نسخه
PDF
شماره ۴۳۶۷ - ۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - - ۲۹ آوريل ۲۰۰۹ 
صفحه ۱۰
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
• وحيد مظاهرى
به خواب بهارى نرويد
• اصغر اكبرى
براى محمد مايلى كهن كه نمى دانيم با او چه كنيم
093063.jpg
محمد مايلى كهن... هيچ وقت نشد بشناسيمش. هيچ وقت نتوانستيم درك كنيم كه چگونه انسانى است. نتوانستيم دريابيم كه او كيست و چيست و چه مى گويد و چرا مى گويد و چه مى خواهد و چرا مى خواهد. حرف حسابش اصلاً چيست. اين محمد مايلى كهن كه هيچ وقت حساب آدم با او صاف نمى شود. با محمد مايلى كهن كه طرفى ،هيچ وقت حسابت صاف نمى شود. يا بدهكارى يا بستانكار. به عبارت ديگر يا خيلى بدهكارى و يا خيلى بستانكار و اين صفتى است كه تنها و تنها و تنها و فقط و فقط و فقط محمد مايلى كهن برخوردار است از آن.
•••
چقدر شبيه على دايى است او. چقدر شبيه شاگرد خودش است. شايد به همين خاطر است كه از آن اول آبشان با هم در يك جوى نرفت. هر ۲ در سيما و رفتار و كردار و گفتار و عقايد طرف مقابل چيزى را مى ديدند كه «تحريك كننده» بود. كه ناراحت كننده بود. كه «عذاب آ ور» بود. كه «تهديد كننده» بود. هر ۲ همديگر را چنان دفع مى كردند كه قطب هاى همجنس آهن ربا. كسى چه مى داند؟ شايد هر ۲ بى آنكه خود بدانند داشتند در سيما و كردار و رفتار طرف مقابل خود را مى ديدند كه چقدر تلخ و تند و بداخلاق و بدعنق و نامهربانند با ديگران. شايد خود را مى ديدند كه چگونه دارند با عصبيتى غيرقابل توصيف و غيرقابل باور، به ديگران- خوب ها و بدها- حمله مى كنند. از همين روست كه اين ۲ نفر هيچ وقت شاگرد و استاد نشدند. از همان اول هر ۲ رو به روى هم قرار گرفتند و شاخ و شانه كشيدند. دايى البته انصافاً بيشتر حرمت نشان داد و حق شاگردى را به جاى آورد. دايى كمتر پيش آمد كه در جنگ ها پيشقدم شود و دست به شمشير ببرد و شروع كننده باشد. با اين حال در حملات تند و بى منطق و عصبى و كنترل ناپذير على دايى به منتقدان هم همان سيماى محمد مايلى كهن را مى بينيم و درمى يابيم كه اين ۲ به راستى كپى برابر اصل يكديگرند.
•••
بحث شباهت هاى دايى و مايلى كهن نيست. بحث اصلاً على دايى نيست كه اين روزها در كنج انزوايى يافته براى خود و دارد دوباره نقشه تسخير فوتبال ايران را مى كشد و لابد دارد مثل ژنرال هاى قديم در قلعه اى دور افتاده، ارتش جمع مى كند براى فتح مجدد ملوك الطوايفى فوتبال ايران. بحث بر سر محمد مايلى كهن است و او آنچنان خودش را گره زده در على دايى كه هروقت از يكى از اين ۲ نفر سخن مى گوييم تصوير نفر دوم در ذهنمان زنده مى شود بى هيچ تلاشى.
