|
|
|
|
|
|
|
|
نيازى به دستكش طلا نداشتم!
|
|
محمد پارسا، بابك معصومى، فردا نوبت كيست؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نيازى به دستكش طلا نداشتم!
مصطفى نظرى: اين نتايج بهترين پاسخ به بى مهرى هاى فدراسيون بود
|
|
|
تيم ملى فوتسال كشورمان در جام جهانى فوتسال در برزيل بسيار خوب درخشيد چنانكه در ۶ بازى خود تنها يك شكست خفيف آن هم مقابل برزيل داشت و به علت تساوى با ايتاليا از گردونه مسابقات آن هم در يك قدمى رسيدن به جمع ۴ تيم نهايى حذف شد. اين در حالى است كه هنوز هم تيم ملى فوتسال ايران مورد تمجيد رسانه هاى خارجى قرار دارد. اما يكى از بازيكنانى كه در پيروزى هاى تيم ملى تأثير مستقيمى داشت «مصطفى نظرى» دروازه بان آماده و مطمئن ما بود كه در پايان جام جهانى نيز در جمع ۱۰ بازيكن برتر بازى ها قرار گرفت و از سوى كارشناسان به عنوان دومين دروازه بان برتر دنيا انتخاب شد. نظرى خارج از ميدان ورزش نيز شخصيتى برتر دارد. او متولد ۲۰/۹/۱۳۶۱ در تهران است و ديپلم فنى رشته برق دارد. مصطفى چهارمين فرزند يك خانواده ۸ نفرى است و فوتبال را از باشگاه هاى نوجوانان شريعتى آغاز كرد و پس از آن راهى تيم هاى جوانان اتكا، آبفا، اميد استقلال، بسيج شهررى، چينى همگام شهركرد، شهيد منصورى قرچك، شن ساى ساوه و در نهايت ارم كيش قم شد تا به قول خودش يك دور كامل ميان تيم هاى فوتسال ليگ برتر ايران زده باشد. با «مصطفى نظرى» مصاحبه اى ترتيب داديم كه شرح آن را در ادامه مى خوانيد:
• تيم ملى فوتسال آنقدر در جام جهانى خوب كار كرد كه همه ايرانى ها را تحت تأثير قرار داد. از اين افتخارآفرينى ها بگوييد.
- بالاخره ما مى دانستيم به جام جهانى مى رويم، جايى كه هيچ حريف دست و پا بسته اى در آن وجود ندارد و همه تيم ها مدعى هستند. پس بايد با تمام قوا تمرين مى كرديم و آماده اين بازى ها مى شديم. ما در ايران مشقات فراوانى كشيديم و سختى هاى بسيارى را تحمل كرديم تا در جام جهانى بدرخشيم. اين تنها راهى بود كه با آن مى توانستيم پاسخ بى مهرى هاى مسئولان فدراسيون و ورزش كشور را بدهيم. به نظر من تا اينجا هم كه بالا آمديم بسيار خوب بود.
• به نظر مردم خوب نبود، فوق العاده بود!
- اگر اين طور باشد خوشحال كننده است. اميدوارم مردم همين گونه در مورد ما فكر كنند.
• عملكرد شما هم قابل تحسين بود.
- لطف شماست. من هم به همراه تيم چند وقتى شبانه روز در اردو بودم و سعى داشتم مثل باقى بازيكنان خودم را مهياى جام جهانى نمايم. من عنوان بهترين دروازه بان آسيا را يدك مى كشيدم و به بهتر شدن در دنيا چشم داشتم اما همين كه مى بينم دروازه بان دوم جهان شدم برايم رضايت بخش است و افتخار مى كنم بعد از تياگو بهترين دروازه بان جام جهانى فوتسال شدم.
• از زبان حسين شمس شنيدم كه مى گفت شما در روز چند ساعت بيشتر از بقيه بازيكنان تمرين داشتى. آيا اين قضيه صحت دارد؟
- حقيقت امر اين است كه به صورت جداگانه تلاش بسيارى داشتم و لطف آقاى شمس است كه مرا اين طور توصيف كرده است. البته به نظر خودم فقط
تمرين كردن هاى بسيار بود كه مرا به عنوان دومين دروازه بان برتر دنيا معرفى كرد.
• به كسب دستكش طلايى هم فكر مى كردى؟
- انتظارم اين بود كه دستكش طلا را به دست بياورم و در چشم باشم.
• البته از قرار معلوم نيازى هم به اين دستكش ها نداشتى!
