|
|
|
|
|
|
|
|
از دعوت كريمى تا حذف استقلال
|
|
فلسفه آن همه سانتر در بازى هاى قبلى چه بود؟
|
|
|
|
• هادى خمسه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از دعوت كريمى تا حذف استقلال
كى گفته سياسى است؟!
هفته گذشته داريوش مصطفوى در مصاحبه اى عجيب گفته بود بازى نكردن على كريمى براى تيم ملى سياسى است! البته نمى دانيم منظور او از بيان اين حرف چه بود اما تا جايى كه ذهن ما يارى مى كند در يك مقطع رئيس جمهور هم دخالت كرد تا كريمى به تيم ملى برگردد اما بعد از آن مسائلى كه بين دايى و كريمى به وجود آمد، منجر به عدم حضور كريمى در تيم ملى شد. يعنى در يك مقطع دايى، كريمى را دعوت نكرد و در يك مقطع هم خود كريمى ترجيح داد قيد تيم ملى را بزند. پس واقعاً دليلى ندارد كه يك مسأله ساده فوتبالى و يك اختلاف بين ۲ چهره فوتبالى را بى دليل سياسى كنيم. طبعاً بازگشت كريمى به تيم ملى ربطى به سياست ندارد و يك موضوع فوتبالى است.
***
هفته گذشته امير قلعه نويى هم بعد از حدود ۲ سال دوباره ماجراى حذف استقلال از آسيا را سياسى قلمداد كرد در حالى كه آن ماجرا هم به هيچ وجه سياسى نبود. خيلى ها مى گويند آن اتفاق به خاطر اهمال خود استقلالى ها بود اما اگر به فرض استقلال به خاطر كم كارى فدراسيونى ها هم حذف شده باشد، نمى توان گفت آن اتفاق يك اتفاق سياسى بوده و ربطى به اختلاف سازمان با كميته انتقالى داشته است. اصلاً چه مسأله سياسى مهمى مى توانسته باعث حذف استقلال از آسيا شود؟ آيا جناح هاى سياسى باعث شده اند ليست استقلال دير به آسيا برسد؟
***
در اينكه فوتبال ما سياسى شده و بيش از حد سياسى شده شكى وجود ندارد اما اينكه هر اتفاقى را سياسى جلوه بدهيم و به نفع خود بهره بردارى كنيم خيلى عجيب است. اينكه فوتبال نبايد سياسى شود كاملاً درست است و اينكه متأسفانه فوتبال و ورزش ما خيلى وقت است كه سياسى شده هم اتفاق بدى است اما اين دليل نمى شود كه مثلاً مسأله كريمى، ليست استقلال، سرما خوردن الونگ الونگ و ... را هم يك اتفاق سياسى بدانيم و طورى حرف بزنيم كه انگار هر كس در اين مملكت آب مى خورد يك كار سياسى انجام شده است. يكسرى كم كارى هاى ورزشى و ادارى هست كه هيچ ربطى به سياست ندارد. مثلاً مگر مى توان ناكامى ورزش ايران در المپيك را به سياست ربط داد؟ اينكه ما در برخى فدراسيون ها و بعضى ورزش ها مشكل داريم اصلاً ربطى به سياست ندارد و به ضعف مديريتى و گاهى فنى برمى گردد. ماجراى حذف استقلال از آسيا و دعوت شدن يا نشدن على كريمى به تيم ملى هم با هيچ منطق و استدلالى نمى تواند سياسى باشد، مگر اينكه چهره هاى ورزشى و فوتبالى ما بخواهند در يكسرى مسائل وارد شوند و حرف هايى بزنند كه در واقع خودش نوعى سياسى كارى است و براى سرپوش نهادن بر ضعف ها.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فلسفه آن همه سانتر در بازى هاى قبلى چه بود؟
قطبى كوتاه آمد، پرسپوليس نفس كشيد
|
|
|
۱- قطبى در حال بر باد دادن چه ثروتى بود! اين همه فوتباليست تكنيكى و متخصص بازى روى زمين داشته باشى و فقط سانتر كنى؟ بازى با برق جدا ۳ امتياز يك حسن بزرگ داشت كه به قطبى نشان داد كه چه نيروهايى در اختيار دارد و بازيكنانش چه توان بالايى در بازى تركيبى دارند. برق شيراز كه تا به حال از بهترين هاى ليگ بود، مقابل هجوم و بازى متفكرانه پرسپوليسى ها خصوصاً در نيمه اول با هر حمله خطر گل خوردن را احساس كرد. پرسپوليس در اين بازى آن «خشكى» و بى رمقى بازى مقابل ابومسلم و خصوصاً فولاد را نداشت. پرسپوليس روان بود. «روغنكارى» شده بود. احتياج نداشت سيلى اول را بخورد تا بعد واكنش نشان دهد. سيلى اول را زد و برد. البته بر خلاف ۲ بازى اخير، دفاع پرسپوليس نقش مهمترى در اين برد ايفا كرد، نه چندان محكم اما اميدواركننده.