•••
محمد مايلى كهن را متهم كرده بودند به اينكه هر وقت تيم ندارد آنقدر عليه اين و آن حرف مى زند تا تيم بگيرد خب، خودش ثابت كرد كه اين قضيه صحت ندارد. اتفاقاً بر عكس، وقتى ۲ تا ۲ تا تيم دارد ۲برابر ۲برابر حمله مى كند. اگر قبلاً خار چشم او، برانكوى بينوا و سرگشته بود حالا با يك دست به على دايى شليك مى كند، با دست ديگر امير قلعه نويى را هدف مى گيرد، به افشين قطبى و زندگى خصوصى او - كه طبق حكم شرع بايد پوشيده بماند و مؤمنان وظيفه دارند كه پيگير مسائل شخصى مؤمن ديگر نباشند - مى تازد و يك روز شفيعى زاده ها را هدف قرار مى دهد و روز ديگر تيغ مى كشد براى زدن ريشه فيروز كريمى. و ما همچنان هاج و واج مانده ايم اين وسط كه چرا؟ اين همه نفرات از كجاست؟ اين همه عصبانيت و عصبيت از چه روست؟ اين همه جنگ ناتمام و دعواهاى نيمه كاره از براى چيست؟ ما همچنان هاج و واجيم و گيج و ويج. سرمان تلوتلو مى خورد وقتى به حجم مصاحبه هاى منفى مايلى كهن در سال هاى اخير فكر مى كنيم. اين اغراق نيست. بايد تمام مصاحبه هاى او در سال هاى اخير را جمع كرد و وزن كرد تا دريافت كه او چند درصد عليه اين و آن حرف زده و چند درصد به نفع اين و آن. من كه فكر مى كنم ۸۰ درصد مى زند و۲۰ درصد نقد مى كند. حمايت كه ديگر هيچ!
•••
يكبار ديگر فيلم هاى مصاحبه او را تماشا كنيد. اين بار مهركلام نشويد. به زبان «بدن» او توجه كنيد نه زبان كلام. ببينيد كه محمد مايلى كهن، وقتى سخن مى گويد چه عكس العمل هاى فيزيكى از خود بروز مى دهد! او مى لرزد، هيجان زده  مى شود، رعشه مى افتد بر دست ها و اندامش. گزارشگر تلويزيونى شق و رق و صاف و ساده ايستاده و ميكروفون را دراز كرده سمت او اما مايلى كهن نمى تواند حتى صاف بايستد. مدام تكان مى خورد،مدام جا عوض مى كند، مدام مى رود و مى آيد، مدام تحرك دارد. به حركت دستش نگاه كنيد. صاف نيست، رعشه دارد. چرا؟ مشكل او چيست؟
•••
او حالا پس از آنكه چندين و چند بار با بيانيه  هاى مختلف، فضاى ملتهب فوتبال نوروزى پر از باخت را بمباران كرد، حالا نوك پيكان را متوجه فيروز كريمى كرده. او اتهاماتى را بر زبان آورده و تأكيد كرده كه براى اثبات آن مدرك دارد كه هولناك و رعب آور است. اينكه نيت او پاك است يا نيست ديگر موضوع مهمى نيست - حتى اگر محمد مايلى كهن پاك ترين آدم روزگار باشد- كه خودش مى گويد نيست. حتى اگر خالص ترين و صاف ترين نيت دنيا هم مال او باشد، اين راه و رسمش نيست. كسى اگر از فيروز كريمى يا ديگران مدرك دارد چرا در رسانه  ها آن  را «رو» مى كند؟ چرا كار كشيده نمى شود به اتاق هاى مخفى فدراسيون و كميته انضباطى يا سازمان تربيت بدنى؟ چرا اول بى آنكه كسى خبردار شود، بى  آنكه با آبروى كسى بازى شود، بى  آنكه ۳ هفته از عمر كسى مثل امير قلعه نويى بر سر هيچ و پوچ به آتش كشيده شود، چرا نبايد اول قضيه را در خفا بررسى كرد و هر وقت صحت و سقم آن مشخص شد، آن وقت كار را كشاند به رسانه ها؟ محمد مايلى  كهن اما نمى تواند. او نه تنها مصلحت انديش نيست كه متأسفانه «آبرو انديش» هم نيست. او ديگر ترمز نمى كند. پا را گذاشته روى پدال گاز تا آنجا كه مى تواند گاز مى دهد و هر كه را مى خواهد زير مى گيرد! آخر برادر! چرا؟
•••