- بله درست مى گوييد. من بدون دستكش درون دروازه مى ايستادم و نيازى به گرفتن دستكش طلا نداشتم! همين كه توانستم در كورس رقابت با دروازه بانان ديگر كشورها موفق عمل كنم برايم كافى است.
• مى گويند شما دستكش دست نمى كرديد كه به نوعى بيشتر ديده شويد و برايتان تبليغ باشد!
- من به اين مسائل زياد توجه نمى كردم، هر چند مى شنيدم كه خيلى ها از اين حرف ها مى زدند اما زياد مهم نبود. به نظر خودم نبايد اينگونه از حركت من استنباط كرد.
• شنيديم چندين بار در برزيل مجبور شديد مسافرت كرده و براى بازى كردن از اين شهر به آن شهر برويد. آيا اين موضوع در كيفيت بازيتان تأثير نداشت؟
- بله، ما ۲ بار به ريو رفتيم و چندين بار مجبور به جابجايى شديم كه در وهله اول خستگى و در وهله دوم بى كيفيت بودن هتل ها ما را اذيت مى كرد. به خصوص اينكه بعضى از هتل ها هيچ خدماتى به ما نمى دادند. بالاخره ما زحمات فراوانى براى رسيدن به جام جهانى كشيده بوديم و نمى خواستيم چنين مسائلى روى ما تأثير بگذارد. خوشحالم كه تلويزيون و راديو بازى ها را به صورت مستقيم پخش كردند تا مردم خودشان ببينند كه چقدر براى اين بازى ها زحمت مى كشيم.
• البته اين ايراد بر صدا و سيما وارد است كه بازى حساس با اسپانيا را به صورت زنده پخش نكرد.
- متأسفانه آن بازى كه بهترين بازى ما بود را پخش نكردند. در آن ديدار به قدرى ناراحت بوديم كه حتى شام نخورديم و تا صبح خوابمان نمى برد.
• چه شد بازى ۳ بر صفر برده مقابل اسپانيا را در نيمه دوم ۳ بر ۳ مساوى كرديد؟
- دليلش بى تجربگى بود. ما بى تجربه عمل كرديم. البته اسپانيا قهرمان جهان بود و در نيمه دوم فشار زيادى بر ما وارد آورد اما ما تا آخرين دقايق از اين تيم جلو بوديم. در ضمن شانس آورديم كه شكست نخورديم چرا كه در آخرين ثانيه هاى بازى من يك پنالتى از نقطه دوم آنها را مهار كردم وگرنه ۴ بر ۳ مى باختيم!
• به نظر مى آمد تيم ملى در نيمه دوم بازى ها نسبت به نيمه اول ضعيف تر عمل مى كرد.
- ما در تمام بازى ها فشار بسيارى را تحمل مى كرديم به خصوص در نيمه دوم كه فشار حريفان از حد طبيعى بالاتر مى رفت. در ضمن بازيكنان ما زياد مصدوم مى شدند.
• وقتى جلو مى افتاديد همه بازيكنان احساسى كار مى كردند.
- بله، همين طور است چون ما تحت تأثير جو قرار داشتيم. باورتان نمى شود وقتى ما گل مى خورديم و نتيجه را واگذار مى كرديم تمام حاضران در سالن كه برزيلى بودند، سكوت مى كردند و وقتى گل مى زديم سالن منفجر مى شد! اصلاً فكر مى كرديم در ايران هستيم و مقابل هواداران خود بازى مى كنيم. به همين دليل طبيعى بود كه كمى احساساتى شويم. اين را هم بگذاريد به پاى بى تجربگى بازيكنان. خدا را شكر مى كنم كه از اين لحاظ زياد ضربه نخورديم.
• به نظرت قهرمانى حق برزيل بود؟
- صددرصد. شك نكنيد.
• البته شما از جمع آن ۴ تيم پايانى فقط با روسيه بازى نكرديد.
-اگر به آنها مى خورديم با تعداد گل بيشتر شكستشان مى داديم. ما البته مثل يك قهرمان حذف شديم. وقتى به سمت اتاق كنفرانس مى رفتيم، همه ما را قهرمان مى خواندند.
• چرا در ثانيه هاى پايانى بازى با ايتاليا از پاس هاى بلند استفاده مى كردى و بازى مستقيم از دفاع را انجام مى دادى؟
- من فقط دستورات كادر فنى را اجرا مى كردم. آنها كه روى نيمكت بودند از من مى خواستند با پاس هاى بلند همه تيم را بريزم روى دروازه ايتاليا. البته در باقى بازى ها با دست اين كار را انجام مى دادم اما در ديدار با ايتاليا با پا سانتر مى كردم.