۲- پرسپوليس كم كم دارد تركيب ثابتش را مى شناسد، هر چند جاى تعمق فراوان دارد كه چرا بعد از ۱۱ هفته اين اتفاق مى افتد اما جاى اميدوارى است كه بالاخره اين اتفاق افتاد. تركيب سپهر حيدرى و باقرى ها در دفاع ميانى و عليرضا محمد در سمت راست تقريباً وظايف دفاعى خود را خوب انجام دادند اما پاشنه آشيل پرسپوليس جايى بود كه پژمان نورى بازى مى كرد، جايى كه برق بارها و بارها در آن منطقه صاحب موقعيت شد و گل خود را هم از فضاى خالى پشت سر نورى به ثمر رساند. اگر پرسپوليس فكرى به حال اين قسمت نكند، به مثابه آب در هاون كوبيدن است. حتى اگر گل هاى زيادى نيز بزند مانند ۲ بازى قبلى، بيشتر از آن گل خواهد خورد، چه آنكه هر بار برقى ها اراده كردند به راحتى در اين قسمت جولان دادند. معلوم نبود كه در ابتداى فصل چطور و با كدام تفكر تيم بستند كه از ميان خيل مدافعان پرسپوليس يك مدافع چپ تخصصى وجود ندارد؟ ايراد از پژمان نورى نيست. او به هيچ وجه فاكتورهاى حضور در دفاع را ندارد وفقط با فداكارى حاضر به بازى در دفاع چپ شده است. ۳ - برخلاف بازيهاى قبل، زوج مازيار زارع در سيستم ۱-۳-۲-۴ مجتبى شيرى بود كه استحكام نسبى دفاع پرسپوليس را باعث شده بود.
برخلاف بازى هاى قبل كه پژمان نورى بر اساس ذات بازى اش به سمت چپ متمايل مى شد و يك حفره بزرگ در جلوى خط دفاعى پرسپوليس شكل مى گرفت، در اين بازى تعامل و تقسيم كار ميان زارع و شيرى باعث شده بود كه زارع علاوه بر انجام وظايف دفاعى با خيال آسوده در حملات نيز شركت كند. بر همين اساس بازى زارع در اين بازى نمود بيشترى داشت. اوچند شوت خوب در اين بازى زد كه يكى از آنها تير دروازه برق را به شدت لرزاند.
۴- مثلث هجومى پرسپوليس را كريمى، باقرى و پترويچ تشكيل مى دادند كه در نيمه اول و با شكل بازى هجومى پرسپوليس نقش موثرى در شكل گيرى حملات داشتند. كريمى بارها با پاس هاى در عمق خود و تعويض جريان بازى، سرعت انتقال توپ از دفاع به حمله را خوب انجام مى داد. پترويچ در تأخير دادن به بازى و كنترل ريتم بازى براى سازماندهى در حمله موفق بود، هر چند كه هنوز با آن پترويچ ابتداى فصل فاصله دارد. باقرى كه تمام انرژى اش را براى هجوم و شركت در حملات گذاشته بود، كمتر در كارهاى دفاعى شركت مى كرد و هنوزهم به طور كامل از بند آن مصدوميت رهايى نيافته است اما به هر صورت در اين بازى و خصوصاً در نيمه اول آنها در ايفاى نقش هاى خود موفق بودند.