يك سؤال. آيا محمد مايلى كهن، كلانتر فوتبال ايران است كه هر جا دعوا مى شود، كه هرجا كسى حضور دارد، كه هرجا كسى هست، او يكدفعه مى آيد وسط و برخورد مى كند و حكم مى دهد؟ كاش كلانتر بود. كلانترها فقط بازداشت مى كنند. او حكم مى دهد و خودش هم اجرا مى كند. او مسلماً آدم خوبى است و مثل بنده گناهكار به موسيقى علاقه ندارد و قطعاً مثل اين حقير، سمت آثار گروه هاى ضاله خارجى نمى رود اما او از ديد من، بيانگر يك بيت از شعرهاى معروف گروه متاليكاست. «من خودم قاضى و هيأت منصفه و جوخه اعدامم» تو اين طورى هستى سيد؟
•••
محمد مايلى كهن هر روز چوب خط جديدى مى اندازد روى سياهه حملات خود. او هر روز يك خط اضافه مى كند به خطوطى كه نشانه حملات آتشين او هستند. از معاون رئيس جمهور تا سرمربى تيم ملى و سرمربيان مختلف، هيچ كس از نيش زبان او در امان نيست. او حتى دادگاهى هم شد اما حكم ممنوع المصاحبه شدن خود را نيز به هيچ انگاشت. سؤال اينجاست. قربانى بعدى كيست برادر؟
•••
تكليف ما با محمد مايلى كهن چيست؟ دوستش داشته باشيم يا از او متنفر باشيم؟ حق را به او بدهيم يا او را از هر حقى محروم كنيم؟ سياه بدانيمش يا سپيد؟ تحملش كنيم يا بى خيالش شويم؟ هيچ كس نمى داند. او هم مثل «على دايى» فقط يك علامت سؤال بزرگ است كه هر چه بيشتر مى خواهيم بشناسيمش كمتر موفق مى شويم. باز هم قلم، اسم على دايى را نوشت. گفته بودم كه اين ۲ نفر را نمى شود از هم تفكيك كرد.
موفقيت ما در آسيا به صعود ۲ تيم به دور بعد محدود مى شود
• وحيد مظاهرى
۱- هيچكدام از نمايندگان ما در رقابت هاى آسيايى از نظر روحى و روانى آماده نبودند. پرسپوليس از نظر بار تجربى قوى تر بود. سپاهان با داشتن يك نايب قهرمانى تجربه خوبى دارد اما از نظر روحى شرايط خوبى ندارد. استقلال و صبا هم كه فوق العاده بى تجربه عمل كردند اين يكى از دلايل غيرفنى بود كه باعث ناكامى تيم ها شد اما در بعد فنى اصول حركتى بازى سنگين و شرح وظايف كه به درستى براى نفرات شرح داده نشده بود و از نقاطى ضربه خورديم كه حتى مربيان هم احتمالش را نمى دادند. در ادامه راه فكر نمى كنم بتوانيم به توفيقى دست پيدا كنيم. به اين خاطر كه حريفان با برنامه جلو آمده اند و بعضاً با توجه به شرايطى كه دارند شانسشان براى قهرمانى بيشتر خواهد بود. پرسپوليس ،۶۰ استقلال ۲۰ ، صباى قم ۱۰ و سپاهان ۴۰ درصد شانس صعود دارند. صعود ما از اين مرحله مى تواند موفقيت ايران در ليگ قهرمانان آسيا باشد. تيم هاى ديگر سال هاى گذشته اين مراحل را طى كرده اند. حضور در اين رقابت ها مهم نيست، مهم اين است كه نتيجه گيرى كنيم. انشاءالله طى سال هاى آينده نتيجه گيرى در دور دوم بازى ها موفقيت براى ما محسوب خواهد شد. تنها خوشحالى ما اين است كه ۴ نماينده در آسيا داريم.
۲- در جام حذفى و حساس ترين ديدار بازى بين پرسپوليس و سپاهان است كه شرايطى كاملاً مشابه به هم دارند. صندلى مربيان ۲ تيم متزلزل است از نظر روحى شرايط خوبى ندارند اما از نظر انگيزش هر ۲ تيم به اين جام احتياج مبرم دارند. در بعدى فنى هر ۲ تيم تك ستاره هاى سرنوشت ساز دارند و هم در كار گروهى خوب عمل مى كنند. به عقيده من شانس پرسپوليس نسبت به سپاهان بيشتر است. چرا كه بازى در آزادى است و با حمايت هواداران اين تيم مى تواند نمايش بهترى داشته باشد. البته سپاهان بارها نشان داده است كه در تهران و مقابل پرسپوليس خيلى خوب و راحت فوتبال بازى مى كند. به هر حال همه چيز به نحوه تمرينات در اين هفته و شرايط روز بازى بستگى دارد.