• نقش حسين شمس در اين جام جهانى چقدر بود؟
- حسين شمس بى دليل بهترين مربى فوتسال آسيا نيست. او تيم ما را در حالى ميان ۸ تيم برتر برد كه همه كارشناسان حق ما را بيشتر از اين مى دانستند. لياقت حسين شمس بودن در ميان ۳ مربى برتر دنياست چرا كه او انسانى خوشفكر و با برنامه است.
• و گريه هاى پرحرف و حديث حسين شمس؟
- نشان دهنده غيرت آقاى شمس بود.
• راستى در بازى با ايتاليا واقعاً ايشان سكته كرد؟
- نه سكته نبود اما پايش به يكباره گرفت!
• در جريان بازى با اوكراين به يكباره به زمين افتادى. آيا در آن صحنه دچار مصدوميت شده بودى؟
- بله اما زياد جدى نبود. فقط يك آسيب ديدگى لحظه اى بود. هر چند همين مصدوميت سبب شد در جريان بازى با ايتاليا اذيت شوم اما خوشحالم كه در آن بازى هم تا پايان بازى كردم.
• جو اردو چطور بود؟
- حقيقتاً تنها چيزى كه در اردو وجود داشت رفاقت و همدلى بود. ما يك تيم ملى واقعى بوديم كه همه اهدافمان سربلندى نام ايران بود. جو اردوهاى
تيم ملى فوتسال هميشه خوب است. من در جام جهانى جوانان نيز حضور داشتم و با اين جو آرام و بى حاشيه آشنا بودم.
• شنيديم آقاى شمس قصد دارند به زودى استعفا دهند. نظر شما در اين خصوص چيست؟
- قبل از اينكه به برزيل برويم ايشان استعفا داده و جامعه فوتسال را ناراحت كرده بودند. به نظر من با ايشان برخورد خوبى نشده بود و قول هايى كه به وى داده بودند عملى نكردند. حتى شنيدم كادر فنى در حالى راهى برزيل شدكه اعضاى آن هيچ پولى از فدراسيون دريافت نكرده بودند. من بسيار اميدوارم كه مسئولان فدراسيون آقاى شمس را حفظ كنند چرا كه اين به سود فوتسال كشور است.
• از بازيكنان كسى بود كه در جام جهانى از شما بيشتر بازى كرده باشد؟
- خير. من از همه بيشتر بازى كردم. البته يك دقيقه از جام جهانى را به دليل مصدوميت از دست دادم اما پس از يك دقيقه نيمكت نشينى به سرعت به زمين برگشتم!
• پيشنهادى هم براى لژيونر شدن دارى؟
- در برزيل به صورت مستقيم از يك مديربرنامه بين المللى از طرف يك باشگاه ايتاليايى و يك باشگاه پرتغالى پيشنهاد داشتم اما در بازگشت آقاى ترابيان كه جا دارد از ايشان هم تشكر كنم به من گفت ۳ ، ۴ باشگاه ايتاليايى و اسپانيايى ديگر نيز پيشنهاد داده اند.
• برنامه اى هم براى لژيونر شدن دارى؟
- فعلاً كه با باشگاه ارم كيش قم قرارداد دارم اما اگر قرار باشد به جايى بروم بايد با نظر مستقيم مسئولان باشگاه ارم كيش باشد.
• به غير از خودت كدام بازيكنان پيشنهاد داشتند؟
- زياد در جريان نيستم اما شنيدم طاهرى، كشاورز و شمسايى نيز پيشنهاد لژيونر شدن دارند.
• و حرف پايانى؟
- از ابرار ورزشى كه جزو پرمخاطب ترين روزنامه هاى ايران است تشكر مى كنم كه به ياد فوتساليست ها افتاد و اميدوارم همه مردم سالم و سلامت بوده و دعاى خيرشان را از ما دريغ نكنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
محمد پارسا، بابك معصومى، فردا نوبت كيست؟
در ستايش عكس گرفتن كنار تخت بيمار!
