى ليگ برتر فشردگى بازى ها باعث سخت شدن شرايط براى بازيكنان تيم ها شده و از نظر كيفى سطح بازى ها را پايين آورده است۳. تيم در صدر جدول شانس قهرمانى دارند و يك لغزش كوچك هر كدام باعث سود بردن ديگران مى شود. فشار و استرس در هفته هاى پايانى زياد است.
۲- بايد اتفاقات هفته هاى پايانى را در تيم هايى كه شانس قهرمانى دارند مشاهده كرد. البته در اين ميان پرسپوليس از شانس زيادى براى قهرمانى و صدرنشينى برخوردار است اما بازى آخر حكم فينال را دارد و تعيين كننده تيم قهرمان ميان ۲ باشگاه پرسپوليس و سپاهان است. در پايين جدول هم ملوان و صنعت نفت سهميه دوم سقوط را مشخص مى كنند.
۳- سپاهان و سايپا ۲ تيمى هستند كه به علت فشردگى بازى هاى ليگ برتر و جام باشگاه هاى آسيا و جام حذفى بيشتر دچار فرسايش شده اند و از شرايط ايده آل بدنى دور هستند. استقلال هم با داشتن حواشى زياد داخل باشگاه تنزل كرده است و حرفى براى گفتن در ليگ برتر ندارد. ۳ تيم پايين جدولى شيرين فراز، ملوان و صنعت نفت سال گذشته در ليگ دسته اول بازى مى كردند و به دليل آشنا نبودن با بازى هاى ليگ برتر و جو اين ليگ، اين نتايج نامطلوب را كسب كرده اند.
۴- ليگ برتر از لحاظ كميت كشش ۱۸ تيم را دارد اما به لحاظ كيفيت سطح بازى ها كشش اين تعداد از رقابت ها را ندارد چون از امكانات بسيار پايينى برخوردار است. ما نيروى انسانى زيادى داريم. حجم بازيكن و مربيان ما بسيار بالاست اما به لحاظ داشتن امكانات و تكنولوژى روز فوتبال دنيا در فقر كامل بسر مى بريم.