۵ - ديكارمو! قبلاً هم گفته بوديم كه ديكارمو به تنهايى و به اندازه كافى به مخالفان قطبى سوژه براى حمله به قطبى مى دهد. شايد اگر مشكلات پيش آمده ما بين توره و پرسپوليس حل مى شد، فرصت بازى به ديكارمو نمى رسيد اما همه چيز دست به دست هم داد كه او از ابتدا بازى كند و هر چند پرتلاش ظاهر شد اما به تنهايى۲ موقعيت تك به تك را هدر داد. كريمى با ريباند مناسب تك به تك اولى را تبديل به گل كرد اما ضربه دوم ديكارمو به مانند پاس به عقبى بود كه دفاع براى دروازه بان بفرستد و بيرانوند به راحتى آن را مهار كرد، با اين بازى ضعيف احتمال فيكس بودن او مقابل سپاهان ضعيف مى شود.
۶ - پرسپوليس براى خروج از شرايط بحرانى، بشدت به اين برد روحيه ساز نياز داشت اما ضعف هاى فاحش پرسپوليس در صورت حل نشدن، بلاى جان اين تيم در بازى هاى آينده خواهد شد. پرسپوليس از آنجا يى صاحب برترى بر برق شد كه خط دفاعش (منهاى جناح چپ آنها) محكم و فشرده كار كرد، دست از بازى مستقيم كشيد و سعى داشت با بازى تركيبى و بازى روى زمين قدم به قدم به دروازه برق نزديك شود، هر چند در دقايقى از بازى باز هم به همان سبك باز مى گشتند. پرسپوليس در هنگام حمله خوب «باز» نمى شود. اين دير «باز» شدن فرصت ضد حملات سريع را از پرسپوليس مى گيرد و به تيم مقابل فرصت سازماندهى دفاعى مى دهد. در بازى با برق سردرگمى و كندى بازيكنان پرسپوليس در ضد حملات به خوبى هويدا بود. فشار انتقادات طى ۲ هفته گذشته آنقدر بر خط دفاعى اين تيم تأثير گذاشته بود كه خط دفاع پرسپوليس خصوصاً حيدرى و باقرى ها براى غافلگير نشدن در ضد حملات «عقب» بازى مى كردند و همين امر موجب فاصله افتادن بين خط دفاع و خط حمله پرسپوليس شده بود.پرسپوليس در دقايقى از بازى كاملاً ۲شقه شده بود و اين امر فضاى مناسبى به برق شيراز داد كه چند حمله خطرناك برق ناشى از همين فضا بود.
۷- پرسپوليس در نيم ساعت اول نيمه دوم كاملاً بدون تمركز و فكر فوتبال بازى مى كرد و به طرز عجيبى عقب كشيده بود. نكته اى كه قطبى در كنفرانس بعد از بازى آن را مشكل كلى فوتباليست هاى ايرانى خواند و نه دستور تاكتيكى از سوى خودش، چه آنكه اگر برق هوشيار بود، اين فرصت مناسبى براى به تساوى كشاندن بازى بود.
۸- تعويض هاى پرسپوليس( غير از خيرخواه كه فرصتى براى اثبات توانايى هايش نيافت)، به هجومى شدن پرسپوليس و بعد از آن عقب كشيدن كمك شايانى كرد. منصورى كه به مانند بازى هاى قبلى در دقايقى كه در ميدان بود خوش درخشيد و پايه گذار پنالتى شد و نيكبخت با توجه به انگيزه اى كه بعد از نيمكت نشينى و تشويق ممتد تماشاگران پيدا كرده بود، هم فشار را بر خط دفاع برق بيشتر كرد و هم پنالتى را با خونسردى تبديل به گل سوم پرسپوليس نمود. اگر منصورى و نيكبخت هميشه اينگونه بازى كنند، بدون شك جاى آنان روى نيمكت نخواهد بود.