|
|
|
۱- عكس گرفتن كنار تخت بيمارستان با يك «مرد افتاده» لذت بخش است نه؟ كلى تبليغ مثبت براى بعضى هاست، ژست دلسوزى، مهربانى، به فكر هم نوع بودن، چه عضوى به درآورد روزگار، مدير مدبر! و... وعده معالجه در فلان جا و بهمان جا، و هزار وعده وعيد ديگر... آخرين بارى كه اين تصوير تكرارى و ظاهراً قشنگ و باطناً چندش آور را ديده ايد كى بوده؟ آخرين تصوير بابك معصومى بازيكن تيم ملى فوتسال بود، حدود ۱۰ روز تيتر يك تمامى مطبوعات ورزشى بود از رئيس سازمان تربيت بدنى تا بازيكنان فوتبال همگى در آن قاب عكس حضور پيدا مى كردند و همه چيز مثبت و روشن بود و دكتر معالج معصومى با توجه به انگيزه و انرژى اى كه از ديدار مسئولان و دوستان دريافت كرده بود، بسيار به روند بهبودى معصومى خوشبين بود و... امروز معصومى كجاست؟ امروز ديگر او«مد» نيست!
۲- محمد پارسا را كه يادتان هست؟ از حدود ۱۶ سال پيش تا به هر حال هر برنامه ورزشى اى كه از سيما پخش مى شود، هرازچندگاهى از محمد پارسا به عنوان چاشنى و ادويه برنامه استفاده مى شود، به خانه محقر آنان مى روند با مادر پير تكيده اش صحبت مى كنند،« تصوير برادران پير شده در جوانى اش» را نشان مى دهند و محمد مانند مرده اى متحرك نظاره گر اين اتفاقات است، اتفاقاتى كه هر بار كه تكرار مى شود، جزخرد كردن ته مانده غرور محمد و خانواده اش ثمرى براى آنان نداشته و ندارد. محمد ۱۶ سال پيش پريد كه ضربه سر بزند، وقتى پريد اصلاً تصورش را هم نمى كرد كه اين آخرين پرش او باشد، مى گويند در فوتبالى كه اكثر فوتباليست هايش يك پايشان فلج است، محمد فوتباليست ۲ پايى بوده، آرى... او مى خواست به بالاترين قله ها بپرد، اما... حيف، بالهايش چيده شد، آنهم در ۱۷ سالگى، ۱۷ ساله باشى و ديگر نتوانى بپرى؟ براى پرنده اى كه پريدن و «بالا» رفتن آرزويش بود، بدترين اتفاق افتاد اما بدتر از آن ۱۶ سال بعدى بود كه او خانه نشين شد، تصورش هم دردناك است.
۳- محمد بعد از ضربه روى زمين مى افتد، شخصى كه روپوش سفيد پزشكى پوشيده بر بالين او حاضر مى شود، او كه بعداً مشخص شد راننده تاكسى بوده! و اصلاً تخصص اينكار را نداشته، يك كيسه يخ را روى گردن محمد مى گذارد، غافل از اينكه محمد خونريزى مغزى كرده و اين كار باعث لخته شدن خون و فشار به مغز محمد مى شود، محمد پارسا كه خود متوجه وضعيت اش نبوده به بازى ادامه مى دهد و بعد از بازى در حالى او را از باشگاه به بيمارستان انتقال مى دهند كه سرگيجه شديدى داشته، تا به برادرش اطلاع دهند و او خودش را برساند محمد مى رود به كما! كمايى كه ۴ماه ادامه داشت و وقتى به هوش آمده ديگر نشانى از آن محمد سابق نداشت!
۴- بعد از اين اتفاق خيلى ها پيش قدم شدند كه به محمد كمك كنند اما غير از ماهيانه ناچيزى كه باشگاه پيام (كه محمد در عضويت اين تيم بود) به محمد مى داد، او با كمك و كار شبانه روزى برادرانش تا به اينجا هم دوام آورده است. فدراسيون كه تعهد داده بود كه هزينه فيزيوتراپى او را تأمين كند تا ۶ ماه پيش به تعهدش پايبند بود اما بعد از آن محمد پارسا كه توانسته بود چند كلمه اى حرف بزند و دستانش را تا حدودى تكان دهد، به حالت قبل برگشت و حالا يك بيمارى ديگر هم گرفته: هپاتيت! اوضاع او اين روزها از هميشه بدتر است!