به خواب بهارى نرويد
فوتبال هنوز تمام نشده
093060.jpg
پايان يافتن مسابقات ليگ به معناى پايان فوتبال باشگاهى نيست و نبايد چنين برداشت شود كه قرار است فوتبال در ايران به خواب زمستانى فرو برود. جام حذفى در پيش است و ليگ قهرمانان آسيا نيز هنوز جريان دارد. ضمن اينكه تيم ملى خود را آماده مى كند تا در ۳ ديدار حساس و سرنوشت ساز و مرگ و زندگى به مصاف رقباى خود برود. فوتبال باشگاهى در دسته  هاى ديگر نيز ادامه دارد. ليگ دسته اول به روزهاى فينال گونه پايانى نزديك شده. ليگ دسته دوم نيز چنين وضعيتى دارد. فينال بازى هاى اميدهاى تهران نيز ۵شنبه برگزار مى شود تا تكليف تيم قهرمان اين رقابت ها مشخص شود. رسانه هاى ورزشى نبايد قهرمانى استقلال را پايان كار فوتبال باشگاهى بدانند.
•••
اينكه چه تيمى در جام حذفى قهرمان مى شود يك بحث است و اينكه رقابت هاى حذفى با چه حجم از حواشى به پايان خواهد رسيد بحثى ديگر است. قهرمانى استقلال و ناكامى ذوب آهن خود عاملى است تا اين ۲ تيم رقابت هاى حذفى را با اهداف متفاوتى سپرى كنند. قلعه  نويى در استقلال دنبال پنجمين جام قهرمانى رسمى خود است و ذوب آهن ابتدا به صاف كردن حساب  با فولاد و پس از آن به جبران قهرمان از دست رفته مى انديشد. فولاد و مجيد جلالى هرچند از هم جدا مى شوند اما هر ۲ به دلايلى متفاوت به دنبال سهميه آسيايى هستند. صبا، سپاهان و پرسپوليس نيز پس از دست دادن سهميه آسيايى در ليگ حالا با تمام وجود مى جنگند تا در جام حذفى مجوز حضور در ليگ قهرمانان را كسب كنند. سپاهان و فرهاد كاظمى در تقابل با پرسپوليس وينگادا، دوئلى را برگزار مى كنند كه بازنده اش قطعاً دست به تغيير مربى خواهد زد. جالب اينجاست كه كاظمى و وينگادا هر ۲ شرايطى يكسان دارند. هر ۲ جايگاه خود را در خطر مى بينند و هر ۲ توسط هواداران مورد استيضاح قرار گرفته اند. صبا نيز براى دريافت سهميه آسيايى بايد از سد حريفان خود عبور كند و جام حذفى را فتح نمايد تا حداقل خيالش از بابت تداوم حضور آسوده باشد.
•••
ليگ قهرمانان آسيا را از ياد نبريد. هر ۴ تيم ايرانى اوضاع نامناسبى دارند اما مى توانند با استفاده از امتياز ميزبانى به آنچه مى خواهند برسند. بدترين وضعيت در ميان نمايندگان ايران به استقلال تعلق دارد كه اين تيم با توجه به قهرمانى در ليگ برتر مى تواند با روحيه اى مضاعف به مصاف حريفان خود برود. در حقيقت قهرمانى رؤيا گونه در مشهد حالا مى تواند سوخت مناسبى باشد براى استقلالى كه مى خواهد در ۲ بازى و با كسب هر ۶ امتياز ممكن و اميد به رقم خوردن نتايج ديگر، به دور دوم راه پيدا كند. براى استقلال هيچ چيز بهتر از اين نيست كه بايد در آزادى با الاتحاد مقابله كند. اين تقابل اگر با پيروزى استقلال همراه شود، الاتحاد را در بازى آخر با انگيزه برد به مصاف رقيب روز پايانى خواهد فرستاد و اين براى استقلال يعنى باز شدن روزنه اميد. پرسپوليس بايد دوباره در خارج از خانه بازى كند و اين خوب است. بعد از باخت تحقيرآميز آسيايى، اين امكان وجود داشت كه پرسپوليس در تهران از حمايت تماشاگران برخوردار نشود اما حالا اين تيم بايد در حضور تماشاگران مشتاق ايرانى مقيم امارات به مصاف تيم سقوط كرده الشارجه برود و اين خود فرصتى است تا پرسپوليس اهمال قبلى خود را جبران كند. از ياد نبريد كه پرسپوليس در آزادى نيز با سپاهان مصاف مى دهد و پيروزى در اين ۲ بازى سبب خواهد شد تا اين تيم با حداكثر روحيه آخرين ديدار آسيايى خود را نيز پشت سر بگذارد. آنها بيشترين شانس را براى صعود به دور بعد دارند.