۹- قطبى به درستى دست از هميشه سانتر كردن كشيد و به مهره هايش مجال فكر و بازى روى زمين را داد و ثمره اش را هم ديد، هر چند اگر كريمى، باقرى و واعظى را (كه يكى از روزهاى خوبش را پشت سر مى گذاشت)از پرسپوليس بگيريم، توان اين تيم به نصف كاهش خواهد يافت! و اين براى تيمى كه داعيه قهرمانى دارد در آينده مى تواند مشكل ساز باشد.
۱۰- پرسپوليس عالى نبود اما حداقل اشكالاتش را شناخته بود و در جهت رفع آن تلاش مى كرد. بهترين و اميدواركننده ترين قسمت، دست كشيدن از سانتر از همه زمين بود و همچنين بازى فشرده و اجراى پرسينگ صحيح كه از خط حمله شروع مى شد. پرسپوليس تا« تيم شدن» راه درازى در پيش دارد اما اين اميدوارى وجود دارد كه در اين راه قدم برمى دارد و به مانند بازى هاى قبلى اشكالات عيانش را انكار نمى كند. بردن برق كه هيچ شكستى در كارنامه اش ندارد آن هم با ۳ گل كار راحتى نبود اما پرسپوليس به خوبى از عهده اش برآمد تا اميدوارانه به بازى هاى آينده و ديدار فينال گونه با سپاهان بحران زده بينديشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چرا پرسپوليس هميشه ۲-۴-۴ بازى نمى كند؟
۱- برانكو ايوانكوويچ از اولين كسانى بود كه از سيستم ۱-۳-۲-۴ استفاده مى كرد، ايراد بزرگى كه كارشناسان فوتبال به برانكو داشتند اين بود كه فرقى نمى كرد ما با تركمنستان بازى داشته باشيم يا كره جنوبى، برانكو از ۲ هافبك استفاده مى كرد و عملاً هم قواى تهاجمى تيم را ضعيف مى كرد و هم يك بازيكن را از جريان بازى در بازى مقابل تيم هاى ضعيف تر خارج مى كرد. افشين قطبى در اولين فصل حضورش در ايران اصرار فراوانى بر استفاده از اين سيستم از خود نشان داد و يكى از دلايل اختلاف او با حميد استيلى در فصل قبل، همين موضوع بود. در حالى كه استيلى تيم را براى ۲-۴-۴ بسته بود و تمرينات پيش فصل را نيز بر همان مبنا انجام داده بودند، قطبى به يكباره تغيير سيستم داد و ۱-۳-۲-۴ را انتخاب كرد. هرچند با آن سيستم پرسپوليس و قطبى قهرمانى را به دست آوردند اما اين انتقاد در مورد قطبى هم وجود داشت كه استفاده از ۲ هافبك دفاعى در فوتبالى با مختصات فوتبال ايران چندان منطقى به نظر نمى رسد، عده اى بازيهاى كم گل و دفاعى پرسپوليس در فصل گذشته را به همين مسأله ربط مى دادند كه پرسپوليس از نيروهاى تهاجمى اش خوب بهره نمى گيرد.
۲- با شروع فصل جديد باز هم پرسپوليس با ۱-۳-۲-۴ محبوب قطبى راهى ميدان مى شد كه با توجه به نيروهاى تهاجمى كه پرسپوليس در اختيار دارد، تيم هاى ديگر آرزوى داشتن يكى از آنها را دارند، اوج بدسليقگى را نشان مى داد. اوضاع به همين منوال بود تا نيمه دوم بازى با سپاهان كه با ورود ديكارمو و خارج شدن آتسو از تركيب، شيوه بازى پرسپوليس به ۲-۴-۴ تغيير پيدا كرد. مشخص نيست در ذهن قطبى چه گذشت تا لزوم اين تغيير را احساس كرد اما اين تغيير ماهيت بازى پرسپوليس را تغيير داد. در نيمه دوم پرسپوليس هم صاحب موقعيت هاى فراوانى شد و هم فوتبال به مراتب بهترى را نسبت به نيمه اول و حتى بازى هاى قبلى اش به نمايش گذاشت.