۵- از قِبَل اين فوتبال خيلى ها به همه چيز رسيدند، ثروت، شهرت، محبوبيت، پست و مقام اما محمد پارسا جز درد و رنج هميشگى براى خود و خانواده اش سودى از اين فوتبال نبرده است، جاى سؤال اينجاست: فدراسيون و باشگاه ها كه هزينه هدايا و جايزه هايى كه بى دليل و با دليل به فوتباليست ها مى دهند سر به ميليون ها تومان مى زند، تقبل هزينه فيزيوتراپى و گفتار درمانى محمد پارسا كه بارها و بارها نيز مى توانند از آن استفاده تبليغاتى كنند، چقدر هزينه روى دست آنان مى گذارد؟ در اين فوتبالى كه مقدار پول هاى رد و بدل شده براى حاشيه و نه متن آن، هوش از سر مى ربايد، چه فكرى براى محمد پارسا و خداى ناكرده محمد پارساهاى آينده مى شود؟ البته انتظارى نبايد داشت، اينجا همان جايى است كه در موردش گفته اند: «پهلوان زنده را عشق است» به نظر شما محمد پارسا امروز زنده است؟!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فرزانه: امسال نوبت قهرمانى ما است
|
|
|
حميدرضا فرزانه مدافع- هافبك با تجربه صباباترى از بازيكنان مؤثر صباباترى در اين فصل بوده است، در ادامه نظرات او را در مورد صباباترى مى خوانيد.
• وضعيت آمادگى ات چطور است؟ با توجه به اينكه امسال از بازيكنان ثابت صباباترى بوده اى؟
- در حال حاضر كه خيلى آماده ام، در ابتداى فصل به دليل آنكه تيم ما دير بسته شد، آنچنان كه بايد و شايد تمرين نكردم كه تعطيلى ليگ فرصت خوبى بود كه اين نقص را برطرف كنيم.
• صبا سال گذشته در كورس قهرمانى بود، امسال هم در چند هفته اخير توقعات از اين تيم با بازى هاى خوب تيم بالاتر رفته است، به قهرمانى فكر مى كنيد؟
- صددرصد، تيم ما سال گذشته هم با بدشانسى مواجه شد وگرنه، حق ما قهرمانى بود، پارسال به يكى از اهدافمان كه حضور در جام باشگاه هاى آسيا بود رسيديم، امسال با آمدن فيروزخان تيم ما براى قهرمانى بسته شده و به اميد خدا و با همراهى مردم خوب قم اين اتفاق امسال خواهد افتاد.
• كار كردن با فيروز كريمى را چطور مى بينى؟
- من افتخار همكارى با ايشان را نداشتم اما واقعاً كار كردن با ايشان لذت بخش است، هم از نظر اخلاقى و هم از نظر فنى ايشان يكى از بهترين مربيانى هستند كه تا به حال داشته ام.
• كدام تيم ها را رقيب جدى خود براى قهرمانى مى دانيد؟
- امسال تيم هاى شهرستانى عملكرد بسيار خوبى داشته اند، از جمله برق شيراز، مس كرمان و پيكان قزوين، به اينها اضافه كنيد پرسپوليس، استقلال و سپاهان را كه هميشه مدعى اند، به نظر من ليگ امسال يكى از جذاب ترين ليگ ها خواهد بود.
• نظرت در مورد تماشاگران قمى چيست؟ تمام تيم هايى كه به قم آمده اند از جو بد ورزشگاه صحبت مى كنند.
- قم به نظر من مثل آدمى مى ماند كه يك شبه بخواهد ره صدساله برود، تماشاگران قمى تاكنون تجربه حضور در اين فضا را نداشته اند، آنها حتى در ليگ هاى پائين تر نماينده نداشته اند، مطمئناً در بازى هاى آينده برخورد آن عده معدود تماشاگر هم بهتر خواهد شد، هرچند به اعتقاد من عمده تماشاگران ما از بهترين تماشاگران ايران هستند.
• چرا تمرينات شما در قم برگزار نمى شود؟
- تيم امسال شكل گرفته است و هنوز آن آمادگى براى حضور در قم فراهم نيست ما در تهران تمرين مى كنيم و براى بازى ها به قم مى رويم، در بعضى از بازى ها حتى ۴ روز قبل از بازى در آنجا اردو مى زنيم كه مشكلى از جهت هماهنگى و تطبيق با محيط نداشته باشيم.