•••
سپاهان بايد در امارات با الشباب بازى كند. اين بازى فينال گونه در حالى صورت مى گيرد كه سپاهان پيش از اين بازى مرگ و زندگى خود در جام حذفى با پرسپوليس را پشت سر گذاشته است. ديدارى كه قطعاً بردن يا باختن در آن روى روحيه نفرات اين تيم تأثير خواهد گذاشت. سپاهان امسال شانس مناسبى براى صعود داشت اما نتوانست از آن بهره مند شود. آنها البته هنوز از شانس خوبى برخوردارند و نياز به يك ريكاورى روحى دارند. شايد حذف پرسپوليس در آزادى تضمين كننده صعود به دور حذفى آسيايى نيز باشد.
•••
صبا و الهلال در قم. اين عجب ديدارى مى شود. فيروز كريمى پس از ناكامى در كسب سهميه آسيايى و پس از نتايج نامطلوب در آسيا حالا بشدت نيازمند ۲ پيروزى پشت سر هم در بازى هاى باقيمانده ليگ قهرمانان است. فيروز اگرچه به صعود تيم خود به مرحله حذفى مى  انديشد اما نمى توان انكار كرد كه براى تقويت جايگاه خود نيز مى جنگد. از فيروز كريمى بيشتر از اينها انتظار مى رفت اما نتايج آسيايى او اصلاً در حد و اندازه هاى نامش نبوده است.
•••
همه اينها را نوشتيم تا دوباره تأكيد كنيم فوتبال باشگاهى ما به خواب بهارى نرفته است، فوتبال ادامه دارد.
چون برنامه نداريم موفق نمى شويم
• اصغر اكبرى
۱- نمايندگان ما در آسيا روند خوبى نداشتند، يعنى پتانسيل فوتبال ما در اين سطح نيست. از ميان ۴ نماينده كه مدعيان ليگ برتر هستند فقط يك تيم شانس صعودش زياد است. هيچ وقت فوتبال ما تا اين اندازه به اين شرايط بد نرسيده بود. حتى عرب ها نيز ما را پشت سر گذاشتند. ما هنوز به سبك سنتى بازى مى كنيم. مديران و مربيان ما حتى به سبك سنتى فكر مى كنند.اگر هنوز كورسويى در اين ميان وجود دارد به خاطر پتانسيل بازيكنان است كه به اصطلاح فوتباليست به دنيا آمده اند به هر حال با اين پتانسيل حيف است كه جايگاهى در بين تيم هاى آسيايى داشته باشيم. ما برنامه در كارمان نداريم. دائماً با يك آهنگ خاص بازى مى كنيم. ۱۱ نفره اى كه به ميدان مى روند همان هايى هستند كه در بازى قبلى به ميدان رفتند. مربيان براى هر بازى سيستم و روشى ندارند. تمام بازى ها به يك شكل پيگيرى مى شود. در اين بازى هاى آسيايى در هيچكدام از نمايندگانمان نديديم كه به يك سوم دفاعى حريف بروند و پرس انجام دهند. اين مشكل را در بازى هاى خانگى هم داريم. بازى بدون توپ ما كم شده و فقط مهاجم پا به توپ حركت رو به جلو انجام مى دهد و سايرين ايستاده بازى را دنبال مى كنند. بايد براى مقابله با حريف استراتژى مشخص داشته باشيم. فقط استقلال است كه از گوشه ها از جناح راست خود استفاده مى كند و توپ را به دروازه حريف نزديك مى كند. تيم هاى ما حريفان را خوب آناليز نمى كنند در عوض حريفان ما را به خوبى آناليز مى كنند! بايد تغييرى در سبك بازى و تفكر مربيان و مديران ما به وجود بيايد. وينگادا در پرسپوليس هم چنين روشى دارد ضمن اينكه او مربى اخراجى همين عرب ها بوده كه در حال حاضر سرمربى مطرح ترين تيم كشور شده است. مشكل ما اينجاست كه مربى با سبكى هم به كشور نمى آوريم. گاس هيدينك وقتى كره را به جام جهانى برد ۲ سال در كره گشت تا بازيكنانى را پيدا كند كه به سيستم ۲-۵-۳ بيايند. ما در يارگيرى هم مشكل داريم. اول فصل ۶ مهاجم مى گيريم و مدافع هيچ! فقط به دنبال مهره هاى خوب هستيم و به اين فكر نمى كنيم بايد نفراتى را بياوريم كه به سيستم تيم بخورند. مربيان ما نبايد مانند تماشاگران، بازيكنان را محك بزنند. مربى بايد صاحب سبك باشد. بايد مطالعه خود را بيشتر كنيم از موفقيت هاى كشورهاى ديگر درس بگيريم و نقاط مثبت آنها را آويزه گوشمان كنيم. بايد يك وفاق ملى صورت گيرد. آقاى ايكس ۳ هفته مربى يك تيم است و نتيجه نمى گيرد و بركنارش مى كنيم، هفته بعد روى نيمكت يك تيم ديگر نشسته است! من مربى نبايد خودم را به هر چيزى بفروشم. مديران ما نيز بايد قوى تر عمل كنند.