۳- به قطبى يك توصيه ويژه داريم: نيمه دوم بازى با سپاهان را يك بار ديگر مرور كند تا متوجه توانايى هاى بازيكنانش و فرم درست تاكتيكى تيمش بشود.
بازى تركيبى پرسپوليس و حفظ توپ عالى اين تيم در دقايقى از بازى و خصوصاً صحنه اى كه به شوت كريم باقرى منجر شد (كه از كنار دروازه به بيرون رفت) يكى از آن صحنه هايى است كه بسيار شبيه تر به فوتبال بين المللى است تا سانترهاى بى هدف و بى حاصل كه پرسپوليس در بازى هاى قبلى اش خصوصاً بازى با استقلال و ابومسلم در دستور كارش قرار داده بود.
فرصت هاى به دست آمده، نوع چينش، حركت بازيكنان و بازى زيباى پرسپوليس در اين ديدار نشان از برترى سيستم ۲-۴-۴ به ۱-۳-۲-۴ قطبى دارد. هرچند كه يك ديكارموى ضعيف و كارنابلد فرصت هاى بسيار خوبى را هدر داد، اما موقعيت هاى پرسپوليس در نيمه دوم اين ديدار با موقعيت هاى به دست آمده در بازى هاى قبلى پرسپوليس قياس كنيد تا متوجه شويد پرسپوليس چه پتانسيلى براى بازى هجومى داشت و از آن استفاده نمى كرد.
فراموش نكنيد كه سپاهان تا قبل از اين بازى و ۹ گل خورده يكى از بهترين خطوط دفاعى ليگ را دارا بود. ۳ گل خورد و چند گل ديگر را هم نخورد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گزارشى از يك جشن سرخپوستى
• هادى خمسه
حتماً شما هم از صنعت شبيه سازى زياد شنيده ايد. صنعتى كه حتى در گزارشات فوتبالى به جاى واژه تمارض استفاده شده و برخى از گزارشگران از اين واژه استفاده مى كنند اما شبيه سازى عصر ارتباطات با دوران حكومت سرخپوستى مى تواند جالب باشد. گزارش را بخوانيد تا متوجه شويد كه هنوز هم رفتار برخى ها چقدر يادآور دوران حكومت سرخپوستى است. البته در لابلاى اين گزارش نگارنده مثل برخى از مسئولان در بين ۲ زمان عصر ارتباطات و سرخپوستى در رفت و آمد بود.
رئيس بزرگ غايب است
• باكومبا باكومبا: تو چه كاره هستى؟
- سلام، من خبرنگارم آمدم اينجا كه از جشن شما گزارش بگيرم.
• ها كومبا، گزارش چيه؟ به غريبه دختر نمى دهيم؟
- دختر چيه بابا، ببين سعى كن يك كم فيلم رو بزن جلو، تو دوران شما گزارش وجود نداشت الان علم پيشرفت كرده ها، وايسا من از رئيس بزرگ بپرسم. سكوت عجيب باغ را فرا مى گيرد. روى درخت ها بچه ها از شاخه هايى كه شبيه به ماكارونى است آويزان شده و مثل تارزان از اين سمت به آن سمت مى روند. صندلى ها دور ميزها و روى ميزها ميهمان ها بر سر خالى كردن ظرف ميوه مدام در جدال هستند اما هيچ كس متوجه نيست كه ميوه ها مصنوعى هستند، مردى به نام عقاب وارد جشن مى شود او از اينكه در جشن دير آمده ناراحت است، عقاب بزرگ خشمگين مى شود و با كاردى كه در جيب دارد روى پوست درخت حك مى كند، مى روم اما حرف نمى زنم فقط به خاطر تو مادر...