• در پايان اگر صحبتى باقى مانده بفرمائيد؟
- اگر تماشاگران همين طور حمايت ها را ادامه دهند، با توجه به كادر مديريتى قوى و باتجربه بازيكنان درجه يكى كه در صبا حضور دارند، قهرمانى در ايران و حضور موفق در آسيا دور از دسترس نخواهد بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درخواست بازيكنان از باقرى
به مديران باشگاه بگو اختلاف ها را كنار بگذارند
|
|
سايت باشگاه پرسپوليس روز سه شنبه در پى جلسه رفع اختلاف مصطفوى و هدايتى در حالى بنا بر سفارش مدير عامل نوشت كه از ابتدا هم هيچ اختلافى وجود نداشته است كه حتى سروصداى بازيكنان هم از اين مسأله در آمده است و آنها از بر هم خوردن تمركزشان به خاطر مشكلات مديريتى و كشيده شدن نتايج آن به روى سكوها در هنگام بازى و تمرين بشدت گلايه داشتند. اين گلايه ها به ويژه در پى آن تشديد شد كه مديرعامل بعد از بازى با فولاد با آنها بسيار تند صحبت كرد و بعد در مصاحبه اى بازيكنان را عامل مشكلات تيم خواند. در همين ارتباط شنيديم بازيكنان در طول هفته گذشته چند بار از وى خواستند كه پيغام آنها را به مديران برساند و از آنها بخواهد كه درگيرى ها را تمام كنند و همچنين شنيديم باقرى در اين ارتباط با قطبى و بعضى از اعضاى هيأت مديره صحبت كرد. در همين ارتباط بعضى بازيكنان مى گفتند آقايان سر كوچكترين مسائلى كه ربطى هم به كارهاى باشگاه ندارد با هم درگير مى شوند، بعد سر تمرين مى آيند و به ما مى گويند متحد باشيد و مسائل بين خودتان را كنار بگذاريد!
|
|
|
سرمربى تيم ملى وظيفه اش را انجام داد
اگر قطبى جاى دايى بود دوباره كريمى را دعوت مى كرد؟
|
|
افشين قطبى كه اظهارنظرهاى عجيب و غريبش همچنان سوژه محافل فوتبالى است اخيراً در اظهارنظرى ضمن تمجيد از على كريمى گفته او بايد به تيم ملى دعوت شود! قطبى در برنامه ۹۰ هم گفت كريمى خيلى تيم ملى را دوست دارد! اگر از اين بحث كه چطور امكان دارد كريمى تيم ملى را دوست داشته باشد، بگذريم، بايد از قطبى بپرسيم با اين شرايط اگر شما به جاى على دايى بوديد كريمى را دعوت مى كرديد؟ اصلاً به فرض كه كريمى آماده ترين بازيكن فعلى آسيا باشد (كه نيست) خب دايى بايد در مورد او چه كار مى كرد؟ او بايد كريمى را دعوت مى كرد كه كرد اما وقتى اين بازيكن به هر دليلى كه حتماً خودش بهتر مى داند، قيد تيم ملى را مى زند و به اين دعوت پاسخ مثبت نمى دهد بايد چه كار كرد؟ آيا بايد دوباره منتش را كشيد؟ آيا بايد دوباره دعوتش كرد تا ناز كند و نيايد؟
•••
دايى يك بار كريمى را دعوت كرد و آماده بود تا حتى به طور ثابت از وجود او استفاده كند اما كريمى درست سربزنگاه نيامد و ترجيح داد بيشتر به اختلاف با دايى فكر كند تا پيراهن تيم ملى. اگر دايى براى بازى با كره شمالى كريمى را دعوت نمى كرد حق با قطبى بود و او مى توانست با استناد به درخشش كريمى در ۲ ، ۳ بازى ليگ بگويد او بايد به تيم ملى دعوت شود اما در شرايط فعلى دوباره سراغ كريمى رفتن اصلاً كار درستى نيست و شأن سرمربى تيم ملى را هم پايين مى آورد. خود قطبى هم اگر جاى دايى بود بعد از اين ماجراها كريمى را دعوت نمى كرد اما چون در جايگاه سرمربى تيم ملى نيست خيلى راحت حرف مى زند و مى گويد كريمى بايد دعوت شود.
•••
على دايى هر ايرادى داشته باشد اين نكته را به اثبات رسانده كه هر كس آماده باشد را به تيم ملى دعوت مى كند. او همين كار را با كريمى هم كرد اما آن اتفاق ها افتاد. در حال حاضر هم تنها راه حل موجود اين است كه خود كريمى براى حضور مجدد در تيم ملى اعلام آمادگى كند و اگر واقعاً آماده بود به تيم ملى دعوت شود چون اين وظيفه از روى دوش دايى برداشته شده است. اين وسط اگر كسى بتواند قدمى هرچند كوچك بردارد بد نيست و مى تواند به فوتبال ملى ما كمك كند اما بحث اينجاست كه ديگر نمى توان از على دايى توقعى داشت چون او وظيفه اش را در قبل كريمى انجام داد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|