۲- در اين شرايط اگر تيم ملى به جام جهانى برود يك فوتبال مريض را به نمايش خواهد گذاشت. اگر قرار است شرايط اينگونه باشد خدا كند به جام جهانى صعود نكنيم تا بلكه چيزهايى در فوتبال ما درست شود. نرفتن به جام جهانى يعنى زير سؤال رفتن افراد. اين مورد باعث مى شود فوتبال تكانى بخورد. قطبى تا حدودى امتحانش را پس داده است. او مى تواند تيم را كه بيش از هر زمانى به روحيه احتياج دارد، از لحاظ روحى و روانى كمك زيادى به آن بكند . در زمان على دايى، اتفاقات خوبى در فوتبال به وقوع پيوست. او بازيكن سالارى را برانداخت و نظم و انضباط را سرلوحه كار قرار داد اما بعد از آمدن روته مولر او تمركزش را از دست داد تا در نهايت بركنار شد. محصص كنار قطبى قرار گرفته است كه مى تواند نقش استيلى را مانند سال گذشته در پرسپوليس ايفا كند اما به عقيده من شخص استيلى براى دستيارى قطبى در اين شرايط گزينه بهترى بود. قطبى مى تواند توان روحى تيم را بالا ببرد و دستيار ايرانى اش از لحاظ فنى تيم را حمايت كند.
۳- در بازى جام حذفى كه حساس ترين آن بازى بين پرسپوليس و سپاهان است كه به عقيده من پرسپوليس از لحاظ روحى و روانى شرايط بهترى دارد. امتيازى كه پرسپوليس نسبت به سپاهان دارد بازى در آزادى و حمايت هوادارانش است اما در مجموع من شانس پيروزى را ،۵۰ ۵۰ مى دانم.
۴- استقلال نيز مقابل مس  رفسنجان قرار مى گيرد كه به عقيده من مس مى تواند حريف سرسختى براى استقلال باشد ضمن اينكه من شناخت خوبى از اين تيم دارم و به لطف مربى بدنساز اين تيم لطفى بازيكنان دوندگى و جنگندگى خاصى در زمين دارند. استقلال بايد خيلى هوشيار باشد.
ابوالهيل: با حضور كاظمى در سپاهان همه دچار مشكل شده اند
093129.jpg
عبدالوهاب ابوالهيل هافبك عراقى تيم فوتبال سپاهان گفت: از وقتى فرهاد كاظمى به سپاهان آمده همه در اين تيم دچار مشكل شده اند.وى درباره مشكلات اخير با فرهاد كاظمى عنوان كرد: او بى دليل از من ناراحت شده است و خودم هم نمى دانم مشكل اين مربى چيست؟ او با بيان اينكه هرگز پيراهن سپاهان را به زمين نينداخته است؛ ادامه داد: وقتى فرهاد كاظمى در برنامه ۹۰ گفت من پيراهن تيم را به زمين انداخته ام و به همين دليل اخراجم كرده؛ ناراحت شدم. چون در ۳ سالى كه در اين تيم بودم چنين مشكلاتى نداشتم و مديريت هم مى داند كه من دنبال حاشيه نيستم. اين بازيكن تاكيد كرد: بين نيمه دوم بازى با پاختاكور كاظمى به من گفت بايد تعويض شوى و من هم ناراحت شدم. چون اين فقط من نبودم كه بد بازى مى كردم.