رفتن عقاب زود فراموش مى شود. مأمور نگهبانى سريع خود را مى رساند
و مى گويد زود بيا تو... اما تا ما نخواستيم هيچى نگير، نه گاز بگير، نه شكار كن، نه گزارش،هيچى. اين دستور يك سرخپوست بزرگ است.
• از او مى پرسم اينجا چه خبر است؟
-اينجا جشن است براى سرخپوستان.
•مرد سرخپوست با اشاره اى به دنياى امروز برگشته و مى گويد: بفرماييد اينجا جشن سرخپوشان است و من افتخار ميزبانى از چه كسى را دارم؟
•با لكنت مى گويم خبرنگار هستم. آقاى قطبى آمده اند؟
- خير.
• آقاى هدايتى چطور؟
- خير.
• آقاى آخوندى ؟
- ايشان هم نيامده اند.
• از هيأت مديره؟
- آقاى مصطفوى آمدند، رفتند.
• چرا؟
- احتمالاً خبر نداشتند.
مرد از دوران سرخپوستى برمى گردد
•چقدر سؤال مى كنى! باكومبا اصلاً تو اسم رؤساى قبيله را از كجا مى دانى؟
- عقاب بزرگ خشمگين شد! آنها هم نيامدند چرا كه باران سياه با نفرين قبيله پايينى موقع آتش ما باريدن گرفت؟
• آخر اينها چه ربطى به نيامدن اين افراد دارد.
- باران سياه باعث شد كه اين افراد يعنى رؤساى قبيله دودى را كه براى دعوتشان به عنوان علامت درست كرده بوديم نبينند و از سوى سازمان محيط زيست هم چند مأمور آمدند و جوانان مستعد و سرخپوست ما را به جرم آلودگى هوا دستگير كردند. آنها گفتند مگر ايميل، اس ام اس، نامه اختراع نشده و يا شايد هم علامت شما رسيده و آنها دوست نداشتند كه بيايند.
•خب راست گفته اند؟
-راست يا دروغ فرقى ندارد. ما كه نمى توانيم عليه رؤساى قبيله حرف بزنيم.
مرد يك بار ديگر به حال و هواى عصر ارتباطات برمى گردد و مى گويد آقاى خبرنگار اگر مى شود چشمهايت را ببند و قلم خود را استفاده نكن!
از او مى پرسم چرا شام نمى دهند! چرا آن پسر هندوانه ها را برداشته است و چرا فقط فرانك آتسو و پترويچ در جشن هستند اما هنوز به زبان امروزى حرف نزده كه بازهم حال و هواى سرخپوستى بر جشن حاكم مى شود. و بازهم همان نگهبان مى گويد: ما مى خواستيم گوشت آهو و بوقلمون و كبك و تيهو بدهيم اما به دليل ساعات خاموشى برق مايكروفرى كه شما امروزى ها جايگزين آتش كرده ايد كار نكرد نمى دانم چه شده چرا اينجا همه چيز تغيير پيدا كرده است. تا ديروز با آتش به هم علامت مى داديم حالا حرف از موجودى عجيب و غريب به نام ايميل است. تا ديروز شكار را موقع شكار مى خورديم اما حالا مى گويند فر خراب است و پيتزا كلاس ندارد. رفته اند چيزهايى آورده اند مثل كرم كه شما آن را ماكارونى مى خوانيد، باكومبا، ماكارونى ها ها ها...