عرب ها از ما سبقت گرفتند و ما هنوز درجا مى زنيم
• مسعود معينى
۱- مشكلاتى كه تيم هاى ما در رقابت هاى آسيايى داشتند عدم آمادگى تيم ها و برنامه فشرده بازى ها و عدم برنامه ريزى دقيق و مناسب و نداشتن اطلاعات كامل و كافى از حريفان بود. تيم هايى نظير ژاپن كه ۴ نماينده اش صدر جدول گروه ها را در اختيار گرفته اند با برنامه پا به ميدان گذاشتند. با برنامه ريزى دقيق، ژاپن هم ليگ را برگزار كرد و هم در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى حضور داشت و هم با اقتدار در آسيا حاضر شد. كشورهايى مانند ايران كه اولين بار است با چندين ترافيك بازى ها مواجه مى شود، نمى تواند برنامه ريزى خوبى براى پيگيرى بازى ها داشته باشد. تيمى مثل پرسپوليس دور رفت را در ايران خوب نتيجه مى گيرد اما در بازى هاى برگشت نااميدكننده ظاهر مى شد. حضور در اين مسابقات نيازمند كادر مديريتى قوى و داشتن حداقل اطلاعات آسيايى است كه متأسفانه تيم هاى ما فاقد اين ويژگى بودند. اين اطلاعات مى تواند از گذشته و سابقه حريف باشد يا در طول بازى رفت به دست آيد همان طورى كه الغرافه در تهران شكست خورد اما در قطر با شناخت خوب پرسپوليس را در هم كوبيد. مورد بعدى كه جزو عوامل ناكامى تيم هاى ما در آسيا به شمار مى آيد عدم آمادگى جسمانى بازيكنان بود. نفرات ما پيش از آغاز فصل از وضعيت بدنى خوبى برخوردار نيستند يعنى آموزش نديده اند كه به عنوان يك بازيكن حرفه اى چگونه در تعطيلى بازى ها، اندام خود را متناسب و آماده نگه دارند. ضمن اينكه اوج رقابت هاى آسيا مصادف شد با هفته هاى سرنوشت ساز تيم ها در ليگ برتر. ۴ نماينده ما در ليگ هم استرس و فشار زيادى را تحمل مى كردند. استقلال براى قهرمانى، سپاهان و پرسپوليس و صباى قم هم به دنبال سومى ليگ و گرفتن سهميه آسيايى براى سال آينده بودند. فشردگى بازى ها و حساسيت هر ۲ تورنمت باعث افت تيم ها شد. اگر تيم ها برنامه ريزى خوبى داشتند حتماً از پس ۲ جام برمى آمدند. به عقيده من اين عوامل باعث ناكامى ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا بود.
۲- نگرش قديمى مى گويد سطح فوتبال ما بالاتر از سطح فوتبال عرب ها است اما واقعيت اينجاست كه آنها با اينكه عقب تر از ما بودند اما پيشرفت كردند و ما در طول راه توقف كرديم كه در حال حاضر با نگرش گذشته ، توقف خود را احساس نمى كنيم. از ميان نمايندگان شايد ۲ تيم ما شانس صعود داشته باشند. با توجه به ناكامى ايران مقابل عرب ها به عقيده من در دور بعد با تيم هاى آسياى شرقى به مشكل برخواهيم خورد. ضمن اينكه ما در انتخاب بازيكنان خارجى و كمكى اصلاً عملكرد خوبى نداشتيم برعكس ازبك ها و كره اى ها تيم خوبى را راهى مسابقات كردند.
۳- يكى از ديدارهاى حساس جام حذفى بازى پرسپوليس و سپاهان است كه برد با تيمى است كه از نظر انگيزش سطح بالاترى داشته باشد كه به عقيده من ۲ تيم در اين مورد با هم برابرند. پرسپوليس براى جبران ناكامى ليگ و آسيا قصد دارد هر طورى شده در جام حذفى موفق باشد، سپاهان نيز با همين شرايط جام حذفى را از دست نمى دهد. البته عدم حضور نويدكيا كه نبودش كاملاً چشم گير است و غيبت چند بازيكن ديگر در روند تيمى سپاهان تأثيرگذار خواهد بود. به هر حال من براى هر ۲ تيم شانس مساوى قائل هستم.