اين اسم خيلى بامزه است. وقتى مى گوييد ماكارونى داريم آدم احساس مى كند مى گوييد «ما در گونى داريم» و من هم هى مى پرسيدم باكومبا شما در گونى چه داريد مگر در گونى شام مى دهند. آن ۲ ميهمان هم از جوانهاى تازه وارد اين قبيله هستند كه نمى دانم از كجا فهميدند اما خيلى خوب شد چون فقط اين ۲ نفر از قبيله هستند كه آمدند ،خوش آمدند، باكومبا صفا آوردند، هورا و من كه از تشابه جشن يك تيم سرخ با روزگار سرخپوستى در تعجب هستم پس از آنكه ماكارونى هاى جشن را خوردم و از پيدا كردن جوانى كه در تلافى عدم اهداى جايزه است هندوانه هاى وسط حوض را برداشت ناكام ماندم،خدا را شكر كردم .
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«ميداودى» در تيم فوتبال اميدهاى الاهلى
|
|
ميلاد ميداودى مهاجم سابق تيم استقلال اهواز در تركيب اميدهاى الاهلى به ميدان رفت. ميداودى كه درآخرين روز نقل و انتقالات فوتبال امارات از تيم استقلال اهواز به عنوان سهميه بازيكن اميد به تيم الاهلى پيوست علاوه بر حضور در تيم بزرگسالان در بازى هاى ليگ و جام اتصالات امارات در چهارچوب مسابقات اميد باشگاه هاى امارات هم در تركيب تيم الاهلى مقابل تيم الجزيره به ميدان رفت و تك گل تيمش را در اين بازى به ثمر رساند. در اين ديدار كه در مرحله چهارم اين بازى ها انجام شد بازى ۲ تيم اميد الجزيره و الاهلى به تساوى يك بر يك انجاميد.
|
|
|
محمدى: پيكان هم مدعى قهرمانى است
|
|
تيم پيكان قزوين پس از شكست مقابل استقلال حال و روز خوشى ندارد و با همين شرايط خود را براى ديدار با برق آماده مى كند. محمد محمدى، دروازه بان پيكان، تيمش را مدعى قهرمانى دانست و شكست مقابل استقلال را تلنگرى براى كسب نتايج خوب در آينده خواند. گفت و گوى ما با وى را در ذيل بخوانيد:
• در مورد ديدار با استقلال و شكست تيمتان صحبت كنيد.
- بازى خوب و درگيرانه اى بود. در اين بازى توپ در اكثر دقايق روى دروازه ها بود و تيم ها كمتر در ميانه ميدان كار را دنبال كردند. نيمه اول را خوب شروع كرديم و چند موقعيت خوب گلزنى نيز به دست آورديم اما با بدشانسى اين موقعيت ها از دست رفت، ما يك پنالتى را هم خراب كرديم و بعد از آنكه به گل اول دست يافتيم، استقلال عالى كار كرد و توانست ۳ گل به ما بزند. با اين حال در نيمه دوم بازى سراسر هجومى را ارائه داديم اما توپ هايمان به گل تبديل نشد. به هر حال دوشنبه روز استقلال بود. فقط مى توانيم اميدوار باشيم در آينده نتايج بهترى كسب كنيم.
• پس از هفته ها موفقيت مقابل استقلال نوار پيروزى هايتان پاره شد.
- معتقدم اين باخت در زمان مناسبى براى ما اتفاق افتاد. شكست مقابل استقلال تلنگرى به ما بود تا جايگاه خود را بفهميم. در كل باخت هم جزيى از فوتبال است. اكنون باخت مقابل استقلال را فراموش كرده ايم و فقط به بازى با برق مى انديشيم.
• آيا مى توانيم روى پيكان به عنوان يك مدعى قهرمانى حساب باز كنيم؟
- صددرصد. مطمئن باشيد پيكان مدعى اصلى قهرمانى در ليگ است. ما پتانسيل قهرمانى را داريم و اگر اين پتانسيل را نداشتيم تا الان در اينجاى جدول نبوديم.
• ديدار مقابل برق را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
- برق تيم بزرگى است. من سابقه بازى در اين تيم را هم دارم. در كل شناخت خوبى هم نسبت به اين تيم دارم. ما در اين بازى محكوم به برد هستيم چرا كه هر نتيجه اى به غير از پيروزى مارا از كورس قهرمانى عقب مى اندازد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|